نقد و بررسی پایلوت سریال iZombie

توسط : در تاریخ : یکشنبه, آوریل 12th, 2015

زامبی سفید خفن

امتیاز شما به این قسمت: 

نقد و بررسی پایلوت سریال iZombie
میانگین امتیاز کاربران از 50 رأی

اگر برای تماشای سریال‎های جدیدی که با حرف «ز» شروع می‎شوند تردید دارید و یا اگر از طرفداران سریال ورنیکا مارس هستید، «آی زامبی» خوراک خود شماست. این سریال سرگرم کننده براساس کمیکی به همین نام به قلم کریس رابرسن و طراحی مایکل آلرد ساخته شده است. کمیک و سریال ایده‎ی اولیه‎ی یکسانی دارند که بدین شرح است: دختری به زامبی تبدیل می‎شود اما تا زمانی که به طور مداوم از مغز انسان تغذیه کند (او به سراغ مغز مرده‎ها می رود) مثل زامبی‎های فیلم «شب مردگان زنده» کودن نخواهد شد. خوردن مغز افراد سبب می‎شود تا او عواطف و افکار آن‎ها را تجربه کند.

در اپیزود پایلوت، نقاط مشترک و شباهت‎های کمیک و سریال به نمایش گذاشته می‎شود (من چند مجموعه داستان ابتدایی را خوانده‎ام). در واقع همان لحن کمیک نیز در اینجا پیاده شده است. وقایع سریال از دید اولیویا «لیو» مور با بازی رز مکلور بیان می‎شود. او دختری باهوش و گستاخ است و یکی از مردگانی است که هنوز به زندگی ادامه می‎دهند (اگر مرده‎ی دیگری مثل او وجود داشته باشد!). با توجه به دید اول شخص سریال و حضور راب تامس به عنوان تهیه کننده‎ی اجرایی، انتظار می‎رود که به یاد ورونیکا مارس بیافتیم و وجود شباهت میان این دو مجموعه را قطعی بدانیم.

لیو همان حس بدبینی ورونیکا را دارد اما مثل او به دنبال یاری رساندن به دیگر افراد نیز هست. نه، این دو شخصیت، کاملا شبیه به یک‎دیگر نیستند اما تفاوت اندکشان مقایسه را اجتناب ناپذیر می‎کند. راستش را بخواهید این مسئله جواب داده و خوب هم از کار درآمده است. شاید حال و هوای سریال آشنا باشد، با این حال چیزی نیست که نمونه‎اش در بین سریال‎های ماورا الطبیعه یافت شود. پرداخت به زامبی‎ها سریال را از تکراری بودن در می‎آورد.

مکلور (بازیگر سریال‎های پاور رنجرز، یکی بود یکی نبود، کارشناسان س*ک*س) در نقش لیو خوش می‎درخشد. ما لیو را پیش و پس از تبدیل شدن به زامبی می‎بینیم و مکلور نیز در به نمایش گذاشتن حالت‎های مختلف شخصیت لیو مهارت بسیار زیادی از خود نشان می‎دهد؛ هر جا که لازم باشد بخشی از شخصیت انسانی لیو را در وجه زامبی او می‎دمد. لیو به این دلیل شخصیت بسیار جالبی است چون اتفاق هولناکی برایش رخ داده است اما این حقیقت باعث نمی‎شود که برای او دل بسوزانیم. برای او چندان دل نمی‎سوزانید زیرا تبدیل شدنش به یک زامبی مانع نمی‎شود تا نتواند یک زندگی عادی داشته باشد. خود من بیش‎تر کنجکاوم تا گرسنگی زامبی وار او را ببینم. خوشبختانه او تصمیم می‎گیرد تا تغییر شکل دهد و در یک سرد خانه مشغول به کار شود تا بدون برانگیختن ظن کسی از این طریق به مغز انسان دسترسی داشته باشد.

