«ریدلر» را بیشتر بشناسیم(خطر لو رفتن داستان!)

توسط : در تاریخ : شنبه, دسامبر 15th, 2012

امروز هم به معرفی یکی دیگر از ابر تبهکاران دنیای بتمن یعنی Riddler می‌پردازیم.
البته به دوستانی که ترجمه کمیک «بتمن هاش» را در سایت ما دنبال میکنند ، پیشنهاد میکنیم که این مطلب را نخوانند. در ضمن ادامه ترجمه این کمیک به زودی از سر گرفته میشود.

لینک ترجمه کمیک بتمن هاش
Batman Riddler - The Riddle Factory (1995) Cover

Riddler کار خود را در سال ۱۹۴۸ شروع کرد در حالی که در لیست طولانی شرور هایی بود که قصد نابودی بتمن را  داشتند. وقتی که بسیاری از شرور های هم زمان او بدون هیچ گونه پیش زمینه داستانی معرفی میشدند اولین حضور او با بیان جزییات زندگیش همراه بود. یک مرد دغل که برای هوش خود بیش از هر چیز دیگری ارزش قائل بود. او حتی از تقلب برای رسیدن به بالای لیست نیز غافل نبود. بعد از انجام چند کلاه برداری کوچک در اطراف گاتهام، سرانجام تصمیم گرفت تا بازی خود را به جلو پیشببرد و تلاش کند تا نه تنها پلیس شهر گاتهام بلکه حتی بتمن را نیز گول بزند. او قصد داشت این کار را با تمام کردن ساخت لباس رنگارنگ Riddler به انجام برساند.

From Detective Comics (Vol. 1) #140 (1948)

به زودی بازی موش و گربه او شروع شد. قبل از هر جنایت، او جدول ،پازل یا چیستانی ارسال میکرد که حل آن ها به راهنمایی منجر میشد که محل حمله بعدی او را مشخص میکرد. اگرچه این راه حل عموما بیشتر از آن چیزی که به نظر میرسید مشکل بود و مثلا جواب آن پلیس را به چندین محل مختلف هدایت میکرد. همه این ها قسمتی از بازی بزرگی بود که او ببیند کسی میتواند نقشه ریدلر را قبل از این که خیلی دیر شود کشف کند.

From Detective Comics (Vol. 1) #140 (1948)

ادوارد همچون سایر دشمنان فراموش شده و کپک زده دوران طلایی بتمن فراموش شد. بعد از نخستین حمله او، دوباره دو ماه بعد پدیدار شد و بعد از آن دیگر هیچ. همه این ها در نیمه دهه ۱۹۶۰ تغییر کرد. وقتی که Julie Schwartz به عنوان ویراستار کمیک های بتمن در سال ۱۹۶۴ انتخاب شد.  او به سراغ موارد شگقت انگیز داستان های بتمن در دهه ۱۹۵۰ رفت. یک بتمن زمین گیر احتیاج به دشمنان زمین گیری هم دارد. برای این منظور Riddler در تابستان ۱۹۶۵ برگشت. ادوارد یک بار دیگر مشغول انجام حقه های قدیمیش شد.

اگرچه بازگشت ریدلر به صفحات کمیک شخصیت او را به اندازه حضور Frank Gorshin بالا نبرد. دراولین قسمت از سریال Batman series ساخته آدام وست، گورشین حضوری بیاد ماندنی از این شخصیت با صدای خود به جای گذاشت.اجرای دیوانه وار گورشین به عنوان ریدلر او را یک شرور به یاد ماندنی و یکی از افراد موردعلاقه هواداران کرد.از آن جا بود که ادوارد تبدیل به یکی از افراد اصلی دشمنان بتمن شد.

در دومین حضور او در دوران Silver Age میزان جنون او کمی بیشتر شده بود. در حالی که تلاش میکرد با کمک حیله گری خود معماهایی مطرح کند اما ناچارا باعث میشد که او در حین ارتکاب جنایت گیر بیفتد، ادوارد متوجه شد که او نمی‌تواند یک جنایت را بدون فرستادن یک سرنخ در ابتدا به انجام برساند. بعد از فهمیدن این موضوع او سعی کرد تا دوباره معماهایی درباره جنایات خود را ارسال کند.

