بررسی کمیک‌های هفته‌ی دوم و سوم آگوست

توسط : در تاریخ : شنبه, سپتامبر 1st, 2012

در هفته‌های گذشته اسپایدرمن تولد ۵۰ سالگی‌اس را جشن می‌گیرد، والیانت همچنان در اوج است و کمیک‌های قدیمی خود را برای تمام شدن آماده‌ می‌کنند.



Amazing Spider-Man 692Amazing Spider-Man #692

  • نویسنده: Dan Slott
  • طراح: Humberto Ramos
  • ناشر: Marvel

۵۰ سال قبل بود که قهرمانی به نام اسپایدرمن وارد دنیای ابرقهرمان‌ها شد و از همان اول توانست محبوبیت زیادی به دست بیاورد. در این پنجاه سال نویسنده‌های زیادی بلاهای مختلفی را سرش آورده‌اند و حالا به مناسبت پنجاه سالگی ساخته شدن این شخصیت قرار است موج جدیدی از بدبختی‌ها روی سرش ریخته شود. اگر تا به حال اسپایدرمن نخوانده‌اید شاید جای مناسبی برای شروع باشد. البته دن اسلات از داستان‌های قبلی استفاده خواهد کرد ولی از این شماره تا شماره ۷۰۰ قرار است داستان نسبتا مستقل‌تر باشد.

باز برگردیم به ۵۰ سال قبل. پیتر پارکر به بازدید علمی می‌رود و در آن‌جا عنکبوتی با نیش زدن نیروهایی را به او منقل می‌کند. حالا خود پیتر در آزمایشگاهی کار می‌کند و در حال اکتشاف است. حالا گروهی از دانش‌آموزان برای بازدید علمی به آزمایشگاه آمده‌اند. و خب بقیه ماجرا معلوم است.

ولی این شخصیت جدید که حالا که قرار شده دستیار اسپایدرمن هم باشد یک پسر مو بلوند و چشم آبی و بی‌مزه با قدرت‌های خیلی تکراری است. او همه چیزهایی را دارد که پیتر ندارد. قدرت خیلی زیاد. محبوبیت بین هم‌کلاسی‌ها و مردم شهر و…

با وجود این‌که دو آرک قبلی خیلی خوب نبودند و حالا داستان دارد بهتر می‌شود ولی کاملا معلوم است که نویسنده عجله‌ی خیلی زیادی دارد و می‌خواهد در کمترین زمان ممکن همه قضیه را تعریف کند که همین باعث می‌شود فرصت شوخی و خنده که از ملزومات حیاتی کمیک اسپایدرمن است کمتر بشود. حداقل هامبرتو راموس به عنوان طراح اصلی برگشته و همین دلیل خوبی برای خواندن کمیک است.

اسپایدرمن ابرقهرمانی نیست که به درد نجات دنیا بخورد و امیدواردم دن اسلات مثل کارهای اولش تمرکز بیشتری روی پیتر و اطرافیانش داشته باشد تا شاهد داستان جذاب‌تری باشیم.

احمد بابایی

[rating:7/10]



Gambit 001Gambit #1

  • نویسنده: James Asmus
  • طراح: Clay Mann
  • ناشر: Marvel

گامبیت یکی از باکلاس‌ترین و خفن‌ترین شخصیت‌های مارول است. البته از شخصیتی که خالق‌اش جیم لی است انتظار بیشتری هم نمی‌توان داشت. حالا مارول تصمیم گرفته یک کمیک را به او اختصاص دهد. رمی لوبیو دوباره سراغ کار اصلی‌اش که دزدی است. البته اگر  بتوان گفت بازگشت چون دزدی کار همیشگی اوست. این بار رمی می‌خواهد به عنوان دبیر مدرسه جین گری (مدرسه میوتنت‌ها که مدیرش هم ولورین است!) و به بهانه جمع کردن کمک مالی برای مدرسه به مهمانی یک میلیونر برود و مهارت‌هایش بعد از مدت‌ها محک بزند.

