بررسی کمیک‌های هفته اول و دوم جولای

توسط : در تاریخ : یکشنبه, جولای 20th, 2014

قسمت اول کمیک Grayson، اسپایدرمن ۲۰۹۹ با نویسندگی پیتر دیوید، کمیک شیوع، شماره‌ی یکی مانده به آخر آرک داستانی لمیر و سورنتینو  و شماره یکی مانده به آخر داستان وارن الیس بخشی از نقدهای این هفته‌ها هستند. شما نیز می‌توانید نقدهایی که از کمیک‌های این هفته یا هفته‌های پیش خوانده‌اید را برای ما ارسال کنید تا در ستونی جداگانه با نام خودتان قرار دهیم.

برای دریافت کمیک‌های نقد شده بروی نام آن‌ها و دریافت دیگر کمیک‌های این هفته‌ها به این و این پست‌ها مراجعه فرمایید.

لازم به ذکر است از این هفته یکی از متخصصان قدیمی و باتجربه در زمینه‌ی کمیک، آقای پوریا کاظمی به تیم منتقدان فانتزی کمیک پیوسته‌اند، از این بابت بسیار خوشحالیم و ورود ایشان را خوش‌آمد می‌گوییم.


Nailbiter #3Nailbiter #3

  • نویسنده: Joshua Williamson
  • طراح: Mike Henderson
  • ناشر: Image

چیزی که در شماره ی اول Nailbiter یا “ناخون خوار” عنوان کمیکی به قلم جاشوا ویلیامسون و طراحی مایک هندرسون دیدیم، نشان از پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یکی از عناوین مطرح وحشت داشت. ولی بعد از گذشت سه شماره این امیدها تا حد زیادی کم رنگ شد. داستان پیرامون یک قاتل زنجیره ای به نام ادوارد وارن است که شیوه ی خاصی در کشتن قربانیانش دارد. او فقط کسانی که عادت به جویدن ناخون دارند را هدف میگیرد و بعد از اینکه ناخون هایشان را تا مغز استخوان جوید و خورد آنها را می کشد !
ادوارد وارن یکی از ساکنان منطقه ای دور افتاده در ایالت اورگن است. منطقه ای که سابقه ای طولانی در رشد و پرورش قاتلین زنجیره ای دارد. حال وارن در محاکمه ای نچندان عادلانه به طرز غیر قابل باوری آزاد شده و در پی آن پای یک کاراگاه خشن با گذشته ای مرموز به این منطقه باز شده.

وقتی به کمیک هایی نظیر Outcast با آن طراحی بی نظیر و ترسناکشان نگاه میکنیم نقطه ضعف های ریز و درشت در طراحی Nailbiter بیشتر به چشم می آید. برای مجموعه ای که درمورد قاتلین زنجیره ای و حوادث ترسناک و به شدت خشونت بار است این طراحی کمی ساده به نظر میرسد. قلم مایک هندرسون نه به اندازه ی کافی رنگ های تاریک و پر کنتراست دارد و نه جوهر سیاه و چشم نواز که لازمه ی چنین داستان‌هایی است. نتیجه پلن هایی است عاری از حس وحشت یا غافلگیری. مشکل دیگر شاید روند کند پیش رفتن داستان باشد. با اینکه فقط سه شماره گذشته ولی هنوز هیچ چیز قابل توجه ای درمورد اکثر شخصیت ها و مخصوصا ” فینچ ” شخصیت اصلی نمیدانیم. شخصیتی که شاید بتوان گفت تک بعدی بودن و پرداخت نامناسبش باعث شده تا چندان دوست داشتنی و قابل همذات پنداری نباشد. تا اینجا همه چیز کلیشه ای و تیپیکال است. همه ی شخصیت هایی که قبلا در فیلم ها و کتاب ها و داستان های این چنین دیده اید را یک بار دیگر در قایتی نچندان متفاوت میبینید. کاراگاهی که خودش دچار مشکلات روحی روانیست. قاتلی زنجیره ای که همیشه یک قدم از پلیس جلوتر است و آدمهایی که هول کاراکترهای اصلی میچرخند و صفحه پر کنند.

ولی بی انصافی است اگه فقط با گذشت سه شماره، Nailbiter را بی ارزش بخوانیم. حداقل برای طرفداران داستان های خشن و مرموز میتواند تا حدی راضی کننده باشد. مخصوصا روایت های نسبتا جالبی که گاهاً از زبان شخصیت های اصلی میشنویم. داستان هایی درمورد قاتلان زنجیره ای قبلی که ساکن این منطقه بودند و شیوه های منحصر به فرد و عجیب کشتن شان. و البته از کلیف هنگرهای پایان هر قسمت هم نباید گذشت.

شاید هنوز باید به این مجموعه وقت داد، شاید هنوز داستان به حد کافی پردازش نشده و شاید هنوز کاراکترها برای جا افتادن وقت میخواهند. به هرحال Nailbiter هنوز پتانسیل تبدیل شدن از یک کمیک متوسط به یک کمیک خوب را دارد.

پوریا کاظمی
۶٫۵ از ۱۰


Green Arrow #33Green Arrow #33

  • نویسنده: Jeff Lemire
  • طراح: Andrea Sorrentino
  • ناشر: DC

خلافکار تازه‌ای به نام «دراگون» وارد «استار سیتی» شده و مشخص می‌شود که کینه‌ای شخصی از «پیکان سبز Green Arrow» به دل دارد و دنبال او می‌گردد. وی گروهی از دشمنان «پیکان سبز» را گرد هم می‌آورد تا الیور را که به تازگی به استار سیتی بازگشته را دستگیر کنند و پیش او بیاورند. در این میان حضور «جان دیگل» و «امیکو»، خواهر کوچکتر الیور، بر پیچیدگی ماجرا می‌افزاید.

