نقد و بررسی کمیک ایرانی «زندان»

توسط : در تاریخ : یکشنبه, فوریه 2nd, 2014

در خلال ۲۶ـمین نمایشگاه کتاب تهران بود که کمیک‌بوکی ایرانی با نام زندان معرفی کردیم، این کمیک قرار بود تا در این نمایشگاه عرضه شود اما با مشکلاتی که برای خالقان این کتاب پیش آمد این امر میسر نشد. حالا بعد از تلاش‌های و پیگیری‌های فراوان این تیم توانستند اولین تجربه‌ی کمیک‌بوکی خود را منتشر کنند، ما نیز نسخه‌ای از این کتاب برایمان ارسال شد تا امروز با بررسی و نگاهی به آن در خدمت شما باشیم. (از همین‌جا از دوستان هنرمند ایرانی که قصد معرفی و نقد کتاب خود را دارند تقاضا می‌شود در صورت تمایل نسخه‌ای از آن را برایمان ارسال کنند)


  • طرح جلد کمیک زنداننویسنده: سید سهیل خالقی
  • تصویرگران: امید مجیدی، سید سهیل خالقی
  • طراح جلد: حر قربانی
  • ناشر : وارش وا
  • قیمت پشت جلد : ۴۰۰۰ تومان
  • تعداد صفحات :۲۹

 

 

صفحه 28 کمیک زندانصفحه 27 کمیک زندان


نوشته ای درباره‌ی تک شماره‌ی زندان

جلال رفیع سال ها بعد در آستانه ی مرگ خاطراتش را به یاد می آورد. خاطراتش از زمانی که چریک بوده، زندانی شدنش در آستانه ی انقلاب اسلامی و انتقامش از مامور شکنجه گرش.

زندان در یک کلام تلاشی ناموفق است. اما در عین حال کمیکی مهم است به خاطرتلاشی که برای رسیدن به چیزی می کند که در نهایت ناکام می ماند. تلاشی بر عکس آن چیز که در دهه ی پنجاه و شصت شمسی در رسانه ای دیگر صورت گرفت. نوعی تلاش برای ساختن نوعی فیلم سیاسی که از المان های ژانر نوآر تبعیت می کند. نمونه هایی که قبل از انقلاب نماینده اش آثار شاخصی چون گوزن های مسعود کیمیایی و بن بست ابراهیم نادری هستند.

این جا ما تلاشی می بینیم در جهتی کاملاً وارونه. یعنی استفاده از یک بستر سیاسی برای احیای عناصر نوآر. به خاطر همین ما بیشتر چریک هایی داریم که مثل گنگسترهای کاریزماتیک فیلم نوآرهای آمریکایی دوران سانسور هیز و مک کارتی یعنی دهه ی سی تا پنجاه میلادی رفتار می کنند و ساواکی هایی که با لباس ها و کراوات های اتو کشیده و خشونت سبعانه شان بیشتر به پلیس های فاسد همان فیلم ها شباهت دارند. در این بین الهام گرفتن از میزانسن های پیچیده ی فرانک میلر که خود به نوعی احیاگر سنت نوآر در کمیک های آمریکایی بود طوری که گاه به بازسازی جزء به جزء پنل های میلر در بعضی از پنل ها رسیده باشد قابل انتظار ترین اتفاق ممکن است.

اما دقیقاً این نقطه همان نقطه ای است که کمیک در آن شکست می خورد. در اوایل دهه ی نود زمانی که از تاد مک فارلن که هنوز کار معروف خود اسپاون را شروع نکرده بود پرسیدند که چرا به نوشتن روی آورده چنین جواب داد که می خواسته چیزی بنویسد که بتواند برایش طراحی های “باحال” بکشد. چیزی که در این کمیک هم به نوعی دیگر تکرار می شود و اتفاقاً این همان جایی است که رمز عدم موفقیت کمیک است.

