بررسی کمیک‌های هفته اول و دوم آگوست ۲۰۱۶

توسط : در تاریخ : شنبه, آگوست 13th, 2016

 

FasterthanLight-09-1-7782eFaster Than Light #9

  • نویسنده و طراح : Brian Haberlin
  • ناشر: Image

کار شگفت آور برایان هابرلین و اسکیپ بریتنهام که زمانی نه چندان دور چیزی جز تلاش ایمیج برای ورود به ژانر اپرای فضایی از نوع استارترکی‌اش محسوب نمی‌شد، حالا و پس از تنها ۹ شماره بدل به فرانچایزی علمی تخیلی و قابل احترام شده که جای پایش را محکم کرده و پتانسیل خلاقیت‌های داستان‌گویی و جهان‌سازی آن عملا نامحدود گشته. “سریع‌تر از نور” در ابتدا تلاشی برای پیوند استارترک و بتل استارگلکتیکا و امثالهم به جریان‌های فاخر علمی تخیلی عصر طلایی(به خصوص رابرت هاینلاین و فیلیپ کی.دیک در ادبیات و ریدلی اسکات در سینما) تلقی می‌شد. ولی حالا با ثابت کردن خودش در هر دو عرصه، تبدل به منظومه‌ای شده که طعنه به کارهای جان اسکالزی می‌زند و می‌توانید از هر شماره‌اش توقع یکی دو نژاد تازه‌ی شناسنامه‌دار جدید و جذاب و موقعیت‌های داستانی بی‌بدیل و لذت بخشی داشته باشید.

نژادهای سری در این شماره کم کم برای خود هویتی دست و پا می‌کنند (به خصوص اینگلت‌ها عملا تبدیل به ویلن‌هایی سمج و اعصاب‌خردکن شده‌اند) و به این ترتیب کار را به سمت تبدیل شدن به یک فرانچایز کامل با گیک‌های خاص خودش در آینده پیش می‌برند. پر بیراه نیست اگر بگوییم فستر دن لایت، استارترک زمان ماست و راستش شوخی‌های رفرنس‌دار خود سری هم بر این مقایسه‌ی درست صحه می‌گذارند. ادامه‌ی این شوخی‌ها با استارترک و استاروارز و بتل استارگلکتیکا در شماره‌های پیشین مثلا در شوخی این شماره با دکترهو و تاردیس بود. اساسا اینکه خواننده مطمئن می‌شود مشغول مطالعه‌ی کاری ازخوره‌های واقعی علمی تخیلی است همزمان لذت بخش و اطمینان بخش است.

این شماره به جز این‌ها در داستان نویسی نیز یک کلاس درس کامل از بیرون آوردن قصه از چالش و تعلیق بدون تنبلی داستان‌پردازی و استفاده از دئوس اکس ماکینا محسوب می‌شود و استفاده‌ی به جا و مناسب از مهره‌های از قبل چیده شده در صفحه‌ی بازی(که برای اسپویل نشدن چیزی از آن‌ها نمی‌گوییم) بی‌نقص و قابل ستایش بوده. کمیک در بستن یک ساب استوری و در عین حال باز کردن مسیر آینده‌ی داستان به سمت احتمالات بیشتر واقعا تمیز کار کرده و احساس رضایت زیادی از برطرف شدن کلایمکس داستان به خواننده دست می‌دهد. طراحی‌ها نیز همچنان چشم‌نوازند و کاملا در خدمت داستان(هرچند هنوز هیچ پنلی نتوانسته به آن دو صفحه‌ی نفس‌گیر جهان آبی آردوس در شماره ششم برسد).

