بررسی کمیک‌های هفته چهارم می

توسط : در تاریخ : دوشنبه, ژوئن 11th, 2012

با وجود این که موج دوم دی‌سی قبلا شروع شده بود ولی یکی از قوی‌ترین‌های این مجموعه، شرکت بت‌من، این هفته منتشر می‌شود و داستان عظیم گرنت موریسون ادامه می‌یابد. شب جغدها هم همچنان با کمیک خوب دیگری از اسکات اسنایدر ادامه می‌یابد.

اون‌سوتر در دنیای مارول جاناتان هیکمن به اعضای چهارشگفت‌انگیز و بنیاد آینده استراحت می‌دهد و ددپول سعی دارد با شرایط جدید کنار بیایید.

اگر با نحوه‌ی دریافت کمیک‌های خارجی ناآشنا هستید به تاپیک دریافت کمیک در فنزین مراجعه کنید. همچنین برای بحث در مورد کمیک‌های جدید می‌توانید به بخش کمیک فنزین سر بزنید.


Resident Alien #1

  • نویسنده: Peter Hogan
  • طراح: Steve Parkhouse
  • ناشر: Dark Horse

پس از این که بیگانه ای فضایی بر اثر تصادم سفینه اش با زمین عاجز از بازگشت، تصمیم می گیرد با عنوان دکتر وندر اشپیگل بازنشسته در زمین به صورت منزوی از دیگران زندگی می کند. اوضاع وقتی پیچیده تر می شود که درب کلبه ی محل اقامت او را می زنند و از او می خواهند جسد بهدار شهر که به قتل رسیده است را معاینه کند. بدین طریق دکتر درگیر ماجرای پیچیده ای می شود که حتی ممکن است بیگانه ی ما از آن طریق بتواند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند.

پیتر هوگان نویسنده ی کهنه کار کمیک سابقه ی کار با نیل گیمن و آلن مور را دارد. از کارهای او می توان به نگارش داستان روبو هانتر و عامل ۱۳ اشاره کرد.

استیو پارک هاوس طراح کمیک شاخص ترین کراش تا به حال طراحی چندی از کمیک های دکتر هو و اسپین آفی از کمیک بوک معروف سندمن به نام رویا دیدن بوده است.

ما در این کمیک با یک داستان جنایی کلاسیک با همه ی المان های تثبیت شده ی آن روبروییم تنها با این تفاوت که نقش کارآگاه بر عهده ی یک آدم فضایی متمدن و فرهیخته است. اما تمامی نقطه ی تمایز داستان کمیک با داستان های مشابه به همین ختم می شود. کمیک با حوصله و با ریتم آرام خود خواننده را با یک داستان جنایی خوب از نوع انگلیسی اش مواجه می کند منتها چیزی فراتر نمی دهد. کلاً از کمیک نباید تانتظار شگفت زده شدن داشت چون در کار با عناصر داستان بسیار محافظه کارانه عمل می کند اما نا امیدتان نخواهد کرد.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:5/10]


Epic Kill #1

  • نویسنده و طراح: Raffaele Ienco
  • ناشر: Image

دختری که حافظه اش را از دست داده خود را درون یک بیمارستان روانی می یابد. عده ای اسلحه به دست او را تعقیب می کنند و او هم تعقیب کنندگانش را می کشد. بعد می فهمیم که او تعالیم رزمی عجیب غریبی دیده است و برای خود یکه بزنی است.

مهم نیست چند بار این داستان کلیشه ای را شنیده اید. مهم این است که کشتار حماسی که اولین کار خالق کانادایی آن رافائل ینکو است به تنهایی می تواند یکی از جدی ترین نامزد های بدترین کمیک سال باشد. اگر دنبال یک دختر بزن بهادر می گردید که به راحتی از انبوه گلوله جاخالی می دهد و با دست خالی یک گردان آدم اسلحه به دست را قتل عام کند و دل و روده اشان را بیرون بریزد راه را درست آمده اید ولی اگر دنبال چیز بیشتری هستید خواهشاً از همان راهی که آمده اید برگردید چون کمیک حتی طراحی درستی هم ندارد.

