بررسی کمیک‌های هفته سوم و چهارم سپتامبر+هفته اول اکتبر

توسط : در تاریخ : چهار شنبه, اکتبر 8th, 2014

با بخشی دیگر از نقدهای هفتگی با شماییم، بخشی که دقیقا از شروع کار ما در ۳ سال پیش همیشه پابرجا بوده است. حتما کمیک های هفتگی و نقدهای ما را دنبال کنید، نظرات و انتقاداتان را در مورد کمیک ها با ما در میان بگذارید و اگر توانایی نوشتن نقد را دارید در این راه ما را تنها نگذارید تا کمیک های بیشتری را پوشش دهیم. برای دریافت کمیک ها بروی نام آن ها کلیک کنید و دیگر کمیک های این هفته را از لینک های زیر دریافت کنید:

در ضمن نقدهای تصویری را به هیچ وجه از دست ندهید، همیشه در این بخش گزینه‌های خوبی را با نمونه‌ای از تصویر یکی از صفحات به شما معرفی می‌کنیم. کمیک‌هایی که در این بخش نتوانیم پوشش دهیم قطعا در بخش نقدهای تصویری با توضیحی کوتاه می‌گنجانیم. کمیک‌های هفتگی به روایت تصویر (هفته سوم و چهارم سپتامبر+هفته اول اکتبر)


Men of Wrath #1

  • نویسنده: Jason Aaron
  • طراح: Ron Garney
  • ناشر: Marvel

“تا اونجایی که یادم میاد، قضیه از یه گوسفند شروع شد. یکی از صبح‌های سال ۱۹۳۰، پدر پدربزرگم «ایسام» چند تا گوسفند نیمه جون گر رو تو مزرعش پیدا کرد. چند روز بعدش یه نفر به اسم «گریورز» اومد و گفت این گوسفندا برا اونه. ولی گریورز گوسفندای خودش رو نمی‌خواست. اون بزرگترین و فربه‌ترین گوسفند ایسام رو می‌خواست. دعوا و مرافه‌ای بین اونا راه افتاد. مشتهایی رد و بدل شد.

بعد، پدر پدربزرگم گرفتار در خشمی که هرگز تجربه‌اش نکرده بود، چاقوی جیبی‌اش رو درآورد.

و سرنوشت خاندان ما رو برای همیشه تغییر داد.”

مقدمه بالا چیزی است که در صفحه ابتدایی کمیک نوشته شده است به اضافه این‌که چیزی که خواندید دقیقا اتفاقی است که بر سر اجداد نویسنده داستان، جیسون آرون آمده. البته طبق توضیحاتی که خودش در انتهای کمیک می‌دهد.

واقعا دلیلی هست که یک کمیک مقدمه‌ای به این خوبی بدهد و نشود تا انتهایش را خواند؟ این کمیک عالی است. جیسون آرون این داستان را از این مقدمه ایده گرفته است و قاتلی خلق کرده که اجدادش قاتلند، خودش قاتل است، برایش فرقی نمی‌کند هدفش زن باشد یا مرد یا حتا کودکی کم سن و سال. فقط پول می‌گیرد و آدم می‌کشد.

مدتی است جیسون آرون به زادگاهش یا تاریخ خانوادگی خود رجوع می‌کند و اقتباس‌های بسیار خوبی می‌نویسد. «لعنتی‌های جنوبی» که با اقتباس از زادگاه قدیمی‌اش نوشته در کنار این کمیک بهترین کمیک‌های چند وقت اخیر هستند. «مردانی از خشم» داستانی جنایی  تاریک با طراحی‌های خوب ران گارنی است. طرح‌هایی زیر سایه شب با قاتلی رو به مرگ. البته کمی طراحی  و رنگ‌زنی سنتی و غیردیجیتال ران گارنی و استفاده نکردن از تکنیک جوهرزنی شاید خواننده‌های جدید را اذیت کند.