From Batman (Vol. 1) #179 (1966)

ادوارد تلاش میکرد تا معماهایی که ارسال میکند با جوهر نامریی نوشته شود یا بعد از خواندن منفجر شود تا کسی نتواند رد او را دنبال کند. اما به خاطر وجود بتمن هیچ کدام این ها کارساز نبود.

From Detective Comics (Vol. 1) #377 (1968)

ادوارد به عنوان یک مانع موقتی در برابر اجرای قانون در گاتهام بود اما هیچ وقت به عنوان یک مانع جدی در برابر قانون ایستادگی نمیکرد . سوال این بود که چرا او کارهای خود را ناتمام انجام میدهد. در حالی که دیگران از یک تاریخچه پیچیده رنج میبردند مانند زخم های دوران بچگی ، بیماری ذهنی یا زندگی ناراحت. ادوارد هیچ کدام این ها را نداشت. او فقط یک نادانی بود که میخواست همیشه برنده باشد. در یک مصاحبه که با یک مستند تلویزیونی داشت نشان داد که اوRiddler است.

 Secret Origins Special #1 (1989)

در سال بعد اوتاریکتر، فاسدتر شد. از ناکجاآباد ناگهان مشغول حلق آویز کردن یک نگهبان کتابخانه و شلیک به یکی دیگر در سر بود.هنوز در همان

حالت شیک و پیک خود بود اما قتل در چشمانش موج میزد.

Batman (Vol. 1) #452 (1990)

در این داستان که به نام “Dark Knight, Dark City” معروف است، ادوارد مشغول ادامه راه خود به شکل عجیبی شد. او بمبی را در یک بانک خون کار گذاشت تا بتمن را در خون های o منفی اهدایی غرق کند. به یک نوزاد تازه به دنیا آمده توپ پینگ پونگ خوراند و بنابراین بتمن مجبور شد بدون هیچ تجهیزاتی (به اصطلاح وسط خیابان) عمل بریدن نای را انجام بدهد و با کمک یک شعله افکن بتمن را مجبور کرد در مقابل یک بز اعمال آکروباتیک انجام بدهد. بعدها معلوم شد که ادوارد داشته بتمن را برای قربانی کردن آماده میکرده که به او اجازه میداده تا یک تشریفات مذهبی باستانی را تمام کند. در پایان این تشریفات ادوارد در کنترل یک هیولای باستانی به نام Barbathos قرار میگرفت که از اولین روز های ساخت شهر گاتهام در آن حبس شده بود.

Batman (Vol. 1) #454 (1990)

این اتفاق باعث شد ادوارد عقیده خود را عوض کند. اگر چه این داستان با آزاد کردن هیولا از زندان خود توسط بتمن به پایان رسید اما Grant Morrison بعد ها از این اتفاق در داستانش با اشاره به هیولایی به نام Barbatos که از آغاز شهر گاتهام با آن پیوند خورده بود استفاده کرد.

ادوارد مجددا شروع به ظهور گاه و بیگاه در داستان های بتمن میکرد. او در زندگی شوالیه شنل پوش پدیدار میشد تا او را گیج و آشفته کند اما همواره شکست میخورد.

در اواخر ۲۰۰۲ ،  داستان فوق العاده Hush شروع شد. در صفحههای این دوازده شماره تقریبا تمامی دشمنان بتمن حضور پیدا کردند. از Clayface تا Killer Croc گرفته تا جوکر. تنها

کسی که انگار در حاشیه متن قرار داشت ریدلر بود.  بعد از این که بتمن این پرونده را حل کرد ادوارد را در مرکز داستان دید.این ایده ریدلر بوده است که بتمن را به مبارزه بکشانند و شاید او را حتی بکشند. تمامی این ها در قسمت اخر توضیح داده شده بود.

