نقد و بررسی قسمت آخر کمیک Wake | خداحافظی مورفی و اسنایدر با دنیای زیر آب

توسط : در تاریخ : دوشنبه, آگوست 11th, 2014

هفته پیش شماره آخر کمیکی که در کامیک کان امسال کاندید بهترین سری سال شد منتشر شد. متأسفانه نشد که همان موقع بروی این شماره بررسی داشته باشیم. اما هنوز هم برای غرق شدن در اقیانوس عجیب اسکات اسنایدر و شان مورفی دیر نیست.

The Wake #10

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Sean Murphy
  • ناشر: Vertigo
درباره ی اسکات اسنایدر و شان مورفی آن قدر در فانتزی کمیک نوشته ایم که از روند کسل کننده ی معرفی خودشان و آثارشان بدون هیچ توضیح اضافی می گذریم.
در مورد خلاصه ی داستان بیداری هم به همین شرح کوتاه بسنده می کنیم. داستان دو نیمه دارد. نیمه ی اول در مورد زنی محقق به نام لی آرچر است که به مرکزی تحقیقاتی و زیر اقیانوس فراخوانده می شود و در آن جا به موجوداتی غریب بر می خورد که مر نامیده می شوند.
نیمه ی دوم داستان به قهرمان زنی دیگر به نام لیوارد اختصاص دارد. او در دنیایی که مرس ها آن را تا آستانه ی نابودی پیش برده اند به دنبال گشودن راز آخرین پیغام رادیویی لی آرچر است. راز پشت این پیغام رادیویی شاید آخرین امید انسان ها برای مقابله با مرس ها باشد.
اسنایدر نشان داده که از نظر کیفیت کارهایش نویسنده ای شدیداً غیر قابل پیش بینی است. او هم زمان کاری درخشان مثل آرک مرگ خانواده ی بتمن و کاری رسماً بد نوشته شده مثل آیرون من نوآر را در کارنامه ی خود دارد. در خون آشام آمریکایی هم داستان ها یکی در میان یا خیلی خوبند و یا خیلی بد. بیداری هم از این روند استثنا نیست و صد البته کیفیت کلی کار به سمت کارهای خوب اسنایدر متمایل است. این تا حدودی به جز داستان چفت و بست دار اسنایدر به طراحی ها و رنگ زنی های هوشمندانه ی شان مورفی بی تاثیر نبوده. مخصوصاً این که اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که خیلی از اوقات در آمدن کار هاس اسنایدر ربط مستقیم به درک درست طراح از فضاهای داستان های او دارد.
اسنایدر و مورفی با ترکیب یک داستان وحشت در نیمه ی اول کمیک و یه داستان پسافاجعه ی ماجراجویانه با ته مایه های استیم پانک در نیمه ی دوم آن سعی در به چالش کشیدن و بازی با مرزهای ژانر دارند. بازی ای که در خیلی جاها نتیجه می دهد مثلاً کسانی که کمیک را خوانده اند احتمالاً صحنه های رویای کمیک را به خوبی به یاد می آورند من جمله افتتاحیه ی شماره ی سوم کمیک که موقعیتی دفرمه و کابوس گون از یک موقعیت مادر و پسر به نمایش می گذارد.
در کنار این ها بیداری نمونه ای کامل از یک دنیا سازی خوب و توزیع مناسب اطلاعات در طول داستان است. چیزی که باعث می شود یکی از مشکلات معمول در کارهای اسنایدر یعنی پایان بندی های ضعیف را این جا شاهد نباشیم. اسنایدر پایان کار را البته منهای دو صفحه ی آخر کمیک خوب می بندد و داستان را درست جمع می کند. به همین خاطر بیداری را چندین بار با خیال راحت می توان خواند و هم چنان از داستان چفت و بست دار اسنایدر و طراحی های پرجزئیات مورفی لذت برد.
صد البته بیداری در مقابل کاری که هم زمان ورتیگو منتشر کرد یعنی تریلیوم نوشته و طراحی جف لمیر اثری محافظه کار تر به نظر می رسد. محافظه کاری ای که باعث می شود در رده ای پایین تر از تریلیوم قرار گیرد و شاید از آن دسته کارهایی نباشد که بشود فوق العاده خطابشان کرد. با همه ی این اوصاف بیداری از آن کارهایی است که قطعاً از خواندنش پشیمان نمی شوید.

فرزاد خلیلیان
۷٫۵ از ۱۰


پایان یکی از بزرگترین داستان‌های کمیک هم از راه رسید. یک سال انتظار. خانم‌ها، آقایان! اسکات اسنایدر، شان مورفی.

