بررسی کمیک‌های هفته دوم فوریه

توسط : در تاریخ : جمعه, فوریه 15th, 2013

به مناسبت روز ولنتاین ما به شما عاشقان رسانه کمیک، نقد‌های هفته دوم فوریه را هدیه می‌دهیم.


 

To Hell You Ride #3To Hell You Ride #3

  • نویسنده: Lance Henriksen and Joseph Maddrey
  • طراح: Tom Mandrake
  • ناشر: Dark Horse

فاجعه ای غریب در جریان است. فاجعه ای به وسعت قرن ها. فاجعه از زمانی شروع شد که سفیدها سرخ پوست ها را قتل عام کردند. حالا فاجعه برگشته. زمانی که  آن منطقه به پیستی تفریحی با برفی مصنوعی تبدیل شده بیماری عجیبی دارد تک تک آدم های آن جا را می کشد. دولت آن جا را تحت قرنطینه در آورده و کسانی که می خواهند از قرنطینه فرار کنند را می کشد. به نظر می رسد فقط یک نفر می تواند از فاجعه جلوگیری کند. قهرمان داستان تو داگ که از نیاکان همان سرخپوست هاست.

لنس هنریکسون رو بیشتر به خاطر ایفای نقشش در فیلم های بیگانه و مجموعه ی تلویزیونی هزاره می شناسند هر چند سال هاست به نوشتن کمیک هم اشتغال دارد.

تام مندراکه طراح کمیک هم بیشتر برای همکاری هایش با جان استراندر در کارهایی مل گریم جک و اسپکتر، فایر استورم و مارتین من هانتر شناخته شده است.

جهنمی که می رانی اش با شیوه ی سرد و بی رحمانه ی روایت خوب نمونه ی خوبی است از این که چگونه با کلیشه های ژانر وحشت بار دیگر داستانی خوب را روایت کرد تنها اشکال کمیک شاید این باشد که ریتم آن تا حدودی کند است منتها این در کنار روایت خوب و استفاده ی به جا از فلش بک ها در طول داستان رنگ می بازد. جهنمی که می رانی اش پیشنهاد خوبی است برای خواندن مخصوصاً هم برای مخاطبین قدیمی کمیک ها دارک هورس و هم برای آنانی که می خواهند یک داستان وحشت استخوان دار همراه با افسانه های سرخپوستی بخوانند.

فرزاد خلیلیان
[rating:7/10]


Fantastic Four #4Fantastic Four #4

  • نویسنده: Matt Fraction
  • طراح: Mark Bagley
  • ناشر: Marvel

بعد از سفر Reed و خانواده‌اش به فضا و سپردن گروه ۴ شگفت‌انگیز به AntMan این سری روند زیبایی را آغاز کرد. خوشبتانه زمانی که گفته بودم به فرکشن باید داد تا دید با این کمیک چه می‌کند کمی از مشکلات قسمت اول را حل کرده است. کم‌کم داستان به سمت جذاب‌تر شدن می‌رود اما هنوز هم عالی نیست، اینکه گاهی اوقات چقدر درجه سنی این کمیک پائین میاید موضوعی اجتناب ناپذیر است. ای قسمت هم گریزی زیرکانه به روز ولنتاینداشت. آشنایی Reed و Sue و نوع شکل‌گیری روابط آن‌ها. البته روایت اصلی هم در این میان در کار بود و همه چیز معطوف به این ۲ شخصیت نشد.

طراحی‌ها کار یک طراح صاحب سبک نیست اما این کمیک کسی بهتر از مارک بگلی را نمی‌خواهد و با همین طرح‌های متوسط هم می‌شود کنار آمد.

۴ شگفت‌انگیز فرکشن درست است که به کارهای خوبش در این کمیک در سال‌های قبل نزدیک نیست اما ماجراجویی سرگرم‌کننده‌ای را برای شما به ارمغان می‌آورد.