کار بیشتر به یک فن فیکشن درجه دو از بیل را بکش شبیه است با این تفاوت که خالق اثر خط داستان نازک خود را بیش از حد جدی گرفته.

توصیه ی من این است که به هیچ عنوان سراغ کشتار حماسی نروید مگر این که از شدت کمیک نخواندن وضعتان به صورتی حماسی خراب باشد.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:2/10]


Legend of Oz: The Wicked West #1

  • نویسنده: Tom Hutchison
  • طراح: Alisson Borges
  • ناشر: Comics

این جا کانزاس نیست؟ نه مطمئناً این جا کانزاس نیست. دوروتی به همراه اسبش توتو با گردبادی از جایش کنده می شود و به سرزمینی غریب پرتاب می شود. سه سال از این ماجرا می گذرد و جادوگری به او گفته باید جاده ای با آجرهای طلایی را دنبال کند تا به از برسد اما مشکل این است که در طی سالیان دراز بسیاری از آجرهای طلا به طمع طلاهایش دزدیده شده اند. دوروتی در این بین دنبال کوچکترین نشانه ای از جاده می گردد.

افسانه ی از: غرب شرور اقتباسی وسترن از رمان حالا کلاسیک شده ی فرانک ال باوم، جادوگر شهر از است. این جا به جای قصه ی داستان پریانی فرانک ال باوم و دختر بچه ای که با قلب مهربان خود سفری رویایی را پشت سر می گذارد و در طی آن به بلوغ می رسد را دختری نوجوان ، خشن و کله شق گرفته که با لهجه ی غلیظ جنوبی حرف می زند و با کوچکترین حس تهدیدی دو رولور مسلحش را می کشد و بدون کوچکترین رحمی به نزدیک ترین موجود زنده شلیک می کند.

همه ی این ها با ترکیب خلاقانه ی دنیایی خشن با المان های وسترن و فانتزی ترکیبی بدیع می سازد که به این راحتی قابل گذشتن نیست. شاید مسئله دیالوگ آخر این فصل باشد. آیا دوروتی یک ساحره ی خوب است یا بد؟ اما برای خواننده این سوال مطرح است که آیا فصول بعدی افسانه ی از می توانند به جذابیت و غافلگیری فصل یک آن باشند یا نه؟ این سوالی است که به مانند سوال اول تنها زمان به آن پاسخ خواهد گفت.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:8/10]


Grim Leaper#1

  • نویسنده: Kurtis Wiebe
  • طراح: Aluisio Santos
  • ناشر: Image

“جهنده چرکین” درباره­ی موضوعی متداول است: مرگ! داستان در مورد فردی است که چندین بار مرده و زنده می­شود و هربار در کالبد شخص جدیدی این اتفاق می­افتد اگر چه ستون اصلی داستان بروی داستانی عشقی پایه­ریزی شده است. کرتیس ویب نامی است که این روزها زیاد می­شنویم. اخیراً به خاطر کارهای محبوبش از جمله دلیران، پیتر پانزفاست و بیداری سبز در شرکت ایمیج بسیار شهره شده است. این نویسنده دقیقاً می­داند که چطور تور را برای مخاطب پهن کند و آن­ها را گرفتار داستان­هایش کند که جهنده چرکین نمونه­ای خوب از این داستان­هاست. به محض اینکه این قسمت را تمام می­کنید به شدت مشتاق خواندن قسمت­های بعد خواهید شد. همانطور که گفته شد پایه داستان بر اساس موضوع عشق است اما در این قسمت فقط اشاره کوچکی به آن شد. چطور عشق برای کسی که فقط مرگ را می­‌شناسد معنی دارد؟ این دلیلی است که شما را مجبور به خواندن قسمت­های بعد می­کند.

