نقد و بررسی فیلم Guardians Of The Galaxy Vol.2

توسط : در تاریخ : دوشنبه, می 15th, 2017

تکرار موفقیت یک فیلم فوق العاده در قسمت دوم آن کاری دشوار است، و این دقیقا چیزی است که جیمز گان در محافظین کهکشان، قسمت ۲ سعی دارد انجام دهد. ولی نهایتاً قسمت ۲ به اندازه ی فیلم اول محشر نیست و با مقداری مشکلات پیشبردی دست و پنجه نرم می کند، با این حال باز هم ثابت می کند که فیلمی سرگرم کننده و با کلی دل و جرات است.

داستان محافظین کهکشان قسمت ۲، چند ماه بعد از حوادث فیلم اول که در سال ۲۰۱۴ اکران شد، در حالی اتفاق می افتد که حالا دیگر شهرت محافظین در سرتاسر کهکشان پیچیده است. آنها قهرمانان آماده ی استخدام و در حال کار برروی ماموریتی برای فرمانروایی که بطور خنده داری متکبر است (با بازی الیزابث دبیکی، به عنوان عایشه) هستند.

اوضاع وقتی خراب می شود که راکت بعضی از اجناسی را که محافظین باید از آن ها محافظت می کردند، می دزدد و گروه بخاطر کوچک شمردن نژاد پیشرفته ی ژنتیکی طلایی رنگ، به بالای لیست «کسانی که باید کشته شوند» فرمانروا می روند.

محافظین سعی می کنند یک قدم جلوتر از فرمانروا باشند و گروه روجر ها (ویرانگر ها) که برای کشتن آن ها استخدام شده اند، قسمت اصلی اکشن نسخه ی ۲ است.  ولی جسارت واقعی فیلم، ملاقات پیتر کوئیل با پدرش است. در صحنه ی اول مشخص می شود که ایگو با بازی کرت راسل، آن مرد ستاره ای است که مادر پیتر را باردار کرده بود و زیاد طول نمی کشد تا ایگو پیدایش می شود و خودش را به پسرش معرفی می کند. سوال واقعی این است که آیا ملاقات پیتر با پدر خونی اش، حفره ای را که غیبت او در زندگی استار لرد ایجاد کرده بود پر می کند، و آیا این حفره پیش از آن هم با وجود آدم هایی مثل یوندو، گامورا و بقیه ی محافظین پر شده است یا خیر؟

خانواده در این فیلم موضوعی بزرگ است و در خدمت وحدت بخشی خط داستان عمل می کند. اگر اولین فیلم محافظین کهکشان درباره ی جمع کردن گروه دور یکدیگر بود، این بار درباره ی به بوته ی آزمایش گذاشتن رابطه ی بین آن هاست. در حالی که قسمت ۲ کارش را در به بار نشاندن آرک گروه خوب انجام می دهد؛ ماجراجویی ای که در جریان است، گروه را از هم جدا می کند تا هر کدام بدنبال ماموریت شخصی خودش برود. وقتی پیتر با ایگو و منتیس می رود، گامورا و درکس هم به او می پیوندند. راکت و گروت با یوندو و نبولا همراه می شوند. البته شیمی فوق العاده ای که در فیلم اول بوجود آمده بود، اینجا اندکی کاهش پیدا می کند.

ما درباره ی اینکه چرا نبولا نسبت به گامورا احساس تنفر دارد و همچنین اینکه در طول دوران کودکیشان به همراه ثانوس چه اتفاقی افتاده بود بیشتر می فهمیم، همینطور اطلاعات بیشتری درباره ی رابطه ی درکس و خانواده ی مرحومش داده می شود. درحالی که اصل و نسب پیتر کوئیل نقطه ی کانونی بزرگی است، زمانی هم صرف کشف این می شود که چطور روش بوجود آمدن راکت باعث شده است تا او مشکل اعتماد کردن داشته باشد، و حتی توضیح داده می شود که یوندو از کجا آمده است. در حالی که گروه با کشمکش ها و مشکلات شخصی که آن ها را تهدید به جدایی می کند، دست به گریبانند، داستان های فردیشان بر فیلم غالب شده است.