مهران فلاح
[rating:7.5/10]


Katana #1Katana #1

  • نویسنده: Ann Nocenti
  • طراح: Alex Sanchez
  • ناشر: DC

کاتانا شخصیتی است که به زودی نقش زیادی در دنیای DC خواهد داشت. او یکی از اعضای لیگ عدالت آمریکاست. لیگی که از خطرناکترین قهرمانان دنیای DC تشکیل شده است.

شاید داستان شماره اول این کمیک جذابیت چندانی نداشت و خواننده را جذب نمیکرد، اما فضاسازی بسیار خوبی داشت و از فرهنگ غنی ژاپنی استفاده های بسیاری شده بود.

ایده داستان هم تقریبا مانگایی بود: شمشیری که ارواح را به درون خود میکشد و…

نویسنده این کمیک نویسنده کت‌ومن است و در آن کمیک به موفقیت چندانی دست پیدا نکرده است. روایت داستان کاتانا هم چنگی به دل نمیزد. در این شماره اتفاق خاصی نیافتاد و حتی وعده خاصی هم داده نشد.

در کل باید بگویم که کمیک کاتانا پتانسیل بالایی دارد. شخصیت اول جذاب و محیط داستانی خوبی دارد. پس پیشنهاد میکنم که قبل از ناامیدشدن از خواندن ادامه این کمیک، چند قسمت دیگر را تحمل کنید. چرا که: «کاتانا مرز میان کمیک و مانگا است.» و شخصا به عنوان کسی که به هر دو رسانه علاقه دارم، آن را دنبال خواهم کرد.

پوریا تقوی‌مقدم
[rating:6/10]



Uncanny X-Men 001Uncanny X-Men #1

  • نویسنده: Brian Bendis
  • طراح: Chris Bachalo
  • ناشر: Marvel

بالاخره کمیک اصلی مردان ایکس دوباره (بعد از سه ماه طولانی برای طرفداران این کمیک) دوباره بازگشت. برخلاف All New X-Men این کمیک قرار است بر سمت دیگر میدان نبرد یا همان گروه انقلابی سایکلاپس تمرکز داشته باشد و این دو کمیک که هردو توسط بندیس نوشته می‌شوند در کنار هم مرکز حوادث اصلی در دنیای میوتنت‌ها خواهند بود. اگر دیگر کمیک بندیس را دنبال می‌کنید حتما می‌دانید که سایکلاپس که حالا تحت تعقیب هم هست در حال کمک کردن به میوتنت‌های جدیدی است که به سرعت در حال ظاهر شدن هستند. با این حال اوضاع چندان خوب هم نیست. اسکات سامرز هم روحاً و هم جسماً ضعیف‌تر شده است. او پروفسور ایکس را کشته و حالا کنترل کافی روی قدرت‌هایش را ندارد. و البته کسی در گروه است که موافق او نیست.

برایان بندیس قبلا تجربه نویسندگی برای اونجرها را داشته ولی تفاوتی که مردان ایکس با اونجرها دارد این است که اونجرها قبل از بندیس شاید گروه چندان معروفی نبودند. در حالی که مردان ایکس تاریخچه عریض و طویل و طرافداران بسیاری دارند. در طول این چند ماه بندیس نشان داده می‌تواند برای مردان ایکس هم به خوبی بنویسد. اما مشکل در این‌جاست که ماجرا مثل یک ماشین که خوب روغن زده شده در حال کار جلو رفتن است ولی واقعا کمیک حس یک کمیک مردان ایکس را ندارد. هیچ سورپرایز و تویستی در کار نیست. از طنز و دیالوگ‌های معروف بندیسی خبری نیست. فقط شخصیت‌ها در حال نقشه کشیدن هستند و مثل مهره های شطرنج در یک بازی نه چندان جذاب در حال حرکت هستند.

با این حال کار جنبه‌های مثبتی هم دارد. مثلا کریس باچلوی افسانه‌ای طراحی‌های این کمیک را بر عهده دارد. سبک کارتونی او و شلوغی فضاها که شبیه کارهای اییچیرو اودا (طراح و نویسنده وان پیس) کاملا مناسب کمیک‌های تیمی است. طراحی‌های جدید لباس شخصیت‌ها هم تقریبا خیلی خوب است. مخصوصا لباس مگنیتو و سایکلاپس. ولی لباس جدید اما فراست خیلی مناسب شخصیت او نیست.

