کمیک 3

سرنوشت Destiny

ناشر : DC

خالق : مارو ولفمن، برنی رایت‌سان

اولین حضور : در مجموعه Weird Mystery Tales #1 در اگوست سال ۱۹۷۲

دنیای محل زندگی : زمین یک و زمین جدید (زمانی متولد شد که اولین موجود جهان نیاز به یک سرنوشت داشت)

کسی که چون پدر بر تمام اعمال و اتفاقات جهان هستی نظارت دارد با آنکه کور است. او تجمسی از سرنوشت و آزادی است، او نگهبان کتاب سرنوشت است.

معرفی کاراکتر | سرنوشت Destiny

توسط : در تاریخ : چهار شنبه, سپتامبر 24th, 2014

پیرو مقاله معرفی خانواده اندلس، اینبار قصد داریم یکی از برجسته ترین اعضای خانواده را به شما معرفی کنیم، شما در این سری مقاله با بزرگترین عضو خانواده اندلس یعنی سرنوشت آشنا خواهید شد.


شمایل و خاستگاه


سرنوشت در سری کمیک بوک Weird Mystery Tales

سرنوشت (Destiny) پیرترین اندلس است، او قدی بلند دارد و لباس قهوه‎ای (در اصل بنفش) بلند و گشاد مانند لباس راهبان بر تن می‌کند و چهره خود را زیر آن پنهان می‌کند. او کتابی بزرگ در دست دارد که به مچ دست راست او زنجیر شده است، این کتاب شامل تمام گذشته، حال، و آینده می‌باشد. او نه ردپایی از خود به جایی میگذارد نه سایه از خود دارد. قلمر سرنوشت (Destiny) باغی است پر پیچ و خم که همیشه در آن قدم می‌زند. کتاب او مهر اوست و او داری گالری از عکس‌های تمام اندلس ها می باشد. سرنوشت (Destiny) کور است، اگر چه به نظر نمی‌رسد مانعی برای او باشد، او در هر شرایط همیشه آرام و جدی و تا حدودی افسرده می‌باشد.

مانند لوسین، قابیل و هابیل و برخی دیگر از شخصیت های سندمن، سرنوشت نیز در سال ۱۹۷۰ در شرکت دی‎سی با کمیک ترسناک Weird Mystery Tales معرفی شد، هر چند در آن کمیک هیچ اشاره ای به خانواده او نشد، در آن کمیک یک نسخه سنتی از مرگ (Death) نیز حضور دارد. در این مجموعه از کمیک ها او بیشتر ظاهر یک قصه گو را دارد. بعد از آن سرنوشت شروع به ظاهر شدن در برخی دیگر از کمیک بوک های دی‌سی کرد، او در چپترهای ۵،۱۱،۱۸ و ۳۸ مجموعه کمیک های خانه اسرار (House of Secrets) نیز حضور پیدا کرد.

 

تاریخ شناسی سرنوشت


این بخش از معرفی کارکتر سرنوشت به بررسی بخش های مهم زندگی سرنوشت میپردازد و اتفاقاتی که او در آن دخیل بوده است.

۱۰ میلیارد سال پیش:سرنوشت (Destiny) به وجود آمد تا شاهد رقم خوردن سرنوشت آغازین اولین موجودات جهان باشد. او یک اندلس است، او جسمش با ایده ها و مفاهیم زندگی گره خورده است، و وظیفه او این است تا پایان هستی زندگی کند و بعد از آن در تاریکی باقی بماند تا سرنوشت دیگری برایش رقم بخورد.

۸۰۰۰ سال پیش: بد از به قتل رسیدن ناامیدی (Despair) ، سرنوشت و تمام اندلس ها به سوی شهر مردگان روانه شدند تا بدن ناامیدی را به قبرش بسپارند. اهالی شهر مردگان مدت طولانی بود که صبر خود را برای انجام وظیفه خود از دست داده بودند، و این را اندلس ها نمیدانستند، به طوری که وقتی از آنها در خصوص آئین کفن و دفن ناامیدی پرسیده شد آنها به اندالس ها خندیدند. سرنوشت منشور گورستان را لغو کرد، که این باعث نابودی آنها شد. هر چند به شهر لیتراگ منشور جدید واگذار شد و از آن پس آنها گورستان جدید را تاسیس کردند.

