بررسی کمیک‌های هفته اول می

توسط : در تاریخ : پنجشنبه, می 10th, 2012

از این پس هر هفته در فانتزی کمیک نگاهی به کمیک‌های جدید منتشر شده در طول هفته خواهیم داشت. اگر با نحوه‌ی دریافت کمیک‌های خارجی ناآشنا هستید به تاپیک دریافت کمیک در فنزین مراجعه کنید. همچنین برای بحث در مورد کمیک‌های جدید می‌توانید به بخش کمیک فنزین سر بزنید.

در این هفته اونجرها و مردان – ایکس بیشتر بر سر و کله همدیگر می کوبند، والیانت باز می‌گردد و دی‌سی موج دوم کمیک‌های خود را روانه بازار می‌کند.


 

Dial H #1

  • نویسنده: China Miéville
  • طراح: Mateus Santolouco
  • ناشر: DC

ق را به نشانه ی قهرمان بگیر که عنوانش ارجاعی آشکار به فیلمی از هیچکاک دارد یکی از جدیدترین عنوان های دی‌سی به نویسندگی نویسنده‌ی هوگو برده چینا میه ویل و طراحی ماتیوس سانتولوکو است.

چینا میه ویل که به گفته ی خود سعی دارد فانتزی را از یوغ تالکین در آورد عمده‌ی شهرتش مدیون دو سری کتاب بس_لگ و تنها ایستاده است. همچنین او در نگارش بازی‌نامه‌ی آخرین شماره‌ی بازی نقش آفرینی اژدها و سیاهچاله ها مشارکت داشته و شماره ی ۲۵۰ کمیک هل بلیزر از سری کمیک های ورتیگو هم به عنوان نویسنده‌ی مهمان نوشته است.

سابقه‌ی کمیک ق را بگیر به دهه‌ی شصت و عصر نقره ای در تعدادی از شماره های کمیک خانه‌ی رازآلود بر می‌گردد. بعد از آن هم دو سری از این کمیک در دهه ی هشتاد و سال ۲۰۰۳ نوشته شده است.

داستان آخرین مجموعه از این کمیک، حکایت شخصی به نلسون که فردی چاق و خود آزار است و با وجود این که به سی سال نرسیده سه بار سکته کرده است برای نجات دوست خود دارن از دست اوباش خیابانی در باجه ی کنار خیابان سعی می‌کند به پلیس زنگ بزند غافل از این که…

محور اصلی داستان بازی با یکی از تم‌های رایج کمیک‌های ابرقهرمانی عصر طلایی است. باجه‌ی تلفنی که ابر‌قهرمان در آن از فردی عادی تبدیل به ابرقهرمان می‌شود. منتها این جا باجه‌ی تلفن از نقش مفعولی در می‌آید و خود تبدیل به عامل این تغییر می‌شود. یک نفر می‌تواند تبدیل به ابرقهرمان های متعدد بشود چون باجه ی تلفن این اجازه را به او می‌دهد. ابر‌قهرمان‌هایی که انگار از دل پنهانی‌ترین زوایای ناخودآگاه قهرمان در آمده‌اند (به یاد آورید پنل هولناکی در ابتدای کار که نلسون دو سیگار را درون دهان خود چپانده) به غیر این جلوه‌های غریب گرافیکی داستان که به کارهای تیم برتون تنه می‌زد و پروتاگونیست عجیب آن، این کمیک را تا حدود زیادی با کمیک‌های دیگر دی‌سی متمایز می کند. سبک بصری و همین طور داستان گویی خلاق آن کار را به اثری خوب تبدیل می کند که خواندنش حتماً توصیه می‌شود.

