کمیک 3

مرگ Death

ناشر : Vertigo

خالق : نیل گیمن، مایک درینبرگ، مالکوم جونز III

اولین حضور : نسخه کلاسیک Weird War Tales در سال ۱۹۷۱، نسخه مدرن The Sandman شماره #۸ در سال ۱۹۸۹

توانایی خاص : قدرت مطلق، عالم مطلق جنبه مرگ و زندگی، در همه جا حاضر، جاودانگی

دنیای محل زندگی : زمین یک و زمین جدید

نژاد : اندلس

وضعیت : جاودانه

او نشان حقیقی مرگ و زندگی است و تنها کسی است که می‌تواند در برابر قدرت های مطلق بایستد.

معرفی کاراکتر | مرگ Death

توسط : در تاریخ : یکشنبه, سپتامبر 28th, 2014

برای برخی از مردم مرگ آزادی است، برای برخی دیگر مرگ مکروه است، و یک چیز وحشتناک. اما در پایان، من برای همه اونها در هر زمانی حاضر هستم.

پیرو مقاله معرفی خانواده اندلس، اینبار قصد داریم قدرتمند و محبوب‌ترین فرد را در دنیای دی‌سی و شاید در دنیای کمیک بوک به شما معرفی کنیم. فردی که نشان حقیقی مرگ و زندگی است و تنها کسی است که می‌تواند در برابر قدرت های مطلق بایستد.


شمایل و خاستگاه


مرگ (Death) یک از شخصیت های داستانی دی‌سی از سری مجموعه کمیک بوک های سندمن (The Sandman) است. او برای اولین بار در شماره ۸ سندمن (اوت ۱۹۸۹) ظاهر شد، شخصیت مرگ توسط نیل گیمن و مایک درینبرگ خلق شده است.

در داستان، مرگ نشان دهنده مرگ و زندگی است و همچنین بشارت دهنده روح نیز است. مانند تمام تعاریف انسان‌دیسی، او تجسم مرگ است. او در لحظات پایانی به دیدار مردگان میرود و آنها را به پایان راهنمایی می‌کند. با این حال، با توجه به گفته نابودی (Destruction) در مجموعه Sandman Special: The Song of Orpheus، بر خلاف بسیاری از تعاریف عامیانه از تجسم مرگ، او نیز در هنگام تولد مردم در آنجا حضور دارد و روح آنها را به کالبد جدید راهنمایی میکند. بدیهی است، او به دلیل داشتن چنین نقشی همیشه تنها باشد. مرگ در مجموعه اورفئوس در یونان باستان با نام Teleute شناخته می شود.

اولین لحظه حضور مرگ در مجموعه سندمن

از لحاظ فیزیکی، او مخالف سنتی تجسم فرهنگ غربی از مرگ است، بر اساس فرهنگ غربی مرگ تجسمی از یک اسکلت است که دارایی داسی بلند است که عمر انسان را با آن میبرد که بیشتر با عنوان Grim Reaper شناخته می شود. در سندمن، مرگ بسیار جذاب است، او زنی جوان و رنگ پریده است که به شکل گوتیک لباس می‌پوشد، او بیشتر اوقات یک لباس مشکی جین بر تن دارد. همچنین او یک عنخ نقره به دور گردن و در اطراف چشم راست خود نشان خداوندگاری هورس را دارد. چهره او بسیار دلنشین است، او در زمین بسیار متکبر و جسور است و شاید بتوان گفت بسیار شبیه به بردارش رویا می باشد. این شخصیت او باعث شده است که کارکتر مرگ به یکی از محبوب ترین شخصیت های سندمن تبدیل شود. همچنین مرگ به عنوان پانزدهمین کارکتر برتر دنیای کمیک بوک از سمت مجله امپایر انتخاب شده است. او از طرف Comics Buyer’s Guide در لیست ” ۱۰۰ زن جذاب کمیک” به عنوان دومین زن جذاب کمیک بوک ها انتخاب شده است.

تاریخچه مرگ


مرگ در شماره 80 Weird War Tales

مرگ در شماره ۸۰ Weird War Tales

از شخصیت مرگ چندین تجسم دیگر نیز در دنیای ‌دی‌سی حضور دارد. حضور فیزیکی مرگ به عنوان یک شخصیت می‌تواند از ابتدا به شکل متفاوتی بوده باشد یا اینکه با شخصیت فعلی رابطه ناشناخته داشته باشد، یا به صورت کلی میتوان گفت شکل فعلی مرگ تغییر یافته شکل پیشین او قبل از سندمن است. برای مثال وقتی مورفیس (پادشاه رویا) به دنبال تکه های قدرت خود بر روی دنیای فانی بود، به نزد مارشن مانهنتر رفت، او در آنجا از قالب همیشگی خود در بستر داستان های سندمن خارج شد و به شکلی در آمد که انسان ها او را آنگونه نمی‌دیدند. این نشان می‌دهد که ظاهر فیزکی اندلس ها (ظاهر رویا، حداقل) نسبت به ذهن هر فرد تغییر میکند. از سوی دیگر زمانی که مارکو پلو از رویا در خصوص اینکه چهره اش چرا همیشه رنگ پریده است میپرسد او اینگونه جواب میدهد ” این مهم است که تو به چه نگاه میکنی “. بسیاری از منابع این را نیز تایید می‌کنند که شکل حقیقی مرگ در مجموعه سندمن چیزی جز یک شمایل ذهنی از بی پایان ها نیست.

در مجموعه ” کاپیتان اتم” شماره ۴۲، مرگ در آنجا Black Racer و Nekron را همراهی می‌کند. در این داستان هر سه آنها به عنوان یک تجسم واحد از مرگ شناخته می‌شوند. هر چند این قضیه توسط نیل گیمن بعدها رد شد و عنوان شد که مرگ از اندلس ها تنها تجسم حقیقی مرگ می باشد. با این حال، Nekron, the Racer و Black Flash ممکن است هر کدام چهره های مختلف از خدایان مرگ در جهان دی‌سی باشند. در مجموعه Blackest Night این تناقض آشکارتر شده است، در این مجموعه Nekron به عنوان جنبه مرگ شناخته می‌شود او با کمک نیروی خود رستاخیز از مردگان به راه می اندازد. به این حال Nekron نیرویش از تاریکی نشات میگیرید تا چیزی به سوی روشنایی.

