نقد و بررسی فیلم لوگان Logan

توسط : در تاریخ : شنبه, فوریه 18th, 2017

آخرین مقاومت

کارگردان: جیمز منگولد
cuaiczwueaaid_w-jpg-large
نویسنده: اسکات فرنک- جیمز منگولد-مایکل گرین

بازیگران: هیو جکمن- پاتریک استوارت- ریچارد.ای.گرانت-بوید هولبروک- استیفن مرچنت-دافنه کین و ….
کمپانی: فاکس

تاریخ اکران:۱۷ فوریه ۲۰۱۷ در برلین

مدت: ۱۳۵ دقیقه

بودجه: ۱۲۷ میلیون دلار

منتقد: اسکات کولارا از IGN

مترجم : محمد سوری

امتیاز: ۹.۷ از ۱۰

 


 

از برخی جهات، لوگان فیلم وولورینی است که خیلی از هواداران مدت‌ها در انتظارش بودند؛ فیلمی انباشته از خشونت عریان به فراخور ریت Rاش، ادبیات بزرگسالانه و نامناسب برای کودکان و البته گره‌گشایی‌های تکان‌دهنده و هولناک. با این حال، آخرین حضور هیو جکمن در نقش مرد اکسی که او را معروف کرد، به عنوان تعمقی در ذات خود داستان‌های ابرقهرمانی و و ژانر فیلم‌های کمیک‌بوکی نیز عمل می‌کند.
داستان فیلم که اقتباس آزادی از کمیک «پیرمرد لوگان» است، در جهانی رخ می‌دهد که شاید آنقدرها فراآخر‌الزمانی نباشد، ولی بلاشک بر لبه‌ی عدم ایستاده است. میوتنت‌ها گویی همگی از جمعیت انسانی حذف شده‌اند، و آن معدودی که باقی مانده‌اند نیز مخفیانه زندگی می‌کنند. لوگان و نیز پروفسور اگزویری فروکاسته، باستانی و از نظر روانی رو به زوال هم  برگزیده‌اند که اختفا پیشه کنند.بازگشت پاتریک استوارت یکی از راضی‌کننده‌ترین جنبه‌های لوگان است، زیرا این هنرپیشه‌ی کارکشته و مورد احترام بالاخره مجال آن را می‌یابد که عمقی حقیقی به کاراکترش ببخشد — گرچه به شیوه و سیاقی منحصر به فرد و جدید. پروفسور اکس استوارت همیشه در فیلم‌ها به حاشیه رانده شده، ولی در لوگان چنین نیست. کاراکتر او در اینجا گاهی به شدت تراژدیک است و گاهی به شدت خنده‌آور. این پروفسور اگزویری است که تابحال مشابهش را ندیده‌اید.

professorx

لوگان و رفیق میوتنتش کالیبان(با بازی استفن مرچنت) از اگزویر مراقبت می‌کنند. اولین بار که آن‌ها را در فیلم می‌بینیم، پروفسور اکس شدیداً تحت درمان است و گویی عقلش را از دست داده و لوگان هم دیگر آن ابرقهرمان پنجه-کش نیست، بلکه صرفاً به سایه‌ای از خودِ پیشینش تقلیل یافته: حالا لوگان یک راننده‌ی لیموزین ساده شده که تلاش می‌کند پول کافی در بیاورد تا خرج معاش این گروه سه نفره‌ی عجیب را بدهد. ولی همینکه سر و کله‌ی دختری به اسم لارا پیدا می‌شود، ماجرای اصلی فیلم شروع می‌شود. لوگان بدل به محافظ بی‌میل این دختر علیه نیروهای تاریکی می‌گردد که نسل میوتنت‌ها را به زانو در آورده‌اند.
کارگردان حیمز منگولد، فیلم خیلی خوب سال ۲۰۱۳، ولوورین را هم در کارنامه‌اش دارد. ولی در لوگان او در تلاش است که مرزهای ژانر ابرقهرمانی را هل بدهد و حتی خود ژانر را مورد پرسش قرار دهد. در لوگان خبری از هیچ لباس و کاستوم رنگارنگی نیست. هیچ تهدید دیوانه‌وار سی‌جی‌آی عجیب و غریبی از آسمان روی زمین نازل نمی‌شود. تمام این‌جور چیزها در کمیک‌های ۴ رنگی گنجانده شده‌اند که لارا می‌خوانَدِشان و لوگان به عنوان آش در هم جوشی که وضعی نادرست از زندگی واقعی میوتنت‌ها و دوستانش نمایش می‌دهند، مسخره‌شان می‌کند. چنانکه به استهزاء می‌گوید: «شاید فقط یک چهارم اینا اتفاق افتاده باشن. اونم نه اینطوری». اینجا منگولد گویا اصل و اساس وجود و رخ‌دادن وقایع فیلم‌های قبلی را مورد شک و تردید قرار می‌دهد. آیا تمام آن‌ها صرفا نسخه‌ای تخیلی و اغراق‌آمیز از زندگی واقعی لوگان بوده‌اند؟(به گمان من جواب در این موضوع نهفته است که منگولد و جکمن چندان مشغولیتی درباره‌ی خط روایی و جهان‌سازی جهان اکس‌من فاکس ندارند و وقعی به آن نمی‌نهند، و این طرز فکر آن دو، لوگان را فیلم بهتری می‌کند؛ چراکه لازم نیست نگران هیچ‌چیز دیگری مگر تعریف کردن داستان خودش باشد.)