شرکت آیکون از مارول، کمیک‌های بزرگسالانه مشابهی از ورتیگو در دی‌سی ارائه می‌کند. اگرچه کارهایش به تعدد و خوبی ورتیگو نیست اما این کمیک خواندنش توصیه می‌شود. لطفا، قطعا، حتما، مردانی از خشم را بخوانید.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰


Oddly Normal #1
  • نویسنده: Otis Frampton
  • طراح: Otis Frampton
  • ناشر: Image

آدلی نرمال که اسمش تصادفاً غریبانه عادی هم معنا می دهد دختر نوجوانی عادی است که به خاطر اسم غریبش و همین طور ظاهر غریبش( موهای سبز رنگ و گوش های نوک تیز) مورد تمسخر هم سن و سال هایش قرار می گیرد. اما او راز دیگری هم دارد. او یک نیمه جادوگر است که با مادر جادوگرش و پدر کاملاً عادی اش زندگی می کند. اما طولی نمی کشد حادثه ای که به هیچ عنوان انتظارش را ندارد زندگی اش را کاملاً دگرگون می کند.

آدلی نرمال که اولین کار اتیس فرامپتون است تا این جای کار تمام کلیشه های یک فانتزی نوجوانانه را دارد. نوجوانی ناهمگون با محیط اطرافش که قدرت های فراطبیعی اش باعث پدید آمدن مشکلاتی برای او می شوند. او حالا باید سعی کند که با غلبه بر مشکلات مسیر خودش را به سمت بلوغ پیدا می کند. طراحی های اتیس فرامپتون و پنل بندی های تختش جذابند خصوصاً اگر چیره دستی اش را در انتقال سبک خود از کمیک استریپ هایش( که بنا به طبیعت کمیک استریپ اغلب چیدمان هایی ساده تر دارند) به کمیک حاضر بدون این که سبک آن بیش از اندازه کمیک استریپ وار به نظر بیاید. اما چیزی که بیشتر از همه در مورد کمیک جلب توجه می کند انتشار آن توسط ایمیج است.

ناشری که عمده ی شهرتش را به خاطر کارهای بی پرده و خشنش و البته حمایت از نویسنده های مستقل تر دارد. اما اگر کسی به صورت مداوم کارهای ایمیج را دنبال کرده باشد احتمالاً متوجه می شود که ایمیج تا چه اندازه دست به چاپ کارهایی با رویکردهای نامتعارف به ژانر های گوناگون زده. با این اوصاف به نظر می رسد آدلی نرمال نوعی تلاش برای ارائه ای متفاوت از یکی از سبک های محبوب فانتزی این سال ها یعنی فانتزی های نوجوانانه است. اتیس فرامپتون به طراحی صفحات کمیک خود به خوبی تسلط دارد و داستانی هر چند کاملاً وفادار به قواعد ژانر ولی خواندنی نوشته. اما پاسخ به این که آیا این کمیک در آینده بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد به مثداری زمان نیاز دارد.

فرزاد خلیلیان
۶٫۵ از ۱۰


Justice League – Futures End #1

  • نویسنده: Jeff Lemire
  • طراح: Jed Dougherty
  • ناشر: DC

پنج سال بعد، در یک آینده‌ی احتمالی، جنگی روی می‌دهد. جنگی بین ارتش دارکساید، زمین ۲ و دنیای اصلی. جنگی با تلفات بسیار که خیلی چیزها را در جهان دی‌سی تغییر داده است و حالا وظیفه‌ی کمیک‌های «انجمن عدالت متحد» و «انجمن عدالت» این است که شرح دهند چه بر سر انجمن عدالت آمده است. پنج سال بعد، قهرمانان شرورها را دستگیر و در زندانی در کره‌ی مریخ قرار داده‌اند. زندانبان این شرورها کسی نیست به غیر از ژان ژونز که آن‌ها را به طور ذهنی کنترل می‌کند. در پی حوادثی زندانیان فرار می‌کنند و ژان ژونز از یاران قدیمی خود در انجمن عدالت متحد کمک می‌خواهد که آن‌ها نیز به همراه انجمن عدالت به کمک او می‌شتابند. آنچه خواندید خلاصه‌ای بود از دو کمیک «انجمن عدالت متحد» و «انجمن عدالت». من از یک عنوان Future End چه توقعی دارم؟ توقع دارم که روشن کند در طی پنج سال چه اتفاقی برای قهرمانان افتاده و چه تغییراتی روی داده است، کاری که این کمیک به هیچ‌وجه توضیح نمی‌دهد.

