بررسی شماره ۶ کمیک Moon Knight

توسط : در تاریخ : دوشنبه, آگوست 25th, 2014

شماره پایانی آرکی داستانی که هیچ کس نمی خواست به پایان برسد عرضه شد با نگاهی به مجموع ران و این شماره وارن الیس و دیکلان شلوی با ما همراه باشید.


Moon Knight (2014)Moon Knight #6

  •  نویسنده: Warren Ellis
  • طراح: Declan Shalvey
  • رنگ‌زنی: Jordie Bellaire
  • ناشر: Marvel

هرگز دوست نداشتم شماره ی آخر شوالیه ی ماه به قلم وارن الیس را بخوانم. این شماره یک هفته ای خوانده نشده برای من ماند تا اینکه بالاخره تصمیم بگیریم که با نویسنده و طراح یکی از بهترین کمیک های در حال انتشار خداحافظی کنم.

شماره ی ششم شوالیه ی ماه به لطف وارن الیس و دکلان شلوی یکی دیگر از شماره های درخشان این کمیک بود. یک داستان سرراست دیگر ، پر از خشونت، زد و خورد و دیالوگ هایی که مابین فریم ها به چشم میخورد. البته این شماره یکی از پردیالوگ ترین قسمت های مجموعه بود. در این شماره با یک پلیس ساده روبرو هستیم که ایده ای دردسرساز به ذهنش خطور میکند. پلیسی که از قسمت اول این سری او را دیده بودیم و حالا در شماره ی اخر از این آرک مستقیما شوالیه ی ماه را هدف گرفته. شاید خیلی هم دور از ذهن نباشد که کسی بخواهد یک سوپرهیرو را بکشد و با زدن ماسک او در عرض یک شب تبدیل به “خود او” شود. اما مشکل اینجاست که وقتی یک نفر را کشتید، نمیتوان دوباره او را کشت. کشتن شوالیه ی ماه غیرممکن به نظر میرسد و این اصل هر شماره باید به خلافکاران و تبه کاران شهر اثبات شود.

یکی از لذت های خواندن شوالیه ی ماه این بود که هرشماره به نوعی یک “stand alone” محسوب میشد. از هر شماره که شروع به خواندن میکردید با داستانی جدا و پایان بندی مشخص روبرو میشدید. هیچ کلیف هنگری در کار نبود و هرشماره داستان خاص خود را داشت. این به نویسنده فرصت میداد تا با فرار از پرداختن به گذشته ی سوپرهیروی ماجرا که احتمالا گذشته ای کلیشه ای ماننده همه ی سوپرهیروهای دیگر بود و شخصیت های فرعی که دور او را گرفتند، به اصل ماجرا بپردازد. اصل مارجرایی که در فریم ها و پلن هایی خونین خلاصه میشود. هرچند این تک شماره بودن باعث شد تا بسیاری آن را ضعف تلقی کنند و از نبود داستانی ادامه دار و پیش رونده شکایت کنند درحالی که به نظرم چنین فرمتی دقیقا نقطه ی قوت و وجه تمایز شوالیه ی ماه با دیگر کمیک ها بود. شماره ی ششم هم دقیقا به اندازه ی پنج شماره ی قبل خواندنی و لذت بخش بود و درمجموع کیفیت کمیک تا حدی بالا بود که به نظرم ادامه ی آن و نویسنده های بعدی به نوعی محکوم به شکست و مقایسه شدن با این شش شماره ی عالی هستند.

شاید یکی از مشخصه های اصلی کاراکتر شوالیه ی ماه کم حرفی او باشد. شماره ی قبل که تقریبا از صفحه ی اول تا اخر حضور داشت کم دیالوگ ترین شماره این سری بود و این شماره که شوالیه ی ماه کمترین حضور خود را داشت، پر دیالوگ ترین شماره ی این سری بود!

کم حرفیه قهرمان اصلی داستان به دکلان شلوی این فرصت را داده تا با طراحی های چشم نوازش ارزش این کمیک را چند برابر کند. به نظرم نویسنده و طراح جدید این مجموعه یعنی برایان وود و گرگ اسمال وود کار بسیار سختی برای ادامه دادن راه شلوی و الیس دارند و با پیش نمایشی که از طراحی شماره ی بعدی دیدم، شخصا چندان به آینده ی روشنی برای این کمیک امیدوار نیستم.

امیدوارم اشتباه کنم و شوالیه ی ماه را بازهم در اوج ببینیم.