کمیک در حوزه­‌ی طراحی دچار لکنت زبان است. آلوسیو سانتوز طرح را به صورت پویا و کارتونی ارائه می­دهد وانصافاً کاراکترها به خوبی تصویر شده­اند اما مشکل اصلی نقاشی­ها در روند قصه­گویی است. نوع چیدمان پنل­ها کمی گیج کننده است و ارتباط برقرار کردن با آن برای بار اول کمی مشکل است.کمیک در مجموع ۴ قسمت دارد که در حال حاظر قسمت اول آن توانسته به خوبی گلیم خود را از آب بکشد.

نوشته‌ی مهران فلاح

[rating:8/10]

مردی به صورت تصادفی می‌میرد اما به جای این که روحش به آن دنیا برود در بدن شخصی دیگر حلول می کند. اما به زودی می فهمد که میزبانی که در آن ساکن شده هم زیاد زنده نمی ماند چون او دچار نفرینی است و باید بعد از مرگ هر میزبان روحش به بدن فرد بعدی منتقل شود. او در این بین با دختری آشنا می شود که همان نفرین او را دارد.

نه اشتباه نکنید. شما با یک کار ترسناک یا یک کار ماجرایی که قهرمانش را به مواجهه با انبوه شیاطین می فرستد مواجه نیستید. گریم لیپر یک کمدی رمانتیک است که سعی می کند با استفاده از قهرمان سر به هوای خود و ایده ی ماورا الطبیعه ش کمدی موقعیت خود را پیش ببرد. ما این جا با یک پارودی از ژانر وحشت روبروییم. طراح هم سعی کرده متناسب با این فضای هجو گونه با استفاده از رنگ های تند، پنل هایی که از نظر چیدمان عامدانه ساده تر از کمیک های مشابهند و میزانسن های تخت درون کمیک ها این فضا را تشدید کند.

کمیک داستان جذابی دارد اما شاید پاشنه ی آشیل کمیک همین جا باشد چون بیش از اندازه متکی بر ایده و دیالوگ های بامزه ی نویسنده اش است. این باعث می شود نویسنده از پرداخت مناسب داستان غافل بماند.

در کل گریم لیپر کمیکی است که ارزش یک بار خواندن و دنبال کردن را دارد.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:5/10]


Batman Annual #1

  • نویسنده: James Tynion IV و Scott Snyder
  • طراح: Jay Fabok
  • ناشر: DC

داستان با فلش بکی از ذهن ضد قهرمان داستان ویکتور یا همان آقای یخی شروع می شود. او به یاد می آورد چطور زمانی که با مادرش برای مسابقه ی رفتند یخ ترک برداشته و مادر او درون آب سقوط کرده. شب جغد ها از ساعتی پیش آغاز شده. ویکتور در بیمارستان روانی آرخام بستری است. جغد ها فرمول او را دزدیده اند و با آن سربازان کهن او را به زندگی برگردانده اند. شهر شلوغ شده است. ویکتور تصمیم به فرار می گیرد برای دو هدف. به زندگی باز گردان محبوبه اش نورا و انتقام از فردی که مانع ادامه ی تحقیقاتش برای باز گرداندن نورا به زندگی شده یعنی بروس وین. همو که هویت مخفی اش بتمن است.

بتمن سالگرد در ادامه ی سنت قدیمی عرضه ی کمیک های تک قسمتی در سالگرد شروع هر کمیک است.