سوالات زیادی در رابطه با انجمن عدالت وجود دارد که هیچ‌وقت پاسخی برای آن‌ها داده نمی‌شود. برای مثال توضیح داده نمی‌شود که چرا «سه تن» دی‌سی یعنی سوپرمن، بتمن و واندروومن در انجمن حضور ندارند. کوچکترین توضیحی در رابطه به حمله‌ی دارکساید و گذشته‌ی انجمن و دلیل شکرآب شدن رابطه‌ی بتمن و سوپرمن داده نمی‌شود. شاید در کمیک‌های دیگر مانند New 52: Futures End به طور مختصر به این سوالات پاسخی داده شده باشد – آن هم به صورت گنگ – ولی آیا این وظیفه‌ی کمیک «انجمن عدالت» نیست که این موارد را روشن کند؟ هرچه نباشد در اکثر اتفاقات مهم دی‌سی پای این گروه و این کمیک در میان است.

نویسنده‌ی این کمیک جف لمیر است که عناوین تحسین‌شده‌ی انیمال من و پیکان سبز را نیز در کارنامه دارد ولی در اینجا کارش دست‌کمی از فاجعه ندارد. وی به جای پرداختن به مواردی که در بالا ذکر کردم انجمن را در یک داستان و ماموریت پیش‌پاافتاده قرار می‌دهد که کوچکترین اهمیتی برای خواننده ندارد. درست مثل این می‌ماند که وی فقط می‌خواسته صفحات را «پر کند» و موفق نیز بوده است. صفحات مملو از زد و خورد و دیالوگ‌های بی‌اهمیت هستند (که البته این با توجه به فروش بسیار خوب این قسمت این چیزها برای دی‌سی بی‌اهمیت هستند!). لمیر همچنین سعی کرده تا برخی از عناصر کمیک‌های درخشان دی‌سی را در اینجا پیاده کند و به شخصه دلیل این کارش را نمی‌فهمم. زندانی کردن شرورها در خارج از زمین را قبلاً نیز در کمیک درخشان «شروع سلطنت» داشتیم، ولی این کجا و آن کجا.

به غیر از آن یک کاپیتان اتم شیطان‌صفت نیز داریم که احتمالاً قرار بود یک توئیست باشد ولی جلبک‌تر از آن است که بتوان به او اهمیت داد. کاپیتان اتم اینجا در واقع یک کپی بی‌ارزش از شخصیت دکتر منهتن از کمیک «نگهبانان» است که کاری جز رجزخوانی انجام نمی‌دهد و در نهایت نیز به مسخره‌ترین شکل ممکن توسط انجمن مهار می‌شود. ایرادات را می‌توان ادامه داد ولی به همین بسنده می‌کنم. ماه سپتامبر هرچند از نظر فروش برای کمیک‌های دی‌سی خوب بود ولی کمیک‌های ضعیف بسیاری در این ماه به چشم می‌خورد که «انجمن عدالت» و «انجمن عدالت متحد» نیز جزو آن‌ها هستند. هیچ‌وقت این دو کمیک را نخوانید.

فرزان رحمانی
۳٫۵ از ۱۰


Edge of Spider-Verse #2

  • نویسنده: Jason Latour
  • طراح: Robbi Rodriguez
  • ناشر: Marvel

لبه دنیاهای عنکبوتی فرصتی مناسب برای نویسندگان مستقل است تا تواناییهای خود را در خلق دنیای مورد نظرشان محک بزنند. حالا تصور کنید یکی از عجیبترین این عناوین را نویسنده مشترک یکی از بهترین کمیک‌های در حال انتشار می‌نویسد، جیسون لاتور.