پوریا کاظمی
۹ از ۱۰


عاقبت شماره ی ششم کمیک شوالیه ی ماه منتشر شد و همان طور که قبلاً خبرش را اعلام کرده بودیم ران وارن الیس و دکلان شالوی روی این کمیک به پایان رسید. وارن الیس نویسنده ی بریتانیایی تبار این کمیک یکی از برجسته ترین نویسندگان این رسانه در دو دهه ی اخیر است. اما با وجود کارهای فوق العاده ای مثل ترانس متروپولیتن و استورم واچ شاید اغراق نیست که بگوییم شوالیه ی ماه حتی در مقایسه با این کارها هم یک شاهکار و یک نقطه ی عطف در کارنامه ی او به حساب می آید.

شوالیه ی ماه از آن کمیک هایی بود که با هر شماره اش یک بار توقع ما را از این رسانه ارتقا می داد. شش شماره ی شوالیه ی ماه شش تک داستان با محوریت ابر قهرمان داستان بودند.

شوالیه ی ماهی که وارن الیس ترسیم می کند با تصویری که همیشه از این ابرقهرمان دیده شده فرق دارد. شوالیه ی ماه الیس یا آن طور که ماموران پلیس برای این که حضورش را به صورت رسمی تایید نکنند او را آقای شوالیه خطاب می کنند (و البته احتمالاً خوانندگان باریک بین تر این نکته را می دانند که شوالیه در انگلیسی هم معناست. و شاید با این دید در واقع به او باید گفت آقای شب) دیگر آن موجود بامزه ی دچار اختلال شخصیت نیست که مدام شخصیت هایش با هم در حال درگیری و تناقضند. او قاصد شب است و نگهبان آنان که در شب مسیرشان را گم می کردند. او موجودی اساطیری است که وارن الیس عامدانه نقاط تماسش میان واقعیت و رویا را محو کرده است. کاری که دکلان شالوی در طراحی های منحصر به فردش برای این کمیک با شنل هایی که به طرز غریبی انتهایی ندارند و فصل های رویاگون کمیک انجام می دهد یا چیزی که در رنگ زنی های سرد و وهم آور جوردی بلیر می بینیم که حس اختناق و خفگی را در فضاهای تو در توی کمیک تشدید می کند.

شوالیه ی ماه می تواند با چهار پنل از فست فودی که نامش به طرزی کنایی ادین برگر است و نور بد قواره ی لامپ های فلوئورسنت همه جا را پر کرده شما را چنان در فضایی کابوس گونه قرار دهد.

رویکرد کمیک نسبت به ابرقهرمان ها و ابر شرورهایش هم به همان نسبت غریب است. در یکی از صفحه های کمیک شوالیه ی ماه در جست و جوی چیزی به زیرزمین خانه اش می رود و بسیاری از چیزهای را که خریده به یاد نمی آورد. بلافاصله وجودی مرموز به او یادآوری می کند که شاید نباید به یادش می آمده. ابر قهرمان داستان در برابر معماری یک ساختمان، مرده ای مدفون در کف پوش اتاقی متروک و روح سردسته ی در گذشته ی یک گروه هیپی که درون یک جعبه ی موسیقی که آهنگ ویل بی گود چاک بری را می نوازد می ایستد. و روش های مبارزه اش با آن ها هم گاهی به همین میزان غریب است. وارن الیس و دکلان شالوی جهانی اسطوره ای و یکه برای کمیک ابرقهرمانی خود می سازند و ما را در مکاشفه ای منحصر فرد در تک تک قسمت هایشان همراه می کنند. روندی که متاسفانه به نظر نمی رسد که با توجه به پیش نمایش ادامه ی کمیک که برایان وود آن را می نویسد ادامه داشته باشد. شاید هم این روند بهتر باشد. چون این طور کیفیت کار وارن الیس و دکلان شالوی بیشتر خود نمایی می کند و شاید بشود بهتر فهمید چرا بعد از رفتن وارن الیس از کمیک دکلان شالوی هم تصمیم گرفت از شوالیه ی ماه کناره بگیرد.

در نهایت نگارنده ی این یادداشت از شما دعوت می کند که در پناه شوالیه ی ماه نگهبان آنان که در شب طی مسیر می کنند در سفری شبانه همراه این کمیک منحصر به فرد شوید.

فرزاد خلیلیان
۹٫۵ از ۱۰


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.