در صورتی که هر آرک داستانی کمی بهتر متوازن شده بود، وجود خطوط داستانی متفاوت مشکلی نداشت، ولی همراه با هر خط داستانی مجزای بیشتر، گروهی جدید از کاراکترهای مکمل می آیند، و در تلاش برای کامل کردن آنهاست که قسمت ۲ شروع به خراب شدن می کند.

عایشه و فرمانروا، تاسرفیس و روجر هایش و یک گروه دیگر از روجر ها هستند و البته ایگو و منتیس هم حضور دارند. بازی پام کلمنتیف به عنوان منتیس کاری برجسته است، ولی دبیکی هم به عنوان عایشه چنین است، و کرت راسل به عنوان پدر استار لرد همانقدر که امیدوارید، عالی است.

تمام این قطعه های متحرک باعث می شوند تا با شلوغ شدن فیلم، رشته ی خط داستان اصلی از دست آدم در برود، و این که کاراکترهای اصلی اکت سوم، برای قسمت های بزرگ اکت دوم غایبند، مشکل زاست. تصمیم گیری برای بیرون نگه داشتن آن شخصیت های مشخص از قسمت های مهم فیلم احتمالا به این خاطر بوده است تا عناصر مشخصی از پلات بیشتر غافلگیر کننده باشند، ولی همچنین ممکن است بسادگی به این دلیل اتفاق افتاده باشد که متعادل کردن داستان های مستقل تعدادی کاراکتر که مردم همین الانش هم آنها را دوست دارند دردسر دارد.

photo_2017-05-15_22-12-28

بهترین چیزی که قسمت ۲ دارد، علاقه ای است که ما از قبل برای هر کدام از اعضای گروه داریم. در این فیلم از پیتر حمایت می کنید تا رابطه ای را که مشتاق است با پدرش داشته باشد، پیدا کند، زمانی که روجر ها، بیبی گروت را اذیت می کنند، عصبانی می شوید، و هر بار که درکس شوخی ای را نمی فهمد، به خنده می افتید. احساسی که بین گامورا و نبولا به عنوان دو خواهر شکل میگیرد، وزن واقعی دارد چون می دانیم قبلا اوضاع برای آنها چطور بوده است. تقلای راکت برای اینکه به خود اجازه دهد تا پذیرفته شدن را بیابد، مانند یک دنباله ی درخور گذشته ی غم انگیزش است. حتی با وجود اینکه در بخش هایی از فیلم خبری از شیمی میان گروه نیست، جدا کردن همه از یکدیگر به آرک هر کاراکتر اجازه می دهد تا جا داشته باشد رشد کند و برروی شالوده های فیلم اول ساخته شود.

ولی قسمت ۲ خیلی سخت تلاش می کند تا برروی چیزی که مردم دوست دارند و در فیلم اول نسبت به آن واکنش نشان دادند، تکیه کند. بنظرتان بیبی گروت در پایان محافظین کهکشان دوست داشتنی بود؟ در این فیلم چند جین بیشتر از این صحنه های بانمک می بینید. فکر می کردید کمبود خودآگاهی درکس عالی بود؟ در این فیلم او یک عالمه شوخی های توالتی همراه با اطلاعات بیش از حد برایتان دارد. جیمز گان با نقاط قوت کاراکترهایش بازی می کند، ولی در بعضی جاها زیاده روی می کند: استفاده ی بیش از حد از حیله های مشخص باعث می شود بعضی از لحظه ها، قدرت غافلگیری خود را از دست بدهند. قسمت ۲ کمبود جذبه ی بدون دردسری که در فیلم اول بود را دارد چون سخت تلاش می کند تا انتظارات بالای ما را برآورده کند.

