پاشنه‌ی آشیل | بحثى در جامعه شناسى فرهنگىِ کمیک‌ها (بخش ۱)

توسط : در تاریخ : یکشنبه, مارس 22nd, 2015

پاشنه آشیل نگاهی گذرا نه جامع، به تاریخ کمیک و کمیک‌استریپ در آمریکا، اروپا، ایران و تأثیر آن در اقتصاد فرهنگی کشورها، جایگاهش در ایران و راه‌کارهایی برای قدم گذاشتن در این مسیر از زاویه‌ای متفاوت است که توسط شروین وکیلی در سال ۸۱ در آکادمی فانتزی نگاشته و منتشر شده است.

توجه: رویدادهای این مقاله تا اسفند ۸۱ (مارس ۲۰۰۳) را پوشش می‌دهد.


(۱) بخش نخست: تاریخچه‌ى کمیک

۱-۱) گفتار نخست: کمیک‌ها در آمریکا (بخش نخست)

قسمتی از کمیک استریپ Yellow Kid

نقطه‌ى شروع مجله‌هاى کمیک، پاورقی‌های کوچک و ساده‌اى بود که در نشریات آخر قرن نوزدهمِ آمریکا، به عنوان تبلیغات یا براى پر کردن فضاهاى خالى به کار مى‌رفت. این نقاشى ‌ها معمولا محتواى معنایى خاصى نداشتند و تنها به تبلیغ کالاى خاصى می‌پرداختند. اولین تحول در این زمینه، به یکى از کارمندان موسسه‌ى جهان The World منسوب است که دستیار یکى از طراحانِ این نوع نقاشی‌ها بود. این دستیار جوان، ریچارد فلتون آوتکولد Richard Felton Outcault نام داشت و در سال ۱۸۹۵م. شروع به کشیدن کارتون‌هایى در یک صفحه از مجله‌ى NewYork Sunday Journal کرد. جوزف پولیتزر Joseph Politzer که در آن زمان سردبیر این مجله بود استعداد این جوان را دریافت و به او آزادى عمل لازم را داد و به این ترتیب بود که نخستین جوانه‌هاى کارتون‌هاى داستان‌دار در این نشریه زده شد. آوتکولد در ابتدا کارش را با کشیدن یک صحنه‌ى کارتونىِ سیاه و سفید در یک صفحه آغاز کرد. نام قهرمانى که در این صفحه ایفاى نقش می‌کرد، پسرى تاس به نام هوگان بود که فراک بلند می‌پوشید. به همین دلیل هم کل صفحه با نام Hogan’s alley Down شهرت یافت. کار این صفحه به زودى چنان بالا گرفت که در ۱۶ فوریه‌ى ۱۸۹۶م. قرار شد آن را به صورت رنگى چاپ کنند. بعد از رنگى شدن این صفحه، آوتکولد رنگ زرد را براى فراک قهرمانش برگزید و به این شکل قهرمانش با نام Yellow kid شهرتى بسیار یافت. داستان‌هاى این قهرمان به صورت ضمیمه‌هایى پنج سنتى به همراه مجله‌ى یاد شده فروخته می‌شد.

موفقیت Yellow kid سایر مجله‌ها را هم به پیروى از این جریان واداشت. در ۱۹۱۰م. جورج هِریمن George Herriman اولین قهرمان حیوانىِ کمیک‌ها را با نام Krazy Kat خلق کرد. این نویسنده بعدها در ۱۹۱۶ م. به طور مستقل شروع به کار کرد و براى قهرمانش مجله‌اى اختصاصى منتشر مى‌کرد که هر شماره‌اش تا ۴۵ هزار نسخه فروش داشت. در همان سال‌ها، جوان بیست و پنج ساله‌اى به نام جونز دوینرتون Jones Duinerton که در مجله‌ی American Journal کار می‌کرد، صفحه‌اى به نام خرس‌هاى کوچک را نقاشى می‎کرد که در ابتداى کار قهرمانانش چند بچه خرسِ کارتونى بودند، اما به تدریج بچه‌هاى آدمیزاد و ببر هم به آن‌ها اضافه شدند. یکى از این شخصیت‌ها، که ببرى باهوش و ماجراجو بود، بعدها با نام آقاى جک شهرت یافت و براى نگارنده‌اش موفقیت بسیارى به ارمغان آورد.

