بررسی کمیک‌های هفته سوم و چهارم ژوئن

توسط : در تاریخ : دوشنبه, جولای 16th, 2012

در این ۲ هفته “اونجرها علیه مردان اکس” بالاخره روندی صعودی پیدا می‌کند، دیگر خبری از مارک میلار گذشته نیست، “مارمولک” هم با اکران فیلم داستانی را به خود اختصاص داده است و “پرندگان شکاری” همچنان ناامید کننده ظاهر شدند.

اگر با نحوه‌ی دریافت کمیک‌های خارجی ناآشنا هستید به تاپیک دریافت کمیک در فنزین مراجعه کنید.


 

Justice League #10Justice-League #10

  • نویسنده: Geoff Johns
  • طراح: Jim Lee
  • ناشر: DC

حدودا یک سال پیش شرکت DC با طرح New 52 خودش تونست بازار رو تا حد زیادی به نفع خودش تغییر بده (و حالا شرکت Marvel هم با طرح Marvel Now می خواد حرکت مشابهی انجام بده). شروع کار New 52 با عنوان Justice League بود به سرپرستی دو تا از مهمترین سوپراستار های DC یعنی Geoff Johns (نویسنده) و Jim Lee (نقاش). به نسبت تمام پیش زمینه ای که از Justice League داشتیم شاهد تغییرات نسبتا بزرگی بودیم که مهمترینشون شاید حذف نام آمریکا از اسم کامل این تیم بود تا قبل از New 52 همیشه به عنوان Justice League of America شناخته می شد.
شروع داستان بسیار خوب بود. هم طنز مناسبی داشت هم زد و خورد و درگیری که در صفحات داستان دیده می شد کاملا نفسگیر بود و نقاشی های Lee مثل همیشه فوق العاده بود اما متاسفانه خط داستانی اول به شکل ناامید کننده ای تمام شد.
بعد از شماره هشتم که تلاش های Green Arrow برای پیوستن به Justice League رو به تصویر می کشید، از شماره نهم خط داستانی جدیدی با معرفی یک نقش منفی جدید به نام David Graves شروع شد.
بزرگترین ایراد سری جدید Justice League (غیر از اینکه تنها عنوان New 52 هست که با تاخیر مواجه می شه) این بوده که Johns در روایت داستانش همیشه عجله داشته. David Graves به نظر شخصیت جذابی میاد اما تا این لحظه اصلا پرداخت مناسب و کاملی نداشته. یک مقایسه کوچک با کار فوق العاده که در تقریبا ۱۰ سال اخیر با Green Lantern کرده یا کاری که الان داره با Aquaman می کنه نشون می ده که Johns از لحاظ خلاقیت کم نیاورده اما انگار بلد نیست Justice League رو اونطوری که واقعا لیاقت اسمش رو داره بنویسه.
داستان تقریبا تکلیف خودش رو نمی دونه. در حالیکه سعی داره به خواننده بگه که این شخصیت ها ۵ ساله که در کنار هم دارن کار می کنن اما در قالب داستان کاملا این شحصیت ها رو بهم دیگه بی اعتماد نشون می ده که تقریبا با هیچ منطقی جور در نمیاد. از طرفی یه بی احترامی خاصی به بعضی شخصیت ها در نوع پرداختشون از خوندن داستان ها حس می شه (این شخصیت ها دقیقا همون شخصیت هایی هستن که Johns کتاب مستقلشون رو نمی نویسه مثل Superman ، Wonder Woman و … ).
در مورد هنر نقاشی Jim Lee تقریبا هیچ حرفی برای گفتن ندارم غیر از اینکه مثل همیشه عالیه منهای اینکه به نظرم به عنوان یه داستان نسبتا تاریک، کتاب خیلی پر رنگ و لعاب و روشن رنگ شده.
داستان کوتاه انتهایی کتاب ها هم که در حال معرفی نسخه جدیدی از Shazam به New 52 هست به نظر من ضعیفترین کار Johns تا امروزه. داستان ها نه ریتم مناسبی دارن و نه جذابیت کافی. شاید اگر به شکل یه داستان ماهانه مثل بقیه شخصیت ها منتشر می شد و البته نویسنده ای می نوشتش که وقت بیشتری روی نوشتنش می گذاشت شاید می تونست خیلی موفق تر باشه.

