بررسی کمیک‌های هفته دوم و سوم مارس

توسط : در تاریخ : جمعه, مارس 29th, 2013

در هفته‌هایی که گذشت خاندان بتمن مرگ دیمین را پوشش داد، ولورین در چند کمیک درخشید و تیم اونجرز در مورد اخراج اسپایدرمن مصمم شدند.


Batman and Robin #18Batman and Robin #18

  • نویسنده: Peter Tomasi
  • طراح: Patrick Gleason
  • ناشر: DC

وقتی که دامیان مخلوق گرنت موریسون در یکی از بدترین شماره کمیک هایی که موریسون در طول عمر کاری خود نوشته یعنی شماره ی هشتم بتمن اینک مرد، قابل انتظار بود که دپارتمان دی سی اولین کاری که بکند این است که تمامی کمیک های خانواده ی بتمن را مجبور به پرداختن به مرگ دامیان بکند. در این میان اسنایدر یکی از بدترین شماره های بتمنش را نوشت و کمیک هایی مثل بت گرل و دتکتیو کمیکز تنها به آن گذری پرداختند.اما پیتر جی توماسی چاره ای به جز روبرویی مستقیم با قضیه نداشت. چالشی که  از پس آن خوب بر آمد.

بتمن و رابین: مرثیه. قسمتی که به مرگ رابین اختصاص داده شده در غیاب هر گونه کلمه ای در مورد غیاب دامیان است جوری که می توانست همان دو سه پنلی هم که بتمن دامیان را در خیال خود می بیند هم در کمیک نباشد. بتمن و رابین در غیاب رابینش به والسی دلپذیر از پنل ها و فضا تبدیل شده که بتمنش به هر کجا سرک می کشد نشانه ای از رابین می بیند. بی خود نیست که کمیک در ساختار قرینه اش با دست نوشته ای از دامیان شروع می شود و با دست نوشته ای دیگر از او به پایان می رسد چون بتمن باید بپذیرد که زندگی در غیاب دامیان ممکن است همان طور که پیش از این نیز ممکن بوده و راهی برای پرداختن تاوان نیست چون تاوان قبلاً پرداخته شده.

این شماره و شماره ی قبلی بتمن و رابین یعنی زندگی چیزی نیست مگر رویا و خلائی مابین دو کمیک که مرگ دامیان است دوگانه ای با شکوه را می سازند که خواندن جفتشان در کنار هم توصیه ی نگارنده به مخاطبان و طرفداران بتمن و خانواده اش است.

فرزاد خلیلیان
[rating:9/10]


 Avenging Spider-Man #18Avenging Spider-Man #18

  • نویسنده: Christofer Yost
  • طراح: Marco Checchetto
  • ناشر: Marvel

بارها در نقدهای اخیر اسپایدرمن به این موضوع اشاره کرده‌ام که داستانهای این کمیک از زمان حضور دکتر اختاپوس روح تازه‌ای به خود گرفته‌اند و اگر بخواهیم این کمیک را با اسپایدرمن برتر مقایسه کنیم، یا بهتر است مقایسه نکنیم چون مقایسه کریستوفر یوست با دن اسلات کار اشتباهی است و انصافاً بر خلاف داستان اسلات چقدر این کمیک انعطاف دارد. قبل از مرگ پیتر پارکر این کمیک و سری اصلی هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند و اصلاً نمی‌شد شباهتی بین آن‌ها دید که بشود مقایسه کرد اما در این سری و اسپایدرمن برتر و مخصوصاً شماره‌ی اخیر آن‌ها زمینه‌چینی‌هایی برای اخراج اسپایدرمن از اونجرها شد و تمرکز بروی یک موضوع بود پس اینجاست که با قاطعیت می‌شود گفت داستان‌های پرتنش در این کمیک روایت می‌شوند نه اسپایدرمن برتر و در کنار آن ماهیت اصلی کمیک یعنی کوآپ اسپایدرمن با کاراکترهای دیگر پابرجاست. قرار نیست چیزی از این داستان فاش شود اما فقط این را بدانید: کمیکی با حضور الکترو، ثور و کسی که الکترو را دربرابر ثور الم کرد یعنی دکتر اختاپوسی که حالا در جلد اسپایدرمن است. حقیقت این‌که چیزی برای فاش شدن وجود ندارد، نبردی بین ثور و الکترو درمی‌گیرد و در آخر هم پیروزی خیر بر شر و تمام. طراحی‌ها هم جای خود دارند و به افزایش فضای پرتنش کمیک زیادی کرده‌اند.