قسمت دوم لبه دنیاهای عنکبوتی  را گوئن استیسی بازی می‌کند. دنیایی که لاتور برای او می‌سازد دنیای جالبی است. خاستگاه این دنیا در یک دو صفحه‌ای خلاصه می‌شود و چقدر اطلاعات همین دو صفحه به ما می‌دهد.

گوئن عضو یک گروه راک است. از یک عنکبوت قدرت‌هایش را می‌گیرد. تمام شهر او را می‌شناسند. پدرش، رئیس پلیس شهر سعی دارد متوقفش کند، از پیتر پارکر حمایت می‌کند، پیتر با تزریق ماده‌ای به لیزرد تبدیل می‌شود، پیتر حین مبارزه با گوئن می‌میرد و مثل همیشه پای مخالف سرسخت عنکبوت گزیده شده‌ها جونا جیسمون در کار است. همان‌طور که گفتم تمام این‌ها در یک اسپلش پیج روایت می‌شود(تصویرش را این‌جا ببینید) و این یعنی یک شروع عالی.

روایت داستانی به قدری خوب است که حتا دی مین صفحات اجرای موسیقی انگار به واقع صدای آلات موسیقی در گوشتان طنین‌انداز می‌شود. اسپادرگوئن لاتور یک نوجوان است با تمام مشکلات شخصی دوران نوجوانی و سرشار از حس پویایی. حس پویایی کاراکتر با طراحی‌های رودریگز به شما منتقل می‌شود، نماهایی از بالا به پایین یا بر عکس، افکت‌های صوتی، خطوط کشیده در طراحی کاراکترها که کمک به سزایی بر سیال بودن جریان داستان داشته است همگی  تبحر این طراح را به رخ می‌شکد که البته در مواردی جزئی چهره شخصیت‌ها در نماهایی بد به تصور در می‌آید.

گوئن در نقش اسپایدروومن به نویسندگی جیسون لاتور و طراحی رابی رودریگز نه تنها یک داستان تک‌قسمتی خوب بلکه مقدمه یک سری ادامه‌دار را پایه می‌گذارد. جدا از ضعف‌های جزئی طراحی و گاهی بهره‌گیری زیاد از رنگ‌ها و پس‌زمینه‌های ابتدایی، وظیفه‌اش برای معرفی یکی از شخصیت‌های دنیای عنکبوتی را به خوبی انجام می‌دهد.

مهران فلاح
۷٫۵ از ۱۰


Batman and Robin: Futures End #1

  • نویسنده: Ray Fawkes
  • طراح: Dustin Nguyen
  • ناشر: DC

این روزها پیتر توماسی در حال نگارش آرک «ظهور رابین» است پس بنابراین طبیعی است که این قسمت «بتمن و رابین» – که توسط ری فاکس نوشته شده است – به مسئله‌ی حساس دیمین وین نزدیک نشود ولی این….این دیگر بیش از حد مزخرف است.

پنج سال بعد…شخص جدیدی تبدیل به رابین شده و بتمن با قاتل پسرش، هِرِتیک – یا حداقل شخصی که وانمود می‌کند او است – روبرو می‌شود و طبیعتاً این مسئله بازتابی به همراه دارد. احتمالاً تنها نکته‌ی قابل توجهی که این قسمت در بر داشت این بود که به نوعی اعلام کرد که دوک توماس نیز قرار است به جمع خفاش‌ها اضافه شود. دلیل حمله‌ی هرتیک به بتمن مشخص نیست و بتمن نیز در عوض تنها سعی دارد تا رابین را از مخمصه دور نگه دارد. روبرو شدن بتمن به همراه رابین با قاتل پسرش ایده‌ی خوبی است ولی ری فاکس اصلاً نتوانسته از این ایده بهره بجوید و نتیجه‌ی کارش عملاً چیزی غیرقابل‌خواندن با پایانی کاملاً قابل انتظار است. صفحات پر شده‌اند از زد و خورد بین کاراکترها که طراحی این صحنه‌ها بر عهده‌ی داستین نگوین است که من هیچ‌وقت نتوانستم طراحی‌هایش را دوست بدارم. ری فاکس بتمن را بسیار بد به تصویر کشیده است. گویا هنوز خبر ندارد که وی دیگر آن پسر ده‌ساله‌ای نیست که پدر و مادرش را از دست داده است بلکه مردی است مصمم که به سختی‌ها عادت کرده و رفتار ساده‌انگارانه‌اش در برابر هرتیک اصلاً متقاعدکننده نیست.

