نقد و بررسی فیلم Batman V Superman : Dawn Of Justice

توسط : در تاریخ : شنبه, آوریل 30th, 2016

بتمن علیه سوپرمن…پیروزی یا شکست؟

هشدار: این نقد نقاط نسبتا مهمی از داستان فیلم را لو می دهد!

کارگردان: زک اسنایدرBatman_v_Superman_poster

نویسنده: کریس تریو – دیوید گویر

بازیگران: بن افلک – هنری کاویل- امی آدامز- جسی آیزنبرگ – گال گادوت – جرمی آیرونز

تاریخ اکران:  ۱۹ مارس ۲۰۱۶

مدت: ۱۵۱ دقیقه

ژانر: اکشن، علمی‌تخیلی

بودجه: ۲۵۰ میلیون دلار

 

منتقد: کامیاب قربان پور

امتیاز: ۵٫۵ از ۱۰

 

 

 


 

پیش از آن که حرفی از “بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت” و یا دنیای سینمایی DC بزنیم؛ واجب است بگویم که تا چه حد دنیای دی‌سی برای من ارزشمند است. چند وقت پیش، به مناسبت عید نوروز دستی به زیر و بم کمدهای منزل کشیدم و بدون هیچ اغراقی، قریب به پانصد نقاشی از شخصیت‌های بتمن و سوپرمن یافتم! از شش الی هفت سالگی و از طریق انتشارات “عصر مصور”، انیمیشن‌ها و فیلم سینمایی “اسپایدر-من” سم ریمی، علاقه‌ی عجیب و غریب‌م به ابرقهرمان‌ها آغاز شد و تا به امروز اندکی ازان کاسته نشده؛ علاقه به ابرقهرمانانی که در تمام لحظات سخت زندگی همراهت هستند و تو را برای مدتی –هرچند کوتاه- در ماجراهای خود شریک می‌کنند.
یکی از اولین کمیک‌های عصر مصور که مرا شیفته‌ی خود کرد “سوپرمن/بتمن” بود. پیش‌تر هردوی‌شان را می‌شناختم و دوست‌شان داشتم اما دیدن اینکه مردی از فولاد و شوالیه تاریکی برادرانه در کنار هم می‌جنگند و هر کدام از توانایی‌های خود برای مقابله با خطرها استفاده می‌کنند؛ مرا به وجد میاورد. شیمی بین این دو خدای فرهنگ عامه(پاپ کالچر)، چیزی‌ست که شاید به اندازه‌ی هرکدام‌شان قابل توجه و ارزشمند باشد.

مطمئنم بسیاری از شما نیز تجربه‌های مشابه‌ای داشته‌اید و برخلاف اکثریت مردم که فقط سه سال –پس از رونمایی آن در کامیک-کان ۲۰۱۳- منتظر این فیلم بودند؛ تمام عمر خود منتظر بودید تا چنین فیلمی را بر روی پرده نقره‌ای ببینید.

متنی که در زیر می‌خوانید یک نقد برای بررسی کیفیت سینمایی اثر نیست؛ یادداشتی است از طرف یک طرفدار که با این شخصیت‌ها بزرگ شده.


مردی از فولاد


مسلماً نمی‌توان درمورد “بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت” صحبت کرد و “مردی از فولاد” را نادیده گرفت چراکه ایده‌ی ساخت این فیلم از دل پروژه‌ای کنسل شده بنام “مردی از فولاد ۲” بیرون آمده.
مردی از فولاد یکی از پر سر و صداترین فیلم‌های کمیک بوکی است که تا به امروز نیز مردم با نقطه نظرهای متفاوت درمورد آن جر و بحث می‌کنند. شخصاً مردی از فولاد را نه تنها یک بلاک باستر خوب و حساب شده می‌دانم، بلکه سوپرمن مورد علاقه‌ام در سینما نیز محسوب می‌شود. [با تمام احترام به فیلم‌های سوپرمن کریستوفر ریو]

Batman-V-Superman-Trailer-Fight-Heat-Vision

مردی از فولاد، بی‌نقص نیست و مشکلات زیاد آن در تدوین، فیلمبرداری و رنگ پردازی ممکن است باعث آزار و اذیت بسیاری از مخاطبین شود اما چیزی که آن را جذاب می‌کند، وضعیت بصری‌اش نیست بلکه روایت داستانی قدرتمند و منسجم درمورد کلارک کنت و تبدیل وی به بزرگترین قهرمان دنیاست. مردی از فولاد با اینکه تاریک و افسرده بنظر می‌رسد اما همه چیز آن رنگ و بوی دنیای دی‌سی دارد؛ حتی مرگِ جنرال زاد که مشابه به مرگ ماکسویل لرد توسط واندرومن و در نهایت مواخذه شدن‌ش در “بحران‌های بی‌نهایت” است.

اینطور بگویم: بعنوان یک طرفدار DC مردی از فولاد توانست تجربه‌ی خوب و بیادماندنی‌ای به من اعطا کند؛ و طی این سه سال، منتظر تجربه‌ای مشابه با بتمن علیه سوپرمن بودم.

تذکر: این متن داستان فیلم را بطور کامل لو می‌دهد.

 


بتمن جدید سینما


بدون هیچ شک و شبهه‌ای مطمئناً مهم‌ترین عنصری که در این فیلم وجود دارد “بتمن” است. پس از موفقیت سه گانه‌ی شوالیه تاریکی –که در کنار نظرهای مثبت، از جانب خوانندگان کمیک نظرهای منفی زیادی دریافت کرد- همه منتظر بودند تا بتمن جدید سینما را با نقش آفرینی بن افلک ببینند.

بتمن بن افلک نه تنها از نظر ظاهری بلکه بطور کلی اقتباسی آزاد از بتمن سالخورده‌ای است که در سال ۱۹۸۶ توسط فرانک میلر در رمان گرافیکی “ّبازگشت شوالیه تاریکی” خلق شد. او پس از پشت سر گذاشتن یک ترامای تاثیرگذار [۱]، نقاب خود را کنار گذاشته و دیگر امیدی به وجود خوبی در این دنیا ندارد همانطور که خود ذکر می‌کند: «جنایتکاران مانند گیاهان هرز هستند، هرچه آن‌ها را نابود کنی باز تعدادشان بیشتر می‌شود.»

پس از حادثه‌ی متروپلیس و ظهور سوپرمن، بتمن بار دیگر نقاب خود را به سر می‌کند اما دیگر آن شوالیه تاریکی‌ای نیست که قبلاً عدالت را در گاتهام برقرار می‌کرد؛ حال بتمن جنایتکاران را با سمبل خفاش برند می‌کند و حتی آنطور که باید و شاید برای جان‌شان نیز ارزش قائل نیست و دیگر اعتقادی به خط قرمز مشهور خود ندارد.

این موضوع در نگاه اول مرا آزار داد اما روند تغییر شخصیت بتمن در انتهای فیلم باعث شد تا دیدگاه فیلمنامه نویس و کارگردان را بهتر درک کنم.