در یک کلام کمیک آشفته است. این عدم انسجام هم در نحوه ی روایت داستان و هم در نحوه ی چینش پنل ها گسترش یافته است. در این بین بعضاً تک پنل ها و برش های خوبی وجود دارد منتها مجموع این پنل ها با هم کار نمی کنند.

اولین ایراد مشخصی که می شود درباره ی داستان کمیک گرفت این است که بیست و نه صفحه کفاف تعریف کردنش را نمی دهد. ما انبوه لوکیشن های بی کاربرد داریم و در این بین مشکل نویسنده این است که حتی نمی خواهد به شخصیت ها نزدیک شود. جلال رفیع تا صفحه ی ده که حجمی برابر یک سوم کمیک است لابلای شخصیت های دیگر گم است و بعد از آن انبوه پنل های زائد وجود دارد. مخصوصاً پنل هایی که سعی دارند بر هم زمانی روایت تاریخی تاکید کنند مثل مصاحبه های شاه مخلوع یا اشاره به وقایع سیاهکل یا تیرباران چریک ها چنان دور از بدنه ی روایت می افتند که منطقی برای حضورشان نمی توان پیدا کرد. شاید اگر کمیک کمی به شخصیت ها نزدیک تر می شد ما جلال رفیع را بیشتر می شناختیم. بازجویش کمی قابل باور تر بود و وقایع داستان و حس انتقام جویی و پشیمانی بعدش قابل فهم تر. اما در حال حاضر ما شخصیت هایی کاملاً غیر قابل فهم داریم که دائم شعارهای سیاسی سر می دهند و میان قلم و شمشیر مقایسه می کنند بدون این که ذره ای کمیک بخواهد ما را در دنیای این آدم ها شریک کند. شاید اگر روایت کمی طولانی تر بود و کمیک اصرار نداشت تنها سلسله ای فهرست وار از خلاصه ی وقایع داستان را بر سر خواننده آوار کند با کار بسیار بهتری روبرو می بودیم. اما متاسفانه این اتفاق رخ نداده.

به هر حال در پس نویسنده و طراح داستان می شود بارقه هایی از ایده های خوب ولی ناپخته را تشخیص داد. چیزی که مرا برای خواندن کارهای بعدیشان کنجکاو می کند.

فرزاد خلیلیان
۴ از ۱۰


چاپ و انتشار کمیک همیشه در ایران با محدودیت هایی روبرو بوده و گمنامی این صنعت در ایران کاملاً مشخص است. کمیک ایرانی «زندان»، از معدود اثرات نویسندگان ما در این صنعت است و رویدادهای آن در زمان قبل از انقلاب رخ می‌دهد.

جلال رفیع دانشجوی آزادی خواهی است که بر ضد رژیم وقت مقاله های اعتراض آمیز می‌نویسد. وی و هم‌دانشگاهیانش نوعی محفل آزادی‌خواهانه تشکیل داده و ایده‌های خود را برای مبارزه به اشتراک می‌گذارند. اما همه چیز به خوبی پیش نمی‌رود. ساواک آن ها را شناسایی و جلال را دستگیر می‌کند…

«زندان» ضربه ی اصلی را از داستان خود می‌خورد. «زندان» نمی‌تواند تا پایان خواننده را با خود همراه کند و شخصیت پردازی بسیار کند صورت می‌گیرد. شخصیت هم‌دانشگاهیان جلال در پرده ای از مه باقی می‌ماند و با آنکه داستان در مورد جلال است، وی نیز چیز خاصی ارائه نمی‌دهد. برای خواننده مهم نیست که چه اتفاقی برای جلال می‌افتد و داستان این کمیک تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است. در «زندان» تقلیداتی از فیلم های جاسوسی/جنایی هالیوود نیز به چشم می‌خورد که باعث می‌شود باور آن برای خواننده کمی سخت باشد. لحن داستان همواره در حال تغییر است. در برخی از پنل‌ها شخصیت ها با زبان عامیانه صحبت می‌کنند و در پنلی دیگر به زبان رسمی. غلط‌های نگارشی گاه و بیگاهی نیز در متن وجود دارند که خواننده را اذیت می‌کنند.

