همان خبرنگار موسیخ | نگاهی به تاریخچه‌ی تن تن (بخش دوم)

توسط : در تاریخ : چهار شنبه, آوریل 29th, 2015

تن تن را همه می‌شناسیم. بسیاری از ما کودکی خود را با این شخصیت گذرانده و کمیک‌ها و انیمیشین این شخصیت را به یاد داریم. اما این شخصیت محبوب از کجا شروع کرد؟ برای مطالعه‌ی بخش اول به اینجا مراجعه کنید. با ما همراه باشید برای بخش پایانی.


«نیلوفر آبی» اولین شاهکار هرژه

Le Lotus bleu

نیلوفر آبی

در سال ۱۹۳۲ بیستم کوچک مصاحبه‌ای فرضی از تن تن به چاپ رسانید که در آنجا وی اعلام کرد که با گذر از مصر، هند، سری‌لانکا و هندوچین به چین سفر خواهد کرد. این خط داستانی منجر به داستان «تن تن در شرق» شد که قسمت اول آن با نام سیگارهای فرعون در کشورهای مصر، هند و عربستان می‌گذشت. انتشار سیگارهای فرعون در دسامبر ۱۹۳۲ آغاز و در فوریه‌ی ۱۹۳۴ به پایان رسید. نیلوفر آبی دومین قسمت از داستان تن تن در شرق بود که پس از سیگارهای فرعون به چاپ رسید.

نیلوفر آبی پنجمین جلد از کمیک‌ استریپ تن تن است که داستان آن درست پس از جلد قبلی یعنی «سیگارهای فرعون» شروع می‌شود. تن تن و میلو که به چین دعوت شده‌اند در جریان حمله‌ی ژاپنی‌ها در سال ۱۹۳۱ به چین قرار می‌گیرند و درآنجا دسیسه‌های جاسوسان ژاپنی را خنثی و یک حلقه‌ی قاچاق مواد مخدر را آشکار می‌کنند. هرژه در این داستان، کارآگاه دوپونت و دوپونط را که در داستان‌های قبلی معرفی شده بودند را نیز وارد کرد.

The Blue Lotus 45

دوپونت و دوپونط وارد می‌شوند!

 

تحقیقات وسیع هرژه از داستان «نیلوفر آبی» شروع شد. هرژه در این باره گفته:

به خاطر حس مسئولیتی که نسبت به خوانندگانم داشتم، اون موقع بود که وقتم رو صرف تحقیق و علاقه‌مند کردن خودم به مردم و کشورهایی کردم که تن تن رو به اونجا می‌فرستادم.

 

در ابتدا هرژه همانند شوروی و کنگوی بلژیکی اطلاعات خیلی کمی از چین داشت. در آن زمان بسیاری از اروپاییان تفکر غلطی از چینی‌ها داشتند و خود هرژه نیز مدت‌ها این تفکرات را باور داشت. هرژه قبلاً نیز از چینی‌ها در ماجراهای تن تن استفاده کرده بود که هر دو بار نیز آن‌ها را همانند تصورات قدیمی اروپاییان به تصویر کشیده بود. در تن تن در سرزمین شوروی بلشویک‌ها دو چینی را استخدام می‌کنند تا تن تن را شکنجه دهد و در تن تن در آمریکا وی دو چینی اراذل و اوباش را به تصویر کشیده بود که قصد خوردن میلو را داشتند. «ابو لئون گاست Abbot Léon Gosset» یک کشیش‌یار کاتولیک برای دانش‌آموزان چینی در دانشگاه کاتولیکی لووِن بود. وی بعد از اینکه از قصد هرژه مبنی بر نوشتن داستان درمورد چینی‌ها آگاه شد، با او تماس گرفت و از او خواست که در به تصویر کشیدن این کشور مراقب باشد. از آنجایی که دانشجویان گاست بیستم کوچک را می‌خواندند وی فکر می‌کرد که اگر هرژه به انتشار عقاید منفی قدیمی ادامه دهد تاثیر منفی‌ای بر روزنامه داشته باشد.

Herge and Chongren

هرژه و چانگرن.

هرژه از فکر گاست استقبال کرد و گاست نیز او را با دو تن از دانشجویان چینی‌اش آشنا کرد. وی همچنین آدرس یک دانشجوی چینی دیگر به نام «ژانگ چانگرن Zhang Chongren»  را به او داد. ژانگ نیز یک طراح بود و او و هرژه به سرعت با هم دوست شدند و ژانگ هرژه را با فرهنگ و تاریخ چین آشنا کرد و به او نحوه‌ی طراحی به سبک چینی را آموزش داد. ژانگ به هرژه یک دست قلم‌مو داد و به او چگونگی کشیدن یک درخت و خوش‌نویسی چینی را آموخت. این آموزش‌ها تاثیراتی را بر کار هرژه گذاشت.

استفاده‌ی هرژه از تحقیق و طراحی‌هایی که بر اساس عکس می‌کرد به او اجازه داد تا یک دنیای واقعی را برای تن تن خلق کند. وی حتی کار را به جایی رسانید که کشورهای تخیلی برای تن تن درست می‌کرد و فرهنگ سیاسی خاصی به آن‌ها می‌بخشید. همچنین از تحقیقات هرژه می‌توان به ماه‌ها تحقیق در خصوص سفر تن تن به ماه در دو داستان «به مقصد ماه» و «کاشفان در ماه» اشاره کرد که این کار وی مورد تحسین مجله‌ی «دانشمند نو» واقع شد.

 

The Blue Lotus 45 (1)

از مهم‌ترین صحنه‌های کمیک. در زمان هرژه اروپاییان چینی‌ها را با همان شمایل قدیم خود تصور می‌کردند و انتظار وسایل امروزی در این کشور را نداشتند. در اینجا هرژه دوپونت و دوپونط را در حالی به تصویر کشیده که پیرو همین اعتقاد قدیمی لباس چینی پوشیده‌اند ولی فضا را کاملاً متفاوت با آنچه فکر می‌کردند میابند.

نیلوفر آبی موفقیت تجاری بسیار خوبی داشت و مدت کوتاهی پس از انتشارش با فرمت کتاب نیز دوباره چاپ شد. بسیاری از منتقدان این داستان را اولین شاهکار هرژه می‌دانند.

 

جنگ جهانی دوم و بعد از آن

در ماه می ۱۹۴۰، آلمان نازی بلژیک را به تصرف خود در آورد و هرژه و بسیاری از بلژیکی‌های دیگر به فرانسه فرار کردند. در ۲۸ می، شاه لئوپولد سوم رسماً‌ کشور را تسلیم ارتش آلمان کرد تا کشت و کشتار بیش از این ادامه نیابد. آلمانی‌ها بلژیک را اشغال کردند و پادشاه از تمامی بلژیکی‌های فراری خواست تا به وطن بازگردند. هرژه نیز از این فرمان پیروی کرد و در سی‌ام ژوئن به بلژیک بازگشت. پس از سلطه‌ی آلمان‌ها بر بلژیک اینک تمامی نشریه‌های بلژیکی تحت کنترل آن‌ها بود. روزنامه‌ی قرن بیستم و الحاقیه‌ی کودکان آن، بیستم کوچک، دیگر اجازه‌ی انتشار نداشتند و هرژه که در آن زمان روی داستان سرزمین طلای سیاه کار می‌کرد مجبور شد آن را نیمه‌کاره رها کند. (هرژه پس از جنگ دوباره به سراغ این داستان رفت و آن را در سال ۱۹۴۸ چاپ کرد.) هرژه که در جستجوی کار بود توانست در روزنامه‌ی مطرح بلژیکی «عصر Le Soir» که توانسته بود تحت حکومت نازی‌ها به انتشار خود ادامه دهد به عنوان طراح استخدام شود. روزنامه‌ی عصر از محبوبیت به مراتب بیشتری نسبت به روزنامه‌ی قرن بیستم برخوردار بود و تعداد خوانندگان آن به ۶۰۰۰۰۰ نفر می‌رسید.

lesoir

روزنامه‌ی عصر: «تن تن و میلو بازمی‌گردند!»

