گشتی در سرزمین نجیب زادگان (خطر شدید اسپویل!)

توسط : در تاریخ : شنبه, اکتبر 25th, 2014

مطمئن هستم که همه شما تا حدودی با آلن موور و فضای کارهای او آشنایی دارید. در سری انجمن نجیب زادگان عجیب او ما را به همراه قهرمانان داستان به سفری میبرد. آیا همه چیز در این دنیا برایتان عادی است؟ آیا کمی احساس نمیکنید که چیزی شما را در این دنیا اذیت میکند. احساس این که چیزی سر جای خود نیست؟ در این سری مقاله میخواهیم این داستان و این دنیای خلق شده توسط موور را بشکافیم و از ریز داستان ها و نکاتی که در این دنیا مخفی شده اند پرده برداریم. پس همراه ما باشید!

عنوان این کمیک یعنی انجمن نجیب زادگان عجیب شباهت جالبی به فیلمی بریتانیایی محصول ۱۹۶۰ به نام The League of Gentlemen که از روی رمانی به همین نام اقتباس شده بود دارد. داستان فیلم از این قرار است:

“گروهی از سربازان سابق که مجبور به بازنشستگی شده اند نقشه سرقت از یک بانک را میکشند. نکته جالب اینجاست که اسم دو نفر از اعضای این گروه هاید و مایکرافت است.”

در صفحه ۱ و پنل ۲ طرحی که بر روی جعبه سیگار طراحی شده همان Harlequin است. موجودی مکار و زیرک که تمامی حقه های دشمنان را خنثی میکند. شاید این طرح سمبولی از ویژگی شخصیتی صاحب جعبه سیگار باشد.

در پنل۳ ما یک درشکه را مشاهده میکنیم. حضور این درشکه ارتباطی تنگاتنگ با عناوین کانن دویل یعنی شرلوک هلمز دارد و علت آن به زودی معلوم خواهد شد.

پنل ۵ نیز شاهد حضور John Bull یعنی نماد بریتانیا هستیم. او همچون عمو سام برای آمریکا به شمار میرود

در پنل ۷ نیز شاهد معرفی دو شخصیتی هستیم که جزو شخصیت های کلیدی این سری خواهند بود. مرد موجود در تصویر Campion Bond نام دارد. میبینیم که باند جعبه سیگارش را در میاورد و سیگاری روشن میکند و دود چهره اش را میپوشاند و ما نمیتوانیم چهره او را به خوبی مشاهده کنیم. این صحنه ما را به یاد فیلم دکتر نو جیمز باند میندازد که در ان شان کانری سیگاری روشن میکند و وقتی که دختری که مقابل اون نشسته است اسم او را میپرسد او جمله معروف خود Bond, James Bond را میگوید. البته خود موور اعلام کرده که این شخصیت ساخته خود اوست و هیچ گونه ارجاعی در این شخصیت وجود ندارد. البته گفته میشود که او در اصل پدربزرگ جیمز باند معروف است.

شخصیت دیگر بانو Wilhelmina Murray نام دارد که مطمئن هستم که ما او را با این اسم نخواهیم شناخت.

صفحه۲

در همین صفحه می‌شود مطمئن شد که این انگلستان در دنیایی دیگر قرار دارد. سازه عظیمی که باند و مورای بر روی آن ایستاده اند یعنی Channel Causeway در واقع پلی است بر روی کانال انگلستان که انگلستان و فرانسه را به هم متصل میکند. ایده این پل و یا حتی تونلی در زیر زمین با وجود این که سال ها بود که مطرح میشد (گفته میشود اولین بار در سال ۱۸۰۲ به ناپلئون پیشنهاد شد) اما هیچ گاه عملی نشد. علت امر هم نه فقط مسائل سیاسی بلکه مشکلات تکنیکی بود. جرثقیل هایی که در تصویر مشاهده میکنید و ماشین آلات مورد نیاز در آن سال ها وجود نداشت. پس میشود این عنوان را یک استیم پانک نامید. علاوه بر موور نویسندگان دیگری نیز به این مورد اشاره کرده اند، برای مثال در سری کتاب های Hawkmoon نوشته موورکاک، پلی به اسم Silver Bridge وجود دارد که انگلستان(در این داستان به اسم Dark Empire of Granbretan شناخته میشود) را به اروپا متصل میکند.

