بررسی کمیک‌های هفته‌ی چهارم جولای و اول آگوست

توسط : در تاریخ : چهار شنبه, آگوست 15th, 2012

در این هفته‌ها اسپایدرمن بسیار خوب درخشید، مشخص نیست ددپول در کهکشان مارول به دنبال چه چیزی است، شاهد نبرد خون‌آشام‌ها و زامبی‌ها هستیم و جاستیس لیگ دارک در دنیای تاریک خود به جلو پیش می‌رود.


I, Vampire #11

  • نویسنده: Joshua Hale Fialkov
  • طراح: Andrea Sorrentino
  • ناشر: DC

خون آشام علیه زامبی. این موضوع یکی از جنجالی‌ترین و لذت بخش‌ترین خیالبافی‌های طرفداران ادبیات و کمیک‌های گمانه‌زن است. وقتی یک خون آشام یک زامبی را گاز می‌گیرد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ اگر یک زامبی خون آشامها را گاز بگیرد چه می‌شود؟ این موضوع به حدی جذاب است که موضوع مسابقه داستان‌نویسی شماره‌ی سوم وبگاه فنزین نیز همین است : داستانی در مورد خون آشام‌ها و زامبی‌ها. (http://fanzine.ir/viewtopic.php?f=79&t=1417)

تصاویر جنگ این دو موجود نامیرا در صفحه‌های اولیه‌ی این شماره به صورت صفحه‌های دوگانه طراحی شده بود که واقعا عالی بود و حس حماسی بسیار خوبی به خواننده القا می‌کرد.

در این شماره همه چیز خواهید دید. خون آشام، زامبی، انسان، جادو و از همه جالبتر: خون آشام‌های زامبی شده‌ی شکارچی خون آشام!

اندرو بنت بعد از کراس اور با جاستیس لیگ دارک قدرت بسیار زیادی پیدا کرده بود، قدرتی باورنکردنی. ولی او بالاخره در این شماره از خودش نشانه‌های ضعف بروز داد و باعث شد که دیگر احساس نکنیم که شکست ناپذیر است. درست است که دوست داریم ابر قهرمانهای مورد علاقه‌مان قدرتهای جدید بدست بیاورند، اما از شکستشان نیز به همان میزان لذت خواهیم برد.

پوریا تقوی مقدم

[rating:9/10]


Justice League Dark #11Justice League Dark #11

  • نویسنده: Jeff Lemire
  • طراح: Mikel Janin
  • ناشر: DC

جاستیس لیگ دارک همانطور که از اسمش هم پیداست، ماجراهای قسمت جادویی دنیای DC را روایت می‌کند. قسمتی که در کمیک‌های دیگر کمتر به آن پرداخته شده است. قسمتی که ناشناخته و مرموز باقی مانده. قسمتی که دست نویسنده را برای استفاده از هر چیزی برای هیجان انگیز‌تر کردن کمیک، باز می‌گذارد.

داستان با سرعتی عالی جلو می‌رود. شخصیت‌های جدید اضافه می‌شود و این امر نه تنها باعث گیج شدن خواننده نمی‌شود بلکه او را به این کمیک علاقه‌مندتر هم می‌کند.

معمولا در کمیک‌هایی که گروهی از شخصیت‌های اصلی حضور دارند، چند تن از شخصیت ها کمرنگ‌تر ظاهر می‌شوند و نمونه این را می‌توانیم در کمیک جاستیس لیگ نوشته جف جونز ببینیم. اما جف لمیره که یکی از بهترین نویسنده‌های شرکت DC است، توانسته تعادلی زیبا برقرار کند و همه شخصیت‌های این کمیک در اتفاقات آن نقشی اساسی بازی می‌کنند.

طراحی‌های این کمیک همیشه خوب بوده. اما طراح جدید این کمیک کارش فوق‌العاده است. تک تک پنل ها پر است از جزئیاتی عالی و خیره کننده. طراحی‌هایی که باعث می‌شود پس از خواندن دیالوگ‌ها به پنل بدی نروید، بلکه صبر کنید تا جزئیات درون هر پنل را مشاهده کنید.