این شماره (و شماره‌ی قبل) با توجه به حجمشان دستاوردهای قابل توجهی برای داستان کلی دارند. از شخصیت پردازی سالی و بدل شدنش از یک سیاهی لشگر به کاراکتری به یادماندنی‌تر بگیرید تا برملا شدن بعضی از رازهای داستان اصلی(علی‌الخصوص تسراکت و نیز معرفی شدن تمدن‌های نخستین) و در عین حال مطرح شدن معمایی جدید در صفحات آخر و همچنین معرفی آرکتور به عنوان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین بیگانه‌هایی که در فرانچایزهای علمی‌تخیلی مختلف دیده‌ام(و امیدوارم لااقل یک بخش از ترینیتی او در شماره‌های بعدی دوام بیاورد) و در کنار تمام این‌ها، پیش بردن پلات، رفع و رجوع کردن تعلیق بزرگ شماره‌ی قبل و قرار دادن قهرمانان داستان در کلیف هنگری حتی بزرگ‌تر از شماره‌ی قبل!‌ دست یافتن به تمام این اهداف در حجم کم کمیک که خالی از اکشن هم نیست کار راحتی نبوده و توفیق نویسنده در تحقق این امر بدون شلوغ یا نامتمرکز شدن کار، خود به تنهایی استحقاق هر تعریف و تمجیدی را دارد. فستر دن لایت شاید یکی از بهترین داستان‌های اکتشاف فضایی این روزها در تمام مدیوم‌های مختلف باشد و جا دارد ممنون عصری باشیم که ایمیج در آن اینچنین فعالیت گسترده‌ای دارد.

 

محمد سوری
۹٫۵ از ۱۰

———————————–

animosity-2a5bdAnimosity #1

  • نویسنده: Marguerite Bennett
  • طراح: Rafael Latorre
  • ناشر: Aftershock Comics

اگر یک روز از خواب بلند شوید و ببینید که حیوان خانگیتان در حال صحبت با شماست چه حسی پیدا می‌کنید! اگر یک روز تمامی حیوانات بتوانند مثل انسان‌ها صحبت کنند، مثل انسان‌ها فکر کنند و مثل انسان‌ها رفتار کنند چه!؟ آیا آن‌ها از وضعیت قبل از این راضی هستند؟ منظورم این است که آیا آن‌ها از ما به خاطر زندانی کردنشان، کشتن و خوردنشان کینه‌ای به دل گرفتنه‌اند؟ این اتفاق، موضوع اصلی کمیک «خصومت ANIMOSITY » است.

حیوانات بیدار شدند. بدون هیچ دلیل خاصی. آن‌ها فکر می‌کنند، حرف می‌زنند، از خودشان مواظبت می‌کنند، و انتقام می‌گیرند! در اولین شماره از این کمیک شاهد تحولی در حیوانات هستیم که به رفتارهای انسان‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند. بعضیهاشان صاحبان خودشان را تهدید می‌کنند و یا حتی آن‌ها را به قتل می‌رسانند! بعضیهایشان عاشق صاحبانشانند و با آن‌ها انس گرفتند. بعضی‌ها به این که چرا تا الان زنده ماندند معترضند!

شخصیت اصلی داستان درباره‌ی سگی از نژاد «بلادهوند Bloodhound» به نام ساندور و صاحبش، دختر کوچکی به نام جسی است که همراه با پدر و مادرش در نیویورک زندگی می‌‌کنند. هنگامی که بیداری گریبان ساندور را می‌گیرد، او ادعا می‌کند که تا چه حد عاشق جسی است و از بودن پیش او احساس ناراحتی نمی‌کند. در همین هنگام پدر جسی از بیداری راکون‌ها و حیوان‌های دیگر خبر داد. ساندرو و دوست گربه‌اش خانواده‌ی جسی را به طبقه بالا هدایت می‌کنند تا آنجا در امان باشند. در حین رفتن به پشت بام، کبوتری جسی را هول می‌دهد او پرت می‌شود و ساندرو به کمک او می‌رود و ماجرای این دو از اینجا شروع می‌شود…

ایده‌ای که مارگریت بنت در این عنوان پیدا کرده است آرزوی کودکی بسیار از انسان‌ها بوده. آرزوی شبیه شدن حیوانات به انسان‌ها. اما آیا این آرزو عاقبت خوشی برای نسل بشر دارد؟ بنت به خوبی این آرزو را به چالش کشانده و از دریچه‌ای فان و گاهی اوقات دارک به آن نگاه می‌کند. شیوه‌ی روایی بنت در این داستان شیوه‌ی جالبی است و او به خوبی از پس این کار برآمده. در کنار بنت باید به طراحی‌های لاتوره هم اشاره کرد که بسیار با حال و هوای پلات داستانی بنت هم‌خوانی دارد و دقیقا همان ترکیب فان و دارک را در طراحی هم به چشم می‌بینیم.