نقطه ی قوت کمیک شاید در ای باشد که ما این بار داستان را داریم این بار از زاویه ی دید سوم شخص محدود ضد قهرمان می بینیم و چندان به جز سه چهار صفحه اثری از خود بتمن نیست( بگذریم از این که نویسنده با آوردن چند خط مونولوگ بی ربط به صورت ناشیانه ای این فضا را می شکند. کاری که از نظر زاویه ی دید داستان کاملاً غلط است و از فرم کار بیرون می زند) البته این اولین بار نیست که در کمیکی از بتمن داستان از دید ضد قهرمان های مقابل او تعریف می شود منتها کار در اغلب این موارد یا به خطابه ای اخلاقی در باب وضعیت پیچیده ی ابر قهرمان یا زاویه ای برای واکاوی روان شناسی ذهن او تبدیل می شود. اگر اسنایدر از این زاویه وارد می شد داستان می توانست به انبوه تریلرهای روان شناسانه ی ساخته شده از روی این ابر قهرمان شبیه شود. اما نگاه داروینیستی و مناسبات خشن دنیای اسنایدر داستان را از اساس به سمتی دیگر می برد. محور کار اشنایدر نه روان ویران شده ی شخصیت ها و نه جامعه ی به تباهی کشیده نیست. محور بتمن های اشنایدر فضاست. فضایی که سبعانه روح قهرمانان و ضد قهرمانان داستان های او را به چالش می گیرد و مقهور خود می سازد. فضایی که هوشمندانه طراح با کم کردن پنل ها، صفحات چهار پنلی که به صورت آبشاری چیده شده اند، نماهای کنش و واکنش متوالی و پرش های تیز از یک نما به نمای بعدی و هم چنین پنل هایی دقیقاً کادر گرفته شده و تونالیته ی آبی و خاکستری غالب بر تصاویر که سردی و دلمردگی فضا را تشدید می کند، بیش از پیش بر این خشونت می افزاید. اگر در مقام مقایسه بر آییم بتمن سالگرد در برابر بتمن های خود سری کم می آورد( خصوصاً در مقابل دو قسمت درخشان و شکوهمندی که بتمن در لانه ی جغد ها سپری می کند که البته تاثیر طراحی درخشان گرگ کاپلو را بر آن را نمی توان نادیده گرفت) اما تاثیر صحنه ی پایانی کمیک و جای سیبی که بر دستان مادر ویکتور مانده تصویری نیست که به این راحتی از خاطر محو شود.

بتمن سالگرد کمیکی است که می توان با خیالی راحت و وجدانی آسوده آن را به تمامی طرفداران بتمن توصیه کرد.

نوشته‌ی فرزاد خلیلیان

[rating:7.5/10]


Deadpool #55

  • نویسنده: Daniel Way
  • طراح: Shawn Crystal
  • ناشر: Marvel

در ابتدا یک بیوگرافی کوچک از شخصیت ددپول برای دوستانی که کمی ناآشنا هستند می­دهم. ددپول(وِید وینستون ویلسون) شخصیت ضدقهرمانی است که در سال ۱۹۹۱ توسط راب ریفلد تصویر شد، شخصیت ددپول کاملاً برگرفته از شخصیت دثتروک (اسلید ویلسون) کاراکتر دی­سی است اما بر خلاف او، ددپول کاملاً شخصیتی شوخ، بذله­گو، یکه بزن و وراج دارد. او که همانند ولورین طی آزمایشاتی به قابلیت احیاءپذیری دست یافته است دقیقاً می­داند که شخصیت کتاب­های کمیک است و گاهی اوقات با خواننده صحبت می­‌کند.

قسمت ۵۵ ددپول یه اکشن بزن­بهادرانه آشفته است. دوست ددپول، باب، با تزریق سرمی قابلیت احیاء را از او گرفته است، حالا وید ویلسون به یک انسان عادی تبدیل شده است و تماماً قیافه آدمیزاد پیدا کرده است. به غیر از محتوای درون کمیک، طرح روی جلد که کار دیو جانسون است به شدت به دلم نشست، کنایه­ای به فیلم ای آینه، ای آینه­ با بازی جولیا رابرتز که چند وقتی هست اکران شده است. در این داستان گروه “نابغه­ها” قصد دارند تا انجمن ابرقهرمان­ها را نابود کنند، اینجاست که ددپول وارد صحنه شده و سعی دارد تا جلوی آن­ها را بگیرد، اما نباید فراموش کند که دیگر یک انسان فناناپذیر نیست.

