نقد و بررسی کمیک I Hate Fairyland

توسط : در تاریخ : پنجشنبه, می 19th, 2016

بافی شکارچی ومپایر در سرزمین عجایب

 

I_Hate_Fairyland_Vol_1_1

 

کمیک : من از سرزمین پریان متنفرم ( I Hate Fairyland ) – جلد ۱

 

تعداد شماره ها : ۵

 

نویسنده، قلم زن و طراح : اسکاتی یانگ

 

ناشر: ایمیج

 

منتقد: فرنوش فدایی

 

امتیاز: ۸ از ۱۰

 


 

آلیس در سرزمین عجایب را که یادتان هست؟
خب می توانید او را فراموش کنید. چون حالا گرترود را داریم که از حفره ای درون زمین سقوط می کند و به سرزمین عجایب مختص خودش می رود و مشغول ماجراجویی می شود.
البته هر سفر ماجراجویانه ای که ۲۷ سال بدون نتیجه به طول انجامد، بلاخره هر آدمی را به ستوه می آورد و معصومیت هر کودکی را به باد می دهد. قهرمان این قصه هم از این قاعده ی نانوشته مستثنی نیست و ۲۷ سال است که به همراه راهنمای خود لری که یک حشره است، سعی می کند کلیدی را پیدا کند که به او اجازه ی بازگشت به سرزمین خودش را می دهد؛ و در این مدت در این سرزمینِ به ظاهر اتوپیایی و به اصطلاح پریانی، سکنه و مردم او را “مهمان” خود میشمارند. ولی واقعا کدام ساکن هر مدینه ی فاضله یا نافاضله ای حاضر است که ۲۷ سال آزگار از یک مهمان بد قلق و قدر نشناس پذیرایی کند و کفری نشود؟
گرترود، که ظاهر یک دختر بچه ی بامزه و دوست داشتنی را دارد، در واقع سنش به عدد سی می رسد و روحیه اش با اقامت تبعید وارش در سرزمین پریان خشن و نامنعطف گشته؛ طوری که کافیست کمی با او جر و بحث کنید تا شما را به گلوله ببندد و حمام خون راه بیندازد و می توانید مطمئن باشید این کار را نه صرفا از سر اجبار، بلکه به نیت تفریح انجام می دهد. در واقع همین دختر کوچک به ظاهر معصوم و دوست داشتنی در طول سفرهای اودیسه وارش دست به اعمالی می زند که در نظر هر ذهن منطقی از امثال او بعید به نظر می رسد. ولی کافیست گروترود را بشناسید تا متوجه شوید برخلاف این پوسته ی ظاهری، اثری از رحم و مروت در وجود او نمانده، و درست در تضاد با شخصیت او، هپی را داریم، که درست مانند ظاهرش، یک دختر بچه است، و مثل اسمش، شاد و شنگول است و راستش از آن نوع بچه های گل با ادب اعصاب خوردکن است. همچنین برعکس گرترود به جای اینکه با چنگ و دندان به جان بقیه بیوفتد از رنگین کمان انفجاری، اسب تک شاخ و امثال این عناصر تیپیکال فانتزی استفاده می کند. او که به تازگی به سرزمین پریان آمده است، در جست و جوی کلید بازگشت به خانه، تبدیل به رقیب گرترود می شود و الحق رقیب قدری هم هست.