اگر به دنبال کامیکی با ایده‌ای نو و عجیب و غریب می‌گردید، کامیک جدید انتشارات افدر شاک یعنی خصومت را از دست ندهید.

علیرضا شهروی
۸ از ۱۰

———————————–

SSQUADREB-Cv1-ds-13067Suicide Squad #1

  • نویسنده: Rob Williams
  • طراح: Philip Tan, Jonathan Glapion
  • ناشر: DC Comics

با نزدیک شدن به پخش فیلم جوخه ی انتحاری، شرکت دیسی نیز از فرصت استفاده کرده است و با منتشر کردن سری کمیک های این عنوان با شماره ی ۱ فرصتی جدید به طرفداران این سری داده است.

داستان از جایی شروع می شود که ریک فلگ قهرمان جنگی و متهم به خیانت با دستور آماندا والر از زندان آزاد می شود تا خطرناکترین گروه ضربت دنیای دیسی را رهبری کند؛ گروهی که متشکل از خطرناکترین شرور های دنیاست و افرادی همچون ددشات، هارلی کویین و … را در خود جای داده است.

طراحی این شماره نمود ضرب المثل “آشپز که دوتا شد…” است؛ اشتباه نکنید ! کارهای خوب با وجود دو طراح بسیار زیاد است ولی جوخه ی انتحار یکی از آنها نیست.در طرفی طراحی کار می کند که فضاهای معمولی را خوب طراحی میکند و همه چیز نرمال است و در طرف دیگر طراحی که فضاهای اکشن را خوب طراحی می کند ولی وقتی به طراحی چهره می رسد همه چیز را ترسناک و یا Creepy می سازد برای مثال چهره ی باراک اوباما در هنگام ملاقات با آماندا والر!

در بخش رنگ زنی نیز گاهی اوقات سایه های بی جا و تاریکی های بی مورد طراحی را تخریب کرده اند (در این مورد با سه رنگ آمیز طرفیم!).

و اما بخش داستانی… در یک نگاه کلی سیر داستانی جوخه ی انتحاری قابل قبول است اگرچه موارد کوچکی این موفقیت را خدشه دار می کند؛ برای مثال صفحات اکشن این شماره نقاط قوت محسوب می شوند ولی بسیار کم به آنها پرداخته می شود در عوض ۴ یا ۵ صفحه صرف معرفی ریک فلگ و یا آزادی او توسط آماندا والر(که نقش مهمی در داستان دارد ولی نویسنده بیش از حد به او می پردازد) می شود.

نقطه ی قوت بعدی داستان کنترل و استفاده ی به جا و به موقع از کاراکتر هاست؛جایی که نویسنده به مقادیر کافی از کاراکتر های اصلی تر مانند هارلی کویین و یا ددشات استفاده می کند و اگر همان مورد قبل در مورد استفاده ی بیش از حد از والر یا فلگ نبود جوخه ی انتحاری را به اثری خواندنی تبدیل می کرد.

کسرا اشرفی
۵٫۵ از ۱۰

———————————–

29176-2-68f88Lady Killer2 #1

  • نویسنده: Joelle Jones
  • طراح: Joelle Jones
  • ناشر: Dark Horse Comics

جوزی و خانواده اش در ساحل کوکوا مستقر شده اند و مدتی است که جوزی خود را به عنوان یک قاتل برای استخدام مستقل معرفی کرده است.اما این بار اون نه تنها باید رد قتل هایش را تمیز کند بلکه باید با پس لرزه های وقایع ران قبلی نیز دست و پنجه نرم کند.زندگی در خانه و کار برای او سخت تر می شودو درست در همین زمان شخصی از زندگی قبلی او باز می گردد.

جوئل جونز با ادامه ی زان قبلی بازگشته است و داستان قاتل مونثی را با بهره گیری از فضای دهه ی ۶۰ آمریکا تعریف می کند.بهترین نقطه ی داستان جونز وقت تلف نکردن و پرسه زدن بیهوده در اطراف داستان است او از ابتدا به داستان اصلی می پردازد و سوالاتی از سری قبلی را با روایت داستانی جدید پاسخ می دهد.برای مثال چگونگی رابطه ی بین جوزی و جین و یا چگونگی یکجانشین شدن جوزی و یا تاثیر شغل جوزی بر زندگی او.جونز علاوه بر خلق یک کاراکتر ضد قهرمان مونث پیچیده موفق به خلق صحنه های طنز با استفاده از المان های دهه ۶۰ (برای مثال روابط و بلف زدن خانم ها در آن دوره !) نیز شده است.