با همه این حرف‌ها برای دادن نظر نهایی در مورد کمیک باید حداقل یک آرک کامل صبر کرد.

احمد بابایی

[rating:7.5/10]


Bloodshot #8Bloodshot #8

  • نویسنده: Duane Swierczynski
  • طراح: Manuel Garcia
  • ناشر: Valiant

بلادشات داستان سربازی است که چندین سال نقش عروسک خیمه‌شب‌بازی افرادی سیاسی را بازی کرده، سربازی که ذهنش، خاطراتش، خانواده‌اش، همه و همه کاملاً تحت کنترل این افراد والبته  ساختگی است، سربازی با اسم رمز بلادشات. حال او تمام این ماجرا را می‌داند و به دنبال کشف هویت واقعی‌اش و گرفتن انتقام است.

سوئیرزسنکی ایده‌ی بسیار ساده‌ای را برای داستانش انتخاب کرده است، اما اینجاست که تفاوت یک داستان‌نویس خوب و بد مشخص می‌شود. چقدر روایت این داستان متفاوت است، همدردی‌ای که با کاراکترهای داستان و رابطه‌ی سریعی که با آن‌ها برقرار می‌کنید یکی از چند پارامتر مثبت این کمیک است. انسان‌هایی جهش‌یافته ساخته دست بشر که باز هم بازیچه‌ی دست افرادی برای رسیدن به اهداف شوم خود قرار می‌گیرند. رویارویی ملیسا با گاما، بلادشات با کودکان جهش‌یافته، اکشن مجذوب‌کننده‌اش و فلش‌بکی که در قسمت قبل زده شد شما را چه بخواهید چه نخواهید مجاب به خواندن این قسمت می‌کند.

 تنها ضعفی که می‌توان برای این قسمت در نظر گرفت روایت سریع آن است، به قدری درگیر صحنه‌های پویایی که سوئیرزسنکی و گارسیا خلق کرده‌اند می‌شوید که گذر زمان را احساس نمی‌کنید.

اگر به دنبال یه اکشن کمیک‌بوکی هستید، در این کمیک به دنبال آن باشید.

مهران فلاح
[rating:9/10]


Threshold #2Threshold #2

  • نویسنده: Keith Giffen
  • طراح: Tom Raney, Scott Kolins
  • ناشر: DC

بعد از چند بار انتشار و کنسل شدن کمیک های قدیمی وایلد استورم که تنها از بینشان استورم واچ تا به حال کنسل نشده این بار دی سی به سراغ یکی دیگر از عناوین قدیمی وایلد استورم رفته البته با ته مزه ای از دنیای خودش. کمیکی به نام آستانه نوشته ی کبت گیفن و طراحی تام رانی. که شخصیت های کمیک گرین لانترن: نگهبانان جدید و البته بلو بیتل که به تازگی کمیکش کنسل شد نیز در آن حضور دارند.

داستان در سیاره ای تحت حکومت لیدی استیکس می گذرد. در این سیاره مسابقه ای تلویزیونی و زنده در جریان است که در آن مجرمان از دست گروه های شکارچی ثبت نام کرده برای حفظ جان خود می گریزند. باقی تمام چیزهایی است که از یک کمیک علمی تخیلی خوب انتظار دارید. در بک ایشوهای این کمیک هم که به سنت بک ایشوهای نیو ۵۲ از خود کمیک اصلی بهتر است ماجراهای لافلیز ارنج لانترن احمق و حریص پی گرفته می شود که همه چیز کهکشان را برای خود می خواهد و البته از خودش تنها به صورت سوم شخص صحبت می کند.