نوشته فرزاد خلیلیان

[rating:7.5/10]


 

 

Earth 2 #1

  • نویسنده: James Robinson
  • طراح: Nicola Scott
  • ناشر: DC

جامعه‌ی عدالت اولین کمیکی بود در آن به جای یک ابرقهرمان شاهد تیمی از ابرقهرمان‌ها هستیم. موفقیت این کمیک باعث ساخته شدن کمیک‌هایی مانند انجمن عدالت و اونجرها بود. جامعه عدالت همیشه کمیک محبوبی بوده و طرفداران زیادی داشته است. عدم وجود نام این کمیک در لیست ۵۲ کمیک جدید دی‌سی باعث ناراحتی طرفداران این مجموعه شد. اما مدتی بعد که دی‌سی اعلام کرد این کمیک ادامه پیدا خواهد کرد افراد بسیاری چشم به راه این کمیک بوده‌اند. کمیک عده‌ی کثیری از طرفداران را راضی کرده ولی عده‌ی زیاد دیگری را ناامید کرده است.

جامعه عدالت که در جهان موازی دیگری به نام زمین ۲ قرار دارد بر خلاف سایر گروه‌های ابرقهرمانی روی اعضایی تمرکز دارد که طرفداران زیادی ندارند. جیمز رابینسون و نیکولا اسکات سعی دارند در این کمیک با مرتبط کردن حوادث به جهان ۵۲ جدید، تشکیل گروه را نشان دهد. ولی کل این شماره از کمیک شبیه مقدمه‌ای غیر ضروری است. روابط بین بت‌من و دخترش، مرگ لوئیس لین و نابودی جزیره پارادایس که هر کدام داستان‌های جالبی می‌توانند باشند فقط اخباری هستند که در دیالوگ‌ها بین شخصیت ها رد و بدل می‌شوند.

بالاخره در صفحات پایانی کمیک شخصیت‌های اصلی معرفی می‌شوند. به طور کلی این شماره مطلب خاصی برای ارائه دادن ندارد و برای دیدن توانایی‌های جامعه عدالت و این کمیک باید منتظر قسمت‌های بعد بود.

نوشته احمد بابایی

[rating:6/10]


 

Fury Max #1

  • نویسنده: Garth Ennis
  • طراح: Goran Parlov
  • ناشر: Marvel

گارث انیس بعد از مدت‌ها دوباره به مارول بر می‌گردد تا داستان نیک فیوری‌اش را ادامه دهد. با وجود این که مارول تلاش زیادی دارد تا در فیلم‌ها، نیک فیوری سیاه پوست انسانی دوست داشتنی باشد. ولی نیک فیوری اصلی موجودی خشن و جدی است که تمایل گروتسگی برای خشونت و وحشی‌گری دارد.

سری‌های ماورل مکس که مخصوص افراد بالای ۱۸ سال است به گارث انیس اجازه می‌دهد که داستانش را راحت‌تر تعریف کند. کمیک با این‌که ادامه‌ی سری اول است، حوادث آن مربوط به گذشته است و در دهه پنجاه میلادی رخ می‌دهد. در شماره اول انیس با آرامش داستان را روایت کرده و شخصیت‌های اصلی را به خواننده معرفی می‌کند. خبری از اکشن و مبارزه و خشونت نیست. به نظر می‌رسد نویسنده در روایت داستان می‌خواهد به نوعی تعادل را حفظ کند. گوران پارلو که در بخش‌هایی از پانیشر مکس نیز با انیس همکاری داشته طراحی ها را بر عهده دارد. بر خلاف طراحی های سری اول، کارهای جزئیات کمتری دارد ولی با این حال روش طراحی جالبی دارد.

به نظر می‌رسید که با پایان پانیشر مکس نوشته ی جیسون ارون سری‌های مکس به کلی نابود شوند. ولی گارث انیس باز هم بازگشته تا جانی دوباره کمیک‌های بزرگسالان مارول ببخشد.

نوشته احمد بابایی

[rating:7.5/10]


Ultimate Comics Spider-Man Vol. 2 #10

  • نویسنده: Brian Michael Bendis
  • طراح: David Marquez
  • ناشر: Marvel

اکثر وقت‌ها پایین آمدن سرعت روایت داستان و استفاده بیشتر از طراحی باعث غیرجذاب شدن کمیک می‌شود. بدون شک این کمیک می‌تواند با سرعت بیشتری جلوتر برود. اما برایان بندیس به هرکدام از شخصیت‌ها فرصت خودنمایی می‌دهد و این جنبه است که باعث قوی‌تر شدن این کمیک می شود.