تمام این آثار، با وجود موفقیت و درخششى که داشتند، از یک صفحه‌ى منفرد تشکیل می‌شدند و نگارنده‌شان ناچار بود در همان یک صفحه که توسط سردبیر در اختیارش گذاشته شده بود، همه‌ى حرف‌هایش را بزند. روش معمول این بود که کل صفحه به یک صحنه‌ى نقاشى آراسته مى‌شد و قهرمان داستان در آن چیزهایى می‎گفت و کنشى را انجام می‌داد. هر ماجرا باید در همین یک صحنه پایان می‌یافت و داستان‌هاى دنباله‌دار هم به دلیل ترس از استقبال کمِ مخاطبان رایج نبود. این شکل ایستا و فاقد زمان‌بندى محدودیت‌هاى زیادى را براى خلاقیت داستان سرایانه‌ى آفرینندگانش به همراه داشت، و به این ترتیب بود که نوآوری‌هاى رودلف دیرک براى رفع این مشکل‌ها خیلى زود فراگیر شد.

کادر تبلیغاتی Katzenjammer kids در روزنامه امریکن ژورنال

درک Rudolph Dirk، یکى دیگر از کارمندان American Journal بود. او در ۱۲ دسامبر ۱۸۹۷م. صفحه‌اى را در این مجله به خود اختصاص داد و کارتون خود را به نام Katzenjammer kids در آن ارائه کرد. این اثر، اولین کمیک استریپ به معناى امروزینش بود. درک صفحه‌اش را به چهار بخش کوچک‌تر تقسیم کرده بود، به طورى که هر تصویر وضعیت قهرمانانش را در یکى از لحظات متوالى زمانى نشان مى‌داد. پیکان‌هاى کوچکى خواننده را براى ردگیرى محور زمان در این بخش‌ها راهنمایى می‌کرد، و گفته‌هاى قهرمانان در حباب‌هاى کوچکى که با خطى به سرشان متصل می‌شد، جاى گرفته بود. به این ترتیب دو محدودیت اصلىِ نقاشان کارتون، یعنى محدودیت در نشان دادن رخدادهاى داراى زمان و تداخلِ مکالماتِ قهرمانان از میان برداشته شد. ترکیب این عوامل چنان موفقیتى را به دنبال داشت که تا آخرین روزهاى قرن نوزدهم، تعداد کمیک استریپ‌هاى منتشر شده در مجلات ایالات متحده به صد و پنجاه تا بالغ می‌شد. تمام این نقاشی‌ها همچنان به کار تبلیغ کالاها یا نقل شوخی‌ها و جوک‌ها اختصاص داشتند و به تدریج محتواى این آثار بیشتر و بیشتر به لطیفه‌گویىِ محض نزدیک می‌شد. در سال ۱۹۰۵م. سومین گام بزرگ براى تبدیل کمیک به یک شاخه‌ى مستقل انتشاراتى برداشته شد. وینسور مک‌کوى Winsor McCoy که در آن زمان در NewYork Herald کار می‌کرد، نخستین کمیک استریپ های داراى داستان جدى را تولید کرد. Little Nemo in Sumberlandاسم داستان او Little Nemo in Sumberland بود. قهرمان این داستان پسربچه‌اى به نام نِمو بود که در رویاهایش ماجراهاى گوناگونى را از سر می‌گذراند. داستان‌هاى این قهرمان هیچ ربطى به جوک و فکاهی نداشت و امروز می‌توان آن را در رده‌ى داستان‌هاى تخیلى رده‌بندى کرد. مک‌کوى نخستین کسى بود که بر سر محبوبیت قهرمانش قمار کرد و داستان‌هاى طولانی‌اى را به صورت زنجیره‌اى در هفته‌هاى متوالى منتشر کرد. این کار با نظر مساعد خوانندگان روبرو شد، اما همچنان آن قدر خطرناک مى‌نمود که تا دو دهه‌ى بعد تجربه‌اى منحصر به فرد باقى ماند. داستان‌هاى نموى کوچک تا ۱۹۱۱م. در این نشریه دوام آورد و چنان محبوبیتى یافت که در ۱۹۰۸م. ویکتور هربرت Victor Herbert که از خوانندگان پاپِ مشهور آن دوره بود، آهنگى را برایش خواند. در سال ۱۹۱۱م. مجله‌ى American Journal موفق شد مک‌کوى را به همکارى با خود ترغیب کند و به این ترتیب بقیه‌ى داستان‌هاى نموى کوچک در قالب مجموعه‌ى «در سرزمین رویاهاى زیرزمینى» در این مجله منتشر شد و انتشارش تا سه سال بعد ادامه یافت.