این یکی از ضعیف‌ترین کارهای Futures End است که خواندن آن به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود. به جای این، منتظر پیتر توماسی باشد تا آرک خود را ادامه دهد.

فرزان رحمانی
۴ از ۱۰


#۱ Flash: Season Zero

  • نویسنده: Andrew Kreisberg
  • طراح: Phil Hester, Eric Gapstur
  • ناشر: DC
“دارم جدی میگم ، خدایی قراره کل این ساختمون روی من خراب بشه؟!”
این اولین چیزی است که در اولین صفحه در کمیک تازه و نوپای “The Flash : Season Zero” می خوانیم داستان کمیک با اتفاقی جالب و بجا شروع میشود ، فضایی شلوغ که ما “فلش” را زیر یک ستون عظیم که در حال خراب شدن روی سرش است میبینیم ، و بوووم! ، فلش بکی زده میشود و origin فلش باری دیگر مرور میشود ، داستان origin فلش دقیقاً مانند داستان روایت شده در سریال “پیکان” و قسمت اول لو رفته از سریال” فلش” است ، ولی داستان از اداره پلیس به بعد روندی مستقل نسبت به داستان سریال پیش میگیرد ، سپس او با یک مرد سیبیلو قوی هیکل وارد مبارزه میشود و مرد ستون را به سمت او منحرف میکند و داستان به زمان حال میرسد ، اگر چه این ایده برای جنگ اول “فلش” در این کمیک خیلی بکر است که او با یک مرد قوی هیکل مبارزه کند ولی دیالوگ های رد و بدل شده در بین نبرد آنها به قدر کافی با نمک نیست و جملات دین خود را ادا نمیکنند ولی باز هم در ابتدا ما جملات با نمکی مثل :”چه سیبیل قشنگی! “میشنویم.
این کمیک به خوبی آن حالت طنز اکثر کمیک های فلش را نشان میدهد و به خوبی شخصیت جالب و طناز فلش را معرفی میکند ، اوج این معرفی در پلان های نجات سگ های فراری از دست صاحبشان ، موج میزند ، طراحی های این کمیک جداً فوق العاده است و خیلی عجیب است که طراحی های این کمیک که نسبت به دیگر آثار DC بی اهمیت تر است اینقدر عالی باشند ، طرح ها یک حالت فانتزی خواص دارند ، که کاملاً ما را به یاد کمیک های “Hawkeye” مارول می اندازد و قسمت طراحی های این کمیک بسیار غنی کار شده.
در هر حال The Flash: season zero کمیکی است که شما را غافل گیر میکند و اصلاً مثل یک کمیک اقتباسی لوس و بی مزه نیست و بدلیل کوتاه بودن ، حتی ارزش چند بار خواندن را هم دارد!

امیرعلی آصفی
۸ از ۱۰


Superman: Doomed #2

  • نویسنده: Greg Pak, Charles Soule
  • طراح: Ken Lashley, Szymon Kudranski, Cory Smith, Dave Bullock, Jack Herbert, Ian Churchill, Aaron Kuder,Vicente Cifuentes, Norm Rapmund
  • ناشر: DC

۵ماه، ۵ بخش و ۱۸ قسمت. حالا فرض کنید همه را در یک شب بخوانید و در انتهای داستان دریابید که کراس‌اوری به این بزرگی تنها در خدمت ۲ قسمت اصلی باشد.«سوپرمن: محکوم به فنا» دقیقا  ۵ ماه است که در حال انتشار است و تمام عناوین سوپرمن را تحت‌الشعا قرار داده. اوج ضربه این کراس اور به عناوینی مانند اکشن کامیکس گرگ پک است که در اوج روایت داستانی باید در اختیار این داستان قرار می‎گرفت.

