بررسی کمیک‌های هفته‌ی اول مارس

توسط : در تاریخ : شنبه, مارس 8th, 2014

اگر یادتان باشد گفته بودیم که قرار است نقدهای هفتگی هر دو هفته یک بار منتشر شوند اما از آن‌جایی که جدیداً لینک دانلود کمیک‌ها را هم همزمان با نقدها قرار می‌دهیم تصمیم بر آن شد تا ابتدا بلافاصله بعد از انتشار کمیک‌های هر هفته لینک دانلود آن‌ها را قرار دهیم و در روزهای بعد با نوشتن نقدها آن‌ها را نیز به پست اضافه کنیم. پس از همین هفته لینک دانلود کمیک‌ها را از فانتزیِ کمیک دنبال کنید(در هر ساعت لینک‌های دانلود همزمان با انتشارشان در این پست قرار می‌گیرند پس اگر لینک کمیک مورد نظر خود را نیافتید بدانید که هنوز منتشر نشده است.)


Moon Knight #1Moon Knight #1

  • نویسنده: Warren Ellis
  • طراح: Delcan Shalvey
  • ناشر:  Marvel

بالاخره کمیک مون نایت شماره‌ی اولش منتشر شد و هیچ احتیاجی نیست که بگویم وارن الیس با این شماره نشان داد که دارد یک شاهکار می‌نویسد، اما نمی‌شود، باید چندین و چند بار گفت که مون نایت یک شاهکار است، مون نایت یک شاهکار به تمام معناست.

کمیک فضایش به هیچ‌وجه شبیه دنیای پرزرق و برق اکثر کارهای مارول نیست، همه چیزش فرق دارد، در فضایی تاریک خون‌آلود و کثیف یک کاراکتر سیاه سفید یا شاید هم خاکستری با کت و شلواری اتوکشیده دارد‌، کاراکتری باهوش، دیوانه با خصوصیاتی نزدیک به شرلوک هلمز که به موقعش به پلیس در حل معما کمک می‌کند و حتی خودش محل اختفای مظنون را پیدا و او را سلاخی می‌کند، مارک اسپکتر با نام مستعارشوالیه‌ی ماه که البته بهتر است آقای شوالیه صدایش کنید!

دیلکان شلوی از طراحان خوب اما کم کار کمیک است که سابقه‌ی کار بروی عناوین مطرحی چون «۲۸ روز بعد» یا «ددپول» را دارد در این کمیک با طراحی‌هایش نقش بسزایی در شخصیت‌پردازی کاراکترها ایفا می‌کند. خصوصیات کاراکتر را با طرز ایستادن یا راه رفتنشان می‌شود بخوبی دید، مخصوصاً در صفحات پایانی ترکیبی از ترس و وحشت حس تاریکی و معما را یکجا تحویلتان می‌دهد.

خیلی کم پیش می‌آید این روزها کمیکی به این خوبی متفاوت باشد. وارن الیس این‌جاست تا نشان دهد Marvel هم می‌تواند هم سطح بتمن اسنایدر در DC کمیک ارائه کند و حتی یک سروگردن از آن هم بالاتر باشد.

مهران فلاح
۱۰ از ۱۰


Starlight #1Starlight #1
  • نویسنده: Mark Millar
  • طراح: Goran Parlov
  • ناشر:  Image

دوک مک کویین خلبان آزمایشی زمانی دور در روزگار جوانی به خاطر افتادن در ورطه ی سیاهچاله ای به سیاره ای بیگانه رفته و با نابود کردن حاکم ظالم آن سیاره، مردمان سیاره را آزاد کرده است. اکنون سال ها بعد از این واقعه و سال ها پس از این که به زمین برگشته درگیر سوگ واری برای زنش است و بچه هایی که وقت چندانی برای او ندارند.
مارک میلار را اکثراً با کمیک معروفش اردنگی می شناسند هر چند در کارنامه اش کارهایی مثل لوگان پیرمرد و میراث ژوپیتر هم به چشم می خورد. در کارنامه ی طراح کروات تبار کمیک گوران پارلوف هم شاید بشد از همکاری مشترکش با گارث انیس در فیوری مکس نام برد.