Untitled
“از سرزمین پریان متنفرم” از آن کار هایی است که دل خواننده به تمام شدنش مایل نیست بلکه بتواند بیشتر گوشه و کنار های دنیای عجیب و قوانین عجیب ترش را ببیند و بشناسد تا از برخورد کاراکترها با موقعیت های مختلف و دیالوگ هایی که بینشان رد و بدل می شود حظ ببرد. طراحی کار فوق العاده است و جهانی رنگارنگ را تصویر می کند که در آنِ واحد، هم تم فانتزی داستان پریانی روشن و پر زرق و برقش خودنمایی می کند و هم پنل های گوتیک خون بار و پر از دل و روده و اسلشر مانندش احساس غریبی ایجاد میکنند. در عین حال ایده های بصری پیاده شده در طراحی سرزمین های داستان منحصر به فرد است. مثل دشتی که در آن نوزاد های قنداق شده به سان علف های هرز روئیده اند و مدام به گریه و زاری مشغولند. یا کوه هایی که بر قله شان صورتک هایی قرار دارد و از فرازشان مخاط سبزی جریان دارد که دامنه را در بر می گیرد و گرترود مجبور است از همه ی این موانع و مصائب عبور کند تا به کلیدش برسد.
نکته ی دیگری که درباره ی این کامیک دوست دارم، جایگزینی خلاقانه ی واژه هایی مانند Fluff یا Hug یا Muffin بجای الفاظ رکیک است. هم یک جور هایی به فاز کودکانه و پریانه ی کار می خورد، و هم حق مطلب را در باب انسجام ساختاری کار برای سورئال و غیرطبیعی بودن نوع طنزش ادا می کند. (البته حرف من را اشتباه برداشت نکنید. از سرزمین پریان متنفرم، ابداً یک کار کودکانه نیست.)
نکته ی تحسین برانگیز دیگر کامیک این است که صرفا مجموعه ای از ایده های خلاقانه و نقاط لذت بصری جذاب آن را شکل نمی دهد، بلکه کاراکترهایش و دینامیک و شیمی بینشان غنای متعجب کننده ای برای کاری در این ساختار و فرم دارد.
به عنوان مثال لری حشره را در نظر بگیرید. لری که خودش از ساکنین سرزمین پریان است، از بدو ورود گرترود به عنوان همراه و راهنمایش شناخته می شود تا در این سفر جست و جوی کلید، همیشه همراهش باشد، و تبدیل به تنها دوست گرترود می شود که در هر شرایطی سعی می کند به او کمک کند و از مخمصه نجاتش دهد و با بدخلقی هایش به راحتی کنار می آید. او حتی وقتی که گرترود برای مدتی طولانی بی هوش می شود، کنارش می ماند، برای خود خانه ای میسازد و زندگی و خانواده ای تشکیل می دهد تا اینکه او به هوش آید و در عین حال که پیروزی گرترود در ماموریتش برایش مهم است، در کل به شمایل کارمند خسته ای می ماند که فقط پی انجام وظیفه ای که انجامش به او محول شده می رود و از این وظیفه چندان هم راضی نیست. این همراهی و این رابطه یکی از جالب ترین و عجیب ترین رابطه های دوستی بین دو کاراکتر در خاطرات متاخر ادبیات مصور را ایجاد می کند.

Untitled

از سوی دیگر، کاراکتر ملکه را داریم که دشمن گرترود محسوب می شود. او از دور ناظر سفر گرترود و هرج و مرجی است که در سرزمین پریان به پا کرده و این هر دو، تشنه به خون یکدیگرند. طوری که ملکه با اینکه طبق قوانین سرزمینش نمی تواند خودش به طور مستقیم آسیبی به مهمانش گرترود بزند ولی تمام سعیش را می کند تا راهی برای کشتنش پیدا کند و همّ و غمش محو شدن گرترود از جهان تحت حکومتش است تا از شرش خلاص شود و نظم و آرامش را به سرزمینش بازگرداند. ولی کم کم این هدف ملکه برای بازگرداندن آرامش به قلمرواش تبدیل به میل انتقام گیری از گرترود و نوعی عقده ی شخصی می شود و در این راه از هیچ چیز کم نمیگذارد.
یکی از نکات جالب درباره ی “از سرزمین پریان متنفرم” تکنیک روایی آن است. هر شماره، با یک راوی جدید شروع می شود که خودش نیز یکی از شخصیت های داستان است. ولی آنقدر دوام نمی آورد تا روایتش را تمام کند. و با اینکه این فرمولی ثابت در آغاز هر شماره است، ولی یکی از جذابیت های داستان است و کمیک ریلیف گل درشتی است که خواننده بعد از یکی دو شماره که قلق کار دستش آمد، منتظر آن است تا گرترود تبرش را درون فرق سر راوی بخت برگشته فرو کند و داستان با سرعت دیوانه وارش و مستقل از راوی به پیش برود. همچنین پایان هر شماره همراه با کلیف هنگر است که البته در شماره ی بعد، برای رفع و رجوع آن مخاطب را زیاد منتظر نگه نمی دارد و یا به راه حل های محیر العقول رو نمی آورد. همین سادگی و سهل انگاری و سبک بالی جهان داستان است که لذت بودن در آن را دو چندان می کند.
بخش پایانی “از سرزمین پریان متنفرم” دو پلات توئیست فوق العاده دارد، که در عین سادگی به جذاب تر و مهیج تر شدن کار کمک می کند و در واقع باید گفت کار اسکاتی یانگ در پلات چینی هم جدای از طراحی جهان رنگارنگش، واقعا قابل تحسین بوده که از این جهان و ساختار تماتیک آن که در ابتدا بیشتر به نوعی تجربه و شوخی مقطعی می مانست، داستان و پلاتی واقعی استخراج کرده که حتما جلدها و ولیوم های بیشتری خواهد داشت با داستان ها و ماجراهای بیشتر که خوانندگان به خواندنشان راغب خواهند بود. حرف آخر اینکه “از سرزمین پریان متنفرم” یکی از بمب های تکان دهنده ی منتشر شده در ایمیج در طول سال قبل و امسال بود و از لذت بخش ترین تجربه های کمیک بوکی که می توانید توقعش را داشته باشید.

 


منتقد : فرنوش فدایی 

امتیاز : ۸ از ۱۰

کپی‌رایت © ۲۰۱۶ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.