جیمز آسموس وظیفه نویسندگی را بر عهده دارد. او قبلا هم تجربه نویسندگس برای مردان ایکس را داشته و کارهای اگر خوب نباشند بد هم نیستند. اگر با گامبیت آشنایی ندارید در این قسمت هم چیزی در مورد این شخصیت دستگیرتان نخواهد شد. دیالوگ‌ها کم است و اکشن زیاد و قطعا خواندن ان لذت بخش خواهد بود ولی این نوع شروع برای شماره اول یک کمیک خیلی جالب به نظر نمی‌رسد و احتمالا در فصل‌های آینده هم شاهد پیچ و خمی در روایت نخواهیم بود.

کلی مان هم قبلا تجربیاتی در ضمینه طراحی برای مردان ایکس داشته و کارهایش نسبتا خوب بوده‌اند. این بار طراح از استایل اولیویر کویپل فاصله گرفته و کار رئال‌تر شده است. مشکلی در طرح‌ها نیست اما جوهرزنی خیلی ظریف و رنگ‌آمیزی‌های آبرنگی کیفیت کار را خیلی پایین‌تر آورده است.

شاید دادن یک کمیک به شخصیتی مثل گامبیت خیلی ایده‌ی خوبی نباشد. مخصوصا که طراح و نویسنده تازه‌کار باشند. انتظار خیلی بالایی از این کمیک ندارم ولی هنوز برای تصمیم گیری خیلی زود است و احتمالا تا زمانی که طراح کمیک عوض نشده دنبالش خواهم کرد.

احمد بابایی

[rating:6.5/10]


Bloodshot #2Bloodshot #2

  • نویسنده: Duane Swierczynski
  • طراح: Manuel Garcia, Artuor Lozzi, Matt Ryan
  • ناشر: Valiant

والیانت، شرکتی که این روزها غوغای زیادی به پا کرده است. بر عکس کمیک‌های New 52 دی‌سی والیانت با نظم و برنامه‌ریزی دقیق‌تری به انتشار دوباره سری‌های دهه‌ی نودی خود پرداخت. از Harbringer، X-O Manowar گرفته تا Archer & Armstrong و Bloodshot و آخزین عرضه‌ی خود Shadowman که به زودی منتشر می‌شود. تمامی این کمیک‌ها با نویسندگان و طراحان بزرگی کار خود را از نو آغاز کرده‌اند. یکی از کاراکترهای بسیار پرطرفدار والیانت در اواسط سال ۱۹۹۰ Bloodshot بود که توسط دان پرلین و ون هوک خلق شد. شروع قسمت اول این کمیک در آن سال حدود ۱ میلیون کپی فروش کرد و خیلی زود این شخصیت به یکی از کاراکترهای معروف والیانت در سراسر دنیا تبدیل شد و به زبانهای مختلفی از جمله آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی، چینی و حتی فیلیپینی ترجمه شد.

Bloodshot سرگذشت سربازی شکست خورده را روایت می‌کند که در آخرین لحظات عمرش توسط تکنولوژی نانو به زندگی بازمی‌گردد اما در حین انجام پروژه به دلیل کمبود و نرسیدن اکسیژن به مغزش حافظه‌ی خود را از دست می‌دهد و خاطرات جدیدی از زندگی خانوادگی و جنگی او جایگزین آن‌ها می‌شود. خاطراتی ساختگی از شهرهای مثل قندهار، تهران و نیویورک.

حالا تمام این گذشته‌ی موفق و درخشان در قالب نسخه‌ی ۲۰۱۲ با نویسنده و طراحی بزرگ بازگشته است تا به گفته‌ی ign والیانت خیلی زود نبض صنعت را در دست بگیرد.

مطمئن باشید تا به حال کمیک‌های عرضه شده والیانت ارزش دنبال کردن را دارند و همگی دارای داستانی خوب و طراحی قوی هستند پس برای ورود به دنیای هیچان‌انگیز والیانت ذهن و جسم خود را آماده کنید!