فروغ ستاره را شاید باید در ادامه ی کارهای میلار در مورد ابرقهرمانان بازنشسته دانست. کارهایی که شامل تجربه ی موفقی مثل لوگان پیر و شکست های کاملی مثل میراث ژوپیتر می شود. این بار میلار به سراغ یکی دیگر از ساب ژانر های کمیک های ابر قهرمانی می رود. نوعی ابر قهرمان که تقریباً این روزها به فراموشی سپرده شده. مردی زمینی که در سیاره ای گیر می افتد و برای بازگشت به زمین ناچار است ناجی مردمان آن سیاره شود.
داستان فروغ ستاره کاملاً شرایط را برای میلار مهیا می سازد که بار دیگر سراغ قهرمان کلینت ایستوود وار خود برود. پیرمردی خودساخته و خشن و پایبند به ارزش های سنتی و خانواده که جوانان نازک نارنجی و نه چندان پایبند به خانواده ی این دوران درکش می کنن. گاهی اوقات میلار مانند لوگان پیرمرد می تواند داستانی جذاب و محکم در سبک و سیاقی بیرون بکشد که با داستانی که می خواهد تعریف کند کاملاً متناسب است. و گاهی به مانند میراث ژوپیتر در حد تبدیل کردن داستان به بلندگویی برای دادن شعارهای اخلاقیش پیش می رود.
فروغ ستاره تا این جا داستان خود را خوب تعریف کرده و هر چند گه گاه شعارهای نویسنده از لابلای داستان بیرون می زند ولی خواننده را آزار نمی دهد. منتها به نظر می رسد کمیک فروغ ستاره برای کشاندن مخاطبش به پای داستان به چیزی بیشتر از این ها نیاز دارد. چیزی که امید است قسمت های آینده ی کمیک برآورده اش کنند.

فرزاد خلیلیان
۶٫۵ از ۱۰


Magneto #1Magneto #1

  • نویسنده : Cullen Bunn
  • طراح : Gabriel Hernandez Walta
  • ناشر : Marvel

مگنتو یکی از پیچیده ترین شخصیت های دنیا مارول است. هم قهرمان است و هم شرور. هم قاتل است هم بیگناه. هم دوست داشتنی است و هم نفرت انگیز.

خوب نوشتن چنین شخصیتی کار هر کسی نیست. اولین پیشنیاز برای نویسنده ای که کمیک انفرادی مگنتو را مینویسد، شناختن کامل تمامی ابعاد اوست. نویسنده این کمیک، «بان» مشکلی از این جهت ندارد. او میداند که مگنتو چگونه فکر میکند و چه انگیزه هایی دارد و در نتیجه مونولوگ ها بسیار خوب کار شده اند.

با این وجود هنوز نمیتوان در مورد کیفیت کمیک مگنتو نظر خاصی داشت چرا که داستان پیشرفت چندانی نداشته است و شناختن یک شخصیت برای نوشتن یک داستان خوب و جذاب لازم است، اما کافی نیست.

این شماره از نظر طراحی آنقدرها چشم نواز نبود. طراحی ها متوسط بودند و چیز خاصی برای ارائه نداشتند. اما استایل طراحی ها به قالب اصلی کمیک نزدیک بود و این نکته مثبتی است.

شمار یک کمیک مگنتو چیزی از داستان اصلی این کمیک نشان نداد، اما آن چیزی که نشان داده است ما را به آینده این کمیک امیدوار میکند.