مایلر مورالس در طی شماره‌های گذشته ثابت کرده که جایگزین مناسبی برای پیتر پارکر است و به عنوان یک نوجوان مشکلات و دردسرهای شخصی و جالب خودش را دارد. بیشتر کمیک مربوط به برخورد مایلز و عمویش در پشت‌بام ساختمانی است. روابط بین آنهاها رفته رفته بهتر می شود عمو ارون قرار نیست صرفا ضد قهرمانی دیگر باشد.

برایان بندیس توانایی خارق العاده‌ای در روایت داستان دارد و حتی بدون دیالوگ و فقط با تصاویر می‌تواند اطلاعات زیادی به مخاطب بدهد و احساسات را به خوبی منتقل کند. جای خالی سارا پیکلی، طراح سابق، به خوبی حس می شود ولی دیود مارکز نشان می‌دهد که طراح قدرت‌مند و جایگزین مناسبی است. طراحی‌های چهره و بدن او بی‌نقص است.

نوشته احمد بابایی

 [rating:8.5/10]


 

Venom #17

  • نویسنده: Rick Remender
  • طراح: Cullen Bunn
  • ناشر: Marvel

فلش حالا یک اونجر است؛ پس باید گذشته‌اش را کنار بگذارد و آدم خوبی شود. ولی او هنوز هم به طور کامل قصد ندارد شخص خوبی باشد. در ظاهر او می‌خواهد با دستگیری عده‌ای از جنایت کاران وفاداری خود را به اونجرها و کاپیتان آمریکا ثابت کند ولی در حقیقت او به اونجرها دروغ گفته تا بتواند از شر افرادی که گذشته و روابط او با اطرافیانش را نابود کردند خلاص شود. اما به جای درست شدن اوضاع، ونوم باعث جمع شدن گروهی ۶ نفره از ضد قهرمان ها به نام Savage Six می‌شود. آرک بعدی هم همانند داستان‌ها قبلی ونوم داستانی پر از اکشن و تویست خواهد بود.

این قسمت بیشتر جنبه مقدمه برای آرک بعدی را دارد بنابرین ریک ریمندر در حین روایت داستان روابط بین شخصیت‌ها را بارها و بارها برای خوانندگان توضیح می‌دهد. کو واکر مهارت زیادی در طراحی ضدقهرمان‌ها با توانایی‌های عجیب و غریب دارد و کار او کاملا مناسب این کمیک است.

ستاره‌ی این کمیک ضدقهرمانی به نام مگاتاک است که می تواند تکه‌های رنگارنگ و درخشان تتریس را کنترل کند و از آنها به عنوان سلاح استفاده کند!

نوشته احمد بابایی

 [rating:8/10]


X-O Manowar #1

  • نویسنده: Robert Venditti
  • طراح: Cary Nord
  • ناشر: Valiant

زمانی بود که والیانت یکی از بزرگ‌ترین نام‌ها در دنیای کمیک بود. آنها در صدر جداول و لیست‌ها بودند و مردم زیادی کمیک‌های آنها را جمع می‌کردند. ولی ناگهان رفتند و آن مجموعه شگفت‌انگیز از شخصیت‌هایشان را با خودشان بردند. مدت‌ها شایعاتی بود که قرار است برگردند. اتفاقاتی افتاد ولی هیچ اتفاق خاص رخ نداد. تا الان.

والیانت باز می‌گردد. آن هم با شماره اول این کمیک. این یک ری‌بوت تمام عیار است و همه چیز از قرار است از اول شروع شود. با وجود این که کمیک اقتباسی از یک کار ۲۰ سال قبل است به هیچ عنوان رنگ و بوی دهه نود را ندارد و برای این نسل ساخته شده است.