شخصیت های خوب پرداخت شده، وقایع و پیچ و خم هایی به اندازه ی فراوانو موقعیت هایی کنایه آمیزی که هر د پیچیده تر می شوند به علاوه ی طراحی هایی که به اندازه ی کافی خوب هستند این کمیک را به گزینه ای مناسب برای لذت بردن از آن تبدیل می کند. هر چند مثل بسیاری از کمیک های تیمی پی نگرفتن یک روند تعداد زیاد شخصیت های آن پی گرفتن داستان را بسیار دشوار می کند. اما یقیناً به خاطر بک ایشوهای آن هم شده کمیکی است که ارزش خواندن دارد. من به شخصه فکر می کنم انتشار این کمیک هم چندان نخواهد پایید و به زودی کنسل خواهد شد اما خواندنش را به همه ی شما علی الخصوص به طرفداران بلو بیتل توصیه می کنم.

فرزاد خلیلیان
[rating:7/10]


Scarlet Spider #14Scarlet Spider 014

  • نویسنده: Christopher Yost
  • طراح: Khoi Pham
  • ناشر: Marvel

اسکارلت اسپایدرمن یکی دیگر از آن کمیک‌های محبوب مارول است. کریستوفر یوست و رایان استگمن زمانی که این کمیک را استارت زدند به قدری همه چیز عالی بود که توانستند مخاطبان زیادی را جذب کنند و این سری به محبوبیت بالایی رسید. با ترک استگمن کمی از جذابیت کمیک کم شد ولی این سری و کاراکترش کین هم‌چنان هم یکی از آن خوب‌هایند.

قسمت قبل با حضور گرگها و جراحت شدید کین سوالی اساسی را در ذهن خواننده ایجاد کرد. آیا کین زنده می‌ماند؟

این قسمت تعقیب و گریز گرگها و آرکلی و از سمتی دیگر جدال کین با نفس خود در عالم خلسه را به تصویر کشید، قسمتی مهیج و ارضاکننده.

طراحی فام مجذوب‌ککنده است اما کاملاً مشخص است که در کشیدن آناتومی کاراکترها مشکل دارد. گاهی هیکل شخصیتها کمی بزرگ است، پاها کشیده است و مشکلاتی این‌چنینی.

این کمیک یکی دیگر از کمیک‌های خوب عنکبوتی است، این سری را نیز به شما پیشنهاد می‌دهیم.

مهران فلاح
[rating:7.5/10]


Demon Knights #17Demon Knights #17

  • نویسنده: Robert Venditti
  • طراح: Bernard Chang
  • ناشر: DC

رابرت وندتی نویسنده جدید دمون نایتس با شماره ۱۶ و ۱۷  ثابت کرد که شخصیت های این کمیک را میشناسد و درک درستی از روابط میان آنها دارد. خوشبختانه داستان شوالیه های اهریمنی پس از تغییر نویسنده‌اش ضربه نخورد. درست است که کورنل داستانی تاریک تر مینوشت و شوالیه های اهریمنی وندتی کمی شوخ و شنگ تر است، اما سرحالتر بودن شخصیت ها به این معنا نیست که اتفاقات بدی در راه نخواهد بود. ارتش خون‌آشام ها در راه است تا دنیا را تسخیر کند و شوالیه های اهریمنی تنها سد دفاعی میان آنها و مردم هستند؛ البته اگر بتوانند گروه را به موقع دور هم جمع کنند.

شوالیه های اهریمنی جدید چه از نظر روایت و چه از نظر جلوه های بصری کمیک خوبی است. تنها چیزی که مرا ناراحت میکند، کنار گذاشته شدن شخصیت الجابر از روند اصلی داستان است. شخصیتی مسلمان که بسیار خوب کار شده بود و یکی از بهترین و عمیقترین شخصیت های گروه شوالیه های اهریمنی بود.

تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که کاش داستان کمتر از چهل سال به جلو میرفت و یا اینکه کاش الجابر هم کاملا انسان نبود و عمر جاودان داشت.

