پاشنه‌ی آشیل | بحثى در جامعه شناسى فرهنگىِ کمیک‌ها (بخش ۲)

توسط : در تاریخ : یکشنبه, آگوست 30th, 2015

پاشنه آشیل نگاهی گذرا نه جامع، به تاریخ کمیک و کمیک‌استریپ در آمریکا، اروپا، ایران و تأثیر آن در اقتصاد فرهنگی کشورها، جایگاهش در ایران و راه‌کارهایی برای قدم گذاشتن در این مسیر از زاویه‌ای متفاوت است که توسط شروین وکیلی در سال ۸۱ در آکادمی فانتزی نگاشته و منتشر شده است. برای مطالعه قسمت اول به این لینک مراجعه کنید.

توجه: رویدادهای این مقاله تا اسفند ۸۱ (مارس ۲۰۰۳) را پوشش می‌دهد.

رواج داستان‌هایی که محورشان ابرقهرمان‌ها بودند، به جدا شدن دو شاخه از ادبیات کمیکی انجامید. گروهی از نویسندگان به داستان‌پردازی بر مبنای قهرمانان انسانی یا جانوری با قدرت‌های عادی ادامه دادند و به این ترتیب سنت کمیک استریپ را حفظ کردند، و برخی دیگر به خلق داستان‌هایی بر مبنای ابرقهرمان‌ها پرداختند و کتاب‌های کمیک را منتشر کردند. قهرمانان در این شاخه از کمیک‌ها معمولاً با پسوندهایی که نشانگر جنس و سنشان است مشخص می‌شوند.

عباراتی مانند –kid، -lad، -man، -woman و –girl از زمره‌ی این پسوندها هستند.

جا سایمون در سن 26 سالگی

جو سایمون در سن ۲۶ سالگی

رونق کار ابرقهرمان‌ها چنان بود که راهبرد عمومى شرکت‌های تولید کمیک به تولیدِ کمىِ صرف فروکاسته شده بود. ناشرى مانند جو سایمون Joe Simon که در ۱۹۳۹ م. مجموعه‌اى از مجلات موفق داراى ابرقهرمانان را منتشر می‌کرد، تعداد بسیار زیادى از مجله‌های رنگارنگ را با نام‌هاى متفاوت منتشر و در هر شماره از این مجلات تعداد زیادى از ابرقهرمانان را به مخاطبانش معرفى می‌کرد. این روش کمىِ تولید ابرقهرمان نقص‌های خاص خود را هم داشت، به شکلى که بخش عمده‌ی این مجلات تنها یک شماره منتشر می‌شد و با استقبال زیادى روبرو نمی‌شد. یکى از این مجله‌ها Mystic Comics بود که تنها براى پنج شماره منتشر شد و به خاطر معرفى داکور -اولین قهرمانِ جادوگر- در تاریخ کمیک‌ها اهمیت یافت.

در ۱۹۳۶ م. نقاشى به نام باب کین Bob Kane که در ترسیم نقاشی‌هایی با زوایاى سینمایى و سایه‌های زیاد استاد بود، با الهام از نقاشی‌های لئوناردو داوینچى و داستانى پلیسى با قلمِ بیل فینگر Bill Finger موجودى را خلق کرد که تا به امروز محبوبیت خود را حفظ کرده است. نام‌هایی که او در ابتداى کار براى شخصیت خود برگزید بسیار متعدد بودند، Bird-man_ Hawk-man_ Eagle-man، اما آن چه که در نهایت به دلش نشست، نامى بود که امروز براى ما بسیار آشناست: بتمن.

بتمن با موفقیتى سریع شهرت یافت و به زودى ضدقهرمانان مشهور خود را نیز پدید آورد. جوکر توسط دستیار کین –جرى رابینسون Jerry Robinson– خلق شد، و پنگوئن مدت‌ها بعد در سال ۱۹۴۱ م. معرفى شد. روند تولید ابرقهرمانان گوناگون در این سال‌ها همچنان ادامه داشت. در زمستان سال ۱۹۳۹ م. شخصى به نام کارل برگوس Carl Burgos با خلق قهرمانى به نام هیمون تورچ یا مشعلِ انسانى Human Torch شهرت یافت.

