بررسی کمیک‌های هفته‌ی چهارم آگوست تا چهارم سپتامبر

توسط : در تاریخ : دوشنبه, اکتبر 8th, 2012

ماههایی پر از کمیک‌های زیبا و همچنین عرضه‌ی شماره‌های صفر DC

 


Green Lantern #0

  • نویسنده: Geoff Johns
  • طراح: Doug Mahnke
  • ناشر: DC

 

قبل از بررسی نقد بد نیست نگاهی به بیوگرافی جف جانز داشته باشیم. در سال ۱۹۷۳ در ایالت دیتروید، میچیگان آمریکا به دنیا آمد. خود نیز اصالاتاً یک دورگه‌ی آمریکایی-لبنانی است. از همان کودکی به همراه برادرش با پیدا کردن تعدادی کمیک‌بوک در اتاق زیر شیروانی مادربزرگش به شدت به کاراکترهای DC علاقه نشان داد. در سال ۱۹۹۵ از دانشگاه میچیگان در رشته‌ی تولید فیلم، هنرهای رسانه‌ای، فیلم نامه‌نویسی فارق‌التحصیل شد. بعد از نقل مکان به لوس آنجلس ریچارد دانر(تهیه‌کننده، کارگردان، نویسنده‌ی آمریکایی) او را به عنوان دستیار خود انتخاب کرد. بعد از آن جانز با سران شرکت DC صحبت کرد و آن‌ها با او قرارداد بستند و به موفقیت‌های زیادی در این شرکت دست پیدا کرد. در سال ۲۰۱۰ جانز به حکم هیئت رئیسه‌ی خالقان دی‌سی درآمد. جف جانز در واقع شخصیت کارتنی ویتمور(استارگرل) را با الهام از نام خواهرش که در سال ۱۹۹۶ در سانحه‌ی هوایی آتلانتیک جان خود را از دست داد خلق کرده است. جانز حالا با خلق کاراکتری جذاب و جدید قصد دارد تا دنیای فانوس‌های سبز را تغییر دهد.
یک دو رگه‌ی آمریکایی عرب، فعالیت سیاسی، نژاد پرستی، مأمورین امنیتی، فقر مالی، حرام و حلال، تروریست و در نهایت «فانوس سبز». این‌ها کلمات کلیدی هستند که ماهیت کلی این کمیک را تشکیل می‌دهند. کاراکتر جدید یعنی BAZ از اوایل داستان به نوعی ارتباط مستقیم با اتفاقات ۱۱ سپتامبر دارد. تنها چیزی که مرا کمی در این قسمت آزار داد بیش از حد سیاسی شدن وقایع داستان بود. بَز همانند هال جوردن یک ابرقهرمان صرف یا مثل سینسترو یک تبهکار نیست، فردی دلسوز و عاشق خانواده که فقط برای تأمین مخارج خانواده‌اش دست به دزدی می‌زند. از همان شروع داستان خواننده بلافاصله درگیر ماجرا می‌شود و این همیشه یکی از ترفندهای زیبای جف جانز بوده است. نکات جالبی در این کمیک درباره‌ی اسلام بیان می‌شود و نویسنده به خوبی با اعتقادات و ارزش‌های مسلمانان آشناست. طرح‌های پویا و جو سنگین نقاشی داگ منک زیبایی دوچندانی به روایت داستان بخشیده است. القای حس استرس و سرعت در تعقیب و گریز، جو سنگین اتاق بازداشت، درگیری سایمون با سربازان و صحنه‌ی تمام‌کننده‌ی پایانی، همگی نوید یک آرک بزرگ و زیبا را می‌دهند.

به جز چند ضعف کوچک و آزاردهنده آن هم از نظر من این کمیک لیاقت گرفتن امتیاز ۱۰ را دارد.

