نقد و بررسی کمیک بوک پاپای

توسط : در تاریخ : سه شنبه, می 15th, 2012

ملوان زبل کودکی ها دوباره به همراه دوستانش به دنیای کمیک بازگشته است، با تمام آن حس نوستالژیک و خاطره انگیز گذشته. خیلی از زمانی که ملوان زبل به صورت سیاه و سفید چاپ می شد گذشته است، شاید این ایده کمی با ریسک همراه باشد اما در کل ایده ای ناب و جدید است.

ناشر IDW
نویسنده Roger Langridge
طراح Bruce Ozella
سال انتشار ۲۰۱۲
تعداد قسمت ها ۴

خوب

اولین ایده ای که عملی شده است، حفظ کیفیت داستانی سابق است که البته با کیفیت تصویری امروزی نیز همراه است. طراحی این کار با “بروس اوزلا”ست که به خوبی از پس این کار برآمده است، طرح روی جلد برگرفته از کمیک استریپ Action Comics#1 است که چندی پیش با قیمتی میلیون دلاری به فروش رفت که البته شاید این طرح کنایه ای به این حرکت DC باشد!

نویسنده داستان “راجر لانگریج” و داستان به ۴ بخش مجزا تبدیل شده است که هر جلد روایت گر داستانی جداگانه است. در قسمت اول شخصیت های ایوجین، اُلیو اُیل، برادرش کَستِر، ویمپی، بلوتو و عجوزه دریا حضور دارند. طراحی داستان به خوبی انجام شده و حس نوستالژیک را به خوبی در مخاطب القاء می کند. شخصیت ویمپی همان احمق قدیمی است و بلوتو همان دشمن همیشگی ملوان زبل.


بد

کمیک، داستان نسبتاً خوبی دارد اما کاستی هایی در اون به چشم می خورد. در قسمت اول کستر در روزنامه اطلاعیه ای راجع به گم شدن موجودی شبیه به ایوجین می بیند و به همراه اویل تصمیم می گیرند تا سراغ ملوان زبل رفته و با او برای یافتن این موجود راهی دریا شوند. شاید بهتر بود به خاطر کوتاه بودن تعداد قسمت ها، داستان به صورت ادامه دار نوشته می شد تا در نهایت و قسمت چهارم به پایانی خوب تبدیل شود اما بر خلاف تصور خود من این اتفاق نیافتاده است. تا اواسط داستان همه چیز کاملاً حساب شده و روی برنامه جلو می رود اما تا به اواخر داستان نزدیک می شویم تمامی مسائل به یک باره حل می شود و ملوان زبل و دوستانش به خوشی به نزد خانواده خود باز می گردند، گویی نویسنده تا به صفحات آخر نزدیک شده یادش افتاده که باید داستان رو جمع کند! تا آنجایی که می شود یادآوری کرد همیشه اویل و ملوان زبل رابطه ای گرم و صمیمی داشتند اما بر خلاف تصور در این داستان رابطه آن ها بسیار خشن و خشک است.


زشت

عجیب ترین قسمت داستان نبودن اسفناج است! شاید تا صفحه ی آخر منتظر خوردن اسفناج ملوان زبل بودم، اما متأسفانه تو این داستان ملوان زبل احتیاجی به آن ندارد و به قدر کافی قدرتمند هست، شاید با تنها چیزی که می توان با آن ملوان زبل را یاد کرد کلمه ی اسفناج باشد، اما بنا به دلایلی نامعلوم در قسمت اول خبری از اسفناج نبود.

جمع بندی:در نهایت نمی توان این کتاب را در ژانر خاصی طبقه بندی کرد و بین این خیل عظیم داستانهای ناب و جدید حرفی برای گفتن ندارد اما طبیعتاً یادآور خاطرات کودکی ماست.

[rating:5/10]


درباره Popeye

پاپای یا به اصطلاح خود ما ملوان زبل شخصیتی است که در سال ۱۹۲۹ توسط Elzie Crisler Segar خلق شد. ملوان زبل باخوردن اسفناج قدرت جابه جا کردن ماه هم پیدا می کند، پیپ او از نمونه های بارز ابزاری است که از آن استفاده های زیادی می کند، از جمله باز کردن در اسفناج، پرواز کردن. معشوقه او زن لاغر اندامی به اسم Olive Oyl است و رقیب عشقی او Bluto نام دارد. از این کمیک استریپ تا به حال چندین انیمیشن، فیلم سینمایی و بازی اقتباس شده است.