در اپیزود پایلوت بخش زیادی از شرح ماوقع در قالب فلش بک و توضیحات لیو در باره‎ی حالت خود به همکار کنجکاوش دکتر راوی چاکرابارتی (راهول کولی) به تصویر کشیده می‎شود. شاید توضیح و قبولاندن وضعیت لیو به او بیهوده و بی‎ربط به نظر برسد، با این حال این موضوع در حیطه‎ی تخصصی راوی می‎گنجد. در اپیزود پایلوت اطلاعات کمی از پیشینه‎ی این شخصیت کسب می‎کنیم با این وجود همان چند خط دیالوگ ما را از طرز فکر و ویژگی‎های او مطلع می‎سازد.

چند شخصیت دیگر هم معرفی می‎شوند که از این قرارند: هم اتاقی لیو، خانواده‎اش و نامزد سابقش. در اکثر بخش‎های پایلوت، این افراد نقش خاصی ندارند. نامزد سابق لیو پسر خوب و خوشتیپی است اما چیز زیادی از رابطه‎ی او با لیو نمی‎بینیم تا ذهنیتی از آن به دست آوریم. همه می‎دانند که لیو عوض شده است اما از دلیل آن بی‎خبرند و همگی درصددند  او را به حال اولش برگردانند. اما تا اینجای کار کنش و واکنش بین این شخصیت‎ها در نیامده است.

در سوی دیگر کارآگاه کلایو بابینوکس (ملکوم گودوین) قرار دارد. او در اداره‎ای که با سردخانه‎ی لیو همکاری می‎کند کارآگاهی تازه وارد است و ترکیب جالبی از انسان سنتی و روشنفکر می‎باشد. پیش‎تر اشاره شد که لیو با خوردن مغز افراد وقایعی را به چشم می‎بیند و در می‎یابد که با استفاده از این قابلیت می‎تواند به کارآگاه یاری رساند. او داستان ساختگی لیو را باور می‎کند و به سرعت اعتمادش به لیو جلب می‎شود. در نتیجه مسئله‎ی اعتماد در این سریال با شرایط مشابه در دیگر سریال‎های تلویزیونی تفاوت خوشایندی دارد. همکاری این دو با یک‎دیگر تبدیل به قالبی برای پیشبرد داستان سریال می‎شود. اما دوست دارم بدانم بابینوکس تا چه زمانی از داستان واقعی لیو بی‎خبر باقی می‎ماند. برملا شدن این راز ممکن نیست مدت زیادی به درازا بیانجامد.

علاوه بر خوردن مغز و بهره بردن از مهارت‎های جدید برای کمک به دیگران، یک راز همچنان پابرجاست. چرا حمله‎ی زامبی‎ها به قایق رخ داد؟ آیا مردگان دیگری نیز در میان مردم حضور دارند؟ خوشبختانه سریال هر هفته به بخشی از این سوالات اساسی پاسخ خواهد داد.

نتیجه

هر چند در سریال خون و مغز کم دیده نمی‎شود، اما آی زامبی تمام تمرکزش را بر جنبه‎ی هولناک زامبی‎ها نمی‎گذارد. به شکلی به مسئله‎ی زامبی بودن پرداخته می‎شود که انگار برای لیو مسئله‎ای عادی است. حتی در مغز خوردن او نیز این موضوع مشهود است. ترکیب قالب منطقی سریال و جذابیت و تلاش مکلور برای جان بخشیدن به شخصیت لیو، این داستان را تبدیل به داستانی قابل درک و انسانی کرده است که ارزش تماشا کردن را دارد.


۸٫۴ از ۱۰
منتقد: ایمی ردکلیف از IGN
کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.

 

 


    • H.M.H
      در پاسخ به H.M.H

      به نظر من که سریال تقریباً بیخودی بوده تو این سه قسمت.
      شاید بهتر بشه ولی تا اینجا……!

