نقد و بررسی فصل دوم سریال DAREDEVIL

توسط : در تاریخ : شنبه, آوریل 30th, 2016

شیاطین و آووکادوها

توجه: این نقد، داستان سریال را فاش نمی‌کند.

 

سریال دردویل – فصل دوم12794707_1719825021587067_5890561489880274871_o

 

شبکه : نتفلیکس

 

بازیگران : چارلی کاکس – جان برنثال – الودی یانگ و …

 

منتقد: مت فلاور از IGN

 

مترجم: فرنوش فدایی

 

امتیاز : ۹٫۳ از ۱۰

 

 

 

 

 


 

 

در گذشته وقتی فصل اول دردویل را نقد کردم، وقت زیادی صرف نوشتن درباره ی لحن تاریک آن کردم و تشریح این موضوع که چگونه سبک و سیاق جدید دردویل در اقتباس از کمیک ها، راه های جدیدی را برای ابر قهرمان ها – منظور آن هایی اند که مرتبط به MCU هستند – و در جهت اکتشاف تم های پخته تر، روابط میان کاراکترها و خشونت باز کرد؛ و اینکه چطور ۱۳ اپیزود یک سریال ویلن هایی به مراتب عمیق تر و پیچیده تر نسبت به فیلم های بلاک باستر در مدت زمان محدودشان تقدیم مخاطب می کند، چنانکه نمونه اش را با ویلسون فیسک که یک کاراکتر تماشایی و برجسته بود دیدیم.
پس دیگر نیازی نیست که درباره ی آن “تاریکی” تکرار مکررات کنم. با فصل نخست دردویل و بعدش هم “جسیکا جونز”، می دانیم که مرزها از میان رفته اند؛ و جسیکا جونز با کنکاش در موضوعاتی مثل سوء استفاده ی جنسی و تجاوز در قالب خشونتی عریان و غافلگیر کننده، حتی پا را از دردویل هم فراتر گذاشت. پس الان می توانیم به فصل ۲ با دیدی تازه نگاه کنیم و ببینیم کاراکتر های ما را به کجا می برد. حالا که آدم بده ی بزرگ و بی همتای قصه رفته (نه، توقع نداشته باشید ویلن پیچیده و بزرگی مثل فیسک به این سادگی ها تکرار شود) ، بجای او دو ضد قهرمان خارق العاده آمده اند که احترامی که مت مرداک برای زندگی بشری قائل است را به چالش بکشند. او در فصل ۱ هم در چنین مخمصه ی بزرگی گیر افتاده بود که آیا می تواند یک انسان را بکشید یا خیر، ولی اینجا همه چیز در سطح بالاتریست.
و اینگونه است که پانیشر با بازی جان برنثال  و همچنین الکترای الودی یونگ وارد می شوند. یکی شان قاتلیست که در زندگی مت مرداک به عنوان یک ویجلنتی سرک می کشد و دیگری سرش را درون زندگی او به عنوان یک وکیل عادی نابینا می کند. هر دوی آن ها آمده اند تا او را به روش های کاملا متفاوتی بیازمایند. و نقش هر دو توسط بازیگران با استعدادی اجرا شده که آماده اند تا این کاراکتر ها را در آرک احساسی و پیچیده و خاصی تکامل ببخشند؛ چون، مثل فیسک، پانیشر و الکترا هم فقط فویلی برای کاراکتر اصلی و یا ابزاری تماتیک برای پیشبرد قصه نیستند، بلکه قرار است کاراکتر باشند و از آن کاراکترهای خوش پرداخت هم باشند.

daredevil-season-2
که در نتیجه می رسیم به یکی از عناصر مورد علاقه ی شخص خودم درباره ی دردویل مارول سوای از بزک کردن های بصری مثل فیلمبرداری های خارق العاده ی سکانس های مبارزه که همچنان هم می توانید سراغشان را در سریال بگیرید. خیلی از این سکانس ها حتی از همتاهایشان در فصل اول هم برترند، هرچند بخواهیم منطقی به موضوع نگاه کنیم با توالی اپیزودها به دنبال هم، بسیاری از این سکانس ها به مرور در هم محو می شوند و تبدیل به یک مگا اکشن بزرگ تر می شوند و مگراینکه در سکانسی عنصر خاص و خارق العاده ای وجود داشته باشد که آن را به یادماندنی کند، وگرنه به سرعت فراموش می شوند. به عقب که نگاه می کنم می بینم فقط ۴ یا ۵ لحظه از این دست بودند که واقعا میخکوبم کردند.

