مصاحبه‌ی اسنایدر و کاپولو در خصوص پایان «بازی نهایی»

توسط : در تاریخ : جمعه, می 1st, 2015

بالاخره قسمت آخر «بازی نهایی Endgame» نیز آمد و دنیای بتمن را لرزاند. به همین مناسبت سایت Comicvine با نویسنده و طراح این کمیک مصاحبه‌ای تریب داد که در اینجا برایتان آورده‌ایم. (نقد ما بروی این قسمت را در این‌جا بخوانید.)

منتقد سایت Comicvine یعنی تونی گررو در اینجا با اسکات اسنایدر و گرگ کاپولو به بحث می‌پردازد. شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می‌کنیم:

 هشدار: این مطلب ممکن است فاش کننده داستان باشد.

4534731-bm-cv40-combo-c1-b5764

کامیک‌واین: مطمئنم که لازم نیست بهتون بگم که این شماره چقدر معرکه بود.

گرگ کاپولو: نه، لطفاً بگو.

{خنده}

4534733-1کامیک‌واین: شگفت‌انگیز بود. حماسی بود. یه… می‌تونین نقدمو بخونین.

این شماره قسمت آخر بازی نهایی و احتمالاً پایان کار بتمن و جوکر بود. قبل از اینکه این شماره چاپ بشه شماها چقدر زیر فشار بودین؟

گرگ کاپولو: من به شخصه مطمئن بودم که واقعاً یه قسمت عالی داریم. اما اسکات که نویسنده است فکر می‌کنم کلی تحت فشار بود، نه؟ منم می‌تونستم خیلی راحت اونو مقصر جلوه بدم. چی دوست نداشتی کمیکو؟ تقصیر من نبود… تقصیر اون یکی بود. {خنده} ولی من واقعاً مطمئن بودم که خوب درمیاد، حتی همون موقع که داشتم اسکریپت رو می‌خوندم. با خودم گفتم: «وای، این مثل طلا می‌مونه.» کاملاً آماده بودم که واسه‌ی این قسمت مدادمو به کار بندازم.

اسکات اسنایدر: کار ترسناکیه چون آدم شخصیت‌ها رو جایی می‌رسونه که در آخر براشون وحشت‌آوره، واسه هردوشون و خیلی هم واقعی. آدم سر این کار نگران می‌شه. مثلاً می‌پرسی که به اندازه‌ی کافی حماسی هست یا نه؟ حق مطلبو واسه چیزایی که چیده بودی ادا می‌کنه؟ تجربه‌ی وحشتناکیه ولی در نهایت من حس می‌کنم که ما جوری به شخصیت بتمن نزدیک شدیم که انگار این ورژن همون ورژن خودمونه و ما اونو از همه بهتر می‌شناسیم. ما اونو ساختیم و اون از تمامی ورژن‌های دیگه جداست. تو این ورژن، به نظرم در نهایت پایانش به همینجا ختم می‌شد. من حتی سعی کردم تو «سوپرمن رسته از بند» و چیزای دیگه هم به این موضوع اشاره کنم. اونجاها می‌بینین که به نحوه‌ی مردن بتمن اشاره کردم. واسه‌ی من، داستان باید به اینجا می‌کشید.

4534738-superunch

تصویری از کمیک سوپرمن رسته از بند (نقد ما بر شماره آخر این کمیک)

کامیک‌واین: زمانی بود که قرار باشه این آرک، آخرین داستان شما رو کمیک بتمن باشه؟

اسکات اسنایدر: آره بود.

گرگ کاپولو: فکر می‌کنم اسکات برنامه‌شو ریخته بود که این آخرین داستانمون باشه ولی بعد فهمید که هنوز از قرارداد من مونده.

اسکات اسنایدر: {خنده}. من بهش به عنوان یه جور چارچوب نگاه می‌کردم. فکر می‌کردم که این داستان، اگه روزی بهش برسیم، آخرین داستان ما می‌شه و باید یه پایان متفاوت هم داشته باشه. داستان بهمون اجازه می‌داد که وقتی از کمیک می‌ریم به جای اینکه همه مرده باشند، اجزا برای نویسنده‌ی بعدی تو جای بهتری قرار داشته باشند. حالا با توجه به این حرفا همینطور که جلوتر می‌رفتیم، متوجه شدم که اگه تو این داستان اونطوری که اول تصورشو کرده بودم پیش می‌رفتیم بهمون اجازه می‌داد که به یه جای خیلی خیلی متفاوت و ویژه بریم. حقیقت اینه که، تا وقتی گرگ بتونه منو تحمل کنه، باهاش روی این کمیک یا هر کمیک دیگه‌ای می‌مونم.

