واندرومن طلسم دی سی و وارنر را شکست!

توسط : در تاریخ : جمعه, سپتامبر 8th, 2017

نمی‌دانم چطور باید نوشته را آغاز کنم اما در یک کلام می‎توانم بگویم که “فیلم واندرومن تمام انتظارات و معادلاتی که پیش از تماشای فیلم در ذهنم شکل گرفته بودند را نیست و نابود کرد!“. اگر یادداشتی که روی فیلم سینمایی “بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت” نوشته بودم را مطالعه کرده باشید، می‌دانید که تا چه حد از دنیای سینمایی دی‌سی یا همان DCEU دلسرد شده بودم و هرگز انتظار نداشتم از چنین فرانچایزی یک اثر امیدبخش و حتی استاندارد ببینم.

دروغ چرا؟ به شخصه از بازی گل گدات در BvS لذت نبردم و هیچ شوق و ذوقی برای فیلم واندرومن نداشتم. پیش‌تر نیز فیلم‌های ابرقهرمانی با نقش اصلی زن عرضه شدند که متأسفانه همگی شکست‌هایی مفتضحانه بودند و با توجه به سابقه‌ی نه چندان درخشان DC دلیلی نمی‌دیدم که واندرومن هم سرنوشتی مشابه به “کت‌ومن/Catwoman” پیدا نکند.

حالا که فیلم را دیده‌ام تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که هرچقدر بتمن علیه سوپرمن و جوخه‌ی انتحار بلاهت وار و آزادهنده بودند؛ واندرومن لذت بخش و هوشمندانه است و بسیار خوشحال می‎شدم اگر یک فیلم مجزا و مستقل نسبت به DCEU محسوب می‌شد.

متنی که در زیر می‌خوانید یک نقد برای بررسی کیفیت سینمایی اثر نیست؛ یادداشتی است از طرف یک طرفدار که با این شخصیت‌ها بزرگ شده.


فعلاً نگران لو رفتن داستان فیلم نباشید


از تمیسکیرا تا لندن

نمی‌توان درمورد واندرومن صحبت کرد و به دیگر فیلم‌های ابرقهرمانی من جمله DCEU نپرداخت. برخلاف دیگر آثار DC که با ترقندهایی کودکانه سعی داشتند خود را جدی و فکور نشان دهند، پتی جنکینز (کارگردان) متدی متفاوت در پیش می‌گیرد و حتی قدمی بلندتر از فیلم‌های موفق Marvel Cinematic Universe برمی‌دارد.

این بار انتخاب‌ستینگ‌ها و نحوه ساخت زمینه‌های بصری، فاکتوری است که به پیش برد پلات کمک می‌کند. جنکینز نیازی ندارد تا با دیالوگ‌های بی‌ربط قلمبه سلبمه کارش را سنگین جلوه دهد (اشاره به سه گانه شوالیه تاریکیِ آقای نولان). بسیار کم پیش میاید تا فیلمی صرفا با استفاده از رنگ بندی و نورپردازی داستانی را روایت کند، بدون آنکه مستقیم آن را در دهان مخاطب قرار دهد. خلاصه اینکه واندرومن مخاطبش را احمق فرض نمی‌کند و می‌داند که با تحول و تغییر ویژگی‌های بصری در دو محیط متفاوتِ تمیسکیرا و لندن، حساب کار دست مخاطب میاید که “جنگ” تا چه حد روی زندگی شهری و صنعتی تاثیر گذار است.

جزیره‌ی بهشتیِ تمیسکیرا در زیباترین شکل ممکن تصویر شده و باعث مسرت است که بعد از مدت‌ها شاهد تابش خورشید و روشنایی هستیم (اشاره به بتمن علیه سوپرمن آقای اسنایدر). یک سرزمین فانتزی و رویایی که توسط خدایان به زنان زیبارو و نامیرای آمازون هدیه داده شده و عاری است از هرگونه بیماری، جنگ و هرآنچه دنیای مردان شامل آن می‌شود.