 

در واقع، جهان لوگان بطرز ترسناکی به انشعابی از جهان خود ما می‌‌ماند– به این فرض که یکی دو قدم بدتر از وضع فعلی برداشته باشیم. با وجود اینکه فیلم یک‌سال پیش فیلمبرداری شد(و مطمئناً حتی قبل از آن نوشته شده)، به نحوی بسیاری از بحران‌های اگزیستانسیالیسمی‌ای را که آمریکا در وضع پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیرش با آن مواجه شده پیشگویی می‌کند. لوگان در وضعی لیموزینش را کنار مرز مکزیک می‌راند که لات‌های دور و اطراف فریاد USA سر می‌دهند و آدم‌هایی که می‌خواهند مهاجرت کنند یک گوشه محاصره شده و از کشور رانده می‌شوند. گروه درمانده‌ای از پناهجویان تلاش می‌کنند راهشان را به سمت مرزهای آمریکا باز کنند و در همین حین از چنگال شرکت‌ها و مقامات دولتی برهند و از آن‌ها دوری بجویند. و شاید مهم‌تر از همه، پروفسور اگزویر نمی‌تواند از پس مخارج داروهایی بربیاید که قدرت‌های فوق‌العاده قدرت‌مند تلپاتیکش را سالم نگه می‌دارند.

حالا که صحبتش شد، بد نیست اشاره کنیم که فیلم سکانس‌های اکشن تأثیرگذار زیادی دارد که به بار می‌نشینند، نه فقط به خاطر قلع و قمع‌کردن‌های خون‌بار و بی‌رحمانه‌ای که بالاخره وولورین فرصتی برای انجامشان پیدا می‌کند، بلکه به خاطر زاویه‌های دید جدید و جالبی که سازندگان گاهی به قدرت‌های شناخته شده‌ی کاراکترها می‌دهند. یک نمونه‌ی به یاد ماندنی‌شان مثلاً سکانس تعلیق‌باریست که لوگان مجبور است با یکی از حملات روانی فلج‌کننده‌ی اگزویر بجنگد و از دست اوهام دوستش نجات پیدا کند. این سکانسی است که باید دست اول و درست تجربه شود تا بتواند تأثیر خونبار و قدرتمندش را بگذارد تا به خوبی قدرش را بدانید.

 