مونولوگ ها نیز به جا و بسیار دقیق نوشته و پرداخته شده اند و حتی هنگام اکشن های خونین نیز کار خود را به درستی انجام می دهند. در بخشی دیگر طراحی خود جونز نیز شکیل، مناسب و دقیق است فضاسازی مناسب با دوره ی زمانی اعم از؛ طراحی ساختمان ها، طراحی دکوراسیون، طراحی لباس ها و در نهایت مدل رفتار و شیوه ی زندگی از نقاط درخشان کار جونز است و در کنار رنگ آمیری میچل مدسنز  تا حدی بی نقص جلوه می کند .

شاید تنها ایرادی که می توان از این سری گرفت بست داستانی بیش از حد با سری قبلی یا شاید (تکرار میکنم شاید!) دلزدگی از فضای فمینین و مونث وارانه ی داستان باشد.

کسرا اشرفی
۸٫۵ از ۱۰

———————————–

cover-A-b591dMycroft Holmes #1

  • نویسنده: Kareem Abdul Jabbar, Raymond Obstfeld
  • طراح: Joshua Cassara
  • ناشر: Titan Comics

بسکتبالیست سابق و رمان نویس حال،کریم عبد الجبار با همراهی آبستفلد بازگشته است تا برداشت خودش از برادر بزرگتر شرلوک هلمز را روایت کند؛ مایکرافت که از طرف دولت انگلستان،ملکه ویکتوریا و سازمانی مخفی در قلب دولت به ماجراجویی برای پرده برداری از نقشه های مردی که به قاچاق سلاح های تخریب دسته جمعی می پردازد، می پردازد.آیا باهوش ترین مرد در بریتانیا موفق می شود؟

به لطف داستان اریجینال و بیسیک عبدالجبار کسانی که حتی با دنیای اصلی سر آرثور کونن دویل آشنایی ندارند نیز می توانند از داستان لذت ببرند.

مایکرافتی که عبدالجبار به ما معرفی می کند سرکش،جذاب،کاریزماتیک و بسیار خونسرد است و همکاری عبدالجبار و آبستفلد با موفقیت جنبه های شوخ و بی اعتنای مایکرافت هولمز را نشان می دهد.

اگرچه در کناره های داستان اندکی جنبه های شرلوک شناسی نیز به چشم می خورد ولی داستان تمرکزش را برای روی اسم روی جلد و حفظ حرارت اولیه، حفظ می کند.

جاشوا کاسارا طراحی خود را هم سطح داستان کشیده است و با دقت تمام کیفیت تمامی صحنه های موجود را حفظ کرده و فضاسازی منحصر به فردی را ارائه داده است؛چه یک کلاس درس یا یک رختخواب و اتاق درهم و برهم و حتی صحنه های اکشن پر جنب و جوش !

اثر با رنگ آمیزی موفقیت سه مرحله ای خود را تکمیل می کند؛ و تکنیک های برجسته کردن موضوع مورد نظر در مقابل فضا یا اتمسفر در کار لوئیس گوئرو چشم نوازی می کند و در کل  اثری منسجم و خواندنی در شماره ی اول به خواننده تقدیم می کند.

کسرا اشرفی
۹٫۵ از ۱۰

———————————–

DRS2015010-DC11-9e504Doctor Strange #10

  • نویسنده: Jason Aaron
  • طراح: Chris Bachalo
  • ناشر: Marvel Comics

آخرین شماره از آرک آخرین روز های جادو که دکتر استرنج را مجبور به رویارویی با دشمن خودساخته ی خود یعنی امپریکول و هم چنین یاد گرفتن وردهای جدید و پرداختن بهای آن، می کند.

مبارزه با امپریکول یکی از ارکان حیاتی اثر است؛ریتم روایتی تند می شود، پایان حس می شود و در نهایت می توانید احساس کنید که دو طرف مبارزه بهترین حرکت های خود را برای دیگری رو می کنند.