پس از مرگ سوپرمن، بار دیگر امید در دل بروس وین زنده می‌شود و زمانی که به ملاقات لکس لوتر در زندان [احتمالاً بلک گیت] می‌روند، خشم خود را کنترل و او را برند نمی‌کند.

می‌توان گفت بار دیگر بروس وین به روتین اصلی بتمن روی میاورد و درمیابد که هنوز این دنیا ارزش جنگیدن دارد.

بسیاری از المان‌های بازگشت شوالیه تاریکی در بتمن جدید سینما گنجانده شده؛ از همان ابتدا اوریجنی که شاهدش هستیم، بازسازی مو به مو از رمان گرافیکی فرانک میلر است و تعدادی از شات‌ها و دیالوگ‌ها عیناً از آن برداشته شده‌اند. برای مثال می‌توان به سکانس نجات یافتن مارتا کنت اشاره کرد که نمونه‌ی آن را پیش‌تر با همان دیالوگ‌ و پوزیشن‌ها در حین نجات دادن کودکی در بازگشت شوالیه تاریکی خوانده بودیم.

سکانس‌های مبارزه بتمن افلک [یا بقولی بت‌افلک!] بی‌نهایت چشم نواز و زیباست و شاید بهترین و وفادارترین بتمنی محسوب شود که تاکنون در یک لایو-اکشن به تصویر کشیده شده. [با احترام به کریستوفر نولان و تیم برتون]

علاوه بر بتمن، افلک بروس وینی به یادماندنی‌ ارائه می‌دهد که ما را به یاد بروس وین “Batman: The Animated Series” می‌اندازد که برخلاف آن جوان دائم الخمر دختربازی که همیشه می‌شناسیم، یک بیزینس‌من موفق و باشخصیت می‌باشد که اهمیت زیادی برای کار و کارمندان خود قائل است.

شخصیت مکملی که همواره در کنار بروس وین قرار دارد و او را همراهی می‌کند، خدمتکار وفادارش آلفرد است. همانقدر که لوئیس لین در دنیای سوپرمن اهمیت دارد، آلفرد نیز پس از بروس وین، مهم‌ترین شخصیت دنیای بتمن محسوب می‌شود و برخلاف گذشته که آلفرد تنها خدمتکاری شسته رفته بود، این بار کنترل بتوینگ را برعهده می‌گیرد و در تولید تیرهای کریپتونی به پسرخوانده‌اش یاری می‌رساند؛ علاوه بر آن درمورد تصمیمات بروس، بحث و مجادله می‌کند. همچنین او بخش طنز بتمن علیه سوپرمن را تشکیل می‌دهد و بارها درمورد اینکه چرا بروس سعی نمی‌کند تشکیل خانواده دهد، تیکه پرانی می‌کند! (بعضی از دیالوگ‌های آلفرد نیز عیناً از بازگشت شوالیه تاریکی برداشته شده‌اند.)

بطور خلاصه می‌توان گفت بت‌افلک و دنیای بتمن بزرگترین نقطه قوت فیلم محسوب می‌شوند و اگر بجای “بتمن علیه سوپرمن”، زک اسنایدر یک فیلم “بتمن” تولید می‌کرد، شاید تبدیل به اثری ماندگار می‌شد.


سوپرمن اخمو


comicon-1050x596

یکی مشکلات ابرقهرمانان روشن و تقریباً بی‌نقص مانند سوپرمن و کاپیتان امریکا این است که در رسانه‌های تصویری نمی‌توانند مخاطبان و طرفداران زیادی جذب کنند چراکه کسی که همواره راه درست را انتخاب می‌کند، نمی‌تواند مانند بتمن یا ولورین جذاب باشد. (که این موضوع معمولاً ناشی از عدم اطلاعات است.)

نکته‌ای که درمورد سوپرمن وجود دارد این است که به همان اندازه که قدرتمند و بزرگ است، مشکلات‌ش نیز قدرتمند و بزرگ هستند. مشکل کلارک، مانگل، برینیاک یا ابرشرورهای قدرتمند نیستند بلکه این دغدغه‌ی ذهنی است که نمی‌تواند در یک لحظه دو جا باشد و با انتخاب گروهی از مردم برای نجات دادن، عملاً به جان عده‌ای ارجعیت داده. مشکل سوپرمن این است که باید خود را همرنگ جماعت کند و سعی داشته باشد تا حتیالمقدور دیده نشود. شاید در طول روز مجسمه‌ی او را در مرکز شهر ببینید و همه وی را مانند یک خدا بپرستند، اما در طول شب کلارک کنت تنها یک پسر تنهای دهاتی در شهری غریب است.

برادران روسو و مارول با استفاده از روح کمیک‌ها توانستند در فیلم “کاپیتان امریکا: سرباز زمستان” شخصیت استیو راجرز را به یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های MCU بدل کنند و شخصاً انتظاری مشابه برای شخصیت سوپرمن در بتمن علیه سوپرمن داشتم اما حقیقت‌ش را بخواهید، به آنچه مد نظرم بود نرسیدم.

سوپرمنی که در مردی از فولاد دیدیم، دوست داشتنی و پرپتانسیل بود و می‌توانست همان حسی را به بیننده منتقل کند که کمیک‌های سوپرمن مانند “زمین اول” منتقل می‌کنند اما من از بتمن علیه سوپرمن نمی‌توانستم چنین حسی را دریافت کنم. سوپرمنی که در اینجا می‌بینیم مدام در فکر فرو رفته و اخم می‌کند؛ هنوز هویت خود را کشف نکرده و مدام دست به اشتباه می‌زند. در سکانسی که لکس لوتر کلارک را برای مبارزه با بتمن تحریک می‌کند، وی به لوئیس لین سر می‌زند و می‌گوید: « می‌رم پیشش [بتمن] و ازش می‌خوام تا باهام همکاری کنه وگرنه اون می‌میره.»

سوپرمن برای نجات مادر خود دست به قتل می‌زند؟ من می‌توانم مرگ زاد و نجات سیاره زمین را درک کنم اما نمی‌توانم چنین تصمیم احساسی و غیرمعقولی را از جانب سوپرمن هضم کنم.

لحظات زیادی در فیلم وجود دارند که باعث شدند در حین دیدن آن بگویم “نه، این سوپرمن نیست.” در عین حال لحظاتی نیز وجود دارند –مانند خارج کردن دومزدی از جو زمین و فدا کردن خود در انتها- که مجابم می‌کنند تا برعکس آن چه پیش‌تر گفتم را بگویم. اما شوربختانه در نهایت بتمن علیه سوپرمن موفق نمی‌شود تا سوپرمنی ارائه دهد که تازه واردین به آن علاقمند شوند و خوانندگان کمیک تصور کنند که شخصیت مورد علاقه‌شان به پرده‌ی سینما آمده.


یک سوپرمن عوضی


بعنوان کسی که با این شخصیت‌ها بزرگ شده مطمئناً فیلمی را دوست دارم که حتیالمقدور به منبع(سورس متریال) وفادار باشد اما در عین حال از فیلمی بیزارم که سعی داشته باشد با فن سرویس روی پای خود بایستد. یکی از بخش‌های بحث برانگیز بتمن علیه سوپرمن، سکانس رویای بروس وین است که مدام در تریلرها و تیزرها شاهدش بودیم.