دیدار کاپیتان اتم با مرگ در شماره ۴۲ مجموعه کاپیتان اتم

نسخه های سنتی مرگ برای اولین بار با ظاهر یک اسکلت در یک ردای آبی یا متمایل به رنگ ارغوانی در مجموعه های کلاسیک دی‌سی چون Weird Mystery Tales, House of Secrets, Ghosts, Weird War Tales و DC Comics Presents#29 حضور پیدا کرد، به طور معمول مرگ به عنوان یک اسکلت در یک لباس نظامی که بیشتر در مناطق جنگی حضور دارد معرفی شده بود. این شخصیت برای اولین بار در شماره اول مجموعه  Weird War Tales رونمایی شد و بعد از آن تا مدت ها به عنوان شخصیت اصلی مرگ در هر جا حضور داشت. در یکی از مجموعه های Crisis مرگ نیز حضور دارد، هر چند ظاهری بر خلاف شکل و قیافه مرگ گیمن دارد ولی خود را مرگ می نامد، در آن مجموعه نیز برادر بزرگتر مرگ “سرنوشت” نیز حضور دارد و به سوپرمن لحظات مرگش را نشان میدهد، در آن مجموعه سوپرمن او را با عنوان ” Grim Reaper ” خطاب می‌کند، که شاید این نشان دهنده چندگانه بودن شکل مرگ در جهان دی‌سی می باشد.

شکل ظاهری متفاوت دیگر از مرگ در دنیای دی‌سی موجود است، او برای اولین در شماره ۵۶ مجموعه The Witching Hour در جولایی ۱۹۷۵ ظاهر شد. او در این مجموعه به شکل زنی کوتاه قامت با موهای فرفر بلوند به تصویر کشیده شد، در این مجموعه کمیک او رقیب عاطفی دو مرد است، که در ادامه داستان کمیک هر دو مرد به طرز مختلف کشته می‌شوند.

مرگ در سمت راست، مگی برنان و فانتوم استرنج

در شماره ششم مجموعه دوم Swamp Thing، فانتوم استرنج مرگ را در قالب یک نجیب زاده میناسال ملاقات می‌کند، این شکل ظاهری احتمالا برداشتی از فیلم کلاسیک “Death Takes a Holiday” می‌باشد. در این مجموعه مرگ زن جوانانی به نام مارگارت “مگی” برنان را به عنوان همسر خود انتخاب میکند با اینحال این زن از مرگ ترس دارد و نمیتواند در کنار او قرار بگیرد. این نسخه از مرگ توسط مایک وی.بار و دن اسپیگل ایجاد شده است. مگی شاید تنها شخصیتی در دنیای دی‌سی باشد که از لحاظ فیزیکی بسیار شبیه به نسخه گیمن است، هر چند طبیعت مهربان اون چندان شباهت به مرگ ندارد. در مجموعه The Spectre فانتوم استرنج به عنوان تنها رب النوع در دنیا دی‌سی معرفی شده است.

تجسم فعلی مرگ برای اولین بار در چپتر “صدای بال هایش” (شماره #۸) از بخش داستانی اول کمیک های سندمن رونمایی شده است. مرگ به محض ظهور در اولین چپتر به عنوان شخصیت محبوب خوانندگان محسوب شد، به طوری که از آن پس حتی به طور کوتاه در هر چپتر داستانی برای خود داشت. با این حال، گیمن برای جلب خوانندگان از سهمیه بندی خاصی برای حضور هر یک از اعضای خانواده در کنار رویا استفاده می‌کرد، از این رو کمتر شاهد حضور در شخصیت محبوب داستان در کنار یکدیگر بودیم. با اینحال، در نهمین و آخرین بخش داستانی سندمن در آرک “The Kindly Ones” مرگ در چندین چپتر در کنار برادرش حاضر شد و او در آخر آرامش را برای برادرش به ارمغان آورد.

طراحی شخصیت


به نقل از نیل گیمن، طراحی بصری اولیه مرگ بر اساس ظاهر یکی از دوستان مایک درینبرگ یعنی سینمون هلدی انجام شده است، در مجموعه همنشینی با سندمن اینگونه عنوان شده است:

 

سینمون هلدی

سینمون هلدی الهام بخش شخصیت مرگ

مرگ تنها شخصیتی اصلی است که تصویر سازیش از من نشات نمیگیرد، اعتبار طراحی مرگ همگی مطلق به مایک هست. من برای طراحی شخصیت مرگ در سندمن نیکو را پیشنهاد دادم، از نظر من چهره استخوانیش برروی جلد آلبوم Chelsea Girl همان چیزی بود که مرگ نیاز داشت.
اما مایک ایده های خودش رو داشت، او برای من طراحی اش را از روی یک زن به نام سینمون هدلی ارسال کرد – طراحی که بعدا در شماره یازده سندمن چاپ شد – و من یک نگاهی به آن طراحی انداختم و واکنش بسیار سریعی نشون دادم ” وای این واقعا عالیه.” بعد از آن روز، من و دیو مک‌کیان برای شام در چلسی به یک پانک هوز قدیمی هلندی رفتیم، در آنجا پیشخدمت خاصی برای صرف غذا به نزد ما آمد.او یک آمریکایی بود موی بلند و سیاه داشت، و سرتاپا سیاه پوشیده بود – یک شلوار جین سیاه و یک تیشرت و … – یک عینک و یک عنخ نقره بزرگ به گردن آویخته بود.او دقیقا مانند طرحی بود که مایک برای شخصیت مرگ برای من فرستاده بود.

عکس هدلی در کنار طراحی از مرگ

مک‌کیان همچنین یک سری از مدل های حرفه ای انگلیسی را برای بازنمایی مرگ در پوشش سندمن استفاده کرد.

با وجود برخی شایعات، مرگ بر اساس دوست گیمن توری آموس طراحی نشده است.