مهران فلاح

[rating:8.5/10]



The Mighty Thor 018Mighty Thor #18

  • نویسنده: Matt Fraction
  • طراح: Alan Davis
  • ناشر: Marvel

موج ری‌لانچ‌های مارول در راه است و همه منتظر کارهای جدید هستند. ولی من بیتشر منتظرم ببینم نویسنده‌های فعلی داستان‌شان چگونه تمام می‌کنند. ناسلامتی چند سال است که این کمیک‌ها را دنبال می‌کنیم و منتظر پایان درست و حسابی برای همه کمیک‌ها هستیم. سال قبل وقتی که ۵۲ جدید دی‌سی شروع شد بعضی نویسنده‌ها توانستند کارشان را تمام کنند ولی اتمام بعضی کمیک‌ها فرقی با کنسل شدن نداشت.

اتفاقات مرموزی در حال رخ دادن هستند. آتشی که حتی با طوفان ثور هم خاموش نمی شود. شیطنت‌های همیشگی لوکی باز دارد کار دست همه می‌دهد. در موسپلهایم خبرهایی است و قطعا سورتار هم شوخی بردار نیست. مثل همیشه در این میان اودین رازی را از بقیه پنهان کرده است.

مت فرکشن و کریون گیلن می‌خواهند دو کمیک ثور و آسگاردی‌ها را با کراس اوری به پایان برسانند. این شماره از کمیک ثور مقدمه‌ای بر این کراس اور شش قسمتی است و اتفاقات خیلی زیادی در آن نمی‌افتند. فقط همه مهره‌ها سر جای خودشان قرار می‌گیرند تا نبرد نهایی شروع شود. فرکشن و گیلن، هر دو، روی داستان کار کرده‌اند و هر دو نفر را می‌توان در داستان حس کرد. استفاده از تاریخ و اساطیر نورس که و نمایش خوب روابط بین شخصیت‌ها. خوشبختانه تمرکز روی ثور و لوکی یکسان است. کار فرکشن در ضمینه روایت داستان خوب است ولی برای این حجم از کمیک اطلاعات کمی به مخاطب می‌دهد. خوشبختانه سه قسمت از کراس اور توسط گیلن نوشته خواهند شد و او هم در جذاب کردن حجم زیاد دیالوگ‌های آسگاردی‌ها و حرف‌های زیاد راوی مهارت خاصی دارد.

نمی‌خواهم به طراحی‌های آلن دیوس گیر بدم چون از طرحان کهنه کار است ولی واقعا طراحی‌های او مناسب کار نیست. و باز خوشبختانه طراحی‌های سه قسمت از کراس اور بر عهده گیان‌دومنیکو است. البته شاید با غلیظ‌تر شدن فانتزی کمیک طراح توانایی این را داشته باشد که خودی نشان بدهد.

از مقدمه انتظار خیلی زیادی نمی‌توان داشت ولی احتمالا این کارس اور پایان مناسبی بر داستانی باشد که شش سال قبل جی مایکل استرازینسکی آغاز کرد.

احمد بابایی

[rating:6/10]



Revival 002Revival #2

  • نویسنده: Tim Seeley
  • طراح: Mike Norton
  • ناشر: image

روی کاور احیا این عبارت حک شده. یک نوآر روستایی. این که تیم سلی و مایک نورتون تا چه اندازه در برآورده کردن انتظارات مخاطب از این عنوان موفق عمل می کنند را تنها زمان تعیین خواهد کرد.

روزی در ناحیه ای روستایی در مرکز ویسکانسین همه ی مردگان به زندگی بر می گردند.این حالا بر عهده ی دانا سایپرس افسر پلیس محلی است که اوضاع را عادی نگه دارد و خواهر کوچکترش که به زندگی برگشته و پدر سختگیرش که مافوق اوست تنها گوشه ای کوچک از مشکلات او هستند.

تیم سلی را بیشتر با کمیک های جی آی جو، نیو اگزایلز می شناسند. او همین طور یکی از خالقین کمیک بریدن/ چاک دادن نیز بوده است.