پوریا تقوی‌مقدم
[rating:8.5/10]



Wolverine and the X-Men 025Wolverine and the X-Men #25

  • نویسنده: Jason Aaron
  • طراح: Ramon Perez
  • ناشر: Marvel

اگر این کمیک را نمی‌خوانید در حال از دست دادن یکی از بهترین عناوین مارول هستید. Survival 101. در آرک جدید ولورین این بار چند نفر از دانش آموزانش را به سرزمین وحشی (که برای دایناسورهایش مشهور است) می‌برد. اگر الف بگیرند لازم نیست دیگر درسی را با او بگذرانند. اگر قبول نشوند هم مرده‌اند. اما ماجرا به این سادگی‌ها هم نیست و برادر ولورین هم قرار است سری به او بزند.

مشخص است که تمرکز این آرک کاملا بر روی دانش آموزان است. به محض رسیدن به جزیره ولورین از چشمان دانش آموزان پنهان می شود و بچه ها باید برای نجات یافتن راهی پیدا کنند. یکی از جالب‌ترین بخش‌های این شماره وقتی است که کونتین کوایر که به تازگی نماینده دانش‌آموزان هم شده سعی می کند که همه را جمع کرده و بین انها تقسیم وظایف کند. ولی هنوز هم روابط خیلی هم خوب نیست و دانش‌اموزان هرکدام به سمتی می روند.

رمون پرز طراح جدید کمیک که از همین شماره کارش را شروع کرده هنوز به شخصیت‌ها عادت نکرده و قیافه شخصیت‌ها در بعضی از پنل‌ها خیلی متفاوت‌تر است. مخصوصا چهره جنسیس بیشتر شبیه افراد بیست سی ساله است. با این حال طراحی فضاها به کمک رنگ‌آمیزی‌ها خیلی خوب از آب درآمده است.

اگر تا به حال این کمیک را امتحان نکرده‌اید همین الان وقت خوبی برای امتحان کردن است چون جیسون ارون از اتفاقات اخیر در دنیای مارول کناره گرفته و می‌خواهد شخصیت‌های اصلی مدتی را کنار هم بگذرانند.

احمد بابایی

[rating:9/10]


Avengers Arena #4Avengers Arena #4

  • نویسنده: Dennis Hopeless
  • طراح: Alessandro Vitti
  • ناشر: Marvel

بجنگ یا بگریز، این شعار «دنیای آدم‌کشی»ست.

داستان در مورد گروهی از جهش‌یافته‌هایی است که در دنیایی به نام Murder World  توسط «آرکید» قرار گرفته‌اند وحالا باید برای نجات خود مبارزه کنند. در شروع هر قسمت کاراکتری در این دنیا  نشان داده می‌شود، فلش‌بکی از معرفی و گذشته کاراکتر و بنگ! بجنگ یا بگریز و یا…

بیس اصلی داستان خیلی عالی ریخته شده، مبارزات پرتحرک، زیبا، طراحی‌ها پررنگ و لعاب و در مجموع همه چیز عالی است، البته طراحی ویتی در این قسمت به خوبی واکر در قسمت‌های قبل نیست اما نگران نباشید واکر به زودی دوباره به تیم ملحق می‌شود. ضعفی که به این کمیک و تعدادی از کمیک‌های جدید مارول می‌شود گرفت عدم آشنایی مخاطبان جدید با این همه شخصیت است. البته این قضیه در این کمیک کمی کمتر است و فقط باید به نویسنده زمان داد تا تمام کاراکترها معرفی شوند.

کمیک کم‌کم خواننده را با شخصیت‌هایش آشنا می‌کند و می‌بایست بعد از معرفی این کاراکترها منتظر مبازرات سهمگین بود. این قسمت به کاراکتر Chase از کمیک Runaways پرداخت. کمی از گذشته‌اش را روایت کرد و قدرت‌های او را به نمایش گذاشت.

اگر به مسابقات گروهی رمان Hunger Games علاقه نشان دادید این کمیک نیز شما را راضی خواهد کرد.

مهران فلاح
[rating:8/10]


Batman and Robin #17Batman and Robin #17

  • نویسنده: Peter Tomasi
  • طراح: Patrick Gleason
  • ناشر: DC

همه چیز یک رویا است.

پس از یک روز کاری سخت و پس از درگیری اخیر با جوکر، دیدن بتمن در نقش بروس و رابین در نقش دامیان جذابیت خاص خود را دارد. زمانی که نقاب ها کنار میرود و شخصیت های پشت نقاب هویدا میگردد.