WashTubbsراهبرد مک کوى به زودى مقلدانى پیدا کرد. در آوریل ۱۹۱۴م. روى کرین Roy Crane که جوانى بیست و دو ساله بود شخصیتى به نام جورج واشینگتن تابزِ دوم را در مجموعه‌اى به همین نام آفرید. این قهرمان نوجوانى بود که براى دستیابى به گنجى ماجراهاى زیادى را از سر می‌گذراند. کرین پس از شش ماه، نام قهرمانش را به صورتِ WashTubbs ساده کرد و به این ترتیب بر شهرت و محبوبیتش افزوده شد.

کاراکترهای مجموعه پاپای

با وجود این نوآوری‌ها، صنعت کمیک در ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰م. بیشتر بر تبلیغات کالا متمرکز بود. یکى از شخصیت‌هاى عمده‌اى که در این دوره شهرت یافتند، پاپاى ملوان Popeye the Sailor بود که با پشتیبانىِ شرکت‌هاى تولید اسفناج خلق شد و حتى در نسخه‌هاى جدید و جهانى شده‌اش هم همچنان با خوردن اسفناج‌هاى شرکت خاصى قدرت غریب خویش را باز می‌یافت. این قهرمان به قدرى شهرت یافت که امروزه تندیسش را در یکى از میدان‌هاى Cristal City تگزاس -که مرکز کشت اسفناج در آمریکاست-  برافراشته‌اند. پاپاى رفیقى به نام J.Wellington داشت که دوستدار همبرگر بود و به ویژه در اروپا شهرت زیادى به دست آورد.

ادگار باروز با کتابی از تارزان در دست

در همین سال‌هایى که آثار کمیک استریپ به تدریج به صورت یک تخصص در می‌آمد و جاى ثابتى را در نشریات به خود اختصاص می‌داد، تحول بزرگى هم در ادبیات آمریکایى ایجاد شد. پیامبرِ این تحول، ادگار رایس باروز Edgar Rice Burroughs بود. این نویسنده‌ى خلاق و غیرمعمول، در ۱۹۱۲م. رمان علمى تخیلى پرفروش آمریکایى را به نام «ماه‌هاى ناهید The moons of Venus» منتشر کرد. این داستان به زودى با زنجیره‌اى از رمان‌هاى دیگر دنبال شد و در نهایت به نگاشته شدنِ حماسه‌ى ده جلدىِ جنگجوى بهرام Warlord of Mars منتهى شد. در همین سالِ ۱۹۱۲م. باروز یکى از شخصیت‌هاى به یاد ماندنى دیگرِ خود را خلق کرد: تارزان.

شهرت این قهرمان به زودى فراگیر شد و در ۱۹۵۲م. کمپانى C.B.S یک سریال تلویزیونى ۶۵ قسمتی –با بخش‌های ۳۰ دقیقه‌ای- بر مبناى داستان تارزان ساخت.