اونجینگ اسپایدرمن دیگر آن سری قبلی و حوصله‌سربر نیست، به لطف دکتر اختاپوس این کمیک در کالبد جدیدی رفته است.

مهران فلاح
[rating:8/10]


Constantine #1Constantine #1

  • نویسنده: Jeff Lemire & Ray Fawkes
  • طراح: Renato Guedes
  • ناشر: DC

اسمم جان کنستانتینه، اون آدم خوبه که همیشه منتظرش بودی نیستم ولی تمام تلاشمو می‌کنم. «هل‌بلیزر-۱۹۸۹»

قسمت ۳۰۰ کمیک هل‌بلیزر چند وقت پیش با اتفاقی زیبا به پایان رسید، این‌که از سال ۱۹۸۸ تا به امروز جان کنستانتین چه دیالوگ‌ها و داستان‌ها و خاطرات خوب و بدی را در ذهن خواننده‌ها باز کرد، این‌که چه انسانهایی با شروع خلق این کاراکتر با او اجین شدند، عمرشان گذشت، رفتند یا ماندند جای بحث دارد و در این نقد نمی‌گنجد. اما حالا که کنستانتین از نو شروع کرده باید دید که این سری و خالقانش چقدر به ذات آن پیشینه‌ی بزرگ وفادار مانده‌اند. خب در واقع آن‌ها خیلی به ذات کمیک ورتیگو وفادار ماندند به قدری که این کمیک تبدیل به یک کلیشه می‌شود، کلیشه‌ای که هیچ تازگی ندارد، کلیشه‌ای که کمیک را به داستانی تکراری و از پیش روایت شده تبدیل می‌کند، البته در این میان یک استثنا وجود دارد: کمیک‌های New 52 هدفش جذب مخاطبان تازه است پس اگر برای اولین بار است که داستانهای کنستانتین را می‌خوانید بی هیچ نگرانی‌ای از این داستان لذت ببرید.

گاهی اوقات سبک‌های خاصی که بعضی طراحان در کمیک‌بوکها ابداع می‌کنند مقلدهای زیادی پیدا می‌کند. یکی از همین مقلدها رناتو گوئدز است که طرح‌هایش برداشتی آزاد از سبک لینیل یو فیلیپینی است که البته خود یو هم سبکش را با الهام از کارهای مارک میگنولا ابداع کرده است، با وجود همه‌ی این‌ها نمی‌شود به طراحی ایرادی گرفت چون نقصی در آن وجود ندارد.

شروع دوباره‌ی کنستانتین آن‌چه که انتظارش را می‌کشیدیم نبود، جف لمیر و ری فاوکس چیز متفاوتی ارائه ندادند و از نظر من این قسمت یک تکرار روایت البته از نوع ماهرانه‌اش بود.

مهران فلاح
[rating:5.5/10]


Jennifer Blood #24Jennifer Blood #24

  • نویسنده:  Al Ewing
  • طراح:  Kewber Baal
  • ناشر: Dynamite

شاید کمتر کسی فکر می کرد ال اوینگ که چندان کارنامه ی سنگینی در نوشتن ندارد و در ابتدا تنها به عنوان ساید کیک گارث انیس در جنیفر بلاد حضور داشت بتواند این قدر خوب کارش را ادامه بدهد طوری که در مقایسه با کارهای مشابه ناشرین دیگر و همین نشر دینامیت یک سر و گردن بالاتر قرار می گیرد. برتری ال اوینگ در این است که طنز سیاهی را که از گارث انیس وام گرفته با نوعی تقدیر گرایی واقع گرایانه در هم می آمیزد. شماره ی بیست و چهار به نوعی یکی از اوج های تلاقی این دو رویکرد در کمیک است.