اگر قسمت نقد و بررسی سایت را دنبال کرده باشید، قطعاً نام «جف لمیر» برایتان ناآشنا نخواهد بود. نویسنده‌ی کاربلدی که ران خود را همراه با «آندره سورنتینو» از قسمت ۱۷ شروع کرد و در شماره‌ی بعدی کار خود را تمام خواهد کرد. کاری که این زوج در کمیک «پیکان سبز» انجام می‌دهند تقریباً در حد و اندازه‌های کار «اسکات اسنایدر» و «گرگ کاپولو» در کمیک تحسین شده‌ی «بتمن» است. در اینجا نیز لمیر به خوبی داستان خود را جلو می‌برد و فلش‌بک‌هایی که در لابه‌لای صفحات قرار داده، گذشته‌ی الیور و جان دیگل را به تصویر می‌کشد. در این فلش‌بک‌ها با الیوری طرف هستیم که به خاطر مرگ مادرش به فردی دائم‌الخمر تبدیل شده و در این میان جان دیگل لباس پیکان سبز را بر تن می‌کند و موجب خشم الیور می‌شود. در این قسمت دیدن خشم و تعصب الیور به لباس و هویت پیکان سبز دیدنی است. جدای این مسائل، این فلش‌بک‌ها جنبه‌ی دیگری از شخصیت الیور را نمایان می‌کنند که موجب می‌شود خواننده الیور را بهتر درک کند. در این فلش‌بک‌ها شخصیت جان دیگل آرام آرام برای خواننده شرح داده می‌شود و جان دیگلی که در سریال «پیکان» شخصیتی بی‌رمق و تک‌بعدی است اینجا حتی در مواردی از خود الیور نیز درخشان‌تر عمل می‌کند.

در زمان حال کمیک، لمیر به درگیری الیور و امیکو با گروه مقابل می‌پردازد و درواقع در اینجا سکان هدایت را به دست آندره سورنتینو می‌سپارد. این لحظات درگیری با مکالمه‌ی بین خواهر و برادر پر شده است و امیکو به نوعی خواننده را به یاد «دیمین وین» می‌اندازد و در این جا تضاد جالبی با سریال پیکان به چشم می‌خورد. در سریال شاهد این هستیم که «تیا کوئین»، خواهر الیور او را به خاطر دروغ‌هایش ترک می‌کند در حالی که اینجا امیکو به خاطر راستگویی الیور جذب او می‌شود. البته داستان کمیک فاقد ضعف نیست. ضرب‌آهنگ کمیک به‌اندازه‌ی کافی تند نیست و با این‌که مثل قبل کمیک یک پایان درخشان دارد ولی تیر خوردن شخصیت «فیف» در انتها منطقی نیست.

طراحی‌های آندره سورنتینو چشم‌ها را خیره می‌کند. به شخصه بیشتر به‌خاطر طراحی‌های سورنتینو کمیک را دوست دارم تا نویسندگی جف لمیر. سبک خاص سورنتینو بسیار چشم‌نواز است و تنها ایرادی که از کار او می‌توان گرفت این است که در کشیدن چهره ضعف دارد. چهره‌ها جزئیات کمی دارند و به خوبی حس را منتقل نمی‌کنند.

در نهایت باید گفت که قطعاً این کمیک ارزش خواندن دارد. شماره‌ی بعدی پایان کار جف لمیر و سورنتینو خواهد بود و پرونده‌ی این آرک نیز بسته می‌شود و ما را با این فکر تنها می‌گذارد که گروه جدید قرار است چه بلایی سر این عنوان بیاورند.

فرزان رحمانی
۹ از ۱۰


Spider-Man 2099 #1Spider-Man 2099 #1

  • نویسنده: Peter David
  • طراح: Will Sliney
  • ناشر: Marvel

پیتر دیوید یکی از آن نویسندگانی است که من معمولا از هر چیزی که بنویسد، لذت می برم (به ویژه ران او در X-فاکتور) این کمیک هم استثنا نبود. متن و گفت و گوها عالی هستند. شخصیت های اصلی تثبیت شده اند و صفحۀ مقدمه برای هر کسی که بخواهد بدون داشتن دانش قبلی از شخصیت کتاب به سرعت وارد ماجراهای آن شود بخوبی و بطور خلاصه شرح می دهد که چرا مرد عنکبوتی ۲۰۹۹ اکنون و در سال ۲۰۱۴ اینجاست.

داستان بسیار سرگرم‌کننده است. برای من باور کردنی است که کسی از آینده بیاید و میگل را از خط زمان جدا کند، چون او موجودی غیرعادی است. او به اینجا تعلق ندارد و هر چه بیشتر در اینجا بماند ممکن است برای آیندۀ ما فاجعه بار باشد. همچنین از اینکه به نظر می رسد لیز آلن نقش بزرگی را در این عنوان بازی خواهد کرد، راضی هستم چون این کمک می کند تا داستان را در جهان پیتر پارکر پیاده کنیم، به جای آنکه در دنیای فردی ناشناخته بدون داشتن هیچ دلالتی سرگردان باشیم. تنها سوال من این است که پیتر در کجای کتاب خود را نشان خواهد داد و آیا خواهد توانست به میگل کمک کند به سال ۲۰۹۹ برگردد؟

به نظرم طراحی خوب ارائه شده است. از هیچ لحاظ نمی توان گفت که بد است، اما نمی توانم بگویم که مرا به تحسین وامی دارد. هرچند اسلینی تعدادی صحنه های اکشن آکروباتیک عالی از مرد عنکبوتی ساخته است.