در این شماره باز هم قسمتی به مادام زاندو اختصاص داده شد تا داستان جانبی خود را ادامه دهد و ماجرای جدیدی را رقم بزند. ماجرایی که در آینده نه چندان دور، نقش بسیار مهمی را بر عهده خواهد داشت.

این شماره، همچون شماره‌های قبل، در نقطه عطفی هیجان انگیز پایان می‌یابد و باعث می‌شود که خواننده تا شماره بعد به این فکر کند که سرانجام این «خیانت» چه خواهد بود؟

پوریا تقوی مقدم

[rating:9/10]


Ultimate Comics Spider Man #13Ultimate Comics Spider Man #13

  • نویسنده: Brian Michael Bendis
  • طراح: David Marquez
  • ناشر: Marvel

آرک جدید با حضور آیرون‌من و کاپیتان آمریکا طبیعتاً استارت موفقی برای بسط دادن به دنیای کوچک مایلز مورالز است، شخصیتی که کم‌کم وارد دنیای پیچیده‌ای که پیتر پارکر در آن بود شده است و با مشکلات بزرگتری باید دست‌و‎پنجه نرم کند.

برایان بندیس به خوبی به این نکته توجه دارد که شخصیت مایلز به دلیل سن و سال کم نمی‌تواند به تنهایی از پس مشکلات برآید و گویای این مطلب روی جلد این شماره است اما قطعاً در این قسمت به دلیل اتهاماتی که به اسپایدرمن وارد است خبری از این حمایت‌ها نیست. از بزرگترین کارهایی که بندیس کرده معرفی دشمنان جدید در هر شماره است، در این قسمت اسپایدرمن با شخصیتی به نام “باتروک وزغ” روبرو می‌شود که در یکی از پنل‌های مبارزه‌ی مایلز با این کاراکتر مایلز دیالوگ جالبی بیان می‌کند:

اسپایدرمن قبلی با جن سبز و دکتر اختاپوس مبارزه می‌کرد و من دارم با باتروک وزغ می‌جنگم؟

در ابتدای کار دیوید مارکز به دلیل بی‌تجربگی او فکر می‌کردم این طراح در نمایش محیط‌های شلوغ مشکل داشته باشد اما در این قسمت به قدری محیط‌های پرجزئیات و ابرساختمان وجود دارد که به طور کل شک من را برطرف کرد و به جرأت می‌توانم بگم که از بزرگترین طراحان این صنعت در آینده‌ای نزدیک خواهد شد.

جذابیت این کمیک رفته‌رفته به دلیل اضافه شدن کاراکترها و اِلمان‌های جدید رو به افزایش است پس هنوز هم برای اعتماد به داستان‌نویسی بندیس و طراحی مارکز دیر نیست.

مهران فلاح

[rating:9.5/10]

 


Avengers Vs X- Men #9Avengers Vs X Men #9

  • نویسنده: Jason Aaron
  • طراح: Adam Kubert
  • ناشر: Marvel

در این قسمت ابرقهرمان بی‌چون و چرای اونجرها اسپایدرمن است. مونولو‌گ‌های ابتدایی به طرز زیبایی با خون آمیخته است و به سادگی می‌توان حدس زد از زبان چه کسی است. صفحه‌ی اول زمان حال را روایت می‌کند، در صفحه‌ی دوم فلش بکی صورت می‌گیرد که دوباره در صفحات پایانی به صفحه‌ی اول داستان متصل می‌شود، در واقع این ترفند هیچ زمان در روایت قصه‌گویی کهنه نمی‌شود و به شخصه همیشه برای من جذاب بوده است.

خوبی این کمیک در این است که به نوعی در هر قسمت تمرکز روی کاراکترهایی خاص شده است و بعد از نه قسمت این بار نوبت به اسپایدرمن است. اکشن داستان اکثراً در قسمت‌های پیشین به نوعی گنگ و بی‌حساب بود، در این قسمت مشخص است که جیسون آرون از ابتدا برنامه‌ای هدفمند برای پیگیری داستان داشته است.

آدام کیوبرت همان‌طور که در نقدهای قبلی اشاره کردم در خلق محیط‌های پرجزئیات تبحر دارد اما باز هم در بعضی پنل‌ها خوب عمل نکرده است.

تعدادی از شخصیت‌های اونجرها توسط گروه ” ۵ فینیکس” گرفتار شده‌اند، گرو اصلی برای نجات آن‌ها راهی سیبری می‌شوند و گل سرسبد اعضاء در این قسمت اسپایدرمن است که حس مسئولیت پذیری او برایش مشکل ساز می‌شود.

مهران فلاح

[rating:8/10]

 


#۱ Deadpool Kills The Marvel Universe Deadpool Kills The Marvel Universe

  • نویسنده: Cullen Bunn
  • طراح: Dalibor Talajic
  • ناشر: Marvel

ددپول همواره کاراکتری بوده که بازیچه‌ی دست اکثر نویسنده‌ها قرار گرفته است و به قولی هر بلایی که سر این کاراکتر خواسته‌اند آورده شده. با توجه به گذشته‌ی غم‌انگیز و زندگی سختی که داشته اما همیشه در حال شوخی و مزاج است. در اصل ددپول شخصیتی منسجم ندارد و دچار چندگانگی شخصیت است و به نوعی یک دیوانه به تمام معناست، دیوانگی که در این کمیک علناً به تصویر کشیده شده است.

شروع داستان در هر کتاب ارزش بالایی دارد و شروع این کتاب بسیار سطحی و ساده است، وید ویلسون دچار جنون شده و هر ابرقهرمانی که در سر راهش قرار می‌گیرد سلاخی می‌کند. دقیقاً مشخص نیست نویسنده‌ی داستان به دنبال چیست، خشونت کار بی هیچ دلیلی بالاست، حتی برای افزایش جذابیت هم کالن به رسم دوطرفه بودن ارتباط داستان‌های ددپول راوی داستان را نیز به دست ددپول گردن می‌زند!

تالاجیک طراحی ناشناخته است و طراحی‌های او از نظر من در این کمیک قابل تحمل نیست، هیچ نکته‌ی مثبتی در طرح‌های او یافت نمی‌شود، البته کارهای او برای کمیک ۷ Ronin زیباتر است ولی طراحی دست سوم است و صرفاً این کمیک شکست بزرگی برای او و کالن محسوب می‌شود. اما هنوز برای تصمیم‌گیری کمی زود است، ممکن است کالن بتواند به داستان جذابیتی ببخشد که در این صورت می‌شود از طرح‌های ضعیف تالاجیک چشم پوشی کرد.

ناگفته نماند که این قسمت آنقدرها هم بد نیست و حداقل به خاطر مرگ شخصیت‌های ابرقهرمان یک بار ارزش خواندن دارد.

مهران فلاح

[rating:3/10]


Hawkeye #1

  • نویسنده: Matt Fraction
  • طراح: David Aja
  • ناشر: Marvel

پنج شش سال قبل بود که مت فرکشن و دیوید آجا به همراه اد بروبیکر کمیک آیرون فیست را روانه بازار کمیک کردند و شخصیتی کلیشه‌ای را تبدیل به یکی از محبوب‌ترین‌های مارول تبدیل کردند. تا جایی که بندیس در تیم اونجرهایش جایی برای او باز کرد. حالا باز هم فرکشن و آجا (متاسفانه بدون بروبیکر) دوباره سراغ شخصیتی می‌روند که نویسنده‌ها خیلی با او مهربان نبوده‌اند.

تمرکز کمیک برا شخصیت پردازی است و احتمالا در طول شماره‌های بعدی هم با داستان‌های یک قسمتی با شخصیت کلینت بارتون بیشتر آشنا شویم. می‌فهمیم که کلینت همیشه هم در برج اونجرها نیست و در ساختمانی قدیمی زندگی می‌کند و با صاحب خانه‌اش خیلی روابت خوبی ندارد. یک عالمه مونولوگ و دیالوگ خوش‌ساخت و اکشن‌های خیابانی چیزی است که همیشه در این کمیک وجود دارند و احتمالا در قسمت‌های بعدی خیلی هم بهتر شوند.

دیوید آجا با طراحی‌های دقیق و در عین حال شلخته فضای بارانی و کثیف شهر را به خوبی به نمایش می گذارد و گاهی فضای نوآر را با آن ترکیب می‌کند. و نتیجه کار واقعا دیدنی است. مثلا صحنه‌های کازینو واقعا خوب طراحی شده‌اند و رد وبدل کرد مشت و لگد زیر باران حس نیویورک در آگوست خیلی خوب منتقل می‌کند. البته در این قسمت اکشن‌ها خیلی ساده‌اند و در قسمت‌های بعدی با اکشن‌های قوی‌ای که نمونه‌اش را قبلا در آیرون فیست دیده‌ایم را مشاهده خواهیم کرد.

هنوز کمیک آن‌طور که باید جدی نشده ولی با توجه به تیم سازنده کمیک صد در صد هاک‌آی کمیکی خواهد بود که برایش انتظار خواهم کشید.

احمد بابایی

[rating:7.5/10]


The Underwater Welder

  • نویسنده و طراح: Jeff Lemire
  • ناشر: Top Shelf

زن جک جوزف در حال به دنیا آوردن اولین فرزندشان است. او معلمی است که برای تامین مخارجش غواصی پاره وقت هم هست. اما غواصی اش انگیزه ای بیش از تامین مخارج دارد. او هنوز مفتون گذشته اش است. گذشته ای که با زیر آب و ساعتی که پدرش به او داد رابطه ی تنگاتنگی دارد.

جف لمیر نویسنده و طراح کمیک در حال حاضر جایگاهش در دی سی و ورتیگو دست کمی از ستاره ندارد. او امسال با انیمال منش نامزد جایزه ی آیزنر شد و دندان شیری و فرانکشتاین مامور شیدش با تحسین منتقدان روبرو. هم چنین او اخیراً جایگزین پیتر میلیگان در جاستیس لیگ دارک شده و این تنها گوشه ای از فعالیت های اوست.

نتیجه ی کار اگر از پایان ضعیف گرافیک نوول بگذریم عالی است. غرق شدن لحظه لحظه ی جک درون دنیای ذهنی خودش که در نهایت او را به دنیای زیر آب که به نوعی دنیای ذهنی خودش هست م غلطاند گرچه بارها تجربه شده اما شیوه ی لمیر در طراحی ها که حتی به طراحی کارهایی که خودش طراح او نیست از جوشکار زیر دریا داستانی متفاوت می سازد. داستانی در شهری کوچک و از آدم های معمولی که قرار نیست مثل قهرمانان کمیک های ابر قهرمانی سوپر مدل باشند. هر چند این عادی بودن و واقع گرا بودن داستان منجر به رئال بودن تصاویر نشده( شاید اگر این طور بود با گرافیک نوول ضعیف دیگر امسال یعنی ملکه خرچنگ از سطح ماجرا فراتر نمی رفت) بلکه با استایلی که گاهی به کارهای گروتسک پهلو می زند به دنیای درونی جک آرام نفوذ می کند و بافتی تغزلی بسازد. در این راه جف لمیر ابایی ندارد که یک صفحه ی چهار پنلی را تنها بهد پریدن پرندگان اختصاص دهد. جون طبیعت شهر شاید بسیار مهم تر از آدم های درون داستان باشد.

پیشنهاد من این است که به هیچ عنوان خواندن جوشکار زیر دریا را از دست ندهید چون جف لمیر قرار است شما را در سفری شگفت به اعماق روح یک مرد ببرد آن هم در زیر آب.

فرزاد خلیلیان

[rating:8/10]


AnimalMan #12 + Swamp Thing #12Rotworld

  • نویسندگان:Jeff Lemire, Scott Snyder
  • طراحان: Marco Rudy, Dan Green, Andy Owens, Steve Pugh
  • ناشر: DC

وقتی دو نویسنده قدرتمند شرکت DC با همدیگر یک کراس اور را بنویسند، می‌شود از قبل حدس زد که با کاری عالی روبرو هستیم. اما اسنایدر و لمیر از انتظارات فراتر رفتند و کمیکی عرضه کردند که دنیای DC را تا حدودی دگرگون کرد.

معمولا در کراس اورها نیاز است که خواننده‌ها از کمیک‌های دیگر نیز اطلاعاتی را کسب کنند و این امر باعث می‌شود که کمیک با اطلاعات اضافی شلوغ شود. در این کراس اور چنین اتفاقی نمی‌افتد و خواننده به هیچ وجه سنگینی بار اطلاعات اضافه را احساس نمی‌کند.

خوانندگان هر دو کمیک از ابتدا میدانستند که دیر یا زود این دو کمیک با همدیگر پیوند می‌خورند و این موضوع بالاخره در شماره ۱۲ اتفاق افتاد. بالاخره انیمال من با سوامپ ثینگ ملاقات کرد.

باید هر دو قسمت کراس اور «دنیای فساد» را به صورت یک کل درنظر گرفت. چرا که داستان آن پیوسته است. اما اگر بخواهیم به هر کمیک جداگانه امتیاز دهیم، سهم انیمال من کمتر خواهد بود، چراکه زمینه سازی ها در انیمال من اتفاق افتاد و قسمت های جذاب ماجرا در سوامپ ثینگ.

در این شماره برای اولین بار دنیای فساد را دیدیم و چه دنیای ترسناکی بود. اما نویسنده‌ها با متعادل کردن داستان مابین ماجراهای قهرمان‌ها در دنیای فساد و خانواده‌هایشان در بیرون ورودی ، توانسته بودند کمیکی خوش خوان بنویسند که هر کسی از خواندنش لذت ببرد.

همانطور که در اول این ریویو هم نوشتم، دنیا پس از این کراس اور تغییر کرد. تغییری که در قسمت های بعدی انیمل من و سوامپ ثینگ نیز ادامه دارد. پس اگر تا به حال این دو کمیک را نخوانده اید ، این کراس اور و یا شماره ۱۳ بهترین زمان برای شروع است.

لازم به ذکر است که از شماره بعدی، داستان این دو کمیک به صورت مستقل ادامه پیدا خواهد کرد. اما دنیای این دو ابرقهرمان ضلغ دارک DC به هم پیوسته است و باید باز هم چشم به راه چنین کراس آورهای زیبا و دلنشینی باشیم. کراس آورهایی که همه چیز را دگرگون خواهند کرد.

پوریا تقوی مقدم

[rating:9/10]


The Unwritten #39The Unwritten #39

  • نویسنده: Mike Carey
  • طراح: Peter Gross
  • ناشر: Vertigo

نانوشته، حکایت تامی تیلور پسر ویلسون تیلور، نویسنده‌ای مشهور است که در دوره‌ی اوج موفقیت کاری‌اش بدون باقی گذاشتن هیچ ردی از خود ناپدید شده است. ویلسون تیلور از خود مجموعه‌ای در مورد پسری جادوگر به نام تامی تیلور باقی گذاشته که هم نام پسرش است و این مجموعه را با هری پاتر مقایسه می کنند. اما در ادامه متوجه می شویم قضیه به همین سادگی نیست و تامی تیلور با شورایی مواجه می‌شود که می‌خواهد داستان‌هایی که نوشته می‌شود و به دست مخاطب می‌رسد و با موجودی جادویی نهنگ مانندی که در اساطیر لویاتان نامیده می‌شود مجبور به مواجه است و در این بین قدم به مسیری سرشار از شخصیت‌های خیالی داستان‌های قرون مختلف می‌گذارد که واقعی‌تر از آنند که تخیلی باشند.

در شماره‌ی اخیر تمرکز از روی داستان تامی تیلور برداشته شده و ما دنبال کننده‌ی وقایعی هستیم که تبعات کشته شدن پولمن و زخمی شدن لویاتانند. و اکنون دنیای واقعی با برداشته شدن مرز دو دنیا و نابودی تدریجی دنیای خیالی با مشکلات عظیمی دست به گریبان است.

دیوید کری نویسنده‌ی بریتانیایی کمیک، نوول و فیلم است. او را بیشتر با مجموعه‌ی معروف ورتیگویش لوسیفر می‌شناسند.

پیتر گراس هم طراحی آمریکایی است که او را بیشتر با کتاب جادو: لوسیفر و همین کمیک نانوشته می‌شناسد.

نانوشته در نگاه اول می‌خواهد یک سندمن دیگر باشد و نویسنده هم در این راه از هیچ کوشش فرو گذاری نمی‌کند. از جمله قرار دادن تامی تیلور در دل نهنگی میان پینوکیو و سندباد بحری( بی شک ادای فارسی نوشتن با یک سری حروف مقطع به شیوه‌ی انگلیسی و البته کاملاً بی‌معنی برای خواننده‌ی فارسی زبان اسباب خنده و تفریح را فراهم خواهد کرد) و بارون مونش هاوزن تا آوردن قسمت‌های بیلی خرگوشه در لابلای داستان و شلیک کردن گبلز با گلوله‌های کاغذی و انواع و اقسام کلک‌های گروتسک و سوررئال.

اگر بخواهیم انصاف به خرج دهیم حداقل تا قسمت دهم کمیک در این راه موفق می‌شود منتها بعد از وارد شدن به داستان اصلی عدم انسجام و بلاتکلیفی نویسنده با بسیاری از ایده‌هایش که از قضا ایده‌های خوبی هستند و همین طور مضمون گرایی و تلاشش برای بیانیه صادر کردن کار دست او می‌دهد و این مجموعه از قسمت دهم مدام سیر نزولی طی کرده هر چند بی‌انصافی از قسمت‌های درخشانی مثل فلش بک مربوط به کودکی راهب یادی نکنیم. اما در مجموع در حال حاضر با کشته شدن ضد قهرمان اصلی سری این بلاتکلیفی در برخورد ایده‌ها به اوج خود رسیده است.

طراحی‌های پیتر گراس هم با کار متناسب هستند ولی چیز بیشتر برای ارائه ندارند.

در مجموع نانوشته کمیکی است با ایده‌های درخشان ولی با اجرایی شلخته و نامنسجم.

فرزاد خلیلیان

[rating:5.5/10]


iZombie #28iZombie #28

  • نویسنده: Chris Roberson
  • طراح: Michael “Mike” Allred
  • ناشر: Vertigo

من، زامبی این هفته به پایان رسید. گیرم پایان آن با وجود تویست هوشمندانه‌اش اغنا کننده نبود ولی این هفته آخرین قسمت یک مجموعه ی خوب عرضه شد. داستان گوئن دختری زامبی که گذشته اش را به یاد نمی آورد و با کار در قبرستان و خوردن مغز مرده ها سلامت ذهن خودش را حفظ می کند.

در مورد کریس رابرسون و مایکل آلرد هم هفته‌ی قبل توضیحاتی دادم. این بار با تکرار همان توضیحات سرتان را درد نخواهم آورد.

دوباره همان واله‌ی معمول و چینش خلاقانه‌ی آدم‌ها به سان اشیا را در این قسمت می‌بینیم. چیزی که دیگر به یکی از ویژگی‌های مثبت کار رابرسون تبدیل شده مخصوصاً که این سرخوشی و بازی گوشی درمن، زامبی به اوجی تازه در کارنامه‌ی روبرسون می‌رسد.

باز هم می‌گویم پایان قانع کننده نبود. به وضوح شتاب زده بود و می‌توانست بهتر باشد. تعداد زیادی از شخصیت‌ها و خرده داستان‌ها نیمه کاره ماندند منتها به هیچ عنوان نا امید کننده هم نبود. می شود گفت پایانی خوب بر یک مجموعه ی خوب بود.

توصیه‌ی من این است که به هیچ عنوان خواندن من، زامبی را از دست ندهید.

فرزاد خلیلیان

[rating:6.5/10]



Daredevil #17Daredevil #17

  • نویسنده: Mark Waid
  • طراح: Michael Allred
  • ناشر: Marvel

طبیعتاً دردویل یا بی‌باک از معدود و تنها ابرقهرمانان معلول در دنیای کمیک است که نابینایی این شخصیت نه تنها یک عارضه نیست بلکه از او یک کاراکتر ویژه با حواس فوق بشری ساخته است. شاید بعد از فرانک میلر این مارک وید است که این شخصیت را دچار تغییر و تحولات شخصیتی کرد. مارک وید با در نظر گرفتن نوع شخصیت اخلاق مدار مت ماردوک و استفاده از موقعیت شغلی ویژه‌اش به زیبایی توانست میان این پارامترها رابطه‌ی پیچیده‌ای برقرار کند.

ابن بار وید بروی ضعف معلولیتی او دست گذاشت، در شروع داستان مارک وید بروی حواس فوق بشری این کاراکتر تأکید کرد و به مخاطب فهماند که مت ماردوک با وجود این قابلیت‌ها هیچ ضعفی نسبت به دیگر ابرقهرمانان ندارد. در اواسط داستان و درست در قسمت هفتم داستانی ارائه شد که بی‌شک از تأثیرگذارترین داستانهای دردویل است. مت ماردوک با تعدادی از کودکان نابینا در جاده‌ای کوهستانی گرفتار می‌شوند و نمایش تلاش برای زنده ماندن و دیالوگ‌های ردوبدل شده میان دردویل و کودکان است که بسیار تحسین برانگیز می‌شود. در این قسمت مارک وید نشان داد که قدرت بدنی بالا و حواس فوق بشری برای یک ابرقهرمان کافی نیست و او هم مانند تمام انسانهای عادی باید با مشکلات جدی‌تری روبرو شود و قطعاً در این راه کمک همنوع خود (حتی اگر کودکان نابینا باشند) بسیار موثر و نجات بخش است. همچنین در یکی از قسمت‍‌ها مت ماردوک بینایی خود را از دست می‌دهد و برای مدتی در جایگاه یک نابینای عادی ظاهر می‌شود. تمام این فراز و نشیب‌هایی که وید در شخصیت مت بوجود می‌آورد باعث متمایز شدن این داستان‌ها از دیگر داستان‌های دردویل است.

متأسفانه در قسمت‌های اخیر داستان و صدالبته طراحی افت زیادی داشته‌اند. در طول این هفده قسمت طراح‌های متفاوتی برای این مجموعه انتخاب شده‌اند اما هیچ کدام از آن‌ها نتوانست جای پائولو ریورا را پر کند. ریورا و وید تیم بزرگی برای این مجموعه بودند و داوران “جوایز آیزنر” نیز به همین دلیل این تیم را نامزد دریافت بهترین کمیک کردند. در مجموع به نظر می‌آید تا وقتی که پائولو ریورا به گروه بازنگردد ماریک وید نیز کار خود را در سطح متوسط ادامه دهد، این قسمت نیز از این قاعده مستثنی نبود و فقط باید منتظر طراح اسطوره‌ای این سری باشیم.

مهران فلاح

[rating:6.5/10]


کپی‌رایت © ۲۰۱۲ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.