      • dark spidey
        در پاسخ به H.M.H

        دوست عزیز شما که نمیدونی الکی نظر نده شما معلومه که اصلا سریال کمیک بوکی نگاه میکنی این سر یال یکی از بهترین سریال های کمیک بوکی است برو یک نگاه به امتیازاتش بنداز

    • پوریا آریایی
      در پاسخ به پوریا آریایی

      اتفاقا یه نقدی هم من براش نوشتم اگر بشه میذارمش

      • پوریا آریایی
        در پاسخ به پوریا آریایی

        بهترین کاری هست که CW ساخته از نظر من، واقعا دیگه خبر از اون داستان های بی سرته نیست که حوصله آدم رو سر میبردن، هم کارکترهاش جون دارن هم داستان کار واقعا خب جلو میره بازیگرهاش هم تو نقش هاشون خیلی خوب کار میکنن.

    • Mehrad Hidden
      در پاسخ به Mehrad Hidden

      اولا هر چه زود تر کنسل شه بهتره
      دوما کجاش شبیه ورونیکا مارس هست . اون سریال با بازی کریستن بل کجا و این کجا!!!

      • ِDC fan
        در پاسخ به Mehrad Hidden

        ی سوال مهرداد جان.شما تو ی پست ک اسم سریالا رو پرسیدی گفتی اینو ندیدم هنوز حالا من موندم شما چطور اومدی اینجا همینجوری گفتی این بهتره هرچه زودتر کنسل شه و اینا؟؟!!!!!

    • محمد
      در پاسخ به محمد

      تا اینجا که خوب بود امیدوارم داستان اصلی که تو هر قسمت جلو میره چیز خوبی باشه که ارزش دیدن داشته باشه چون این داستان های فرعی هر قسمت نمی تونه بتنهای باعث جذب مخاطب بشه.

    • ِDC fan
      در پاسخ به ِDC fan

      واقعا سریال خیلی خوبیه و یکی از بهترین شروع ها رو داشته…برای پایلوت توی سایت متاکریتیک ۳۰ تا منتقد نقدش کردن ک ۷۵ گرفته این یعنی ب شدت عالی…کلا ک خیلی خوبه و یکی از بهترین های سی دبلیو در کنار فلش و اررو و البته فک میکنم سریال مسنجرز ک از هفته بعد شروع میشه هم خوب باشه…کلا سی دبلیو داره خیلی خوب پیش میره چون مثلا امسال تو بخش کمدی ک سی دبلیو تقریبا بی تجربست توش تونست با سریال جین د ورجن گلدن گلوب بهترین بازیگر زن برای سریال کمدی رو بگیره…

    • M.S.A.A
      در پاسخ به M.S.A.A

      دو اپیزود اولش رو دیدم (هر چند دومیش رو نیم خواستم ببینم ولی وقتی داشتم اولیش رو میدیدم دانلود دومیش هم تموم شد) کاملاً از سریال زده شدم. داستان اینطوری خلاصه میشه :
      من زامبی شدم، دوست پسرم ولم کرد چون من عجیب شدم، تو یه سردخونه کار می کنم، کسی که اونجا کار می کنه خیلی خوش حاله که من زامبی ـم، می تونه روم آزمایش انجام بده. مغز جنازه های بدبخت اونجا رو می خورم، کسی هم بهم گیر نمیده، به پلیس هم مشورت میدم ولی اصلاً واسشون مهم نیست اطلاعاتم از کجا میاد، یه زامبی بده دیگه مثل من هست و …
      اصلاض ازش خوشم نمیاد 😐

    • sheep
      در پاسخ به sheep

      کلا از forever کپی کرده 😐
      یه نفر که بعد مرگ برمی گرده و نامیرا میشه. تو سردخونه کار می کنه و فقط یه نفر از شرایطش خبر داره. با یه کاراگاه می گرده و تو پرونده های قتل کمکشون می کنه 😐

    • arkham knight
      در پاسخ به arkham knight

      آقایونی که میگن بده و فقط دو قسمت اولو دیدن سریع تصمیم نگیرن…اگه اینطوری باشه سریال کنستانتین یا ماموران شیلد و یا مامور کارتر هم اوایل افتضاح بودند بعد درست شدن…همین هفته که قسمت ۵ میاد هر ۵ قسمتو ببینید بعد برگردید نظرتونو بگید…و راستی کی میگه این از forever کپی کرده?اگه از من بپرسی شاید بگم forever از این کپی کرده…سال ۲۰۱۰ کمیک izombie در اومد تا سال ۲۰۱۲…داستانش از قبل معلوم بوده.