داستان و طراحی­ها به خوبی با یکدیگر بست خورده­اند. شاید دانیل وی نویسنده داستان ریسک بزرگی کرده است چون با شروع این فصل داستان مرسوم ۱۸۰ درجه تغییر کرده است، چیزی که شاید به مزاق طرفدران از جمله خود من زیاد هم خوش نیاید اما باید دید تا وید ویلسون در غالب یک فرد عادی و با از دست دادن یکی از انگشتانش در قسمت­های بعد چه خواهد کرد؟

نوشته‌ی مهران فلاح

[rating:7/10]


TMNT#10

  • نویسنده: Kevin Eastman و Tom Waltz
  • طراح: Dan Dulcan
  • ناشر: IDW

قبیله فوت استاد اسپلینتر را دزدید­­ه­اند و حالا نینجاها به همراهی کیسی و آوریل برای نجات او دست به کار می­شوند.

بالاخره بعد از ۱۰ قسمت شردر در این قسمت حضور پیدا کرد. روند کار تا به اینجای کار به خوبی پیش رفته است و هین عطش مخاطب برای حضور شردر نشان از موفقیت کار دارد. از قسمت آغازین کسانی که حتی کلمه­ای از لاک­پشت­های نینجا نشنیده­اند هم به صورت کامل با پیشینه­ی آن­ها آشنا شده و کاملاً شیرفهم می­شوند.

اگر چه در قسمت­های اول طراحی­ها کمی توی ذوق می­زنند اما بعد از ۳ یا ۴ قسمت متقاعد خواهید شد که تصاویر کاملاً به روند داستان نشسته­اند، آناتومی کاراکتر­ها فوق­العاده­اند به طوری که اگر تصاویر به صورت جامد طرح­ریزی نمی­شد حس و حال داستان و روایت آن شکلی خردسالانه پیدا میکرد.ایست­من و تام والتز تا آخر داستان هویت اصلی شردر را پنهان می­کنند و در انتها سورپرایز بزرگی در انتظار مخاطب خواهد بود.

لاک­­پشت­های نینجای جدید روند ویژه­ای را در این سری شروع کرده­اند و قطعاً در تاریخ این کمیک­ها جاودانه خواهند شد.

نوشته‌ی مهران فلاح

[rating:9/10]


Fantastic Four #606

  • نویسنده: Jonathan Hickman
  • طراح: Ron Garney
  • ناشر: Marvel

این شماره چهار شگفت انگیز بر خلاف شماره های قبلی به هیچ وجه کمیک جالبی نیست. داستان بسیار شاده است و از لحاظ منطقی نباید صورت بگیرد. داستان فضایی مثل کارتون سفرهای علمی را دارد. نویسنده سعی دارد با فلش بک های کوتاه و پی در پی مکان و هدف شخصیت ها را از خواننده ها پنهان کند ولی حتی از روی جلد کمیک نیز می توان حدس زد شخصیت ها کجا هستند. طراحی های ساده و کم جزئیات ران گارنی هم کمکی به قضیه نمی کند.

به هر حال این تنها شماره ضعیف چهار شگفت انگیز در طول این مدت بوده و با توجه به شروع شدن آرک جدید و پایانی جانات هیکمن از شماره بعدی باید منتظر داستان بسیار بسیار قوی تر باشیم.

نوشته‌ی احمد بابایی

[rating:6/10]


FF #18

  • نویسنده: Jonathan Hickman
  • طراح: Nick Dragotta
  • ناشر: Marvel

دو کتاب چهار شگفت انگیز جاناتان هیکمن که اکنون در زمان استراحت بین دو آرک به سر می‌برند با داستان های کوتاه یک قسمتی، شرایط را برای آغاز آرک پایانی جاناتان هیکمن محیا می‌کنند. بر خلاف چهار شگفت انگیز که داستان ساده ای داشت، اف اف داستان بسیار بهتری را ارائه می‌دهد. از یک سو جانی استورم بچه های بنیاد آینده را برای اردو به منطقه منفی می برد. علاوه از این که نی بینیم جانی استورم در این مدت چقدر پیشرفت کرده است با انواع و اقسام بیگانه ها و موجوداتی روبرو می شویم که هر کارشان خنده دار و جالب است. از سمت دیگر هم گروه اصلی چاهر شگفت انگیز قصد دارند اختلاف بین دو نزاد ناانسان ها و کری ها حل کنند.

