معرفی کمیک: «اسپایدرمن: عذاب Spider-Man: Torment»

توسط : در تاریخ : سه شنبه, سپتامبر 10th, 2013

والس در کت چرمی آقای مک فارلن
نقدی بر کمیک «اسپایدرمن: عذاب» نوشته و طراحی تاد مک‌فارلن


اسپایدرمن: عذاب Spider-Man: Torment

طرح جلد کمیک اسپایدرمن عذاب

  • نویسنده و طراح: Todd McFarlane
  • ناشر: Marvel
  • سال انتشار: ۱۹۹۰
  • تعداد قسمت‌ها: ۵ قسمت

تاد مک‌فارلن.

نامی که در صنعت کمیک آشناست. نویسنده و طراح کمیک Spawn که یکی از کمیک‌های کالت دوران خود بود و هم چنان هست. پایه گذار شرکت Image که هم در آن دوران و هم این روزها مهمترین ناشر حامی نویسندگان مستقل است که به حقوق نویسنده‌ها و طراح‌های خود احترام می‌گذارد. و بعد نویسنده و طراح ران کوتاه مدتش برای اسپایدرمن که هر بار یک دور رکورد فروش را جابجا می‌کرد. فکر کنم تا همین اندازه گفتن در مورد مک فارلن کافی باشد.

اسپایدرمن عذاب صفحه 23«اسپایدرمن: عذاب» شرح مبارزه ی یک صبح تا شب اسپایدرمن با لیزارد را تعریف می‌کند که تحت کنترل یک ابر شرور زن که یک ساحره‌ی وودو هم هست در آمده و در عین حال ادیسه‌ی رفت و آمد بی حاصل مری جین بر سر قراری را تعریف می‌کند که پیتر پارکر مطابق معمول سر آن حاضر نمی‌شود.

اسپایدرمن: عذاب داستانی با پلات پیچیده ندارد. یک ابر قهرمان درگیر مصافی نفس گیر با یک ابر شرور می‌شود. از این بابت هم بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است. نکوهشی که بعد از بیست سال بسیار بی معنا به نظر می‌آید همان قدر که نقدها در مورد خشونت بی مورد فیلم بانی و کلاید در دهه ی شصت میلادی.

اسپایدرمن عذاب صفحه 42شماره‌ی اول اسپایدرمن: عذاب در زمان خود رکورد فروش تعداد مجلد فروخته شده برای کمیک را شکست. و این درست کمی قبل از این بود که جیم لی با شماره ی اول آل نیو ایکس من خود رکورد فروخته شدن تعداد مجلد برای یک کمیک را تا امروز مال خود کند. رکوردی که هم چنان دست نیافتنی به نظر می‌رسد. اما همین جاست که شاید خواننده‌ی این متن اشتباه کند. اهمیت اسپایدرمن: عذاب در تعداد مجلد های به فروش رفته‌اش نیست همانند تمام کمیک‌های دیگر. اهمیت اسپایدرمن: عذاب در این است که امکانات رسانه‌ی کمیک را گسترش می‌دهد. نه در خود داستانی تعریف می‌کند بلکه با شیوه‌ای که داستان خود را تعریف می‌کند.

اسپایدرمن عذاب صفحه 43در اسپایدرمن: عذاب، راوی بر خلاف اکثر کمیک‌های آن زمان اول شخص نیست. نوعی سوم شخص است که آگاهانه خواننده را مخاطب قرار داده و مثل نقال خواننده را مخاطب قرار داده، می‌ترساند و التماس می کند. خود تاد مک فارلن می‌گوید این‌ها برای این بوده که راحت‌تر بتواند چیزهای خوش آیند بکشد. ولی دست آورد‌ها فراتر از این حرف‌هاست. مک فارلن با تقلید لحن راوی‌های حماسه های باستانی و قرار دادن این کمات پر طمطراق در عادی ترین مکان ها نوعی ویژه از روایت و ریتم را می سازد. مهم نیست که کنش داستان پرت شدن قهرمان داستان روی توده ای آشغال باشد یا منتظر ماندن مری جین، آن شب بارانی در انتظار تاکسی. مک فارلن به گونه ای شخصیت هایش را وصف می کند که انگار شاهد نبردی اساطیری هستیم. تاد مک فارلن خدایان غایب از زمان حماسه های باستانی را به داستانش احضار می کند تا بیانگر حالات قهرمانانش باشد.