پس از پایان آرک «مرگ خاندان» باید بیشتر منتظر چنین کمیک‌هایی باشیم. کمیکهایی که به اثرات روحی و روانی برخورد با جوکر میپردازند. و احتمالا این کمیکها تکراری خواهند شد. اما بتمن و رابین ۱۷ راه متفاوتی را برای این کار انتخاب کرده بود: «خواب»

هر سه شخصیت مقیم در منزل خاندان وین، یعنی بروس، دامیان و آلفرد، در این کمیک کابوس میبینند و اتفاقات درون ذهن آنها برای خواننده ها به نمایش گذاشته میشود.

درگیری های درونی ذهن دامیان و ترس‌ها و غم‌های بتمن. و از همه بهتر خواب آلفرد. خوابی که باعث میشود پس از بیداری لبخند به لبش بنشیند.

و بر لب شما هم پس خواندن بتمن و رابین ۱۷ ، لبخندی خواهد نشست، چون که میفهمید زیر آن نقاب ها، یک انسان وجود دارد.

پوریا تقوی‌مقدم
[rating:9/10]



Secret Avengers 01Secret Avengers #1

  • نویسنده: Nick Spencer
  • طراح: Luke Ross
  • ناشر: DC Comic

اونجرهای پنهان تیمی بود که کاپیتان آمریکا برای انجام ماموریت‌های مخفی تشکیل داد. هدف این گروه ضربت ابرقهرمانان این است که با تهدید‌ها قبل از این‌که به مرحله اجرا برسند مقابله کند. حالا تیم قبلی اونجرهای پنهان از هم پاشیده. شیلد از هاک‌آی و بلک ویدو درخواست می‌کند که برای ماموریت‌ها مشابهی با آنها همکاری کنند. و آنها هم به دلایلی نامعلوم قبول می‌کنند.

اونجرهای پنهان در همین مدت زمان کمی که انتشارش شروع شده میزبان نویسنده‌های زیادی بوده. اد بروبیکر. نیک اسپنسر. وارن الیس. ریک ریمندر. و حالا باز هم نیک اسپنسر. هر کدام از این نویسنده‌ها کمیک را به سمتی کشیده‌اند و حالا بعد از حدود چهل شماره کمیک هنوز به جایی نرسیده. شاید این بار نیک اسپنسر برای مدتی طولانى‌تر وظیفه نویسندگی را برعهده داشته باشد. اولین مشکل کمیک شخصیت‌هاست. مارول به هیچ در سال‌های اخیر با شیلد مهربان نبوده و شیلد عملا هیچ کاره است. نیک فیوری که باز پنهان شده و احتمالا مثل همیشه در کراس اور بعدی بندیس دوباره برمی‌گردد. ماریا هیل دیگر رئیس شیلد نیست و شخصی سیاه پوست به نام نیک فیوری که بر اساس شخصیت نیک فیوری در فیلم‌های مارول است وارد ماجرا شده. نیک فیوری سیاه پوست توسط مارک میلار و برای دنیای آلتمیت مارول خلق شد و بعد در فیلم‌های مارول مورد استفاده قرار گرفت. محبوبیت او باعث شد تا مت فرکشن شخصیت نچسب مشابهی را وارد دنیای مارول بکند.

با این حال نیک اسپنسر احتمالا بتواند بهتر از نویسنده‌های قبلی داستان‌های جاسوسی بنویسد. کمیک از جایی شروع می شود هاک‌آی در مکانی نامعلوم بیدار می‌شود. در حالی که سه گلوله به شکمش اصابت کرده و عده‌ای هم او را محاصره کرده‌اند. در ادامه کمیک با روایت غیر خطی اتفاقات به هم متصل می‌شوند و متوجه می‌شویم که باطن ماجرا خیلی جالب‌تر از ظاهر آن است. اگر مشکلات کوچک در دیالوگ‌ها و سرعت اتفاقات را کنار بگذاریم از همین شماره اول مشخص است که می توان به این کمیک امیدوار بود.