در اکتبر همان سال وی سردبیر الحاقیه‌ی کودکان روزنامه که «عصر جوان Le Soir Jeunesse» نام داشت شد که در آنجا دست به چاپ مجموعه‌ی تازه‌ای از تن تن زد. اولین شماره‌ی عصر جوان روی جلد خود عنوان بزرگی بدین مضمون داشت: «تن تن و میلو بازمی‌گردند!». در فضای تازه و سرکوب‌گر آن دوران هرژه دیگر نمی‌توانست از پیرنگ سیاسی در ماجراهای تن تن استفاده کند در غیر این صورت توسط گشتاپو دستگیر می‌شد. در آن زمان بود که دوره‌ی تن تن گزارشگر به پایان رسید و دوره‌ی تن تن ماجراجو شروع شد.

اولین داستانی که هرژه پس از اشغال بلژیک از تن تن چاپ کرد، «خرچنگ چنگال طلایی» نام داشت. این داستان نهمین جلد از عناوین تن تن بود که از اکتبر ۱۹۴۰ تا اکتبر ۱۹۴۱ منتشر شد. در این داستان تن تن و میلو به مراکش سفر می‌کنند تا جلوی یک باند بین‌المللی قاچاق تریاک را بگیرند. لازم به ذکر است که شخصیت «کاپیتان هادوک» اولین بار در این داستان معرفی شد. پس از پایان انتشار تن تن، ناشری به نام «کاسترمان» این داستان را جمع‌آوری و به صورت کتاب منتشر کرد. خرچنگ چنگال طلایی آخرین کتابی بود که در مجموعه‌ی تن تن با فرمت سیاه و سفید منتشر شد. درهرحال به خاطر محبوبیت بالای روزنامه‌ی عصر فروش تن تن به طور محسوسی افزایش یافت، چنان که بیش‌تر داستان‌های قبلی ماجراهای تن تن دوباره چاپ شدند. البته دو استثنا در این امر وجود داشت: امکان چاپ تن تن در آمریکا و جزیره‌ی سیاه وجود نداشت زیرا در این دو داستان تن تن در آمریکا و انگلستان حضور داشت و این دو کشور از دشمنان آلمان به شمار می‌رفتند.

زندگی‌نامه‌نویس هرژه،‌ «بنوا پیترز Benoît Peeters»، این داستان را «تولدی دوباره» برای مجموعه‌ی ماجراهای تن تن می‌داند و حضور هادوک را «یک عنصر نیرومند داستان‌گویی» می‌خواند، عنصری که «به طور عمیقی روح مجموعه را عوض کرد». وی در جای دیگری نیز اشاره می‌کند که این حضور هادوک است که این داستان را چنین به یاد ماندنی می‌کند.

Le Crabe aux pinces d'or

خرچنگ چنگال طلایی.

پس از این داستان، نوبت به جلد دهم مجموعه یعنی «ستاره‌ی اسرارآمیز» رسید تا منتشر شود. ستاره‌ی اسرارآمیز اولین داستانی بود که با فرمت تازه‌ی ۶۲ صفحه‌ای و تمام رنگی چاپ شد. پس از این داستان بود که انتشارات کاسترمان به هرژه پیشنهاد داد تا تمامی کتاب‌ها را به این فرمت درآورد. اینگونه بود که خرچنگ چنگال طلایی در ۱۹۴۴ دوباره برای چاپ – این بار به صورت رنگی – تصحیح شد.