بتمن البسه‌ای صحرایی به تن کرده و در یک منطقه‌ی نظامی وارد کامیونی می‌شود که از شرکت لکس کورپ، سنگ کریپتونایت آورده اما این ماجرا یک پاپوش از طرف سربازان سوپرمن است و در نهایت، به کمک پارادیمون‌ها [۲] بتمن زندانی می‌شود. (ضمن اینکه بتمن در این سکانس انواع اسلحه‌ها به دست می‌گیرد و حداقل بیست نفر را نفله می‌کند!)

سوپرمن سر می‌رسد و پس از به قتل رساندن دیگر سربازان رو به بتمن می‌کند و می‌گوید: «تو اونو از من گرفتی. اون همه‌ی دنیای من بود.» و با رد کردنِ دست‌ش از بدن بروس، او را با دردی عظیم می‌کشد.

در سکانس بعد متوجه می‌شویم که آنچه دیدیم، یک آینده‌ی احتمالی بوده و فلش به گذشته آمده تا با هشدار دادن به بروس وین ازین آینده‌ی شوم جلوگیری کند. او نام لوئیس لین را ذکر می‌کند و می‌گوید که بتمن موظف است تا لیگ عدالت را به دور خود جمع کند.

10fzuav

سه سال پیش، مجموعه کمیکی براساس بازی رایانه‌ای “بی‌عدالتی” منتشر شد که در آن جوکر لوئیس لین را به قتل می‌رساند و سوپرمن نیز از شدت عصبانیت جوکر را به درک واصل می‌کند و تبدیل به دیکتاتوری شیطانی می‌شود. از همان روز نخست ازین کمیک نفرت داشتم! چراکه هیچ کجای آن ربطی به دی‌سی کامیکس ندارد و صرفاً داستانی سر هم‌بندی شده است که بخاطر عجیب و غریب بودن‌ش طرفداران بی‌شماری پیدا کرده و تا به امروز ادامه دارد.

سوپرمن در دنیای DC عزیزان بسیاری را از دست داده، کارا زور-ال، کون-ال و حتی لوئیس لین اما هرگز تبدیل به چنین اهریمنی نشده چراکه خود و دنیا را می‌شناسد و با وجود تمام سختی‌ها و مشکلات، حاضر نیست روح‌ش را به کسی بفروشد.

کریس تریو و هنری کاویلِ اخمو و بی‌احساس نمی‌توانند سوپرمنی قابل قبول ارائه دهند که طرفداران را به وجد آورد و همین موضوع باعث ظهور انتقادهای زیاد حول محور مرگ سوپرمن شده؛ چراکه شما نمی‌توانید برای مرگ شخصیتی که به آن اهمیت نمی‌دهید، احساسی شوید. (جلوتر بیشتر به آن می‌پردازیم)


مارک زاکربرگ اهریمنی


بیش از دو سال پیش، بازیگر شناخته شده‌ی فیلم “شبکه اجتماعی” بعنوان ویلن اصلی بتمن علیه سوپرمن انتخاب شد و از همان ابتدا نظرات مثبت و منفی زیادی را به خود جذب کرد. الکساندر لوتری که جسی آیزنبرگ ارائه می‌دهد هیچ ارتباطی به لوتری که در کمیک‌ها می‌شناسیم ندارد. لکس لوتر یک بیزینس‌من باهوش و سیاس است که با وجود شخصیت جدی‌اش، چرب زبان و شوخ‌طبع است (در حدی که با این چرب زبانی برای مدتی به مقام ریاست جمهوری آمریکا می‌رسد!)؛ لوتر از سوپرمن نفرت دارد چراکه معتقد است چنین خدایی به مرور زمان پتانسیل بشریت را ضایع می‌کند.

اما لکس لوتری که در فیلم مشاهده می‌کنیم، جوانی روان‌پریش است که از سرمایه‌ی پدر خود به چنین جایگاهی رسیده. او حتی در حین سخنرانی هم نمی‌تواند جنون خود را پنهان کند و به نحوی نمود مهندسین میلیاردری‌ست که همینک از طریق علم کامپیوتر مقام‌های بالایی کسب کرده‌اند و اکثراً از نظر اجتماعی عجیب و غریب هستند.

لکس مغز اهریمنی پشت پرده است که دو قهرمان بزرگ جهان را به جان یکدیگر می‌اندازد تا به جان سوپرمن خاتمه دهد. دلیل سماجت لوتر برای رسیدن به این هدف، تنها به یک دیالوگ ختم می‌شود!

چرا دلایل و منطق پشت اعمال لکس لوتر هرگز بسط داده نمی‌شود؟ چراکه نویسندگان تنبل وقت کافی برای این موضوع نداشته‌اند و با تبدیل شخصیت لوتر به یک دیوانه‌ی تمام عیار کار را برای خود ساده کردند.


بتمن علیه سوپرمن


در بازگشت شوالیه تاریکی بتمن تبدیل به پارتیزانی خارج از اهداف و مقاصد دولت امریکا می‌شود و رئیس جمهور کال-ال را می‌فرستد تا جلوی این مانع بزرگ که به مرور تبدیل به جنبشی مهارنشدنی شده را بگیرد.

نبرد ابرقهرمانان با یکدیگر همواره یکی از جالب‌ترین بخش‌های دنیای کمیک محسوب می‌شود. و عنصری که آن‌ را جذاب می‌کند تفاوت عقیده‌ها و نبرد ایدئولوژی‌هاست؛ شاید به نظر برسد که این ایدئولوژی‌ها نزدیک به هم هستند اما زمانی که از بحرانی عظیم عبور می‌کنند، تفاوت‌های‌شان به نمایش درمی‌آید؛ همانطور که در ماجرای(ایونت) “جنگ داخلی” تونی استارک و استیو راجرز بر سر تسلیم شدن یا نشدن به دولت، جنگی خونین راه می‌اندازند.

اما در بتمن علیه سوپرمن: ناامیدکننده‌ترین قسمت فیلم برای شخص من، یک سوم اولیه آن و توضیح دلیل مبارزه‌ی بتمن و سوپرمن است. اینجا خبری از عقیده و جهان‌بینی نیست و تنها چیزی که ما و فیلمسازان می‌دانیم این است که بتمن و سوپرمن به هر قیمتی که شده باید با هم مبارزه کنند و پرده اول فیلم تمام سعی خود را بکار می‌گیرد –چه منطقی و چه غیرمنطقی- تا این دو تایتان‌ را به جان یکدیگر بیندازد.

باز برمی‌گردیم به شخصیت بی در و پیکر سوپرمن و سوالی که در اینجا پیش می‌آید این است: قدرت‌های سوپرمن چطور کار می‌کنند؟! لکس، لوئیس لین را از برجی به پایین پرت می‌کند و کلارک بدون اطلاع قبلی از حضور وی باخبر می‌شود و در عرض چند صدم ثانیه وی را نجات می‌دهد. وسط مبارزه با دومزدی سوپرمن می‌تواند صدای لوئیس را از زیر آب بشنود و به سرعت او را نجات دهد. خوب تا اینجای می‌توان گفت سوپرمن به حدی قدرتمند است که هر صدایی –حتی ضربان قلب- را هرچقدر هم دور باشد می‌تواند در سطح زمین بشنود.