موضوع اصلی بسیار ساده است: بربرها علیه فضایی‌ها. روبرت وندتی روایت داستان را به خوبی انجام می‌دهد و هیچ گاه نمی‌گذارد سرعت اسکریپت کاهش بیابد. این شماره پر از مبارزه و هیجان است. آن هم از نوع علمی تخیلی. اتفاقات زیادی رخ می‌دهد و در شماره‌های بعدی اتفاقات زیادتری هم رخ خواهند و قرار است شمشیرهای لیزری را در کنار رومی های باستان داشته باشیم.

به طور کلی کمیک شروع قدرتمندی دارد و انتشارات والیانت که قرار است هر ماه یک کمیک جدید منتشر کند قطعا برنامه‌هایی بزرگی برای دنیای گسترده‌اش دارد.

نوشته احمد بابایی

[rating:7.5/10]


Avengers vs. X-Men #3

  • نویسنده: Ed Brubaker
  • طراح: John Romita
  • ناشر: Marvel

اونجرها علیه مردان ایکس تا به حال نشان داده که کمیک ناامید کننده‌ای است. بدون هدف و چیز خاصی برای ارائه. شخصیت‌پردازی به هیچ وجه وجود ندارد. در حالی که کمیک‌های تای‌این روی جزئیات و شخصیت‌پردازی‌ها تمرکز دارند، کمیک اصلی کاری است بی‌روح که صرفا حوادث مهم را نشان می‌دهد.

تا به حال برایان بندیس و جیسون ارون وظیفه نویسندگی دو شماره قبل را بر عهده داشتند و حال نوبت اد بروبیکر است. ولی اد بروبیکر هم مانند دو نویسنده قبل به هیج وجه نمی‌تواند خودی نشان بدهد چون داستانی نیست که گفته شود. با این حال حداقل خبری از بی‌هدفی داستان در شماره قبل خبری نیست ولی اسکریپت خالی از هیجان و انرژی است.

بروبیکر سعی می کند رابطه‌ی بین ولورین و کاپیتان آمریکا را منظقی‌تر جلوه دهد. و برای این کار ولورین را در مرکز داستان قرار می‌دهد. همان کاری که جنگ داخلی با اسپایدرمن کرد. ولی با جبهه گیری‌های غیرمنطقی کاپیتان آمریکا و سایکلاپس حتی بروبیکر که سال‌هاست نویسنده کمیک کاپیتان آمریکا است نمی‌تواند خواننده را متقاعد کند.

با این حال این قسمت موفق می‌شود نبردی خونین بین کاپیتان آمریکا و ولورین را نشان دهد. طراحی های جان رامیتا نسبت به شماره قبل بهتر شده و دلیل آن هم متمرکز شدن داستان رو شخصیت‌های محدودتری است. بنابرین حداقل از لحاظ بصری کمیک چیزی برای ارائه دادن دارد.

قطعا اونجرها علیه مردان ایکس می تواند حادثه کمیک خوب و قدرتمندی باشد؛ ولی نیست. نویسنده‌ها در کمیک‌های فرعی داستان‌های بهتری ارائه می دهند در حالی داستانی نمانده تا در کمیک اصلی گفته شود.

نوشته احمد بابایی

[rating:5/10]


FCBD-The-New-52FCBD The New 52

  • نویسنده: Geoff Johns
  • طراح: Jim Lee, Ivan Reis, Gene Ha and Kenneth Rocafort
  • ناشر: DC

شنبه اول ماه مه هر سال روز کمیک بوک رایگان نام دارد. هدف اصلی این روز جذب کردن مخاطبان جدید است. معمولا این روز همراه با اکران یک فیلم ابرقهرمانی است تا با استفاده از شهرت فیلم مخاطبان بیشتری جذب این رسانه شوند. کمیک‌های رایگان مخصوصی برای این روز چاپ می‌شوند و گاها کمیک‌های قدیمی با قیمت پایین‌تر به فروش می‌رسند. اما دی‌سی کمیکی نوشته جف جانز در مورد ۵۲ جدید منتشر کرد که مخاطبان اصلی آن خوانندگان قدیمی‌تر است.

