تاریخچه کمیک | مرگ سوپرمن Death of Superman | بخش پایانی

توسط : در تاریخ : پنجشنبه, نوامبر 6th, 2014

به‌روزرسانی: لینک دانلود کمیک توسط حسین شبستری قرار گرفت. برای دریافت به بخش اول این مقاله مراجعه کنید.

آخرین قسمت از بررسی و نگاهی به تاریخچه مرگ سوپرمن تقدیمتان می‌شود. این سری مقالات برداشتی از سایت Ifanboy است که پیشتر نیز مقالاتی از این سایت برای شما ترجمه شده بود. با ماه همراه و به زودی منتظر لینک دریافت این کمیک‌ها باشید. همچنین قسمت اول را از این بخش و قسمت دوم این مقاله را از این بخش می توانید مطالعه کنید.


بیگانه ها که از طرف یکی از دشمنان قدیمی سوپرمن به نام Mongul هدایت می‌شدند موفق شدند شهر را نابود کنند. سپس سایبورگ نیز هویت خودش را آشکار کرد. او کسی نبود جز Hank Henshaw یکی دیگر از دشمنان سوپرمن که فقط از تکنولوژی به نفع خودش سو استفاده می‌کرد. آخرین سوپرمن با او ملاقات کرده بود. هنک با کشتی فضایی که سوپرمن را به زمین آورده بود به اعماق فضا فرار کرده بود و وقتی خبر مرگ سوپرمن را شنید برگشته بود. با کمک کشتی سوپرمن حالا او هم تکنولوژی کریپتونی ها را در اختیار داشت هم می‌توانست از DNA سوپرمن استفاده کند تا بدنی برای خودش بسازد تا همه را فریب دهد که او سوپرمن واقعی است. هدف هنک تبدیل کردن کره زمین به غول تکنولوژی کهکشان ها و حکمرانی بر همه جهان بود تا سوپرمن را به خاطر تسلیم کردن و خیانت به سرزمین مادریش سرزنش کند.

بعد از مدتی وقتی همه دنیا فهمید که چه بلایی بر سر شهر کاست سیتی آمده. آن شخص مشکی پوش به متروپولیس رسید. در آن‌جا اعلام کرد که سوپرمن واقعی است و حتی توانست لوییس رو که دیر باور بود راضی کند که او خود سوپرمن است. و از آنجایی که دیگران از اسمش سواستفاده کرده بودند با کمک Steel و Superboy گروهی تشکیل داد تا به بررسی وقایع بپردازد. فقط یک مشکل وجود داشت: مرگ قدرت‌هایش را از او گرفته بود! سوپر بوی و استیل قبول کردند که با این هیبت آشنا همراه شوند تا سایبورگ را نابود کنند. وقتی به بقایای شهر رسیدند سوپرمن مجبور شد تا خودش را با اسلحه تجهیز کند تا بتواند جای قدرت های از دست رفته اش رو بگیرد.

وقتی به سایبورگ رسیدند کاملا برای همه آشکار شد که این سوپرمن واقعی است. قانع کننده ترین دلیل هم حضور دوباره Last Son of Krypton بود. در این جا بود که معلوم شد که او در اصل یکی از مخلوقات تاریخی کریپتون به نام Eradicator است که وظیفه دارد تا برای همیشه کریپتون را در جهان زنده نگه دارد. ملاقات گذشته او با کلارک کنت برای راضی کردنش بود تا بیشتر شبیه یه کریپتونی ها رفتار کند. او از تکنولوژی موجود در قصر فراموشی استفاده کرد تا سوپرمن را به زندگی برگرداند. بدون Regeneration Matrix که بدن سوپرمن را درش گذاشته بود، سوپرمن باید برای همیشه می‌مرد. اما برای برگرداندن خودش به زندگی (سایبورگ به او شلیک کرده بود) تمام انرژی قصر فراموشی را بلعیده بود و قصر نابود شده بود.

بازگشت او به جبهه سوپرمن در بهترین زمان اتفاق افتاد. سایبورگ با جمع کردن خرابه های شهر و ترکیبش با مقدار زیادی از کریپتون با دیدن سوپرمن واقعی قصد استفاده از او را داشت اما Eradicator با پریدن در مسیر شلیک هم جان سوپرمن را نجات داد و هم به طرز علمی-تخیلی قدرت های سوپرمن به او برگشت.

و به این ترتیب سوپرمن با شکل و ظاهری جدید به میدان برگشت. البته گویا نویسنده ها و طراحان میخواستند او را شبیه سامسون کنندب ه هرحال این شکل و شمایل جدید هم باعث نشد که او سایبورگ را شکست ندهد و به هال جوردن اجازه ندهد که Mongul را مغلوب کند.

مدت کوتاهی بعد، Dr. Occult که توسط خود Jerry Siegel و Joe Shuster (خالقان سوپرمن) خلق شده بود پیش سوپرمن آمد و گفت که او جاودانه نیست. درسته که به زندگی برگشته اما تکنولوژی که او را به زندگی برگردانده نابود شده و اگه یک بار دیگه هم بمیرد دیگر همه چیز تمام شده است.

مرگ سوپرمن و داستان های بعد از آن تاثیر زیادی بر چشم انداز فرهنگ عمومی گذاشت. اخبار، ناآگاهانه یا از روی قصد بدون توجه به ماهیت سوپ اپرایی بودن(عامه پسند) کمیک های مهم آن زمان این طور القا کردند که مرگ سوپرمن دائمی است (در زمان خودش البته). همین ازدحام خواننده ها را به کمیک‌فروشی‌ها کشاند. و قانعشان کرد که مرگ سوپرمن مسئله بزرگیست و ارزش هزاران دلاری که برایش هزینه می‌شود را دارد. تمامی این ها دروغین بود و به حباب صنعت کمیک در میانه ۱۹۹۰ کمک کرد.

سوپرمن فقط در صفحات کمیک نمرد بلکه در هر مدیومی که امکانش وجود داشت همین بلا سرش آمد. Louise Simpson که بعدها عنوان Superman: The Man of Steel را نوشت داستانی را برای خوانندگان منتشر کرد و همان طور که Roger Stern نویسنده Action Comics عنوانی را برای بزرگسالان به رشته تحریر درآورد.

سال بعد نیز بازی The Death and Return of Superman برای SNES به قفسه ها آمد. در ۱۹۹۵ هم پورتی از آن برای Sega Genesis منتشر شد.

همچینی کارت های بازی نیز عرضه شدند. یک روی آن مرگ سوپرمن بود و دیگری بازگشتش. اقتباس رادیویی توسط BBC انجام شد. یک بازی نقش افرینی کاغذی خلق شد. همچنین ژتون های بازی هم در دهه ۹۰ به بازار آمد.

برای داستانی که به خاطر عدم ایستادگی نویسنده ها در برابر دخالت های کمپانی ساخته شد، موفقیت این عنوان خیره کننده بود. شخصیت‌های جدیدی مثل استیل و سوپربوی خلق شد که هر دو در حال حاضر در داستان‌های New 52 هم حضور دارند.

پایان


ترجمه: امیر حسین زاده

کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.