سن ظاهری مرگ بسیار متفاوت است. هر چند با توجه به ظاهرش در مجموعه سندمن میتوان گفت او در اوسط دهه بیست زندگی خود است، هر چند شکل ظاهری مرگ در هر یکی از تصاویرش در دنیا سندمن متفاوت است ولی با این حال میتوان گفت شکل ظاهری او نزدیک به سی سال را به نمایش میگذارد، هر چند هیچ چین و چروکی بر روی صورتش دیده نمیشود.

بیوگرافی شخصیت داستانی


مرگ در کنار ماهی هایش

مرگ فرزند دوم ارشد خانواده اندلس است. او احتمالا یکی از قدرتمندترین اندلس‌ها می باشد (و ممکن است قدرتمندترین در جهان نیز باشد، یک فلاش بک در زندگی مختصر او نشان داده شده است). او تقریبا قدرتمند ترین بی پایان در برابر دیگر قدرت های مطلق جهان می باشد در آرک The Kindly Ones او تنها کسی است که بر سر قدرت های مطلق فریاد میزند و بر سر آنها خشمگین می‌شود. جادوگر تسالی اشاره می‌کند مرگ تنها اندلس است که هیچ قاعده و قانونی او را نمیتواند محدود کند و تنها اندلس و موجودی خواهد بود که بعد از به پایان رسیدن تمام دنیاها باز هم تجسمش در پایان دنیا به تنهایی حضور خواهد داشت. در خصوص قلمرو مرگ هیچ جزئیاتی به تصویر کشیده نشده است، هر چند عنوان چون خانه در نسخه های جانبی سندمن چون کتاب سحر و جادو و آهنگ ارفئوس دیده و شنیده شده است. هر چند احتمال میرود او در گالری پرتره های سرنوشت زندگی میکند، در مجموعه The Little Endless Storybook وقتی که برنابا برای دیدار با او میرود، به مجموعه آپارتمان هایی نزدیک می‌شود. گفته می‌شود مرگ در طول زندگیش هر چیزی را دوبار میبنید. یکبار هنگام تولد هر چند کسی او را به یاد نمیاورد، و یکبار در زمان مرگ فرد. مرگ روح مردگان را به سوی بصیرت راهنمایی نمیکند، او صرفا دروازه به آنچه فراسوی زندگی است برای آن‌ها باز میکند. مشخص شده است مرگ از دو ماهی قرمز نگهداری و مجموعه‌ی از کلاه فلاپی برای خود جمع می‌کند. تا به امروز او برای دو بار موافقت کرده است که روح کسی را نگیرد.

ایستادگی در برابر قدرت های مطلق

در یک روز در هر قرن، مرگ به صورت یک فانی زندگی می‌کند (نه فقط به شکل یک انسان) و بعد میمیرد، این کار برای این صورت میگیرد تا او ارزش زندگی را بهتر از قبل درک کند. در مجموعه Death: The High Cost of Living her Endless او برای مدت کوتاهی به شکل یک فانی در می‌آید.

دوستی ها و روابط


دوستان مرگ

مرگ – با وجود شرح شغل خود – همواره یکی از گستاخ ترین اندلس ها می باشد. در حالی که سرنوشت (فرزند ارشد اندلس ها) بسیار سرد و جدا از خانواده می‌باشد، مرگ گرم و مراقب خانواده است، او نقش یک خواهر بالغ و یک مادر دلسوز را برای دیگر برادران و خواهران خود ایفا میکند. او را میتوان اغلب در سراسر سری سندمن دید که به عنوان محرم اسرار رویا با آن مشورت میکند، یا جلوی بازی های احماقانه دوقلوهای ناامیدی و تمایل را میگیرد، اغلب او در امور بی پایان ها مداخله میکند و جلوی کارهای بعضی از آنها را با عصبانیت میگیرد. نزدیکترین عضو از خانواده به او رویا است، او در موارد متعدد به رویا مشاوره داده است. او حتی نشان داد کار خود را زمانی که مرگ برای خانواده اش میاید انجام میدهد، برخلاف رویا و سرنوشت، به نظر میرسد او کارش را بسیار جدی تر از آنها دنبا میکند.

 

آغاز خلقت او


صحبت های گیمن در خصوص ظهور مرگ

اگر به عکس سمت چپ نگاهی بیندازید، اولین طرح از مرگ را میبنید که نیل گیمن در مجموعه “A Death Gallery” آن را منتشر کرده است، در این عکس روند به وجود آمدن مرگ از زبان نیل گیمن شرح داده شده است.

میتوانید با بزرگ کردن عکس، روند خلق شدن و ظهور مرگ را از زبان گیمن بخوانید.

 

قدرت و توانایی های


قدرت ها

  • شخصیت مرگ : یکی از هفت بی پایان، موجودی با قدرتی باور نکردنی، مرگ پروردگار و تجسم تمام مرگ و زندگی است. مرگ بر خلاف دیگر تعاریفش به دیدار تمام موجوداتی که پا بر روی زمین میگذارند میرود، بدیهی است او تمام موجودات که با آنها برخورد داشته است را به خاطر بسپارد.
  • هدیه مرگ : او این قدرت را دارد که روح هر موجودی را بگیرد و به مکان مناسبی ارسال کند (معمولا زندگی پس از مرگ به شکل تناسخ در جسم تازه می باشد)، هر چند مرگ اغلب اوقات اینکار را نمیکند و آن را برعهده خدایان مرگ قرار میدهد. بر خلاف مرگ، خدایان مرگ و شیاطین روح را برای خود میبلعند و آن را برای یک تناسخ جدید ارسال نمیکند. این رابطه مرگ و خدایان مرگ چیزی نامعلوم است.
  • هدیه زندگی : مرگ ظاهرا نیز زندگی را با خود حمل میکند، و در هنگام تولد هر فرد در آنجا حضور دارد و روح را در بدن آن موجود قرار میدهد، و یا در زمان های خاص به دیگران شانس دوم (تناسخ در جسم تازه) را میدهد، هر چند معیار انتخاب برای شانس دوم نامعلوم است.
  • جاودانه : مرگ جاودانه است، و مقدر به اینکه تنها در این جهان زندگی میکند.
  • جادو : تسلط کامل به سحر و جادو
  • دگردیسی : او میتواند ظاهر خود را به راحتی عوض کند، یا اینکه مانند برادرش در نظر هر کس به یک شکل برسد.
  • حضور در همه جا در ان واحد : او میتواند در هر جای جهان حضور داشته باشد تا وقتی خودش نخواهد کسی او را نمیتواند ببیند
  • علم لایتناهی : او میتواند تمام آینده ممکن را ببیند، و به تمام اسرار دنیا واقف است.
  • تلپورت : او میتواند در هرجای قلمروی فانی که مرگ و زندگی در آن جریان دارد به صورت آنی حضور پیدا کند.
  • نزدیک-قدرت مطلق : هر چند او قوی ترین اندلس و شاید یکی از قوی ترین افراد دنیای دی‌سی محسوب بشود ولی نسبت به افرادی چون پرزنس و لوسیفر در درجه پایین تری قرار دارد، هر چند او به راحتی میتواند در برابر تمام قدرت های مطلق بدون هیچ ترسی ایستادگی کند.