طراحی «زندان» قابل قبول است ولی جای کار دارد و می‌تواند بهتر از این باشد. یک سری جزئیات در طراحی ها از قلم افتاده اند که می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. اما همان طور که گفته شد مشکل اصلی آن از داستان است. ۲۹ صفحه نمی‌تواند پاسخگوی این داستان باشد و به حجم بیشتری نیاز بود. دربعضی جاها به نظر می‌رسد که کمیک به یکباره شتاب می‌گیرد و از جایی به جای دیگر می‌جهد که این امر بیشتر در قسمت های تشکیل جلسه بین دوستان مشهود است و خواننده به این فکر می‌افتد که چیزی در این میان از قلم افتاده است.

در کل می‌توان گفت که «زندان» کمیکی است که با شکست مواجه شده است و اگر کمی به داستان آن بیشتر دقت می‌شد می‌توانست اثر نسبتاً موفقی باشد. امید است که پدیدآورندگان این کمیک در آینده با بهادادن بیشتر به عنصر داستان، بتوانند کمیک قابل قبولی عرضه کنند.

فرزان رحمانی
۵ از ۱۰


کمیک «زندان» در کشوری نوشته شده که هنوز رسانه کمیک در آن شکل نگرفته‌است و خالقان این کمیک بدون داشتن هیچ‌گونه امکاناتی، این کمیک را نوشته و طراحی کرده‌اند. پس شاید این‌گونه به نظر بیاید که مقایسه آن با کمیک‌های تراز اول آمریکایی و اروپایی اشتباه باشد. اما این کار به هیچ وجه اشتباه نیست.

کمیک زندان در زمینه ظاهری چیزی از همتایان غربی‌اش کم ندارد. صفحه اولی جذاب و طراحی‌هایی متوسط و حتی خوب دارد. و چنین طراحی‌هایی، با در نظر گرفتن شرایط تولید کمیک، موفقیتی درخشان است.
البته پنل‌بندی کمیک زندان اشکالاتی هم دارد. برای مثال پنل‌ها در بسیار از صفحات پیوستگی ندارند و گاهی زاویه پنل‌ها بدون هیچ منطقی جا به جا شده است. ولی در نگاهی کلی به شکل ظاهری کمیک زندان، این اشکالات قابل چشم‌پوشی است.

اما بر خلاف طراحی، برای نوشتن داستان و اسکریپت خوب نیاز به امکانات زیادی نیست و به همین دلیل می‌توان این بعد از کمیک زندان را بدون هیچ‌گونه عذاب وجدانی نقد کرد.

داستان کمیک ساده، خطی و بدون نقطه اوج است و پایانی کاملا قابل حدس دارد. دیالوگ‌ها بسیار کلیشه‌ای هستند. شخصیت پردازی ضعیف است و خواننده حتی به شخصیت اصلی داستان، احساس نزدیکی نمی‌کند. متن داستان بین حالت محاوره‌ای و نوشتاری در حرکت است و این مورد بسیار آزاردهنده است.
یکی از اشکال‌های اساسی زندان این است که نویسنده کمیک داستان را در یک بازه زمانی طولانی روایت کرده‌است. این امر باعث شده که داستان یکپارچگی خود را از دست بدهد و نویسنده برای پر کردن حفره‌های زمانی داستان مجبور به استفاده زیادی از نوشتار شده است. متن کمیک بسیار زیاد است و شرح اضافه زیادی دارد که بیش از نیاز کمیکی تک قسمتی با تعداد صفحات کم است.
کمیک زندان در تلاش است که حس نوآر را از طریق طراحی و داستانش به خواننده القا کند ولی تنها در زمینه طراحی موفق عمل کرده است.

