کامیک کان ۲۰۱۶: پشت پرده‌ی “شب تاریک: یک داستان واقعی بتمن”

توسط : در تاریخ : شنبه, جولای 23rd, 2016

بازگویی حوادث و ماجراهای پشت پرده‌ی Dark Night: A True Batman Story توسط خود پائول دینی

 

پائول دینی، برای سال ها یکی از مورد احترام ترین نام ها در انیمیشن بوده است. هر چه نباشد او بخشی از تیمی بود که چندین بار برنده ی جایزه ی امی شد و به تعداد زیادی از شخصیت های بیاد ماندنی DC از طریق Batman: The Animated Series، Batman Beyond، Justice League Unlimited و مجموعه های دیگر جان بخشید. ولی زندگی اش همیشه سرشار از لذت و خوشی نبود.ه در کامیک کان بین المللی سن دیگو، دینی یکی از سخت ترین شب های زندگی اش را بازگو کرد که اساس گرافیک ناول جدیدش “Dark Night: A True Batman Story” بود. دینی و تصویرگرش، ادواردو ریسو داستان شبی را تعریف کردند که دینی توسط دو مهاجم تا حد مرگ کتک خورد و نیز درباره‌ی درگیری ای حرف زدند که دینی در طول بهبودی فیزیکی و روانی اش با آن مواجه شده بود و در همان حین تلاش می کرد معنایی برای یک دنیای بدون بتمن پیدا کند

Afsg

معاون بازاریابی DC Comics، جان کانینگهام معرفی را با طراحی شوکه کننده ی ریسو شروع کرد که در آن دینی را پانسمان شده و کبود، در حال بهبود از جراحی ترمیمی نشان می داد. طراحی نشان می دهد که بازگویی یک خاطره ی شخصی و اغلب بی رحمانه توسط دینی به یک مخاطب که به طور مشخص تحت تاثیر قرار گرفته است چه خواهد بود. کانینگهام تصویری از یک دینی ناقص را کنار دینی به عنوان کودکی با طراحی ریسو می گذارد. دینی خودش را به عنوان «یک کودک نامرئی» توصیف می کند و توضیح می دهد: «آن کسانی که آدم‌های خلاقی شدند….آن ها دوران سختی در ارتباط برقرار کردن با مردم دارند، پس فکر می کنم قضیه نوعی تکذیب نفس هست…مثل خیلی از کودکان، و خیلی از شماها داخل این اتاق، تصورات من….برای من خیلی زنده بودند.»
این که کارتون های سوپرمن کار شده توسط انیماتور، مکس فلیچر در دوران جنگ جهانی دوم خیلی از کار های دینی را تعریف می کنند از کسی پنهان نیست. انیماتور اولین باری را که به عنوان یک کودک با این کارتون های ماجراجویی افسانه ای آشنا شد بیاد می آورد. «فقط فکر کردم، این حیرت آوره. برای چی قبلا اینارو ندیدم؟ برای چی بقیه ی قهرمان هارو کار نمی کنند؟ بتمن کجاست؟ فلش کجاست؟» این کارتون ها بودند که او، بروس تیم، الن بورنت و بقیه ی برادران وارنر را بوجود آوردند. انیمیشن این سوال را به وجود می آورد که: «چه می شود اگر می توانستیم یک تصویر قدرتمند و سیاه از بتمن بسازیم؟»

درباره ی جستوجو برای پیدا کردن طراح «دارک نایت»، دینی گفت: «وقتی شلی و من لیست طراحان کاندید برای کتاب را بررسی می کردیم، لیست خیلی کوتاهی بود. ادواردو بین سه نفر اولی بود که دربارشون حرف میزدیم…یک کیفیتی در کارهایش بود که من “کاملا خشن” از آن یاد می کنم و واقعا آن را در «۱۰۰ Bullets» و بعضی از داستان های بتمنش دوست داشتم. در خیلی از کار ها، نمی دانستم دنبال چی هستم، ولی ادواردو به من گفت که دنبال چه چیزی میگردم.»

Afsef

دینی اعتراف کرد قبل از اتفاق خشونت آمیز که مرتبط به کتاب است، زندگی پوچی داشت. «در آن زمان، من تصویر شخصیم رو با مردمی که میشناختم و با چیزهایی که بدست آورده بودم تعریف می کردم.» در جواب اینکه الان چطور خودش را تعریف می کند گفت: «اگر نه عاقلانه تر، بیشتر از گذشته به اشتباهاتی که مرتکب شدم آگاهم. شاید یه کم بیشتر آگاه از گذشتم.»
سپس کانینگهام طرح ریسو از دینی مورد هجوم قرار گرفته را نشان داد. «ادواردو همه ی چیز هایی که در ذهنم بود را گرفت…وقتی اولین بار طرح ها را دیدم، فریادی زدم و آن ها را برای یک هفته کنار گذاشتم….واقعا نمی‌تونم اغراقی در توصیف میزان هنرمندی ادواردو در این کتاب کنم.» وقتی تصویری که در آن دینی برای اولین بار آسیبی که به چهره اش وارد شده بود را دیده بود را نشان دادند همچنان ستایش ریسو ادامه پیدا کرد. درباره ی قدرت صفحه ،دینی گفت: «من دارم بتمن می نویسم، و نصف صورتم داغون شده، پس طبیعیه که به دو چهره فکر میکنم.»