استقبال چشمگیرى که جامعه‌ى پویا و جوان آمریکایى از این نوع داستان‌ها مى‌کرد، گروهى از ناشران را به تخصصى شدن در این زمینه تشویق کرد. در نهایت در سال ۱۹۲۶م. مجله‌ى داستان‌هاى شگفت‌انگیز Amazing Stories منتشر شد و انقلابى را در ادبیات ایالات متحده پدید آورد. این مجله، با نقاشی‌هاى زیاد و تصاویر زیباى روى جلدش، تنها براى چاپ داستان‌هاى فانتزی و علمى تخیلى تخصص یافته بود. انتشار این مجله زمینه‌اى شد براى نویسندگان جوان و خلاق تا اندیشه‌هاى خود را تکثیر کنند، و به این ترتیب تخصصى شدنِ شاخه‌ى SF از ادبیات مدرن را ممکن سازند.

طرح جلد Amazing Stories (آوریل ۱۹۲۶)

باک راجرز در کمیک Amazing Stories (مارس ۱۹۳۲)

در شماره‌ى فوریه‌ى ۱۹۲۸م. این مجله، نویسنده‌اى به نام فیلیپ نولان Phillip Nowlan داستانى به نام «قیامت ۲۴۱۲م. John Flint Dille P P – Armageddon 2412 A.D.» را به چاپ رساند. موفقیت این داستان سرمایه‌گذارى به نام جان فلینت دیل را به فکر فرو برد. او داستان را از نولان خرید و نقاشى به نام ریچارد کالکینز Richard Calkins را براى تبدیل کردنش به داستانى مصور استخدام کرد. نتیجه‌ى کار، نخستین مجله‌اى بود که نام کمیک را به خود پذیرفت، و با موفقیتى خیره کننده همراه بود. کالکینز در ۷ژانویه‌ى ۱۹۲۹م. اثر را منتشر کرد و نام آن را به «باک راجرز در قرن بیست و پنجم میلادى Buck Rogers in 25th century A.D.» تغییر داد. داستانى که او مصور کرده بود، ماجراى خلبانى به نام باک راجرز بود که در غارى محبوس می‌شود و به دلیل تنفس در گازى مرموز تا پانصد سال بعد در همان جا منجمد می‌شود. بعد هنگامى بیدار می‌شود که مغول‌ها ایالات متحده را تسخیر کرده‌اند و رهبرشان هابیلِ قاتل Killer Kane بر این کشور حکم می‌راند. کل داستان، ماجراى شورش موفقیت آمیزِ راجرز براى آزاد کردن کشورش بود. ناگفته پیداست که تنش‌هاى میان آمریکا و ژاپن در این دوره و رقابت این دو کشور بر سر بازارهاى آسیاى جنوب غربى، و ملى گرایى نهفته در داستان ضامن موفقیت آن بود. درست در همان روزى که این اثر منتشر شد، نویسنده‌اى به نام هارولد فاستر Harold Foster هم اولین نسخه‌ى مصور تارزان را منتشر کرد. در این زمان جایگاه کمیک‌ها به عنوان شکلى جدید از ادبیات و نشریه‌هاى داراى خواننده‌ى انبوه، کاملا تثبیت شده بود. موفقیت این مجلات منجر به آن شد که در همین سال جورج دلاکورت George Delacorte نخستین مجله‌ى کمیک چهار رنگ را به نام The funnies منتشر کرد. این مجله در ابتداى کار به صورت هفتگى منتشر می‌شد و ده سنت قیمت داشت، اما چون این بها برایش زیاد بود، از شماره‌ى ۲۵ به بعد به بهاى پنج سنت عرضه شد. اما با این وجود نخستین پروژه‌ى انتشار کمیک چهار رنگ با موفقیت قرین نشد و این تلاش بلندپروازانه تنها تا شماره‌ى ۳۹ دوام آورد. در همین حین بود که نخستین زنِ نقاش کمیک -ویکتوریا پازمینو Victoria Pazmino- هم به جرگه‌ى هنرمندان این فن پیوست و راه را براى سایر هنرمندان زن گشود.