Batman-v-Superman-Fight-Scene-Preview
پس چرا قدرت‌های بی‌انتهای‌ش زمانی که مارتا کنت را می‌دزدند، کار نمی‌کنند؟ چرا زمانی که مادرش را گروگان گرفته‌اند نمی‌تواند به کمک‌ش بشتابد؟

سوالاتی که هرگز پاسخ داده نمی‌شوند.

برای اینکه بی‌انصافی نشود باید بگویم که هرچقدر دلیل مبارزه‌ی بتمن و سوپرمن احمقانه است، خود مبارزه شگفت انگیز تصویر شده. با اینکه عملاً نیمی از این مبارزه را در تریلرها و تیزرها دیده بودیم اما لحظه به لحظه‌ی آن نفس‌گیر و میخکوب کننده است. مبارزه‌ی شوالیه تاریکی و مردی از فولاد به حدی بیادماندنی و چشم نواز طراحی شده که تا مدت‌ها آن را فراموش نخواهید کرد و حتی اگر از طرفداران فیلم هم نباشید، نمی‌توانید زیبایی آن را زیر سوال ببرید.

بتمن با استفاده از تیرهای کریپتونی سوپرمن را به زانو درمیاورد و درحالی که یکی از لاین‌های بازگشت شوالیه‌ی تاریکی را می‌گوید (بله، دوباره!) او را به کنار ستونی می‌اندازد و قصد دارد تا با نیزه‌ای از جنس کریپتون، مغز وی را متلاشی کند. کلارک پیش از مرگ، با تقلا نام مادرش را به زبان میاورد… مارتا.
همانطور که در ابتدای فیلم هم توماس وین ذکر می‌کند، نام مادر بروس و کلارک مارتاست و با سر رسیدنِ لوئیس لین، بتمن متوجه می‌شود که سوپرمن شاید یک بیگانه از سیاره‌ای دور افتاده باشد اما همچنان یک انسان است که به‌دست انسان‌ها بزرگ شده.
سکانس صلح بتمن و سوپرمن شاید بنظر غیرمنطقی برسد اما با کمی تأمل می‌توان به نتایج قانع کننده و تکان دهنده‌ای رسید که با همراهی موسیقی زیبای هانس زیمر، لحظه‌ای تأثیرگذار خلق می‌کنند.


شاهدخت تمیسکیرا


اینکه شخصیت بیوه‌ی سیاه را در “آیرون من ۲” معرفی کنند و در آینده از او در فیلم‌ “انتقامجویان” بهره بجویند قابل قبول است اما اینکه واندرومن زیر سایه‌ی بتمن و سوپرمن قرار گیرد کمی مرا آزرده خاطر می‌کند، چراکه او تنها جواب واقعی از سوی جامعه‌ی زنان به دنیای پر از عضله و شنل مردان در کمیک‌هاست.

واندرومن نقش نسبتاً پررنگی را در فیلم ایفا می‌کند اما هرگز وارد جزئیات زندگی و شخصیت‌ش نمی‌شویم. با این حال در حین مبارزه با دومزدی لحظاتی وجود دارند که شما را انگشت به دهن نگه می‌دارند. با وجود تیم قدرتمند پشت جلوه‌های ویژه باید به تمِ موسیقی آن نیز اشاره کرد که بنظرم بهترین ترک بتمن علیه سوپرمن محسوب می‌شود.

هرچند وجود شاهدخت تمیسکیرا در فیلم اضافی است اما بتمن علیه سوپرمن به اندازه‌ی کافی از سومین ابرقهرمان دنیای سینمایی DC پرده برداری می‌کند که شما برای فیلم “واندرومن” هیجان زده شوید.


مرگ و بازگشت سوپرمن


مرگ سوپرمن یکی از مشهورترین و پرفروش‌ترین آرک‌های داستانی است که تا به امروز منتشر شده و در زمان انتشار صفحه‌ی اصلی بسیاری از روزنامه‌ها را به خود اختصاص داد. ماجرا ازین قرار است که هیولایی کریپتونی بنام دومزدی به زمین می‌آید و حتی بزرگترین قهرمانان لیگ عدالت نمی‌توانند در برابرش ایستادگی کنند. در نهایت مردی از فولاد مجبور می‌شود تا پس از وداع با معشوقه خود لوئیس لین، به نبردی پایان ناپذیر با این هیولای غیرقابل مهار برود و با مرگ هردو، بزرگترین جنگ سوپرمن پایان می‌یابد.
البته DC قهرمان شماره یک خود را برای مدت زیادی مُرده نگه نمی‌دارد و بعداً مشخص می‌شود که کلارک به کمای کریپتونی رفته بود و بازمی‌گردد تا از متروپلیس حفاظت کند. (با موهای پریشان و بلند و یک کاستوم سیاه و خفن!)

زک اسنایدر در بتمن علیه سوپرمن خیلی هوشمندانه سعی دارد تا این آرک قدرتمند را بازسازی کند. سوپرمن، شخصیتی که پیش‌تر یک فیلم انحصاری داشته را در انتهای فیلم می‌کشد تا هم دل طرفداران کمیک‌ها را بدست آورد و هم کاری تأثیرگذار و احساسی به مخاطب تحویل داده باشد.

شخصاً پرده‌ی سوم و ماجرای مرگ سوپرمن را یکی از بهترین بخش‌های فیلم از نظر بصری می‌دانم و لحظاتی در آن وجود دارند که مو به تن آدم سیخ می‌کنند اما آیا برای بار دوم نیز تأثیرگذارند؟ چرا باید مرگ شخصیتی که نمی‌توانم کوچکترین ارتباطی با آن برقرار کنم و عملکرد و واکنش‌های‌ش به وقایع اطراف تنها برای پیشبرد داستان ساخته و پرداخته شده‌اند، اهمیتی داشته باشد؟

البته بتمن علیه سوپرمن برای مدت زمان زیادی مردی از فولاد را مرده نگه نمی‌دارد و پس از نهایتاً پنج دقیقه، شاهد تیزری از بازگشت‌ش هستیم!


طلوع عدالت


Batman-V-Superman-fan-art-by-Niyoarts

یکی از مشکلات بزرگی که با فیلم “Amazing Spider-Man 2” داشتم را با بتمن علیه سوپرمن نیز دارم. دومین فیلم اسپایدر-منِ مارک وب تمام سعی و کوشش خود را بر روی این موضوع گذاشته بود تا خود را برای فیلم‌های آینده و دنیای سینمایی سونی (که خوشبختانه از صدقه سری دیزنی رخ نداد!) آماده کند که فراموش کرده بود تا فیلمی خوش ساخت و مفرح خلق کند.

بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت نیز سعی دارد تا به سرعت یک دنیای سینمایی جمع و جور برای DC دست و پا کند تا برادران وارنر نیز همانند مارول و دیزنی، سالانه پول پارو کند. اما این موضوع تا حدی دست و پای نویسنده و کارگردان را می‌بندد که به اثری غیرمنسجم و شلخته منجر می‌شود؛ تا حدی که شما هیچ هیجان و جذابیتی در کمئوهای فلش، آکوامن و سایبرگ نمیابید. (بخشی که بیشتر از همه منتظرش بودم.)