گرافیک ناول همچنین اشاره می کند چگونه دینی احساس شدید تنهایی، افسردگی و ترسی که بدنبال آن حمله بود را تحمل کرد. «تنهایی حاصل از اون چیزی بود که بیشتر از همه باهاش درگیر بودم. وقتی به گذشته نگاه می کنم، بخشی از من فکر میکنه که زندگی خوبی داشتم. من کارتون می ساختم، می تونستم به کامیک کان برم، حلقه ی هال جوردن رو بخرم، می تونستم سلولوید های انیمیشن بخرم. ولی در پایان روز، به یه آپارتمان خالی برمیگشتم…و وقتی که من ناقص بودم، دنیای من ناقص بود.»

کانینگهام بحث را به چیزی که «تکان دهنده ترین لحظه ی کتاب» می خواند برگرداند. جایی که دینی خود آزاری حیرت آور و مشوش کننده ای را آشکار می کند که در آن به خود آسیب رساند: بریدن بالا تنه اش با استفاده از لبه های تیز جایزه ی امی اش طوری که خون آمد. «مدت زیادی را بر سر اینکه آیا می خوام این رو داخل کتاب بذارم یا نه بحث کردم. صحبتی با الن برنت داشتم، و او گفت: ‘این خیلی چیز قدرتمندیه.’ دربارش فکر کردم، و فکر کردم یک جورایی مثل مدرکی است که آن جا میگذارم به عنوان اینکه چرا این یارو اینقدر خودش را پست می کند و وقتی دو نفری که اصلا بهش اهمیتی نمیدن میرن سراغش، حالا واقعا یه چیزی داری که دربارش گریه کنی. حالا، تو یه آدم خام و خودخواهی. این برگشتن بومرنگه، و خودت رو به عنوان کسی می بینی که باید مجازات بشه. در آن زمان، من در ناخوشی هایی که برای خودم درست می کردم گم شده بودم، در مشکلات خودم گم شده بودم، و احساس می کردم باید با این شیوه با آن کنار بیایم….کتاب رو نوشتم چون به خوبی از آدم هایی که به خودشان سخت می گیرند آگاهم….و در بعضی از موارد اونا زندگی خودشون رو میگیرن (خودکشی می کنن)….می خواستم بهشون نشون بدم که در یک نقطه ای احتمالا یا خواهی خندید یا آن را فراموش خواهی کرد.»

sgrg

یکی از لحظات کتاب که بطور مشخصی مورد علاقه ی طرفداران ورتیگو است، زمانی است که دینی از علاقه اش به قلم زدن یکی از اپیزود های بتمن با حضور شخصیت های شناخته شده ی نیل گیمن، سندمن و دث می گوید. «تعریف کردن داستانی که بتمن جایی بین مرگ و زندگی ایستاده جالب نیست؟ سندمن در اون زمان خیلی مشهور بود…و من فکر کردم خیلی جالب میشه که روی یه داستان از بتمن به عنوان سمبلی از وحشت برای خلافکاران و الهام برای دیگران کار کنم. فکر می کردم وسیله ی خوبی برای سندمن و دث میشه. با نیل دربارش صحبت کردم…در اون زمان، چیزی بود که می خواستم روش کار کنم، ولی اونا نمی خواستن که توی تولید انجامش بدن….Dark Night بهم این شانس رو داد که درباره ی اون حادثه حرف بزنم و بگم که چه کاری میتونیم با این ایده انجام بدیم.»
کانینگهام به دینی گفت در ذهن او، گفتن داستان شرح حالش «قهرمانانه» بود. دینی، با اشاره به همسرش میستی لی که شعبده باز است گفت: «برای این خیلی به میستی مدیونم.»
سپس کانینگهام پنل را به سوال ها اختصاص داد. یکی از هواداران پرسید بتمن چطور به دینی الهام بخشید تا بعد از آن حمله به چالش هایش غلبه کند. دینی در جواب گفت: «غلبه به هر طور ناملایمتی، تسلیم نشدن، دست نکشیدن از خودت، رویاهات، جدا نکردن خودت از مردم، این مهم ترین چیزیه که باید با زندگیت انجام بدی. الهام گرفتن از یک انسان واقعی یا یک انسان خلق شده در خیال، این محشرترین چیزه.”
در آخر پنل با یک سوال تلخ به پایان رسید: اگر دینی می توانست با دو مردی که به او حمله کردند و آنقدر شدید به او آسیب زدند رو به رو شود، چه چیزی به آن ها می گوید؟
“من شمارو می بخشم.”