گرگ کاپولو: {خنده}

کامیک‌واین: پس می‌گی که همه‌چی به گرگ بستگی داره؟

اسکات اسنایدر: خب ببین، اگه وقتی که به آخر آرک بعدی رسیدیم و گرگ گفت که: «هی، من دوست دارم بازم روی بتمن بمونم.» اونوقت منم پایم. ولی فکر می‌کنم هر دومون هم می‌دونیم که دیگه تا اینجا مدت زیادی رو رو این کمیک بودیم. به خاطرش هم واقعاً از همگی سپاسگزاریم. اگه وقتشه که از سر این عنوان بریم پس هردومون… نمی‌دونم، خوش‌شانسیم که تونستیم رو این کار کنیم.

گرگ کاپولو: بدون شک.

4534734-2

کامیک‌واین: برای صحنه‌ی مبارزه‌ی بتمن و جوکر چه پروسه‌ای بین شما درگرفت؟

اسکات اسنایدر: با هم درموردش حرف زدیم.

گرگ کاپولو: دو تا از بهترین ایده‌ها مربوط به صورت خندون و چاقو به جای چشم‌ها بود. وقتی اسکات اسکریپتو نوشت بهم گفت: «نظرت درمورد صحنه‌ای که لبخند توشه رو بگو.» و من فکر می‌کردم که واقعاً معرکه‌ست! بعدش اسکات اومد صحنه‌ای نوشت که من هر موقعی عاشق کشیدنش هستم. اونم این بود که بتمن مثل یه گاو یه نفرو شاخ بزنه. من همیشه می‌خواستم همچین چیزو بکشم. اصلاً انگار اسکات این صحنه رو مخصوصاً برای من نوشته بود. جدای از این، اسکات می‌خواست که این خونین‌ترین مبارزه‌ی اونا باشه. اسکات بهم صحنه‌ای داد که جوکر به یکی از شونه‌های بتمن چاقو می‌زنه. بعد برمی‌گرده تو اون یکی شونه‌ش هم چاقو می‌زنه. باید یه راهی پیدا می‌کردم که او صحنه رو خفن درآرم پس واسه همین جوکرو در حال پریدن کشیدم. اسکات می‌گفت که اینجا جوکر سریع‌تر و چابک‌تر از بتمنه. مجبور بودم از خودم بپرسم که خب چطور اینو به تصویر بکشم؟ من جوکرو جوری به تصویر کشیدم که داشت می‌پرید، از رو دیوارها جست می‌زد و همزمان به بتمن خنجر می‌زد. اینطوریه که من ذاتی که اسکات می‌خواد تو صحنه بریزه رو می‌فهمم و طراحیش می‌کنم. اینطوریه که حرکات رو طراحی می‌کنم و راهی واسه‌ی انتقال ایده‌ها پیدا می‌کنم.

4534735-smile

کامیک‌واین: شماها هیچ بازخوردی از اون قسمتی که آلفرد دستش قطع شد نداشتین؟

گرگ کاپولو: خدا جون! آلفرد بیچاره!

اسکات اسنایدر: من که زیاد چیزی نشنیدم. جالب بود چون فکر کنم تو اون قسمت آخرش هم دیوانه‌بار بود. وقتی همه (همه دشمنان) تو اون رژه رفتن دنبال جوکر. گفتم مثلا یه ضربه از پشت باشه ولی زیاد وحشتناکش نمی‌کرد. البته مطمئنم دستش همونجاهاست.

گرگ کاپولو: من یه چیزایی در مورد «آلفرد بیچاره، کاش یکی کمک دستش بود. هاها.» دیدم.

اسکات اسنایدر: یا مثلا سایبورگ. من دیدم خیلی‌ها از سایبورگ می‌گن. امیدوارم مردم متوجه باشن که اگر برنامه‌ای برای این قضیه نداشتیم همچین کاری نمی‌کردیم. به شخصه تو این داستان آلفرد می‌گه: «دیگه نمی‌شه کسی رو بهبود داد.» پس ولش کن. اما شاید وقتی اوضاع بتمن درست بشه اونم دستش درست بشه.