زمانی که دایانا و استیو وارد دنیای مردان می‌شوند -لندن جنگ زده‌ی ۱۹۱۴- تمِ فیلم بطور کامل تغییر می‌کند. هرچقدر در تمیسکیرا نمای دوربین بازتر و گسترده تر بود، لندن شامل شات‌های کوتاه و کلوزاپ است. سینماتوگرافی واندرومن به نحو احسن موفق می‌شود تا حس اسارت و غم زده‌ی مردم زمان را به مخاطب القا کند.


واندرومن نسخهی مونث سوپرمن نیست

واندرومن همواره یکی از ابرقهرمان‌های مورد علاقه‌ام بوده و متاسفانه بخاطر نبودِ محصولات تصویری در مدیا کمتر کسی آن را درک می‌کند یا می‌شناسد. عوام وی را بعنوان نسخه‌ی مونث سوپرمن می‌شناسند؛ زنی که قدرت پرواز کردن دارد و بدون دلیل مشخصی در داستان‌های‎ش طناب و تصاویر عجیب BDSM بکار برده شده است!

درحالی که سرنوشت بتمن و سوپرمن ساده و سرراست است، پرداخت به واندرومن کمی دشوارتر می‌باشد. (شاید از دلایلی که تاکنون شاهد هیچ فیلمی از او نبودیم.)
داستان از جایی آغاز می‌شود که هرکولس (بله، همان هرکول مشهور) و تسیوس با شعار دروغین عشق، هیپولیتا و خواهرش آنتیوپه را فریب می‌دهند تا به آن‌ها تجاوز کنند. خوشبختانه با کمک هِرا هیپولیتا از زنجیر هرکولس رها می‌شود و همراه با خواهرش سرزمین رویایی تمیسکیرا را پیدا می‌کنند. هیپولیتا بعنوان ملکه‌ی آمازون‌ها قانونی وضع می‌کند که مردان حق ورود به جزیره را ندارد و ما تا ابد در صلح در این سرزمین زندگی خواهیم کرد به دور از امثال هرکولس و تسیوس. آنتیوپه برخلاف خواهرش پی انتقام را در پیش می‌گیرد و با هیپولیتا و تمیسکیرا وداع می‌کند تا هرکولس را به قتل برساند.

شاهدخت دایانا، تنها دخترِ هیپولیتا است که بخاطر تولدِ عجیبش خلق و خویی متفاوت نسبت به باقی خواهرانش در جزیره دارد. پس از سقوط هواپیمای استیو ترور، وی سرزمین مادری‌اش را ترک می‌کند تا با اریس (خدای جنگ) که پس از سال‌ها از زنجیر رها شده مبارزه کند. آموزه های سکسیست هیپولیتا روی دایانا تاثیر زیادی گذاشته و در امتداد آن نفرتی عجیب نسبت به آقایون در وجود واندرومن شکل گرفته اما زمانی که مردان دل روشن و خوش قلبی مثل ترور را ملاقات می‌کند نظرش کاملاَ نسبت به دنیای مردان متحول می‌شود.

پیش از تماشای فیلم می‌ترسیدم که نویسندگان نتوانند چهره‌ی زیبا و امیدبخش واندرومن را ترسیم کنند و شاهد یک قهرمان رادیکال فمنیستی باشیم که هیچ شخصیتِ واقعی از خود بروز نمی‌دهد. شاید جنکینز داستان اصلی را تا حد زیادی تغییر داده باشد تا در فرمت سینما بگنجد اما به راحتی می‌توان گفت که این فیلم به بهترین شکل ممکن روح و درون مایه‌ی اصلی شخصیت واندرومن را نشان می‌دهد.

همچنین باید اعتراف کنم که بازی گل گدات به مراتب حرفه‌ای تر شده. اگر شما هم ازان دسته کسانی هستید که از نقش آفرینی وی در بتمن علیه سوپرمن لذت نبردند، نگران نباشید که به شکل معجزه‌آسایی بازی او بهبود میابد.


پر از شخصیتهای دوست داشتنی

شاهدخت دایانای محبوب‌مان بدون وجود شخصیت‌های رنگارنگ دور و برش مطمئناً تا این حد موفق نمی‌‌شد. هیپولیتا (کانی نیلسن)، آنتیوپه (رابین رایت) و تمام زنان آمازون با وجود ران تایم کوتاهی که دارند، جذاب و منحصر بفرد طراحی شده اند. خیلی خوشحال می‎شوم اگر در پروژه‌های آینده بتوانیم دوباره بعضی از آن‌ها را ملاقات کنیم و شاهد کرکترهای جدیدی مثل آرتمیس باشیم.