نام دیگرى که باید در تاریخ‌مان بدان اشاره کنیم، اوب لورکز Ub Lwerks است که در ۱۹۲۸ م. میکى ماوس را آفرید و به دلیل فروختن حق فروش آن به والت دیسنى تا بیست سال بعد بدون این که سود زیادى از این شخصیت مشهور عایدش شود، به عنوان کارمند در استخدام تولیدکنندگان داستان‌هاى شخصیتش باقى ماند. او در مدت چهل و پنج سال فعالیت حرفه اى‌اش، پانزده هزار کمیک استریپ از خود به جاى گذاشت.

در اکتبر ۱۹۳۱م. تحول دیگرى در داستان‌هاى کمیک رخ داد. در این تاریخ چستر گولد Chester Gould مجله‌اى منتشر کرد که قهرمانش پلیسى با چانه‌ى مربعى و پالتوى بلند فرانسوى بود. این قهرمان در ابتداى کار به نام Plainclothes Tracy خوانده مى‌شد، اما به زودى نامش به دیک تریسى Dick Tracy تغییر یافت. اسمى که بعدها بارها و بارها براى قهرمانان داستان‌هاى پلیسى به کار گرفته شد. این کمیک براى اولین بار ضد قهرمانى مشابه با قهرمان را هم به خوانندگان معرفى می‌کرد. مجموعه‌ى داستان‌هاى دیک تریسى طیفى وسیع از این ضدقهرمانان را شامل می‌شد، که مهم‌ترینشان عبارت بودند از کله-پخ Flattop، مشت The-Punch، پرون فِیس Prunfce، موش کور Mole و ابرو The Brow، تمام این ضدقهرمان‌ها جانیانى خطرناک یا نازی‌هایى سادیسمى بودند که شغلى جز دزدى و جنایت نداشتند.

اولین شماره از فلش گوردون

در سال ۱۹۳۲م. روى کرین که مجله‌اش همچنان Wash Tubbs daily نامیده مى‌شد، نشریه‌ى دیگرى به نام کاپیتان ایزى را منتشر کرد. مدتی بعد نبوغ واقعىِ نویسنده‌ای با نام الکس ریموند Alex Raymond آشکار شد که در ۱۹۳۴م. قهرمانى به نام فلاش گوردون Flash Gordon را به خوانندگان معرفى کرد. فلاش گوردون فضانوردى از سیاره‌ى بهرام بود که در اثر برخورد شهابى به سفینه‌اش ناچار به فرود اضطرارى بر زمین مى‌شود و متوجه مى‌شود که این تصادف حاصل نقشه‌ى جنایتکارانه‌ى دیکتاتورى وحشى به نام مینگ بوده که قصد تسخیر زمین را داشته است. او در زمین به دانشمندى به نام دکتر زارکوف Dr. Zarkov برخورد که با زور او را به همکارى با خود و مبارزه با مینگ وادار کرد. داستان‌هاى دنباله دارِ فلاش گوردون ماجراى نبردهاى او با مینگ و تلاشش براى رهایى از دست زارکوف است. داستان فلاش گوردون چنان محبوب شد که در سال ۱۹۳۶ کمپانى یونیورسال سریالى تلویزیونى از روى آن ساخت. این سریال اولین محصول تلویزیونى دنباله‌دارى بود که از روى داستان کمیک‌ها ساخته می‌شد. این سریال در زمان خودش به عنوان پر خرج‌ترین سریال شناخته شد و بازیگر مشهورى مانند باستر کرابل Buster Crabble در آن نقش فلاش گوردون را ایفا کرد.