پوریا تقوی‌مقدم
۷٫۵ از ۱۰


Uncanny X-Men #18Uncanny X-Men #18

  • نویسنده : Brian Michael Bendis
  • طراح : Marco Rudy
  • ناشر : Marvel

استفاده از فلش بک به عنوان ابزاری برای روایت داستان معمولاً نمایانگر ضعف نویسنده در داستانگویی محسوب می‌شود. حالا این مسئله که بندیس ۹۰ درصد این شماره را در قالب فلش بک نوشته است را با این مسئله که چند شماره‌ایست ریتم داستان بسیار کند شده ترکیب کنید تا این سؤال برایتان بوجود بیاید که “آیا بندیس دیگر ایده‌ای برای ادامۀ این کتاب ندارد؟”

بعد از بیرون انداختن یکی از اعضای جدید گروه در شمارۀ قبلی، گروه به مقر فرماندهی برمی‌گردند اما مقر فرماندهی را خالی می‌یابند در حالیکه انتظار داشتند که با کیتی پراید و تیمش روبرو شوند (ماجرای غیبت کیتی پراید و تیمش را در کتاب All-New X-Men خواهید یافت). در این میان که گروه در حال تصمیم گیری در مورد این موضوع هستند که آیا به دنبال تیم کیتی پراید بروند یا نه، با فلش بک هایی از اولین روزهای ملحق شدن تیم کیتی به تیم سایکلاپس روبرو می‌شویم که عملاً هیچ چیز جدیدی به داستان اضافه نمی‌کنند و گویی از سر اجبار و صرفاً برای رساندن شماره‌ای از کتاب به زمان انتشار از قبل قول داده شده، نوشته شده‌اند.

شاید این جمله مبالغه باشد اما طراحی‌های این شماره دستکمی از فاجعه ندارند. اگر چشم خواننده در طول ۲۰ صفحه به طراحی‌ها عادت نکند (حتی اگر طراحی‌ها چندان زیبا نباشند) یعنی طراحی برای داستان در حال روایت، غلط انجام شده است. آماتوری‌ترین کامیک‌های دهۀ ۶۰ و ۷۰ هم طراحی‌هایی به مراتب بهتر از این دارند!
Uncanny X-Men که در شروع یکی از هیجان انگیزترین و جذاب‌ترین عناوین در بین سری جدید کتاب‌های مارول بود، مدتیست که به یکی از ضعیفترین و بی‌هدفترین کتابهای مارول تبدیل شده و شاید تنها با عوض کردن تیم خالقان اثر بتوان آن را به مسیر بهتری بازگرداند.

سینا گلاب‌زاده
۲ از ۱۰


Detective Comics #29Detective Comics #29

  • نویسنده : John Layman
  • طراح : Aaron Lopresti
  • ناشر : DC

آرک «گاتوپیا» که در «کمیک‌های کارآگاهی ۲۷#» شروع شده بود و در کمیک‌های دیگر خانواده‌ی خفاش همانند «بت‌گرل» و «کت‌وومن» نیز روایت شده بود، سرانجام به پایان می‌رسد. شروع داستان که در «کمیک‌های کارآگاهی ۲۷#» رخ داده بود نوید یک داستان خوب را می‌داد ولی متاسفانه این آرک در ادامه با افت مواجه شد و این شماره نیز پایانی معمولی را برای این آرک رقم زد.
در شماره‌ی قبل «بتمن» به کمک «پویزن آیوی» توانست از تیمارستان «آرکهام» فرار کند و درصدد متوقف کردن «مترسک» که تمام قضایا زیر سر او بود برآمد ولی با اعضای خانواده که دیگر در کنترل خود نبودند مواجه شد. «بتمن» شکست می‌خورد و به اختیار «مترسک» درمی‌آید اما…