مجسمه زن موجود در تصویر به نام Britannia که نماد امپراتوری بریتانیا شناخته میشود. این طرح اولین بار در سکه های رم استفاده شد. مجسمه شیر و نوشته پایین آن یعنی Albion reach میتواند معانی مختلفی داشته باشد. Albion نامی قدیمی و شاعرانه برای انگلستان است و احتمالا از کلمه یونانی albus به معنای سفید گرفته شده که محل این تصویر نیز بندر Dover انگلستان است که به خاطر کوه سفیدش معروف شده. پس یکی از معانی این کلمه میتواند این باشد که البیون یعنی انگلستان دور از دسترس همه جهان است (سرآمد همه است) و یکی از معانی reach به معنای گرفتن است پس میشود گفت که یعنی بریتانیا با این پل فرانسه و اروپا در اختیار و مشت خود گرفته است.

صفحه۳
در این صفحه ما به هویت واقعی Wilhelmina Murray پی میبریم. این شخصیت در اصل همان مینا هارکر شخصیت عنوان دراکولا از برام استوکر است. در داستان Murray فامیلی قبل از ازدواج مینا بوده و خود کلمه مینا نیز کوتاه شده Wilhelmina است. در داستان مینا همسر جاناتن هارکر شخصیت اصلی داستان است که به همراه دکتر ون هلسینگ به جنگ دراکولا میروند اما مینا توسط دراکولا گاز گرفته میشود و مجبور به نوشیدن خون او میشود. در انتهای داستان مینا انسانی عادی است و بهمراه همسر و فرزند خود زندگی میکند اما در این جا باید اتفاقی برای او افتاده باشد که منجر به طلاق وی شده.

صفحه ۴
باند اعلام میکند که برای سرویس مخفی انگلستان کار میکند و رئیس او فردی به اسم M است. این قضیه ما را دوباره به یاد جیمز باند میندازد و M نیز همان طور که بعدها معلوم میشود کسی نیست جز مایکرفت هولمز.

در صفحات آخر نیز مواردی جالب به چشم میخورد که به آن‌ها اشاره میکنم:


به نوشته”Edison/Teslaton بر روی جعبه برق دقت کنید. این احتمالا نشانه ای برای برتری فوق العاده انگلستان در این جهان خیالی میباشد. همان طور که میدانید ادیسون در سال ۱۸۷۹ موفق به ساخت carbonized cotton شد که قابلیت عبور جریان الکتریسیته را داشت و بعدها منجر به ساخت electronic vacuum tube و لامپ و برق شد.

ادیسون در کارهای خود از جریان مستقیم برق یا direct current استفاده میکرد که در طول مسیر با یک مقدار و قدرت پیش میرود اما تسلا( که در ابتدا برای ادیسون کار میکرد و بعدها تبدیل به رقیب او شد) از جریان متناوب استفاده مینمود. او در سال ۱۸۸۸ موتور متناوب برق را تولید کرد که میتوانست برای توزیع گسترده برق به کار برود. اختراعات تسلا در واقع همان چیزی است که در دنیای امروزه ما به کار میرود.

در آن زمان تسلا نمیتوانست مردم را متقاعد به استفاده از جریان متناوب کند و ادیسون که آدم مشهوری نیز بود معتقد بود که جریان متناوب برای بشر خطرناک است. اما در این دنیا این دو با هم به توافق رسیده‌اند!

در میان تبلیغات نیز این نکات جالب است. یکی از تبلیغ ها به نام Rosa Coote’s Correctional Academy for Wayward Gentlewomen در واقع اشاره ای به یکی از داستان های بزرگسالان معروف دوران ویکتوریا به نام اتاق زرد یا The Yellow Room دارد که در آن شخصیتی به نام Rosa Coote وجود دارد.


تبلیغی برای کاراگاهی به نام S. Blake که ارجاعی است به شخصیت Sexton Blake دارد که در اینده به او خواهیم پرداخت. این شخصیت توسط Harry Blyth خلق شد و اولین بار در The Halfpenny Marvel #6 در سال ۱۸۹۳ حضور پیدا کرد. او یک کاراگاه است که در خیابان بیکر (Baker Street) لندن زندگی میکند و به کمک دستیار جوانش تینکر (Tinker) به حل معماها میپردازد. موور اعلام کرد که بلیک وقتی متوجه مرگ شلوک هولمز میشود (در سال ۱۸۹۸ هولمز با موریاتی میجنگد و عموم مردم فکر میکنند که او کشته شده است) به محل زندگی شرلوک نقل مکان میکند و شروع به حل معماها میکند. البته باید گفت که سبک کار او شبیه شرلوک هولمز نبود.