نیک دراگوتا طراح کاملا مناسبی برای این کمیک است. او که طراحی هایش رنگ و بوی عصر نقره ای را دارد به راحتی تخیل جاناتان هیکمن را به تصویر می کشد.

با وجود این که فقط چند ماه به پایان کار جانات هیکمن در کمیک چهار شگفت انگیز باقی مانده، هنوز هم شاهد قوی تر شدن داستان و پیچیده تر شدن اوضاع هستیم.

نوشته‌ی احمد بابایی

[rating:8/10]


Aquaman #9

  • نویسنده: Geoff Johns
  • طراح: Ivan Reis
  • ناشر: DC

باز هم جف جونر و ایوان ریس و باز هم یک آکوامن قوی دیگر. جف جونز در در یکم کمیک ۲۰ صفحه ای مخلوطی از اکشن و افسانه و شخصیت پردازی را به مخاطب ارائه می دهد. عضو دیگری از گروه دیگران معرفی می‌شود. این گروه قابلیت هایی دارد که به هیچ نمی توان حدس زد و داستان هم همچنان در حال ژیشرفت کردن و. بهتر شدن است.

داستان با نبردی کوتاه ولی جالب بین مانتا و زندانی جنگی آغاز می شود که هیجان کافی برای دنبال کردن ماجرا را در مخاطب ایجاد می‌کند. با وجود اینکه نصف کمیک فقط شامل اکشن است، نویسنده نقاط بیشتری از گذشته را روشن می کند و تویست نهایی داستان رابطه‌ی بین مانتا و آکوامن را در نظر مخاطب وارد مرحله جدیدی می‌کند.

ایوان ریس یکی از قوی ترین طراحان دی سی است .و تا به حال نشان داده که توانایی طراحی هر شرایط را دارد. از زیر دریا گرفته تا بیابان، فضاهای طراحی شده عالی هستند.

آکوامن کمیکی است که توسط دو نفر از بهترین های دی‌سی ساخته می‌شود و تعجبی ندارد که فروش هر شماره آن از شماره قبلی بسیار بیشتر است.

نوشته‌ی احمد بابایی

[rating:7.5/10]


Batman Incorporated Vol. 2 #1

  • نویسنده: Grant Morrison
  • طراح: Chris Burnham
  • ناشر: DC

بالاخره بعد از ماه ها داستان شرکت بت من گرنت موریسون ادام ه می یابد. بروس وین در حوادثی که قبل از ۵۲ جدید رخ داد در طمان سفر می‌کند و اینده ای تاریک را می بینید. خطری جهان را تهدید می کند که او به تنهایی قادر نیست جلوی آن را بگیرد. بنابرین بت من متحدان‌اش را در جای جای جهان جمع می کند و شرکت بت من را ایجاد می کند.

اما در شماره قبل آشکار شد که رئیس این گروه جدید مادر فرزند او، تالیا الغول، و دختر راسالغول است. داستان

داستان این فصل دقیقا ادامه شماره قبل است. تالیا جازه ای برای کشتن پسرش تعیین کرده. روابط پدر و پسری بین بت من و رابین هم که تعریفی ندارد. با این حال موریسون به هیچ عناون وقت تلف نمی کند. فلش فوروارد ابتدایی کمیک نشان می دهد این داستان بخشی از یک داستان بزرگ‌تر است.

ولی با وجود تنش حاکم بر فضای کمیک موریسون از جنبه طنز غافل نمی شود. ضد قهرمانی با ظاهر مسخره به نام پسر بزی. استفاده از یک جانور به عنوان نماد و اطلاعات ضدقهرمان از مکان های مخفی گاتهام اشاره ای به داستان بارگاه جغدهای اسکات اسنایدر دارد.