Daredevil-Season-2-image-3
برگردیم سراغ “عنصر مورد علاقه” که می خواستم درباره اش صحبت کنم: کاراکتر ها. که حرف زدن درباره شان حس بی نظیری دارد. چون دردویل به آسانی می تواند سریالی باشد که تماما بر روی صحنه های اکشنش متکی باشد و در عین حال محض خالی نبودن عریضه کاراکترهای آبرومندی هم داشته باشد. در عوض سریال صحنه های اکشن بی نظیری دارد که نهایتا بعد از دیالوگ ها و نه در اولویت بیشتر نسبت بهشان، از آن ها لذت خواهید برد.
صادقانه بگویم -البته شفاف سازی کنم که چنین کاری نکردم – ولی چند تایی سکانس مبارزه هستند که شاید دلم می خواست روی دور تند ازشان بگذرم . بیشتر این سکانس ها در نیمه ی پایانی فصل هستند و بعد از اینکه دردویل و الکترا را در حال مبارزه با نینجاها، بارها و بارها دیده ام. ولی هرگز چنین کاری را با یک صحنه ی کاراکتر محور انجام نخواهم داد. بازیگران مکمل در این سریال فوق العاده هستند. من عاشق فاگی ام. عاشق کَرنم. حتی صحنه های کوچکتر با سرجوخه ماهونی محشرند. شخصا می توانم با علاقه ی زیادی صحنه هایی را که مربوط به زندگی آنهاست، تماشا کنم که از قضا هیچ ربطی هم به مت مرداک ندارند؛ این چیزی است که شاید برای دردویل در ژانر سوپرهیرویی مارول، حتی منحصر به فردتر از لحن تاریک آن باشد.

 

daredevil-01
ساختار کلی فصل هم خیلی خوب کار می کند. به ویژه به عنوان یک ادامه برای فصل ۱، تقریبا می توان آن را بی نقص نامید. مطمئنا شمای مخاطب دوست ندارید فرمت ویدیو گیمی فصل قبل با ویلسون فیسکش را دوباره در این فصل تماشا کنید، که البته شروعی اختصاصی و بی همتا و عالی برای یک فصل آغازین بود. منظورم از آن فرمول که درباره ش صحبت کردم، همان آهسته معرفی کردن فیسک به عنوان یک عنصر فساد خاموش و سایه وار در همسایگی مت است که  بعد گذر مت از میان مراحل طولانی به سمت نمایش پایانی و رسیدن به غول آخر بازی را خواهیم دید.
فصل ۲ خیلی متفاوت است؛ و چون غول آخر بازی تا چند اپیزود مانده به پایانش، رخ نمی نمایاند، داستان هیچ وقت درباره ی درگیری نهایی اپیزود آخر فصل نیست. بلکه درباره ی همه است. درباره ی مت مرداک است. فاگی نلسون. کرن پیج. کلر تمپل. و بله، فرانک کستل و الکترا ناچیو. و جایگاهی که هرکدام از این کاراکترها هنگام پخش تیتراژ پایانی به آن می رسند (یا نمی رسند).
حتی اگر دوست داشته باشید، می توانید فصل را به داستان های کوچک تر تقسیم کنید و این امر شدیدا شبیه آرک های مختلف در جهان کمیک است. به طور خاص می توان فصل را اینطور تقسیم بندی کرد که ابتدا ۴ اپیزود اول را داریم که به داستان پانیشر می پردازد و اجرای فوق العاده و چشمگیر جان برنتال را به خود می بیند، و بعد از آن که سر و صداها کمی می خوابند، به داستان الکترا می پردازیم و به توازی آن، یک دادگاه جذاب با جلسات دنباله دار را دنبال می کنیم (که این چیزی است که آرزو داشتم در فصل اول شاهدش بودیم: یک دادگاه درست و حسابی )

NEqq4plcdvfusz_3_b

در نهایت اینکه عناصری از فصل ۱ شروع می کنند به برگشتن به معجونی که فصل دوم است. که خودم از این موضوع خیلی خوشم آمد. چون دوست دارم همه ی عناصر به هم مرتبط باشند. من دوست ندارم پایان یک فصل، در را روی تمام وقایع ممکنه و قطعی در آن فصل ببندد. مسائل باید توسعه پیدا کنند و به سمت جلو ادامه داشته باشند. دوستان مرده باید هنوز به یاد آورده شوند، ویلن های قدیمی باید همچنان آن اطراف بچرخند. و سر نخ های گم شده باید دوباره به کار داستان بیایند.