شکست یا پیروزی؟


بتمن علیه سوپرمن از طرف منتقدین پایین‌ترین نمرات ممکن را دریافت کرد و بعنوان یکی از بدترین فیلم‌های کمیک بوکی شناخته می‌شود که بعضاً آن را در کنار آثاری همچون ترانسفورمرزهای مایکل بی و یا چهار شگفت انگیزِ جاش ترنک قرار می‌دهند. اما آیا اگر این فیلم درمورد کاپیتان اتم یا اسپکتر بود باز هم شاهد رفتار مشابه‌ای بودیم؟ اگر این همه تبلیغات و سر و صدا اطراف آن را پر نکرده بود باز هم از راتن تومیتو ۲۹% می‌گرفت؟

مسلماً جواب منفی‌ست. بتمن علیه سوپرمن به هیچ وجه فیلم افتضاحی نیست که منتقدین ازآن دم می‌زنند اما از سوی دیگر به هیچ عنوان فیلم خوبی نیست که همه‌ی ما منتظر بودیم. هیچ فیلمی بی‌نقص نیست اما با وجود تمام مشکلات، باز هم بتمن علیه سوپرمن یک فیلم ابرقهرمانی مفرح و دیدنی است که هم می‌تواند در دل طرفداران کمیک‌ها جا باز کند، هم در دل کسانی که فقط به چنین فیلم‌هایی علاقه نشان می‌دهند.

بالاتر چند بار سنگ دنیای سینمایی مارول را به سینه زدم و باید بگویم هرچقدر که من ازاین فیلم‌ها و سریال‌ها لذت می‌برم واقعاً حسرت می‌خورم که چرا دی‌سی کامیکس با این همه پتانسیل نباید آثار لایواکشن مشابه در سینما و تلویزیون داشته باشد. چرا باید سازندگان تنها برای اینکه بتوانند با مارول رقابت کنند شخصیت‌های محبوب خود را همانند سوپرمن تغییر دهند. سوپرمن اخمو و تاریک نیست همانطور که بتمن خندان و امیدبخش نیست.

پس از سه گانه‌ی شوالیه تاریکی و موفقیت چشمگیرش این تصور غلط برای همگان ایجاد شد که سراسر DC تاریک و غم‌گین است (بعضی‌ها اسم‌ش را می‌گذارند بزرگسالانه!) اما واقعیت امر این نیست. دی‌سی نیز همانند مارول به همان اندازه که بخش‌های تاریک دارد، بخش‌های روشن دارد. دنیای گرین لنترن‌ بستر ماجراهای عظیم علمی-تخیلی است، دنیای واندرومن پر است از نبردهای حماسی و المان‌های فانتزی، دنیای سوامپ ثینگ ترسناک و افسرده است. لب مطلب اینکه هرگوشه‌ای را که دست بگذارید چیز جدیدی نسیب‌تان می‌شود و این بزرگترین اشتباه برادران وارنر است که می‌خواهد همه چیز را مشابه به دنیای بتمن کند.


پانویس ها:

۱ – ترامای بتمن هرگز در فیلم توضیح داده نمی‌شود اما با دیدن کاستوم درب و داغان رابین که توسط جوکر رنگ شده، می‌توان گفت که اتفاقی مشابه با مرگ جیسون تاد در آرک داستانی “مرگی در خاندان” رخ داده. همچنین یکی از دلایل بازنشست شدن بروس وین در “بازگشت شوالیه تاریکی” نیز مرگ جیسون تاد است.

۲ – برده‌های دارکساید [دیکتاتور و یکی از قدرتمندترین موجودات هستی] که در سیاره آپوکالیپس زندگی می‌کنند و معمولاً در حین حمله دارکساید به زمین، به خدمت گرفته می‌شوند.

 


 

منتقد : کامیاب قربان پور

امتیاز: ۵٫۵ از ۱۰

 


    • سپهر
      در پاسخ به سپهر

      شاید تو اون محیطی که هر لحظه به دومزدی ضربه ای وارد میشد و اون انرژی رو دوباره بازپس میداد(یعنی کسی نمیتونست به راحتی وارد صحنه نبرد بشه) سوپرمن مجبور شدش با فدا کردن جون خودش به اکثریت جامعه و منقتدا(همونایی که تو برنامه تلویزیونی بودن و مثل سناتورا) بفهمونه که فردی خوش قلب و خوش نیتی هست
      از طرفی دیگه سوپرمن هنوز درگیر کشتن زاد بود و نمیتونست به راحتی کنار بیاد اینو از اونجایی میشه گفت که وقتی اول فیلم لویس رو از دست تروریستای افریقایی نجات میده به لویس میگه من اهمیت نمیدم اونا چی میگن هر چند که براش پاپوش هم دوخته بودن

    • FEIZ
      در پاسخ به FEIZ

      خوب، میرسیم به مهم ترین بحث و جدل و البته تبادل نظر یک ماه گذشته.

      اول از همه من تا فیلم رو نبینم نظر کارشناسی نمیدم (البته صد در صد نسخه کامل و با کیفیت عالی رو میبینم نه…) و این نقد رو هم به دلیل اسپویل داستانی نخواندم.
      ولی
      ولی، آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است.