 

page 4

کامیک‌واین: حالا که تو شماره‌ی «روز کمیک بوک مجانی» وبعد از «همگرایی» یه مسیر تازه تو کمیکا به وجود می‌آد، آیا باید انتظار یه دنباله برای بت‌فمیلی رو داشته باشیم؟

اسکات اسنایدر: آره، کل خفاشا پاشون وسطه. ما هممون توش حضور داریم. وقتی که ایده‌ی اتفاقات بعد از «روز کمیک‌بوک مجانی» به ذهنم رسید یه جلسه‌ای فکر کنم تو دسامبر داشتیم با بقیه‌ی تیم‌ها. به این نشست‌ها «جلسات خفاشی Bat Summit» می‌گیم. همه‌ی نویسنده‌های عنوان‌های مثل «گریسون»، «بتگرل»، «آکادمی گاتهام»، «بت‌وومن» و … بودن. همه بودن. ایده‌مو بهشون گفتم و گفتم: «اگه واسه این ماجرا داستانی ندارید که ازش راضی باشه پس اشکالی نداره، لازم نیست این ماجرا رو انجام بدیم. اما اگه دارید و اکه به اندازه‌ی من از داستانتون خوشحالین پس بیاین انجامش بدیم.» واقعاً انجامش به هممون به عنوان یه تیم بستگی داشت. فکر می‌کنم اینو قبلاً هم بهت گفته بودم ولی حقیقت داره. می‌تونی ازشون بپرسی. در نهایت، وقتی که اونا هم مثل من از این ماجرا خوششون اومد، کسی تو اتاق نبود که هیجان زده نشده باشه که این خیال منو راحت کرد. جلسه بعدش راجع به این شد که هر کدوممون چطور از ماجرا با یه ذره فرق با کار بقیه استفاده کنیم. اثرات بازی نهایی و روز کمیک بوک مجانی رو می‌تونی تو کمیک‌های «بتگرل»، «کت‌وومن»، «گریسون» و بقیه‌ی کمیک‌های خانواده ببینی. برای من تنها راه جلو رفتن یا همچین تغییری اینه که یه داستان بهتر اون طرف داشته باشی تا این طرف. مثل این می‌مونه که با خودت بگی، ببینم این کارایی که می‌خوای کنی از کارای قبلیت بهتره؟ یه جورایی هممون همچین احساسی داشتیم.

کامیک‌واین: این برخورد جدید با بتمن می‌تونه یه جور تجدید حیات باشه براتون؟

گرگ کاپولو: برای من مثل این می‌مونه که دارم اصلاً یه کمیک دیگه رو می‌کشم. نمی‌خوام حرفای تیم‌های دیگه رو بگم ولی یه جورایی مثل این می‌مونه که دارم آیرون منو طراحی می‌کنم. تو داستان‌های اولی که اسکات بهم داده، شرورایی با جنبه‌های هیولایی وجود دارن. خب «هیولایی» نه، همون هیولا. واسه من یکی که واقعاً مثل یه تجدید حیاته. من هنوز از سر بتمن نرفتم ولی یه دفعه دارم روی یه کمیک متقاوت کار می‌کنم. واقعاً خوبه.

4534744-image-52-600x932کامیک‌واین: چیزی دیگه‌ای هست که بخوایید در مورد روز کمیک مجانی یا بک‌آپ استوری داستان همگرایی برامون بگین؟

اسکات اسنایدر: فقط ۲تا چیز می خوام بگم. اول این که با کسانی که ریسک کردن و افسانه یه سری از کاراکترا رو به شکل بزرگی تغییر دادن با دوستی برخورد کنین. من با دن اسلات درباره اسپایدرمن برتر، با اد بروبیکر در مورد زمانی که باکی رو جایگزین کاپیتان آمریکا کرد و چارلز سول در مورد مرگ ولورین صحبت کردم. نمی خوام چیزی رو برای کسی اسپویل کنم ولی هیچ کدوم از ما تا در طرف دیگه‌ای داستان بهتری برای کاراکترا تو چنته نداشته باشیم این کار رو نمی‌کنیم، ما این‌جوری می‌گیم که ازش لذت ببرین. برای خودم تقریبا مثل این می‌مونه که بری تعطیلات و جایی که می‌ری رو عاشقش باشی چون خیلی متفاوت و فانه. وقتی بری تعطیلات قدر خونه هم بیشتر می‌دونی. تو همین زمان هم باید ازش لذت ببری چون کم پیش میاد که به تعطیلات یا جاهایی بری که تا حالا نرفتی. امیدوارم برای ما این رکورد به حساب بیاد، با داستانی شبیه به این، فقط برای این دست به این کار می‌زنیم که فرصت جدیدی برای یک اسطوره‌شناسی از کاراکتر بهمون بده.