در واقع او در ابتدا هیچ کدام از ویژگی های شخصیتی شرلوک را نداشت. او کلاهی شبیه شرلوک هولمز به سر نداشت، هیکل او عضلانی بود (برخلاف شرلوک لاغر و قد بلند) و محل کار او در Wych Street بود و در New Inn Chambers زندگی میکرد. او کاراگاهی تنها نبود بلکه گاهی با کاراگاهی فرانسوی به نام Jules Gervaise همکاری میکرد. در اواسط ۱۸۹۰ بود که او به خیابان بیکر نقل مکان کرد، صاحب خانه ای شبیه به خانم هادسون پیدا کرد و شروع به رفتار شبیه شرلوک هولمز نمود.

نکته دیگری که در این جا وجود دارد بازی با تاریخ توسط موور است. مرگ شرلوک در کتاب The Final Problem در سال ۱۸۹۱ اتفاق افتاد و بازگشت او در داستان The Adventure of the Empty House در سال ۱۸۹۴ بود. پس میشود گفت که علاوه بر این که موور با تاریخ بازی کرده تا داستان خود را بسازد نظریه دیگری نیز به وجود میاید و آن این که واتسون در نوشتن کتاب های خود تاریخ حوادث را تغییر داده است.

اکنون به شماره دوم این کمیک میرسیم:

یکی از تبلیغات موجود در این شماره که بسیار هم عجیب به نظر میرسد این عکس میباشد:

فکرش را بکنید! یعنی یک سیاه پوست به صورت لامپ در اختیار شما باشد و هر وقت بخواهید او را روشن کنید! بیاید کمی بیشتر به این موضوع وارد شویم:

اولین موضوع Edisonade است. این کلمه یکی از کلماتی است که در دنیای علمی تخیلی و معمولا برای دوران ویکتوریا به کار میرود. ادیسونید که از کلمه ادیسون گرفته شده است معمولا در این جور داستان ها به دانشمند جوانی گفته میشود که برای نجات سرزمین خود (معمولا آمریکا) یا نامزد خود دستگاه و یا سلاحی را اختراع میکند و در این راه تمامی دانشمندان خارجی و بیگانه را که معمولا هم شرور هستند شکست میدهد و سرانجام به ثروت و یا نامزد خود میرسد. در قرن های ۱۹ و ۲۰ نویسندگانی که از این تیپ شخصیتی استفاده میکردند معمولا ناخواسته ویژگی های شخصیتی این گونه قهرمانان را به صورت افرادی نژاد پرست و امپریالیسمی به تصویر میکشیدند. البته گفته میشود که ادیسون نژاد پرست نبوده و حتی در گروه خود یک مخترع سیاه پوست نیز وجود داشته اما از آن جایی که شخصیت های ادیسونیدی تمامی نژاد پرست هستند به همین خاطر میشود گفت که Electrical Negro (سیاه پوستی برقی) در واقع یکی از اختراعات ادیسونیدی هست. به عنوان مثال یکی از اولین اختراعات ادیسونید که مربوط به کتاب Edward S. Ellis در سال ۱۸۶۸ به نام The Steam Man of the Prairies بود به این شکل بود:

یکی دیگر از ارجاعاتی که شاید این آگهی مربوط به آن باشد این موضوع بود که در زمان اختراع لامپ توسط ادیسون مردم علاقه ای به استفاده از آن نداشتند و نگران امنیت خود در منزل بودند. ادیسون برای تبلیغ از مردانی استفاده میکرد که بر روی کلاه خود لامپی روشن داشتند و در مکان های عمومی و پر رفت وآمد قرار میگرفتند و تبلیغ استفاده از لامپ را برای مردم انجام میدادند. همچنین این نکته سیاه پوست برقی در کتابی علمی تخیلی به نام Sewer, Gas and Electric نیز به کار رفته بود.

همچنین تبلیغی از چای خانه Quong Le نیز دیده میشود. این شخصیت نیز در این کمیک در اینده نقش کوتاهی ایفا خواهد کرد.

همچنین در کاور پشت این شماره جمله ای دیده میشود که جلب توجه میکند:

این جمله و استفاده ازartillery device در واقع اشاره‌ای به داستان معروف ژول ورن یعنی From the Earth to the Moon در سال ۱۸۶۵ دارد که در این داستان سفینه فضایی از یک تفنگ بسیار عظیم به فضا شلیک شد. جمله نقل قول شده اشاره به نصب کردن Union Jack یعنی پرچم بریتانیا بر روی Mare Tranquilitatus (لاتین کلمه Sea of Tranquility) میباشد. این مکان همان جایی در ماه است که آمریکا با ماموریت اپولو ۱۱ موفق شد پرچم امریکا را در این نقطه به اهتزاز درآورد.


امیرحسین‌زاده

کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.