به تصویر کشیدنِ شیمی بین یک ابرقهرمان و انسان عادی هرگز در سینما ساده نبوده. از نمونه‌های شکست خورده می‌توان به سوپرمن و لوئیس لین در DCEU و یا ثور و جین فاستر در MCU اشاره کرد؛ اما در کمال تعجب رابطه‌ی استیو و دایانا فوق العاده طبیعی و غریزی ازاب درامده و یکی از دلایلی اساسی آن انتخاب کریس پاین برای این نقش است.

تمام شخصیت‌های فرعی داستان -از اتا کندی گرفته تا دکتر پویزن- رفتاری باورپذیر مانند انسان‎های واقعی نشان می‎دهند؛ قربانیانی که بخاطر جنگ روحشان را از دست داده‌اند یا هنوز کمی از انسانیت‌شان باقی مانده. بواسطه‌ی وجود همین کرکترهاست که گذر زمان در طول فیلم شیرین و دلپذیر است.


تذکر: متن زیر داستان فیلم را لو می‌دهد.


ویلن داستان حرف برای گفتن دارد

در تماشای فیلم‌های ابرقهرمانی(به خصوص موج جدید) یک سوال به نظرم مدام در ذهن بیننده‌ی حرفه‌ای سینما شکل خواهد گرفت. چندتا از ویلن‌ها در این فیلم‌های ابرقهرمانی واقعاً حرف برای گفتن داشتند و دلایلشان برای اعمال اهریمنی‌شان توجیح‌پذیر بوده؟ می‌دانم تام هیدلسون بازیگر کاریزماتیکی است اما آیا حسادت و طمع‌ش برای قدرت هم برای شما باورپذیر بوده؟ بجز جوکرِ هث لجر چند ابرشرور کامیک‌بوکی بیادماندنی در خاطراتان حضور دارد؟

بخش مورد علاقه‌ی من از فیلم واندرومن از همینجا آغاز می‌شود. فیلم با معرفی لدندرف شما را فریب می‌دهد که اریس یک ژنرال خونخوار آلمانی است و قصد دارد تا با همکاری دکتر پویزن آتش جنگ را شعله ورتر از قبل کند. (بقولی یک ویلن تیپیکال کامیک بوکی) اما در انتهای داستان متوجه این توئیست بی‌مانند می‌شویم که خدای جنگ واقعی در قالب یکی از سران دولت انگلستان ( با بازی دیوید ثوئلیس) پنهان شده.
دایانا که معتقد است جنگ و خون ریزی حاصل شرارت اریس می‌باشد، در کمال ناباوری و با کشتنِ لدندرف کاشف به عمل میاید که انسان خودش عامل تمام این درد و رنج‎هاست و اریس از ابتدای تاریخ قصد داشته تا غیرمستقیم کراهتِ وجودی مخلوقات پدرش (زئوس) را ثابت کند.

سخنرانی اریس تا حدی معقول و مستدل است که برای لحظه‌ای ممکن است فکر کنید که واندرومن را قانع کرده. مطمئنم در آینده خیل عظیمی از طرفداران سخنان‎ش را بعنوان نقل قول‌های مشهور سینما بازگو می‌کنند.


فیلمی برای تازه واردین و طرفداران دو آتشه

از جزئیات چشم نواز گرفته تا داستانی زیبا و مهیج، واندرومن فیلمی است که تازه واردین به دنیای ابرقهرمانان را می‌تواند جذب کند و از طرفی اگر از طرفداران قدیمی این شخصیت و جهان‌های کامیک بوکی هستید، قطعاً ذوبِ ماجراجویی جدید شاهدخت تمیسکیرا در پرده سینما می‎شوید.