مهران فلاح

[rating:9.5/10]


Action Comics #0

  • نویسنده: Grant Morrison
  • طراح: Ben Oliver
  • ناشر: DC

 

ایده‌ای که گرنت مورسین در شماره‌ی اول در ذهن داشت بسیار عالی بود اما کاملاً مشخص بود که موریسن هیچ برنامه‌ای برای آینده‌ی این ایده نداشت و در نهایت نویسندگی این سری را ترک کرد. حالا باز هم به لطف ریبوت ماهیانه سری New 52 موریسن برگشته تا شانس خود را امتحان کند. داستان در اصل خیلی قبل‌تر از آنکه سوپرمن شناخته شده باشد را روایت می‌کند و با عنوان «پسری که شنل سوپرمن را دزدید» روایت می‌شود. بیشتر از همه قطعاً خود گرنت موریسن با دنیای سوپرمن آشنایی دارد و در کمیک «سوپرمن تمام ستاره»، یکی از بهترین و بزرگترین داستانهای سوپرمن، این ادعا را ثابت کرد. در این داستان همان‌طور که از اسم آن برمیاید شنل سوپرمن در اختیار پسری نونهال است و در واقع داستانی زیرمجموعه به نظر می‌رسد تا کمیکی با حضور رسمی سوپرمن. تغییری که موریسن سعی می‌کند در داستانهای کلیشه‌ای سوپرمن ایجاد کند به هیچ وجه کارساز نیستند و شاید کلارک کنت احتیاج به یک تغییر کلی دارد.

طرح کتاب بسیار ساده و بدون جزئیات است. در تصاویر فقط کاراکترها حضور دارند و سعی شده تا با افکت ساده‌ و فریبنده‌ای جزئیات به صورت هاله‌ای نمایش داده شوند که این کار برای فریب دادن مخاطبان حرفه‌ای کار معقولی نیست.

از نظر من این کتاب ارزش فقط و فقط یک بار خواندن را دارد و گرنت موریسن باز هم نتوانست اشتباهات خود را جبران کند.

مهران فلاح

[rating:6/10]


Spider-Men #5

  • نویسنده:  Brian Michael Bendis
  • طراح: Sara Pichelli
  • ناشر: Marvel

 

هرگز نباید از یک کمیک تینیجری توقع بیشتر از یک پایان خوش را داشت. اما آن‌طور که از پایان این کمیک مشخص است پیتر پارکر قرار هست به همین روند با دنیای مایلز تبادل داشته باشد. ایده‌ای که بعد از مرگ پارکر در دنیای آلتیمت به ذهن بندیس خطور کرد و خیلی خوب هم جواب داد.
برای ۵ قسمت کمیک نمی‌توان گفت که داستان بزرگی در نظر گرفته شده بود چون طبیعتاً یک مینی‌سری گنجایش چنین چیزی را ندارد. هدف اصلی تیم سازنده‌ی این کمیک مقدمه‌چینی برای برنامه‌های آینده‌ی آن‌ها بود، اهدافی که هنوز مشخص نیست به چه صورت اجرا خواهد شد.
اما می‌رویم سراغ نقد این قسمت که چه از نظر داستان‌نویسی و چه طراحی بسیار کامل ظاهر شد. سارا پیچیلی در این قسمت تمام توان خود را به کار گرفت و صحنه‌های فوقالعاده زیبایی خلق کرد، آناتومی زیبا، اکشن سیال و با وجود شلوغ بودن محیط شما به هیج وجه سردرگم نمی‌شوید. داستان اگرچه همان‌طور که اشاره کردم پایان نمی‌یابد اما برای این مینی سری پایان جالب و باز هم با وجود آخرین قسمت همچنان مخاطب جذ‌کن است. در کل این سری تمامی قسمت‌ها خواننده را مجاب به تمام کردن داستان می‌کرد، شاید با خود بگویید ۵ قسمت به قدری کوتاه است که جذابیت در آن فرقی نمی‌کند اما مطمئن باشید اگر داستانی گیرایی لازم را نداشته باشد تحمل خواندن یک صفحه از آن هم آزاردهنده است.
در مجموع این سری ترکیبی زیبا از فانتزی و اکشن بود که قطعاً خواندن آن به تمامی طرفداران مارول و اسپایدرمن توصیه می‌شود.

مهران فلاح

[rating:9/10]


Batgirl #0

  • نویسنده: Gail Simone
  • طراح: Ed Benes
  • رنگ‌آمیزی: Ulises Arreola
  • ناشر: DC

شماره‌های جدید DC اکثراً به داستانهای قبل از New 52 یا داستانهایی که تا به حال به آن‌ها پرداخت نشده و به نوعی مربوط به گذشته‌ی کاراکترهاست می‌پردازد. بر خلاف اکشن کامیکس سوپرمن این کمیک موفقیت خوبی در روایت این داستان داشت.
پرداختن به یک روز در اوایل کار باربارا گوردن در نقش بت‌گرل و پیش‌برد جالب و سریع داستان در حجم کم یک کمیک چیزی است که گیل سیمونه به زیبایی به نمایش گذاشت. از همه زیباتر پنل پایانی کار بود که اگر کمیک Killing Joke را مطالعه کرده باشید قطعاً شگفت زده خواهید شد. استفاده از دیالوگ‌های ادبیاتی و سنگین پا را کمی از یک کمیک نوجوانانه یا دخترپسند فراتر گذاشته است.
البته طرح‌های اِد بنس و رنگ‌آمیزی روشن و شاد آرئولا کمی از تاریک بودن جو داستان کاسته و سعی شده تا ماهیت کمیک بیش از حد بزرگسال جلوه نکند. لازم به ذکر است یکی از سخت‌ترین کارهای تولید یک کمیک رنگ‌آمیزی آن است.
اِد بنس یکی از طراحان موفق برزیلی است که در کارهای زیادی با سیمونه همکاری کرده است. طرح‌های او مرا یاد لی گاربت می‌اندازد و از نظر من طرح‌های این دو هنرمند بسیار به یکدیگر شبیه هستند. تنها مسئله‌ی آزاردهنده در این کمیک و در کل در اکثر کمیک‌های بت‌گرل برای من رنگ بنفش بیش از حد در رنگ‌آمیزی‌هاست که در این کمیک خیلی بیشتر به کار گرفته شده بود.
این کمیک داستان کوتاه، جذاب و پررنگی دارد که قطعاً برای تمامی سنین مناسب است.

مهران فلاح

[rating:9/10]


HAPPY! #1

  • نویسنده: Grant Morrison
  • طراح: Darick Robertson
  • ناشر: Image

نمی‌دونم چرا اما به نظرم اخیراً سبک کمیک‌های Image بسیار به هم نزدیک شده است. سبک به شدت بزرگسال، تاریک و معمولاً دارای یک ابرانسان دیوانه و یکه‌بزن! هیتمن این کمیک افسر پلیس سابق و مبتلا به بیماری اگزما به نام Nick Sax است که نقش همان ابرانسان ما را بازی می‌کند. اشکال دیگر این کمیک شبیه بودن کار از نظر طراحی و روایت داستانی به کمیک Secret Service است. و چیزی که اصلاً قابل قبول نبود استفاده بیش از حد از کلمه‌ی F**k هست، هیچ دلیلی وجود ندارد که برای نشان دادن خشونت بالای کار از این کلمه استفاده شود چون به اندازه‌ی کافی جو داستان و صحنه‌های خشن گویای این مطلب هستند.
اما بهتر است کمی هم از حسن کمیک بگویم. داستان در کریسمس رخ می‌دهد و همیشه برف برای نمایش مشکلات جدی و سرد بودن حس کار بسیار کارآمد بوده است. طرح کار بسیار سرد و بی‌روح است و به خوبی با داستان جذاب و گیرای گرنت موریسن مطابقت دارد. شایعاتی مبنی بر کوچ موریسن با توجه به شکست‌های او در DC به شرکت Image مطرح بوده که اگر این کمیک به موفقیت برسد شاید این امر محقق شود. همان‌طور که گفتم ایده‌ی کار در نگاه اول تکراری به نظر می‌رسد اما با نمایش شخصیت اسب تک‌شاخ یا به قول خودش «دوست خیالی» نیک، فانتزی و رئال با یکدیگر ترکیب می‌شوند که شاید در کمتر کمیک بزرگسالی چنین فضایی ترسیم شده باشد. در تصاویر به جز طلوع خورشید از تجسم نیک، چراغ‌های درخت کریسمس، آژیر آمبولانس و پلیس و البته شخصیت فانتزی هپی همه چیز تاریک است، حتی بابانوئل اول داستان با وجود لباس قرمزی که بر تن دارد بسیار تاریک جلوه می‌کند. به قدری همه چیز تاریک است که بعضی اوقات سیاه سفید به نظر می‌رسند. تضاد رنگی خاص در این داستان بسیار جذاب است و دست موریسن را برای ارائه‌ی داستانی زیبا باز گذاشته است.
کاراکترهای اصلی زیادی در این قسمت معرفی می‌شوند و گیرایی خوبی برای خواندن ادامه‌ی کمیک وجود دارد اما همان‌طور که همیشه گفته‌ام نمی‌توان در یک قسمت به کمیک اعتماد کرد و زمان تعیین‌کننده‌ی همه چیز است.

مهران فلاح

[rating:8/10]


Utimate Comics Spider-Man #15

  • نویسنده: Brian Michael Bendis
  • طراح: David Marquez
  • ناشر: Marvel

در نقدهای قبلی این کمیک بسیار از طراحی‌های دیوید مارکز و تبحر او در نمایش جزئیات تعریف کرده بودم اما پنل اول این قسمت کمی از ضعف او در نمایش جزئیات را نشان داد به گونه‌ای که تصویر بکگراند آن یک تصویر واقعی بود. مشکل دیگر طرح‌های مارکز بیش از حد خالی بودن پس‌زمینه‌ی کار در نمایش دیالوگ‌های کار است. فضاهای اطراف کاراکتر گاهی اوقات بدون هیچ شیئی است و خالی بودن بیش از حد فضای اطراف خیلی جالب به نظر نمی‌رسد و تصاویر خیلی عریان به نظر می‌رسند، البته مارکز اخلاق خاص و عجیبی در طرح‌هایش دارد طوری که شخصیت‌های فرعی موجود در تصاویر خیلی دقیق و زیبا کشیده می‌شوند و ترجیح می‌دهد اگر قرار هست تصویری پر از جزئیات و بی‌دقت، صرفاً برای نمایش شلوغی کار رسم شود بهتر است این تصاویر در کار نباشند. این مسئله از لحاظی حرکت مثبت و از نظر اینکه در کارهای او خبری از صفحات پرکاراکتر نیست منفی است. در تیزرهای پیش‌نمایش این کمیک دیدم که نام طراح این قسمت کس دیگری درج شده است اما وقتی فهمیدم مارکز همچنان در رأس کار است بسیار خوشحال شدم، به هیچ وجه دوست ندارم که طراح و یا نویسنده و یا حتی رنگ‌زن کار تغییر کنند.
در مورد داستان زیبای بندیس حرفی برای گفتن نیست چون همچنان دارد به زیبایی می‌تازد. در قسمت قبل زیباترین خبر رسیدن دستگاه Web Shooter به مورالز بود و حالا او دیگر هیج چیز از پیتر پارکر کم ندارد. نکته‌ی خیلی خوب این قسمت دیالوگ‌های زیاد بود که باعث شد بر خلاف همیشه داستان خیلی سریع تمام نشود و ارزش یک ماه صبر کردن را داشت. در قسمت‌های قبل اشاره کرده بودم که روند داستان خیلی کند دارد پیش می‌رود اما قطعاً روش درست روایت داستان همین است. ایده‌های زیادی در سر بندیس وجود دارد که یکی از آن‌ها در همین قسمت آشکار می‌شود. البته حدس‌هایی از قبل زده شده بود که باعث شد این امر زیاد شوکه‌کننده نباشد. از دیگر صفحات مورد علاقه‌ی من در این قسمت سوالات بازجو از مایلز و فلش‌بک‌های زیبا به عمویش بود. همچنین با توجه به تعطیل شدن مدرسه‌ی مایلز او وقت بیشتری برای گذراندن در نقش اسپایدرمن دارد.
با توجه به اینکه مایلز در این قسمت فقط دو یا سه صفحه در نقش اسپایدرمن ظاهر شد و اکشن کار کمرنگ‌تر بود اما همچنان این کمیک داستان مورد علاقه‌ی من است و امیدوارم این تیم همچنان مسئولیت کار را بر عهده داشته باشند.

مهران فلاح

[rating:7.5/10]


Archer & Armstrong #2

  • نویسنده: Fred Van Lente
  • طراح: Clayton Henry
  • ناشر:Valiant

آرچر و آرمسترانگ به نقل از سایت IGN یک کمیک‌بوک ابرقهرمانانه نیست بلکه یک کمیک‌بوک با حضور دو ابرانسان قهرمان  است.
این کمیک تلفیقی از فانتزی، اکشن، رمز و راز و البته رگه‌هایی از فان است. قطعاً تا به حال تمامی کمیک‌های جدید ولینت خوب بوده‌اند اما این کمیک بسیار عالی است. طراحی شفاف و در یک چهارچوب منظم و درست که همه چیزش عالی است. ترکیب رنگ‌های تاریک و روشن، نمایش زیبایی شهر رم و سبک سنتی و معماری خاص این شهر، اتومبیل‌ها و وسایل نقلیه متناسب با فرهنگ ایتالیا و فضاهای باستانی و معمایی مناسب داستان.
در قسمت قبل آرچر که برای کشتن آرِم فناناپذیر یا همان آرمسترانگ چندین هزار ساله تعلیم دیده است متوجه اهداف شوم خانواده‌ی خود و فرقه‌ای مذهبی می‌شود وحالا دوابرانسان داستان ما باید با مشکلات جدی‌تری دست و پنجه نرم کنند. تا به اینجا داستان به نظر می‌رسد قهرمان اصلی آرچر است و نویسنده او را در صدر کار قرار داده و آرمسترانگ به نوعی سایدکیک شوخ و تکمیل‌کننده داستان محسوب می‌شود اما قطعاً تمامی این مسائل بر سر کشتن اوست که زوج خوب و مکملی از آن‌ها ساخته است. از نکات خیلی جالب داستان اطلاعاتی است که بعد از اجرای فنون یا بیان دیالوگ‌های تخصصی به مخاطب داده می‌شود. مثلاً بعد از اجرای فنونی از رشته‌ی کاپوئرا توسط آرچر توضیحات آن در پنل کوچکی در گوشه‌ی تصویر بدین صورت بیان می‌شود:
ca.po.ei.ra یکی از هنرهای رزمی/سبک‌های رقص است که توسط برده‌های آفریقایی در برزیل ابداع شد. البته گاهی اوقات این اطلاعات بسیار ساده و پیش‌پاافتاده هستند اما در کل این سبکی نوین است که برای خوانندگان در کنار داستان زیبا مطالب مفیدی را بیان می‌کند.
واقعاً نمی‌توان برای این کمیک به دنبال ضعف گشت، این قسمت هم همانند قسمت قبلی بسیار قوی کار شده بود و پیشنهاد من در کنار خواندن تمامی کمیک‌های جدید ولینت خواندن این کمیک در رأس آن‌هاست.

مهران فلاح

[rating:10/10]


Birds Of Prey #0

  • نویسنده: Duane Swierczynski
  • طراح: Romano Molenaar
  • ناشر: Marvel

در شماره‎ی صفر پرندگان شکاری شباهت زیادی می‌توان به قسمت اول پیدا کرد. تقریباً تمام داستان توسط بلک کنری روایت می‌شود، همان حالت روایت، همان نوع طراحی، همان سبک فلش‌بک و تقریباً همان غیر منسجم بودن و اختصاص داستان به کاراکتر دینا، البته نسخه‌ای بسیار ضعیف‌تر نسبت به شماره‌های اولیه. این کمیک چگونگی شکل‌گیری گروه را نمایش می‌دهد، چگونگی شکل‌گیری رابطه‌ی دینا و ایو. ایده‌ی زیبای این داستان انتخاب نام “پرنده” توسط پنگوئن برای بلک کنری است. به جز آن از جمله نکات مثبت می‌توان به طراحی‌های قابل قبول مولنار، دیالوگ‌های نه چندان ضعیف نسبت به قسمت‌های قبلی و تحرک خوب کاراکترها اشاره کرد. وجود یک ابرتبهکار به خصوص اگر مثل پنگوئن یا آقای فریز یا پویزن آیوی تم خاصی داشته باشند همیشه در کمیک‌های DC باعث شده که طراحی فقط مختص سبک آن کاراکتر باشد. برای مثال در همین کمیک هم لوکیشن‌ها خیلی آبی و یخی هستند و محدود به شخصیت بد داستان یعنی پنگوئن هستند.
به هیچ وجه سری جدید کمیک‌های پرندگان شکاری را نمی‌توان در بخش کمیک‌های خوب DC دسته بندی کرد و تا به حال پا را فراتر از یک کمیک متوسط نگذاشته است.

مهران فلاح

[rating:4.5/10]


Avenging Spider-Man #11

  • نویسنده: Zeb Wells
  • طراح: Steve Dillon
  • ناشر: Marvel

 

این داستان فقط و فقط به دیالوگ‌های بین پیتر و عمه می محدود می‌شود. دیالوگ‌هایی خوب و زیبا که آدم را به فکر فرو می‌برد. توقع نداشته باشید که در این داستان شاهد اسپایدرمن یا مبازرات او باشید، البته حضور اسپایدرمن به شکلی نوآورانه و اشاره‌ای زیبا به داستان‌های مهم تاریخ اسپایدرمن نوستالژی خاصی را در ذهن مخاطبان همیشگی او به وجود می‌آورد. پایه‌ی دیالوگ‌های داستان حول عمو بن است. همیشه در داستان‌های اسپایدرمن برای پرداختن به موضوعات فراتر عمو بن بهانه‌ی این موضوع بوده است. داستان به خوبی مناسب پنجاهمین سالگرد اسپایدرمن است.
اما طراحی‌های داستان به هیچ وجه لایق داستانهای اسپایدرمن نبود. نمی‌دانم شاید موضوع خاص این کتاب مستلزم چنین طرحی بود. انتخاب استیو دیلون به عنوان طراح به هیچ وجه انتخاب درستی نبود. او به خوبی با نوع بیان دیالوگ‌ها و نحوه‌ی ترسیم آن آشناست اما طراحی‌های او به نوعی خشن هستند.
نمی‌شود گفت این کمیک عالی است اما قطعاً اگر طراح داستان شخص دیگری بود این داستان در زمره‌ی یکی از بهترین کمیک‌ها قرار می‌گرفت.

مهران فلاح

[rating:7/10]


Smoke and Mirrors #5

  • نویسندگان: Mike Costa, Jon Armstrong
  • طراح: Ryan Browne
  • ناشر: IDW

عبارت دود و آینه ها در تردستی به حقه ای اشاره دارد که شعبده باز یک شی را با کمک آینه ها و دودی که حواس تماشاگر را پرت می کند غیب و ظاهر می نماید.