احمد بابایی

[rating:7.5/10]


Batman #17Batman #17

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC Comics

گمانه زنی ها به پایان رسید. شماره ۱۷ بتمن آمد و آرک داستانی «مرگ خاندان» به پایان خود رسید.

وقتی یک ماه چشم به راه یک شماره کمیک باشید و در مورد آن فکر کنید، چندین و چند پایان برای خود در نظر می‌گیرید. در چنین حالتی اگر پایان داستان مطابق انتظاراتتان نباشد ناراحت خواهید شد. اگر پایان داستان دقیقا چیزی باشد که تصور میکردید هم ناراحت میشوید.

اما اسکات اسنایدر با جادوی نویسندگی خودش، پایانی کاملا محتمل و در عین حال شوکه کننده برای «مرگ خاندان» نوشت. پایانی که آرک داستانی «مرگ خاندان» را به زیبایی به اتمام میرساند و در عین حال مسیر را برای داستان های جذاب آینده باز نگه می‌دارد.

گرگ کاپولو یکی از بهترین طراحان حال حاضر صنعت کمیک است و همیشه کمیک بتمن را عالی طراحی کرده است. اما او در این شماره سنگ تمام گذاشت. طراحی ها فوق العاده هستند. در این شماره با هر مشت بتمن صورت جوکر تکان میخورد. در این شماره میتوان وحشت را در چهره تک تک اعضای بت فامیلی احساس کرد. خشم بتمن دراین شماره لمس شدنی است، و زد و خورد ها عالی هستند. شماره ۱۷ بتمن از نظر جلوه‌های بصری هیچ چیزی کم ندارد.

در این شماره بتمن میگوید: «خوب جوکر؟ نظرت چیست که این بار کمی فراتر برویم…؟»

و داستان این شماره فراتر هم میرود. از جنبه دیگری از روابط میان بتمن و جوکر پرده برداری میشود. و چهره واقعی هر دو شخصیت برای خواننده‌های کمیک نمایان تر میشود. شاید بشود گفت که چنین رابطه ای میان بتمن و جوکر را از زمان داستان «شوخی کشنده» به بعد در کمیک‌ها ندیده بودیم.

خیلی سخت است که شماره آخر یک آرک را بدون اسپویل کردن چیزی نقد و بررسی کرد؛ چون که همه چیز در شماره آخر اتفاق می افتد و خواننده در این شماره چند بار توسط نویسنده غافلگیر می‌‍شود.

پس بیش از این چیزی نمیگویم. اگر کمیک را نخوانده‌اید، حتما آن را بخوانید و اگر خوانده اید میتوانید از نقد‌های کامل تری که در زیر می‌آید لذت ببرید.

پوریا تقوی‌مقدم
[rating:10/10]


از همان اول بگویم که اگر این قسمت را نخوانده‌اید این نقد را نخوانید چون اسپویل‌محور است و اگر این کمیک را نخوانده‌اید پس بروید همین امشب دانلود کنید، بخوانید و به سراغ این نقد بیایید.

مقدمه: مردی که می‌خندد، مردی که سال‌هاست با خنده‌هایش داستانهای تراژیک زیبایی را رقم زد و این بار با نمایشی که اسنایدر از جوکر داشت نشان داد که هنوز هم می‌شود با وجود ۷۳ سال از گذشت عمر این موجود مفهموم‌گرا با ز هم مخاطب را در فکر فرو برد.

«مرگ خاندان» پر از حس نوآر است، حسی که هنگام خواندن هیچ کمیکی به من دست نداده بود، حس هیجان همراه با اضطراب و دلشوره‌ای عجیب. اسنایدر تمام آن زمینه‌چینی‌ها را کرد تا نشان دهد چقدر راحت می‌تواند ذهن شما را به بازی گیرد و در آخر هم خنده‌ای زیرکانه سر دهد. این حالت چندین بار در هنگام خواندن این قسمت هم به سراغتان میاید، جایی که صورت تمامی اعضای خاندان بتمن برای سرو آماده‌اند، جایی که بتمن می‌خواهد هویت واقعی جوکر را فاش کند و به قول خودش این‌بار کمی فراتر رود، جایی که جوکر می‌میرد، جایی که زنده می‌شود و صفحه آخر کمیک با آن کنایه نیش‌دار همیشگی شما را شوکه می‌کند، شوکی که تا ساعت‌ها از سرتان نمی‌پرد.

