کمیک 3

ناشر : Marvel

خالق : استن لی، جک کربی

اولین حضور : شماره 1 The X-Men (سپتامبر 1963)

نام واقعی : اسکات سامرز

توانایی خاص :  نیروی انفجاری اپتیک، آگاهی 3 بعدی

نژاد : انسان

وضعیت : زنده

اسکات سامرز، اولین ایکس من X-Man، از جهش‌یافتگانی است که می‌تواند نیروی انفجاری از چشمانش ساطع کند. تفاوت متمایز او در پوشیدن عینک محافظی است که باعث می‎شود تا نیروی زیان‎بار چشمانش را در کنترل بگیرد. اسکات ذاتا یک رهبر است، او موفق می‎شود جانشین استاد خود، «پروفسور ایکس» و همچنین رهبر «افراد ایکس X-Men» شود.

معرفی کاراکتر | سایکلاپس Cyclops

توسط : در تاریخ : یکشنبه, آگوست 23rd, 2015

معرفی و نگاهی به تاریخچه اولین ایکس من.

خاستگاه


پایان دوران کودکی

اسکات یتیم می‎شود

اسکات یتیم می‎شود

اسکات پسر بزرگ خلبان آزمایشی نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا، «کریستوفر سامرز Christopher Summers» و همسرش «کاترین آن Katherine Anne» است. او به همراه برادر کوچکترش، الکس، متولد و بزرگ شده شهر آنکوریج آلاسکا است. وقتیکه اسکات ۱۲ سالش بود، خانواده‌اش سوار بر هواپیمای شخصی‌شان، درحال برگشت به خانه بودند که هواپیما مورد حمله سفینه فصایی شائر Shi’ar قرار گرفت. حمله همه چیز را نابود کرد جز یک چتر نجات که کاترین آن را درحالی به اسکات بست که  الکس هم در آغوش او بود. کاترین و کریستوفر با فرزندانشان آخرین خداحافظی را کردند و به امید نجات، آن‌ها را به بیرون از هواپیما پرت کردند. انفجار هواپیما باعث مرگ والدین اسکات و سوختن چتر نجات شد.

نیروی انفجاری چشمی اسکات برای اولین بار در هنگام سقوطشان ظاهر شد. او هنگامیکه با بدن خود از  الکس محافظت می‌کرد، با این نیرو، سرعت سقوطشان را کمتر کرد. با اینکه پسرها نجات یافتند، ولی در جریان فرود، اسکات به سرش آسیب وارد شد. این آسیب، باعث آسیب مغزی خفیفی به بخش کنترل نیروی چشمی پنهانش شد. این دو برادر در بیمارستان بستری شدند. جفتشان بر اثر آن حادثه، دچار فراموشی پس از حادثه شدند. آنها باعث جلب توجه زنتیک شناس بد ذات، «آقای سینیستر Mr. Sinister» شدند که وسواس و علاقه خاصی به خانواده سامرز داشت.

بیداری نیروی جهش‎یافتگی اسکات

بیداری نیروی جهش‎یافتگی اسکات

سینیستر تحت عنوان «مایکل میلبیوری Michael Milbury» یک یتیم خانه دولتی برای کودان سرراهی شهر اوماها را اداره می‌کرد. او پس از اینکه از قدرت اسکات مطلع شد و اعتقاد داشت که او پتانسیل بیشتری نسبت به برادرش دارد، الکس را برای فرزند خواندگی به خانواده‌ای سپرد تا دو برادر را از یکدیگر جدا کند و به اسکات از لحاظ احساسی آسیب وارد کند و او را تسلیم خود کند. شبی، اسکات بیدار می‌شود و سهواً سقف بیمارستان را با نیروی خود نابود می‌کند. سینیستر که شاهد این ماجرا بود، او را به کمایی یک ساله می‌برد. به محض بهبودی، اسکات در یتیم خانه سینیستر مستقر می‌شود و در معرض آزمایش‌های پیچیده او قرار می‌گیرد.

سینیستر باعث فراموشی اسکات شد و خود در نقش یتیمی قلدر به نام نیت Nate، یا چپ دست Lefty ظاهر شد تا او را عذاب دهد. او حتی ناپدری و نامادری اسکات را به قتل رساند تا او را در یتیم خانه نگه دارد. اما در نهایت سینیستر در خرد کردن اسکات شکست خورد. ولی با این حال، با بزرگ شدن اسکات، بعلت زیاد شدن قدرت جهش یافتگی، از سر درد و چشم درد سخت رنج می‌برد و به همین دلیل او را نزد یک متخصص چشم در واشنگتن انتقال دادند. نیتن مسترز Nathan Masters (سینیستر تحت نامی جعلی) چشم پزشک، پس از آزمون و خطاهای فراوان متوجه شد یاقوت کوارتز تنهای شیئی است که گلوله‌های آتشین چشمی که او از خود ساطع می‌کند را مهار کرده و مشکلات بینایی‌اش را بهبود می‌بخشد. او به اسکات یک عینک از جنس یاقوت کوارتز  مخصوص داد که بتواند به راحتی زندگی کند.