از طرفی می توانید شخصی شدن این نبرد را نیز احساس کنید؛طرفی که کاملا  به خاطر آنچه جادو از آینده ی او گرفته است دل به دریا زده و هر آنچه دارد را رو می کند و طرف دیگر که برای هرآنچه از آینده اش مانده است و دیگرانی که از جادو استفاده می کنند(و هم اکنون در خطر مرگ هستند) مبارزه و تقلا می کند و به ما یادآوری میکند که جادو همیشه مطلق نیست و با بهایی استفاده می شود و همچنین عواقبی دارد و علاوه بر آن تعادلی دارد که بر هم زدن آن  مرگبار است.

جیسون ارون در این آرک و علی الخصوص در این شماره بار دیگر دکتر استرنج را معرفی می کند و دلایل محکمی را مبنی بر اینکه چرا این بعد نیازمند به جادوگر اعظم است را ارائه می کند.

در طرف طراحی اثر نیز کریس باچالو ایستاده است که با مهارت به دنیای جادویی دکتر استرنج جان بخشیده است و تصاویری خلق کرده است که شمارا در همان ۳-۴ صفحه ی اول درون خود می کشند.شرور این قسمت اما از نقاط قوت طراحیست؛باچالو با دقت فضای افسرده، سرد، عاقبت ترسناک برای دکتر و دنیای جادو و در سرآمد همه امپریکول را به تصویر کشیده است و روایت ارون را کامل کرده است و در نهایت اثری خواندنی تحویل مخاطب داده است.

کسرا اشرفی
۹ از ۱۰

———————————–

StrangeAttractors-003-A-Main-8b216Strange Attractors #3

  • نویسنده: Charles Soule
  • طراح: Soo Lee
  • ناشر: Boom! Studios

چارلز سول احتمالا برای خوانندگان کمیک‌های مارول و دی‌سی نام کمابیش آشنایی باشد. سول هم در ولیوم‌های ۴ تا ۷ «هیولای مرداب» و هم در ایونت «جنگ داخلی» مارول نویسندگی کرده و به جز این‌ها، کارهای دنباله‌دار دیگری مثل شی هالک و مرگ ولوورین و سوپرمن/واندروومن در کارنامه‌اش به چشم می‌خورد. سال ۲۰۱۳ سول گرافیک نوولی درباره‌ی نظریه‌ی آشوب و پیچیدگی نوشت که آرکائیا کمیک آن را منتشر کرد. امسال سول تصمیم گرفت لازم است داستان آن گرافیک نوول با چندین اصلاحیه و افزودنی‌های زیادی به پلات اصلی و با سر و شکلی رسمی‌تر، در قالب یک سری محدود ۵ شماره‌ای بازنشر شود و «بوم! استودیوز» انتشار سری را به عهده گرفت. داستان سری جدید بسیار نزدیک به گرافیک نوول اصلی است و ماجراهای یک دانشجوی ریاضی مقطع دکتری را دنبال می‌کند که در زمینه‌ی نظریه‌ی آشوب تحقیق می‌کند و با پروفسور بازنشسته و سالخورده‌ای به اسم دکتر براون‌فیلد آشنا می‌شود و تلاش می‌کند نظر او را جلب کند تا در نوشتن تز دکترایش او را یاری کند. براون‌فیلد معتقد است یک سیستم بسته‌ی شهری عظیم مثل نیویورکِ امروز با بی‌نهایت فاکتور موثر در مکانیزم و کارکردش تا امروز می‌بایست بارها و بارها نابود می‌شد و معتقد است دلیل برپا ماندن نیویورک حتی بعد از وقایعی مثل ۱۱ سپتامبر، خود او بوده. در واقع نظریه‌ی براون فیلد این است که می‌توان با کمک ریاضیات آشوب و آشفتگی و شبیه‌سازی‌های دقیق، متغیرها و فاکتورهای کوچکی را در سیستم شهری تغییر داد که منتج به تغییراتی عظیم‌تر شوند و در نهایت مانع فجایعی قریب الوقوع گردند که همیشه شهر را تهدید می‌کنند. خود او هم بی‌کار ننشسته و با کارهایی از قبیل رها کردن یک موش در یک رستوران یا پاشیدن رنگ در پیاده‌روی منطقه‌ای پر رفت و آمد، این تغییرات لازم برای نجات شهر را شخصا انجام می‌دهد.
داستان در شماره‌ی سوم تا حدی به ورطه‌ی تکرار می‌افتد و نکات و اکسپوزیشن‌های دو شماره‌ی پیشین تا حدی بیش از مقدار لازم تکرار می‌شوند. با این وجود پلات با ریتم و ضرباهنگ خوبی پیش می‌رود و با شوک نهایی درباره‌ی گذشته‌ی خانوادگی براون‌فیلد و همچنین شروع عملیات تروریستی مخربی که قرار است رخ دهد، کم‌کم داستان استخوان‌بندی اصلی پایانش را می‌سازد. طراحی‌ها در این شماره نیز مثل کتاب‌های قبل از دیالوگ‌ها و داستان عقب می‌مانند و در آن سطح کیفی نیستند. با این وجود پنل‌های مربوط به تصویر کردن تاثیرات کنش-واکنشی اقدامات ریز طبق معادلات نظریه‌ی آشوب همزمان گویا، چشم‌نواز، شفاف و در یک کلمه قابل تحسین است. خواندنی‌ترین بخش هر شماره عملا بخش «آنتی‌تز» شده است (که لازم است اقرار کنم خلاقیتی لذت بخش محسوب می‌شود که ترجحیم بر لو ندادن کارکرد داستانی آن است) و به خصوص در این شماره‌، سرگذشت تراژدیک «بیل» به اوج هیجان می‌رسد و خواننده را در اشتیاق شماره‌ی بعد نگه می‌دارد. نهایتا اینکه این سری با وجود بعضی از ضعف‌هایش، کاری حساب‌شده و متفاوت و قابل احترام و با حرف‌های جدیدی برای گفتن است و امید زیادی به یک پایان بندی خوب در دو شماره‌ی آینده‌اش دیده می‌شود.