 

خلاصه: فصل دوم دردویل، اکشن و کاراکترها را به یک اندازه ارتقا می دهد و در عین حال، داستانی به مراتب پیچیده تر و چندلایه تر از فصل اول تحویلمان می دهد. داستانی در باب به بوته ی آزمایش گذاشته شدن نظریات شخص مت مرداک درباره ی تقدس حیات و زندگی انسانی و احتمال پذیری رستگاری حقیقی! چیزی که از کفمان پریده “ویلن اصلی” است. ولی در عوض اجراهای فوق العاده ای، نه تنها توسط گروه اصلی بازیگران از فصل قبل، بلکه بازیگران اضافه شده به سریال از قبیل جان برنثال و الودی یانگ بهمان هدیه شده! 

امتیاز : ۹٫۳ از ۱۰


 

ترجمه از فرنوش فدایی- ادیتور: محمد سوری
کپی‌رایت © ۲۰۱۶ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.


    • imanf007
      در پاسخ به imanf007

      با تشکر از نقد . نقد خیلی خوبی بود .
      مشخصه فصل دوم هم خوب بوده.
      خودمم تعجب کردم چطور هنوز فصل دوم دردویل رو ندیدم :l

    • mehrad hidden
      در پاسخ به mehrad hidden

      به نظرم اگه نخوایم با فصل اول که واقعا عالی بود مقایسه کنیم , فصل خوبی بود . اما در کل فصل اول بهتر بود و فضای بهتری داشت. پانیشر که عالی بود و اما الکترا یه خورده ضعیف.
      بهترین فایت یا نبرد سریال هم , جنگ دردویل با اون موتورسوار ها بود ( مثل فصل اول تو راهرو! )

    • The Joker
      در پاسخ به The Joker

      به نظر من فصل اول خیلی شاخ تر بود از هر لحاظ.داستان زیادی درهم برهم بود و اکشن سریال جذابیت فصل قبلو نداشت.ولی شخصیت پردازیا عالی و بالا پایین شدن رابطه مت و فاگی خیلی جذابه.ولی برعکس وقتی پای کارن میاد وسط مت خیلی میره رو مخ.حضور پانیشر خوب بود ولی بعد چند قسمت یدفعه محو شد و میشه گفت نگهش داشتن واسه سریاله خودش.الکترا هم خوب بود ولی نه به اندازه پانیشر و ترجیح میدم نظری دربارش ندم.ویلن نهایی داستان خیلی نچسب بود و اون نینجاهایی ک قبلا مرده بودن هم ک معلوم نشد چطور زنده شدن و داستانشون چیه.در کل نسبت به فصل اول ضعیف عمل کردن نمره ی من ۷/۱۰

    • amir
      در پاسخ به amir

      کلا دردویل فصل دوم شلوغ تر بود اما اگه بخوایم کلی نظر بدیم این فصل از اون شلوغ های خوب بود چون کاراکترها هم عالی بودن دیگه از پانیشر و الکترا مگه از این بهترم هست؟

    • Sepehr moghaddam
      در پاسخ به Sepehr moghaddam

      به شخصه بهترین سریال کمیکیه که تا به حال دیدم
      واقعا عالی

دردویل Daredevil

img

مت مِرداک، در دوران نوجوانی در تلاش برای جان یک غریبه که در حال تصادف با یک کامیون حمل ضایعات هسته‎ای بود بینایی خود را از دست می‎دهد. در ازای آن دیگر حواس مت به یک ابرانسان نزدیک شده و شکلی از «تشخیص رادار» را بدست می‎آورد. در روز او وکیلی موفق و در شب برای پاسداری از محله‎اش «دردویل» است.