هیمون تورچ در کنار مخلوقش در کمیک Marvels - طراحی از الکس راس

هیمون تورچ در کنار مخلوقش در کمیک Marvels – طراحی از الکس راس

مشعل انسانى (با نام اصلی جیم هموند)، که در ابتدا به عنوان رباتی ساخته شده توسط دانشمندی بنام فینس هورتون معرفى شده بود و به خاطر ظاهر غریبش جلب توجه می‎کرد، نخستین ابرقهرمانى بود که نامش را به مجله‎اش داد. این موجود به پسرى جوان شبیه بود که بدنش در شرایط خطرناک با شعله‎هاى آتش پوشیده می‌شد و می‎توانست پرواز کند و به دشمنانش گلوله‎هاى آتشین پرتاب نماید. مجله‌اى که این ابرقهرمان را در خود جاى می‌داد Human Torch Comics نام داشت و به این ترتیب سنت نامیدن کمیک‌ها به نام قهرمان محوری‎شان شروع شد. مشعل انسانى به زودى هواداران بسیارى یافت و به ابرقهرمانى محبوب تبدیل شد.

در ابتداى دهه‎ى ۱۹۴۰ م. مجله‎ى دیگرى که نام قهرمانش را بر خود داشت، با نام Submariner Comics منتشر شد. شخصیت محورى این مجله موجودى دوزیست به نام نامور Namor ملقب به زیردریایى خلق شده توسط بیل اورت Bill Everett بود که از بازماندگان قوم آتلانت بود و در شهرى در زیر اقیانوس‌ها زندگى می‌کرد. در ابتداى کار، زیردریایى موجودى خطرناک بود که به دلیل کشته شدن مردمش به دست آدمیان کینه‌ى آن‌ها را به دل گرفته بود و از نابود کردنشان احساس رضایت می‌کرد. در واقع این موجود ضدقهرمانى بود که مانند فرانکشتاین به سبکى همدلانه تصویر شده بود. زیردریایى موفقیت خیلى زیادى به بار نیاورد و به همین دلیل دچار تحولات زیادى شد. نخستین کار، افزودن همکارى نوجوان به نام سابى Subbie بود که باعث می‌شد بخشى از مخاطبان کم سن و سال‌تر هم به مجله علاقمند شوند.

در تابستان سال ۱۹۴۰ م. بِرگوس و اِورت دست به نوآورى جالبى زدند. آن‌ها مجله‌اى منتشر کردند که در آن زیردریایى با مشعل انسانى رویارو (Crossover) مى‌شد. این کار از سویى جسورانه و از سوى دیگر سودجویانه بود. منطق این تصمیم آن بود که با خلق اثرى دورگه هواداران هر دو ابرقهرمان را به عنوان خریدار پوشش دهند، و جسارت آمیز بودن قضیه به فضاى متفاوت داستان‌هاى این دو ابرقهرمان مربوط مى‌شد. این خلاقیت به سرعت نتیجه داد و استقبال گسترده‌اى که از رویارویى این دو ابرقهرمان شد، راه را براى داستان‌هاى دیگرى که دو یا چند ابرقهرمان را در کنار هم گرد می‌آوردند، هموار کرد. این مسیر در نهایت به پیدایش گروه‌ها و سازمان‌هایى انجامید که از ابرقهرمانان تشکیل شده بود.

تیم All Winners

تیم All Winners

نخستین گروه از این دست در تایملی کامیکس All Winners نام داشت که توسط جو سایمون در ابتداى دهه‌ى چهل در مجله‌اى به همین نام منتشر شد و ابرقهرمانانى مانند کاپیتان آمریکا، مشعل انسانى، زیردریایى، باکى، تورو و خانم آمریکا را در قالب سازمانى مخفى با هم متحد می‌کرد. زیردریایى در این مجله به تدریج هویت منفى و خشن خود را از دست داد و به قهرمانى نیکوکار تبدیل شد.