دومین چیزی که می‌خوام بگم اینه که ممنونم. همون‌طور که گفتم طرفداران، حمایت باورنکردنی‌ای از ما کردن، بیشتر از انتظار ما، به مدت ۴ سال در انتشار این کمیک. این خیلی باارزشه. امیدوارم شما هم مثل ما از داستان خوشتون اومده باشه، از همه بیشتر برای این ممنونم که تا اینجای کار پا به پای ما اومدید.

شماره ۴۰ بتمن را در این پست می‌توانید دریافت کنید.


    • حجت مزارعی
      در پاسخ به حجت مزارعی

      بتمن آسفالت شد…هیچوقت یادم نمیاد بتمن اینقدر زخمی و مجروح شده باشه
      درکل کمیک جالبی بود…بین آرکهایی که اسنایدر واسه بتمن نوشت آرک دوم رو خیلی دوست داشتم

      • Haganeno
        در پاسخ به حجت مزارعی

        به شخصه من همشون رو دوست داشتم و خوبیشون هم این بود که هر کدوم جدا از اینکه در مورد بتمنه و یه حال و هوا و فضای خاصی داره،جو حاکم بر اثر در هر ارک نسبت به ارکای دیگه متفاوته.
        ارک اول،جغد ها،یه دشمن جدید،یه افسانه شهری که یدفعه خودش رو نشون میده و ماجرا جدی میشه و خوده بتمن رو هم سوپرایز میکنه.
        ارک دوم،مرگ خاندان،همون ژوکر همیشگی،ولی از همیشه ترسناک تر و وحشی تر.با هدفی بسیار مثل خودش.جوک!
        ارک سوم،باز تعریف دوباره و چند باره بتمن،ولی بازم با وجود این همه باز تعریف اوریجین کمیکی و سینمایی،باز عالی بود،روایتش،ساختارش،رنگ بندی های متفاوتش.
        و این ارک اخر،شاید نسبت به ارکای قبلی اونقدر از نظر جو کلی متفاوت نبود و یچیزی تو مایه های بتمن جاویدان و ارک دوم بود،ولی بازم همون فکر و زیبایی سایر ارکا روش حکم فرما بود.
        اینطور هم که پیداست ارک جدید هم دنباله روی تغییر جو ارکای قبلیه و همونطور که گرگ کاپولو فرمود انگار اصلا یه کمیک دیگس که این خودش خیلی چیزه خوبیه.
        ببینیم احتمالا اخرین کار اسنایدر/کاپولو روی بتمن چطوریا میشه …

    • مهران فلاح
      در پاسخ به مهران فلاح

      اقا این ارجاعش تو کمیک سوپرمن خیلی کار خفنی بود. من خودم دیدم کف کردم.

    • علی
      در پاسخ به علی

      یه سوال چرا درمورد بروس وین چیزی نپرسیدند؟ من هنوز تو کف اینم که بروس و جوکر زندن یا مردن:D

    • Wesker
      در پاسخ به Wesker

      اسکات اسنایدر: فقط ۲تا چیز می خوام بگم. اول این که با کسانی که ریسک کردن و افسانه یه سری از کاراکترا رو به شکل بزرگی تغییر دادن با دوستی برخورد کنین.
      راست میگه به خدا
      درسته غمناکه اما شما نیگاه کنید ، نویسنده باید آزادی عمل داشته باشه تا داستان زیبایی تحویلمون بده درسته با مرگ ولورین یا پیتر پارکر بعضی از فن ها حال نمیکنند اما چی میخئاید کاراکتر محبوبتون نمیره ؟!!
      واقعا خیلی سخته که سطح فرهنگ فن های کامیک بوک اینقدر پایین رفته (منظورم یک دسته خاصی هستش)
      که نمیتونن بعضی چیز هارو بپذیرند .
      واقعا اسنایدر حرف دل من و زد .

    • Stewie
      در پاسخ به Stewie

      کاپولو بعد دروغ آپریل یکی دو سال پیش وقتی خواست بگه دروغ گفته،گفتش که تا شماره ی ۵۰ با دی سی برای بتمن قرارداد داره.احتمالا دو تا آرک دیگه رو شاهد هستیم مگر این که اتفاق خاصی بیفته.

جوکر Joker

img

جوکر، شاهزاده دلقک جرم و جنایات، دشمن دیرین بت‎من، استاد هرج و مرج با آن لباس 3 تکه بنفشش و خنده‎هایی زیرکانه. او بیشتر از هر دشمن دیگری بت‎من را تا پای جنون کشانده است. نام، خاستگاه و انگیزه‎‎ی جوکر هنوز هم یک معماست.