شماره ی بیست و چهار فلش بکی به گذشته ی مایک بلوت است. همان پدر جنیفر بلاد که دوازده قسمت ابتدایی سری به شرح چگونگی گرفتن انتقام او از برادرانش دارد. چیزی که اوینگ می توانست در آن متوقف بماند یا حتی این قسمت را جایی در میان قسمت های اولیه بگذارد. اما با مانوری هوشمندانه کمیک را به جایی می رساند که قرار گرفتنش در این قسمت اجتناب ناپذیر است علی الخصوص به خاطر وقایعی که در چند قسمت اخیر جنیفر بلاد رخ داد.

در این قسمت پدر مایک بلوت که یک خلافکار خرده پاست برای او شرح می دهد که چرا راهی برای فرار کردن از راهی که بعداً در پیش خواهد گرفت ندارد. گفتگوی دو نقره ای که قطعاً ارزش خواندن دارد. تنها حسرت نگارنده این است که طراحی های بال به شدت با کار نا متناسب است. طراحی های بال به مانند بقیه ی کمیک هایی که دینامیت نشر می کند طراحی هایی با آناتومی خوب و کمی خشونت کاریکاتوری هستند. طراحی هایی که صرفاً نقش تصویر کردن تصورات نویسنده را دارند و مثل طراحی طراحانی مانند روسمو، چیانگ، کاپلو یا البوسکه نیست که کیفیتی فراتر از تصور نویسنده به کمیک اضافه کنند. متاسفانه طراحی های بی هویت بال تنها کارکردش به عقب کشیدن کمیک است.

با این وجود من خوانندگان را به دیدن پنل تمام صفحه ی آخرین صفحه دعوت می کنم. جایی که مایک بلوت جوان به ماه نگاه می کند و حلقه ی آتش کنارش که چون تصویری متافیزیکی دنیای رئال داستان را پاره پاره می کند. این تصویر جا برای تفسیر های نمادین بسیار دارد. اما نگارنده به شدت از این تفسیرها بی زار است و بیننده را دعوت می کند بدون هیچ تلاشی برای معنی کردن تصویر تنها در اعجاز آن گم شود.

فرزاد خلیلیان
[rating:8/10]


R.I.P.D.: City of the Damned #4R.I.P.D. City of the Damned #4

  • نویسنده:  Jeremy Barlow
  • طراح:   Tony Parker
  • ناشر: Dark Horse

اگر این روز ها از ران های بلند مدت خسته شده اید و حوصله ی مینی سری های بی مزه ی دی سی و مارول از بمب انسانی و شورشی گرفته تا کسل آرامش پیش ازطوفان یا ددپول کشیده شده را ندارید می توانید آن ها را زمین بگذارید و به سراغ مینی سری های این روزهای دارک هورس و ایمج بروید.

در دپارتمان مرحومین: شهر ملعونین ما حکایت یک عضو سابق تفتیش عقاید و یک کابوی از دل قرن نوزدهم را می شنویم که به بهای آمرزش روحشان مشغول سامان دادن به اوضاع زندگی پس از مرگ و امور ما بعد طبیعی هستند. اما در این راه با تهدیدی غیر منتظره روبرو می شوند که می تواند کل وجود کیهان را به مخاطره بیاندازد.

دارک هورس که به کمیک های وحشت و با مایه های ماورا الطبیعه ی خود شهرت دارد این روزها به نظر می رسد به شدت عزم خود را جزم کرده تا روزهای اوج سابق خود برگردد.

راستش را بخواهید دپارتمان مرحومین در مقایسه با باقی مینی سری های دیگر دارک هورس مثل سردتر و جهنمی که می رانی اش در سطح یکسانی قرار می گیرد و با این که به همان اندازه جذاب است و به همان اندازه با فانتزی و تصویر سازی و دنیاسازی های خلاقانه اش مخاطب ژانر وحشت را سر حال می آورد شاید چیزی جدا از رویه ی معمول کمیک های دارک هورس نباشد. با این وجود به خاطر داستان گویی و پایان حساب شده و شخصیت های جذابش کاری است که قطعاً ارزش خواندن را دارد.