بعنوان کسی که از صمیم قلب ابرقهرمانان DC را دوست دارد، می‌توانم بگویم که واندرومن اولین تجربه‌ی نزدیک به آنچه بود که همواره انتظارش داشتم. واقعاً خوشحالم که واندرومن تبدیل به یک ریپ آف بی‌شرمانه از فیلم‌های فرمولیزه مارول نشد و توانست تجربه‌ای ناب و جدید به مخاطبین ارائه دهد. امیدوارم برادران وارنر با همین فرمان پیش بروند و با دخالت‌های بی‎جا زباله‌ای مانند جوخه‌ی انتحار تولید نکنند!


    • Nima AKA
      در پاسخ به Nima AKA

      عالی 👌👌 مخصوصا درمورد آرس کاملا موافقم

    • علیرضا
      در پاسخ به علیرضا

      فیلم خوبی بود. قدم روبه جلو و فیلمی موفق در بست و شرح شخصیت واندروومن.
      بارز ترین نکته ی فیلم شاید شخصیت پردازی دقیق و بی عیب و نقصش بود. به شکل فوق العاده ای فیلم شخصیت واندروومن رو به عنوان دختری که به تازگی با دنیای تماما جدید آشنا شده به ما معرفی میکنه. اینکه یک تفکر ساده خوشبینانه به مردم دنیا و اینکه اونها فقط به واسطه اریس فریب خوردن قلب تپنده ی فیلمه…به شکلی که تمام نماد و استعاره پردازی فیلم حول همین تفکر شکل میگیره
      از سمت دیگه بازیگرای فیلم واقعا اجرای خوبی داشتن. گل گادوت با لحجه ی خاصش و میمیک مناسب صورتش معصومیت، صمیمیت، عشق، قدرت و تمام ویژگی های شکل دهنده ی شخصیت واندروومن رو به نحو احسنت اجرا میکنه.
      صحنه های اکشن فیلم وقتی تند بود واقعا هیجان و انگیز و جذاب بود. ولی بنظر من استفاده ی بیش از حد و نامناسب از صحنه های آهسته و وقفه ی فراوانی که بین فایت ها بود باعث شد اونجوری که باید هیجان لازم رو القا نکنه. صرفا ۳۰ ثانیه مشت زدن کرکتر ها به همدیگه نمایش داده میشد و بلافاصله متوقف و چند تا دیالوگ هم رد و بدل. دوباره مبارزه از سر گرفته میشد و همین روند…
      ضعف اصلی فیلم منتها اریسه. شخصیت اریس بدون کوچکترین پردازشی وارد داستان میشه صرفا برای خلق یک صحنه ی اکشن بزرگ. از انتخاب بازیگر نامناسب و کلیشه ای بودن شخصیت که بگذریم، فلسفه حضور شخصیت اریس در آخر داستان خودش پایه ریزی نابودی تمامی نمادها و استعاه پردازی های فیلم میشه. یعنی بیننده ای که در طول دوساعت رشد شخصیت واندروومن رو مشاهده کرده و لمس کرده که دایانا از دختری که هدف زندگیش داستان هایی بوده که شب ها قبل از خواب براش گفته میشده به دختری تبدیل شده که زندگی واقعی، جنگ و ذات اصلی انسان هارو شناخته و کم کم داره به این باور میرسه که تمام انسان ها خدای جنگ خودشون هستن. ولی بعد از حضور اریس و بیان هدف ها و ی سری جمله ی کلیشه ای که انسان ها لیاقت زندگی ندارن و از همین دست دیالوگ ها این رشد شخصیت با سقوط مواجه میشه.
      یعنی اریس علاوه بر ضعف شخصیتی که خودش در طول فیلم داشته بعث شده بخش اعظمی از محتوای فیلم و شخصیت پردازی دایانا هم با نقص مواجه بشه.