نقاط ضعف

  • قوانین باستان: با وجود قدرت های بزرگ خود سرنوشت، مثل سایر اندلس ها، او نیز به مجموعه ای از قواعد و رسوم متصل شده است. یکی از الزامات او این است که حق ندارد سرنوشت هیچ یک از خانواده خود را ببیند و از این رو حق ندارد به هیچ عنوان از آنها محافظت کند. دیگر این که او نمیتواند عاشق یک فانی شود زیرا باعث سقوط او می شود.
  • عدم اجازه ورود به گورستان Litharge : اینکه چرا او نمیتواند وارد قبرستان بشود یا ورودش منع شده است نامعلوم است.

حضورها


 

  • Vertigo Comics

مرگ دارای دو عنوان مستقل به نام Death: The High Costof Living 1993, و Death: The Time of Your Life 1996 است. که هر دو توسط نیل گیمن نوشته و توسط کریس باچلو طراحی شده است، در این کمیک بوک ها برخورد مرگ با فانی های مختلف به نمایش گذاشته شده است. Death: The High Cost of Living اولین کمیک مستقل مرگ بود که به صورت مستقیم توسط ورتیگو و زیر نظارت دی‌سی در سال ۱۹۹۳ منتشر شد. سومین مینی سری، The Girl who Would Be Death نام دارد که توسط Caitlín R. Kiernan طراحی و نوشته شده است. این کمیک در خصوص دختری جوانی است که نشان مرگ را میدزد تا بتواند خود را جای او قرار بدهد، هر چند مرگ در این کمیک بوک هرگز دیده نشد ولی به عنوان یک راوی در مجموعه صحبت میکند.

 

چهره رویا و مرگ در مانگا تامپسون

در سال ۲۰۰۳ رمان گرافیکی به سبک مانگا توسط جیل تامپسون نوشته و طراحی شده این مانگا که به نام Death: At Death’s Door منتشر شد، داستان مرگ را در طول فصل چهارم سندمن به تصویر کشیده است. این عنوان تامپسون توانست محبوبیت خوبی را برای خود کسب کند و باعث شد تامپسون در سال ۲۰۰۵ نیز عنوان گرافیکی دیگری به سبک مانگا نیز برای مجموعه پسران مرده کارآگاهان تولید کند.

شماره یک عنوان گالری مرگ در سال ۱۹۹۴ منتشر شد این کمیک بوک که شامل بیش از صد طراحی از مرگ بود که توسط ۳۰ هنرمند کمیک کشیده، از جمله طرح خام و اولیه که توسط نیل گیمن طراحی شده و نیز در این مجموعه منتشر شد. در سال ۲۰۰۳ نیل گیمن عنوان In Endless Nights را منتشر کرد که مرگ را در چندین میلیارد سال پیش با یک شخصیت کاملا متفاوت به نمایش میگذارد.

حضور در شماره ۱۲۰ کمیک Hellblazer

مرگ در جلد اول مجموعه کتاب سحر و جادو در سال ۱۹۹۱ نیز حضور دارد، در این مجموعه او آقای ای و تیموتی را در پایان دنیا به مرگ راهنمایی میکند. همچنین او در جلد دوم کتاب سحر و جادو در شماره ۳-۴ آن نیز حضور دارد. همچنین او در شماره ۱۲۰ مجموعه Hellblazer  در میخانه پر از ارواح حضور دارد.

 

دیدار لوسیفر و مرگ

او همچنین در سری لوسیفر مایک کری زمانی که شخصیت اصلی زخمی شده است و در حال مردن است ظاهر شد. در ابتدا به نظر می رسد که مرگ در واقع برای گرفتن جان لوسیفر آماده است ولی او زندگی ایلین بلک (به طور موقت) میگیرد تا زندگی لوسیفر را نجات دهد. مرگ اذعان میکند به زودی با لوسیفر صحبت خواهد کرد در حال حاضر او میان مرگ و زندگی به دام طولانی افتاده است.

  • DC Universe

دیدار لکس لوتر و مرگ

مرگ نیز گاه به گاه در جریان اصلی جهان DC حضور پیدا میکند. که این اتفاق بیشتر باعث دلخوری نیل گیمن شده است، او در شماره ۴۲-۴۳ کاپیتان اتم (ژوئن ۱۹۹۰) ظاهر شد، به عنوان صرفا یکی از جنبه های مرگ. در چندین کار کیت گیفین مانند وان شات Ambush Bug Nothing Special (سپتامبر ۱۹۹۲)، شماره سوم مجموعه Lobo’s Back  (اکتبر ۱۹۹۲) او حضور دارد و همچنین در این مجموعه لوبو از مرگ سیلی میخورد. او در نابودی زمین در لژیون سوپر قهرمانان جلد چهارم شماره ۳۸ (دسامبر ۱۹۹۲) نیز حضور دارد. کارکتر مرگ در شماره ۸۹۴ مجموعه Action Comics که توسط پل کرنل طراحی و نوشته شده است نیز حضور دارد. کرنل تایید کرده است که او برای استفاده از شخصیت مرگ در کمیکش از شخص نیل گیمن تایید لازم را گرفته است، در این داستان لکس لوتر در هنگامی که در حال جستجو یک حلقه قدرت سیاه است، با مرگ برخورد میکند. مرگ در مجموعه فلش نیز حضور داشته است.