فرزاد خلیلیان
[rating:6/10]


Red Hood and the Outlaws #18Red Hood and the Outlaws #18

  • نویسنده: Scott Lobdell
  • طراح: Tyler Kirkham
  • ناشر: DC

درحالی که در هفته‌های اخیر اکثر داستانهای مرگ خاندان به مرگ دامیان وین پرداخت این کمیک هنوز هم از پس‌لرزه‌های آرک مرگ خاندان در امان نیست. جوکر با اسیدی که در کلاه جیسون کار گذاشته بود توانست صدمه‌ی شدیدی به صورت او بزند، حال او بیهوش با صورتی باندپیچی شده در بستر است.

«ردهود و یاغیان» شماره‌ی ۱۸ تلنگری به گذشته داشت، بک‌استوری‌ای با توئسیت‌های زیبا. روایتی دوباره از گذشته جیسون تاد، از اتفاقاتی که برای او رخ داد در قاب تصاویری تک فرمی یا نگاهی گذرا، مقدمه‌ای برای شروعی تازه. شاید این مقدمه‌ی بازگشت جیسون در نقش رابین باشد، در حالی که همه فکر می‌کنند که «هارپر رو» رابین جدید است این فرضیه که ساید‌کیک سابق بروس وین برگردد چندان هم محال نیست.

گاهی اوقات اگر آرایشگری ناشی یا کم تجربه باشد جای قیچی در مو دیده می‌شود، طراحی‌های این کمیک به همین صورت است. شاید به خاطر جوهرزنی یا رنگ‌زنی بد باشد اما جای قلم در تمام تصاویر قابل رویت است که این تنها ضعف طراحی و تنها ضعف این کمیک بود که زیاد هم مهم نیستند. البته این نوع طراحی با سایه‌زنی‌های غلو شده نوعی سبک است که استاد آن هم جیم لی است اما تایلر کرکهام در این سبک ضعف دارد.

بر خلاف در حاشیه بودن این سری قبل از مرگ خاندان اکنون زمان خواندن این کمیک است، نام آرک بعدی شروعی تازه است پس آماده‌ی اتفاقی تازه باشید.

مهران فلاح
[rating:9.5/10]


Judge Dredd: Year One #1Judge Dredd Year One #1

  • نویسنده:   Matt Smith
  • طراح:  Simon Coleby
  • ناشر: IDW

بگذارید همین اول نقد این اعتراف را بکنم که به شخصه هیچ علاقه‌ای به کاراکتر قاضی درد ندارم و راستش را هم بخواهید جز ۲یا ۳ کمیک چیز بیشتری از او نخوانده‌ام، اما سری Year One یا به قولی سری «اولین سال» هر کاراکتری را باید خواند چون گزینه‌ی مناسبی برای شروع آشنایی با شخصیت است. اما اگر فکر می‌‌‌کنید این کمیک هم از آن گزینه‌های مناسب است کاملاً در اشتباهید. ضعف کار از جایی شروع می‌شود که این عنوان هیچ شباهتی به یک عنوان سال اولی ندارد، داستان ادامه‌دار است و قرار نیست در یک قسمت معرفی کلی از قاضی درد داشته باشیم، اصلاً آشنایی در کار نیست، در اتمسفر یک اپرای فضایی پلیسی فضایی در مقابل تعدادی خلافکار یا انسان جهش‌یافته قرار می‌گیرد، همه چیز به شدت تک بعدی است.

طراحی‌های کولبای همان اول مرا به یاد تامی لی ادواردز، طراحی صاحب سبک در مارول انداخت، نوع سایه‌زنی‌ها، طرح‌های تیز و رنگ‌های تیره و همین طرح‌های کولبای است که کمی جلوی زمین خوردن کمیک را می‌گیرد تا نشود این عنوان را یک کار مطلقاً ضعیف نامید.

قاضی درد: سال اول کمیکی است که با وجود وعده و وعیدهای IDW اصلاً در حد یک عنوان مناسب ظاهر نشد و فقط می‌شود به آن گفت یک کمیک معمولی سطح پائین.

 مهران فلاح
[rating:4.5/10]


Batman #18Batman #18

  • نویسنده:  Scott Snyder & James Tynion IV
  • طراح:   Andy Kubert & Alex Maleev
  • ناشر: DC

زمانی که IGN قسمت ۱۲ (قسمتی که به عنوان آنتراک بین دو آرک بود) را بهترین کمیک تک‌قسمتی ۲۰۱۲ انتخاب کرد کمتر کسی متوجه دلیل این انتخاب شد.  پرداختی ضعیف آن هم نه به کاراکتر هارپر که در آن قسمت حضور داشت بلکه به کاراکتر بتمن.