نوشته‌ی سینا گلاب زاده

[rating:7/10]


Hit-Girl #1Hit-Girl #1

  • نویسنده: Mark Millar
  • طراح: .John Romita Jr
  • ناشر: Marvel Icon

سری اول ***-Kick شاید آخرین کار قابل قبول مارک میلار بود. مارک میلار نویسنده ای بود که در کنار Brian Michael Bendis ، Ed Brubaker و Matt Fraction با خلاقیت کم نظیر خودشون Marvel رو کاملا یک کلاس بالاتر از تمام رقبا بردن. تمام این نویسنده ها در کنار کارهایی که برای Marvel انجام می دادن، کتاب مستقلی هم چاپ می کردن که یکی از یکی بی نظیر تر بود. اما بعد از موفقیت سینمایی Wanted (که تقریبا هیچ شباهتی به کتاب مارک میلار نداشت!)، میلار راهی رو پیش گرفت که انگار دیگه علاقه ای به نوشتن کامیک نداره و فقط می خواد چیزهایی بنویسه که یکی پیدا بشه و امتیاز ساختش رو ازش بخره و تبدیل به فیلمش بکنه.
ذهن تجاری میلار در سالهای اخیر کارهای نسبتا سطح پایینی مثل Nemesis و War Heroes رو بیرون داده. سری دوم ***-Kick هم فقط مجموعه ای از خشونت کنترل نشده و پرخاشگری توهین آمیز بود.
محبوبترین بخش ***-Kick برای نود درصد خواننده ها شاید شخصیت Hit-Girl بود. نوشته شدن کتابی که اسم این شخصیت رو یدک می کشید بسیار خوشحال کننده بود اما به محض خوندن کتاب تمام این خوشحالی تبدیل به غم و غصه می شن. میلار سعی داره داستانی رو بگه در زمانی که هیچ داستانی اتفاق نیفتاده (داستان این کتاب بین دو کتاب ***-Kick اتفاق میفته) و انقدر بد نوشته شده که بیشتر شبیه اینه که انگار بعد از Kick-*** 2 اتفاق میفته یعنی اگر Red Mist توی داستان نبود به راحتی می شد اسمش رو ۳***-Kick گذاشت.
این کتاب ثابت می کنه که مارک میلار تقریبا دیگه هیچ چیز جدیدی برای ارائه نداره و فقط می خواد از طریق شوکه کردن خواننده (با خشونت کنترل نشده همیشگیش) در بازار سر و صدا بوجود بیاره غافل از اینکه انقدر از این فرمول استفاده کرده که دیگه هیچ جذابیتی برای طرفدارای قدیمش نداره. هر چند برخلاف Kick-*** 2 اینجا میلار حداقل سعی می کنه چیزی که شباهتی به داستان داشته باشه رو روایت کنه.
John Romita Jr. باز هم به عنوان نقاش این سری برگشته اما نوع نقاشی هاش یه جورایی به نظر کهنه شده میاد و بعد از گذشت مدتی از عمر این سری و احمقانه شدن اکشن و خشونتش تلاش Romita برای واقعی جلوه دادن کتاب ها به نظر خنده دار میاد.
در کل میلار باز هم کاملا ناامید کننده ظاهر شد. شاید کتاب بعدی میلار رو بدون هیچ انتظار و هیچ پیش زمینه ای بخونم و به نظرم خوب بیاد ولی ترجیح میدم به آینده دیگه خیلی امیدوار نباشم.