      • Nima AKA
        در پاسخ به علیرضا

        علیرضا موضوع اینه که توی فیلم یه سری جزییات رو نمیشه گفت و تو باید با تخیل خودت به یه سری مساعل فکرکنی … مثلا از این زاویه به قضیه نگاه کن که اریز یا همون ارس تو ذهن دایانا رفت و … چطوری بگم..ویژن هایی رو به دایانا نشون داد… از دنیایی که توش آدم ها نباشن. خوب یه جورایی مثل بازیه ذهنه… مثل هیپنوتیزم … منتهی دایانا عه که از خودش مقاومت نشون میده که اونم در واقع داشته وا میداده اما دیالوگ های استیو در سکانس قبلی احتمالااونو منصرف میکنه…در مورد شخصیت پردازی آرس. خوب ببین ماهایی که میدونستیم آرس دیوید تولیسه برامون کلیشه ای بود بله…اون روز اتفاقا با یکی از دوستان کاناداییمون صحبت میکردیم میگفتیم که ای کاش اعلام نمیکردن بازیگر ها رو ! یا جالبه تو گوگل هفته اول اکران اسم کرکتر دیوید تیولیس رو آرس وارد کرده بودن! یعنی عملا خودشون اسپویل کردن وگرنه شما فرض کن یهفردی با قیاقه مظلوم دیوید تیولیس و یه پای ناقص چطوری میتونه تو ذهن بیننده خدای جنگ باشه وقتی تو انگلیسه و جنگ داره ادامه پیدا میکنه … درواقع اطلاعات کمیکیمون هم یه مم اینجا دردسر ساز میشه…چون کا میدونیم آرس دیسی نیتونه تو لندن باشه و جنگ رو تحمیل کنه … اما فیلم به ما میگه “ارس خدای جنگه… همش میجنگه…میخواد خودش تمام خداان و تمام انسان هارو با دستای خودش نابود کنه”

        • علیرضا
          در پاسخ به Nima AKA

          اصلا بحث من این نیست که چون مثلا میدونستیم دیوید تولیس اریسه باعث کاهش جذابیت اریس شده. این یه بحث جداست.
          اصلا این موضوع که دایانا فکر میکرد اون ژنرال المانی اریسه و بعد از کشتنش در انتظار متوقف شدن جنگ بود خودش نقطه قوته و ی تحول بزرگ شخصیتی محسوب میشد برای واندروومن. یعنی به این نتیجه رسیدن که انسان ها به خواسته و اراده خودشون جنگ رو شروع کردن و ادامه دادن خودش خب واقعا هم فضاسازی فوق العاده رو شکل داد هم باعث شد شخصیت واندروومن رشد کنه بعنوان کسی که اون رو یک قهرمان خطاب میکنیم. ولی دقیقا حضور اریس تو پایان فیلم انکارکننده ی همین موضوع بود.
          و بخش بزرگی از رشد و تحول شخصیتی دایانا رو زیر سوال برد.
          و جدا از اینکه هویت اصلی اریس شوک آور بود اهاف و انگیزه های کاملا کلیشه ای و تکراری بود. شاید این چیزیه که یه ویلین اینچنینی تو یه همچین فیلمی باید باشه ولی میشد با پرداخت مناسبتر ی مقدار این شخصیت رو بهتر به تصویر کشید

    • Johnathan
      در پاسخ به Johnathan

      شوالیه تاریکی(اثری از نولان) باعث شد من به دنیای کمیک پا بزارم یادم ۹ سال پیش بود که فایل تورنت ش رو دان کردم (فقط ۳ روز دان ش طول کشید) بهترین بلک باستری ای بود ک از dceu دیدم

      • Sherlock
        در پاسخ به Johnathan

        خوشحالم که به این دنیای زیبا و شگفت انگیز پا گذاشتی😊
        ولی دارک نایت مال dceu نیست.
        Dceu میشه یونیورس سینمایی دی سی اینترتیمنت.سه گانه ی نولان عضو هیچ یونیورسی نبود و یه دنیای واحد داشت.