«هارپر رو» کاراکتری است که در قسمت اول و فقط در یک تصویر تک پنلی به خوانندگان معرفی شد، در قسمت ۱۲ بیشتر به او پرداخته شد، کاراکتر هارپر در آن داستان تنها یک بازیچه بود، بازیچه‌ای برای پرداختن به بتمن از پس قابی نو و این قسمت هم به او پرداخته نشده. ماهیت داستان سعی بر این دارد که هارپر را به خواننده بقبولاند، که شاید او بعد از رابین ساید‌کیک جدید بتمن است اما شده از زاویه‌ای دیگر به این قضیه نگاه کنید؟ دیالوگ‌هایی که بین او و بتمن گفته می‌شود، نگاه خاص هارپر به شرایط و زندگی بتمن، درک عمق غم وجودی بروس وین بعد از مرگ پسرش، همه‌ی این‌ها سعی دارد تا به شما بتمن را از زاویه‌ی دید شخصی دیگر و نگاهی به کاراکتر بتمن از بعدی دیگر داشته باشد، اما نتوانسته این کار را انجام دهد چون کمیک به غیر از چند دیالوگ سطحی و ضعیف و چند ری‌اکت در موقعیت‌های خاص چیز بیشتری برای ارائه ندارد.

داستان از ۲ فصل مجزا تشکیل شده که بخش اول را تیم اسنایدر و کیوبرت بر عهده دارند و بخش دوم را تیم اسنایدر، تاینیون و مالیو. بخش اصلی داستان همان فصل اول است با هنرنمایی اندی کیوبرت که استعدادش را بیشتر مدیون پدرش است در صورتی که برادر او آدام سبک متفاوت‌تر و البته ضعیف‌تری دارد. تصاویر خشن و لبه‌های تیز و نوع خاص طراحی اندی کیوبرت به نوعی قرار است شروعی طوفانی باشد که از این طوفان در فصل دوم بک‌آپ استوری‌ای برای پایان‌بندی کار می‌ماند.

اسنایدر در این کمیک خواست نشان دهد که بدون اشاره‌ی مستقیم به مرگ کاراکتری چگونه می‌شود خواننده را با غم عزیزان او در پس‌پرده‌ی پرداختن به کاراکتری دیگر همراه ساخت، اما صدایش به قدری ضعیف بود که به گوش هیچ‌کس نرسید.

مهران فلاح
[rating:5/10]


Fearless Defenders #2Fearless Defenders #2

  • نویسنده:   Cullen Bunn
  • طراح:  Will Sliney
  • ناشر: Marvel

این که یک ناشر بخواهد با الگو از ناشری دیگر کار جدیدی انجام دهد یا این که کمیکی منتشر کند  قدمتی به اندازه ی پیشینه ی کمیک دارد. در موارد اخیرتر خوانندگان پیگیرتر کمیک جنجال هایی که سر تقلیدهای اونجرهای جوان مارول از تین تایتانز در گرفت را به یاد می آورند. یا ری بوت های گوناگون از ناشرینی مثل والیانت و تاپ کاو گرفته تا خود مارول که به دنبال نیو ۵۲ دی سی در گرفت. البته در این بین هم باید از کراس اورهای فاجعه باری مثل کمیک پیشگویی ران مارز برای دینامیت که تمام قهرمانان دینامیت را به با بهانه هایی به شدت بی‌مورد سر هم بندی شده یادی کرد. این جا نگارنده اعتراف می کند که بارها سعی کرده درباره ی پیشگویی ریویویی بنویسد ولی حتی فکر کردن به این کمیک هم برای او عذاب آور بوده است.

این بار مارول در مدافعین بی باک سراغ ایده ی تیمی ابر قهرمانی متشکل از تعدادی ابر قهرمان زن می رود. چیزی که مستقیم از کمیک پرنده های شکاری دی سی می آید. مدافعین بی باک داستان یک والکیری را روایت می کند که به دنبال والکیری های دیگر برای دفاع از دنیا می گردد. کاری که در انجام آن زیاد موفق نبوده است. باقی داستان هم صرف این جست و جوی او می شود و باقی داستان تنها بهانه ای است برای جمع شدن این تیم ابر قهرمانی در کنار هم.