logan-hugh-jackman-700x300

البته پر واضح است که بخش تبلیغاتی فیلم، به هیچ عنوان این موضوع را پنهان نکرد که لارا یا به عبارتی دیگر X-23، رابطه‌ی خاص و ویژه‌ای با لوگان دارد، و دافنه کین انتخاب بی‌نقصی برای بازی کردن این نقش بزن و بهادر بوده است. او شخصیتی دیوانه و شرور است، ولی منگولد و و همکار نویسنده‌اش اسکات فرنک به لارا اندکی طنز خشک و طعنه‌آمیز-مخصوصاً در تعامل‌هایش به وولورین- و نیز گرمایی بخشیده‌اند که او را چیزی بیش از یک تمثال اکشن عادی دیگر می‌کند. با وجود اینکه X-23 کاراکتر محبوب و شناخته شده‌ای در حلقه‌های هواداری است، نقش او در لوگان صرفاً بدل‌کاری و اکشن‌بازی نبوده است؛ رابطه‌ی بین او و لوگان، دینامیکی است که ساخته می‌شود تا آرک لوگان در طی ۹ فیلم قبلی اکس-من را به فرجام برساند و حقیقتاً پایه و بنیان اساسی فیلم است.
بوید هولبروک و ریچارد.ای.گرنت نقش شرورهای فیلم، به ترتیب دونالد پیرس و زوندار رایس را بازی می‌کنند که تا قبل از آشنایی با لوگان، نقشی اساسی و مهم در زندگی لارا داشته‌اند. هولبروک ترسناک است و گاهی هم بامزه‌ است. او یک نوع فن‌بوی و هوادار بدطینت است که به سان کودکی که کلکسیون کارت‌های بیسبالش را نگاه می‌کند، به روزهای گذشته و روزگاری که میوتنت‌ها در سراسر زمین پراکنده بودند می‌نگرد، اما متاسفانه گرنت کار زیادی در فیلم انجام نمی‌دهد، فقط در اکت پایانی فیلم، مشتی دیالوگ و اکسپوزیشن ادا می‌کند تا چند نقطه‌ی باقی مانده و مجهول از پلات را به هم پیوند بزند و سر و تهشان را هم بیاورد.
cvjnkgzvyaa_fce
با این حال تمام این‌ها اصلاً مشکل‌ساز نیستند، چراکه فیلم درباره‌ی جکمن است و استوارت و کین(و حتی تا حدی مرچنت، که من همیشه به عنوان کمدین خوبی می‌شناختمش و اینجا ثابت می‌کند می‌تواند سر پیچ‌های دراماتیک هم خوب عمل کند). منگولد در توضیح این امر که چطور این گروه به وضع کنونی رسیده،چه بلایی سر تمام میوتنت‌ها(و اکس‌من‌ها) آمده و جهان به کجا می‌رود، اصلا مسامحه نمی‌کند و بی‌رحمانه مخاطب را می‌کوبد. فیلم پرداخت نو و جالب توجهی روی جریان کمیک بوکی مدرن است که در آن‌ها نه خبری از جسارت است و نه شهامت و همه یکنواخت و نخ‌نما شده‌اند. این نوآوری‌ها در کنار استایل متمایل به وسترن منگولد و در عین حال تمایلش به گنجاندن عناصر علمی‌تخیلی در فیلم، تجربه‌ای به یاد ماندنی می‌سازد که مشابهش جایی پیدا نمی‌شود.
thumbnail_25047
نتیجه‌ی نهایی: لوگان از خیلی جهات فیلمی احساسی و سنگین است، ولی در عین حال فیلمی نشاط‌بخش است که به یادمان می‌آورد که خوب است برای چیزی بیشتر و چیزی بهتر بجنگیم. فیلم آواز قوی بی‌نظیری برای کاراکتر وولورین، و برای جکمن است و شاید بهترین فیلم اکس-من تا به امروز باشد.
Untitled
ترجمه از محمد سوری
کپی‌رایت © ۲۰۱۷ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.

وولورین Wolverine

img

ولوورین(متولد شده به اسم جیمز هاولت و نیز شناخته شده با نام‌های لوگان و سلاح X)، میوتنتی است با حواس حیوانی، قدرت فرا-انسانی و توانایی ترمیم خودبه‌خودی که به اسم «فاکتور درمان» شناخته می‌شود. او همچنین ۶ پنجه‌ی استخوانی دارد که از روی دستانش بیرون می‌آیند و می‌تواند آن‌ها را به داخل دستانش برگرداند. او در آلبرتای کانادا در سال ۱۸۸۰ زاده شد و زندگی پر فراز و نشیبی داشت. در طی ماجرایی توسط برنامه‌ی سلاح X دستگیر می‌شود، خاطراتش از او گرفته می‌شوند و همینجاست که «آدامانتیوم»، فلزی کمیاب و محکم، به زور وارد ستون فقراتش می‌شود و اسکلت داخلی‌اش را تشکیل می‌دهد. بعدتر، پروفسور اگزویر، وولورین را به عنوان عضو جدیدی از تیم اکس-من می‌پذیرد.