  • حضورهای نیمه متعارف

حضور ویژه مرگ در کمیک های مارول

یک آگهی هشت صفحه‌ای مخصوص ایدز موجود است که توسط نیل گیمن و مک‌کیان طراحی و نوشته شده است، در این مجموعه مرگ نشان میدهد با داشتن رابطه سالم جنسی میتوان از مبتلا شدن به ایدز جلوگیری کرد در این کمیک آموزشی جان کنستانتین نیز حضور دارد. از این آموزش برای کلاس های بهداشت دبیرستان ها استفاده شد، این مجموعه تحت عنوان Death: The High Cost of Living منتشر شد. ( به دلایل وجود مورد اخلاقی از توضیحات کلی این موضوع پرهیز می‌کنیم).

شخصیت مرگ در شماره دوم Avengers/JLA نیز حضور دارد. همچنین او در دنیای مارول در هنگام ازدواج Rick Jones و Marlo Chandler در شماره ۴۱۸ هالک شگفت انگیز حضور دارد.

منابع غیر معتبر


  • فلیسیتی اسموک در ظاهر مرگ

    مرگ (نه یک اندلس) نیز راوی و مجری The Big Book of Death  ۱۹۹۵  می باشد، این کمیک بوک بر اساس سبک “باور کنید یا نه، عجیب ولی واقعی” منتشر شده است، این عنوان توسط پارادوکس پرس که یکی از ناشران زیر مجموعه ‌دی‌سی کامیکس می باشد منتشر شده است.

  • مرگ از اندلس ها در سال ۲۰۰۹ در رمان نوجوانان، باشگاه خودکشی اثر ریس تاموس نیز حضور پیدا کرده است.
  • مرگ توسط سام کیت در مجموعه “The Maxx” به آن اشاره میشود. در این مجموعه شخصیت سارا یکی از نقل قول های مطرح مرگ را استفاده میکند.” اونا فکر میکنند مرگ عاشقانه است. مرگ سخت، سرد و زشته. هیچ چیز زیبایی توش نیست جوجه “
  • مرگ نیز در رمان Jorge Jaramillo به نام Vallecuervo که در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است حضور دارد.
  • در ماجراهای جدید دکترهو نیز زنی حضور دارد که تجسم از دو بخش مهم زندگی است، که به نظر میرسد به مرگ اشاره دارد.
  • در مجموعه تلویزیونی Arrow فیلسیتی اسموک در دوره جوانی با موهای سیاه و گردنبند عنخ به نمایش گذاشته می‌شود. این یک اشاره بسیار ظریف به مرگ می‌باشد.

 


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.

 


    • ahmad
      در پاسخ به ahmad

      بسیار جالب بود …
      کلن از این اندلس ها خیلی خوشم اومده 🙂

    • nightboy
      در پاسخ به nightboy

      با حال هست لایک داره یه هویی

    • v for victory
      در پاسخ به v for victory

      درود
      با تشکر از پوریا اریایی عزیز
      شخصیت های خانواده اندلس واقعا مسحورکننده اند
      من لذت میبرم از تمام مطالبه مربوط به اونها از وضعیت تاهل تا جنسیت
      و خواستگاه و نداشتن محدودیت
      گاهی به این فکر میکنم طراحان شخصیت های کمیک چقدر خلاق بودند

    • Fear
      در پاسخ به Fear

      بنظرم مرگ باحالترین اندلس هاست.

    • حامد32
      در پاسخ به حامد32

      ببخشید این کمیک هارو ترجمه نمیکنید که ما بتونیم دانلود کنیم

    • مارولته
      در پاسخ به مارولته

      مگه ما یه مرگ نداشتیم که معشوقه تانوس بود ؟؟؟؟

      • S.i.S
        در پاسخ به مارولته

        اون مرگ نه کارکتر جالبی داره نه پشتیوانه قوی همینطوری برای پر کردن داستان تو مارول ساخته شده

        • Marvel and DC are the best
          در پاسخ به S.i.S

          نه خیر.با اینکه حضور او در داستان ها کمه ولی کاراکتر خوبیه و به موقع در داستان ها ظاهر میشه.
          اتفاقا من از این اندلس خوشم نمیاد چون که بنظرم برای پر کردن داستان و فروش بالای دی سی ساخته شده.نه شخصیت جالبیه نه ریشه قوی داره.
          خیلی شخصیت مسخره ایه.

          • S.i.S
            در پاسخ به Marvel and DC are the best

            بلع دوست عزیز شما درست میگید، کسی که به تا الان سیزده بار جایزه Locus رو برده، کسی که تا الان نزدیک به شش بار جایزه های Hugo و Bram رو تو دنیا ادبی گرفته، کسی که ۱۳ بار جایزه آیزنر (که تو اسکار دنیا کمیک محسوب میشه) رو برده که البته شش بارش فقط برای همین مجموعه های اندلس ها بوده داستانش خیلی مسخره و بی ریشه است !! بعد شما میایی این داستان ها رو به دی‌سی ربط میدی ؟ حداقل یکبار مقاله رو بخون یکبار هم کمیک رو این کمیک بوک زیر نظر کمپانی ورتیگو که زیر مجموعه دی‌سی هست ساخته شده یکبار اگر شما کمیک رو باز میکردی میدیدی که رو صفحه اصلیش زده ورتیگو !!

            از نظر من نظر شما نه تنها مهم نیست بلکه محضک هست.

            • حجت مزارعی
              در پاسخ به S.i.S

              من خودم شخصیتای ورتیگو رو خیلی دوست دارم…جالبه هرکی میخواد ازشون یاد کنه میگه DC درحالی که مال درتیگو هستن…البته نهایتشون DC میشه یجورایی

            • Marvel and DC are the best
              در پاسخ به S.i.S

              از نظر من هم نظر شما بسیار خنده دار است.