راستش وقتی آدم با کمیکی مثل مدافعین بی باک مواجه می شود انتظاراتش برای روبرو شدن با داستان و طراحی خوب تا حدود زیادی خود به خود پایین می آید. مدافعین بی باک رسماً دو سه دهه ای چه از نظر طراحی و چه از نظر داستان از جریان کمیک های ابر قهرمانی عقب است و نمونه ی همان کمیک هایی است که این روزها ناشرینی مثل دینامیت و آسپن به صورت انبوه تولید می کنند و شاید جز استثنای شایان توجهی مثل جنیفر بلاد که به طرز خیره کننده ای نویسنده اش خوب عمل می کند و داستان قرص و محکمی دارد انگار همگی کپی هایی نازل از روی دست هم دیگرند. حالا سوال این است چرا در این میانه باید به سراغ یکی دیگر از این کپی های دسته چندم رفت. مدافعین بی باک هر چند به بدی و شکل  شیوه ی آماتوری کارهایی مثل کشتار حماسی یا پیشگویی نیست منتها در سر هم بندی شده بودن داستان حداقل تا این جای کار دست کمی از آن ها ندارد.

فرزاد خلیلیان
[rating:4/10]


Wolverine #1Wolverine #1

  • نویسنده:  Paul Cornell
  • طراح:   Alan Davis
  • ناشر: Marvel

پل کورنل فیلمنامه نویس، رمان نویس و کمیک نویس انگلیسی تبار را بیشتر برای همکاری اش در نوشتن سریال دکتر هو می شناسند. شاید بیننده های پی گیرتر تلویزیون ایران نمایش سریال دوران کهن و سریال رابین هود به قلم او را هم به خاطر داشته باشند. او همین طور به خاطر همکاری در نوشتن کمیک‌هایی مثل شوالیه های شیطانی، کشور بشقاب پرنده ها هم نویسنده ای شناخته شده است.

آلن دیویس طراح و نویسنده ی انگلیسی را بیشتر به خاطر کارش روی کاپیتان بریتین، آنکنی ایکس من، کلن دستین، اکس کالیبر و دو مینی سری اش برای دی سی جی ال ای: میخ و جی ال ای: میخی دیگر می شناسند.

از بعد از شروع مارول ناو اکثر عناوین اصلی مارول و آن هایی که انتظار می رفت خوب عمل کنند شاید به استثنای اونجر های هیکمن و ثور جیسون آرون بد عمل کرده اند. این عناوین شامل عنوان هایی مثل فانتاستیک فور و آیرون من هم می شود و بالعکس عناوین فرعی تری که کسی از آن ها انتظار نداشت مثل سفر به راز و میراث ایکس من بسیار خوب و بالاتر از حد انتظار دارند به کار خود ادامه می دهند. اما حداقل با شروع خوب ولورین و روند صعودی کمیک هایی مثل هالک و کاپیتان آمریکا در یکی دو شماره ی اخیر خود می توان امیدوار بود که ورق حداقل تا میزانی برگردد. تا این جای کار می توان گفت مارول با سپردن عنوان اصلی ولورین خود دست نویسنده ی کاربلدی مثل کورنل قمار درستی انجام داده است.

هنوز قضاوت در مورد این که با کمیک خوبی سر و کار خواهیم داشت یا این که پل کورنل هم مثل نویسنده های به نامی مانند بندیس و رمندر ما را دلسرد خواهد کرد زود است. چیزی که تا این جا مشخص است این که کورنل مثل همیشه از مهارت خود در استفاده از کلاسیک ترین موقعیت های ژانر استفاده کرده و توانسته باز چیزی غیر منتظره برای مخاطب بیرون بکشد. ولورین کمیکی است که اگر بتواند روند آغاز کرده در شماره ی یک را پی بگیرد ظرفیت این را دارد که به یکی از کمیک های محبوب شما بدل شود.

فرزاد خلیلیان
[rating:7/10]