نقد و بررسی فصل اول سریال Iron Fist

توسط : در تاریخ : یکشنبه, آوریل 9th, 2017

توجه: این یک نقد کلی و بدون اسپویل از فصل اول آیرن فیست است و برای کسانی که هنوز فصل ۱۳ اپیزوده را تمام یا اصلا شروع نکرده اند بی خطر است.

سریال و عنوان کاراکتر آیرن فیست (برای آشنایی بیشتر با این کاراکتر بروی نام کاراکتر در ستون سمت چپ کلیک کنید) هر دو برای رسیدن به هر گونه شخصیت واقعی در تکاپو هستند، و اهمیت دادن به اینکه چه اتفاقی می افتد یا اصلا چرا اتفاق می افتد برای مخاطب مدام سخت تر می شود. به عنوان چهارمین مجموعه ی نتفلیکس بر اساس شخصیت های کمیکی مارول و آخرین مجموعه ی تکی پیش از Defenders، از همان ابتدای فصل، قبل از اینکه بشود نسخه ی خیابانی گروه اونجرز را در دیفندرز دید، داستان راه پر پیچو خمی از میان «به پا خاستن یک قهرمان» دیگر طی می کند، حس اجبار در سریال دیده می شود.

بیشتر مشکلات بزرگ سریال برروی کاغذ است که با قهرمان و ویلن بد تعریف شده اش شروع می شود. درواقع آیرن فیست خودش بدترین چیز درباره ی سریال خودش است.

۱- وقتی دنی وارد اولین صحنه می شود، اینطور است که انگار او کمیک ریلیف مجموعه ی خودش است که البته لزوماً چیز بدی هم نیست. دنی پا برهنه (آن هم در نیویورک!) بطرزی غیر طبیعی با زندگی در پارک مشکلی ندارد و هیجان زده هم انتظار می کشد تا جوی و وارد میچام بر سر عقل بیایند. او با اینکه خوش برخورد است، نسبت به اینکه بازگشت ناگهانی اش از مرگ چه تاثیری می تواند داشته باشد، مغرورانه بی توجه است. شاید بتوان با این موضوع کنار آمد. به هر حال او یاد گرفته است تا چطور مشکلات خارجی اش را آرام کند. او تماماً ذِن است و می تواند “چی” خود را هم تراز کند تا غرق احساسات منفی نشود.

۲- البته خیلی هم چنین نیست. اینطور که معلوم می شود، دنی خیلی هم آدم احساساتی ای است. آنقدر احساساتی که در واقع وقتی به هر نوع خاطره ی قدیمی ای فکر می کند مغزش می ترکد. بطوری که وقتی خاطره ی بدی را تجربه می کند، سرش را می گیرد و می لرزرد انگار که او ربات خراب شده ی زن چاق در Total Recall است. آنقدر منقبض می شود و به رعشه میفتد که اگر کسی نداند، فکر می کند یا تومور دارد یا یک میکروچیپ در مغزش کاشته است. او علی رغم ۱۵ سال تمرینش برای یک جنگجوی رواقی آرام بودن، یک بمب زمانی است.

۳- دنی همچنین نسبت به تاثیری که برگشتش برروی اطرافیان دارد ناآگاه است. برخلاف اولین دیدار ثور از زمین، دنی هیچ مشکلی با اینکه در مکان های عمومی باشد و خودش را انگشت نما بکند و به هر کس که گوش می دهد بگوید که او نگهبان مشت آهنی مقدس است از یک صومعه ی بهشتی و فوق مخفی به نام کان لان – یک بهشت راهبین بین بُعدی که ظاهرا او ۱۵ سال در آنجا صرف کرد که دیگر هیچ گونه خونسردی ای نداشته باشد. بله، گاهی او به هیچ وجه سهل انگار و آرام نیست. گاهی او ۱۸۰ درجه تغییر می کند و تبدیل به جنگجویی با دید تونلی اتفاقی می شود.

64cfcb304be23e133fc468b2781906cdfb745af7

۴- یکی از عناصر سریال که می توانست تبدیل به چیزی جالب یا حتی گاهی خنده دار شود، این حقیقت است که دنی همچنین ۱۰ ساله یا سنی در همین حدود است. او ذهن یک پسر بچه و بدن یک بزرگسال را دارد. او کاراکتر جاش بسکین با بازی تام هنکس است اگر که جاش می توانست گاهی کاری کند که دستش بدرخشد. دورانی که در هیمالیا (و فراتر از آن) گذراند کم و بیش رشد احساساتش را متوقف کرد. منطقی است و قطعا باعث چرخشی متفاوت در یک ابرقهرمان می شود و در مشارکت با دیفندرز به او چیزی متفاوت می دهد.

