تاریخچه کمیک | مرگ سوپرمن Death of Superman | بخش دوم

توسط : در تاریخ : دوشنبه, سپتامبر 22nd, 2014

در مورد داستان مرگ سوپرمن اخیرا در سری مقالات معرفی جامع سوپرمن اشاره‌ای کوتاه به آن داشتیم اما این بار در سری دیگر از مقالات تاریخ کمیک به بررسی کامل زندگی و مرگ و بازگشت دوباره سوپرمن می‌پردازیم. داستانی که دنیا را در سال ۱۹۹۲ تحت تآثیر قرار داد. این مطلب دومین بخش از این مقاله است. برای مطالعه بخش اول به این لینک مراجعه کنید.


شاید دردناک‌ترین قسمت این شماره صحنه عزاداری نبود بلکه تماسی بود که لوییس لین با مارتا و جاناتان کنت برای اولین بار بعد از مرگ سوپرمن گرفته بود. از آنجایی که او و کلارک با هم نامزد بودند پس او هویت مخفی سوپرمن را می‌دانست. همچنین می‌دانست که آن‌ها مجبورند صحنه مرگ فرزندشان را بارها و بارها از تلویزیون ملی مشاهده کنند. مکالمه بین آن‌ها صحنه ای بود که تا مدت‌ها قلب همگان را به درد ‌آورد.

 درحالی که خانواده سوپرمن مجبور بودند در سکوت عزاداری کنند، بقیه قهرمانان تلاش کردند تا خلایی که نبود سوپرمن ایجاد کرده بود را پر کنند. Matrix Supergirl که خودش کریپتونی نبود اما از آرم S که سوپرمن به او داده بود استفاده می‌کرد شروع به مراقبت از متروپلیس کرد و همین طور هم اعضای سابق جاستیس لیگ نیز طبق عادت هر سال سوپرمن که به هر تعداد خانواده ای که می‌توانست کمک می‌کرد شروع به این کار کردند

برای جاناتان و مارتا فقط مرگ سوپرمن نبود بلکه فرزندشان هم مرده بود. همین باعث شد که جاناتان از لحاظ عاطفی شکسته شود و وقتی داشت یادگاری‌های کلارک رو در باغچه خانه‌ا‌ش دفن می‌کرد دچار حمله قلبی شد. احتمالا به این خاطر که او را یاد دفن کردن فرزند خودش انداخت. وقتی به بیمارستان منتقل شد قلبش دیگر کار نمی‌کرد. عنوان سوپرمن هم همزمان با از کار افتادن قلب جاناتان از کار افتاد و دیگه منتشر نشد.

سه ماه بعد، عناوین سوپرمن مجددا از آنجایی که به اتمام رسیده بودند شروع شد. جاناتان خودش را در دنیای بعد از مرگ پیدا کرد که در آنجا روح کلارک توسط شیاطین زیبارویی تسخیر شده بود. جاناتان به فرزندش امید و توانایی مبارزه داد و هر دو با هم آن دنیا را ترک کردند.

وقتی در بیمارستانی در Smallville به هوش آمد، به مارتا گفت که فرزندشان را نجات داده. همه معتقد بودند که چیزی که جاناتان دیده توهمی بوده که به خاطر نرسیدن خون به مغزش رخ داده اما مارتا به زودی وقتی چهار نفر که رفتاری و خصوصیاتی شبیه یه سوپرمن داشتند پدیدار شدند شوکه شد. اما کدوم یک از این چهار نفر سوپرمن واقعی بود؟ این کاری بود که هرهفته مردم را به کمیک فروشی ها می‌کشاند که هر چهار شماره را بخرند تا متوجه شوند که حقیقت چیست!

هر کدام از این چهار سوپرمن جدید با یکی از القاب سوپرمن اصلی شناخته می‌شدند. نفر اول فردی پر زور ولی سرد مزاج به نام آخرین پسر کریپتون Last Son of Krypton بود. نفر دومی دکتر جان هنری آیرونز که بعدها  Steelنام گرفت. بعدی سوپرمنی سایبورگی با لقب Man of Tomorrow بود. چهارمی کلونی از سوپرمن به نام سوپربوی بود که در میان مردم با نام پسر متروپلیس شناخته می‌شد.

با ظهور این چهار نفر خیلی سریع داستان «سلطنت سوپرمن‌هاReign of the Supermen» شکل خودش را پیدا کرد و به زودی معلوم شد که نه استیل و نه سوپربوی اصل جنس نیستند. آخرین پسر کریپتون کاملا از نظر قیافه شبیه سوپرمن بود و همچنین مقر اصلیش هم Fortress of Solitude یا همان قصر فراموشی سوپرمن بود که او به عنوان ارباب خودش پذیرفته بود. همچنین به طرز ناگهانی Regeneration Matrix در قصر ظاهر شد که به نظر می‌رسید منبع قدرت این سوپرمن است.

در همین زمان هم DNA سوپرمن سایبورگی توسط پروفسور Emil تایید شد. پروفسور Emil دکتر سوپرمن و مشاور تکنولوژیکی او بود. همچنین قطعه های فلزی بدن این سوپرمن هم از کریپتون ساخته شده بود.

دو ماه بعد Regeneration Matrix باز شد و جواب ها کم کم مشخص شد. از درون آن شخصی هیکلی و آشنا در لباس سیاه که با کریپتون تزئیین شده بود بیرون افتاد.

کمی بعد، این شخص لباس جنگی که از کریپتون ساخته شده بود را پوشید و به آرامی از طرف قطب شمال به طرف متروپلیس به راه افتاد.

در همین حال سایبورگ هویت واقعی خودش را نشان داد. او کسی نبود جز Hank Henshaw یکی دیگر از دشمنان سوپرمن که فقط تکنولوژی را به نفع خودش سو استفاده می‌کرد.  وقتی یه کشتی بزرگ بیگانه ها شهر Coast رو محاطره کرده بود (شهر محل زندگی هال جوردن) سایبورگ و آخرین پسر کریپتون شروع به تحقیق درباره ماجرا کردند. معلوم شد که بیگانه ها در صددند شهر را نابود کنند و البته سایبورگ هم می‌خواهد آن‌ها موفق شوند! به همین خاطر هم اشعه ای از انرژی را به طرف سر آخرین پسر شلیک کرد.

ادامه دارد…


ترجمه: امیر حسین‌زاده (منبع: Ifanboy)
کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.