نقد و بررسی کمیک ایرانی «اردشیر»

توسط : در تاریخ : پنجشنبه, آگوست 23rd, 2012

هرماس شاه کرم مردی نیم انسان نیم درخت کاروانی از آن اردشیر را به جز یک نفر قتل عام می کند. اردشیر بابکان شاه ساسانی به خون خواهی مردانش به دژ هرماس حمله می کند در حالی که دو بانو در قصر او نقش سرنوشت را می بافند اما همه چیز مطابق انتظار اردشیر پیش نمی رود.

حسن نوزادیان طراح کمیک متولد سال ۱۳۵۸ است. دارای سابقه ی همکاری با چند نشریه ی هنری من جمله گل آقا است. در کارنامه ی او طراحی کتاب مصور شرلوک هلمز به چشم می خورد و طراحی گرافیک نوول هرگزیان و داستان مصور بلند کمان سورن نیز در دست اجرا دارد.

نظر مرا بخواهید از لحظه، لحظه ی وقتی که صرف خواندن کمیک کردم پشیمانم. نه به خاطر پایان فیلمفارسی وار کمیک. نه به خاطر شخصیت های پا در هوای آن که تنها علت وجودیشان پر کردن حفره های خالی میان روایت است، نه به خاطر تقلید مضحک کمیک در صحنه ی دزدیدن شمشیر از ماموریت غیر ممکن و نه حتی به خاطر روش ابلهانه ی شکست خوردن هرماس و این که نویسنده ی داستان حتی کوچک ترین زمینه چینی منطقی در این مورد ندارد. تنها به این علت که کمیک یکی دو ایده و یک شخصیت منفی خوب دارد و می توانست کمیک خوبی باشد اما الان حتی یک کمیک متوسط نیست. نتیجه ی کار یک فاجعه ی تمام عیار است.

در تاریخ سینمای دیوید بوردول می خوانیم که اولین کاربرد میان نویس در سال های اولیه ی سینما به این علت بود که مخاطبانی که به تدوین و پرش نمایی به نمای دیگر عادت نداشتند با توالی صحنه ها گیج می شدند. به خاطر همین میان نویس ها پدید آمدند تا اتفاقی که در هر تصویر می افتد را برای مخاطبان شرح دهند. کمیک اردشیر از این منظر نوعی بازگشت ناموفق به سال های ابتدایی سینمای صامت هست البته بدون آن که بداعت های فرمی و تصویری بعضی فیلم های آن سال ها را داشته باشد. ماجرا این است که یک بار خواننده باید تصاویر را ببیند، یک بار شرح آن را از زبان راوی بشنود و یک بار هم شرح آن را از زبان شخصیت ها بشنود. در این روش مثلاً مهم نیست که ما داریم چهره ی در حال فریاد کشیدن شخصیت را ببینیم. راوی برای شیر فهم کردن خواننده باید حتماً بگوید فرمانده تنها فریاد زد. در این روش از اساس تصویر چیزی اضافی است. نویسنده می خواسته داستانی بنویسد و طراح هم در میان انبوه توصیفات و دیالوگ های ثقیل نویسنده مقداری تصویر می گذارد. به نظر می رسد نویسنده از همان اول فرمت کمیک بوک را با کتاب تصویر سازی اشتباه گرفته است.

داستان عملاً چیزی بیشتر از چند طرح واره ی پرداخت نشده نیست. خیلی از شخصیت ها دلیلی برای حضورشان در داستان نیست. این که چرا دو برادر هیزم شکن یا آن دو خواهر بافنده در داستان هستند به احتمال زیاد بر خود نویسنده هم چندان مشخص نیست.انبوه برش ها و پرش های داستان تنها کارکردشان گسسته کردن خط روایت اس. در این بین نباید از شخصیت مضحک هرماس غافل شد که به سبک زی مووی ها در قصر خود نشسته تا اردشیر بیاید و او را نابود کند. البته این جا از تقلید مضحک خالقین اثر از ماموریت غیر ممکن را نباید از یاد برد. مخصوصاً که با ظهور ناگهانی افعی کل ماجرا به یک کمدی نا خواسته تبدیل می شود.