ولی بجای اینکه به این ویژگی کاملا پرداخته شود، دنی فقط یک انسان زود رنج، کج خلق، بدون هیچ خود آگاهی یا جذابیتی است. او هر چیزی که هر کسی به او بگوید باور می کند تا اینکه شخص دیگری چیز متفاوتی بگوید. او با کله شقی خواسته هایی دارد و بعد حیرت می کند که چرا دیگران او را سر می دوانند. خیلی طول نمی کشد که بخاطر جوی و وارد احساس ناراحتی به شما دست می دهد و فکر می کنید آخر گناه آنها چه بوده است که حالا مستحق این توله سگی هستند که به فرشینه ی ایرانیشان گند می زند؟

۵- گائو، داووس و چند کاراکتر دیگر در طول فصل با گفتن اینکه دنی چه آیرن فیست مزخرفی است، نکته ی خوبی را عنوان می کنند. حالا همراه با این، یک داستان هم هست، درست؟ یک آرک. این یک داستان اریجین است، پس آدم به این امید دارد که در انتها شاید دنی یاد بگیرد که…آیرن فیست مزخرفی نباشد؟ ولی این لحظه هرگز نمیرسد. او بقدری به گرفتن انتقام مرگ پدر و مادرش تمرکز می کند که صحنه ی پایانی سریال رستگاری اش نیست، بلکه اثبات مطلق شکست هایش است. دنی در انتهای سریال، بالاخره بعد از این که بارها بهش گفته شد، متوجه می شود که آیرن فیست مزخرفی است.

photo_۲۰۱۷-۰۴-۰۸_۱۴-۴۱-۲۵

و اینطور است که نویسنده ها هرگز نتوانستند از پس معرفی دقیق دنی راند بربیایند و بجایش صفی از برداشت ها را برایش پیشنهاد می دهند، بدون اینکه بر سر یک مسیر تک و متقاعد کننده به نتیجه برسند.

شخصیت ناسازگار دنی اپیزود به اپیزود و حتی گاهی در داخل یک اپیزود متفاوت است. چطور مخاطبین می توانند شخصیت اصلی را درک کنند، از او لذت ببرند یا با او همدردی کنند وقتی که حتی سریال هم نتوانسته است او را بفهمد؟

چیزی که ما از جوانی دنی فهمیدیم ما را به این فکر وامی دارد که چه چیزی کان لان را سزاوار می کند تا برایش از خود گذشتگی کرد؟ مثل این می ماند که یک یتیم خودش را وقف یتیم خانه ای بکند که از او سوء استقاده می کرده است. باور دنی به عنوان کسی که خودش را بین دو دنیا قسمت کرده است کار سختی است. آن هم با چیزهای کمی که از کان لان دیدیم و اینکه همان هم نشان داد که جای نکبت باری بود.

فین جونز انتخاب مناسبی برای دنی نبود و نمی توانست صحنه های چالش برانگیز و درام را خوب دربیاورد، و در قبولاندن اینکه دنی در هنر رزمی یک استاد است و مهارت ویژه ی خودش را دارد ناموفق عمل کرده بود. با اینکه صحنه های مبارزه بهتر می شدند، مبارزه های دنی اغلب نمایشی و باور ناپذیر بنظر می آمدند.

آدم بده ی سریال، هرولد میچام یکی از بدترین ویلن های دنیای سینمایی مارول است. در حالی که آسانتر است تقصیرات را بر گردن بازیگر این نقش، دیوید وینهام بگذاریم، نوشتار این شخصیت گروتسک، مضحک و بسیار دمدمی مزاج خودش تضمین کننده ای بود برای اینکه او هرگز جالب یا درگیر کننده، ترس آور یا غافل گیر کننده نباشد.

فرزندان بزرگسال هرولد، وارد و جوی (با احترام، تام پلفری و جسیکا استراپ) همچنین مشکل نوشتار و کاراکتر سازی بد را داشتند.

در صحنه هایی که می بینیم میچام ها با پوزخند و توطئه راه خودشان را به اتاق هیئت مدیره و آپارتمان باز کردند، آن هم قبل از اینکه وارد اپیزودهای واقعا احمقانه ی بعدی شوند، تلاش سریال برای انسانی جلوه دادن آن هاست در حالی که درواقع فقط هدر دادن وقت ارزشمند سریال برروی چنین شخصیت های نامطلوبی است.

پس چه چیزی در این سریال خوب از آب درآمد؟ جسیکا هنویک در نقش کالین وینگ و بازگشت کهنه سرباز سریال کلر تمپل با بازی روساریو داوسون قابل توجه بود. دوست داشتنی بودن هنویک و دلاوری هایش در مبارزه او را تبدیل به نقش اصلی خیلی بهتری کرده است تا شخصیتی که عنوان سریال را بر دوش دارد. داوسون به عنوان پرستار یک ابرقهرمان و یک قضاوتگر خوب و بد، کمابیش توانست صحنه هایش را به بیننده بقبولاند. حتی وقتی که نوشتار آن کم می آورد. همچنین بازگشت مختصر کری آن ماس به عنوان وکیل جری هوگارث چنین بود.