نوشته‌ی سینا گلاب زاده

[rating:3/10]


Avengers vs. X-Men #6Avengers Vs X-Men 006

  • نویسنده: Jonathan Hickman
  • طراح: Olivier Coipel
  • ناشر: Marvel

پنج شماره اول واقعا ناامید کننده بودند. با خودم می گفتم باید چند ماه صبر کنم تا این کراس اور مسخره تمام شود و اوضاع به حالت اول برگردد. ولی این شماره همه چیز را عوض کرد. ققنوس به زمین می‌رسد. مردان ایکس کنترل امور در کره زمین را در دست می‌گیرند. اونجرها علیه آنها شورش می‌کنند و اسکارلت ویچ باز می‌گردد.

در پنج فصل اول صرفا ابرقهرمان هایی را می‌دیدیم که نعره زنان به هم حمله می‌کردند. ولی الان دنیا در آرامش قبل از طوفان به سر می‌برد. جاناتان هیکمن بدون هیچ عجله‌ای داستان را روایت می‌کند و به همه شخصیت‌ها اجازه خودنمایی می‌دهد. طراحی‌های جان رومیاتا در شماره‌های گذشته واقعا ضعیف بود. استایل طراحی‌های او به هیچ وجه مناسب فضاهای شلوغ با شخصیت های زیاد نیست. اولیور کویپل که از ستاره‌های جوان مارول است به همراه آدام کیوبرت طراحی‌های ۷ فصل باقی مانده را بر عهده دارند. بزرگترین مشکل کراس اورهای بزرگ وجود تعداد زیادی شخصیت است. طبیعتا نویسنده به تنهایی نمی‌تواند به همه شخصیت ها بپردازد و خلاقیت طراح می‌تواند نقش بزرگی در کار داشته باشد. کویپل استادانه روی کوچک ‌‌نرین جزئیات کار می‌کند و نبردهای جالبی را به خواننده نشان می‌دهد.

هیکمن در مصاحبه‌ای گفت پنج شماره اول چیزی را نشان داد که عنوان کمیک بیان می‌کند و تازه از شماره ششم قرار است اوضاع جالب تر شود. شماره جدید باعث شد به ادامه دادن این کمیک امیدوار شوم. گرچه هنوز هم فکر نمی‌کنم کار خوبی از آب دربیاید. پنج نفرنویسنده این کمیک هستند که باعث می‌شود کار انسجام لازم را نداشته باشد. از بین این ۵ نفر تنها جاناتان هیکمن توانسته کار بهتری ارائه دهد. با این حال حتی اگر  داستان خواندنی نباشد طراحی های کویپل و کیوبرت ارزش دیدن دارند.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:8/10]


 The Amazing Spider-Man #688Amazing Spider-Man 688

  • نویسنده: Dan Slott
  • طراح: Giuseppe Camuncoli
  • ناشر: Marvel

مدت‌ها بود که خبری از لیزارد در کمیک های اسپایدرمن نبود. با آمدن فیلم جدید اسپایدرمن و معرفی این شخصیت شرایط برای بازگشت این شخصیت آماده شود. آرک قبلی خیلی ضعیف بود. اسپایدرمن از آن ابرقهرمان هایی نیست که به درد نجات دادن دنیا بخورد. ولی حالا که پیتر پارکر دنیا را نجات داده و اوضاع مثل سابق شده است، دن اسلات دوباره آن پیتری که مشکلات شخصی زیادی دارد را نشان می‌دهد و کوهی از مشکلات را روی سرش می‌ریزد. یعنی تنها بازگشت لیزارد باعث جالبی کار نشده. بعد از مدت‌ها پیتر با مری جین صحبت می کند و دوباره نویسنده با طنز خودی نشان می‌دهد.‌

کامونکولی به خوبی دو طراح دیگر این کمیک (رموس و کاسلی) نیست و فضای کارهایش تیره و تار است. همین باعث می‌شود نبرد اسپایدرمن و لیزارد در فاضلاب خیلی خوب از آب دربایید. حالات و احساسات چهره خوب نمایش داده نمی‌شودند ولی خوشبختانه بخش اعظم این کمیک مبارزه است و طراح به خوبی کارش را انجام می‌دهد.