      با تمام این حرف و حدیث ها ، فیلم یه فیلم کاملا معمولی از آب درامد، البته معمولی روبه بالا،اونم با توجه به نظر تماشا کننده ها، به عنوان مثال نمره ۶۸ تماشاچیان در سایت rotten tomatoes و… .
      اما
      نقاط ضعف (با توجه به نقد ها و نظرات همه، چه موافق و چه مخالف، چه دیسی فن و چه مارول فن، اونم از هر مدلشون) :البته در چند کلمه: مشکلات ریز و جزءی ایی که به دلیل زیاد بودن، حالا به هردلیلی (کارگردان، فیلم نامه نویس، کوتاه کردن فیلم و نحوه ادیت و…) باعث و بانی این وضعیت شدن.
      و اما
      خط قرمز من در این فیلم که رد شدن ازش بیشترین دلخوری رو از همه عوامل به وجود میاره، نگفتن جمله مهم و تاثیرگذار و اساسی و پاشنه آشیل کمیک منبع داستان ، همون جملاتی که بتمن بعد از شکست سوپرمن، به سوپرمن میگه، واقعا نبود این مورد مهم ترین ضعف فیلم از نظره منه البته در کنار vs نبودن ماجرا اونم با اون همه هیجانات و تبلیغات vs ایی بودن.
      ———————————
      *اما چند تا نکته یا نظر شخصی یا… که بنظرم میتوانست به حل مشکلات فیلم کمک کنه، چه به این فیلم و چه به فیلم های بعدی DCCU*
      ۱-دو پارتی کردن این فیلم، مثلا پارت ۱ BVS : God vs Man و پارت دیگه با اسم BVS : down off the justice هر پارت هم دو ساعت و خورده ای.
      یا
      ۲-ساخت فیلم اختصاصی بتمن.
      اخه سه سال کم وقتی بود که یا فیلم بی عیب بشه یا دو فیلم بیرون بیاد تا این چنین نشه.
      ۳-استفاده کردن از دو کارگردان، در کنار زک از یک کارگردان ماهر در زمینه های روایت داستان و شخصیت پردازی هم استفاده می کردند.(نمونه بهتر و تو اشکارش همین برادران روسو که دو نفرن،خلاصه دوتا مغز بهتر از یه مغزها دیگه.(چرا گفتم بهتر چون برادرن و بیشتر از دو آدم قریب به هم شبیه اند، البته زیاد شبیه بودنم برای این موضوع بده.))، اینو هم نادیده می‌گیرند و باز با زک اسنایدری که یه نفره مقایسه میکنند .
      ۴-حرف و حدیث هایی که در مورد لکس لوتر میگن، میگن که شبیه جوکر شده و از ذات کمیک دور شده و… که همه این ها بخاطر ندانسته، چیو ، اینو که این لکس، لکس دوران طلایی کمیک نه دوران نقره ای.
      ۵-دارک بودن فیلم، نه زنگی زنگی نه رومی رومی، این فیلم فرا دارک که من نمیدونم ولی ندیده شیفتشم و واقعا ناراحتم که با این اتفاقات از اونور پشت بوم بیفتن و DCCU رو از این دارکی ناب در بیارن، منظورم اینه که یجوری فیلم ها رو بسازن که نه سیخ بسوزه نه کباب، یعنی کاملا وفادار به کمیک باشه که شخصیت تیره بتمن تیره باشه و شخصیت های نه چندان تیره نچندان تیره بشند و… .
      ۶-الکی قسمت هایی رو از فیلم حذف نکنند، مثلا قسمت حذف شده ایی از فیلم که سوپرمن وقتی در آسمان شب قرار داره و داره صدا های آه و ناله مردمان از سرتاسر جهان رو میشنوه رو حذف کردن که خودش بخاطر آشکار کردن صحنه های قبل و بعد خیلی حیاتی هست، این اتفاق باعث اتفاق بعد میشه بعد بیننده به خاطر ندیدن حذف شده قبل گیج میشه و همین اتفاق در نظر منتقد نمره ای منفی به حساب میاد.
      ۷-ادیت و باز هم ادیت، یکی از مهم ترین اجزاء هست که همه چیز خیلی میتونه بهش وابستگی پیدا کنه، چون واقعا خیلی از فیلم ها بخاطر ادیت خوب و یا بد میشن، ادیت و ادیتور مثل آهنگ ساز و تنظیم کننده آهنگ میمونه.
      حالا این مورد زمانی خیلی مهم تر میشه که فیلم باید برای فروش بیشتر زمانش کم بشه.
      .
      .
      .

    • marc
      در پاسخ به marc

      بسیار مطلب زیبا و قانع کننده اى بود.دست آقاى سوری درد نکنه.با تمامی مطلب موافقم.
      این فیلم اصلا در حد و اندازه کاراکتر های ترینیتی نبود ولی فیلمی هم نبود که حوصله رو سر ببره.حالا بعضی دوستان کم لطفی میکنن دلیل نمیشه.منتقدا هم همونطور که اشاره شد زیادی بزرگش کردن که شاید دست خودشونم نبوده.چون زک اسنایدر کار ضعیف کم نداشته و به نظرم همین باعث شده روش حساس بشن.

    • mehrad hidden
      در پاسخ به mehrad hidden

      فیلم خوبی بود . به نظرم طرفداران دی سی رو راضی کرد اما مثل همیشه فیلم های زک دو دستگی ۵۰-۵۰ رو بین هواداران و منتقدان ایجاد کرد که این خوب نیست و خیلی موثر بود. البته در کل من فیلم رو دوست داشتم و فک میکردم نقاط ضعف مرد پولادین رو بر طرف کنه که تقریبا کرده بود اما یه سری نقاط ضعف دیگه اضافه کرده بود!

      • Mr.Osborn
        در پاسخ به mehrad hidden

        دقیقا!! دقت کردی همیشه فیلمای زک اینجورین؟ واچمن، ۳۰۰ و بی وی اس!! فک نکنم تا ۲۰۱۷ کارگردان jl باقی بمونه… ولی درکل با فیلم حال کردم… ولی واقعا نقطه ضعف زیاد داشت … ۷۰درصد این نقاط ضعف رو اگر کمیک خون باشی میفهمی… مثلا دیگه میدونی چرا لکس مشکل داره با سوپرمن و این که بهش حسودی میشه که مسه یه خدا میدوننش مردم …اما حالا فرض کن یه منتقد فیلم این موضوع رو کلید بکنه…هیچی ۲ امتیاز کم میکنه(از ۱۰)
        در کل به نظرم bvs موفق بود…۸۶۰ میلیون فروشو امتیاز ۷.۲ از مردم به عنوان فیلم دوم این یونیورس سینمایی با اون همه پتانسیلی که برای خرابکاری داشت… اما باز وارنربروز ودی سی این نمرات منتقدین رو تحمل نکردن و دست به کار شدن…منتظر suicide squad میمونم… این وضعیت bvs رو پیش بینی میکردم که به دلیل وجود دومزدی و سوپرمن منتقدا باهاش حال نکنن و مردم باهاش حال کنن (نسبتا)… اما واقعا پیش بینی suicide squad کار سختیه.. به نظرم اگر suicide squad خرابکاری کنه … (نه فقط از نظر منتقدین بلکه از نظر فروش و نمرات مردم)…بهتره که دی سی فعلا بیخیال dceu بشه و دو سه سال دیگه دوباره از اول شروع کنه هرچند کار سختیه…

        • kia
          در پاسخ به Mr.Osborn

          مردم دوباره از این سوراخ گزیده نمی شن برای لیگ عدالت
          بعدشم نظر منتقدان مهمه که کل فیلم نکته به نکته فیلم و بررسی می کنن یا نظر مردمی که می ره پول می ده تا وقت خالیشو پرکنه؟
          اگه زیاد کمیک خون بودی می فهمیدی این فیلم فاجهه است من جای منتقدا بودم به این فیلم ۲ نمی دادم

    • lln
      در پاسخ به lln

      خیلی خوبه که دوباره برگشتین

    • B_MAN
      در پاسخ به B_MAN

      خوب فیلم دقیقا همونطور که انتظار داشتم شد نمره ای که منتقدا بهش دادن ونمره ای که تو imdb اورده بیان گوی این قضیه است
      imdb=7.2
      منتقدا = ۴۴ از ۱۰۰
      پ.ن ایردات فیلم نامه ای هم که بخش جدا نشدنی از فیلم های زک اسنایدر هست