این کمیک کتابی است که از زمانی که از داستان میگل در صفحات مرد عنکبوتی برتر لذت بردم واقعا مشتاق آن بودم و از اینکه همۀ این کارها در این قسمت به انجام رسیده است، راضی‌ام. منتظرم تا ببینم این سری به کجا می رسد.

منتقد: جاناتان شولتز(NOTR)
۸ از ۱۰
ترجمه حجت مزارعی


Rocket Racoon #1Rocket Raccoon #1

  • نویسنده: Skottie Young
  • طراح: Skottie Young
  • ناشر: Marvel

از آن‌جایی که این روزها تب و تاب فیلم جدید مارول محافظان کهکشان داغ است از این‌رو در این هفته هم دو عنوان جدید از کاراکترهای این کمیک عرضه شده است. یکی از همین عنوان‌ها کمیک راکت راکون است.

داستان راکت راکون برای زمانی است که راکت با محافظان کهکشان در حال حفاظت از کهکشان نیست اوقاتش را با نجات شاهدخت‌ها و اصیل‌زادگان پر می‌کند(دلیلش را در کمیک Infinite Comics بیابید). او در اولین قرارش بعد از نجات یک پرنسس او را به مسابقات کشتی‌کجی که گروت درش مبارزه می‌کند می‌برد (ببینم اونی که بین تماشاگراست اسکات سامرز نیست؟:دی). به قول خودش راکت فرشته‌ی شانس گروت است اما چون این کمیک این‌جاست که شما را بخنداند دردسرهای جدید خودشان را نشان می‌دهند.

وقتی کاراکترهای محافظان را با طراحی‌های یانگ می‌بینید فکر می‌کنید انگار اصلاً آن‌ها خلق شده‌اند که فقط اسکوتی یانگ به تصویرشان بکشد. احتمالاً اسکوتی یانگ را با کمیک‌هایی که در رده‌ی خردسال می‌کشد می‌شناسید اما این کمیک تمام قدرت یک طراح و نویسنده را در خلق جلوه‌های بصری منحصر به فرد نشان می‌دهد و اصلاً هم در رده‌ی خردسال نیست. راکت راکوتی که یانگ نوشنه کله‌خراب، پرحرف و طناز است. به قدری خصوصیات او را خوب به تصویر می‌کشد که حتی هنگام خواندن دیالوگ‌ها صدای کاراکتر هم می‌شود شنید!

کمیک راکت راکون همه چیزش از جمله طنزی که روده‌برتان می‌کند عالی‌ست و در پایان هم با توئیستی خوب خیلی خوب چشم به راهتان می‌گذارد.

مهران فلاح
۹ از ۱۰


Moon Knight #5Moon Knight #5

نویسنده: Warren Ellis
طراح: Declan Shalvey
ناشر: Marvel

هرشماره از Moon Knight یا “شوالیه ی ماه” تم خاص خود را دارد. هر شماره یک داستان با این تشابه که مون نایت هر شماره “شکار” می‌کند. ممکن است مثل شماره‌ی چهارم تم داستان هول محوری ذهنی و روانکاوی باشد و شکار او کم تعداد، ولی در شماره‌ی پنجم او با تمام قواع ضربه می‌زند و جلو می‌رود. این شماره بی شک با اختلاف بهترین شماره از این سری کمیک بود که متاسفانه بعد از خواندنش فقط نگرانی ها از رسیدن به شماره ی ششم و رفتن وارن الیس و دکلن شلوی نویسنده و طراح این مجموعه است که بیشتر و بیشتر میشود… نگرانی ها را که بسپاریم به آینده، نقد یکی از بهترین شماره های شوالیه ی ماه می ماند.

اگر هنوز شروع به خواندن این سری کمیک نکردید و کنجکاوید بدانید موضوع چیست، داستان درمورد مارک اسپکتور یک مزدور اجیر شده است که در یکی از ماموریت هایش به همراه دوست همیشگی اش ” فرنچی ” و یک مزدور دیگر به نام “رائول بوشمن” به مصر میروند و در آنجا به یک مجسمه ی قدیمی و قیمتی از ” خنشو ” یا خدای ماه برمیخورند. بوشمن از روی طمع همراهان مارک اسپکتور را میکشد و مارک را نیمه جان در دمای زیره صفر صحرای مصر رها میکند تا جان دهد اما کمی بعد ساکنان بومی مصر جسد بی جان مارک را به یکی از مقبره هایشان میبرند. آنجا خنشو خدای ماه دربرابر مارک ظاهر میشود و مارک را تبدیل به نماد خود روی زمین میکند تا به مسافران بی پناهی که در شب مورد حمله قرار میگیرند کمک کند و به او جانی دوباره مبخشد.

وارن الیس نویسنده ای نیست که نیاز به تعریف داشته باشد و در این شش شماره قرار است در نقش خنشو ظاهر شود و به داستان های مارک اسپکتور جانی تازه ببخشید.

درشماره ی پنجم شوالیه ی ماه با یک ساختمان چند طبقه طرف است که باید از خلافکاران تخلیه شود. پلان های چشم نواز دکلن شلوی که اکثر بی کلام هستند به خوبی این شماره را به اوج میرسانند. در این شماره خبری از کشف گذشته ی مارک یا پیچش های داستانی نیست. کسی از شما چنین چیزی نمیخواهد. این شماره میبینیم فرق شوالیه ی ماه با دیگر قهرمانانی که به اصول اخلاقی پایبند هستند و کم پیش می آید دست خود را خونی کنند یا جان بگیرند چیست. شخصاً خیلی طرفدار خشونت نیستم اما پلان های خشن و اکشن این شماره تا حدی با جزئیات و زیبا طراحی شده اند که نمیتوان از آنها به راحتی گذشت.

این شماره تا حدی یادآور فیلم The Raid بود و اگر مثل آن فیلم کنجکاوید بدانید یک ابر قهرمان با یک ساختمان پر از خلافکار چه میکند، این شماره را بخوانید.

پوریا کاظمی
۹٫۵ از ۱۰


Grayson #1Grayson #1

نویسنده: Tim Seeley, Tom King
طراح: Mikel Janin
ناشر: DC

با شروع به خواندن گریسون شماره یک از سمتی وارد طیف ماجراهای داستان شدم که تا حد زیادی بر خلاف انتظارم بود. منصفانه بگویم، من هیچ پژوهش قبلی در مورد آنچه که این سری کمیک، از جنبۀ طرح داستان می توانست در برداشته باشد، انجام نداده بودم. من با این ذهنیت شروع به خواندن این کمیک کردم که سیلی ما را از دیدگاه دیک، که در کنار بتمن دوران رشد خود را طی می کند و یا با جریان رشد او و تبدیل شدن به نایتوینگ، وارد داستان خواهد کرد و هرگز انتظار نداشتم در حال خواندن این شماره به یاد صحنۀ قطار اسکای فال جیمز باند بیافتم.

سیلی با دو صفحه شرح مختصر و سریع از زندگی دیک ماجرا را آغاز می کند، سپس ما را به درون صحنه ای می اندازد که (فرض کنیم) دیک در بالای یک قطار است، و برای بیرون کشیدن دشمن تلاش می کند. اکنون، او مثل رابین، یا نایتوینگ لباس نپوشیده، بلکه تجهیزات عملیات تاکتیکی بر تن دارد! داستان شبه جاسوسی به سرعت به پیش می رود و چهرۀ چند تن از دشمنان ناشناخته و همچنین دوستان به ما نشان داده می شود؛ اما باز هم در صحنه خبری از لباس مرسوم نیست! احساس ناامیدی کردم، و با خودم به این واقعیت فکر کردم که من داستان ابرقهرمان می خواستم، نه ماجرای نوع CIA. اما، دقیقه ای صبر کنید!

همانطور که داستان به پیش رفت، متوجه شدم که سیلی به ما این لطف را کرده که دو ژانر را با هم ترکیب کرده است. گریسون بسیار بزرگتر شده و در حال گذار به فصل دیگری از زندگی خود است. زندگی ای که هنوز هم توأم با کمک به مردم است، مردمی که مجبور شده اند قدرت‌های ماورایی بدست آوردند، و یا برای استفاده صحیح از قدرتشان نیاز به کمک دارند. در واقع او برای گروهی به نام اسپایرال Spyral کار می کند و این کار را با خوشحالی انجام می دهد.عملکرد گریسون در مجموع این قسمت عالی است و برای اثبات آن روزهای آموزش گذشته خود به میدان می‌آورد. او هنوز هم حرکات سراسر حیرت انگیز آکروباتیک و حرکات اکشنی که در داستان‌های بتمن است که برای طرفدران رابین دلپذیر است را انجام می دهد.

این اولین شماره، قطعاً شما را شگفت زده خواهد داد. مثلاً وقتی که بدانید زنی که شریک اوست واقعاً کیست و یا رهبر اسپایرال واقعاً چه خیالی برای جنگجویان شنل پوش ما در سر دارد. کار هنری جانین را هم نباید فراموش کرد؛ او جزئیات واقع گرایانه را در سراسر کمیک نمایان می‌کند و شخصیت ها را به زیبایی ترسیم کرده است.

نظر کلی من این است که می بایست با ذهنی باز به این سری داستانها نگاه کنیم و معتقدم که مخاطبان آن را خواهند پسندید. این سری پتانسیل آن را دارد که کوهی از فرصت های مختلف داستانی را رو کند و رک بگویم، بسیار علاقمندم که ببینم دیک چگونه از عهدۀ همۀ اینها برمی آید.

آدرینه کرین(We The Nerdy)
۹٫۵ از ۱۰
ترجمه حجت مزارعی


Captain America #22Captain America #22

نویسنده: Rick Remender
طراح: Carlos Pacheco
ناشر: Marvel

بعد از ماجراهای قسمت قبل که سرم ابرسرباز از کاپیتان آمریکا گرفته شد و او حالا پیر شده،قدم بعدی رمندر چه خواهد بود؟ خب دقیقاً سر خانه‌ی اول برخواهد گشت و زولا را از بُعد زِد Dimension Z بر می‌گرداند!

این‌طور که به نظر می‌رسد استیو راجرز در این ران از یک جهنم بیرون میاید و وارد دیگری می‌شود، اما من این سفر را دوست داشتم، خیلی خوب ساخته و پرداخته شده و امتیاز خوبی برای رمندر که این‌قدر شناخت خوبی از این شخصیت دارد است.

مرور اجمالی این قسمت نمی‌تواند حق مطلب رو ادا کند، ولی خلاصه داستان این است که آرنیم زولا دروازه‌ای رو از بعد زِد به دنیای ما باز کرده و با خودش هرج‌ومرج و جهش یافته‌ها رو میاورد تا کاپیتان و اونجرها را از بین ببرند. هدف کلی زولا تو این قسمت مشخص نمی‌شود اما باید مربوط به خرده‌حسابی باشد که زولا از مدت اقامتش تو بعد زد با کاپیتان داشته است.

شخصیت‌های مهمان جالبی  ازجمله بعضی از انتقام‌جوها و همین‌طور جمجمه‌سرخ و مردان اِس در این قسمت دیده می‌شوند. حضور این شخصیت‌ها احتمالاً ربطی به ایونت بعدی رمندر با نام Axis دارد، بااین‌حال آوردن این شخصیت‌ها کاری جالب و دیالوگ بین آرنیم زولا و جمجمه‌سرخ محشر بود و مو را به تن آدم سیخ می‌کرد. دیالوگ بین اونجرها هم خیلی خوب نوشته شده‌ بود و رمندر لحن خیلی خوبی به تونی استارک و ثور داده بود. همه این‌ها واقعاً خواننده را برای پیگیری ماجرای اکسِس ترغیب می‌کند.

طراحی کار حیرت‌انگیز بود. در ابتدا، سکانس شروع را خیلی دوست نداشتم، ولی از لحظه ظهور زولا واقعاً برای خودش چیزی شد. جزئیات طراحی هم در صحنه‌ای که فالکون و جت Jet صبح را  بعد از شبی که جت برج را می‌بیند تجربه می‌کنند خیلی تأثیرگذار بود. پنل‌بندی این سکانس‌ها هم واقعاً خوب بودند و مود باقی داستان رو مشخص می‌کردند.

در مجموع این قسمت من را به هیجان آورد و مشتاقم ببینم چه اتفاقی بعد از این خواهد افتاد و کار کاپیتان و باقی شخصیت‌ها به کجا می‌رسد. به‌علاوه، من واقعاً با لحنی که رمندر در این قسمت به اونجرها داده ترغیب شدم و امیدوارم که ماجرای اکسِس ایونت بزرگی باشد.

جول رایوید(We The Nerdy)
۹ از ۱۰
ترجمه حجت مزارعی


Spread #1Spread #1

  • نویسنده: Justin Jordan
  • طراح: Kyle Strahm
  • ناشر: Image

این ماه و ماه قبل شماره اول های خوبی منتشر شدند. Outcast، Nailbiter، The Empty Man، Trees، و… حالا Spread یا “شیوع” را هم باید به این لیست اضافه کنیم. درشماره ی اول، با ورژنی سرد و پسا-آخرالزمانی از زمین روبرو میشویم که بی شباهت به شاهکار سینمایی جان کارپنتر یعنی The Thing نیست. زمین تا جایی که چشم کار میکند پوشیده از برف و یخبندان است و در این میان انسان ها برای بقا علاوه بر سرما باید دربرابر موجوداتی که به شدت شبیه به همان مخلوقات جان کارپنتر هستند، با جسه ای بزرگ، لزج و به نظر بی هیچ هدفی بجز نابودی، که قابلیت تسخیر موجودات دیگر را هم دارند، مبارزه کنند. نویسنده ی این اثر جاستین جوردن است که ورود او به دنیای کمیک با نوشتن شش قسمت از مجموعه تحسین شده ی The Strange Talent of Luther Strode اغاز شد. جوردن در ادامه و در سال ۲۰۱۲ دو شماره از Hack/slash را نوشت و درکنار آن تک شماره هایی از Deathstroke و Team7 را از سری New 52 برای DC نوشت. طراحی این کمیک هم به عهده ی کایل استرام است که علاوه بر هک/اسلش جوهرزن سری We Will Bury You هم بود.

اگر با خواندن سابقه ی این دو کمی شک به دل خود راه دادید فقط کافیست شروع به خواندن کنید. اولین چیزی که به چشم می آید طراحی زیبا و زنده ی کایل استرام است که به شدت در خلق این کابوس یخی موفق بوده. هر پلن از کمیک به خوبی حس انجماد و ناامیدی را به خواننده منتقل میکند.

داستان با اینکه در نگاه اول بیش از حد آشنا میرسد و با اندک جستجویی میتوان یکی دو جین داستان های مشابه پیدا کرد، اما کاراکتر اصلی انقدر جذاب و یونیک نوشته شده که یک تنه بار داستان شماره ی اول را به دوش میکشد. داستانی که اصلا هم بد نیست و پتانسیل زیادی برای پردازش صحیح و پیدا کردن ریشه های منحصر به فرد خود با دیگر داستان های پسا-آخرالرزمانی دارد. برخلاف بسیاری از موارد مشابه که نویسنده مدام سعی در توضیح و شرح داستان برای مخاطب دارد، این جا با دیالوگ های نسبتا کمی روبرو هستیم. شخصیت اصلی بجز چند کلمه حرفی نمیزند. به قول راوی ” او به شدت کم حرف است. حتی وقتی که حرف برای گفتن زیاد باشد… ” و این کم حرفی به چشم نوازتر شدن طراحی اثر کمک کرده.

در کودکی اولین کتاب هایی که دیدیم یک عالم تصویر داشت و کمی نوشته، چون این طوری ” آسون تر” بود. بزرگتر که میشویم انتظار دارند برویم سراغ کتاب هایی که بیشتر نوشته دارند و فقط هر از گاهی تصویر… تا اینکه بالاخره برسیم به کتاب های ” واقعی ” که ابداً هیچ تصویری درشان نیست! و شاید متاسفانه در خیلی موارد کلا کتاب را کنار بگذاریم. این اتفاقی است که برای بسیاری از کمیک ها هم در حال رخ دادن است. توضیحات بی مورد و دیالوگ های بسیار بسیار زیاد تا جایی که یادمان میرود داریم یک ” داستان مصور ” میخوانیم. خوشبختانه شیوع حداقل در شماره ی اول از چنین اضافه گویی هایی به دور بود و توانست به کوتاهی حق مطلب را ادا کند. ابتدا میخواستم از این شماره ایرادهایی هم بگیرم مثل ” شر مطلق ” بودن کاراکترهای منفی. آدم هایی که شر مطلق هستند، بدون اینکه بدانیم چرا و چطور به اینجا رسیدند و با چه قصد و نیتی دست به جنایت میزنند… ولی تصور میکنم بهتر است این انتقادات را موکول کنیم به شماره های آینده و فعلا فقط از شماره اول لذت ببریم و منتظر ادامه ی این کابوس شیرین باشیم.

پوریا کاظمی
۸٫۵ از ۱۰


Green Lantern #33Green Lantern #33

  • نویسنده: Robert Venditti
  • طراح: Rob Hunter,Billy Tan
  • ناشر: DC

خوب است از ابتدا به این موضوع اشاره کنم این قسمت پکی از صحنه‌های اکشن است که من عاشقشان هستم!

خلاصه داستان: وندیتی از همان آغاز داستان ما را به فرار دورلان می‌برد که به قصد منبع قدرت به نظر بی انتهای ساکنان سیاره ززن Zezzen در حال یورش به آن‌ها است و ارتش لنترن‌ها برای زودتر رسیدن به موگو (که حالا سیاره تحت سلطه متحرک آن‌هاست) در حال رقابت هستند. بعد  از این اتفاق هال جردن این گروه را به نبرد علیه دورلان سوق داده و همه چیز را در حالت آماده باش قرار می‌دهد تا به معنای واقعی کلمه به مقاومت ادامه دهد. با چند توئیست شگفت انگیز و کنش‌های عالی که فقط از وندیتی می‌شود انتظار داشت، داستان به طرز خیره کننده‌ای بدون اندکی وقفه در ارائه اکشن تا انتها پیش می‌رود.

با وجود تمام تعقیب و گریزهای این شماره این بیلی تن است که ما را از این ماجراجویی سینمایی عبور می‌دهد! سبک طراحی‌های اکشن او معرکه است! به شخصه عاشق دیدن اکشن در کمیک‌ها هستم و وقتی به صحنه ای زل می‌زنم جزئیات بیشتر و بیشتری نمایان می‌شوند. این‌که هر چه به خطوط خلق‌شده توسط تن نگاه می‌کنید و غرق در سایه‌های آن می‌شوید و هنوز هم جزئیات را در آن کشف می‌کنید مجبورتان خواهد کرد از ترس این‌که مبادا بخشی را از قلم بندازید کمیک را دوباره بخوانید. قسمت پنجم از این آرک ۶ قسمته نقشی اساسی را ایفا می‌کند که نمی‌شود از دستش داد و خواندنش برای هر طرفدار دنیای گرین لنترن که اکشن را دوست دارد  واجب است.

با اطمینان می‌شود گفت نویسندگی وندیتی شما را به داخل داستان می‌کشد و طراحی بیلی تن نیز همان‌جا نگه‌تان می‌دارد. به این اشاره کردم که اکشن زیادی در کار است؟!! بی‌صبرانه منتظر شماره بعدی هستم، این کمیک انفجاری خواهد بود!

منتقد: جاناتان کرین(We The Nerdy)
۱۰ از ۱۰
ترجمه حجت مزارعی


The Empty Man #2The Empty Man #2

  • نویسنده: Cullen Bunn
  • طراح: Vanesa R. Del Rey
  • ناشر: !BOOM

بعد از خواندن شماره ی دوم The Empty Man میتوان نظر محکم تری درباره ی داستانی که با آن طرفیم داد. مجموعه ای که به قلم کالن بان (Deadpool Kills the Marvel Universe ) نوشته میشود در شماره ی قبل با آن طرح روی جلد فوق العاده اش سوال های زیاد و جذابی درمورد این کمیک و اینکه با چه داستانی طرفیم مطرح کرد. اگر هنوز شروع به خواندن نکردید، داستان درباره ی جامعه ای فتوریستی است که انسان ها در آن با بلا و تهدیدی بدتری از طاعون، گرم شدن زمین، جنگ جهانی و … روبرو هستند، خطر ” پوچی “. چندین سال از اولین گزارش از بیماری ای به نام ” Empty Man ” می گذرد. بیماری که مبتلایان را به شدت نومید و دلسرد کرده وآنها را در پوچی غرق میکند تا اینکه سر انجام دربرابر نامعقولی جهان و بی منطقی دائم جامعه ( به ظاهر ) تسلیم میشوند و تن به خودکشی میدهند.

شماره ی دوم این کمیک متاسفانه داستان پررنگ شماره ی اول را نداشت و به نسبت خالی از خط داستانی محکم و جذابی بود. اگر دقیق شویم میتوان نمونه هایی شبیه به این داستان را در فیلم های نظیر The Happening پیدا کرد. شخصا منتظر تغییر خلاقانه در داستان و گردشی غیرقابل پیشبینی در شماره ی دوم بودم. اتفاقی که نیفتاد و شاید باید در شماره ی سوم به دنبال آن بود. از طرفی طراحی مرده و خاکستری کمیک هم برگ برنده محسوب میشود و هم اندکی آزار دهنده است. این شکل طراحی به همراه انبوه دیالوگ ها و پیشروی کند داستان کمی باعث خواب اور شدن این شماره شده. با اینکه این سبک طراحی هماهنگی خوبی با جو تیره و تار داستان دارد اما بعد از دو شماره حداقل برای من تکراری و خسته کننده شده است. نقص دیگری که کمی از ارزش این کمیک تا اینجا کم کرده تک بعدی بودن دو شخصیت اصلی داستان است. به جز چند خط هنوز هیچ اطلاعات جالب یا مورد توجه ای درمورد گذشته ی این دو شخصیت یا هرنوع پیشینه ای که دنبال کردن ماجرای این دو را جالب کند به خواننده داده نشده. به طوری که فکر نمیکنم اگر هرکدامشان در شماره ی بعد حذف شوند برای خواننده اهمیت چندانی داشته باشد.

به لحاظ موضوعی شماره ی اول The Empty Man نوید داستانی عمیق را میداد که به نقد مدرینته و انسان متجدد بپردازد. درواقع احساس پوچی و شوریده دلی که نتیجه ی فقدان امید به زندگی و گسترش کرختی درون جامعه مدرن است. انسان هایی که قربانی تکرار دایره وار و کسل کننده ی روزمرگی می باشند و در گرداب ناامیدی و عدم شور و شوق کشیده می شوند. دلشوره ناامیدی و از خودبیگانگی که حالت های روحی فرد عصر مدرینته را بیان میکند. ولی با باز شدن پای معقوله های متافیزیکی و سوپرنچرال به داستان به نظر میرسد نویسنده قصد گام گذاشتن در چنین وادی هایی را ندارد. شخصا امیدوارم سرانجام Empty Man مثل قربانی هایش نشود و در شماره های بعدی از روایت پررنگ‌تری بهره ببرد.

پوریا کاظمی
۷ از ۱۰


Nightcrawler #4Nightcrawler #4

  • نویسنده: Chris Claremont
  • طراح: Todd Nauck
  • ناشر: Marvel

کمیک Nightcrawler کمیکی است که هر شماره بهتر از شماره ی قبلی خود ظاهر می‌شود. هنگامی که اولین شماره را می‌خواندم حس کردم با یک کار ضعیف و نه چندان موفق طرف هستم اما کم کم اوضاع بهتر شد و کریس کلرمونت توانست من را با کمیک همراه کند. این کمیک هم اکشن است، هم رومانتیک است و هم طنز!

کورت وگنر از بهشت برگشته و برای دومین بار زندگی را آغاز کرده اما زندگی از همان اول به او سخت می‌گیرد. کورت به دیدن عشقش، آماندا سفتون می‌رود اما فردی به نام تریمگا به آن‌ها حمله می‌کند و کورت از دست او فرار می‌کند و به سراغ مارگارلی می‌رود تا او را نجات دهد و برای این کار از اکس- من کمک می‌خواهد.

داستان به خوبی روایت می‌شود و سوژه ها و ایده های جالبی را ارائه می‌دهد. صحنه های رومانتیک کار واقعا رومانتیک نیستند و آن حس و حالی که باید به مخاطب بدهند، نمی‌دهند. شخصیت پردازی ها خوب هستند به خصوص ولورین که هنوز به از دست دادن قدرت بازیابی سلامتی‌اش عادت نکرده و بی پروا به این و آن حمله می‌کند تا دانش آموزان را نجات دهد. در طول این شماره کورت درباره ی همه چیز فکر می‌کند از دانش آموزان گرفته تا آماندا و حتی بعضی از شخصیت ها در افکار او به مخاطب معرفی می‌شوند. یکی از بدی های داستان این کمیک این است که کورت همیشه آماندا را نجات می‌دهد و هیچ وقت نمی‌بینیم که آماندا خودش بتواند کاری انجام بدهد. متاسفانه کریس کلرمونت نتوانسته از پس شخصیت پردازی آماندا و همچنین دیالوگ های رومانتیک بر بیاید و تمام دیالوگ های عاشقانه در حد” من دوست دارم کورت مراقب خودت باش” و ” من تو رو نجات میدم آماندا” هستند، دیالوگ هایی کلیشه ای در فیلم های رومانتیک درجه دو. همچنین من متوجه نشدم چرا وقتی که ولورین و استورم هستند دانش آموزانی که مطمئنا کورت را بیش از دو بار ندیده اند از او کمک می‌خواهند.

کمیک ضرباهنگ خوبی دارد و مخاطب را به خوبی با خود همراه می‌کند هر چند در اواسط کمیک ضرباهنگ دچار مشکلاتی می‌شود اما در کل ضرباهنگ این شماره قابل قبول است. تاد ناوک صحنه های اکشن خوبی را خلق کرده اما گاهی اوقات طراحی دشمنان مانند چشم چشم دو ابرو می‌شود و تریمگا ها قیافه ای در حد دو چند ضلعی به هم چسبیده پیدا می‌کنند. شخصیت های اصلی از جمله کورت وگنر، ولورین و آماندا به خوبی طراحی شده اند و آناتومی بدن شخصیت ها چه فرعی و چه اصلی به درستی طراحی شده. طراحی bamf ها بسیار بامزه است و در شماره های قبلی کمیک طنز کار – هرچند زیاد پر رنگ نبود- را همین bamf ها یدک می‌کشیدند. رنگ آمیزی عالی است و یکی از دلایلی که کمیک را خواندم ترکیب مناسب رنگ ها و نورپردازی است که چشم مخاطب را خیره می‌کند.

اگر دلتان یک کمیک اکشن و داستانی خوب می‌خواهد پس Nightcrawler برایتان مناسب است. طراحی زیبای شخصیت ها، رنگ آمیزی خیره کننده و داستانی نسبتا جذاب باعث می‌شوند کمیک این کمیک به کمیکی راضی کننده و زیبا تبدیل شود.

سیاوش جان احمدیان
۷٫۵ از ۱۰


 کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.


    • علی علمی
      در پاسخ به علی علمی

      با تشکر از مقاله عالی
      من باید با جاناتان مخالفت کنم:دی
      شاید مردعنکبوتی ۲۰۹۹ کمیک جالبی باشه ولی عالی نیست و یک داستان درجه ۲ رو جلومون میزاره!از طرفی بندیس به خاطر اینکه نتونسته یک ویلن مناسب پیدا کنه یک ادم اهنی از ۲۲۱۱ اومده که خیلی احمقه(واقعا کی فکر میکنه یک قهرمان جون خودشو به جون بقیه ترجیح بده!)و از طرفی رقتار خیلی از کاراکتر ها مصنوعی و افتضاح بود!طراحی ها هم در سطح “خوب”بودن نه عالی که بشه تمام نمررو بهش داد!
      در هر حال بندیس نوینده ایه که کولاک اغاز به کار میکنه ولی نمیتونه کارش رو در سطح خوبی نگه داره و معمولا یکهو به قول معروف”میپوکه”.
      پس به نظرم نمره ی ۷ برای این کمیک عادلانه باشه.
      ولی با نقد ادرینه خیلی حال کردم!من چرا اصلا یاد اسکای فال نیفتادم!واقعا که نکته جالبی بود و باعث شد بیشتر از کمیک لذت ببرم!واقعا چه قشنگ نکات رو گفته بود.نمرشم منطقی بود چون انقدر شاهکار نبود که ۱۰ تمام بگیرد
      گرین رو الان خوندم واقعا حقش ۱۰ بود؟!فک کنم جاناتان فن خفن گرین لنتره که بهش ۱۰ تمام داده:دی
      ترجمه ها هم عالی بود ممنون اقا حجت
      در مورد بقیه چیزی ندارم بگم چون نخوندم(و با این وضع اینترنت نخواهم خوند:دی)

      • MEHRAN
        در پاسخ به علی علمی

        کمیک اسپایدرمن ۲۰۹۹ به نظرم کمیک خوبی بود ولی خودم اگه نمره می دادم ۷ بود. البته نویسنده پیتر دیویده شما اشتباه متوجه شدید. کارای پیتر دیوید رو خیلی دوست دارم این ایده ی ویلینه هم باحال بود ولی مشکلی که این قسمت داشت اصلاً حس یه ران ادامه دار رو نداشت. انگار یه وان شات از میگل اوهاراست که حالا یه چند تا کاراکتر مهمان (از جمله شخصیت بد داستان) هم داره و تمام.
        این گرین لنترن رو هم با این که دراپ کرده بودم بخاطر تعریفای منتقد رفتم خوندم دیدم همون افتضاحی بود که هست:دی بعد از تموم شدن کمیک یادم افتاد چقدر دلم برای جف جانز تنگ شده.

        • علی علمی
          در پاسخ به MEHRAN

          من اثار پیتر دیوید رو زیاد نخوندم پس به احتمال زیاد قضاوتم غلط بوده(دیگه وقتی شما میگین معلومه که نویسنده ی خوبیه)
          البته در مورد ویلنه هنوز مشکل دارم
          ما دوتا نظریه ی زمان داریم
          یک اینه که اگه تو زمان سفر کنیم بریم گذشته چیزی رو تغییر بدیم باعث تغییر در اینده میشه
          دو اینه که اگه ما در زمان بریم عقب و چیزی رو تغییر بدیم در اینده چیزی عوض نمیشه بلکه اصلا قرار بوده که همچین اتفاقی بیافتاه و تو زمان خودمون هم ایندمون برگشته و این کار رو کرده(چه قدر افنضاح توضیح دادم نه؟:دی)
          مارول تو کمیک هاش گزنه یک رو ترجیح داده و استفاده کرده
          ولی بندیس هر دوتای اینارو با هم ترکیب کرده!برای همین مخالفم(کلا ایده ی اوردن ۲۰۹۹ به زمان حال خیلی غلطه چون حتی یک تغییر در جای گلدون شاید باعث شه اینده تغییر کنه!)
          پ.ن:از بندیس چه کمیک هایی رو بخونم که باهاش بیشتر اشنا شم و به قدرتش پی ببرم؟

          • علی
            در پاسخ به علی علمی

            این جا افتاد
            بعد از من مخالفم باید بنویسم که:میگل اومده به این دنیا و اسیر شده(به نوعی)حالا هر حرکت اون =تغییر در زمان
            پس مطمینا اون کسایی که میخوان میگل بپوکه انقدر احمق بودن که شاید کشتن اون باعث شه که با خودشون خداحافظی کنن!
            برای همینه که میگم بندیس دو سبک رو با هم ترکیب کرده که منطقی نیست.

        • علی
          در پاسخ به MEHRAN

          من واقعا چرا بندیس نوشتم؟:دی
          همش تقصیر این مایلز مورالزه!این مردعنکبوتی ها همشون شبیه همن،غیر تفاوت اندک تو اخلاق!من واقعا نمیفهمم این همه مردعنکبوتی برای چیه(اشاره به این ارک جدید مرد عنکبوتی که همه میخوان بیان دور هم)کسی دلیلشو میدونه به ما هم بگه!

    • پوریا
      در پاسخ به پوریا

      سلام
      بابت پیوستن عضو جدیدی به تیم سایت بهتون تبریک می گم
      یه سوال داشتم ، رفتم توی بخش کمیک های ترجمه و کلیک کردم روی
      متوقف شده ها ، hush و سوپرمن و new avengers اومد ، واقعاً ترجمه ی
      این کمیک ها متوقف شده

      • MEHRAN
        در پاسخ به پوریا

        ممنون از شما.
        در حال حاضر بله. در تلاشیم با نیروهای جدید برنامه‌ای منظم بریزیم که کمیک‌ها رو تموم کنیم. البته سوپرمن یه قسمت مونده و تقریباً تمومه. این یه مورد رو می‌تونم با اطمینان بگم که همین هفته منتشر می‌شه.

    • neo
      در پاسخ به neo

      گریسون خیلی خوب بود. بی صبرانه منتظر شماره بعدی هستم.
      داستان خوبی داره و دی سی خوب از آب درآورده.
      به نظرم میتونه در قسمت های بعدی جالب تر هم بشه.

    • sepehr
      در پاسخ به sepehr

      سلام ببخشید می خواستم ببینم چجوری میشه از سایت tusfiles کمیک دانلود کرد