اسلات کارهای اسپایدرمن بهتر از این زیاد داشته ولی در این کمیک شرایط را برای ورود مخاطبان جدید فراهم کرده است. نویسنده قطعا برنامه های بزرگی برای چند ماه بعد دارد. مخصوصا این که چیزی به شماره ۷۰۰ نمانده است.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:7/10]


 X-Men #30X-Men 030

  • نویسنده:Brian Wood
  • طراح: David Lopez
  • ناشر: Marvel

در حال حاضر بیش از ۸ کمیک با موضوع مردان ایکس منتشر می‌شود. هریک از این گروه‌ها اهداف متفاوت و مخاطبان مخصوص خودشان را دارند. غیر از این کمیک. این کمیک در مورد گروه کوچکی به رهبری استورم است که اصولا هدف مشخص ندارد. نه بر روی کمیک‌های دیگر تاثیر می گذارد و نه تاثیری از بقیه کمیک‌ها می گیرد. در طی این مدت هم بین چندین نویسنده رد و بدل شده است. هیچ کدام از نویسنده‌ها هم نتوانسته‌اند کار خوبی ارائه بدهند. ولی حالا برایان وود مانند فرشته نجاتی از راه رسیده است.

وود از همان ابتدا مسیر متفاوتی را در پیش می‌گیرد و داستانی معمایی در جلوی مخاطب می گذارد. مرگی مشکوک در ابتدای داستان و وارد شدن گروه جدیدی از میوتنت هایی که با میوتنت های عادی تفاوت زیادی دارند. استورم هم قصد دارد بدون خبر دادن به بقیه میوتنت‌ها مشکل را با گروه کوچکش حل کند. خوشبخاته خبری از ولورین نیست تا سریع چنگال‌هایش را درون بدن کسی فرو ببرد. روابط بین شخصیت‌ها  همان‌طور مه وود انتظار می‌رود به خوبی نشان داده شده گرچه روی کلوسوس خوب کار نشده است.

طراحی‌های دیوید لوپز هم کاملا مناسب فضا است. ۴ نفر از اعضای این گروه ۵ نفره زن هستند ولی خبری از طراحی‌های خوشگل بقیه کمیک‌های مردان ایکس نیست. زن‌ها باوقار و استوار و همگی جدی هستند.

این کمیک همچنان قصد دارد از بقیه کمیک ها فاصله بگیرد که باعث می‌شود مناسب برای مخاطبان جدید باشد.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:7/10]


Dark Avengers #175Dark Avengers 175

  • نویسنده: Jeff Parker
  • طراح: Declan Shalvey
  • ناشر: Valiant

تاندربولت ها از کمیک‌هایی است که جز هیچ کدام از خانواده‌های مارول نیست. کمیک اعضای ناآشنای زیادی داشت و همین هم باعث می‌شد هیچ وقت سراغ کمیک نروم. با اینکه تعریف آن را زیاد شنیده بودم. قرار بود از این شماره اسم کمیک به اونجرهای تاریک تغییر یابد. روی جلد هم اعضای اونجرهای تاریک را نشان می‌داد. با خودم گفتم الان بهترین موقع برای شروع کردن این کمیک خواهد بود. غافل از اینکه با سیلی از شخصیت‌ها روبرو خواهم شد. خوشبختانه جف پارکر نشان داده که در هر اوضاعی می‌تواند داستان خوبی ارائه دهد.