محمد سوری
۷٫۵ از ۱۰‌‌

———————————–

DDANN2016001-DC11-3b0c7Daredevil Annual #1

  • نویسنده: Charles Soule & Roger McKenzie
  • طراح: Vanesa R. Del Rey & Ben Torres
  • ناشر:  Marvel Comics

درست همانند اکثر سالیانه‌ها اولین سالیانه از آخرین ریبوت سری دردویل نیز داستان مجزایی را روایت می‌کند. دو داستان در این قسمت به نمایش درمی‌آید.

داستان اول با نمایش کار تیمی مت و یار قدیمی‌اش اکو (که چندان هم بازگشت شکوهمندی ندارد) به نویسندگی چارلز سول و طراحی راجر مک‌کنزی فرمول ساده همان کمیک‌های سوپرهیرویی دهه هفتاد را پیش می‌گیرد و عملا چیزی برای ارائه ندارد.

چپتر دوم اما به نویسندگی وانیسا دل ری و طراحی بن تورس یک سر و گردن از روایت چارلز سول بهتر عمل می‌کند. طراحی کار در چپتر دوم کم جزییات اما قابل قبول تر از کار مک کنزی است. چند پنل اکشن زد و خورد تقدیمتان می‌شود و تمام.

سالیانه دردویل درست همانند همین نوشته خیلی زودتر از آن‌چه فکرش را بکنید تمام می‌شود و در این صفحات محدود هم حرفی ندارد که بگوید.

این کتاب ارزش یکبار خواندن هم ندارد، وقت و حجم نتتان را برای این کمیک خرج نکنید!

مهران فلاح
۴ از ۱۰

———————————–

JUSTL-Cv2-ds-95ac6Justice League #2

  • نویسنده: Bryan Hitch
  • طراح: Tony S. Daniel
  • ناشر:  DC Comics

قسمت دوم جاستیس لیگ هم آمد و همچنان اعضای لیگ درگیر نجات دنیای در حال فروپاشی‌شان هستند!

روند داستان‌گویی کند این کمیک چیزی است که به شدت اذیتتان می‌کند. هنوز مشخص نیست دشمن اصلی داستان از چه جنسی است، هنوز مشخص نیست چه بلایی بر سر دنیای پیرامون قهرمان‌ها آمده، هنوز مشخص نیست نقش برایان هیچ به عنوان نویسنده کمیک در پیشبرد داستان چیست.