کریس برن هام قبلا با گرنت موریسون کار کرده و با فضای کراهای او آشنا است. حرکت و اکشن به خوبی منتقل می شود و کاملا مناسب فضای نوشته های موریسون است. چینش پنل ها از مثل همیشه از نقاط قوت کمیک محسوب می شود. ادامه داستان روی دیوارهای ساختمان ها یه جای پنل ها در یکی از صفحات یکی از جالب ترین بخش های این شماره بود.

با توجه به این که بعد از ۵۲ جدید شرایط دنیای دی سی تغییر کرده است، موریسون داستان را بیشتر روی شخصیت های اصلی متمرکز کزده و خبری از بت‌گرل و نایت‌وینگ نیست.  مساله ای که هنوز اذیت می کند این است که این داستان در این دنیای جدید و در کنار داستان قوی اسکات اسنایدر دقیقا کجا قرار دارد و ارتباط بین انها در آینده چطور خواهد شد.

نوشته‌ی احمد بابایی

[rating:9/10]


America’s Got Powers #2

  • نویسنده: Jonathan Ross
  • طراح: Bryan Hitch
  • ناشر: Image

کمیکی عالی نیست ، اما بد هم نیست. شاید بشود گفت که ارزش خواندن را دارد. این کمیک نشان داده که خلاف اسمش ، در مورد نبرد ابر قهرمان ها نیست ، بلکه داستانی احساسی و خانوادگی است.

داستان ساده است. به دلیل اتفاقی که در قسمت اول توضیح داده شد ، تمام نوزادان ۷ ماه به بالای موجود در سانفرانسیسکو متولد میشوند و تک تک این نوزادان داری قدرتی ماورایی میشوند. همه به جز یک نفر که قهرمان داستان است…

احتمالا ادامه داستان را حدس زدید. بله ! این قهرمان در شرایطی خاص قدرتش شکوفا میشود.اما خوب همه داستان این نیست. ماجرا این است که او نمیخواهد که درمسابقات America’s Got Powers شرکت کند و جانش را برای سرگرمی تماشاگران به خطر بیاندازد و … خوب… بقیه اش را خودتان بخوانید بهتر است…

طراحی های این کمیک هم خوب است و صورت شخصیت ها با دقت خاصی طراحی شده ، اما کمیک پنل بندی جالبی ندارد. در تمام کمیک از پنل های عریض (widescreen) استفاده شده است. اما استفاده از این پنل ها به جذاب تر شدن کمیک کمک چندانی نکرده است.

نوشته‌‌ی پوریا تقوی مقدم

[rating:5/10]


I, vampire #9

  • نویسنده: Joshua Hale Fialkov
  • طراح: Andrea Sorrentino
  • ناشر: DC

قسمت نهم کمیک آی ومپایر اولین قسمت بعد از کراس اور بسیار جذاب «برخاستن خون آشام ها» بود. این اولین باری است که میتوانیم تغییرات رخ داده در انتهای کراس اور را به چشم ببینیم. اندرو بنت باید لشکر بزرگ خون آشام های تشنه به خون را مهار کند. اما با مشکلاتی رو به رو خواهد شد…

شاید در این قسمت اتفاق چندانی نیافتد اما زمینه سازی برای اتفاقات بسیار مهیجی به پیان رسیده است و مطمئنا شماره بعدی این کمیک بسیار عالی خواهد بود.

 خط داستانی آی ومپایر بسیار مستحکم است و به هیچ وجه از رومانس های خون آشامی نیست. این کمیک دارد آبروی از دست رفته خون آشام ها را باز میگرداند. خلاف کتاب ها و فیلم هایی مانند گرگ و میش ، این کمیک توانسته با وجود داشتن میزان قابل توجهی داستان عاشقانه ، همچنان فضای تیره و جدی خود را حفظ کند و این همان چیزی است که طرفدارهای دیرینه خون آشام ها از این موجودات انتظار دارند. قاتلانی وحشی ، خونسرد و خشن… حتی اگر اندرو بنت آنقدر ها هم خشونت به خرج ندهد باز هم نمیتواند فضای داستان را شاد و شنگول نشان دهد.