طرح جلد New Fun

در نیمه‌ى دهه‌ى سى، ماکسول گینز Maxwell Gaines که صاحب کمپانىِ Eastern Color Press بود، به ایده‌ى درخشانى رسید. او دریافت که مى‌توان با دو بار تا کردن یک ورق کاغذ روزنامه‌اى صفحه‌هایى در ابعاد ۳۰×۲۲ سانتى متر را ایجاد کند. به این ترتیب اولین کمیک‌هاى هشت صفحه‌اىِ ارزان قیمت تولید شدند. این شکل و ساختار در کمیک‌هاى قطع بزرگ امروزى هم چنان حفظ شده است. گینز این کتابچه ها را Funnies on parole نامید و اولین شماره‌اش را رایگان منتشر کرد. بعد از اطمینان از گسترده بودن بازارش، نامش را به Famous Funnies تغییر داد و به طور عمده بر انتشار مجدد آثار موفق دیگران متمرکز شد و هر شماره‌اش را ده سنت قیمت گذاشت. او در زمینه‌ى عرضه‌ى کالاى خود هم به نوآوری‌هایى دست زد. تا این زمان کمیک‌ها هم‌واره در فروشگاه‌هاى زنجیره‌اى فروخته می‌شدند. گینز براى اولین بار کمیک‌هایش را در گیشه‌هاى روزنامه فروشى فروخت. این کمیک از نظر دیگرى هم رکورد دار شد، و آن هم این که اولین کمیکى بود که به شکل هفتگى منتشر نشد و تناوبش ماهانه بود. این مجله تا شماره‌ى ۲۱۶ ادامه یافت، یعنى حدود بیست سال بى وقفه منتشر شد و اوج شمارگانش ۴۰۰ هزار جلد بود.

۱۹۳۵م. شرکت National Periodicals اولین کمیک‌هایى را که تمامش از یک داستانِ تازه و بکر تشکیل شده بود را با عنوانِ New Fun Comics منتشر کرد. این داستان‌ها کیفیتى پایین داشت و بسیار سرسرى تولید مى‌شد، اما به دلیل نوآورانه بودنش، می‌تواند به عنوان اولین نمونه‌ى کمیک مدرن در نظر گرفته شود. در همین زمان گینز اولین کتاب کمیک با بیش از صد صفحه را به نام Century of comics چاپ کرد، که در نوع خودش تجربه‌اى موفق بود.

بخش عمده‌ى شخصیت‌هاى نقش آفرین در کمیک‌هاى این دوره موجوداتى جانورى و خنده‌دار بودند. دانلد داک در ۱۹۳۸م. آفریده شد و موفقیتش گروهى از خلاق‌ترین هنرمندان را به خلق موجوداتى از این دست تشویق کرد. پاول ترى Paul Terry موشِ نیرومند را معرفى کرد و والتر لَنز Walter Lanz وودى وود پِکر Woody Woodpecker را آفرید. لوِو Loew تام و جرى را خلق کرد. همزمان با این نوآوری‌ها، روند همزمان با این نوآوری ‌ها، روند تبدیل قهرمانان کمیک‌ها به ستاره‌هاى سینمایى، تلویزیونى و رادیویى در ابتداى دهه‌ى ۱۹۴۰م. با سرمایه‌گذارى موسسه‌ى Pictures Paramount شکل گرفت. به زودى کمپانى‌هاى فیلمسازى بزرگ به ساختن کارتون‌هایى بر مبناى این شخصیت‌ها روى آوردند و در این میان شرکت Warner Bro’s با ساختن کارتون هاى مشهورى مانند باگز بانى، دافى داک، و رودرانر Bugs Bunny, Daffy Duck, Roadrunner گوى سبقت را از همگان ربود.