لحظه پایانی نابودی در خانواده

۱۶۹۵: نابودی (Destruction ) از تمام خانواده درخواست کرد که در کنار همدیگر جمع شوند او در این جلسه اعلام کرد که تمام وظایفش را به عنوان یک اندلس رها میکند و خانواده را ترک خواهد کرد، و همچنین گفت این مرخصی برای او بسیار خوب خواهد بود. سرنوشت نسبت به اتفاق رخ داده هیچ واکنش خاصی نشان نداد.

سرنوشت در کتاب ارواح در خصوص نبرد برادرش رویا (Dream) با دکتر دستینی (Dr. Destiny) بر سر کتاب ارواح چیزهایی خواند، و شاید بتوان گفت او برای اولین بار با تردید صفحه دیگری از کتاب خود را ورق زد.

کلید جهنم

سرنوشت تمام اندلس ها را برای یک گفتگو و ملاقات در کنار یکدیگر جمع کرد، او به تمام آنها اطلاع داد که زنجیره‌ای از اتفاقات در حال شکل گیری است که باید خانواده به تنظیم دقیق این زنجیره و حرکت آن دقت کند. در طول این مکالمه تمایل (Desire) برادرش رویا (Dream) را با به یادآوردن ندا تحریک کرد. اینکار باعث خشمگین شدن رویا شد، همچنین مرگ (Death) گفت که با تمایل موافق کرده و روح معشوق دریم را به جهنم فرستاده است. رویا در این جلسه عهد کرد که اینکار را جبران میکند و تصمیم گرفت تا به جهنم برود تا روح ندا را نجات بدهد و در اینجا پایان جلسه رقم خورد.

سرنوشت در خصوص پایان همه چیز خواند، پایان کهکشان‌ها و شروع دنیای جدید. لوسیفر که جهنم را ترک کرده است، نزد رویا میرود و کلید جهنم را به او میدهد. همچنین رویا به صورت داوطلبانه به رئمایل و دوما که دو فرشته از سوی خداوند هستند کمک می‌کند که دوباره جهنم را تحت فرمان مستقیم خالق در بیاورند.

رویا و دلریوم برای مشاوره نزد سرنوشت میروند و از او برای پیدا کردن برادرشان نابودی کمک می‌خواهند. سرنوشت به رویا می‌گوید که باید به کار خودش بپردازد و به جستجو ادامه ندهد چرا که او میداند که منجر به مرگ او می شود، سرنوشت میدانست هرچند با این توصیه ها رویا نیز باز به دنبال نابودی میگردد، برای همین به او توصیه میکند که به دنبال ارفئوس (Orpheus) برود.

ملاقات سوپرگرل و لوبو با سرنوشت

عصر مدرن: این دوره از حضور سرنوشت به کمیک بوک های گروه رقبای ناشناخته (Challengers of the Unknown) بازمی‌گردد، مجموعه‌ای که در زیر خلاصه آن توضیح داده شده است بخشی از کمیک بوک The Brave and the Bold است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شده است. سرنوشت که کتابش یعنی کتاب سرنوشت (Book of Destiny) را از دست میدهد و هنگامی که لوبو و سوپرگرل به باغ سرنوشت میروند و به او میگویند برخی از صفحات مهم کتاب جابه جا شده است و باعث شده است که دنیا دچار تغییرات شود از این رو رقبای ناشناخته پیداشان می‌شود، کسانی که نه سرنوشت میتواند بر آنها نظارت کند نه در کتاب حضور دارند. در اخر گروه رقبای ناشناخته با کمک پرتو زتا دشمنان را به شهر رنن می‌کشند و بعد از شکست دادن آنها کتاب را پس میگیرند و در حال حاضر کتاب سرنوشت در دست آنهاست و از آن مراقبت میکنند.