    • kayvan
      در پاسخ به kayvan

      با سلام ممنون از شروع دوبارتون.من هم هنوز فیلمو ندیدم و منتظرم تا نسخه بلوری اون که قراره کامل هم باشه بیاد.ولی هنوز ندیده میگم که مشکل فیلم تماما برمیگرده به اسنایدر و بزرگترین اشتباه کمپانی وارنر اینه که اسنایدر رو پدر خوانده دنیای دی سی کرده.اسنایدری که قبلا با فیلمهاش نشون داده در تنها چیزی که تبحر داره اکشنه و اصلا در حد و اندازه های فیلمی با این عظمت نیست.خب ما اینجا با فیلمی سرو کار داریم که باید بیشتر از اکشن باشه.فیلمی که نه تنها طرفدارای دی سی بلکه اکثرسینما دوستا و حتی طرفدارای دو آتیشه مارول مشتاقانه منتظر دیدنش بودن.اهمیت این فیلم خیلی بیشتر از فیلم لیگ عدالت بود چرا که بیشتر تمرکزش روی بتمن و سوپرمن بودو کمپانی این فرصت طلایی رو که از فیلم یک شاهکار بسازه از دست داد و اون رو قربانی فروش بالای فیلم کرده در حالی که بتمن علیه سوپرمن پتانسیل این رو داشت که پرچم دار دی سی بشه ولی از دستای اسنایدر فیلمی از این بهتر در نمی اومد.من طرفدار دی سی هستم ولی واقعا مارول موفقتر عمل کرده.از روی دست مارول نوشتن این ضررارم داره.فیلمهای عجله ای ناتوانی در گسترش یونیورس سینمایی . فیلم لیگ عدالت رو در حالی میسازن که اکثر شخصیتهاش اولین حضورشونه و مخاطب هیچ ارتباطی با هاشون برقرار نمیکنه.واقعا حیفه که دنیای دی سی با این همه تنوع کاراکترهاش نسبت به مارول نمیتونه ازش استفاده کنه.خلاصه اینکه دی سی اگه میخاد موفق بشه باید یه تجدید نظری تو مدیریتش بده.یه چیز دیگه هیچوقت نگیم فلان فیلم نظر مردم رو بدست آورده فیلم خوبیه ببینیم اول نظر خودمون چیه چون خودمونم مردمیم.من هنوز فیلمو ندیدم ولی قسمتهای کمی از کیفیت پایینش رو دیدم و میدونم اون فیلمی نیست که انتظارش رو داشتم

      • marc
        در پاسخ به kayvan

        ببین آقا کیوان مارول برای یونیورس سینماییش راه و روش و فرمول بسیار خوب و عالی رو استفاده کرده و شکی هم نیست.اما اگر که مارول این راه رو رفته دلیل نمیشه که این تنها راه ممکن باشه.ببین مارول دقیقا مثل چند تا خیابون عمل میکنه که هر چند وقت یکبار همه اونها در یک نقطه به هم میرسند.(اونجرز)
        اما دیسی الان برعکسه.یعنی مثل اتوبانیه(jl) که در ادامه به چند خیابون کوچکتر(flash-gl-batman-…)تقسیم میشه.حالا ممکنه این روش دیسی شکست بخوره.ولی اگه از ترس شکست خوردن به راهمون ادامه ندیم،هیچوقت پیشرفت نمیکنیم.

        • kia
          در پاسخ به marc

          اشتباه می کنی
          دی سی می خواد کنار بکشه ولی نمی تونه
          کارگردان استخدام کرده,بازیگر و… اگر کل برنامه ای که ریخته روتا سال ۲۰۰۰ کنسل کنه نزدیک ۱ میلیارد ضضر می کنه
          در ضمن شما فکر کن بخای یه ساختمون بسازی،اگه طبقات اولو کج بسازی کل ساختمون کج می شه
          الان نظر نصف مردم نسبت به اینده دی سی و لیگ عدالت منفیه یعنی اپارتمان سینمایی دی سی الان کج شده و کج می مونه.دی سی بهترین ها رو هم در ادامه بسازه بازم بعضی ار طرفداراشو از دست داده و هرکاری هم کنه درست نمی شه

          • marc
            در پاسخ به kia

            شکست خوردن هیچ عیبی نداره مهم اینه که بتونیم درس بگیریم و بلند شیم.یادته دردویل چه شکست بدی خورد؟اما الان یکی از بهترین سریال های تلویزیونی در حال حاضر رو داره.یادته هالک شگفت انگیز شکست خورد؟اما همون مارولی که هالک رو ساخت الان بزرگترین و پرفروشترین فرنچایز سینمایی رو داره.چون از اشتباهاتش درس گرفت و دوباره تلاش کرد و در مواقع مورد نیاز هم ریسک رو به جون خرید(ant man-gog).دیسی هم همین کار رو میکنه.کما اینکه تغییراتش رو در کمیک و سینما داریم میبینیم.

    • Mr.Osborn
      در پاسخ به Mr.Osborn

      این فیلم یکیو که بی طرفه و یا dc fan هستش رو ۱۰۰ درصد راضی میکنه…فوق العاده بوده…اما من خودم به عنوان کسی که بی طرف هستش و شاید از نظر بعضی دوستان به دی سی بیشتر علاقه داره به فیلم امتیاز ۸ میدم به سیویل وارهم ۸.۵ اما واقعا حرف اصلی. من اینه که تازه اوله راهه و خوب هممون خوب میدونستیم که پتانسیل این که این فیلم گند بزنه بالا بوده …اما به نظر من این فیلم گند هم نزد یه سری نقطه ضعف داشت که کاملا طبیعیه! مارول هم که الان سیویل واری ساخته که همه ازش خوشش اومد اولش خرابکاری کرد با یارون من ۲ و کاپتان و هالک و…حالا این گندکاری ها که نمیدونم اسپادی رو داد به سونیو از اونور فنتستیک فورو داد به فاکس(فک کنم؟!) … خوب دی سی هم اول راهه… حالا خبر رسیده کارگردان فلش و واندروومن استعفا دادن…کارگردان اکوامن هم گقته احتمالا استعفا بده… که همشم به خاطر وارنر بروزه داره یه سری اصلاحات انجام میده و نقش بیشتری رو تو ساخته فیلمها ایفا میکنه…بودجه هارو هم کنترل میمنه…امیدوارم هر چه زودتر دی سی فیلماشو درست کنه .. که همه خوششون بیاد…هرچند بلا نسبت یه سری مارول فن نماهای متعصب هستن با کامنتا و نظراتو پستاشون اعصاب مارو خرد میکنن همشون ایرانین ماشالله!
      مسه وقتی که دربی میشه…فقط تو کشوره ماهه که وقتی بزرگترین شهراورد تموم میشه طرفدارای تیم برنده میرن پز میدن!! جالبه همونا ببازانن بازم میگن ۶ تاییا یا ۴تاییا!! 😂😂

      خلاصه خواستم قبل از اینکه بحثی به وجود بیاد پیشگیری کنم…مقایسه نکنید .. مارول متفاوته …دی سی متفاوته… در هرصورت یه کم بی انصافیه ۵.۵ از ۱۰ من میگم حداقل ۷-۷٫۵ باست میدادین .. نقاط ضعفیم که گفتید تقریبا قبول دارم..به جز اونکه گفتید سوپرمنش مزخرفه …ولی اخه ۵.۵؟ نمیدونم شاید حق با شماست…

      • marc
        در پاسخ به Mr.Osborn

        اتفاقا همین الان توی پست ((بازگشت کوین کانروی و مارک همیل)) به ali آقا گفتم که مشکل اصلی زک اینه که همه ی ایده های خوبشو اول فیلم پیاده میکنه بقیه ی فیلم دستش خالی میمونه.همینم برای bvs اتفاق افتاد.ببین اول فیلم چقدر زیبا و خوب کار شده بود.ولی از وسطای فیلم انگار داستان زور زورکی جلو میرفت.اگه زک بتونه ایده هاش رو نسبت به زمان بندی فیلم،درست مدیریت کنه بخش عظیمی از مشکلات فیلماش حل میشه.