اگر طراحی کمیک خوب، و ایده و داستان آن، متوسط باشد، اسکریپت کمیک زندان باید بسیار ضعیف ارزیابی شود.
زندان به هیچ وجه حال و هوای یک کمیک را ندارد و بیشتر شبیه به داستان کوتاه است. داستان کوتاهی که کنار هر پاراگراف از متن آن یک نقاشی کشیده شده است. ارتباط متن و تصویر در کمیک زندان خوب نیست. یا کاملا بی ربط است و یا چنان واضح است که میشد کاملا از متن چشم‌پوشی کرد. (اگر کمیک تصویر یک جسد بر روی زمین را نشان دهد، آیا نوشتن این جمله که «جسد ]…[ بر روی سنگفرش‌ها افتاده بود.» لازم است؟)

تعلیق بین صفحه‌ای که یکی از مهم‌ترین عناصر جذب مخاطب است در کمیک زندان به هیچ وجه وجود ندارد و گاهی اوقات نویسنده پتانسیل بسیار عالی‌ موجود را با گفتن واضحات خراب کرده‌ است و همچنین از صحنه‌های حماسی به سادگی گذشته است.

در کل «زندان» کمیکی است که از نظر بصری جذاب است و قیمت بسیار مناسبی هم دارد. امید است که خالقان کمیک زندان کمی اسکریپت نویسی خود را تقویت کنند و یا اسکریپت خود را پیش از نهایی نکردن به فردی با تجربه‌تر نشان دهند تا اثر بعدی آنان را نه به عنوان «اثری با پتانسیل که با شکست مواجه شده»، بلکه به عنوان اثری موفق، به شما معرفی کنیم.

پوریا تقوی‌مقدم
۳ از ۱۰


زندان. شاید بشود گفت از معدود کمیک‌بوک‌های ایرانی است که سعی کرده متفاوت ظاهر شود، کمی در این راه موفق بوده و زیادی هم برای رسیدن به این هدف تلاش کرده است. حقیقتش را بخواهید از مجموع ارائه‌ی چنین کمیکی راضی هستم اما نمی‌شود ضعف‌های آن را انکار کرد. درست نیست بخواهیم کار را با کمیک‌بوک‌های اروپایی و غربی که برای هر کدام یک تیم بزرگ اختصاص داده شده مقایسه کنیم برای خواندن کمیک باید سطح انتظار خود را به یک کمیک بومی رساند.

سهیل خالقی نویسنده‌ی کمیک سعی کرده تا جای ممکن پرسپکتیوی تک‌بعدی از قهرمان اصلی را کار کند. یکی از اعضای چریک قبل از انقلاب با نام جلال رفیع که حالا در بستر بیماری است و با عذاب وجدانی که از قتل یکی از مأموران شکنجه‌گر ساواک دارد دست و پنجه نرم می‌کند. داستان می‌خواهد جلال رفیع را معرفی کند اما به قدری در میان موج درگوشی‌هایی از نصیحت‌ها و شعارهای سیاسی غرق است که مسیر اصلیش را گم می‌کند. اسکریپت یا بهتر است بگوییم سناریو طرحی یکپارچه ندارد و به دلیل کوتاه بودن کار در انتها انگار خیلی از حرف‌هایش ناگفته می‌ماند. کمی چاشنی هالیوودی به مونولوگ‌ها و طراحی‌های الگوبرداری شده از ژانر تاریک «شهر گناه» رابرت رودریگز و فرانک میلر اضافه می‌شود که البته در بعضی جاها به کار میافتد و در نهایت کاری تحریف شده ارائه می‌کند که نویسنده هم در مواردی از آن بی‌تقصیر است.

طراحی کمیک نقطه عطف‌های زیادی دارد. نکات مثبت زیاد اما در قاب‌های تکی. قاب‌هایی تکی چون توالی در چینش قاب‌ها خیلی کم رعایت شده است. اولین موردی که در طراحی جلب توجه می‌کند جلد کتاب است، کاراکتر اصلی محصور و زندانی در کراوات قرمز مأمور ساواک که از قضا طرح جلد هم به شدت شعاری است.