      • sheep
        در پاسخ به arkham knight

        من نگفتم فیلم بدیه فیلم قشنگیه دنبالش می کنم. ولی خب forever قبل این اومده 😐

        • ِDC fan
          در پاسخ به sheep

          کسی نگفت شما میگی بده ما هم منظورمون این بود ک از forever نیست دیگه…این اصن تفاوت هاش با اون زیاده و در ضمن این از کمیک اقتباس شده و کمیکش از forever خیلی قدیمی تره پس…خدایی این دیگه از اون حرفا بود ک معلومه ی سرچم نزدی ولی بازم عجیبه برام ک چجوری وقتی میدونی (حتما وقتی تو این سایتی میدونی دیگه) کمیک داره و اقتباسه بازم میای میگی از forever کپی شده؟!!!!!!!!!!!!!

          • sheep
            در پاسخ به ِDC fan

            منظورم شیوه ساخت فیلمش بود. اینا که دیگه از کمیکا بر نداشتن. مثلا آخرای هر قسمت که شخصیت اصلی به عنوان راوی یه سری حرفایی می زنه در مورد اتفاقات کلی که تو قسمت افتاد. اگه دیدینشون می دونین چی رو میگم. کلا خیلی شبیهن. ولی هر دو تا باحالن. منم کلا بیکارم هر دوتا رو دنبال می کنم. 😐

          • sheep
            در پاسخ به ِDC fan

            منظورم شیوه ساخت فیلمش بود. اینا که دیگه از کمیکا بر نداشتن. مثلا آخرای هر قسمت که شخصیت اصلی به عنوان راوی یه سری حرفایی می زنه در مورد اتفاقات کلی که تو قسمت افتاد. اگه دیدینشون می دونین چی رو میگم. کلا خیلی شبیهن. ولی هر دو تا باحالن. منم کلا بیکارم هر دوتا رو دنبال می کنم. 😀

      • M.S.A.A
        در پاسخ به arkham knight

        البته من خودم کنستانیتن رو از همون قسمت اولش دوست داشتم، مخصوصاً آخرین سکانسش که بازی خوب مت رایان رو نشون میده!

    • A DC
      در پاسخ به A DC

      الان چون اوایل سریاله بین نظرات اختلاف پیش میاد مثل سریال گاتام که بعدش برنده ی هیجان انگیز ترین سریال در سال دوهزارو چهارده شد

    • ASE
      در پاسخ به ASE

      دوست دارم سریالو جالبه
      کارکترشم جذابه

    • amir
      در پاسخ به amir

      ی نکته خیییلی باحال در مورد قسمت ۵ این سریال…اگه دقت کنین خونه هالی که تو اون قسمت مرد همون خونه dr.wells نوی سریال فلش هس…وقتی لیو داره از اونجا میره به خونه دقت کنین

    • نوید
      در پاسخ به نوید

      به نظرم اصن سریال گیرایی نیست البته شاید سلیقه من متفاوته…….اصن ریک گرایمز باید کلشونو کنتراتی ور داره پخ پخ کنه?

    • omid
      در پاسخ به omid

      واقعا سریال محشریه و امتیازی ک بش دادن حقشه

من زامبی iZombie

img

کمیکی نوشته کریس رابرسن و طراحی مایکل آلرد. داستان روایت زندگی دختری به نام گوئن دایلان کارآگاه زامبی است که برای رفع نیازش وارد بخش قضایی و پزشکی قانونی می‌شود. او مجبور است هر ماه یک بار برای سالم نگه داشتن ذهن و خاطراتش و عواقب زامبی وارش مغز یک انسان مرده را تناول کند. در عین حال با خوردن مغز مرده‌ها بخشی از خاطرات آن‌ها به ذهن گوئن منتقل می‌شود و او ناخواسته باید به درخواست‌هایی از سوی آن‌ها رسیدگی کند و بر اثر همین مسأله گوئن وارد ماجراهایی مرموز با افراد جدید در زندگی‌اش می‌شود.