              • KillingJOKE
                در پاسخ به Marvel and DC are the best

                متاسفانه شما که فقط میخوای کورکورانه از برند مارول طرفداری کنی خودتو گول نزن و همون نام قبلیت رو استفاده کن….کلا کمیک دوستان هم مثل بازیهای کامپیوتری دو دسته هستن
                یک عده مثل شما الکی فن بازی درمیارن و تا یک یک تعریفی از شخصیت شرکت رقیب میکنه سریع میپرن وسط و اون شخصیت رو میخوان خیلی مبتدیانه زیر سوال ببرن در صورتی که دسته کمیک بازهای وقعی افرادی هستن که همه کمیک ها رو میخونن و سعی میکنن فاقد از نام شرکت از داستان لذت ببرن نه اینکه انگار تیم فوتبال دارن حمایت میکنن!
                خوب میشه که سایت یک مقاله یا تبادل نظری در اینباره بذاره
                چون واقعا مثلا بروس وین جای خود و پیتر پارکر هم جای خود هر دو مسائلی گوناگون و واقعا معنیدار از شکل زندگی در خودشون دارن ولی یک عده مثلا چون مرد عنکبوتی دوست دارن خودشون رو از جذابیت های داستانی بت من محروم میکنن بعد همین عده چون هیچوقت سراغ داستانهای این شخصیت نمیرن میان یک سری دری وری میگن…درست مثل قضیه شما عزیز

          • Omid
            در پاسخ به Marvel and DC are the best

            ورتیگو شاخه ی بزرگسال دی سیه. کمیکاش هیچوقت برای عموم مردم نوشته نشده. مثل اونجرز یا اکس من نیست که مخاطب عام داشته باشه. خشونت، صحنه های اروتیک، خون و خونریزی، زبان خشونت آمیز و هزاران مورد دیگه توش خودنمایی میکنه. تمامی اینها، به همراه داستان هایی بی مانند. هیلاری گلداشتاین میاد و ورتیگو رو بالاترین وجهه دی سی توصیف میکنه، و سندمنو شاهکار ورتیگو.
            سندمن اولین آرک بعد از واچمن بوده که جایزه هوگو رو به عنوان بهترین رمان فنتزی برده. سندمن در ۸ سال انتشارش همواره یکی از پرفروشترین کمیک های آمریکا بوده. ۲۶ جایزه آیزنر داره، و ۴ جایزه بهترین نویسنده برای نیل گیمن. خیلی معذرت میخوام، اما فکر نمیکنم منتقدای کمیک اینقدر احمق باشند که این همه اعتبارو به یه آرک با شخصیتای بی محتوا و صرفا برای فروش بیشتر بدن.
            پس دوست عزیز، فکر نکنم کورکورانه نظر بیهوده دادن درمورد آرکی که شاهکار دارک فنتزی لقب گرفته، صرفا از روی فن بوی بودن یه برند دیگه، کار درستی باشه. به جز بد نشون دادن وجهه خودتف دستاورد دیگه ای نخواهد داشت.

          • سرنوشت
            در پاسخ به Marvel and DC are the best

            یه سوال
            الان اندلس ها سرنوشت مرگ مایکل پزرنس یا لوسیفر قوی ترن؟

      • Fear
        در پاسخ به مارولته

        یه مرگ هم داریم که با ددپول رابطه داره

        • سرنوشت
          در پاسخ به Fear

          مرگ معشوقه تانوس معشوقه ددپول چیه؟
          مگه نگفت نمیتونن با موجودات فانی ارتباط داشته باشن؟؟
          طرفداری نمیکنم ولی هرچی باشه این اندلس از مال مارول ها خیلی جذاب تر و بهترن
          یعنی توی مارول یه مرگ وجود داره که میتونه با یه انسان فانی ارتباط داشته باشه!!!!
          اون چه مرگی که معشوقه ددپوله
          حتما اون مرگ با این مرگ در حد مرگ تفاوت دارن!

    • S.i.S
      در پاسخ به S.i.S

      هر چند شخصا عاشق مورفیس هستم، ولی مرگ رو خیلی دوست دارم از جمله شخصیت های ماندگار تاریخ کمیک بوک هست، از جمله شخصیت های هست که همیشه به یاد میمونه، تاثیرش هم بعد از معرفیش خیلی زیاد بود، تاثیر خیلی زیادی رو مد و رفتارهای طرفدارهاش به خصوص زن ها گذاشت.

      از لحاظ قدرت تو دنیا کمیک هم که جز سه تای اول هست شاید تنها کسایی که زورش بهش برسه پرزنس هست بعد لوسیفر در یک سطح بالاتر، مکائیل با اینکه قدرتمند هست چندین بار جلوی لوسیفر در اومد ولی جلوی مرگ مثل بچه میمونه.

      • endless
        در پاسخ به S.i.S

        مقاله ی عالیییییی بود ولی میشه یکی بگه لوسیفر و پرزنس کیه؟خیل برام سواله؟

        • Omid
          در پاسخ به endless

          در جهان دی سی، پرزنس معادل خدای ابراهیمی و خالق (البته به نوعی) مولتیورس دی سی هست. لوسیفر مورنینگ استار و مایکل دمیورگوس، دو فرشته مقرب و فرزندان پرزنس هستند. مایکل نمایانگر قدرت، و لوسیفر نماد اراده پرزنس بوده، و پیدایش ساختار دی سی توسط این دو صورت گرفته. مایکل نیروی اولیرو به وجود اورده و لوسیفر تغییرات رو اعمال کرده. مایکل پس از اون فرمانده سپاهیان شهر نقره فام میشه، و لوسیفر، در قیامیکه علیه بهشت میکنه، طرد میشه و تبدیل میشه به فرمانروای جهنم. در خط داستانی سندمن، لوسیفر نقش بسیار مهمی رو ایفا میکنه. مایکل علاوه بر حضورش در خط داستانی آرک اسپکتر، چند بار در اکشن کمیکس، اینفینیت کرایسیس، و آرک لوسیفر هم حاضر شده.