اگر از دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های زاید کار فاکتور بگیریم بی شک تمام روایت داستانی با طراحی‌های جذاب تونی دنیل پیش می‌رود. خیلی سخت نیست تا نگاهی به جاستیس لیگ جف جانز و جیسون فابوک بیاندازیم تا به عمق فاجعه پی ببریم.

روابط نامنسجم بین اعضای لیگ، پرداخت ضعیف دشمن مشترک دنیای ابرقهرمان‌ها، نوشته‌های ضعیف برایان هیچ، هیچ امیدی برای ادامه خواندن جاستیس لیگ به شما نمی‌دهد، آرک‌های داستانی خوب جاستیس لیگ را در ران‌های قبلی جف جانز سراغ بگیرید.

مهران فلاح
۳ از ۱۰

———————————–

NTW-Cv2-ds-eef06Nightwing #2

  • نویسنده: Tim Seeley
  • طراح: Javier Fernandez
  • ناشر:  DC Comics

اگر سری قبلی ناتوینگ یعنی گریسون راضیتان کرده قطعا این کمیک هم انتخاب مناسبی برای شماست. «تولد دوباره» نایتوینگ با پایبندی به اتفاقات اخیر سری گریسون دقیقا یک تولد دوباره برای دیک گریسون است. دیگ کریسونی که تیم سیلی در کمیکش معرفی کرد دیگر آن شخصیت بزن بهادر سری اول New 52  نیست، جاسوسی است که تیم سیلی نویسنده سری از مدت‌ها قبل تربیت کرده و حالا دوباره لباس کلاسیکش را بر تنش پوشانده است.

شخصیتی خاکستری و منتور جدیدی در کمیک معرفی می‌شود که مدام در ذهن دیک با بتمن قیاسش می‌کند، اسم آرک داستانی هم همین است: او بهتر از بتمن است؟

طراحی‌های خاویر فرناندز برنده جایزه شوستر در نمایش جزئیات پس زمینه کار خوب از آب درآمده که البته بعضی از کاراکترها آن طور که باید به این پس زمینه جور نمی‌شوند.

اگر دلتان برای ناتوینگ و کارهایش تنگ شده و البته یک کاراکتر جدید با پرداخت خوب می‌خواهید این کمیک انتخاب مناسبی برای شماست.

مهران فلاح
۸ از ۱۰

———————————–

KOBK_1Kill or Be Killed #1

  • نویسنده: Ed Brubaker
  • طراح: Sean Phillips
  • ناشر: Image Comics

«هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم زندگیم اینجوری بشه. ولی آدما همیشه حق انتخاب ندارن، دارن؟ حالا کاریه که شده… منم توش خیلی ماهر شدم، تو کشتن آدما، آدمایی که لیاقت مردن دارن.»

جدیدترین سری از تیم آیزنر برده امسال؛ اد بروبیکر و شان فیلیپس.

کمیک داستان جوان توداری را دنبال می‌کند که بعد از اقدام به خودکشی نافرجام نیرویی شیطانی و ماورایی مجبورش می‌کند تا برای زنده ماندن خودش جانیان را به قتل برساند. در قسمت اول داستان شاهد خاستگاهی از این شخصیت، ظهور نیروی شیطانی و تلاش مذبوحانه او برای کنار آمدن با این مسئولیت هستیم.

مونولوگ‌های آغازین داستان و صفحات روایی برگرفته از سبک خاص ویل آیزنر نقطه عطف کار بروبیکر در این کمیک هستند. استایلی که شان فیلیپس در این کار پیش گرفته کاملا با خشونت و تم داستانی بروبیکر همخوانی دارد و کمی هم متفاوت از کارهای پیشینش ظاهر شده است که البته گاهی اوقات چشم پوشی از برخی ضعف‌های طراحی جدیدش را برایتان سخت می‌کند.