داستان محکوم به فنا به ۳ قسمت تقسیم می‌شود. بخش اول مربوط به بازگشت دشمن نیرومند سوپرمن دومزدی و رویارویی او و شکستش توسط سوپرمن است. بخش دوم مربوط به آلوده شدن سوپرمن به ویروس دومزدی و تلاش دوستانش برای بهبود اوست. بخش سوم مربوط به مقابله سوپرمن و یارانش با برینایک می‌شود.

در مجموع این ۱۸ قسمت شاید تنها دو قسمت اصلی و کمیک‌های سوپرمن/واندروومن المان‌های یک کمیک خوب را در خود داشتند. غول سه سر اسکات لوبدل، چارلز سول و گرگ پک کاملا هر کدام نوع سلیقه خود در روایت عناوینشان را پیش می‌گیرند. که در این بین عملکرد چارلز سول بهتر است و بر دو سر دیگر چیره می‌آید.

قسمت اصلی اول که به تنهایی یک تک‌قسمتی مستقل است بهترین این سری است. مبارزه‌ای حماسی، زیرداستانی از کاراکترهای پشتیبان و مقدمه‌ای خوب که متأسفانه به خوبی مقدمه‌اش پیش نمی‌رود.

برای طراحی با تعداد زیاد طراحان فقط باید به کار فوق‌العاده کن لشلی و تونی دنیل اشاره کرد. دومزدی لشلی غول پیکر، درنده و قصاب است. اسمال‌ویل را با خاک یکسان می‌کند، اگرچه چهره‌های صورتی که می‌کشد گاهی کمی نافرم هستند.

گاهی اوقات دیالوگ‌های میان سوپرمن و کاراکترها در بهترین حالتش کاملا آماتوراند، قسمت آخر یک مکالمه خوب از سوپرمن و برینیاک ارائه می‌دهد، حضور برخی کاراکترهای جاستیس لیگ یا حتی سوپرگرل یا سوپرمن سایبورگ کاملا غیر ضروری و از سر اجبار است.

در نهایت کراس‌اور سوپرمن: محکوم به فنا یکی دیگر از رویدادهای ضعیف اخیر سوپرمن است، جای تعجب هم نداشت ایده اسکات لوبدل همچین چیزی از آب درآید، به لطف نویسندگی پک و سول در لحظه به زمین خوردنش نجات پیدا می‌کند و داستان خوبی را می‌بندد اما به واقع مجموع ۱۸ قسمت ارزش وقت شما را ندارد.

مهران فلاح
۷ از ۱۰


Original Sin #8

  • نویسنده: Jason Aaron
  • طراح: Mike Deodato
  • ناشر: Marvel

نگهبان در محل زندگی اش در ماه به طرز مشکوکی به قتل رسیده و جسدش در حالی پیدا شده که دو چشمش را از حدقه در آورده اند. چهار گروه مختلف از ابر قهرمانان هر کدام به طریقی درگیر معمای قتل واچر هستند.

گناه اصلی آخرین کراس اور بزرگ از سری کراس اور های مارول است. کراس اوری که با وجود پایان نه چندان خوبش شاید بشود آن را بهترین کراس اور مارول بعد از شروع !Marvel NOW در نظر گرفت. مخصوصاً اگر خواننده ی مداوم کمیک های مارول باشید شاید کراس اور رسماً بد سال گذشته ی مارول یعنی زمانه ی اولترون Age of Ultron را به یاد بیاورید. گناه اصلی داستان نسبتاً محکم و جذابی دارد. ( البته مطمئناً مطابق معمول این داستان محکم و جذاب چندان شامل حال کمیک های فرعی این سری نمی شود.)

گناه اصلی را دو نفر از ادامه نوشته»»


کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.