در جای جای داستان هم اردشیر که موقعیتش به عنوان شاه را نویسنده بالکل در طول داستان فراموش کرده به عنوان جیمز باند وارد عمل شده. به دژ دشمن یورش می برد، شمشیر می دزدد و خود شخصاً با لباس مبدل به عنوان آشپز هرماس وارد دژ اوشود تا یکی از کم رمق ترین پایان های ممکن را رقم بزند. پایانی که شاید برای یک داستان مناسب و حتی تا حدی هم غافل گیر کننده باشد اما به هیچ عنوان مناسب یه کمیک بوک نیست. در همین نقد گفته شد نویسنده انگار کمیک بوک را با رسانه ای دیگر اشتباه گرفته.

تنها کاربرد شخصیت های داستان که متاسفانه حتی تیپ هم نیستند پر کردن تصاویر است مخصوصاً اگر قرار باشد به سبک فیلم های ترسناک درجه دو، لشگریان هرماس آن ها را قتل عام کنند. شخصیت های داستان از حیث جدا افتادگی از وقایع داستان شاهکارند. بی نظرترین عکس العمل مربوط به شهرگیر فرمانده لشکر اردشیر است وقتی گمان برده می شود که شاه مرده. نویسنده یک بار دیگر موفق می شود کار را در حد یک کمدی ناخواسته فرو بکاهد.

اشتباهات عدیده ی خالقین اثر و اشکالات تعدد در سلسله ی روایی کار در توالی پنل ها هم بحثی طولانی می طلبد که خارج از حوصله ی این مطلب است.

تنها نقاط قوت اثر شاید طراحی خوب حسین نوزادیان در بعضی پنل ها و چند ایده ی خوب آن است که متاسفانه اجرای بد کمیک تمامی این نقاط قوت را به هدر داده است.

نگارنده امیدوار است که کارهای بعدی خالقین این اثر بهتر باشد اما در مرحله ی فعلی نمی تواند اثر فعلی را بیشتر از یک اثر ضعیف به شمار آورد.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:1/10]


    • MEHRAN
      در پاسخ به MEHRAN

      ممنون فرزاد جان، نقد فوقالعاده ای بود. شاید باید حداقل فقط امیدوار به این بود که آینده ای در انتظار کمیک ایران باشه.

    • پیشگوی پیر
      در پاسخ به پیشگوی پیر

      کمیک واقعا سخت خوان بود. نه از اون سخت خوانهایی که چون مطلبشون مهم و سنگینه ، سخت خواننده میشند. سخت خوان بود چون کسل کننده بود. چون خوب نبود…

    • داردویل
      در پاسخ به داردویل

      مرسی از نقدت ولی اخه کمیکش یه جوریه خیلی رنگ هاش مبهمه و افرادش درست نشون داده نمیشه ولی به هر حال کمیک خوبیه تو سطح خودش