قدرت و محدودیت ها


شخصیت سرنوشت: یکی از هفت اندالس، موجودی با قدرت غیرقابل تصور، سرنوشت تجمسی از دو خدایی آینده و آزادی است، او قدرت خدا مانندی دارد و قدرت مطلق بر قلمرو خود، او مانند باغی است که شامل تمام سرنوشت های احتمالی از آینده و گذشته را در خود دارد. سرنوشت توانایی انتخاب تمام اتفاقات آینده و گذشته را دارد، بدان آنکه هیچ محدودیتی در انتخاب آن سرنوشت داشته باشد.

تقریبا علم لایتناهی: سرنوشت کور است، اما می تواند حتی ریزترین جزئیات در سراسر جهان را ببیند و الگوهای زندگی و موجودات ساخته شده را در هر جای زندگی حس کند.

تغییر شکل: سرنوشت می‌تواند به هر شکلی که تمایل داشته باشد در بیاید.

جاویدان: سرنوشت هرگز نمیمیرد و عملا جاودانه است.

جادوگری: به راحتی میتوانند از سحر و جادو استفاده کند.

توانایی

دانش گسترده: هر آنچه در حال، گذشته و آینده در جریان باشد را میداند.

نقاط ضعف

قوانین باستان: با وجود قدرت های بزرگ خود سرنوشت، مثل سایر اندلس ها، او نیز به مجموعه ای از قواعد و رسوم متصل شده است. یکی از الزامات او این است که حق ندارد سرنوشت هیچ یک از خانواده‌ی خود را نابود کند یا بکشد و از این رو حق ندارد به هیچ عنوان از آنها در برابر اتفاقات در حال رخ دادن محافظت کند. دیگر این است که او نمی‌تواند عاشق یک فانی شود زیرا باعث سقوط او به جهنم می‌شود.

رقبای ناشناخته: خارج از کنترل سرنوشت هستند، به نظر میرسد آنها در کتاب سرنوشت اصلا حضور ندارند و هیچ تغییر زمانی و مکانی بر روی آنها تاثیر نمیگذارد. شاید بتوان گفت فقط یکی از آنها در جهان وجود دارد.

متعلقات

کتاب سرنوشت یا کتاب ارواح: او به این کتاب زنجیر شده است، و یا کتاب به او!! این کتاب شامل تمام تاریخ جهان از اولین سپیده دم تاریخ تا پایان زمان است.

 

قلمرو، سمبل و پیروان


 

باغ سرنوشت

قلمرو: قلمروی سرنوشت باغ فورکینگ ویز (The Garden of Forking Ways) نام دارد، آن یک هزار تو پر پیچ و خم است که نشان دهنده سفر زندگی است. سرنوشت به طور معمول همیشه در این باغ قدم میزند و فقط خود اوست که می‌داند چطور این باغ را به اتمام برساند، او در حال راه رفتن در باغ صفحات کتاب خود را تکمیل می‌کند. با این حال، باغ تنها جنبه‌ای از قلمرو او نیست، او نیز دارای یک خانه بزرگ است که در آن گالری‌ای از تصاویر هر عضو خاندان اندلس است که او برای ارتباط برقرار کردن با دیگر اندلس ها از آن گالری استفاده  میکند. قلمرو او جایی است که بیشتر اعضای خانواده اندلس در آن جمع می‌شوند، آخرین باری که تمام اعضای خاندان در کنار یکدیگر جمع شدند زمانی بود که نابودی وظایف خود را میخواست رها کند.

مهر: نشان سرنوشت، کتاب سرنوشت یا کتاب ارواح نام دارد، که در صفحات آن آگاهی از گذشته، حال و آینده درج شده است. این کتاب به مچ دست سرنوشت زنجیر شده است و تمام وقت او در حال خواندن آن کتاب است، نکته جالب توجه کوری سرنوشت است. کتاب به نظر می‌رسد که از قدرت زیادی برخوردار است که نه میتوان آن را ظاهرا نابود کرد یا از سرنوشت گرفت، اما چندین بار در جهان کمیک این قانون شکسته شده است، که منجر به سوالاتی شده که این خلاقیت نویسنده‌های دیگر احمقانه است یا قوانینی که توسط گیمن تاسیس شده است بسیار اغراق آمیز است و قدرت کتاب را باور ناپذیر کرده است.