اعضای اصلی گروه تاندربولت‌ها در زمان نامعلومی گم شده‌اند و لوک کیج قرار است با تیم جدید تاندوربولت که در حقیقت دشمنان قدیمی اونجرها هستند متحد شود. پارکر اطاعات لازم و کافی را به مخاطبان جدید ارائه می‌دهد و بعد سراغ نبرد بین شخصیت‌ها می‌رود. نبردهای کارهای او بهترین بخش داستان‌هایش است. برخلاف مبارزات معمول کمیک‌هایی مثل اونجرها علیه مردان ایکس، هرکدام از شخصیت‌ها توانایی نشان دادن قدرت هایشان دارند.

چه خواننده قدیمی باشید، چه جدید تویست صفحه آخر کافی است تا سراغ قسمت بعد بروید. دکلان شاولی وظیفه طراحی را به خوبی انجام می‌دهد. مثل طراحی اکثر کمیک‌های ابرقهرمانی همه شخصیت‌ها بدن ساز نیستند و اندام مخصوص خودشان را دارند. اکشن‌ها خوش‌ساخت هستند و به راحتی می‌توان ماجرا را دنبال کرد.

جف پارکر اعضای قدیمی از یاد نبرده و سراغ آن‌ها هم خواهد رفت. باید دید نویسنده با این همه شخصیت (حدود ۱۵ نفر!) چه کار خواهد کرد.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:7.5/10]


 Journey Into Mystery #639Journey Into Mystery 639

  • نویسنده: Kieron Gillen
  • طراح: Rich Elson
  • ناشر: Marvel

لوکی جدید در حال حاضر به یکی از بهترین شخصیت‌های مارول تبدیل شده. لوکی حدود ۲ سال قبل مرد ولی کمی بعد دوباره توسط اودین به دنیا بازگردانده شد. اما این بار با ظاهر یک نوجوان. مکاری و حیله‌گری‌های لوکی حالا تبدیل به شیطنت شده‌اند. البته لوکی هنوز هم اهداف بزرگی دارد ولی ظاهرا خوش قلب‌تر است و علاقه خاصی هم به برادرش ثور دارد.

آرک قبلی که کراس اوری بین این کمیک و «میوتنت‌های جدید» بود، به آن سطحی نرسید که این کمیک در حالت عادی می‌توانست برسد. خوشبختانه سریعا دوباره به همان فضای خوب همیشگی برمی‌گردیم. این آرک هم تقریبا جنبه کراس اور دارد. لوکی به کمک کاپیتان بریتانیا در «دنیای دیگر» می‌رود تا جلوی خدایان صنعتی منچستر را بگیرد.

مثل همیشه تلفیق جنبه طنز کمیک با فضای حماسی و فانتزی غلیظ نتیجه خوبی دارد. کار حتی به آن جا می‌رسد که بعد از شوخی‌های لوکی و لیه شخصیت خشکی مثل کاپیتان بریتانیا هم وارد این گود می‌شود. طراحی‌ها خوب هستند اما رنگ آمیزی‌ها مناسب فضای کار نیست. صحنه‌های نبرد و طراحی شخصیت‌های فانتزی کاملا خوب از آب درآمده.

لوکی جدید به قدری جایش را در دل مخاطبان جا داده که کمیک ثور حالا به کمیک اختصاصی او تبدیل شده و داستان خود ثور در کمیک دیگری روایت می‌شود. اگر تا به حال سراغ این کمیک نرفته‌اید الان بهترین زمان پیوستن به لوکی است.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:7.5/10]


 The Manhattan Projects #4The Manhattan Projects 004

  • نویسنده: Jonathan Hickman
  • طراح: Nick Pitarra
  • ناشر: Image

چه می شد اگر گروه دانشمندانی که می‌خواستند بمب اتم را بسازند اهداف بزرگتری هم داشتند؟ چه می‌شد اگر اتفاقات خوب پیش نمی‌رفت؟