    • فرزاد.خ
      در پاسخ به فرزاد.خ

      ای کاش در نوع خودش کمیک خوب بود دردویل جان. قضیه اینه که حتی در مقایسه با آریو که کار چند سال پیشه هم گام به عقب محسوب می شه. طراح کمیک کارش بد نیست ولی رسماً بلد نیست چه جوری پنل تو صفحه بچینه.
      مثلاً همین صفحه ای که بچه ها آپ کردن یه نمونه کمیه که از کل گندی که زدن. مثلاً فقط سه پنل پایینی. اول یه نما لانگ شاته از هرماس. بعد رفتن رو مدیوم شات هرماس. آخر سر هم یه کلوزآپ از هرماس. من این تکنیک تقطیع رو هیچ جا ندیدم مگه تو فیلمای هندی دهه ی پنجاه که یهو زوم می کنن. اصلاً تداوم تو چینش پنل ها رعایت نشده.
      داستان هم بیشتر شبیه یه طرح خام و تیکه تیکه هایی که هیچ ارتباط مستقیمی ندارن.
      من نمی گم قضیه یهو مقایسه شه با ایکس او منووار نشر والیانت که کار خفنیه هر چند اگر امتیازم به اون ششه این یک زیادش هم هست. ماجرا اینه که حتی در برابر آریوی آرمان آرین و سهیل اشراقی که اونم کمیک ضعیفیه به شدت کم میاره.
      و نگاه کن من اصلاً نمی خوام تقصیر رو گردن نویسنده و طراح بندازن. به هر حال اونا تازه کارن و تقصیری متوجهشون نیست. تقصیر دقیقاً متوجهه ناشره. همه ی ناشرای اون وری چیزی دارن به نام ادیتور که موقعی که نمونه اولیه می رسه دستش طراح و نویسنده رو مجبور می کنه اشکالات رو تصحیح کنه. الان اردشیر تو نسخه ی فعلی یه سیاه مشقه قشنگ. نه رمانسش در اومده نه اکشنش و نه شخصیتاش. اگر دست من بود مطلقاً اجازه ی چاپ به چنین کاری نمی دادم مگر این که کاملاً بازنویسی شه و حجمش حداقل دو برابر شه.

    • داردویل
      در پاسخ به داردویل

      من اریو رو نخوندم ولی به عنوان اولین کارهای ایرانیا تو کشور نسبتا خوبه.ولی قبول دارم خیلی طراحیش بد کار شده و انگار کاملا داستانه دیالوگ توش کمه و برای هر فضایی راوی داره اون جا رو توصیف میکنه به جای این که واقعا توی خود کمیک نشون داده بشه در اصل مثل کتابیه که الکی توش نصویر گذاشتن.ولی خوب جزو اولین کار های کشور ماست و جای تامل و بخششو داره.اما رنگ هایی که میبینیم بیشتر شبیه یه مانگا با رنگای اضافیه.
      ادیتور هم که جای خودش رو داره ولی مطمئن همه ی تقصیرات سر ناشره که اگه کمیکو نگاه کنیم مطمئنا سانسور های بی دلیلی رو میبینیم.
      دیالوگ ها هم طولانی هستند و خیلی کتابین.شخصیتا هم که همش سیاه یا سفید که انگار داره نبرد بین خیر و شرو نشون میده و در یکصفجه کلی شخصیت گنجونده شده که اصولا توی کمیک های رنگی مارول یا دی سی هست.
      ولی خوب جای تامل داره.امیدوارم نویسنده و طراح کارشون که بهتر شد یه کمیک بدن بیرون پوز مارول و دی سی کش بیاد:D