پیروان: بر خلاف بسیاری از برادران و خواهران کوچیکتر خود، سرنوشت هیچ ” پیرو” خاصی نسبت به خود ندارد، و همیشه در باغش تنها زندگی می‌کند.

اشارات و نکات


ملاقات سوپرمن و سرنوشت

حضور در کمیک سوپرمن: سرنوشت نیز سوپرمن را در شماره ۳۵۲ کمیک بوک های سوپرمن ملاقات می‎کند، هر چند این ملاقات چندان دوستانه نیست، همچنین در چندین عنوان “تایتان های جوان جدید” (New Teen Titans) که توسط ولفمن نوشته شده است حضور پیدا کرده است. همچنین در عنوان در جلد ششم Who’s Who: The Definitive Directory of the DC Universe نیز سرنوشت حضور داشت.

سندمن (The Sandman): در شماره ۷ سندمن، سرنوشت  به عنوان فرزند ارشد اندلس ها نشان داده می‏‏شود. قلمرو سرنوشت باغ فورکینگ ویز (The Garden of Forking Ways) نام دارد باغی پر پیچ خم که مانند یک هزار تویی بی مانند ادامه دارد. سمبل سرنوشت یک کتاب است که در آن تمام اتفاقات جهان هسته ای چه در گذشته چه در آینده شرح داده شده است و بستگی ندارد کجای جهان کیهانی این اتفاق افتاده باشد، همچنین او گالری‌ای از تمام بی پایان ها به عنوان نشانه دارد.

او یکی از برجسته ترین شخصیت های دنیای سندمن است و به عنوان یکی از شخصیت های مهم در خانواده اندالس ها به حساب می آید. ظاهر او برای اولین بار در پایان جلد اول به تصویر کشیده شد ولی اولین حضور واقعی و زنده‌ی او در جلد چهارم “فصل مه” (Season of Mists) می‌باشد، کسی که در حال برطرف کردن امور خانواده بی پایان ها می باشد. همچنین سرنوشت کسی است که نشست فصل مه را برگزار میکند.

نابودی صفحات کتاب سرنوشت توسط لوسیفر

کتاب های جادو (The Books of Magic): سرنوشت نیز حضور مختصری در سری کمیک بوک های کتاب های جادو (The Books of Magic) دارد. او در سری چهارم کتاب های جادو حضور پیدا میکند. سرنوشت اینجا بیشتر شبیه یک بانگ هشدار برای پایان دنیا می‌باشد. در این کمیک بوک تیموتی هانتر و میستر ای در پایان دنیا قبل از ظهور مرگ سرنوشت را می بییند.

لوسیفر (Lucifer): در مجموعه لوسیفر که توسط میک کری نوشته شده است، سرنوشت حضور پیدا میکند، در این سری لوسیفر و سرنوشت به مناظره با یکدیگر میپردازند، هر دو سعی می‏کنند همدیگر را تحقیر کنند، در آنجا لوسیفر طرفدار هرج و مرج و آزادی است، سرنوشت طرفدار نظم و کنترل است. حتی در این کمیک بوک لوسیفر چندین صفحه از کتاب سرنوشت را میسوزاند تا قدرت خود را در برابر سرنوشت نشان دهد. هر چند قدرت سرنوشت…

سرنوشت: تاریخچه ای از مرگ و پیشگویی (Destiny: A Chronicle of Deaths Foretold): مجموعه کوتاه سه قسمتی است که توسط آلیسا کیتنی نوشته شده است و توسط کنت ویلیامز، مایکل زولی، اسکات همپتون و ربکا گای طراحی شده است.در این داستان سرنوشت مراحل تبدیل شدن پسر ملکه تئودورا از بیزانس به اسب سیاه آخر زمان را نشان می‌دهد، که چطور او برای یافتن یک زن تمام دنیا را زیر رو میکند و باعث به روز نابودی و قحطی در همه جا می شود.


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.


    • MEHRAN
      در پاسخ به MEHRAN

      پوریا جان عالی بود، ممنونم. با قاطعیت می شه گفت اندلس ها برترین کاراکترهایی هستن که تو تمام تاریخ کمیک خلق شدن(البته بدون در نظر گرفتن داستان های فولکلور).
      این نکته رو هم اضافه کنم که این کاراکتر تنها کاراکتر اندلس هست که نیل گیمن خلق نکرده و کار ولفمنه. مثل برادر و خواهراش هم موجودیت نداره یعنی یه تجسمی از سرنوشت هست.

    • MARVEL
      در پاسخ به MARVEL

      اقا پوریا دستت درد نکنه
      کاراکتر جالبی هستش
      فکر کنم بتونه یک فیلم خفن داشته باشه

    • endless
      در پاسخ به endless

      واقعا عالی و بی نظیر بود سپاس گزار تمام زحماتتونم

    • v for victory
      در پاسخ به v for victory

      درود
      پوریا عزیز
      بسیار زیبا بود و من که خیلی لذت بردم
      سپاسگزارم

    • FEIZ
      در پاسخ به FEIZ

      اخه اینا از کجاشون این موجودات و (دنیاهایشان و داستان هایشان) را در میارن(میسازن) ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟!
      کسی میداند به ما هم بگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      • DC fan
        در پاسخ به FEIZ

        انسان ی چیزی داره ب نام قوه تخیل…
        با استفاده از این.

        • MARVEL
          در پاسخ به DC fan

          عجب سوال هوشمندانه ای! 😀

        • FEIZ
          در پاسخ به DC fan

          میدانم……….. میدانم…………
          بهتره بپرسم از کجای قوه تخیلشون در میارن؟
          یا اینکه……..
          از چی و از کجا الهام میگیرن؟
          معمولا برای ساخت هر چیزی از عواملی استفاده میکنند،مثلا:طراحان خودرو اتاق تفکر و الهام دارند، یا نویسندگان موسیقی رپ از مواد اعتیاد آور استفاده می کنند(قصد توهین نداشتم اشتباه بر داشت نشه)،….. اینها چطور؟

          • S.i.S
            در پاسخ به FEIZ

            قبلا فکر کنم تو مقاله اندلس توضیح دادم ولی اینجا هم میگم :

            خب از واقعیت اینا نشات میگیرن.هر عضو خاندان اندلس تعریفی از طبیعت هست : ۱-سرنوشت ۲-مرگ ۳-رویا ۴-ویرانی، نابودی ۵-تمایل، شهوت ۶-ناامیدی،غم اندوه ۷-تخیل، اوهام.این هفت تعریف طبیعت هست، نیل گیمن برای ساخت اندلس از طبیعت و قدرت طبیعت ایده گرفته. بقیه اعضایی که در سندمن حضور دارن همشون یا در ادیان مختلف دیده شدن یا یک حضور اساطیر و افسانه ای داشتن، فرضا قابیل و هابیل، یا لوسیفر، یا مکائیل و …

    • arkham knight
      در پاسخ به arkham knight

      عالی
      برای رویا و مرگ هم ی همچین چیزی بنویسید

    • Milan
      در پاسخ به Milan

      معذرت می خوام اینجا میگم چیزی شده !؟ 😐 چرا اخبار آپ نمی کنین !؟
      خبر اینکه شزم هم توی دنیای بتمن ایناست الان یه مدتی هست که اومده
      یا شاید خبرش انقدر چیپه نذاشتین

      • MEHRAN
        در پاسخ به Milan

        چیپ؟ ما یعنی تشخیص می دیم یه خبری کلاس سایت رو میاره پایین نمی ذاریمش؟ اخباری که بصورت رسمی تو چند تا سایت منتشر شده باشه رو ما بلافاصله منتشر می کنیم حالا تأخیرایی که پیش میاد برای اینه که حتما فرصت نکردیم دیگه.

    • سرنوشت
      در پاسخ به سرنوشت

      یعنی سرنوشت قدرت نابودی تمام شخصیت های کمیک داره ؟
      فیلمی دربارش نخواهند ساخت؟