«بکش یا کشته شو» بروبیکر و شان مورفی نان ایده خوب و پرداخت مناسب کاراکتر داستانش را می‌خورد و در مقایسه با کارقبلی‌شان در قسمت اولش نمره کاملی نمی‌گیرد اما با این حال یقه‌تان را می‌گیرد و به هر کجا که بخواهد می‌کشاند.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰

———————————–

VISION2015010-DC11-LR-db072Vision #10

  • نویسنده: Tom King
  • طراح: Gabriel Hernandez Walta
  • ناشر: Marvel

سری ویژن تام کینگ شاید بهترین کمیک دنباله‌دار سوپرهیرویی در حال انتشار باشد. کینگ با دست بالا گرفتن ژانر، ساختارشکنی‌های اعجاب‌آور، مونولوگ‌سازی‌های طولانی و منسجم و دخیل کردن تجربیات زندگی شخصی پرماجرایش و دید متمایزش به جهان در داستان‌پردازی‌اش (تا حدی مثل کاری که در داروغه ی بابل انجام داد)، اثری بی‌همتا آفریده که ضمن احترام به میتولوژی و برهم نزدن جهان مارول، بدل به داستانی مستقل با تم و لحنی لذیذ شده که تا پیش از این کم‌تر مشابهش دیده شده بود. شاید قیاس بی‌ربطی به نظر برسد، ولی کار کینگ در تلفیق شاعرانگی موقعیت‌هایی که ساخته با منطق باینری ویژن‌ها و به این ترتیب چرخاندن زاویه‌ی دید به صورتی که برای خواننده همزمان جذاب و بدیع و نیز پخته و چارچوب‌دار باشد تا حدی آدم را یاد کارهای ری بردبری می‌اندازد. اوج این موضوع در شماره‌ی اخیر مثلا در صفحه‌ی دعا خواندن ویو و ویژن در کنار هم است که طبق یک نظم الگوریتمی ابتدا برای وجود داشتن خدا، بعد برای روح داشتن روبات‌ها و سپس برای در آرامش بودن روح وین دعا می‌کنند.
شماره‌ی دهم با وجود اینکه همچنان کلاس بالاتری از اکثر کارهای سوپرهیرویی دیگر هر دو انتشارات اصلی دارد، از غنای شماره‌های پیشین برخوردار نیست. شاید این امر با توجه به جایی که داستان در آن قرار گرفته و لزوم عزاداری ساکت و صامت خانواده برای فقدان تازه‌شان مناسب به نظر برسد و بنابراین صفحات متمادی با حداقل دیالوگ‌ و حتی بعضا بدون هیچ دیالوگ یا مونولوگی، منطق روایی داشته باشند و وجودشان لازم و به جا باشد. ولی این موضوع چیزی از عقب ماندن غنای متنی این شماره نسبت به قبلی‌ها کم نمی‌کند و نتیجتا از لذت خواننده می‌کاهد، هرچند طراحی‌های چشم‌گیر گابریل هرناندز والتا، کمی این موضوع را جبران می‌کنند. مسئله‌ی دیگری که در این شماره به چشم می‌خورد این است که نسبت به قبلی‌ها زیادتر متمرکز است و در واقع مانند ۹ شماره‌ی پیشین تلاشی به پرداخت چندین داستان موازی و بردن خواننده به داستان‌ها و ساب‌استوری‌های متنوع نمی‌کند. در عوض به نظر می‌رسد این شماره نوعی پرکننده‌ باشد که خشم احتمالا ترسناک ویژن در شماره‌های بعدی را توجیه کند. با این حال باید اقرار داشت که این خاصیت پرکنندگی شماره، در آرک کلی و داستان اصلی امری ضروری است و بودنش لازم بوده. فقط اینکه عوارض جانبی‌اش از تک و تا افتادن روند طوفانی شماره‌های پیشین بوده که با شناختی که از کینگ دارم، احتمالا در شماره‌های بعد باز خواهد گشت. حرف آخر اینکه همین شماره‌ی کمیک هم که شاید کم‌هیجان‌ترین و کم‌متن‌ترین شماره‌ی سری تا به اینجا باشد، همچنان پر است از نقاط لذت فراوان که مهم‌ترینشان، همان پنل دعا خواندن است که به آن اشاره شد و بنابراین همچنان معتقد به آن گزاره‌ی اول هستم که ویژن بهترین کار سوپرهیرویی در حال انتشار است.

محمد سوری
۸ از ۱۰‌