جف جانز در این کمیک کوتاه اطلاعات زیادی را سمت مخاطب پرت می‌کند و برای گرفتن همه‌ی این مطالب بهتر است کمیک با دقت بالایی خوانده شود. اشاره به جنبه‌ی جادویی و فانتزی دنیای دی‌سی، گذشته جدید و تغییر یافته دو شخصیت مرموز دی‌سی با نام‌های فانتوم استرجر و کوئسشن و همچنین آشکار شدن اطلاعاتی در مورد پاندورا و جعبه‌ی مرموز پاندورا. در بخش دوم کمیک از شخصیت‌های زیادی از جمله جان کنستانتین نامی به میان آورده می‌شود که احتمالا در آینده نقش بزرگ‌تری خواهند داشت.

اما ضربه ی نهایی در بخش سوم کمیک وارد می شود. قرار است در آینده نزدیک شاهد جنگی به نام Trinity War باشیم. گرین لنترن جدید سیاه پوست که خال‌کوبی به زبان عربی رو بازویش دارد کیست؟ بت‌من چگونه جعبه پاندورا را به دست آورده است؟ چرا ابرقهرمان‌ها در حال مبارزه با هم هستند؟ این ها سوال‌هایی است که در آینده نه چندان نزدیک به آنها جواب داده خواهد شد.

نوشته احمد بابایی

[rating:7/10]


Siegfried

  • نویسنده و طراح: Alex Alice
  • ناشر: Archaia

ده صفحه پنل بدون دیالوگ. دو صفحه پنل‌های سیاه تشکیل شده از دیالوگ. و هشت صفحه تعریف گذشته‌ای که نیازی نیست بهایی برای آن پرداخت شود. و در انتها بیست صفحه حکایت غریب زیگفرید کودک، میمه‌ی کوتولو و گرگ‌های درون جنگل که به مرگ گرگ مادر می‌انجامد همه و همه والسی باشکوه می‌سازند که تشکیل دهنده‌ی فصل اول کمیک زیگفرید است.

کمیکی نوشته ی آلکس آلیس هنرمند فرانسوی که به تازگی به انگلیسی ترجمه شده و اقتباسی آزاد از اپرای حلقه‌های نبلونگ واگنر است. تنها واکنش ممکن در مورد دنیای غریب آلکس آلیس و رنگ‌های سرد به دقت چیده شده در آن و فانتزی جذاب داستان تنها می‌تواند یرت باشد. هر چند گاهی شکل دیزنی‌وار طراحی‌ها و روایت توی ذوق می‌زند.

اما در نهایت کمیک به هیچ عنوان شما را ناامید نمی‌کند. این کمیک را به تمام عشاق این اسطوره و تمامی کسانی که می خواهند یک کمیک خوب بخوانند توصیه می‌کنم.

نوشته فرزاد خلیلیان

[rating:9/10]


Crawl to Me

  • نویسنده و طراح: Alan Robert
  • ناشر: IDW

به سوی من بخز عنوان رمان گرافیکی جدید آلن رابرت طراح کمیک و خواننده است.

داستان، حکایت مردی به نام رایان و همسرش جسیکا و دختر کوچکشان است که به خانه‌ای دورافتاده نقل مکان کرده‌اند. رایان در زیرزمین خانه با حفره‌ای عجیب روبرو می‌شود که آغازگر حوادثی وحشت‌زا می‌شود که بر‌خلاف تصور آن‌ها مسببش خانه نیست بلکه مشکل از خود آن‌هاست…

داستان با کلیشه های معمول ژانر وحشت یعنی حفره ای پر از استخوان مردگان، زنی که تحت القای صدایی می‌خواهد نوزاد خود را بکشد و روح سرگردان یک قاتل زنجیره‌ای روانی انباشته شده است. و بعد در همان اوایل داستان با چرخشی قابل حدس به داستانی سوررئال تبدیل می‌شود که سعی دارد ادای فیلم‌های لینچ را در بیاورد و در انتها با گره گشایی پایانی خود، نویسنده که شیفته ی تردستی‌اش شده به نحوی دم دستی از چرایی وجود تمام عناصر داستان خود به نحوی دم دستی رمز گشایی می‌کند و تمامی عناصر سوررئال آن در حد شعبده‌ای نازل برای متعجب کردن خواننده نزول می‌کند. هر چند داستان افتتاحیه‌ی خوبی دارد ولی در نهایت در سطح باقی می‌ماند و از حد تقلیدی دست دوم فراتر نمی‌رود.

اما بر عکس روایت بد آن، پنل‌های دفرمه شده، نورپردازی اغراق شده و نحوه‌ی استفاده از رنگ‌ها و تصاویر به عمد ساده شده‌ی کار از نظر بصری تصویری یکه برای خواننده می‌سازد. تصویر شنل قرمز رایان یا صحنه پردازی کشتار پلیس ها در ابتدای داستان و یا نحوه‌ی ورود رایان به خانه برای اولین بار با آن نورپردازی اغراق شده هیچ کدام تصاویری نیست که به این راحتی از ذهن پاک شود.

در مجموع به سوی من بخز یک تجربه‌ی شکست‌خورده است که اگر قدری بیشتر بر روی جنبه‌های روایی آن کار شده بود می توانست به تجربه ای فراموش نشدنی تبدیل شود.

نوشته فرزاد خلیلیان

[rating:5/10]


Mind the Gap #1

  • نویسنده: Jim McCann
  • طراح: Rodin Esquejo, Sonia Oback
  • ناشر: Image

فاصله را حفظ کنید اصطلاحی در زبانی انگلیسی است که اولین بار در دهه‌ی شصت میلادی در متروی انگلیس به کار گرفته شد و نوعی عبارت هشدار برای یادآوری این موضوع است که مسافرینی که می‌خواهند سوار مترو شوند برای ایمنی خود باید پشت خط خطر زرد رنگ بایستند.

داستان درباره‌ی دختری به نام الی است که به نظر می‌رسد خودکشی کرده. اما امکان این نیز وجود دارد که به قتل رسیده باشد. روح الی از بدنش جدا می‌شود در حالی که هیچ چیزی درباره‌ی خود به یاد نمی‌آورد. او در جایی که حد فاصل دنیای زندگان و مردگان است با فردی به نام بابی آشنا می‌شود که با او درباره‌ی این مکان سخن می‌گوید. آن‌ها با روح مردی روبرو می‌شوند که تازه مرده است و باید آن جا را ترک کند. الی بیش از حد به بدن مرد مرده نزدیک می‌شود و به همین خاطر به صورت غیر ارادی درون بدن آن فرد کشیده می‌شود و مرد به کما رفته که اکنون الی در قالب او قرار دارد از کما بیدار می‌شود.

فاصله را حفظ کنید اولین تجربه‌ی جیمز مک‌کان با ناشری مستقل و غیر از مارول است. او  تجربه‌ی ساختن فیلم های تبلیغاتی برای شبکه‌ی ای بی سی را دارد، و همچنین سری‌های محدودی در مورد کمیک خاندان ام و سری نیو اونجرز نوشته است.

کمیک با ساختار روایی خود و طراحی نه چندان ویژه ولی استانداردش نوید یک تریلر معمایی خوش ساخت را می‌دهد هر چند داستان شدیداً استعداد به ابتذال کشیده شدن و تبدیلش به کاری ضعیف را دارد. در یادداشت‌های منتشر شده در اینترنت، مقایسه‌هایی مابین این کار و ساگای برایان ک. وگن صورت گرفته که حداقل در مرحله‌ی فعلی بیش از اندازه اغراق آمیز به نظر می‌رسد. کار پایلوت خوب و حساب شده‌ای دارد اما پایلوت استاندارد آن در برابر پایلوت خیره‌کننده‌ی ساگا به شدت کم می‌آورد. تا این‌جا فاصله را حفظ کنید کار خوبی است ولی به جای ذوق زده شدن کمی باید صبر کرد تا کار چه سمت و سویی پیدا می‌کند چون هنوز برای قضاوت نهایی داشتن درباره ی آن بسیار زود است.

نوشته فرزاد خلیلیان

[rating:6/10]