در آذر ماه ۱۹۴۰ م. نوآورى دیگرى در طراحى کمیک‌ها انجام گرفت. جک کربى در مجله‌ى DaringMysteryComics قهرمانش Visio را در حالتى کشید که دستش از مرزهاى پنلی (کادر یا قاب) که براى جاى دادنش در نظر گرفته شده بود، بیرون می‌زد. این ابداع به زودى با مجموعه‌اى از کارکردهاى شالوده شکنانه‌ى پنل‌ها دنبال شد. ابرقهرمانان از یک پنل به پنل بعدى مى‌جهیدند و یا چنان درشت نموده می‌شدند که پنل همچون پنجره‌اى در پشت سرشان دیده مى‌شد. این روند به پویا شدن حد و مرز پنل‌ها و پیچیده‌تر شدن الگوى صفحه‌بندى و قاب‌بندی کمیک‌ها منتهى شد.

درباره‌ى این نقاش، قهرمانى که آفریده بود، و مجله‌اش باید چند نکته را گوشزد کرد. نخست آن که کرت دیویس، یکى از نام‌هاى مستعار طراحى یهودى بود که آثار خود را با نام‎هایى مانند جک کورتیس Jack Curtiss، تدی Teddy، فرد سانده Fred Sande، تد گری Ted Grey و لَنس کربى Lance Kirby امضا می‎کرد. این نقاش با استعداد در نهایت نام جک کربى Jack Kirby را برگزید، و با این نام شهرتى افسانه‎اى یافت. روند شکوفایى ابرقهرمانان هم در سال ۱۹۴۲ م. هنگامى که اولین ابرقهرمان زن Wonder Woman هم به عرصه‌ى عمومى راه یافت، تکمیل شد. این ابرقهرمان به زودى در قالب همکار سوپرمن تثبیت شد.

در ابتداى دهه‌ى ۱۹۴۰ م. دامنه‌ى جنگ جهانى دوم به افکار عمومى آمریکاییان کشیده شد و مردم به دو گروه هوادار و مخالف ورود به جنگ تقسیم شدند. این صف‌بندى به میان ناشران کمیک‌ها هم رخنه کرد و شرکت‌هایى مانند All Winners آشکارا مخالف و شرکت‌هاى دیگرى همچون DC Comics به صراحت موافق ورود آمریکا به جنگ بودند.

جلدِ شماره‌ى 4 Marvel Mystery Comics

جلدِ شماره‌ى ۴ Marvel Mystery Comics

در این میان موضعگیرى شخصى هنرمندان و نویسندگان داستان‌ها هم مؤثر بود. چنان که مثلاً جک کربى به دلیل یهودى بودنش با نازی‌ها دشمنى شدیدى داشت و پیش از این که ماجرا به این شدت نقل محافل شود، در راستاى تخریب چهره‌ى نازی‌ها کوشیده بود. او در دی ماه ۱۹۳۹ م. روى جلدِ شماره‌ى چهارم Marvel Mystery Comics تصویرى از زیردریایى را در حالتى ترسیم کرده بود که داشت با یک زیردریایىِ آلمانى می‌جنگید. در خرداد ۱۹۴۰ م. هم در شماره‌ى ششم همین مجله، ابرقهرمانش Marvel boy را به جنگ دیکتاتور نازى فرستاده بود و براى پرهیز از مشکلات سیاسى اسم او را به Hiller تغییر داده بود. اما شکل و لباس و مدل سبیل و فریادهاى هایل هیلرى که هواداران موبورش در داستان سر می‌دادند، تردیدى در مورد هویت اصلى این دیکتاتور باقى نمی‌گذاشت. این جبهه‌گیرى سیاسى همچنان تداوم یافت، و در شماره‌ى هفدهم این مجله که در دى ماه ۱۹۴۱ م. منتشر شد، زیردریایى و مشعل انسانى این بار در چهره‌ى دو دوست ظاهر شدند که براى نبرد با نازی‌ها با هم متحد شده بودند.