Batman (Vol. 1) #619 (2003)

بعد ها مشاهده شد که ادوارد به وسیله تومور مغزی کشته شده است. فقط شستشو دادن در یکی از Lazarus Pit های راس الغول زندگی او را نجات داد. این چاه همچنین برای مدتی به او روشن بینی بخشید و او سرانجام متوجه شد که بتمن همان بروس وین است و از آن جا بود که او به Hush ( دوست دوران کودکی بتمن) کمک کرد تا انتقام خود را از مردی که به عقیده او مسئول تمام بدبختی هایش بود بگیرد.

با وجود این که ادوارد هویت واقعی بتمن را میدانست اما فهمید که نمیتواند آن را به کسی دیگر بگوید. زیرا این سوال معمای نهایی بود و او مجبور بود این راز را پیش خود نگه دارد. از همه این ها گذشته اگر کسی جواب سوال “بتمن چه کسی است؟” را میدانست دیگر این یک معما نبود.

در چند سال بعد او مشغول تعقیب قهرمانان دنیای DC بود. یکی دوبار با Green Arrow مبارزه کرد. اگر چه در جریانداستان Infinite Crisis او به کوما فرو رفت. وقتی بعد از یک سال از کوما بیدار شد خود را فردی تازه یافت. او میل خود به جنایت را کنار گذاشت و از هوش خود استفاده کرد و تبدیل به یک کاراگاه خصوصی شد. کوما همچنین باعث شده بود که او فراموش کند که بروس وین همان بتمن است.

Detective Comics (Vol. 1) #822 (2006)

 

این ایده هویت جدید خیلی جالب بود. هیچ کس به او با وجود این که او هیچ کار خلافی انجام نمیداد اعتماد نمیکرد و حتی او به بتمن در چندین پرونده نیز کمک کرد. احتمالا عدم اطمینان باعث شده بود که او نتواند کار خود را به درستی انجام دهد یا شاید به خاطر جنایت های زیادی بود که قبل از آن مرتکب شده بود. او حتی سریعا متوجه شد که فردی جدید در ماجرای behind the cowl اولین باری که او سراغ Dick Grayson رفته بود بعد از این که به نظر میامد بتمن مرده دخالت داشته است.

Gotham City Sirens #3 (2009)

تمامی این ها وقتی ادوارد خود را در میان یک انفجار در یکی از پرونده هایش یافت تغییر کرد. انفجار ذهن او را تکان داد و انگار دوباره آن را دچار تغییر کرد.

Batman (Vol. 1) #693 (2010)

در اخرین روزهای قبل از سری New 52، ریدلر به شکوه سابقش برگشت. او موهای خود را بلند کرد و درحال گذشت زدن در شهر با فردی به اسم Enigma که به نظر میرسید دخترش است مشاهده می‌شد. انیگما زمانی با گروه های مختلف titan در ارتباط بود و این اولین باری بود که دختر و پدر در کنار هم بودند. راه های جنایت کارانه ادوارد با همکاری او با سازمان های تبهکاری گل کرد. و او حتی شروع به کار با دوچهره کرد.

Batman (Vol. 1) #705 (2011)

در ادوارد جدید در نیو ۵۲ او احتمالا به نخستین روز های ظهور خود بر خواهد گشت ( از اول طراحی میشود) در طی یک شورش در Arkham Asylum در ابتدای اولین شماره بتمن. یک شخصیت با یک آرایش مویی به شکل یک علامت سوال به رنگ سبز و یک تاتو به شکل علامت سوال در حال مبارزه با بتمن دیده شد.

Batman (Vol. 2) #1 (2011)

ایا این فرد خود ریدلر بوده است؟ احتمالا اما این شخصیت با اسم در داستان شناسایی نشده بود . اما اگر خود او نباشد احتمالا یک مزدوری است که برای او کار میکند. در جریان داستان Batman #15 ادوارد با همان ظاهر همیشگی اش برگشت. لباس سبز با علامت های سوال بر روی آن. سادگی قابل توجه آن بازتاب ذهن درخشان صاحب این لباس است و ادوارد رابه خوبی همچون یک هنرپیشه نمایش میدهد. و بتمن قطعا به دشمنان درجی یک بیشتری در زندگیش نیاز دارد.


ترجمه امیر حسین زاده
منبع:Ifanboy