    • E.N
      در پاسخ به E.N

      سلام
      خسته نباشید میگم خدمت شما که همچین مقاله ای رو نوشتین آقای قربان پور واقعا زیبا نوشتین،معلومه وقت زیادی صرف نوشتنش کردید، واقعا خوشحالم که این سایت داره دوباره راه میفته،(راستی قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد بگم بنده همون marvel erfan هستم ولی چون الان اینجا پاک شده بود اسم، منم یکمی متاسفانه تنبلم حوصله نداشتم و حرف ها اول نام و نام خانوادگی خودم رو اینجا گذاشتم با اجازه، اینو گفتم تا دوباره مثل قبل به بنده تهمت نزنن که خودشو گذاشته جای اون یکی!) خیلی خوبه که تعداد سایت های خوب کامیک بوکی همینجوری داره زیاد میشه، کمیک اسکواد،اسپایدی،کامیک لایف،فانتزی کمیک، دیسی فن(البته اینو نمیدونم هنوز هست سایتش یا نه)و…
      خداکنه همینطوری بیشتر و بیشتر بشه
      خوب شد که dceu هم داره راه میفته ، واقعا امیدوارم که لیگ عدالت فیلم خوبی بشه،درسته واندروومن فیلم خوبی بود باتوجه به نقد ها ولی اگه خدایی نکرده لیگ عدالت خراب کنه(یعنی در متاکریتیک زیر ۶۰ نمره بیاره) اونجوری این دنیا میشه ۱ فیلم متوسط، ۲فیلم افتضاح،۱فیلم عالی و باز یک فیلم متوسط یا بد که در اون صورت ۲فیلمی که قرار بود پایه جهان سینمایی دیسی باشن خراب کردن(bvs و لیگ عدالت) و این جهان باز هم باید به فکر چاره بیفته(به شدت امیدوارم این اتفاق نیفته و به احتمال زیاد هم نخواهد افتاد)
      راستش من نه امیدی به فیلم واندروومن داشتم و نه به فیلم اسپایدرمن، اسپایدرمنو به این خاطرکه تریلر ها اونقدر که باید منو تحت تاثیر قرار ندادن و اینکه سونی در ساخت فیلم دخالت داشت، واندر وومن هم به خاطر ۳فیلم اخیر دیسی و اینکه اصلا خود شخصیت واندروومن برام مثل شخصیت های درجه دو و سه کمیک میمونه،ولی خوشبختانه هردو برخلاف انتظارات من دراومدن و کولاک کردن
      ان شاءالله که دی سی بتونه همینطوری ادامه بده و مثل دنیای کامیک هاش در سینما هم یک دنیای فوق العاده خلق کنه
      بازم بابت مقاله ممنون

    • Emerald Archer
      در پاسخ به Emerald Archer

      فیلمی که بالاخره من رو قانع کرد ابرقهرمان زن میتونه دوست داشتنی باشه!
      “درود بر بانوی کمیک”

    • Mohamad Ka
      در پاسخ به Mohamad Ka

      بله این فیلم یه حرکت رو به جلو بود نسبت به بقیه فیلمای یونیورس سینمایی در آستانه سقوط دی سی.
      ولی بنظرم بیشتر از چیزی که حقش بود هایپ شد. وقتی فیلمو دیدم ناخودآگاه یاد انیمیشن های دیزنی افتادم. مثل Moana یا Tanglad. واقعا روند داستانیش مشابه اینا بود. بگذریم از این که صحنه های مبارزه ی فیلم غیر از مبارزه با آیریس هیجان حداقلی داشتن. ولی خب در کل فیلم امیدوارکننده ای بود. یه قدم رو به جلو.
      امیدوارم فیلم JL هم حداقل همین سطح کیفی رو داشته باشه( با کنار رفتن زک اسنایدر بعید نیست D: )
      راستی کامیاب. منو یادت هست ؟‌خوشحالم متوجه شدم تو این متنو نوشتی :دی

واندروومن Wonder Woman

img

واندروومن، دایانا پرینس، شاهدخت تمیسکرا و دختر ملکه‌ هیپولیتا، حکمران آمازون‌هاست.در به دنیا آمدن او روایت فراوان است. طبق برخی روایات مادرش مجسمه‌ای از شن ساخت و آفرودیت به او جان بخشید. سپس ایزدان یونانی، هدیه‌هایی به مولود آمازون‌ها اهدا کردند: زیبایی از طرف آفرودیت، خرد از آتنا، قدرت از هرکول و چابکی از هرمس. در بعضی روایات جدیدتر، خود زئوس پدر دایاناست. ابزارهای واندروومن عبارتند از کمند حقیقت، دستبند فناناپذیری، بومرنگ، تاج، شمشیر و سپر. او در زمین به عنوان عضوی از «لیگ عدالت آمریکا» و با هویت دایانا پرینس زندگی می‌کند.