استیون راجرز سرباز قبل از تزریق سرم

استیون راجرز سرباز قبل از تزریق سرم

ماجراى جنگ جهانى دوم و ورود تدریجى آمریکا به میدان نبرد، لزومِ آفرینش ابرقهرمانى با خصوصیات ملی‌گرایانه را گوشزد می‌کرد. کسانى که زودتر از همه به این موضوع پى بردند و توانستند گوى سبقت را از رقبایشان بربایند، کربى و سایمون بودند که در اسفندماه ۱۹۴۱م. نخستین شماره از مجله‌ى Captain America Comics را منتشر کردند. این مجله داستانِ سربازى نحیف و ناتوان به نام استیو راجرز Steve Rogers بود که به دلایل پزشکى از خدمت در ارتش معاف شده بود و با این وجود در اشتیاق رفتن به میدان نبرد می‌سوخت. پس به عنوان داوطلب در آزمایشى شرکت کرد که براى خلق یک سرباز بسیار نیرومند طرح‌ریزى شده بود. دانشمندانى که در استخدام ارتش بودند دارویى را به او تزریق کردند و به این ترتیب راجرز به پهلوانى بسیار نیرومند تغییر ماهیت داد و با پوشیدن لباسى آبى رنگ که نقش پرچم آمریکا را بر خود داشت، در قالب کاپیتان آمریکا به خدمت ارتش در آمد.

انتشار کاپیتان آمریکا موفقیتی خیره کننده و غیرمنتظره را به دنبال داشت. در زمانى که شمارگان مجله‌ى تایمز تنها هفتصد هزار نسخه بود، کاپیتان آمریکا یک میلیون نسخه فروش کرد و در قالب یک ابرقهرمان محبوب در فرهنگ آمریکایى تثبیت شد. در سال ۱۹۴۴م. کمپانى Republic Pictures فیلمى از زندگى این قهرمان ساخت که در زمان خود فروش قابل توجهى داشت.

The Shield (نسخه ویکتوریا آدامز) - سری جدیدی که سپتامبر 2015 منتشر خواهد شد

The Shield (نسخه ویکتوریا آدامز) – سری جدیدی که سپتامبر ۲۰۱۵ منتشر خواهد شد

کاپیتان آمریکا، با وجود شهرتى که یک شبه به دست آورد، پدیدارى نوظهور نبود. پیش از این در کمیکهاى دیگرى موجوداتى شبیه به او وجود داشتند. نخستین الگوى قهرمانى از این دست، شخصیتى بود به نام سپر The shield که در سال ۱۹۳۹م. توسط ایرْو نوویک Irv Novick خلق شده بود. این قهرمان خصوصیات ملى گرایانه‌ى کاپیتان آمریکا را نداشت، اما مانند او سپرى سه گوش با نقش پرچم آمریکا در دست داشت و از آن به عنوان محافظى در برابر شلیکهاى دشمنانش استفاده می‌کرد. شرکت MLJ (که حالا با نام Archie Comics فعالیت می‎کند) که ناشر این کمیک بود، به دلیل شباهتهاى کاپیتان آمریکا به سپر شرکت TimelyPublications را که ناشر آثار کربى بود به یک دعواى حقوقى تهدید کرد. جک کربى که از ابتدا از این سپر سه گوش دل خوشى نداشت، از دومین شماره‌ى کاپیتان آمریکا سپرش را به شکل دایره کشید و به این ترتیب قهرمانش به وضعیت امروزینش رسید. در اینجا گوشزد کردن این نکته خالى از لطف نیست که اقدام شرکت MLJ در تهدید حقوقىِ رقیبش نوآورانه نبود و سابقه‌اش به زمانى بر می‌گشت که شرکت DC Comics به خاطر گرته‌بردارى و استفاده از خصوصیات یکى از قهرمانانش Wonderman از شرکت  Fox Comics شکایت کرد و برنده شد. ادعاى این ناشر این بود که سوپرمن نسخه‌اى تقلید شده از روى قهرمان آن‌هاست.