مایک نورتون را بیشتر به خاطر طراحی های گراویتی و فراری ها می شناسند.او همین طور کمیک های متعددی برای دی سی کشیده. به غیر از این او میزبان پادکستی به نام کرنک کست است که به همراه کریس کرنک به بررسی دنیای کمیک می پردازند.

کمیک جذاب شروع می شود. زیاد از حد اطلاعات نمی دهد و اطلاعات را درست توزیع می کند. قرار نیست با اغراق های بی مورد به غیر عادی بودن شرایط برسیم. پسر دانا که در نیمه راه مدرسه شبحی از یک هیولای سایه وار را می بیند. شیادی که به درخواست خانواده ی دختری که وانمود به تسخیر شدنش توسط شیطانی کرده برای جن گیری او می آید، مواجهه ی دانا و خواهرش با پیرزن مجنون احیا شده ای که دوباره دارد دندان می آورد، آهسته آهسته به همراه فضای سرد و برفی حاکم بر داستان ما را به درون محیط رعب آور خود می کشد. در عین حال مرعوب دنیای خود نمی شود و از پردازش شخصیت ها هم غافل نمی ماند.

طراحی های رئال مایک نورتون و رنگ های سردش هم در این امر کمک کننده هستند. در نهایت این که احیا اگر با همین روند ادامه یابد نوید یک کمیک بسیار خوب را می دهد. باید دید تیم سلی می تواند این روند را در شماره های بعدی هم ادامه دهد.

فرزاد خلیلیان

[rating:8/10]


زندگی بازی کامپیوتری نیست، مرگ هنوز هم ادامه داره، باید داشته باشه.

این یکی از دیالوگ‌های زیبای این قسمت کمیک «احیاء» بود. کمیکی که برای من از خیلی جهات شبیه کمیک‌بوک «مرده‌ی متحرک» هست. روایت زامبی گونه‌ی داستان، اما قطعاً در قالب کالبدی جدید. شخصیت‌های داستان و مردم بعد از مرگ دویاره فرصت زندگی پیدا می‌کنند اما در نه در قالب یک زامبی بلکه به صورت عادی و با قابلیت احیای مجدد. داستان بسیار پرمحتوایی برای پرداخت هست، در واقع در «مرده‌ی متحرک» کشتن زامبی‌ها برای افراد داستان زیاد سخت نبود اما اگر این مرده‌ها زامبی نباشند قضیه بسیار فرق می‌کند و کمیک‌بوک احیاء با همین هدف نوشته شده است.

طرح‌های کمیک نه زیاد روشن که توی ذوق بزنند و نه زیاد تاریک هستند که بخواهند جو داستان را بی‌مورد سیاه جلوه کند، تعادل در طرح به خوبی رعایت شده است. تصاویر رئال هستند و هیچ مشکلی برای روایت صحیح داستان ندارند. شاید جیم سیلی به همین دلیل زمستان را برای کمیک در نظر گرفته است به خاطر القای فضای سرد و بی‌روح دهکده‌ی داستان.

خواهر دانا، مارتا نیز جزء همین افراد است و می‌تواند بدن خود را احیاء کند چیزی که دانا سعی می‌کند از پدرش مخفی کند. تا به اینجای داستان روایت اصلی حول دانا و خواهرش می‌چرخد، و کاراکترهای جانبی به ترتیب وارد داستان و در واقع شخصیت‌ها به جا و به خوبی معرفی می‌شوند. این قسمت به نسبت قسمت اول استرس کمتری داشت و در حال پرورش شخصیت‌هاست.

 هیچ وفت نمی‌شود با ۲قسمت کمیک در مورد کل آن قضاوت کرد اما داستانی که شروع خوب دارد قطعاً ارزش دنبال کردن را دوچندان می‌کند.

مهران فلاح

[rating:8.5/10]



ALABASTER WOLVESAlabaster Wolves #5 (of 5)

  • نویسنده: Caitlin R. Kiernan
  • طراح: Steve Lieber
  • ناشر: Dark Horse

گرگ های آلاباستر بلاخره به پایان خود رسید.