        • Mr.Osborn
          در پاسخ به marc

          درسته موافقم اما تو متاکریتیک اکثر منتقدا به خاطر (داستان ضعیف و درهم) ازش نمره کم کردن که واقعا چرت گفتن به نظرم 😂 … واقعا داستان bvs خوب بود…شاید یه کم اخرش مسخره به هم رسیدن بتمن و سوپرمن اما باز به نظرم اونم خییلییی ناجور نبود در کل گفتم گندای زک و قبول دارم…اما یه کم نه بلکه خیلی بی انصافی شد در حق این فیلم…هرچند یه جورایی هم خوب شد الان دی سی و وارنر حواسشونو جمع کردن…

      • marc
        در پاسخ به Mr.Osborn

        آقای mr.osborn کارگردان واندرومن رو مطمئنید؟
        اون که داشت خوب جلو میرفت اون دیگه چرا؟

        • Mr.Osborn
          در پاسخ به marc

          اشتباه کردم ظاهرا شرمنده… ظاهرا کارگردان اکوامن هم برگشته روکار…
          خبر تازه
          “ben affleck hasbeen given more creative part forbatman solo movue ”
          این تایید شده… وارنربورز (اونجوری که بوش میاد به سفارش دی سی) دست به کار شده و یه سری کارا داره میکنه جورج میلر هم برای کارگردانی green lantern corpse وارد مذاکره شدع..

      • حجت مزارعی
        در پاسخ به Mr.Osborn

        فقط کارگردان فلش استفعا داد اونم بخاطر یه سری مسائل با وارنر بود…کارگردان واندرومن که دیگه داره کارو تموم میکنه اونوقت شما میگید استقعا؟ خبر استفعای کارگردان اکوامنم یه شایعه بی اساس از یه ضد دیسی بوده که خود جیمز وان با ردش کرد

        • Mr.Osborn
          در پاسخ به حجت مزارعی

          خود جیمز وان گفته بود ممکن
          نه استعفا بده..درمورد واندروومن بله ظاهرا شایعه بوده… ولی خوبربطی به کامل بودن فیلم نداره..نمونش انت من…

        • Kilowog
          در پاسخ به حجت مزارعی

          حجت جان ب نظرت اگر فیلم jl هم یک فیلم ناقص بشه!
          چی به سر دنیا سینمایی DC میاد؟؟
          ضمنا فکر میکنی کی جایگزین بهتری بجای اسنایدره.

      • بی نهایت
        در پاسخ به Mr.Osborn

        آره عزیزم مارول اوّلاش زیاد وارد نبود و زیاد جالب نمیساخت … ولی آیا اون دومین فیلم سینماییش اونجرز بود؟ ( تازه BvS یه جورایی اولین فیلم دنیای سینمایی دی سی هست چون از الان کلی فیلم قراره بیاد و این استارت دنیای دی سی ـیه … خوب مارول از اول اونجرز ساخت؟)
        مارولم مطمئنا اگه اونجرز رو اول درست میکرد اینقدر طرفدار پیدا نمیکرد؛ بجاش شخصیت های اولیه فیلم رو معرفی کرد و بعد اونجرز رو ساخت.
        اگه وارنر هم عقل داشت اولین فیلمشو این نمیذاشت. فیلمی که ۳ تا از محبوب ترین شخصیت های دی سی رو همراه لکس لوتر رو داره و اگه گند بشه فیلم اصلا نمیشه جمعش کرد. هرچند چاره ای نداشت برای استارت دنیای سینماییش مجبور بود یه فیلم خفن و باحال بده بیرون تا طرفدارارو جذب کنه امّا …
        به هر حال الان باید امیدمون به بقیه کارگردانا باشه. ولی من که تحمّل ندارم اسنایدر بخواد کارگردانی فیلم جاستیس لیگ رو بر عهده بگیره و دوباره گـــــــــــــــــند بزنه به شخصیت های دی سی.

        • Mr.Osborn
          در پاسخ به بی نهایت

          👍👍 همون جور که گفتم با زک اوکیم ولی موافقم که اگر دست زک بمونه خراب میشه یکی از دوستان گفت اگر این یونیورس سینمایی دی سی خراب بشه چی میشه…اولا دی سیه که داریم دربارش حرف میزنیم!! خیلی باتجربه و البته به اضافه تجربه وارنر بروز..خراب نمیکنن احتمال زیاد… اگر هم بکنن مشکلی نیست ۵-۶ سال صب میکنن دوباره یونیورسو از تول میسازن اون زمان هم احتمالا مارول هم دوباره یونیورس بچینه…مثه فیلمای نولان که تا ۲۰۱۲ بودن (البته خیلی خوب بوودن) بعد ۴ سال قب کردن دوباره یونیورسو عوض کردن

          • marc
            در پاسخ به Mr.Osborn

            والله یونیورس مارول تموم نمیشه فقط شخصیت ها میرن و نسل جدیدی از کاراکترا سر کار میان.

    • The Joker
      در پاسخ به The Joker

      تو این سه سال چه کارایی که می تونستن بکنن و نکردن :(…..I hate Zack

    • Mahdi
      در پاسخ به Mahdi

      بهترین کارگردان برای جاستیس لیگ ۲ کوئنتین تارانتینو هستش!!!
      کار با تعداد زیاد شخصیت رو فوق العاده بلده!!!!!
      استفاده از صفحه های بزرگم که کار تارانتینو و خوراک فیلمای کامیکی!!!!!!!!

    • oshea
      در پاسخ به oshea

      چه عجب یک نفرپیدا شد که نقد درست حسابی و بدون توجه به دیگر نقدها بکنه.
      هیچ کس تا حالا نگفته بود مردی از جنس فولاد خوبه در حالی که همه اون فیلم رو چند بار دیدن و لذت بردن.
      و به نظر بنده هم این سوپر من. منظورم بازیگرشه. بهترین سوپر منی هست که تا حالا روی پرده نقره ای رفته

    • masiha
      در پاسخ به masiha

      فقط یه سوال اخرین سکانس فیلم سکانس بلند شدن خاک از روی تابوت سوپر منه که معلوم نیست چیه.
      تنها چیزی که تو کامیک باعث این پدیده میشه سفر در زمان فلشه
      لطفاً دوستان جواب بدن.

    • علیرضا
      در پاسخ به علیرضا

      خاک از تابوت سوپرمن بلند میشه یعنی سوپرمن زنده میشود و در فیلم‌های بعدی لیگ عدال حضور دارد