همانطور که گفته شد، محافظین در سومین اکت دوباره دور هم جمع شدند. بله، باز هم یک صحنه ی مبارزه ی تقریبا غیر قابل فهم عظیم دیگر هست که حالا دیگر جز اصلی فیلم های ابر قهرمانی به حساب می آید، ولی همچنان احساسی ترین پایان فیلم های مارول است. چون این ها شخصیت هایی هستند که به آنها اهمیت می دهیم، درمیان صف وسیعی از قهرمانان، حمایت واقعی نسبت به محافظین داریم. و بعد از اینکه زمان زیادی از فیلم آنها دور از یکدیگر بسر بردند، تجدید دیدارشان و محبتی که نسبت به یکدیگر دارند خوب از آب درآمده است. گان انتقادهای معمول درباره ی ویلن های تک خطی و کمبود خطر را در این فیلم مورد خطاب قرار می دهد. او نمی ترسد که داشتن این ماجراجویی به قیمت شخصیت هایش تمام شود. و زمانی که نقشه ی نهایی ویلن اصلی اش نابودی جهان است (مگر همیشه اینطور نیست؟) حد اعلی و عواقب آن داستان این حس را ایجاد می کند که می تواند تبدیل به چیزی شود که برخلاف رونان و دیگر کاراکترهای شرور دور انداختنی دنیای سینمایی مارول، کاراکترها در فیلم های پیش رو همچنان درباره اش حرف بزنند و با آن سرو کار داشته باشند.

محافظین کهکشان قسمت ۲ همچنین به زیبایی فیلم اول است، با رنگ های روشن و تقریبا روانگردانی که این بار کمی بیشتر تاثیرات دهه ی ۷۰  در آن به چشم می خورد. این بار چند سیاره ی جدید را می بینیم، که متاسفانه جالبترین آن ها به اندازه ی بقیه ی سیاره هایی که عادی تر هستند، مورد کاوش قرار نمی گیرد و سیاره هایی هم که گروه برای مدتی در آن گیر می افتند هم آنقدر ها جالب نیستند، برهِرت ضرورتاً یک جنگل عظیم است، در حالی که سیاره ی ایگو حیرت انگیز است ولی خالی بنظر می رسد. (البته این بحث هم وجود دارد که نکته اش همین خالی بنظر آمدن است.) همچنین گان از سوند ترک در فیلمنامه استفاده کرده است که مانند فیلم قبلی آن میکسی تاثیر گذار از قسمت ۲ بوجود آورده است، و هوشمندانه است که گان در مقابل موسیقی پاپ شناخته شده، بیشتر به آهنگ های ناشناخته تکیه کرده است.

همه ی این ها برای این است که گفته شود در حالی که محافظین کهکشان قسمت ۲ نسبت به فیلم قبلی مشکلات بیشتری در خط داستانی و مسیری که طی می کند دارد، با این حال همچنان یک محافظین کهکشانی است. هیچ نیاز تقلید واری برای وصل کردن آن به هر فیلم دیگری در فرانچایز وجود ندارد، در حقیقت احتمالاً این یکی از مستقل ترین فیلم های دنیای سینمایی مارول در فاز سوم است. همه ی آن چیزهایی که درباره ی محافظین دوست دارید، همچنان در فیلم هستند. در هر فیلم دیگری، مشکل نسخه ی دوم این است که نسبت به فیلم اول، رضایت کمتری از تجربه ی دیدن آن ایجاد می کند. ولی شکایت از یک ماجراجویی دیگر با شخصیت هایی که دوستشان دارید سخت است، و به این طریق محافظین کهکشان قسمت ۲ بطور کامل رستگار شده است.

photo_2017-05-15_22-12-27

جمع بندی:

محافظین کهکشان قسمت ۲ یک ماجراجویی جالب با کاراکترهایی است که دوست داریم با آنها وقت بگذرانیم، ولی فیلم دوم شلوغ تر است و مشکلات داستانی بیشتری نسبت به فیلم اول دارد. با این وجود هنوز فیلمی خیلی خوب، با یکی از تاثیرگذارترین پایان ها از نظر احساسی در دنیای سینمایی مارول تا به امروز است. والیوم ۲ کار عالی ای در پرورش شخصیت ها و رشد آن ها در طول داستان انجام داده است، و در مخاطب قرار دادن انتقاد های مداوم به فیلم های دنیای سینمایی مارول، شامل شرورهای دور انداختنی و کمبود وجود عواقب واقعی، نهایت تلاشش را کرده است.

 

photo_2017-05-15_22-48-32