 طراحی های این کمیک نیز حال و هوای خاص خودش را دارد. شاید در نگاه اول خواننده را جذب نکند ولی بهترین نوع طراحی برای این کار است. رنگ های مرده ، فضای غبار آلود و پس زمینه های مبهم ، همه و همه به شکل گیری داستان در یک فضای تیره و تار کمک میکند.

 به هر حال این یک داستان کلاسیک خون آشامی است که خواندن آن به همه طرفداران فانتزی توصیه میشود.

 نوشته‌‌ی پوریا تقوی مقدم

[rating:8.5/10]


Justice League Dark #9

  • نویسنده: Jeff Lemire
  • طراح: Mikel Janín
  • ناشر: DC

طراح جدید ، گروه جدید و داستانی جدید. جاستیس لیگ دارک در قسمت نهم خود علاوه بر همه اینها ، حتی راوی جدیدی نیز برای بیان داستان انتخاب کرده است و این راوی جدید کسی نیست جز جان کنستانتین.

این قسمت اتفاقات جالبی افتاد. استیو ترور را برای اولین در جاستیس لیگ دارک دیدیم. قهرمانی جدید به نام ارکیده سیاه به گروه اضافه شد و ماجراجویی جدیدی در جنگل های آمازون آغاز گشت.

جان کنستانتین یکی از پر طرفدار ترین شخصیتهای شرکت دی سی (و ورتیگو) است. شاید خیلی ها جاستیس لیگ دارک را فقط به خاطر حضور او دنبال میکنند و مسلما تبدیل او به راوی داستان ، طرفداران بیشتری را جذب داستان میکند. اما نویسنده بریتانیایی نیست و همین میتواند موجب شکست این سری شود. نوسنده های غیر بریتانیایی بسیار اندکی جرات کرده اند که برای جان کنستانتین داستان بنویسند و اکثر آنها هم موفق نبوده اند. امیدوارم این اتفاق برای این کمیک نیافند ولی از همین الان هم میتوان کاهش فحش دادن های کنستانتین را متوجه شد. کنستانتینی که هر دقیقه با لهجه بریتانیایی اش ناسزا نگوید ، آیا هنوز هم محبوب میماند ؟ باید منتظر ماند و دید…

در این قسمت جای خالی شید و مادام زاندو احساس میشد که البته مثل اینکه مادام زاندو در گروه باقی مانده است و تنها کسی که گروه را ترک کرده شید است.

 اگر نظر مرا بخواهید ، طراحی های جاستیس لیگ دارک قدیمی را بیشتر میپسندم. طراحی های سری جدید با اینکه بسیار خوب و عالی است ، ولی پر از رنگ های شاد است و مناسب فضا و پسوند «دارک» این کمیک نیست.

 اگر تا به حال جاستیس لیگ دارک را نخوانده اید ، داستان بسیار زیبای آرک اول را از دست داده اید ولی خیلی نگران نباشید ، میتوانید از این شماره شروع به خواندن کنید . همه چیز جدید و تازه است و با وجود شخصیت های بسیار خوب این کمیک ، امید این هست که این آرک از آرک قبلی نیز بهتر باشد. پس همین الان جاستیس لیگ دارک شماره نه را دانلود کرده و بخوانید.

نوشته‌‌ی پوریا تقوی مقدم

[rating:7.5/10]

 


    • پیشگوی پیر
      در پاسخ به پیشگوی پیر

      اسم منو نمیزنی ؟ :دی
      من با این لینک دادن موافقم. البته به شرطی که مشخص کنیم کدوم لینک مال کدوم متنه. توی خود معرفی باشه هم بهتره. 🙂
      ریویو این هفته یه چیز خیلی خوب داشت. باعث شد من از فکر خوندن اپیک کیل و رزیدنت آلین بیام بیرون :دی