چهره‌ی کاراکترها رئال و باورپذیر است، خلاقیت در زوایای به کاررفته تعدادی از پنل‌ها دیده می‌شود اما همین تک‌پنل‌ها و قاب‌بندی‌های خوبش در کنار هم یک مکانیزم منسجم نیستند و در مواردی آناتومی کاراکترها را هم به دردسر می‌اندازد.

در مجموع زندان در میان اندک کمیک‌های بومی ضعیف‌تر یک غنیمت است، قیمتش مناسب است، طراحی‌های خوبی دارد اما ضعف اعظم کار به داستان بازمی‌گردد، جرقه‌هایی از مشتعل شدن یک اثر زیبا را می‌توان در این کار یافت اما خیلی زود خاموش می‌شود. رشته‌ی تیم این کمیک گرافیک است، مشخص است که در طراحی تجربه دارند اما در نوشتن یک اسکریپت قابل قبول بی‌تجربه‌اند، بهتر است اگر قصد دارند کارهای بهتری ارائه دهند به سراغ اسکریپت‌نویسی باتجربه بروند امید است دست از تلاششان برندارند و به شخصه در آینده منتظر کارهای بعدیشان می‌مانم.

مهران فلاح
۵ از ۱۰


کپی‌رایت © ۱۳۹۲ فانتزیِ کمیک

هرگونه کپی‌برداری و یا استفاده از نظرات منتقد به عنوان نظرات شخصی بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد

 

 


    • sadeq sm
      در پاسخ به sadeq sm

      از کجا ها میشه خرید هر چقدر گشتم نتئنستم پیداش کنم ):

      • MEHRAN
        در پاسخ به sadeq sm

        والا تیراژ کتاب ۳۰۰۰ نسخه هست ناشر و تیم سازنده تو تهران نیستن و اصلاً نمی دونم این جا هم منتشر شده یا نه.

    • میلاد صادقی
      در پاسخ به میلاد صادقی

      عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

    • Haganeno
      در پاسخ به Haganeno

      همونطور که اقای تقوی مقدم در نقدشون گفتن، میشه از اشکالات طراحی ها گذشت.
      ولی داستان، به هیچ وجه.
      داستان چیزیه که میتونه هر مدیومی رو از سقوط نجات بده.
      میتونه کاری کنه که یه بازیه، فیلم، رمان و کامیک سال های سال در ذهن خواننده بمونه و هر موقع که بهش فکر میکنه
      احساس خوشایندی تمام وجودشو در بر بگیره.
      و برعکس، میتونه کاری کنه کنه که ارزش کل اثر به قدری پایبن بیاد که یک هفته بعد، به طور کامل از یاد خواننده بره.
      و حتی موقع خواندن یا دیدنش بعضا عذاب هم بکشه. ( مشکلی که من هر موقع سر خوندن کامیک های سوپریور اسپایدرمن بهم دست میده و کلا یه روز از زندگی تعطیل میشم )
      ……..
      و متاسفانه اینطور که از نقد ها پیداست زندان در داستان خیلی ضعیف ظاهر شده و نتونست اونجور که باید خودشو نشون بده.
      هرچند که امیدورام کارهای بعدی این دو تن، از کیفیت خیلی خیلی بهتری برخوردار باشن که یه حسی هم بهم میگه میشن.

    • spidervenom4738
      در پاسخ به spidervenom4738

      به نظر که خیلی خوب نمیاد ولی عرصه کمیک تو ایران هنوز جا برای پیشرفت داره…

    • Green Arrow
      در پاسخ به Green Arrow

      دوستان فکر کنم تبلیغ بشه ولی تو شماره ۲۰۰ مجله دانستنیها یه کمیک استریپ چاپ شده به نام “جاسوسان در تخت جمشید” خیلی کامل نیست (مثلا جوهر زنی نداره) ولی اگه میتونید تهیه کنید و بخونید.
      قصد تبلیغ نداشتم فقط میخواستم اطلاع رسانی کنم.