از ویژگی‌های این قسمت آن است که زد و خورد زیادی در کار نیست و در این جا بیشتر با یک «بتمن» کارآگاه طرف هستیم که مسائل را با هوش خود حل می‌کند و موقعیت را به نفع خود تغییر می‌دهد ولی شیوه‌ی نویسندگی «جان لیمن» این ویژگی را بی‌خاصیت کرده. متاسفانه کمیک در بیشتر مواقع با لحن ثابتی روایت می‌شود و اوج و فرودی ندارد که همین امر سبب شده که اتفاقات و پیچش‌های داستانی اثری بر خواننده نگذارد و خنثی باشد. چیزی که در این شماره خواننده را آزار می‌دهد، سادگی و خام بودن شرورهای داستان است. مسلماً تمام آن‌ها قبلاً با «بتمن» مبارزه کرده و به خوبی آگاهند که وی توانایی انجام چه کارهایی را دارد ولی با حماقت هرچه تمام‌تر او را دست کم می‌گیرند و نه تنها ابداً به او مشکوک نمی‌شوند بلکه از اوامر او نیز پیروی می‌کنند! این موضوع راجع‌به «مترسک» نیز صادق است. «مترسک» کسی بود که طرح این نقشه‌ی بزرگ را ریخته بود و یک شهر را درون توهم فرو برده بود و سادگی او در مقابل «بتمن» با عقل جور در نمی‌آید. در انتهای داستان نیز شاهد گفت و گوی کوتاهی بین «بتمن» و «کت‌وومن» هستیم که رابطه‌ی آن‌ها را پیچیده‌تر می‌کند و باید صبر کنیم و ببینیم که در آینده چه اتفاقی برای این زوج می‌افتد. در کل «گاتوپیا» آرکی معمولی است که خواندن و نخواندن آن تفاوتی ایجاد نمی‌کند.

فرزان رحمانی
۶ از ۱۰


Swamp Thing #29Swamp Thing #29

  • نویسنده : Charles Soule
  • طراح : Jesus Saiz
  • ناشر : DC

از زمانی که چارلز سول، آغاز به نوشتن کمیک سوامپ ثینگ کرده، تقریبا تک تک شماره ها عالی بوده است. اتفاق های جدید، شخصیت های جذاب و غیر قابل پیشبینی بودن این کمیک آن را به یکی از بهترین کمیک های حال حاضر شرکت دی سی تبدیل کرده است.

سبک داستان نویسی سول در این کمیک به گونه ایست که داستانی واحد را با استفاده از آرک های کوچک و چند قسمتی روایت میکند. و این یکی از بهترین روش های نویسندگی در صنعت کمیک است. چرا که هم خوانندگان جدید را جذب میکند و هم خواننده های قدیمی را مشتاق نگه میدارد. و چارلز سول در این زمینه بسیار عالی عمل میکند.

طراحی این کمیک نیز بسیار عالی است و طراح این کمیک میتواند شخصیت ها و موقعیت های متفاوت را طوری بکشد که به راحتی از هم قابل تشخیص باشد.

بیایید همگی امیدوار باشیم که تیم خالق سوامپ ثینگ به این زودی ها این کمیک را ترک نکند.

پوریا تقوی‌مقدم
۹ از ۱۰

 


Wolverine and the X-Men #1Wolverine and the X-Men #1

  • نویسنده: Jason Latour
  • طراح: Mahmud Asrar
  • ناشر:  Marvel

اگر از طرفداران ولورین و اکس‌منی هستید که جیسون آرون می‌نوشت خیلی خلاصه باید گفت که سری جدیدی که جیسون لاتور می‌نویسد به دردتان نمی‌خورد.

در نقد آخرین قسمتی که جیسون آرون نوشت گفته بودم که امید است سری جدید به جذابیت سری قبلی باشد اما حتی به این امر نزدیک هم نشده است، یک کار خشک و جدی به دور از چیزی که انتظار است. کمیک عملاً دارد بر دنیایی که آرون ساخته اسکی می‌رود، درجا می‌زند و خیلی هم سعی دارد که بگوید این کمیک تیم جدید است، با سری قبلی فرق دارد. ناگفته نماند رابطه‌ی کوئنتین و ایدی خیلی خوب از آب درمی‌آید اماآن هم در میان پراکندگی کار گم می‌شود.