قبل از این‌که به بررسی این کمیک بپردازیم بهتر است راجع به ورتیگو ناشر این سری صحبت کنیم. ورتیگو در واقع همان شرکت دی سی است با این تفاوت که در این انتشارات کمیک‌هایی با رده سنی بالا منتشر می‌شود. رده سنی بالا به این معنا نیست که کمیک صرفاً شامل صحنه‌های ج*سی است. ممکن است خشونت زیادی در کار باشد، دیالوگ‌های سنگین یا غیراخلاقی به کار رود یا حتی مسائلی ماورا را مطرح کند که از درک یک نوجوان کم سن و سال خارج است و از قضا کمیک بیداری بیشترین تأکیدش بروی همین آخری است. این کمیک با استناد دقیق به معنای خاص فلسفه، پیدایش جهان هستی و تکیه بر فولکلور و باورهای عام اساطیری نظریه‌های جدیدی با اشاره به داستان هایی از آئین های متفاوت را بیان می‌کند.

اولین و مهم ترین این فرضیه تصور وجود موجوداتی به نام مرس است که از میلیون ها سال پیش از ما نسل برتر بروی این کره خاکی بوده اند (چه بسا می‌بینیم که حتی قابلیت ایجاد توهم در ذهن انسان ها را هم دارند) و در واقع انسان ها نژاد برگرفته و تکامل‌یافته همین موجودات هستند. در طول روایت تصاویری از گذشتگان نشان داده می‌شود که در حال کاشت بذر همین نژاد تکامل یافته خود هستند. داستان از دو بخش ۵ قسمتی تشکیل شده است. داستان دکتر لی آرچر بیولوژیست دریایی و تیمش که به نوعی داستانی آپوکالیپتیک را روایت می کند و بخش دوم ۲۰۰ سال بعد از دید دختری به نام لیوارد که حال همه چیز در دنیایی پست آپوکالیپتیک اتفاق می افتد. نکته خیلی جالب که فرزاد خلیلان برایم شرح داد بیماری سندروم شوگرن(نوعی اختلال در غدد برون ریز و عملکرد غدد اشکی که باعث خشکی چشم در فرد می‌شود و در دیالوگ بین لی و پدرش به آن اشاره می‌شود) بود که هر دو کاراکتر آرچر(و البته مادرش) و لی‌وارد از آن رنج می‌بردند، یکی از استدلال‌هایی که به اشک ریختن انسان‌ها نسبت می‌دهند فراموش کردن خاطرات بد گذشته و خارج شدن آن‌ها بصورت اشک چشم است و آرچر و لیوارد در داستان شاید به این دلیل نمی‌توانند گریه کنند چون سرنوشتشان مقدر ساخته تا چیزهایی را که دیده‌اند به نسل‌های بعدی منتقل کنند. بیشتر استندادهای کمیک به داستان‌های افسانه ای و شبه علمی است و لازم نیست همه‌شان را زیاد جدی بگیرید. اسنایدر با این جور پیچش ها در کمیک هایش سعی دارد ذهن خواننده را درگیر نگه دارد، نه این‌که صرفاً از کنار همه چیز بی‌تفاوت بگذریم بیداری اسمش هم می‌خواهد شما را از این خوابی که درش هستید بیدار کند. تجزیه و تحلیل تمام حرفهایی که این کمیک برای گفتن دارد در این نقد نمی گنجد. در انتهای داستان به جواب تمام سوال هایتان نمی رسید(البته با توجه به قولی که اسنایدر داده بود سوالتی که در سطح روایت داستانی مطرح شدند بی پاسخ نماندند) و توقع هم نداشته باشید که به همه آن‌ها پاسخی داده شود یا در مورد هر چه که به تصویر کشیده شد پاسخی مشخص وجود داشته باشد، خیلی‌هایشان صرفاً ارجاعات به نظریه‌‌ها و داستان‌های در گذشته مطرح شده است، خیلی‌هایشان به علوم بیولوژیکی و مطالعات دریاها اختصاص دارد.

و اما طراحی “شان مورفی”. در مورد طراحی فقط همین‌قدر بدانید که شان مورفی آیزنر امسال را برای بهترین طراح کمیک از این عنوان مال خود کرد و انصافاً لایق این عنوان هم بود. بعضی صفحات به قدری پرجزئیات و عظیم طراحی شده‌اند که مشخص است برای کشیدنشان حتی توسط طراح بزرگی همچون مورفی ساعت‌ها زمان گذاشته شده.

متأسفانه اسنایدر به قدری در یک مینی سری یا آرک داستانی داستانش را به اندازه یه کمیک ادامه دار شاخ و برگ می دهد که در انتهای بعضی از آن ها مجبور می شود کمی سرسری همه چیز را به یک جمع بندی برساند و این کمیک هم پایانش کمی از این موضوع رنج می برد اما در هر صورت مجموع این کار با وسواس و ضرافت بسیار بالایی طراحی و نوشته شده و قطعاً باید چندین بار نوشته ها و تصاویرش را خواند، مطمئن باشید هر بار از خواندنش لذت بیش‌تری خواهید برد.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.