موفقیت کربى و سایمون، که با دریافت ۱۰ % و ۱۵ % از سود حاصل از انتشار مجله‌شان ثروتمند شده بودند، سایر نویسندگان و هنرمندان را نیز به انتشار کمیکهایى با مضمون ملی‌گرایانه سوق داد. تقریبا همزمان با انتشار کاپیتان آمریکا، موریس گوتورث Maurice Gutwirth که به تازگى به آمریکا مهاجرت کرده بود اولین ابرقهرمانِ ملی‌گرای زن را در شماره‌ى ۴۲ از مجله‌ى  Feature Comics به مخاطبانش معرفى کرد. این روند به زودى به ازدحام ابرقهرمانان زن و مرد و کودکى منتهى شد که نمادهاى ملی‌گرایانه‌اى مانند پرچم آمریکا را بر لباس و اسلحه‌شان حمل می‌کردند و با جاسوسان و سربازان نازى می‌جنگیدند. پس از واقعه‌ى پرل هاربر و ورود ژاپن به میدان نبرد با آمریکا، آماج مبارزه‌هاى این ابرقهرمانان تغییر کرد و بیشتر بر ژاپنی‌ها و زردپوستهاى مرموزِ آسیایى متمرکز شد. مجله‌هاى مشهورى مانند USA Comics که آشکارا مضمونى ناسیونالیستى داشتند هم در همین دوران پدیدار شدند. چرخش در هویت دشمنِ آمریکا در شماره‌ى سیزدهم مجله‌ى کاپیتان آمریکا که در فروردین ۱۹۴۲م. منتشر شد، به خوبى خود را نشان داد. این مجله اولین شماره بعد از واقعه‌ى پرل هاربر بود و داستانى را نقل می‌کرد که همه‌ى شخصیتهاى منفی‌اش زردپوست بودند.

استن لی در کامیک کان 2015

استن لی در کامیک کان ۲۰۱۵

مجله‌ى کاپیتان آمریکا زادگاه یکى از هنرمندان نامدار دیگر در زمینه‌ى کمیک‌ها بود. این فرد، برادرزاده‌ى رابی سالومون بود و اسم کوچکش استانلى بود. در ابتداى کار، او به عنوان پرکننده زمینه‌ى تصاویر (کسی که وظیفه داشت تا جاهای خالی در جوهرزنی جوهرزن را پر کند) در شرکت Timely Comics به کار مشغول شد. اما در شماره ۶ مجله Mystic Comics موفق شد قهرمانى به نام نابودگر Destroyer را خلق کند که به زودى در کمیک‌های ابرقهرمانی نقشى کلیدى یافت و چنان محبوب شد که سردبیر سابق مارول روی توماس آن را محبوب‌ترین قهرمان خلق شده توسط استانلی قبل از «۴ شگفت انگیز» می‌داند. از زمان نوشتن داستانی در شماره سوم کاپیتان آمریکا بنام «کاپیتان آمریکا انتقام خائنین را دفع می‌کند» بود که او کارهایش را با نامِ استن لی Stan Lee امضا کرد. نامى که به زودى به افسانه‌اى در میان هنرمندان این شاخه تبدیل شد. در سال ۱۹۴۱م. کربى و سایمون تصمیم گرفتند نخستین گروه از ابرقهرمانان نوجوان و بچه‌سال را خلق کنند. آن‌ها در این تصمیم از گروه Newboy Legion که توسط DC Comics آفریده شده بود الهام گرفته بودند. گروه اخیر، در میان کودکان محبوبیت داشت، اما ایرادش این بود که کارها و ماجراهایش کاملا زیر نفوذ والدین این بچه‌ها -که خودشان ابرقهرمان بودند- پوشانده می‌شد. کربى و سایمون به این ترتیب نخستین شماره‌ى Young Allies را منتشر کردند. مجله‌اى که از گروهى از ابرقهرمانانِ کم سن و سالِ مستقل تشکیل می‌شد، و با کمال تعجب با استقبال اندکى روبرو شد. این گروه از قهرمانانى جا افتاده مانند تورو و باکى تشکیل می‌شد. نکته‌ى مهم در این کمیک، معرفى قهرمانى نوجوان به نام Whitewash بود که با وجود نام عجیبش، اولین قهرمان سیاهپوستِ کمیکها بود. شکست این مجله سایمون و کربى را دلسرد نکرد و این دو اسفند ماه سال بعد مجله‌ى Squad Tough Kid را منتشر کردند که طرحى مشابه داشت و این بار با موفقیت روبرو شد. این آخرین همکارى سایمون و کربى با شرکت Timely Publications بود. این دو هنرمند که احساس می‌کردند سهم کافى از فروش هنگفت کاپیتان آمریکا را دریافت نکرده‌اند، بدون این که به گودمن -مدیر Publications Timely- چیزى بگویند، به Jack Liebowitz مدیر شرکت National Comics مراجعه کردند و پس از استقبال گرمى که از ایشان به عمل آمد، در برابر هفته‌اى پانصد دلار به کار در آنجا پرداختند. در این میان استانلى از این کار ایشان خبردار شد و عمویش را در جریان گذاشت. گودمن که از این رفتار کارمندانش خشمگین شده بود، هر دو را اخراج کرد و به این ترتیب جا براى فعالیت استانلى باز شد. استانلى به طور همزمان سمت ویراستار و مدیر هنرى نشریات موسسه‌ى عمویش را عهده‌دار شد و به این شکل به دومین مقام در این شرکت دست یافت. شرکت گودمن با وجود آسیبى که بعد از رفتنِ کربى و سایمون دید، با مدیریت استانلى بار دیگر احیا شد و در سال ۱۹۴۴م. به اوج موفقیت خود رسید. در این سال یازده عنوان مجله توسط این موسسه منتشر می‌شد، و این در شرایطى بود که کل عناوین سه سال قبلِ Timely  Publicationsتنها به دوازده تا می‌رسید.