محمود اسرار طراح زاده‌ی آنکارا ترکیه که اصالتی پاکستانی-استرالیایی دارد و از محبوبیت فراوانی در صنعت کمیک آمریکا نیز برخوردار است در این کمیک تمام توانش را برای خلق طرح‌های خوبی که همیشه به تصویر می‌کشد نمی‌گذارد، تا صفحه پنج همه چیز عالی است اما در میان صفحات در کشیدن چهره‌ها کمی لنگ می‌زند، جزئیات را به سادگی از کنارش می‌گذرد و اصلاً کارهایش به پای چیزی که در اکس‌من برایان وود ارائه داد نمی‌رسد.

ولورین و اکس‌من شروع نا امید کننده‌ای با تیم جدیدش دارد، همان ابتدای کمیک آرزو می‌کنید کاش همان قسمت ۴۲ پایان این سری می‌بود اما متأسفانه فقط در این کمیک می‌شود ولورین و مدرسه‌اش را دید پس باید به امید بهتر شدنش به انتظار قسمت‌های بعدی نشست.

مهران فلاح
۴٫۵ از ۱۰


Loki Agent of Asgard #2
Loki Agent of Asgard #2
  • نویسنده : Al Ewig
  • طراح : Lee Garbet
  • ناشر : Marvel

تبدیل شدن بخش سینمایی و تلویزیونی مارول به قدرتی تأثیرگذار در هالیوود تا حدودی به خلاقیت در بخش نشر این شرکت صدمه زده است. در سالهای اخیر بخش نشر شرکت مارول کاملاً در خدمت بخش فیلمسازی درآمده در حالیکه به اعتقاد من باید برعکس این مسأله باشد. حالا به دلیل محبوبیت شخصیت لوکی در فیلم‌ها و بعد از جایگزین کردن لوکی ِ قدیمی و نه چندان فتوژنیک با یک لوکی ِ جدید و جوان (و شبیه فیلم‌ها)، بخش نشر مارول برای پول درآوردن بیشتر و استفادۀ حداکثری از محبوبیت لوکی ِ سینمایی، دست به انتشار کتابی مستقل با حضور لوکی زده است.

نظر کلی من بعد از دو شماره از این کتاب دقیقاً همانند نظرم در مورد فیلم‌های مارول است : مفرح، شاد، کلیشه‌ای و کاملاً به یاد نماندنی! عملاً هیچ چیزی که حس خاص بودن و جدید بودن را به خواننده منتقل کند در اینجا یافت نمی‌شود. از بخش‌های هیجان‌انگیز داستان تا بخش‌های طنز داستان را یک مخاطب با تجربه مطمئناً در فیلم‌ها، سریال‌ها و کتاب‌های دیگر دیده، آنهم خیلی بهتر از چیزی که اینجا تصویر شده است. سبک روایی کتاب در این شماره دقیقاً مانند یک سریال تلویزیونی بوده، شمارۀ اول دقیقاً مانند یک پایلوت بود و کلیّت کار هم به شکل هر قسمت یک داستان مستقل به همراه یک خط اصلی که بعد از مثلاً ۱۲ قسمت (شماره) به نتیجه می‌رسد است. طراحی‌های کار هم در عین اینکه بسیار خوب هستند اما مثل داستان کتاب یادآور بیشتر کامیک‌های فانتزی نام آشنا هستند. اصلاً بعضی طراحی‌های جوری انتخاب شده‌اند که انگار این شباهت به آثار دیگر کاملاً عمدی بوده است!
اگر از طرفداران پر و پا قرص فیلم‌های مارول هستید مسلماً از خواندن این کتاب هم لذت خواهید برد اما اگر به دنبال یک کامیک خوب هستید آن کامیک خوب، اینجا یافت نخواهد شد.

سینا گلاب‌زاده
۴ از ۱۰


 

Marvel

DC

Vertigo

Image

Dark Horse

Valiant

Quantum & Woody #0

 !BOOM

Dynamite

IDW

Wild Blue Yonder #4