گرگ کاپولو، گرگ کاپولو، گرگ کاپولو. این نام را انقدر تکرار کنید تا ملکه ذهنتان شود. چه کسی فکر می‌کرد استایل خاص طراحی‌اش تا به این حد به اسکریپت اسنایدر بنشیند؟ فضای دلهره‌اوری که او در این کمیک طرح کرد قابل وصف نیست، به او باید ایمان آورد.

این قسمت را بخوانید، بعد از خواندن به خودتان مسلط باشید و یک دوش آب سرد بگیرید!

مهران فلاح
[rating:10/10]


شاید آن قول معروف برنارد شاو کمدی نویس شهیر را شنیده باشید که می گوید دو تراژدی در زندگی وجود دارد یکی آن که موفق نشوید و دیگری آن که موفق بشوید. اگر بخواهیم منطق برنارد شاو را تعمیم دهیم شاید به این نقطه برسیم که در کل دو تراژدی وجود دارد: بمیرید یا زنده بمانید. با این استثنا که گاهی دومی از اولی دردناک تر و کنایه آمیز تر است.

نه در شماره ی هفده بتمن که فیناله ی آرک مرگ خانواده هم هست هیچ کسی نمی میرد، بتمن کسی را نمی کشد و حتی هیچ اتفاقی مهمی رخ نمی دهد که کل دنیای خانواده ی بتمن را تحت تاثیر قرار دهد. اما دقیقاً کمدی و تراژدی همین جاست. از قضا شماره ی اخیر بتمن مثل شماره های دیگر بتمنی که اسنایدر نوشته یکی از ارتدوکس ترین و پایبندترین بتمن ها به قواعد وضع شده برایش و قواعد کلی حاکم بر صنعت کمیک است، اما در عین حال به طرز زیرکانه ای در باب همین مرز هاست. چیزی که بتمن اسنایدر را با فاصله ی زیادی بالاتر از بتمن فیلم های نولان قرار می دهد. این است که عوض این که به مانند بتمن های نولان به طرز محافظه کارانه ای تنها بیانیه ی اخلاقی و اجتماعی صادر کند مستقیم به سراغ مرز های ناپیدای تنیده شده حول شخصیت می رود. سرخوشی ناشی از بازی را نشان می دهد. فقط صحنه ی هولناک صورت های کنده شده ی شخصیت ها را به یاد آورید که به طرز کنایه آمیزی شوخی دروغینی از کار در می آید.

برتری کار اسنایدر این است که ما را وارد بازی می کند. اگر در آرک هیئت جغد ها ایمان بتمن را به واقعیت زیر سوال می برد. این جا آرام پرده از نقاب بتمن بر می دارد، از ترس ها و از انگیزه هایش اما در عین حال دستش را برای ما رو نمی کند. همه چیز بازی است و جوکر برایش مهم نیست پشت بتمن  کیست. این که بتمن هویت جوکر را می داند تنها بلوف و بازی است و مدرکش دفترچه ی سفید بتمن است. همه چیز بازی است و دروغین و به طرز بی رحمانه ای واقعی. بازی جسم را نمی کشد. بازی بر ملا می کند. این دفعه دلقک سلطنتی طنازانه حقیقت را به شاه بتمن می گوید. همین است که در انتها خانواده از هم می پاشد. اما تراژدی این است که بازی نمی تواند شکسته شود چون خارج از آن تنها ترس هست. و در آخر این نویسنده است که انگار از درون نمایشگر بروس وین بی رحمانه لبخند می زند، با مگس متعفنی که به صورت طعنه آمیز روی آن نشسته، به ما، بتمن و تمام خانواده اش.

فرزاد خلیلیان
[rating:10/10]