در میان شخصیت های جدید سریال، ساچا داوان به عنوان داووس ثابت کرد که یک هنر پیشه ی خودنما است، رامون رودریگز یک ابهام اخلاقی به شخصیت باکوتوی مبهم وارد کرد و لویس تان به عنوان ویلن ژو چنگ ظاهر شد.

بعد از شروعی آهسته و سپ اپرایی، آیرن فیست مارول بطور قابل توجهی در حدود نکته ی اصلی اش بهبود پیدا می کند. اپیزود های ۴ تا ۷ همراه با بخش هایی از اپیزودهای بعدی، توالی ای با اعتماد و بیشتر سَبک دار را به نمایش می گذارد که در بیشتر اپیزودهای دیگر خبری از آن نبود.

بیشترین لحظه های کامیک بوکی سریال که همچنین بیشترین سرگرمی را داشتند، ظاهر شخصیت های کمیک های مارول بودند که به زندگی آمدند تا نشان دهند آیرن فیست خودش چه کار می تواند بکند. البته متاسفانه، هیچ تعداد فن سرویس کافی نیست تا بتواند چندین موردی که در این سریال خوب درنیامدند را جبران کند.

حرف نهایی:

برای هر لحظه ی جالبی در فصل یک آیرن فیست مارول، لحظه های مشکل دار بیشتری وجود داشت که آن ها را زایل می کرد. در پی هر قدمی که سریال به جلو برمیداشت، دو قدم به عقب می رفت. آیرن فیست که بیش از حد لازم طولانی بود، از داشتن یک قهرمان ضعیف، ویلن های فانی، مشکلات داستانی، گاهاً دیالوگ های خیلی بد و صحنه های مبارزه ی غیر متقاعد کننده ی بسیار برای سریالی که مختص هنرهای رزمی است رنج می برد.

iron-fist-street-poster-237932

منبع: IGN


    • MRZ
      در پاسخ به MRZ

      اگه میشه فصل ۵ سریال ارو و فصل ۳ فلش هم نقد کنید
      اونا ۵ هم نمیگیرن

      • Emerald Archer
        در پاسخ به MRZ

        نمره منتقدین به فصل ۱ آیرون فیست:
        %۱۷
        نمره منتقدین به فصل۵ ارو:
        %۱۰۰
        نمیدونم این نمرات رو دیدی و این کامنت رو دادی یا هنوز ابتداییت رو تموم نکردی اشکال نداری عمویی یادت میدم: ۱۰۰ بزرگتر از ۱۷ یعنی ۱۷<100

    • MARVEL E.R.F.A.N
      در پاسخ به MARVEL E.R.F.A.N

      ببین دوست عزیز
      من خودم مارول فن هستم ولی باید قبول کرد که سریال آیرون فیست بدترین سریال کامیک بوکی هستش،من خودم سریال رو ندیدم ولی طبق چیزی که از دوستانی که دیدن شنیدم و نمرات منتقدین، این سریال نه تنها بدترین سریال مارول بلکه بدترین سریال کامیک بوکی هستش(البته بعضی از قسمت های سریال رو دیدم و شخصا از مبارزات سریال و بازی فین جونز در نقش اصلی نا امید شدم)
      ولی چنین سریالی رو به هیچ وجه نباید با سریال های جذابی مثل فلش و ارو مقایسه کرد
      فصل ۵ ارو که والا به جز شما(البته نظرت محترمه) کس دیگه ای رو ندیدم که ازش بد بگه و همه اون رو در کنار فصل ۱ و ۲ ارو قرار میدن و مخصوصا منتقدین که خیلی ازش تعریف میکنن
      و حالا فلش،فلش ۵ قسمت اول فصل ۳ خوب نبود ولی از قسمت ۶ به بعد واقعا پیشرفت کرد و به لطف ساویتار دوباره جذابیت سریال برگشت،به طوری که این ۱۸ قسمت فصل ۳ از سایت متاکریتیک ۸۰% نمره آورده واین یعنی تا اینجا عالی بوده
      ولی آیرون فیست جدا گند زد و واقعا فکر نمیکردم مارول اونم در شبکه نتیفلیکس،مارول-نتیفلیکسی که از شخصیتی مثل جسیکا جونز اون سریال فوق العاده رو ساخته،از شخصیت آیرون فیست (آیرون فیستی که از باحال ترین شخصیت های مارول محسوب میشه)این چنین سریالی رو بسازه،سریالی که از متا ۳۷% نمره آورده
      خلاصه که امیدوارم اگر فصل ۲ این سریال ساخته بشه جبران کنه،چون آیرون فیست این لیاقت رو داره که سریال خوبی داشته باشه