اولین ایکس من

اسکات در سن ۱۵ سالگی، پس از اینکه قدرتش در بین عموم پدیدار شد، از یتیم خانه فرار کرد. سوخت و ساز قدرتش در وضعیت بحرانی قرار گرفت، که باعث شد سهوا یک پرتو انفجاری را شلیک کند و اتفاقی یک جرثقیل ساختمانی را نابود کند. جرثقیل پیش پای چند عابر پیاده سقوط کرد و اسکات سریعا از یک انفجار دیگر برای نابود کردن آوار و نجات جان عابران پیاده استفاده کرد. به هر حال، آن‌ها از قدرت غیر طبیعی او ترسیدند و یک جمعیت خشمگین تشکیل دادند. اسکات با استفاده از یک قطار باربری فرار کرد. سپس جک وینترز Jack Winters جنایتکار جهش یافته او را پیدا کرد که بعدها ناپدری او شد.

اسکات در آغوش مربی خود، چارلز اگزاویر

اسکات در آغوش مربی خود، چارلز اگزاویر

به منظور سوء استفاده از قدرت اسکات، جک از او خواست که به او کمک کند تا وارد یک نیروگاه اتمی شود، نیروگاهی که مهارت‌های جهش یافته جک در آن‌جا توسط مواد رادیواکتیوی بوجود آمدند. اسکات تنها به این دلیل قبول کرد که به او کمک کند و نگهبانان را از پا درآورد چون می‌دانست اگر اینکار را نکند، جک آن‌ها را می‌کشد. «پروفسور چارلز اگزاویر» با کمک FBI اسکات را ردیابی کرده بود و برای نجات دادن او پا پیش گذاشته بود. پس از شکست دادن جک با کمک اسکات، پروفسور به او پیشنهادی داد مبنی بر اینکه اسکات اولین دانش آموز او در مدرسه اگزاویر شود. مدرسه‌ای برای نوجوانان استثنایی.

اسکات قبول کرد تا اگزاویر به او آموزش دهد که چطور مهارت‌هایش را کنترل کند. پس از انتخاب لقب «سایکلاپس Cyclops» او به اولین ایکس من تبدیل شد. نام رمز سایکلاپس از عینک محافظی از جنس یاقوت کوارتز که پروفسور اگزاویر برای کنترل پرتوهای نوری ویران کننده اسکات طراحی کرد، نشأت می‌گیرد. سایکلاپس هیچ وقت موفق نشد کنترل کامل قدرتش را به دست بگیرد، اما سرانجام راهی پیدا کرد که با اعتماد به نفس کامل از قدرت‌هایش استفاده کند.

طولی نکشید که  اسکات با هم تیمی‌های جدیدش، با دیگر هم سن‌های جهش بافته‌اش آشنا شد. اسکات ارتباط خوبی با گروه برقرار کرد. گروه بخاطر هیکل لاغرش به او لقب «سامرز لاغر» را دادند. آن ها گروه ۵ ایکس من اصلی را ساختند. سایکلاپس به لطف پروفسور اگزاویر نقش رهبر گروه در میادین را داشت و در طی این سال‌ها آن‌ها رابطه پدر پسری قدرتمندی را شکل دادند. در پایان او به مهمترین شاگرد اگزاویر تبدیل شد و انتخاب کرد که راه او را ادامه دهد.

آفرینش


سایکلاپس نوشته استن لی و جک کربی و طراحی جک کربی در سال ۱۹۶۳ است که برای اولین بار در شماره اول کمیک X-Men حضور پیدا کرد. او با این‌که در ابتدا با نام «سامرز لاغر Slim Summers» حضور پیدا کرد، اما در شماره ۳ کمیک نامش به اسکات تغییر پیدا کرد و لاغر به لقب او تبدیل شد.

سیر تکاملی کاراکتر


اولین ایکس من

اولین ایکس من

از زمان تشکیل X-Men، سایکلاپس یک رهبر قوی و وفادار و یکی از مهمترین اعضای تیم جهش یافته‌ها بوده است. همزمان با رهبر شناخته شدنش در چشمان پروفسور اگزاویر و ادامه دادن راه او، بار زیادی در جوانی بر شانه های او قرار گرفت. در طی سال‌ها او از جوانی کم حرف و دارای کمبود اعتماد به نفس در خودش و در مهارت‌هایش به یک رهبر توانا و قدرتمند و یکی از مهمترین شخصیت‌های یونیورس مارول تبدیل شد. ثابت قدم، متکی به خود و وفاداری بدون ترس، سایکلاپس را تبدیل به رهبری بزرگ کرد. همچنین او دارای مهارت‌های استراتژیک و تاکتیکی بزرگی است. سایکلاپس تجلی آرمان‌های X-Men است. فدا کردن خود برای بخشیدن رنگ حقیقت به رویای اگزاویر، مبنی بر وجود یک همزیستی صلح آمیز بین جهش یافته‌ها و انسان‌ها، برای سال‌ها عامل حرکت او به سمت جلو بوده است.

سرانجام، اسکات از شاگرد پروفسور اگزاویر، به رهبر بی چون و چرای X-Men منصوب شد. همچنین او در کنار معشوقه‌اش، «اما فراست Emma Frost» بعنوان یکی از مدیران موسسه اگزاویر در بخش آموزش‌های سخت‌تر منصوب شد. پروفسور ایکس بعنوان شخصیتی مقتدر در X-Men تغییرات مهمی را در شخصیت سایکلاپس بوجود آورد. اعتماد به نفسش، بی پروایی‌اش و واقع گرایی‌اش بیشتر شد. بعنوان رهبر X-Men، او مجبور بود ایده خود درباره آینده نسل جهش یافته‌ها را باور داشته باشد. آینده‌ای که دیگران از آنها متنفراند و وحشت دارند.

ادامه دارد…

کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد