کمیک 3

اندلس The Endless

ناشر : Dc Comics

خالق : نیل گـیمن

اولین حضور : شماره اول The Sandman Vol. 2 (ژوئن ۱۹۸۹)

توانایی خاص : تجهیزات ناشناخته، قدرت تلپورت، نامیرا، اسلحه ناشناخته

اندلس یک خانواده هفت خواهر و برادر می باشد که به ترتیب شامل سرنوشت (Destiny)، مرگ (Death)، رویا (Dream)، نابودی (Destruction)، تمایل (Desire)، غم (Despair)، و دیوانگی (Delirium) می‎باشد. آنها ممکن است در شکل های مختلف ظاهر شوند، اما معمولا ظاهری با پوست روشن و موهای سیاه دارند، به استثنای نابودی (Destruction) و دیوانگی (Delirium) که موهای قرمز دارند. ظاهر هر یک از آنها میتواند نسبت انتظار دیگران تغییر کند. هنگامی که مارکو پول از رویا (Dream) پرسید که آیا او همیشه رنگ پریده است، پادشاه رویا در پاسخ به او گفت ” این بستگی دارد که در حال تماشای چه باشی “

معرفی کاراکتر | اندلس Endless

توسط : در تاریخ : یکشنبه, آوریل 13th, 2014

اندلس الگوها هستن. اندلس ایدها هستند. اندلس تابع موج بی پایان هستن. اندلس تکرار دلایل هستن. اندلس پژواکی در تاریکی است، نه چیزی بیشتر… و حتی اجسام ما مختصر و محدود است. هیچ یک از دنیا ها توان حمل یک ورژن از ما را ندارد.

– نابودی (Destruction) سندمن، شماره ۴۸

از چپ به راست خلاف عقربه های ساعت: رویا، سرنوشت، مرگ، غم، دلریوم، تمایل و نابودی

در دنیایی که ابر قهرمان های مطرحی چون سوپرمن تا ولورین قدرت نمایی می‎کنند، گاه بعد نیست جنبه های دیگر و بخش های دیگر از دنیای کمیک بوک‏ها را به دوست داران این قشر از دنیای ادبی معرفی کرد، در این مقاله ما به شما یکی از خاندان های بسیار عجیب و قدرتمند دنیا دی‏سی/ورتیگو را معرفی می‎کنیم، امیدواریم از مطالعه در خصوص این خاندان نیز لذت ببرید.


آفرینش


خانواده اندلس برای اولین بار در شماره دوم کمیک بوک سندمن (The Sandman) توسط نیل گیمن معرفی شد. آنها از زمان سپیده دم حضور داشته اند، و تصور می شود در میان تمام موجودات قدرتمند ترین باشند. آنها متمایز از ظاهرشان قدرتمندتر از خدایان نیز هستند. در کمیک سندمن نقش اصلی بر عهده رویا می باشد، اما اندلس ها نیز نقش مهمی در بردارند. خانواده و اعضای اندلس ها در عنوان سندمن معرفی شدند ولی دو تن از اعضای اندلس که ارشدترین آنها نیز هستند، چون سرنوشت و مرگ در گذشته در عنوان های کلاسیک ترسناک دی‌سی حضور داشته اند. سرنوشت برای اولین بار در عنوان Weird Mystery Tales در جولای-اگوست سال ۱۹۷۲ حضور پیدا کرد، و نسخه کلاسیک مرگ نیز در شماره اول Weird War Tales در اکتبر ۱۹۷۱ معرفی شده است، هر چند با منتشر شدن عنوان سندمن ظاهر کلاسیک مرگ تغییر کرد و ظاهر امروزی خود را گرفت.

منشاء و ماهیت


لحظه ملاقات مورفیس (رویا) و مارشن

منشا و ماهیت اندلس ها ناشناخته است، و بسیار نکات پنهان در خصوص هر یک از اندلس ها وجود دارد. هر یک از آنها بخشی از روند طبیعت جهان هستی هستند. آنها در هر زمان به عنوان “خالق آگاهی در موجودات زنده” توصیف شده اند.

اندلس ها قدمتشان حتی بیشتر از مفاهیمی هستند که با آن زندگی می‎کنند، گفته می شود آنها حتی از فری فولک ها، خدایان، و دیگر موجودات فراطبیعی به جز پرزنس (Presence) (در تمام اشکالش)، میکائیل دمیورگس (Michael Demiurgos)، لوسیفر، و تمام موجودات همانند اینها که قبل از آفرینش به وجود آمده اند پیرتر می‌باشند. اگر چه سن دقیق برای هر یک از آنها در دسترس نیست (فقط بعضی از آنها نسبی می‎‏باشد)،  میتوان گفت آنها حداقل برای دور دیگر از حیات قبل از حیات زمین برمیگردن. در “سندمن:زندگی مختصر” (The Sandman: Brief Lives) نابودی می گویید بدون احتساب سه قرن گذشته او بیشتر از ده میلیارد سال عمر کرده است، این نیز ممکن است زیرا تمدن های بسیار مدرن تری قبل از شکل گیری حیات بر روی زمین در جهان حضور داشته اند.

برای نمونه وقتی مارشن منهانتر (Martian Manhunter)  رویا (Dream) را در شماره پنجم سندمن دید او را به اسم یکی از خدایان باستانی مریخ یعنی ” Lord L Zoril ” (یعنی خدای رویا) صدا کرد. و همچنین در عنوان “Endless Nights” در چپتر “Dream: The Heart of the Star”  اندلس ها حتی قبل از طلوع خورشید به صورت “بیدار” در حال زندگی بودند. حتی یکبار رویا عنوان کرد که دنیا یکبار در یک گردابی از بین رفته است. مرگ (Death) ادعا کرده است که او زمانی که اولین موجود خلق شد حضور داشته است، و همچنین سرنوشت (Destiny) میگوید رویا (Dream) زمین را با عشق رویای خود حمایت کرد تا زندگی در آن جریان بیابد. با توجه به حضور هابیل، رویا مدت کوتاهی بعد از تولد خواهرش، مرگ به وجود می آید تا آرزوها و خواست ها را برای موجودات زنده ایجاد کند.

قدرت ها و محدودیت ها


Sto-Oo در حال صحبت با Killalla

اندلس ها بیشتر زمان خود را صرف انجام وظایف که از آن تجسم یافته اند میکنند، هر کدام از آنها تجسم نیروهای طبیعت هستند. برای مثال مرگ (Death) روح مرده را از عرصه زندگی جدا می‏کند، در حالی که رویا نظارت دارد بر عرصه خواب و تخیل (دریمینگ) و تنظیم کننده خواب و الهام است. هر یک از اعضا در واقع تجسمی از قدرت مورد نظر بوده، و به تمامی بر آن کنترل دارند. در واقع آنها “بازنمایی” و یا “ماهیت” از آن عملکردی هستند که آنها به سادگی از آن تابع پیدا کرده اند. برای مثال، مورفیوس یک جسم فیزیکی نشان دهنده رویا نیست، بلکه خود رویا است. برای نمونه در مجموعه “Endless Nights” زمانی که Sto-Oa در خصوص مرگ صحبت می‌کند، اینگونه عنوان می‌کند که : “او مرگ است، و آن یکی تمایل، و معشوق تو رویا است” این حرف برای این بیان شد تا نشان دهد مرگ نه تجسم نه خدا می باشد بلکه خود مرگ است.

هر کدوم از اندلس ها کارهای اختصاصی نسبت به فرایند طبیعی خود انجام می‌دهند. جوان ترین اندلس، به ویژه تمایل (Desire)، او عادت دارد بر سر زندگی فانی بازی کند. نابودی (Destruction) که اغلب به نام “ولخرج” شناخته می شود، تنها اندلسی است که وظیفه خود را ترک کرده است. اگر یکی از اندلس ها نابود بشود یا از بین برود هر کدام از اندلس ها می‌تواند جنبه ای از نقش او را بگیرند، ولی هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، چرا که آنها نه سادگی از بین میروند و نه غیرفعال می شوند. در صورت رخ دادن این موارد چون هر جنبه از نقش به صورت اتفاقی بر عهده دیگر اندلس قرار میگیرد و این امر باعث ایجاد هرج و مرج می‌شود، در چین مواردی سرنوشت (Destiny) هرج و مرج را کنترل می‌کند. در طول جهان و زمان برخی از موجودات فانی سعی بر این داشتند که با قرار دادن قسمتی از وجود اندلس ها خود را تغییر بدهند برای مثل ویزلی دادس که به سندمن معروف است از جمله کسانی است که توانسته است بخشی از جوهر اندلس ها را به دست بیاورد و در خود قرار بدهد او روح رویا را زمانی که زندانی بود در درون خود قرار داده است.

قلمرو و نشان ها


گالری پرتره ها

هر کدام از اندلس ها دارای یک قلمرو مستقل به خود می باشد. در قلمر خود، هر یک از اعضای اندلس دارای یک سمبل هستند و همچنین دارای یک  نشانه از هر یک از اندلس های دیگر ، اندلس ها میتوانند با نگه داشتن این نشان ها خواستار تماس گرفتن یکی دیگر از اعضای اندلس باشند.برای مثال سرنوشت (Destiny) نیز قادر به تماس با خواهر و برادرانش از طریق گالری پرتره ها است.

اندلس ها به طوری کلی در هر یک از قلمرو های خود تنها هستند. آنها به سرزمین های برادر و خواهران خود سفر نمیکنند به جز زمانی که کسی به آنها نیاز داشته باشد و یا کار مهمی باید انجام شود. هر چند مرگ یک استثنا می باشد نقش او مستلزم به حضور در تمام قلمروهاست او میتواند به هر یک از قلمروها ورود و خروج کند.

  • قلمرو سرنوشت : باغ فورکینگ ویز یا باغ سرنوشت
  • قلمرو مرگ : دریمینگ
  • قلمرو رویا :قلعه ارواح، دریمینگ
  • قلمرو نابودی : موبایل، جزیره نابودی
  • قلمرو غم : قلمرو ناامیدی
  • قلمرو تمایل : دریمینگ، ترش هولد، گالری سرنوشت
  • قلمرو دلریوم : قلمرو هزیان

تضاد بر ماهیت


 

بخشی از داستان کمیک رویایی یک هزار گربه

آنها علاوه بر نظارت بر حوزه خود و انجام وظایف طبیعی خود، نیز تعریف معکوس از تضاد های خود هستند. یک جنبه دوگانگی نیز آنها را در برگرفته است، برای مثال اگر مرگ از بین برود، دیگر هیچ زندگی به پایان نمی‌رسد، بلکه زندگی ها فقط آغاز می شود، یا برای مثال نابودی علاقه خاصی به هنر، شعر، خواندن و حتی پختن دارد. رویا نیز به نظر می رسد قدرت شکل دادن به واقعیت را در خود دارا می باشد، او در عنوان “رویا یک هزار گربه” واقعیت را ساخت، او تعداد زیادی از اشخاص را در یک رویا در کنار یکدیگر جمع کرد و در یک رویایی واقعی با آنها مشغول به صحبت واقعی شد. دلریوم نیز نوعی از منطق عجیب و غریب است، او چیزهایی را درک می‏‌کند که دیگران حتی نمیتوانند آن را توضیح دهند. از این رو میتوان گفت غم (Despaire) تعریف امید است و تمایل (Desire) تعریف آزادی است.

همانطور که قبلا گفته شد هر اندلس داری قلمرو مختص به خود است و نمیتواند در قلمرو دیگر اعضای خاندان ورود و خروج کند. ولی در چندین مورد رویا روح چندین فانی را برای خود کنترل کرده است، و آن هم بدون رضایت خواهرش مرگ، و همچنین او چندین روح را در قلمرو خود پنهان کرده است و آنها را از زندگی پس از مرگ محروم کرده است، همچنین او چندین روح را نیز محکوم به جهنم کرده است.

اندلس های دروغین


چندین شخص در دنیای دی‏‌سی به دروغ ادعا کرده اند عضوی از خاندان اندلس ها می باشند. ترس (Dread) پس از آنکه خود را یک اندلس نامید سعی کرد قلمرو دریمینگ را در کمیک به همین نام از اندلس ها بگیرد. او خودش را در این کمیک به عنوان خواهر رویا (Dream) جا زده بود. در سری داستان های لوسیفر، Titans Gyges و Garamas خود را دورویی و فریب نامیدند و سعی کردند مرکز دریمینگ را به تسخیر خود در بیاورند.

اندلس های شناخته شده


«سرنوشت Destiny» : پیرترین اندلس است، او قدی بلند دارد و لباس قهوه‎ای (در اصل بنفش) بلند و گشاد مانند لباس راهبان بر تن می‌کند و چهره خود را زیر آن پنهان می‌کند. او کتابی بزرگ در دست دارد که به مچ دست راست او زنجیر شده است، این کتاب شامل تمام گذشته، حال، و آینده می‌باشد. او نه ردپایی از خود به جایی میگذارد نه سایه از خود دارد. قلمر سرنوشت (Destiny) باغی است پر پیچ و خم که همیشه در آن قدم می‌زند. کتاب او مهر اوست و او داری گالری از عکس‌های تمام اندلس ها می باشد. سرنوشت (Destiny) کور است، اگر چه به نظر نمی‌رسد مانعی برای او باشد، او در هر شرایط همیشه آرام و جدی و تا حدودی افسرده می‌باشد.

مانند لوسین، قابیل و هابیل و برخی دیگر از شخصیت های سندمن، سرنوشت نیز در سال ۱۹۷۰ در شرکت دی‎سی با کمیک ترسناک Weird Mystery Tales معرفی شد، هر چند در آن کمیک هیچ اشاره ای به خانواده او نشد، در آن کمیک یک نسخه سنتی از مرگ (Death) نیز حضور دارد. در این مجموعه از کمیک ها او بیشتر ظاهر یک قصه گو را دارد. بعد از آن سرنوشت شروع به ظاهر شدن در برخی دیگر از کمیک بوک های دی‌سی کرد، او در چپترهای ۵،۱۱،۱۸ و ۳۸ مجموعه کمیک های خانه اسرار (House of Secrets) نیز حضور پیدا کرد.

«مرگ Death» : یک از شخصیت های داستانی دی‌سی از سری مجموعه کمیک بوک های سندمن (The Sandman) است. او برای اولین بار در شماره ۸ سندمن (اوت ۱۹۸۹) ظاهر شد، شخصیت مرگ توسط نیل گیمن و مایک درینبرگ خلق شده است.

در داستان، مرگ نشان دهنده مرگ و زندگی است و همچنین بشارت دهنده روح نیز است. مانند تمام تعاریف انسان‌دیسی، او تجسم مرگ است. او در لحظات پایانی به دیدار مردگان میرود و آنها را به پایان راهنمایی می‌کند. با این حال، با توجه به گفته نابودی (Destruction) در مجموعه Sandman Special: The Song of Orpheus، بر خلاف بسیاری از تعاریف عامیانه از تجسم مرگ، او نیز در هنگام تولد مردم در آنجا حضور دارد و روح آنها را به کالبد جدید راهنمایی میکند. بدیهی است، او به دلیل داشتن چنین نقشی همیشه تنها باشد. مرگ در مجموعه اورفئوس در یونان باستان با نام Teleute شناخته می شود.

از لحاظ فیزیکی، او مخالف سنتی تجسم فرهنگ غربی از مرگ است، بر اساس فرهنگ غربی مرگ تجسمی از یک اسکلت است که دارایی داسی بلند است که عمر انسان را با آن میبرد که بیشتر با عنوان Grim Reaper شناخته می شود. در سندمن، مرگ بسیار جذاب است، او زنی جوان و رنگ پریده است که به شکل گوتیک لباس می‌پوشد، او بیشتر اوقات یک لباس مشکی جین بر تن دارد. همچنین او یک عنخ نقره به دور گردن و در اطراف چشم راست خود نشان خداوندگاری هورس را دارد. چهره او بسیار دلنشین است، او در زمین بسیار متکبر و جسور است و شاید بتوان گفت بسیار شبیه به بردارش رویا می باشد. این شخصیت او باعث شده است که کارکتر مرگ به یکی از محبوب ترین شخصیت های سندمن تبدیل شود. همچنین مرگ به عنوان پانزدهمین کارکتر برتر دنیای کمیک بوک از سمت مجله امپایر انتخاب شده است. او از طرف Comics Buyer’s Guide در لیست ” ۱۰۰ زن جذاب کمیک” به عنوان دومین زن جذاب کمیک بوک ها انتخاب شده است.

ادامه دارد…


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.