علاقه هیکمن به ابرنابغه‌ها و تلاش آن‌ها برای کشف رازهای هستی در تمام کارهایش دیده می‌شود. جوزف اوپنهیمر، آلبرت انیشتین، ریچارد فیمن و فرانکلین روزولت همگی از شخصیت های اصلی این کمیک هستند که براساس اشخاص واقعی با اندکی تغییر به وجود آمده‌اند. هیکمن مانند کار چهار شگفت‌انگیزش ابتدا قصد دارد با کمیک‌های یک قسمتی شخصیت‌ها را معرفی کند و احتمالا در آینده هم وارد آرک طولانی و هیجان انگیز شود. در این شماره هیکمن سراغ انیشتین می‌رود. انیشتین در قسمت‌های گذشته نقش چندانی نداشت و بیشتر اوقات در حال زل زدن به ستونی سنگی بود. ولی حالا با حل معمای این تخته سنگ به یکی از جالب‌ترین شخصیت‌های کمیک تبدیل می‌شود. هیکمن ابتدا با استفاده از فلش‌بک‌های کوتاه و دنباله‌دار در حین گفتن داستان مخاطب را جذب می‌کند و در آخر کمیک با تویستی ضربه نهایی را به مخاطب وارد می‌کند. با این حال داستان کاملا جدی هم نیست و طنز سیاه از همان ابتدای کمیک سرحال‌تان می‌آورد تا برای بخش‌های جدی تر خودتان را آماده کنید. طراحی ساده و مناسب فضای کار هستند. رنگ‌آمیزی‌ها (مخصوصا صفحات قرمز و آبی) ساده ولی تاثیرگذارند.

احتمالا جاناتان هیکمن برای مدتی به این نوشتن داستان‌های غیر جدی یک قسمتی ادامه دهد. بنابرین باید چند ماه منتظر باشیم تا ببینم چه چیزی از آب درمی‌آید.

نوشته‌ی اجمد بابایی

[rating:7.5/10]


Birds Of Prey #10Birds Of Prey #10

  • نویسنده: Duane Swierczynski
  • طراح: Travel Foreman
  • ناشر: DC

“پرندگان شکاری” کمیک بوکی بود که در ابتدای شروع  سری “۵۲ جدید” شاید نتوان گفت جزء بهترین اما جزء کمیک­های خوب این سری ظاهر شد. دوئین سوئیرزنسکی در شروع کار بسیار خوش درخشید، فلش بک و فلش فورواردهای به جا، روایت داستان خطی و منظم و معرفی شخصیت­ها به ترتیب و در هر قسمت، بیانگر ذوق و استعداد این نویسنده­‌ی داستان­های جنایی در این برهه بود. اما به یک باره چه بر آن همه مقدمه­ چینی آمد؟ سوالی است که پاسخی قاطع برای آن وجود ندارد، به یک باره ریسمان داستان پاره شد و سرنخ اصلی روایت­گویی از دست نویسنده جدا شد. شاید دستپاچگی سوئیرزنسکی برای رساندن آرک به “شب جغد­ها” دلیل این از هم گسیختگی روایی بود. همان طور که اشاره شد سوئیرچینسکی نویسنده­ی رمان­های جنایی است و کمیک استوری­های اندک او بیشتر مربوط به شرکت مارول است. طراح ۸ قسمت ابتدایی ماجرا جیس سیز بود که به نسبت کم تجربه بودن در مقابل تراول فرمن ثابت کرده بود که آنچه که در ذهن نویسنده است را حتی بهتر از تصویرسازی ذهنی خود سوئیرچینسکی می­تواند روی کاغذ پیاده کند. داستان این قسمت ادامه­ای بر “شب جغدها” است، جایی که گروه برای احیای دوباره پویزن راهی جنگلی آمازون گونه می­شوند، در واقع این قسمت شروع کراس اُور سوامپ ثینگ است، کراس اوری که در همان شروع کار چه از نظر طراحی و چه از نظر روایت داستانی در سطح پایینی ظاهر شد و نشان داد که نباید به هر نویسنده­ای اعتماد کرد!

نوشته‌ی مهران فلاح

[rating:4.5/10]