      • MARVEL E.R.F.A.N
        در پاسخ به MARVEL E.R.F.A.N

        و اینکه درسته که این کامنت بنده خطاب به جناب MRZ بود ولی با ایشون موافقم که گفت فصل ۵ ارو و فصل ۳ فلش رو هم نقد کنید
        بنده هم درخواست دارم که اگه بشه سر فرصت یک نقد خوب و مناسب برای این دو سریال جذاب بنویسید

        • MARVEL E.R.F.A.N
          در پاسخ به MARVEL E.R.F.A.N

          همچنین لطفا علاوه بر فلش و ارو سر فرصت برای سریال جذاب LEGION هم یک نقد خوب بنویسید
          با تسکر

    • PhoenixAlone
      در پاسخ به PhoenixAlone

      سلام به دوستان عزیز
      با اینکه به نظر من نظر هرکس قابل احترامه اما ما نباید فقط بر اساس آمار نظر به خوب بودن یا بد بودن یک سریال بدیم .من به نظرم اینکه تمام نقاطی که به عنوان ضعف در نقد وجود داره غلط و اینها بودن که شخصیت ایرون فیست رو ساختن چون ایرون فیست با یک یک اتفاق علمی غیر قابل کنترل یا یک فرد پولدار که از زندگی مرفهش خسته شوده و به دنبال هیجانه ساخته نشوده بلکه اون در میان افرادی شکل گرفت و ساخته شود که کاملا به دنیا بی تفاوتن و این ویژگی است که در میان تمامی داستان هایی که مربوط به راهبه ها می شودن صدق می کند پس نباید انتظار داشت دنی در اولین صحنه فیلم مثل الیور کوین ورودش باعث انفجاری در شهر بشه .
      نکته دیگه اینکه که شخصیت هایی مثل الیور کوین به وجود میان که نقش رهبر رو بازی کنند مثل سوپرمن و بتمن اما ایرون فیست ، لوک کیج و یا حتی اسپادر من اینطوری نیستن اونا اومدن که معرفی یشن تا با دیگران ترکیب بشن پس نباید شخصیت هایی قدرتمند و بی نقص باشن .
      ولی اگر بخوایم درمورد نوع نمایش مبارزات صحبت کنیم باید به این نکته توجه کنیم که شاید ایرون فیست دارای قدرت افسانه ای اما مثل دکتر استرنج توانایی نامحدود نداره و همین باعث کاهش جزابیت در صحنه ها میشه که دقیقا به تمامی شخصیت های دیگر که دارای مبارزه تن به تن هستن مثل لوک کیج و درد اویل صدق می کنه.
      ولی در مورد میچم ها اینکه چطور دیگران برای آنها بی اهمیت هستن این یک ویژگی مشترک درمیان تمامی افرادی است که در مقابل شخصیت های خوب داستان قرار دارند مثل لوتر ها ، هریسون ولز و مکسول لرد که فکرمی کنند از همه برترن و دنیا برای بقاء به آنها نیاز دارد پس نمیشه خیلی این موضوع که میچم ها به هیچکس غیر از خودشون اهمیت نمیدن رو چیز عجیبی دونست.
      اما نمی خوام بگم که این یک سریال بی نقصه و یا حتی به اندازه سریال های مثل ارو ، فلش و حتی اسمال ویل قوی حتی میشه گفت این یک کارکتر نمایشی از قدرت آمریکایی داره چون در اولین مشکلی که ایرون فیست با اون مواجه میشه و نیاز به تمرکزداره به جای اینکه مثل تمام ابر قهرمانها به سراغ منبع قدرتش یهنی روح اژدها به ما شاهد این هستیم که عقابی بر فراز نیویورک درحال پروازه که هیچ تاثیری بر روند داستان نداره .
      همونطور که گفتم نمیخوام بگم این یه سریال عالی ولی اینم نامردی که بخوایم اونو با سریالهایی مثل ارو و فلش مقایسه کنیم چون مثل این می مونه که بخوایم فیلم گاردین گالاکسی با جنگ ستارگان مقایسه کنیم.

آیرون فیست Iron Fist

img

آخرین نفر در صف طولانی جنگجویان که تصمیم گرفت از قدرتش علیه ستمکاران استفاده کند دنی رند است. مردی با مشت‌های آهنین، آیرون فیست جاودانه، محافظ شهر عرفانی کوآن لون K'un Lun، او روح یک اژدها را وارد مشت‎هایش کرد و این‌طور بود که آیرون فیست (مشت‌ آهنین) شد.