          اما در مورد توازن قدرت ها. دوست عزیز, اینکه شما بیای هر یک از اندلس رو بالای مایکل یا لوسیفر قرار بدی اشتباه محضه. حتی خود مرگ. همونطور که میدونیم، پرزنس قدرت مطلق هست. (بدون احتساب پرایمال مانیتور البته) و مایکل و لوسیفر هر دو در سطح بعدی قدرت قرار دارند. ههچنین مقایسه این دو نا ممکنه. مایکل توانایی های مخصوص به خودو لوسیفر هم توانایی های خودش رو داره. همونطور که دیدیم، مایکل در نبرد بین نیروهای بهشت و جهنم، لوسیفر رو تا مرز مرگ برد. و لوسیفر هم در آرک “گرگ در زیر درخت” چندین بار مایکل رو نابود کرد اما مایکل دوباره ساخته شد. قدرت دامینوس دمیورگوسی که در وجود مایکل هست، بهش این امکان رو میده تا تمامی مولتیورس رو ویران کنه، جوری که حتی خود پرزنس هم نتونسته جلوش رو بگیره، و شعله های لایت برینگر لوسیفر توانایی خاکستر کردن هر چیزی رو در جهان دارند.
          همونطور که مورفیوس در “Season of the mist” اشاره کرد، لوسیفر کامل ترین مخلوق پرزنسه. و بسیار از اندلس نیرومند تره. و باز هم در آرک لوسیفر دیدیم که به مرگ میگه “تو بر من هیچ تملکی نداری”. پس در زمینه برتری کامل قدرت های لوسیفر نسبت به مرگ یا هر یک از اندلس نباید بحثی باشه. اما در مورد مایکل. اگر قبول ندارین که مایکل و لوسیفر با هم برابر هستند، پس میشه به قدرتنمایی مایکل در باغ سرنوشت اشاره کرد. کسی که در اون سطح از سرنوشت، کهنسال ترین اندلس قویتره، پس مسلما در نردبان قدرت، چند صد پله بالای مرگ قرار داره. (از برتری مرگ نسبت به سرنوشت هم آگاهم.)

          در کل، اگر بخوام کسانی رو در دی سی نام ببرم که از مرگ نیرومند ترن، میشه به پرزنس، پرایمال مانیتور، لوسیفر، مایکل، تاریکی عظیم، و دکریتور اشاره کرد.

          • S.i.S
            در پاسخ به Omid

            به راحتی میشه این حرف رو با یک دلیل رد کرد، منشاء تمام اندلس ها به کسی به غیر از پرزنس و حتی پرایمال برمیگیرده.پس به راحتی این جریان میتونه جلوی هر خالقی قرار بگیره چون هیچ نقصی نسبت به اینها نداره خودتون هم به صحبت مورفیس اشاره کردید بذارید براتون مثال The Endless Night رو بزنم زمانی که حتی لوسیفر و مکائیل هم حضور نداشتن دنیا رو خاندان اندلس اداره میکرده.یا حتی در یکی از ارک های سندمن وقتی مورفیس میگه یکبار دنیا در گردبای نابود شد، و بعد این دنیا خلق شد به وضوح نشون میده که اندلس ها ماورایی قدرت هستن.اینها مشاهدت و واقعیت دنیا هست ولی از لحاظ قدرت ما جایگاه نمیتونیم به اندلس ها بدیم چون هیچکدومشون با هیچ یک از قدرت های جهان وارد درگیری نشدن، یکجور قانون نانوشته هست بین اندلس ها با هیچ جریان که بر طبیعت دنیا نظارت داره نباید وارد ناسازگاری شد.

            وگرنه به راحتی مرگ میتونست جلوی کشته شدن برادرش رو بگیره، یا به راحتی میتونست جلوی هر شخصیت دیگه در بیاد.

            http://up.vbiran.ir/uploads/39033142282471936979_1161554-lucifer169.jpg

            • Omid
              در پاسخ به S.i.S

              این که اندلس پیش از پیدایش جهان وجود داشتند تنها در مورد سرنوشت صدق میکنه. پیدایش مولتیورس دی سی به دست لوسیفر و مایکل بوده، و حضور سایر افراد اندلس پس از پیدایش مولتیورس هست. برای مثال، مورفیوس هنگامی پیدا شده که موجوداتی با توانایی رویا دیدن خلق شدند. و اینکه اندلس ها منشا ندارند. صرفا نیروهایی هستند که وابسته به ساختار جهانند.

              همچنین در مورد حضور لوسیفر و مایکل، باید بگم که هر دو پیش از پیدایش چارچوب دی سی به دست پرزنس خلق شده بودند. پس اداره جهان توسط اندلس پیش از پیدایش دو برادر غیرممکنه. در اندلس نایتز هم به این جمله اشاره ای نشده. اگر منظورتون اون مونولوگ های دستینی بوده، که همچین چیزی رو نگفتن. و اون ضیافت ستاره ها هم میلیون ها سال پس از پیدایش جهان رخ میده. حتی قدرت اندلس هم مطلق نیست. دلیریوم به وضوح به دستینی میگه که مطالبی هست که در کتاب اون وجود ندارند. مورفیوس در برابر لوسیفر ادعای ناتوانی میکنه. و لوسیفر بخش هایی از کتاب سرنوشت رو به آتیش میکشه.

              در مورد اون آرک که اسمش The Doll House هست باید بگم که ورتکس (همون گردباد رویاها) ذهن افراد رو نابود کرده نه دنیای فیزیکی رو. و افرادی که نابود شده اند کسانی بودند که میتونستن رویا ببینن. مسلما افرادی مثل لوسیفر یا مایکل نیازی به رویا دیدن ندارند. و منظور از نابود شدگان، مورتال ها بودند.

              و درمورد اون پنلی که گذاشتید. اول اینکه دقیقا حرف من در مورد همین بود. عدم تسلط مرگ بر روی لوسیفر. همونطور که خودت میدونی، این حادثه بر میگرده به شکست لوسیفر از باسانوس ها. که به مرگ هیچ، تاکید میکنم، هیچ ارتباطی نداشت. باسانوس ها وارد مولتیورس خود لوسیفر شدن، از قدرت خودش بر ضدش استفاده کرده و موقتا نابودش کردند. روح لوسیفر وارد لیمبو میشه، و مرگ صرفا “برای دیدن اتفاقاتی که قراره بیفته” میاد اونجا. و لوسیفر هم که فکر میکنه مرگ اومده تا باهاش وارد نبرد بشه خیلی ساده تهدیدش میکنه. مرگ هم بیخیال قضیه میشه.

              http://static.comicvine.com/uploads/original/0/9116/516491-photo20.jpg

              • S.i.S
                در پاسخ به Omid

                تعریف سرنوشت و مرگ یک چیز جالب هست بذاری یه مثال بزنم، ما میدونیم که طول عمر سرنوشت از قبل از پیداش هر جهانی بوده یه جورهایی حتی قبل از خلقت لوسیفر حضور داشته و میدونیم بعد از پایان جهان و کارش تموم میشه و دفترش بسته میشه برای همیشه، ولی مرگ در گام دوم بعد از ظهور سرنوشت هست زمانی ظهور کرد که اولین تناسخ روح و جسم نیاز بود (که خودش یک سئوال هست که آیا مرگ در تناسخ روح و جسم قدرت های مطلق دی‌سی دست داشته یا نه) و نکته جالب این هست وقتی دنیا نابود بشه باز هم مرگ حضور داره و کارش به پایان نمیرسه یک جورایی ابدی خواهد بود.