بعدها در سال ۱۹۶۰ خرچنگ چنگال طلایی به همراه «عصای شاه اتوکار» جزو اولین داستان‌هایی بودند که در آمریکا منتشر شدند. هرچند کاسترمان مجبور شد کمی آن‌ها را تغییر دهد تا برای چاپ در آمریکا مناسب باشند. برای مثال ملوان سیاه پوستی که تن تن دست و پا بسته در کابین کاپیتان هادوک رها می‌کند به یک فرد سفیدپوست تغییر کرد.

راز اسب شاخدار

Le Secret De La Licorne

راز اسب شاخدار

«راز اسب شاخدار» یازدهمین جلد از سری تن‌تن بود که در ژوئن ۱۹۴۲ شروع به انتشار کرد. داستان این جلد از این قرار است: تن‌تن جوان، سگش میلو و کاپیتان هادوک سرنخی را پیدا می‌کنند که از جد هادوک – سر فرانسیس هادوک از قرن هفدهم – به جا مانده و ممکن است آن‌ها را به مکان گنجینه‌ی مخفی «راکام سرخ Rackham le Rouge» که یک دزد دریایی بود ببرد. تن‌تن و هادوک برای حل معما باید سه مدل یکسان از کشتی سر فرانسیس – معروف به اسب شاخدار -را پیدا کنند، ولی پس از مدتی می‌فهمند که خلافکارها نیز در پی این مدل‌ها هستند و حاضرند برای رسیدن به آن‌ها مرتکب جنایت شوند.

«راز اسب شاخدار» اولین داستان از مجموعه‌ی تن‌تن بود که از پرداختن به موضوعات سیاسی اجتناب کرد و در عوض داستان آن کاملاً ماجراجویانه بود. «راز اسب شاخدار» در واقع قسمت اول یک داستان است و ادامه‌ی آن در داستان «گنج راکام سرخ» روایت می‌شود. همچنین خالی از لطف نیست که ذکر کنیم «راز اسب شاخدار» یکی از دو داستانی است که سرتاسر آن در خود بلژیک می‌گذرد. (داستان «جواهرات کاستافیوره» که بیست و یکمین جلد تن‌تن است داستان دیگری است که تماماً در بلژیک قرار داشت.)

«راز اسب شاخدار» اولین داستانی بود که همکار هرژه، «ژاک ون مِلکبک Jacques Van Melkebeke» تاثیر زیادی روی آن داشت چنان که حتی برخی او را نیز در به وجود آمدن این داستان به اندازه‌ی هرژه سهیم می‌دانند. در واقع صحبت‌های ملکبک با هرژه بود که باعث شد «راز اسب شاخدار» داستانی پیچیده‌تر از داستان‌های قبلی از آب در بیاید. «راز اسب شاخدار» در یک آرک دو قسمتی قرار داشت که قسمت دوم آن «گنج راکام سرخ» بود. این اولین آرک دو قسمتی پس از داستان‌های «سیگارهای فرعون» و «نیلوفر آبی» بود که به چاپ رسید هرچند ارتباط بین «راز اسب شاخدار» و «گنج راکام سرخ» بسیار بیشتر از ارتباط «سیگارهای فرعون» با «نیلوفر آبی» بود.

 

هرژه برای این داستان خود را به شدت آماده کرد و تحقیقات بسیاری را دررابطه با نوع کشتی‌ها و ساختمان‌ها انجام داد تا مطمئن شود که به درستی در داستان به تصویر کشیده می‌شوند. «راز اسب شاخدار» تا سال ۱۹۶۰ که هرژه «تن‌تن در تبت» را نوشت محبوب‌ترین داستان او به شمار می‌رفت. از این داستان اقتباس‌هایی نیز شده که شاید مهم‌ترین آن انیمیشن «ماجراهای تن‌تن: راز اسب شاخدار» به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ» باشد.

Can-Steven-Spielbergs-The-007

انیمیشن تن تن.