اسپایدرمن عذاب صفحه 53نکته ی دیگر در اسپایدرمن عذاب نحوه ی متفاوتی است که مک فارلن سعی در حفظ ریتم در داستان هایش می کند. او همان طور که بالا اشاره شد نقش توصیفی کلاسیک مونولوگ هایش را به طرز چشمگیری کوتاه می کند و مونولوگ ها را در پنل هایی که چینش افقی شان به طرز نظر گیری از کمیک های معمولی بیشتر است تقسیم می کند و این اسپایدرمن عذاب را بر خلاف ظاهر ساده اش تبدیل به جستجویی پیچیده در حیطه‌ی زیبایی شناختی ریتم و فضا می‌کند. در این راه مک فارلن در کمیکی کاملاً متعلق به جریان اصلی شروع به پیمودن راه‌های رادیکال می‌کند. می‌توان از نحوه‌ی به کارگیری نامرسوم صدا آوا در کارش مثال آورد. صدا آوای دوم (که هم زمان به معنای دوزخ است) را بر خلاف کاربردش از نقش اولیه‌ی آن فراتر می‌رود و تبدیل به موتیفی مفهومی می‌کند که در رابطه‌ی مستقیم با تنظیم ریتم و فضای آیینی داستان قرار می‌گیرد. نقطه ی اوج به کارگیری این شگرد در کمیک زمانی است که مری جین در مهمانی شبانه مستانه سعی در زمزمه‌ی آهنگ پس زمینه دارد. هم زمان این صدا در آهنگ پس زمینه تکرار می‌شود و بعد با صدای پس زمینه‌ای که در آن ساحره مشغول اجرای مراسم قربانی کردن اسپایدرمن است و البته خود صدا هم به نوعی یادآور طبلی آیینی است پیوند می‌یابد.

در عین حال مک فارلن در داستان گویی‌اش هم دست به تجربه می‎زند. نحوه‌ی برش زدن داستان مبارزه‌ی پیتر پارکر به گشت شبانه و بی جهت مری جین که انگار بیشتر نوعی بیان غیر مستقیم شکست است. ابر شروری که نمی‌میرد و ابر شرور کنترل کننده‌ی لیزارد یعنی همان ساحره که به صورت موتیف وار پیتر پارکر علت عذاب و شکنجه‌اش را می‌پرسد و هیچ گاه پاسخی به آن داده نمی‌شود. و در نهایت تنها به شکلی آیینی تزکیه‌ی پایانی پارکر را در پایان دارد و در آمیختن همه‌ی این‌ها به شکلی آیین‌وار تجربه‌هایی است که بسیار فراتر از زمان خود عمل می‌کنند.

اسپایدرمن: عذاب داستانی متفاوت در میان داستان‌های اسپایدرمن است چون بیشتر به والسی پر شکوه می‌ماند تا داستان. والسی که فرصتش را جناب مک فارلن برای خواننده فراهم کرده و به این می‌ارزد که کمی در قالب کت چرمی مشکی که آقای مک فارلن معمولاً می پوشد فرو رویم و غرق طنین این رقص شویم.

فرزاد خیلیان
امتیاز: ۹ از ۱۰


 کپی‌رایت © ۲۰۱۳ فانتزیِ کمیک

هرگونه کپی‌برداری و یا استفاده از نظرات منتقد به عنوان نظرات شخصی بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد