بررسی کمیک‌های هفته اول و دوم اکتبر

توسط : در تاریخ : جمعه, نوامبر 9th, 2012

مردان ایکس علیه اونجرها پایان می‌یابد و سرانجام مارول ناو آغار می‌شود. جوکر بعد از غیبت یک ساله بازمی‌گردد، جان لیمن نویسندگی کمیک‌های کاراگاهانه را در دست می‌گیرد و آلن مور هنوز خوب می‌نویسد.


Detective Comics #13

  • نویسنده: John Layman
  • طراح: Jason Fabok
  • ناشر: DC

جان لیمن که او را بیشتر با کمیک  آیزنر برده اش چو می شناسند اکنون در اولین کار خود برای دی سی در شماره ی سیزدهم جایگزین نویسنده ی قبل دتکتیو کمیکز شده.

جیسون فابک هم بیشتر به خاطر کارش روی دو جلد اخیر سولفایر مایکل ترنر و کمیک بت وینگ دی سی شناخته شده است.

شاید یکی از بهترین تصمیم های دی سی در موج سوم کمیک های نیو ۵۲ به غیر از کنسل کردن جی آی کمبت را باید انتخاب لیمن به عنوان نویسنده ی جدید کمیک های دتکتیو کمیکز دانست. کمیکی که هم نامش را به انتشارات دی سی داده و هم شخصیت بتمن اولین حضورش در این کمیک بوده به نر می رسد با نویسندگی لیمن به جایگاهی که شایسته ی آن است در سری کمیک های نیو ۵۲ دست پیدا کند.

پنگوئن بدون آن که بداند بروس وین همان بتمن است عده ای قاتل هنگ کنگی را اجیر می کند تا بروس وین را ترور کند. آن ها هم سر بتمن را جایی دیگر گرم می کنند که مبادا به مراسم خیریه برسد و مانع انجام قتل نشود.

کسانی که چو را خوانده اند می دانند دموقعیت بالا تا چه حد یک موقعیت لیمنی است. کمدی سیاه موقعیتی که پایه اش را بر موقعیت های ابزور و متناقض انسانی قرار داده و رابرت لیمن از بسط این موقعیت و کمدی انسانی خوب بر می آید. کمدی مه موقعیت هایش مبتنی بر شخصیت هایی است که انگار نقش اجتماعیشان برنامه ریزی شده اند. از خلافکارهایی که یاد گرفته اند چگونه زندگی خود را با بتمن وقف دهند تا بتمنی که به صورت ماشینی شخصیت بتمنش را از بروس وین جدا کرده و در یکی از درخشان ترین صحنه های کمیک که تقطیع موازی شرکت بروس وین در مراسم خیریه و بتمنی که استخوان آدم ها را می شکند تا پنگوئنی که ناگهان یادش می افتد بد نیست نام نیکی از خود به جا بگذارد و در نهایت برگ برنده ی لیمن قاتلینی که شرافتشان اجازه نمی دهد کاری را نیمه تمام رها کنند حتی اگر ارباب رجوع قرار داد را کنسل کند.

دتکتیو کمیکز شماره ی سیزده از هر نظر طوفانی بود و بعید نیست در آینده ای نزدیک جایگاه بتمن اسنایدر را به عنوان بهترین کمیک در میان کمیک های حال حاضر که بتمن می پردازند تصاحب کند.

فرزاد خلیلیان

[rating:9/10]


Fashion Beast #2

  • نویسندگان: Alan Moore, Malcolm McLaren, Antony Johnston
  • طراح: Facundo Percio
  • ناشر: Avatar

اسم آلن مور نویسنده ی افسانه ای کمیک و مالکوم مک لارن خواننده ی شهیر و تازه در گذشته ی پانک راک که کمیک بوک هم به او تقدیم شده به تنهایی کافی است تا آب از دهان هر دنبال کننده ی جدی راه بیندازد.

البته اشتباه نکنید. مالکوم مک لارن از قبربلند نشده تا کمیک جدیدی بنویسد و این کار جدید آلن مور نیست بلکه این کمیک بر اساس اسکریپت مشترکی  مور و مک لارن در دهه ی هشتاد نوشته اند و حالا جانستون آن را برای کمیکی جدید اقتباس کرده که آن را انتشارات آواتار منتشر کرده که ناشر کارهای مور بعد از فروخته شدن وایلد استورم به دی سی و جدا شدن مور بوده.

آنتونی جانستون را بیشتر به خاطر کمیک آخر الزمانی اش برهوت، اقتباس های گرافیک نوولش از آلکس رایدر آنتونی هوروویتس و همکاری اش با آلن مور می شناسند.

فاکوندو پرچیو را بیشتر به خاطر طراحی هایش برای کمیک آنا مرکوری وارن الیس می شناسند.

مردی که خودش را به شکل زن ها در می آورد و تنها ایرادش این است که زیادی در این کار اغراق می کند و متصدی تحویل نگهداری از لباس در سالن کنسرتی است. دختری که بر لباس کلمه ی تام بوی( به معنای دختری که رفتاری پسرانه دارد) و دائم در حال مزاحمت و دردسر درست کردن برای قهرمان داستان است و خود در سالن مدی با شمایل کارخانه های دوران  صنعتی که دو بانوی سالخورده با لباسی ویکتوریایی که مجموعه را با بی رحمی تمام اداره می کنند. هیولای احب آن جا که پشت شیشه است.. فالگیر مرموزی که با ورق های تاروتش دائم فال های شوم می گیرد. مردم در هراس از زمستانی اتمی به سر می آورند در حالی که زمستانی یخ زده تر از هر زمستانی خیالی شهر را در چنگال خود گرفته. این کمیک قرار است نسخه ای مدرن شده از افسانه ی دیو و دلبر باشد…

هیولای مد کمدی جنسیت، کمدی پوشش ها و کمدی حرکت هاست. این کمدی آدم را به قهقه نمی اندازد. این کمدی به تمسخر می گیرد. مرد ها در پوششی زنانه فرو می روند و زنان در پوششی مردانه. نقش های اجتماعی و محیطی عوض می شود. انگار حکایت، حکایت بالماسکه ای از نقاب هاست به گونه ای که خواننده رو به یاد نمایش های ژان زنه می اندازد.

تجربه ی بصری کار هم در ادامه ی تجربیات بصری رادیکال آلن مور در دهه ی هشتاد در مورد قطع پنل ها و ساختار پیچیده ی هر پنل است. و از این نظر باید به خاطر کار فوق العاده ی پرچیو به او تبریک گفت. چه این که روند افتادن و خاموش شدن سیگار در چند پنل یا چهره ای که در میان جمعیت برجسته سازی شده و جزئیات بی شماری دیگر از این قبیل که حتماً تا حدود زیادی مدیون اسکریپت های شدیداً پر جزئیات آلن مور است ما را با تجربه ای ناب و بدیع مواجه می کند.

توصیه ی من این است که حتماً این کمیک را بخوانید نه تنها به خاطر این که کاری است که از ترکیب دو تن از بزرگترین چهره های فرهنگ عامه ی آمریکا پدید آمده بلکه تجربه ی رادیکالی است از شجاعت و خلاقیت بی حد و حصر اذهانی که آن چیز که امروز آن را کمیک می خوانیم در ذهنمان شکل داده اند.

فرزاد خلیلیان

[rating:10/10]


Harvest #3

  • نویسنده: A. J. Lieberman
  • طراح: Colin Lorimer
  • ناشر: Image

اگر تقویم مایا ها درست باشد و امسال دنیا بخواهد به پایان برسد، بی شک دنیا در سال خوش آیندی برای طرفداران کمیک به پایان رسیده است. در این بین سورپرایز های امسال به هیچ عنوان کم نبوده. کمیک برداشت یکی از این سورپرایزهاست.

تا قبل از برداشت نه لوریمر و نه لیبرمن( شاید به استثنای کار مشترکی که به نام نینجا کابوی وایکینگ نوشته) کار چندان شاخصی نداشته اند. اما بعید نیست بعد از برداشت در جوایز آیزنر امسال یکی دو جایزه هم به خانه ببرند. به هر حال روشن است برداشت سکوی پرشی برای زندگی حرفه ای این دو خواهد بود و نام این طراح و نویسنده را یشتر خواهیم شنید.

دتر بنجامین دین چراح هرویینی و نه چندان اخلاق گرا در زمانی که نشئه از مواد مخدر است بیماری را که قرار است عمل کند ب کشتن می دهد. در طی حکمی که برای او صادر می شود پروانه ی پزشکی او باطل می شود در حالی که پسربچه و دختر بچه ای که جسدشان را دیده در توهماتش دائم با او حرف می زنند.  بنجامین که انگار به ته خط رسیده با نور امیدی مواجه می شود. عده ای به او در موسسه ای که کارش پیوند غیرقانونی اعضاست پیشنهاد می دهند که برای آن ها مشغول به کار شود. اما اوضاع به سمت و سویی پیش می رود که حتی اخلاقیات نه چندان قرص بنجامین هم آن را نمی تواند تاب بیاورد و برای مقابله با سازمان دست به عمل عجیب می زند.

از کمیک طراوت و تازگی می بارد. نه تنها به خاطر پلات دقیق آن، نه تنها به خاطر ریتم حساب شده و سر زنده ی آن بلکه به خاطر شخصیت های جانداری که هر لحظه می توانند غافلگیرت کنند و در این بین مطمئناً رتبه ی اول به کاراکتر اصلی داستان بنجامین اختصاص دارد

تصاویر عمیق و موتیف های تکرار شونده ای مثل پسر و دختری که ناگهان در توهمات او ظاهر می شوند و رنگ های سرد و رئالیسم اغراق شده ی طراحی ها هم در این راه به مخاطب کمک می کند.

سخت است داستانی را بدون ابرقهرمان، بدون فانتزی و فقط بر پایه ی اطاعات پزشکی جلو بردن اما همان طور که سریال دکتر هاس به ما نشان داد که یک پزشک می تواند مثل یک کارآگاه جنایی باشد. برداشت هم به ما نشان می دهد که یک پزشک می تواند محور ک تریلر جنایی باشد.

این کمیک را بخوانید چون آغازی اقناع کننده است از زندگی حرفه ای دو هنرمند عرصه ی کمیک که از آن ها بیشتر خواهیم شنید.

فرزاد خلیلیان

[rating:9.5/10]


Non Humans #1

  • نویسنده: Glen Brunswick
  • طراح: Whilce Portacio
  • ناشر: Image

البته ایمیج همیشه  به اهمیت دادن به کارهای مستقل، منتشر کردن کارهایی از لحاظ استاندارد بالا و رعایت حقوق نویسنده همواره در صنعت کمیک معروف بوده هر چند با سال های طلایی دهه ی نودش فاصله ی زیادی دارد اما بعد از انتشار پی در پی چندین مینی سری بسیار خوب نشان از این دارد که ایمیج چگونه می تواند سرسخت ترین طرفداران خود را هم غافلگیر کند.

گلن برانزویک را با کارهایی مثل خدایان جرسی و دختر کشنده می شناسند.

ویچ پرتاچیو هم طراح کمیک آمریکایی فیلیپینی تبار است که به خاطر کارش روی پانیشر، ایکس فاکتور و آنکنی ایکس من شناخته می شود. او همین طور یکی از هفت بنیان گذار ایمیج است با این که سهمی از ایمیج ندارد.

لوس آنجلس سال ۲۰۴۱٫ بیست و شش سال بعد از برگشت کاوشگر ناسا نوعی بیماری غریب باعث شده که موجودات اسباب بازی شکل ناگهان هوشمند شوند. شبکه ی جهانی اینترنت به همین دلیل قطع شده. بعضی از این نا انسان ها برای دست یابی به حقوق مدنی خود مبارزه می کنند و می خواهند  جای خود را در اجتماع پیدا کنند. برخی وارد زاغه ها و گروه های غیرقانونی شده اند. و روابط پیچیده ای بین انسان ها و نا انسان ها به وجود آمده. در این بین قهرمان داستان به همراه همکار جدیدش که دختر یکی از مقامات است سعی دارد پرونده ای مربوط به یک قاتل سریالی را حل کند. پرونده ای که پیچیده تر از آن است که در ابتدا به نظر می رسید.

در توصیف کمیک چنین جمله ای به کار برده اند: داستان اسباب بازی ها با بلید رانر ملاقات می کند. برای کمیکی که بیش از پلات بر ستینگ خود و زندگی از هم پاشیده ی قهرمان داستانش بیش از پلات داستان اهمیت دارد توصیف کاملاً درستی به نظر می رسید.

کمیک تمام چیزی را که خواننده از آن انتظار دارد به او می دهد . از محیط امیخته با ترس و معصومیتی که از مشخصه های ژانر شده تا شکل دیستوپیایی و زاغه نشین نا انسان ها در شهر یعنی پلاستیک سیتی و قهرمانی عصبی و یک رابطه ی رمانتیک و ترسناک بین یک انسان و نا انسان، حقوق مدنی و نبرد دولت و ان جی او ها.

داستان اگر آشفتگی نحوه ی روایت را در نظر نگیریم و این که  پایان قسمت اول در یکی از بدترین نقاط ممکن قرار دارد و از اواسط کمیک یک گسست اذیت کننده داریم خوب مهار خواننده را در دست می گیرد و نمی گذار د کمیک را زمین بگذارد.

در عوض هر چقدر داستان خوب در آمده طراحی ها این ضعف را دارد که با وجود داشتن امتیازهای فراوان مثل خوب در آوردن فضا به خاطر جزئیات کم و در عین حال شلوغ بودنشان به روایت داستان صدمه می زند.

با این وجود نا انسان کمیکی است که اکنون قضاوت در مورد آن زود است و خط روایی داستان نوید داستان جذابی می دهد.

نا انسان کمیک خوبی است و حتی اگر روایت جذابش نباشد به خاطر دنیاسازی بدیعش حتماً باید خوانده شود.

فرزاد خلیلیان

[rating:8/10]


Daredevil: End of Days #1

  • نویسندگان: Brian Bendis & David Mack
  • طراحان:Klaus Janson, Bill Sienkiewicz
  • ناشر: Marvel

کمیک دردول میزبان نویسنده‌های بزرگی بوده است. قبل از مارک وید افرادی مثل فرانک میلر، برایان بندیس و اد بروبیکر روی این شخصیت کار کرده‌اند و جوایز زیادی را به خانه برده اند. اما شاید بهترین نویسنده دردول خود برایان بندیس است که دو سال پیاپی به خاطر نویسندگی برای دردول برنده جایزه آیزنر برای بهترین نویسنده شده است.

دردول مارک وید فضای نسبتا شادتر دارد ولی دردول بندیس داستانی کاراگاهی با فضایی بسیار تیره وتار است. پایان روزها بازگشتی است به همان فضای قوی کارهای کاراگاهی بندیس. داستان در آینده رخ می‌دهد. دردول که مدت‌ها بود ناپدید شده بود، باز می‌گردد و در طی نبردی خشن و خون آلود توسط دشمن قدیمی‌اش بولزآی کشته می‌شود. ساکنان هلزکیچن کوچکترین اهمیتی به قضیه نمی‌دهند ولی یک نفر، بن اوریچ، خبرنگار میان سالی که قبلا دردول را از نزدیک می‌شناخته می‌خواهد معمای سال های آخر زندگی مت مرداک را حل کند.

برایان بندیس شاید در سال‌های اخیر به خاطر کمیک‌های نسبتا ضعیف اونجرها بدنام شده باشد ولی بدن شک یکی از تاثیرگذارترین نویسنده‌ها حال حاضر است. کمیک پاورز که توسط شرکت ایمج منتشر می شد باعث شد توجه شرکت مارول بو او جلب شود. در حدود ۱۰ سالی که برای مارول کار کرده دردول و آلتیمت اسپایدرمن را به کمیک‌های معروفی تبدیل کرده و اونجرها را از گروهی کوچک به سازمانی بزرگ تغییر داده است. حالا هم می‌خواهد نویسندگی دو کمیک اصلی مردان ایکس را در دست بگیرد.

متاسفانه نه دیوید مک و نه الکس مالیو وظیفه طراحی را بر عهده دارنند و خبری از طراحی‌ها کولاژ مانند مک و فضای نوآر طرح‌های مالیو نیست ولی حالا خط خطی‌ها همه جای طراحی‌ها را پر کرده‌اند. و همین هم باعث بهتر و واقعی‌تر شدن فضای کمیک می‌شود.

بندیس با نهایت قدرت دوباره سر کار قبلی‌اش برگشته و احتمالا دردول: پایان روزها را به یکی از بهترین کارهای کوتاه امسال تبدیل کند.

احمد بابایی

[rating:8.5/10]


Batman #13

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC

جوکر بازگشت. بله. درست متوجه شدید. بالاخره جوکر به گاتهام بازگشت و ترس و وحشت را با خود به ارمغان آورد. داستانی جدید در کمیک قدرتمند بتمن به نویسندگی اسنایدر و طراحی کاپولو آغاز شد و نوید آن میرود که یکی از بهترین داستانهای بتمن در سالهای اخیر باشد.

 اسنایدر و کاپولو در سال گذشته توانایی خود را به  تمامی طرفداران بتمن ثابت کرده بودند اما قبل از خواندن این شماره ، در مورد داستان کمی شک به دل منتقدان و طرفداران راه پیدا کرده بود. دلیلش واضح است. جوکر یکی از قدیمیترین و بهترین ضد قهرمانهای دنیای بتمن است و بهترین نویسنده های دنیای کمیک در مورد این شخصیت داستان نوشته اند. به بیان دیگر تصور میشد که جوکر چیز جدیدی برای عرضه ندارد.

 و اینجا بود که همه اشتباه میکردند. جوکری که اسنایدر نوشته ، جوکری خسته است. جوکری است که شکسته شده. جوکری است که دلش برای روزهای قدیم تنگ شده. روزهایی که او و بتمن در گوشه گوشه شهر گاتهام به مبارزه میپرداختند. و برای همین است که میخواهد به روزهای گذشته باز گردد. اما راهی تاریک را برای این کار برگزیده. راهی جوکر وار.

 جوکر در این شماره به بتمن میگوید : «تو پیر و چاق شده ای.» و از این موضوع ناراحت است. برای همین است که میخواهد بت فامیلی را که به نظرش مانع بتمن هستند نابود کند. و اینجاست که آرک جدید داستان بتمن و سایر عناوین مرتبط با آن آغاز میشود: «مرگ خاندان».

 در پایان نیز باید بگویم اگر داستان بتمن در سال گذشته یا همان دادگاه جغد ها را داستانی کاراگاهی در نظر بگیریم ، بدون شک میتوان گفت که «مرگ خاندان» داستانی ترسناک است.

پوریا تقوی‌مقدم

[rating:10/10]


Uncanny Avengers #1

  • نویسنده: Rick Remender
  • طراح: John Cassaday
  • ناشر: Marvel

مارول ناو رسما از با این کمیک آغاز می‌شود. تیمی جدید که متشکل از سه اکس‌من و سه اونجر است. قرار است این تیم روابط تیره‌ی اونجرها و اکس‌من را بهتر بکند ولی اوضاع از همان ابتدا چندان هم خوب پیش نمی‌رود. رد اسکال به دلایل نامعلومی بازگشته و حالا به دلایلی علاقه‌ی زیادی به میوتنت‌ها نشان می‌دهد. همه این‌ها زمانی رخ می‌دهد که پروفسور اگزاویر توسط سایکلاپس کشته شده. پدر معنوی میوتنت‌ها کشته شده و رهبرشان زندانی است. ولی آیا الکس ، برادر کوچکتر اسکات سامرز، می‌تواند اعتماد از دست رفته مردم را جلب کند.

نویسندگی این کمیک را ستاره‌ی جدید مارول، ریک ریمندر، بر عهده دارد. نویسندگی برای آنکنی اکس‌فورس و ونوم باعث جلب توجه بیشتر خواننده‌ها به او شد. ولی برخلاف کارهای قبلی‌اش این کمیک به هیچ وجه شروع خوبی ندارد. نویسنده به زور می‌خواهد شخصیت‌های اصلی را در یک‌جا قرار بدهد و در عین حال شخصیت‌های منفی را به جان آن‌ها بیاندازد. دشمان جدید با ظاهرو قدرت‌های بد واقعا ناامید کننده‌اند. در کل این گروه جدید نه هدف خوبی برای تشکیل شدن دارد و نه چیز تازه‌ای برای ارائه دارد. با این حال کمیک لحظات خوبی هم دارد. سخنرانی ولورین و رودررویی سایکلاپس و هاووک (که یادآور برخوردهای اگزاویر و مگنیتو است) از لحظات قوی این شماره هستند.

جان کسدی که عمده شهرتش به خاطر کمیک‌های استانشینگ اکس‌من (به نویسندگی جاس ودون) و پلانتری (به نویسندگی وارن الیس) است هم کمک چندانی نمی‌تواند بکند. ظاهر نه چندان جالب بعضی شخصیت‌ها مثل کاپیتان آمریکا به کنار، کیفیت کلی کار جان کسدی به هیچ وجه در سطح کارهای قبلی‌اش نیست. گرچه فضاها و نبردها با دقت طراحی شده‌اند ولی شخصیت‌ها بی‌جان به نظر می‌رسند.

به نظر می‌رسد مارول برنامه‌های بزرگی برای این کمیک دارد. حالا باید منتظر بود و دید آیا ریمندر و کسدی با وجود شروع ضعیف می‌توانند اعتماد خوانندگاه را جلب کنند.

 احمد بابایی

[rating:5.5/10]