دود و آینه ها حکایت اتان ورنون دانش آموزی با استعداد ولی دردسر ساز است که در دنیایی عجیب زندگی می کند. این دنیا کاملاً مدرن است که در آن این ماشین های مدرن به جای انرژی های معمول با جادو کار می کنند. اما برخورد اتان با تری وارد شعبده بازی که جادو بلد نیست و به صورت تصادفی وارد دنیای اتان شد باعث کلید زدن وقایعی می شود که تاثیری مهم در زندگی اتان خواهد داشت.

مایک کوستا کمیک نویس آمریکایی است که کارش را با تاریخچه ی محرمانه ی اتوریته: هاوکز مور به همراه فیونا استاپلس برای وایلد استورم شروع کرد. به همین ترتیب او در نوشتن کمیک مقاومت بر اساس بازی ویدیویی به همین نام نقش داشته.

جلد اول دود و آینه ها در هفته ای که گذشت به پایان خود رسید. امیدوارم ادامه داشته باشد چون در غیر این صورت دلم برایش بسیار تنگ خواهد شد.

مایک کوستا و طراحانش به آرامی موفق می شوند دنیای غیر عادی خود را برای مخاطب جا بیاندازند و داخل داستان بکشند. درست است که داستان پایه ی خود را بر دنیاسازی خلاقانه ی خود بنا کرده ولی این باعث نمی شود در مورد شخصیت ها و پیچش های داستان کم مایه گذاشته شود در نهایت این کمیک در ستایش جادو و خلاقیت انسانی است. از دستش ندهید چون بی شک خواندن آن تجربه ای لذت بخش خواهد بود.

فرزاد خلیلیان

[rating:7/10]


The Flash Annual #1

  • نویسندگان: Francis Manapul, Brian Buccellato
  • طراحان: Francis Manapul, Marcus To
  • ناشر: DC

فلش با هویت مخفی بری آلن سریع ترین مرد جهان در بد مخمصه ای افتاده است. دیگران که از هویت مخفی او خبر ندارند فکر می کنند او مقصر اصلی مرگ آلن است. دوست و همکار قدیمی فلش دکتر الیاس افکار عمومی مردم را علیه او بسیج کرده. او را مقصر اصلی قطع برق شهر جم سیتی در دو سال قبل می دانند. گروه کاپیتان آیس به رهبری خواهرش که به تازگی از کما در آمده اقدام به کشتن دکتر الیاس کرده و مردم فکر می کنند این سوء قصد را فلش انجام داده و فلش قبل از این که دکتر الیاس بمیرد باید او را نجات دهد. هم چنین او به خاطر نزدیک شدن سرعتش به سرعت نور خرابکاری های در خط زمانی ایجاد کرده. آیا اوضاع می تواند بدتر از چیزی که الان هست بشود؟ جواب این سوال آری است.

فرانسیس ماناپول هنرمند فیلیپینی کانادایی صنعت کمیک است. او را بیشتر به خاطر کارش بر روی کمیک های ویچ بلید و نکرومنسر نشر تاپ کاو می شناسند.

برایان بوسلاتو هم به خاطر کارش بر روی کمیک هایی مثل ویچ بلید، رد سونیا و گوست رایدر شناخته شده است.

فلش نیو ۵۲ تا به حال خود را با حجم زیاد دیالوگ های خود( که تنه به میزان دیالوگ های کمیک های دو دهه قبل می زند) و صفحات پر از پنل و ریتم سریع داستان شناسانده. فلش به وضوح از بهترین کار های نیو ۵۲ فاصله ی زیادی دارد. داستان در گفتنش لکنت دارد اما همواره نویسنده این توانایی را دارد که کار از درون دست انداز هایی که داستان درون آن می افتد به خوبی بیرون بکشد. فلش آی ومپایر یا بتمن نیست اما اگر کمیک خوب دیگری در دسترس ندارید به خوبی از پس پر کردن اوقات فراغت شما بر می آید.

فرزاد خلیلیان

[rating:5.5/10]