                در خصوص نابود سازی کتاب سرنوشت توسط لوسیفر همین که باعث عصبانیت شخص گیمن شد بس، تعریف کتاب سرنوشت در دنیا سندمن بسیار واضح هست، کتابی که نه از بین میره نه به وجود میاد، هیچ وقت هم از صاحبش جدا نمیشه این قانون بزرگی بود که گیمن پایه گذاری کرد برای همین میگم ما اگر تو مجموعه های مثل CH و لوسیفر میبینم که کتاب یا گم میشه یا آتش کشیده میشه تعریف واقعی سندمن از خود سرنوشت نیست.در کنار این قضیه صحبت دلریوم رو میشه قبول کرد که بعضی از بخش های دنیا هیچ وقت قرار نیست درون کتاب سرنوشت ثبت بشن.

                بحث اصلی من همین هست، هیچ وقت شخصیت های اصلی اندلس حاضر به تقابل با دیگر قدرت های دنیا رو نداشتن، هر وقت هم در برابرشون قرار گرفتن یا کنار کشیدن یا ساکت موندن برای همین میگم بین اندلس ها قانون نانوشته‌ی هست که هیچ وقت نباید با دیگر جریان های طبیعی دنیا وارد نبرد شد حتی افراد که در رتبه پایین تری قرار دارن رو هم اندلس ها باهاشون کاری نمیکنن.برای همین که دلریوم و تمایل عاشق این هستن که با فانی ها و دیگر جریان های طبیعی بازی و شرط بندی بر سر زندگی فانی بکنن.

                شاید مثال دوباره از کمیک لوسیفر در خصوص چندین اندالس دروغین بزنین که از دریمینگ به بیرون رانده شدن باید بگم باز هم این اثر گیمن نیست و باز هم نقض قانون دیگری هست که بر سر سندمن ظاهر شده.

                • Omid
                  در پاسخ به S.i.S

                  با اندلس های دروغین که اصلا کاری ندارم. در مورد اون کتاب و کنار کشیدن اندلس هم موافقم. اما لوسیفر canon حساب میشه. عصبانیت گیمن سر قضیه نکرون هم بود اما دیگه خب کاریش نمیشد کرد.

                  در مورد اون دست داشتن مرگ در روح قدرت های برتر دی سی که دیگه معلومه که نه. خودش تایید میکنه روح لوسیفر به اون متعلق نیست. و خب گفتم که اینو. بازم به گفته خود اندلس، قدرت هایی مثل پرزنس یا لوسیفر ازشون بالاترن. مسلمه که سرنوشت لوسیفر در کتاب سرنوشت هست. اما در مورد پرزنس من ایده ای ندارم. شاید باشه، شایدم نه. و در مورد اینکه آیا پیدایش سرنوشت پیش از پیدایش پرزنس بوده بازم نظری ندارم. ولی احتمال میدم که نبوده باشه.

                  • S.i.S
                    در پاسخ به Omid

                    مرگ در شکل سازی روح هیچ دستی نداره، مرگ روح رو میگیره و روح رو در قالب جدید قرار میده، مثل یک صعنتگر میمونه که مواد خام رو میگیره تبدیل میکنه یک حلقه مثلا، دیدگاه من این هست که مرگ فقط قدرت بارگزاری رو داره قدرت ساختن رو نداره برای همین احتمال میدم مرگ در زمان تولد قدرت های مطلق (حالا پسران پرزنس نه) حضور داشته و روحشون رو در کالبدشون قرار داده.

                    اینکه پرزنس در بالایی قدرت جهان قرار داره درست هست، وقتی برمیگیرده میگه در هیچ و همه چیز حضور دارم یعنی عملا داره میگه مهم نیست چی باشید و کجا باشید من همیشه بودم و خواهم بود.مسئله اصلی این هست که گیمن اومد اندلس رو خلق کرد ولی جوابی برای این سئوال نداد که این خانواده از کجا میان و خالقشون کی هست ؟

                    • Omid
                      در پاسخ به S.i.S

                      به نظر من نیازی به خالق ندارن. تاریکی چیه؟ نبود نور. سرما چیه؟ نبود گرما. حالا وقتی زندگی خلق میشه، مرگ هم حتما دنبالش میاد. وقتی موجودی به وجود میاد، با سرنوشتشه که میاد. پس سرنوشت هم تعریف میشه. کلمات نابودیو که یادته؟ اندلس ها یک ایدن. چارچوبن. خلق نشدن. همراه با جهان به وجود اومدن. برای همینه که بعد از این جهان صرفا مرگ باقی میمونه. بقیه وابستن به قوانین این جهان. واقعا نیازی به خالق ندارن.

                      و آقا منظورت از قدرت های مطلق Kindly Ones هست؟ اگه آره که اونا قدرت مطلقی نیستن. صرفا مثل اندلس میمونن. وظیفشون جاری کردن انتقامه.که حالا سر قضیه مورفیوس، به این دلیل تونستن بکشنش که خودش این اجازرو داد. میخواست مثل نابودی کناره گیری کنه از وظایفش، و خب دید نمیشه اونجوری. گفت بمیره بهتره. خلاص میشه دیگه.

          • سرنوشت
            در پاسخ به Omid

            الان از همه کی قویتره؟ لوسیفر و مایکل شخصیت خوبن؟ پرایمال کیه؟
            چرا مرگ نسبت به سرنوشت برتری داره؟
            ببخشید یخورده گیج شدم

    • Omid
      در پاسخ به Omid

      و اینکه مقاله بسیار خوبی بود. ممنون 🙂