    • فرزاد.خ
      در پاسخ به فرزاد.خ

      در اون حد نه دردویل جان دی: حقیقتش اونا امکانات صنعتی خیلی خفنی دارن که ما یک صدمش هم نداریم. مثلاً همین مطلبی که مهران خان آپ کرده در مورد دفتر دی سی رو ببین. واقعاً فوق العاده است. یا من هر بار مانگا باکومن رو می گیرم دستم از شدت سازماندهیشون دچار حیرت می شم. حسم دقیقاً شبیه کارگردانای اروپایی دوران سینمای صامته که وقتی استودیوهای سر بسته ی هالیوودی رو می دیدن که تماماً با نور مصنوعی نور دهی می کنن دچار حیرت می شدن.
      البت رویات رویای دور و درازی نیست. مثلاً خیلی خوب می دونم طراح سوپر گرل از نیو ۵۲ اهل استانبول ترکیه است و دی سی این رو بر زده از اون جا. کارای ترکیش هم دیدم زبان بلد نبودم ولی از نظر ترکیب بندی واقعاً کارای خوبین.
      ایرادای خوبی رو اشاره کردی منتها من نقش سانسور رو انکار نمی کنم منتها حتی با این وجود هم داستان خیلی بد روایت شده در مورد دیالوگا البت یه نکته رو می شه ذکر کرد. من نمی دونم سندمن کار گیمن از نشر ورتیگو رو دیدی یا نه. سندمن کمیکی بود که دو سال پشت سر هم جایزه ایزنر رو برد که یه چیزی تو مایه های اسکار برای کمیکه. سندمن هم دیالوگای ادبی و بلند و پیچیده دارهکه گاهی تعداد زیادیشون تو یه پنل جمع شده هم مثلاً یه تیکه داره تو جلد بازی تو که سه تا پنل پشت سر هم عین همه که سر تشییع جنازه ی یکی از شخصیتا دارن راجع بهش حرف می زنن. این سه تا نما عین همن. تو نمی تونی حتی یه تفاوت تو نحوه ی ایستادن سه تا پیرزن داخل پنلا پیدا کنی ولی این قضیه خیلی دقیق و فکر شده است. تو هیچ وقت خسته نمی شی با وجود این همه دیالوگ خسته نمی کنه چون حفظ ریتم رو گیمن خوب بلده. اتفاقاً میانگین طول دیالوگاش شاید نصف میانگین دیالوگ هر پنل کمیکایی که من می خونم نباشه. اما تو طول این چهل صفحه ده برابر اونا خسته م کرد. به این دلیل مهم که دیالوگاش کارآمد نیستن و آداپته نشدن با تصویر. نویسنده حواسش نیست که این دیالوگا باید توی یه روند دنباله دار خونده شن.
      خب من حقیقت چشمم آب نمی خوره کار بعدی بهتر باشه منتها اگر این قدر تند و تیز نقد می کنم به خاطر اینه که امیدوارم طراح و نویسنده اینو ببینن و بدونن با مخاطب جدی روبرو ان و مخاطب رو دست کم نگیرن. بزرگترین احترامی که به مخاطبشون می تونن بذارن اینه که در نظر بگیرن مخاطب ایرانی مخاطب باهوشیه.
      من امیدوارم کار بعدیشون منو مجبور کنه یه نقد مثبت بنویسم رو کارشون. طوری که بگم مرزهای جدیدی رو گشودن در کمیک فارسی. این نبردی بین من و خالقین این کمیک. من از صمیم قلب آرزومندم که مغلوب راند بعدی نبرد من باشم.

    • داردویل
      در پاسخ به داردویل

      منطورم اینه که دیالوگای طولانی و بلند و همین طور ادبی توی یه تصویر شلوغ و یه جنگ دراز با همچین رنگ هایی اصلا خوب نیست.البته در مورد اینکه انسااله به مارول و دی سی هم میرسن شوخی کردم.

    • هادس
      در پاسخ به هادس

      سندمن سه بار برنده جایزه بهترین کمیک ادامه دار شده.
      خود گیمن هم چهار بار برنده جایزه یهترین نویسنده شده که بیشتر به خاطر سندمنه.

    • داردویل
      در پاسخ به داردویل

      میدونم ولی منطور من به سند من نیست چون سند من که اینجوری همچیو قاطی پاتی نمیزاشت و ادم راحت بود.

    • مازو
      در پاسخ به مازو

      من نمی فهمم چرا هر وقت تو ایران بحث فانتزی می شه همه بر می گردن به گذشته و همون لحن ها رو میارن می نویسن.و همون دغدغه ها.
      یه یحث مهم که تو ادبیات مطرح می شه اینه که زبان نوشته و زبان دیالوگ با امروز هم خوانی داشته باشه.
      مگه این که مخاطبت خاص باشه

      یکی از عمیق طرین ضعف هاش لحن مسخره ی نوشته است.چون خود طرف هم فقط تقلید کرده از گذشته.مطمئنا هم نمی توسنته از کلمات قدیمی در اون سطح واقعی اش استفاده کنه ور نه دیگه هیچ کس هیچی متوجه نمی شد!!!

    • محمد
      در پاسخ به محمد

      سلام از کجا میتونیم تهیه کنیم؟

      • MEHRAN
        در پاسخ به محمد

        سلام. اگر تهران هستید می تونید از انقلاب تهیه کنید، البته اگر تجدید چاپ نشده باشه گمان نکنم در حال حاضر در بازار موجود باشه.