در همین دوره خانمِ آمریکا Ms.America به عنوان اولین ابرقهرمانى که مخاطبش زنان بود آفریده شد و تا پاییز ۱۹۴۴م. در قالب Ms.America Magazine براى خود مجله‌ى مستقلى پیدا کرد. محتواى این مجله به تدریج از ماجراجویی‌هاى قهرمانانه به موضوعات رمانتیک و بحث درباره‌ى مد لباس و شیوه‌ى آرایش تغییر کرد و طیفى از زنان خانه‌دار را به عنوان مخاطب جلب خود کرد. این سبک از کمیکها همزمان با پایان یافتن جنگ دوم جهانى گسترش بسیار یافت و به پیدایش شخصیتهاى داستانى عامیانه و عادی‌اى مانند نلىِ پرستار Nellie the Nurse، پَستی واکر Pasty Walker و میلىِ مانکن Millie the Model منتهى شد.

در سال ۱۹۴۳م. به دنبال به هم خوردن توازن نیروهاى طرف درگیرى در جنگ جهانى دوم و چیرگى تدریجىِ متفقین، علاقه‌ى عمومى به موضوعات غیرجدى و سرگرم کننده بیشتر شد. شرکت Dell Publications هنرمندى به نام والورتون B.Wolverton را استخدام کرد و او مجموعه‌اى از شخصیتهاى کارتونى و داستانهاى خنده‌دار را پدید آورد. به این ترتیب از ابتداى سال ۱۹۴۳م. برخى از ناشران به انتشار کمیکهاى خنده‌دار و سرگرم کننده با قهرمانان جانورى روى آوردند. در اسفند ۱۹۴۳م. مجله‌ى Comedy Comics شخصیتى به نام ابرخرگوش Super Rabbit را به مخاطبان معرفى کرد. این شخصیت به زودى شهرت بسیارى یافت و در داستانها و قصه‌هاى فراوانى ایفاى نقش کرد. استفاده از شخصیتهاى جانورى براى ارائه‌ى داستان‌هاى خنده‌دار بهترین کیفیت خود را در مجله‌ى Krazy Comics یافت که در همین زمان منتشر شد.