جری سیگل (ایستاده) و جو شوستر (نشسته)

دهه‌ى سى، علاوه بر پیدایش این صنعت تولید کارتون، دستاوردهاى دیگرى هم به همراه داشت و دوره‌اى تعیین کننده براى کمیک ها بود. فکر و ذکر گروهى از درخشان ترین مغزهاى نسل جوان ایالات متحده به دنبال راهى براى پول درآوردن از تخیل و داستان بود، و این رقابتى بود که نتایج جالب توجهى را به دنبال داشت. در ۱۹۳۲ دو نوجوان به نامهاى جرى سیگل و جو شوستر Jerry Siegel & Joe Schuster که داستانى علمى تخیلى به نام گلادیاتور -نوشته ى فیلیپ وایلى- را در مجله‌ى داستان‌هاى شگفت‌انگیز خوانده بودند، به فکر افتادند تا قهرمانى بر مبناى آن بسازند. داستان گلادیاتور، بر محور قهرمانى دور می‌زند که قدرتى بیش از آدمیان عادى دارد و به کارهایى عجیب دست می‌زند. آن‌ها بر مبناى این طرح اولیه، داستانى فضایى نوشتند و آن را Superman and Metropolis نام نهادند. قهرمانى که آن‌ها ابداع کرده بودند، مردى فضایى بود که در زمین بزرگ شده بود و توانمندی‌هاى غیرعادى زیادى داشت. آن‌ها این داستان را در مجله‌ى محلى خودشان که همسالانشان در آن قلم می‌زدند منتشر کردند. دست کم یکى از این همسالان بعدها نویسنده‌ى مشهورى شد و آن رى بردبرى، -خالق فارنهایت ۴۵۱- بود. این مجله‌ى محلى هواداران زیادى پیدا کرد و دو نوجوان را به فکر انداخت تا قهرمانشان را به کمپانى‌هاى بزرگ انتشار کمیک بفروشند. ناشران در ابتداى کار با این پیشنهاد برخورد همدلانه‌اى نداشتند. قدرتهاى غیرمعمول سوپرمن بیش از تمام چیزهایى بود که تا به حال آزموده شده بود، و این خطر وجود داشت که غرابت داستان مخاطبان را فرارى کند. دو نوجوان براى مدت شش سال به این در و آن در زدند تا این که در نهایت هرى دونفلد Harry Donenfeld از شرکت National Periodicals متوجه نبوغشان شد و این قهرمان را از آن‌ها خرید. او مجله‌ى موفق Action comics را بر همین مبنا بنیان نهاد و بابت اولین فروش داستان سوپرمن ۱۳۰ دلار به دو نوجوان پرداخت کرد. بعد از آن هم قرار شد دو خالق سوپرمن به ازاى هر ۱۳ صفحه‌اى که از قهرمانشان داستان نقاشى کنند، جمعا پانصد دلار دریافت کنند!

اولین شماره‌ى Action comics که بر مبناى داستان سوپرمن شکل گرفته بود و تصویر او را هم بر جلد خود داشت، در سال ۱۹۳۸ م. منتشر شد و با انتشارش دوره‌اى که به عصر طلایی کمیک‌ها شهرت یافته آغاز شد و تا پانزده سال بعد ادامه یافت. معرفى سوپرمن به موفقیتى آنى و درخشان انجامید. Action comics در شماره‌هاى هفتم، دهم، سیزدهم، پانزدهم و هفدهم خود هم تصویر سوپرمن را بر جلد خود حفظ کرد و فروش هر شماره‌اش به نیم میلیون نسخه رسید. در ۱۶ ژوئن ۱۹۳۹ م. براى اولین بار سر و کله‌ى سوپرمن در پاورقی‌هاى مصور روزنامه‌ها پیدا شد و تا سال ۱۹۴۱م. بیش از سیصد روزنامه ماجراهاى سوپرمن را به شکل مصور منتشر می‌کردند.

موفقیت این قهرمان جدید، دیگران را هم به خلق قهرمانانى با توانمندی‌هاى غیرعادى تشویق کرد. این روند چنان پرشور بود که تا سال ۱۹۴۱م. تعداد این قهرمانان در عمل بی شمار شده بود. نامى که در کمیک‌ها براى این موجودات باب شده بود، خیلى زود بر سر زبان‌ها افتاد، و سوپرمن و موجودات شبیه به او با نام ابرقهرمان Superhero برچسب خوردند.

بعدی: کمیک‌ها در آمریکا (بخش دوم)


کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.