 

پس از «راز اسب شاخدار» نوبت به چاپ «گنج راکام سرخ» رسید که از فوریه‌ی ۱۹۴۳ آغاز و در سپتامبر همان سال به پایان رسید. همانطور که اشاره شد «گنج راکام سرخ» قسمت دوم داستان «راز اسب شاخدار» است و این داستان به خاطر معرفی شخصیت «پروفسور تریفون تورنسل Professeur Tryphon Tournesol»اهمیت ویژه‌ای دارد.

Professeur Tryphon Tournesolپروفسور تورنسل دانشمندی نیمه کر است که در سراسر ماجراهای تن‌تن ابزارهای پیشرفته‌ای اختراع کرده و در اختیار او می‌گذارد. هرژه قبلاً نیز دانشمندانی را وارد داستان‌ها کرده بود ولی پروفسور تورنسل نمونه‌ی نهایی این تیپ بود که در داستان‌های تن‌تن ماندگار شد.
پروفسور تورنسل همان دانشمند دیوانه‌ی شیفته‌ی علمی است که هرژه به دنبالش بود و همچنین مسئله‌ی نیمه‌کر بودن او نیز در بسیاری جاها طنز داستان را فراهم کرده است زیرا وی معمولاً سخنانی که فکر می‌کند شنیده است را در قالب نامعمول‌ترین کلمات تکرار می‌کند و از اعتراف به کر بودن خود سر باز می‌زند. تورنسل همچنین تنها شخصیت اصلی داستان‌های تن‌تن است که به نشانه‌هایی از علاقه به زنان از خود بروز می‌دهد. امری که در داستان‌های «جواهرات کاستافیوره» و «تن‌تن و پیکاروها»  شاهدش هستیم.

ادامه دارد…


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.


    • مهران فلاح
      در پاسخ به مهران فلاح

      فرزان جان می خواستم با تموم شدن مقاله ازت تشکر کنم ولی نمی شه:دی
      واقعا خیلی با ظرافت کار شده این متن و انتخاب اسامی و طرح جلدها به زبان اصلی و همه چیز بسیار هوشمندانه است. اصلا یه نوستالژی خاصی تو متن هست. دست گلت درد نکنه.

      • فرزان رحمانی
        در پاسخ به مهران فلاح

        خواهش میکنم، مهران جان. من خودم هیچ موقع کمیکای تن تنو دنبال نکرده بودم و حتی انیمیشناش رو هم آنچنان ندیده بودم. این مقاله باعث شد یکم برم تو دنیای تن تن و ازش لذت ببرم. امیدوارم این مقاله افراد رو به این شخصیت جذاب علاقه‌مند کنه.

    • redmonster
      در پاسخ به redmonster

      با تشکر از نویسنده بابت این مقاله ی خوب ، واقعا تن تن شخصیت جالب و خاطره انگیزیه تو ایران چون حدود ۱۰ یا ۱۵ سال پیش هم داستاناش راحت بصورت ترجمه شده پیدا میشد هم کارتوناش واقعا هنگام خوندن این مقاله حس خوبی به من دست داد ممنون

    • Haganeno
      در پاسخ به Haganeno

      عالی
      همانند قسمت نخست بشدت زیبا.
      مخصوصا برای افرادی مثل من که از بچگی با تن تن بزرگ شدن.فکر کنم تن تن جزو اولین کمیک هایی بود که بطور جدی و کامل دنبالش کردم.که همونم بخاطر ترجمه بودنش و در دسترس بودنش اونموقعا بود.

    • سینا
      در پاسخ به سینا

      همه ی قسمت هاش رو دارم منظورم کمیکشه البته همه ی سری از کارتونش رو هم دیدم

    • Artemis
      در پاسخ به Artemis

      عالی بود،عالی
      من با داستان های تن تن بزرگ شدم و از همون هفت سالگی اینا رو میخوندم و هنوز هم کتاب هاش رو دارم

      خیلی خیلی ممنون