بعدی: کمیک‌ها در آمریکا (بخش سوم)


کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد


    • B-MAN
      در پاسخ به B-MAN

      اولیش کی اومد ما ندیدم؟

    • Artemis
      در پاسخ به Artemis

      ممنون بسیار عالی بود

    • ارشیا
      در پاسخ به ارشیا

      متاسفانه کمیک استریپ تو کشور های آسیایی از جمله ایران هنوز جا نیوفتاده . امیدوارم در آینده این فرهنگ جا بیوفته

      • B-MAN
        در پاسخ به ارشیا

        این فر هننگ جا بیفته ؟ ببخشید ولی فکر نکنم کمیکایی مثل واندر وومن یا هر ابر قهرمان زن دیگه ای یا اصلا هرکمیکی که یک ابر قهرمان زن توش داشته باشه مثل جاستیس لیگ رو بتونیم بخریم از تو بازار حالا هر چه قدر هم که این فرهنگ جا بیفته . مشکل باید ریشه حل شه .

        • ارشیا
          در پاسخ به B-MAN

          فوقش دیگه کمیک های واندر وومن و کلا غیر اخلاقی هارو منتشر نکنن یا با سانسور منتشر کنن مثلا یه صفحشو چاپ نکنن مشکلی پیش نمیاد که

          • B-MAN
            در پاسخ به ارشیا

            اگه کمیکای قهرمان های زن چاپ نکنن یا کمیکایی که تو شون قهرمان زن دارن (مثل جاستیس لیگ )که نصف کمیک ها رو نباید چاپ کنن اگه با سانسور هم چاپ کنن خود شما کمیکی که لباس قهرمان زنش کلا از بالا به پایین سیاه هست فقط کلش معلومه و بعضی از صفحاتش چاپ نشده رو از تو بازار میخری ؟ خب همین کار هم باعث میشه کمیک خریدن تو ایران نگیره دیگه

            • Pooria.m
              در پاسخ به B-MAN

              جدیدا دیگه سانسور نمیکنن
              رفیقم جاستیس لیگ شماره ۳۶ رو داره واندروومن هم توش بود سانسور نکرده بودند.
              zero year رو من دارم کت وومن اصلا سانسور نشده تو ایران هم خریدم.

      • HULK SMASH
        در پاسخ به ارشیا

        تو ژاپن که خیلی جا افتاده از اکثر مانگا ها بازی و انیمه می سازن (یعنی خیلی محبوبن )

    • ُُS.DC
      در پاسخ به ُُS.DC

      خیلی خوب و مفید بود ممنون.

    • مردعنکبوتی
      در پاسخ به مردعنکبوتی

      اگه ایران خودشکمیک بسازه چی مثلا همین بازی شبگرد بازیش خیلی باحال بود
      خود شبگرد هم جون میده برا کمیک ساختن

      • ُُS.DC
        در پاسخ به مردعنکبوتی

        آره شبگردو راحت میتونن به یه ابرقهرمان کمیک تبدیل کنن بغیر از اونم افراد زیادی تو ایران خلاقیت ساختن ابرقهرمانو دارن حتی خود من داستان چندین ابرقهرمان ایرانی( ساخته شده توسط خودم) تو ذهنم هست اگه طراحی یاد داشتم کمیک مینوشتم ولی طراحی یاد ندارم.

    • Haganeno
      در پاسخ به Haganeno

      بسی تشکر بابت مقالات زیباتون 🙂
      مخصوصا این چند ماه اخیر که با توجه به نیروی نچندان زیادتون،هم میزان فعالیت و هم میزان کیفیت مطالب و سایت فوق العاده بوده.
      تشکر

    • سراج
      در پاسخ به سراج

      ۸۱سال کتاب کمیک بوکی مشهور دنیا بسیارارزش بیشترداشته باشد خیلی بسیارخوب عالیست باید بااوسپاسگزار و تشکرکنیم