حکایت دنسی فلامریون دخترک زال و نوجوانی که با چاقویش هیولاها را برای فرشته اش که تنها برای او دیدنی است می کشد. او که به سختی به یاد می آورد چه کسی است در شهر متروکه ی آلاباستر گیر افتاده. شهری که مامن گرگینه هاست. اما به نظر می رسد شهر راز های بیشتری در خود پنهان کرده.

کایلین آر کیه رنان نویسنده ی کمیک، هفت نوول، بیش از صد داستان کوتاه و تعداد زیادی کمیک به نگارش در آورده. او را به خاطر کارهای دارک فانتزی و علمی تخیلی اش می شناسند. از او به فارسی تنها دو فصل از رمان درخت سرخ به همت سایت رهگذران و ترجمه ی آرمان مظفری در اختیار مخاطبان فارسی زبان قرار گرفته است.

استیو لیبر را به خاطر کارهایش روی کمیک های کارآگاهی دی سی و هاوک من و همین طور سری برنده ی جایزه آیزنر وایت آوت می شناسند.

گرگ های آلاباستر بیش از همه با محیط نازیبای خود، طراحی های عمداً بی روح و شخصیت هایی که درون اتمسفر کمیک گم می شوند متفاوت بود خود را نشان می دهد.

کیه رنان که پیش از این هم تبحر خود را در همراه کردن مخاطب با شخصیت های زن نامتعارف خود نشان داده این بار هم ما را با یکی دیگر از این شخصیت ها روبرو می کند. دنسی فلامریون که ظاهر کثیف و نامرتب و چاقویش بیش از این که او را شبیه به قهرمانان مشابه و شکارچی هیولای سوپر مدل ژانر کند به او ظاهر دختر بچه ای از خانه فرار کرده می بخشد که در طی سفری باید بلوغ و مستقل شدن را یاد بگیرد.

داستان تا حد زیادی به قواعد ژانر پایبند می ماند از جمله گذشته ای تاریخی و وهم آلود و شهری که دنسی نمی تواند از آن خارج شود. اما چیزی که کمیک را نسبت به آثار مشابه برجسته می کند حس مالیخولیایی حاکم بر دیالوگ ها و مونولوگ های کیه رنان و طراحی های لیبر است و داستانی که هر چند پیچش غریبی ندارد اما با جاذبه ای جادویی خواننده را به درون خود می کشد و رهایش نمی کند.

در نهایت اگر به دنبال کار فانتزی دارک خوش خوانی هستید گرگ های آلاباستر یکی از بهترین گزینه هاست.

فرزاد خلیلیان

[rating:8/10]



Extermination 03Extermination #3

  • نویسنده: Simon Spurrier
  • طراح: Jeffrey Edwards
  • ناشر: BOOM! Studios

دو دشمن سر سخت یکی ناکس ابر قهرمان و دیگر رد ریپر ضد قهرمان در دنیایی پساآخر الزمانی و سخت دور از هر گونه امیدی به ناچار با هم همراه شده اند به امید این که تنها راهی برای نجات پیدا کنند.

سیمون اسپوریر نویسنده ی کمیک انگلیسی است که قبل از مشغول شدن به این کار به عنوان آشپز، کتابفروش و کارگردان هنری برای بی بی سی کار می کرده است.از کارهای قابل توجه او پیش از نابودی شامل باج خواهی خرچنگ، کارآگاه پوزخند زن و هری کیپلینگ بوده است. او هم چنین تعدادی کمیک برای عنوان قاضی درد نوشته و در سال های اخیر بیشتر برای مارول می نویسد.

به همین ترتیب نابودی اولین طبع آزمایی جفری ادواردز در صنعت کمیک است.

در قسمت اخیر ناکس و رد ریپر که اکنون با پرومته ای نامیرا همراه شده اند می خواهند به سمت منشاء شر حرکت کنند تا اوضاع را بار دیگر به حالت عادی بر می گردانند. در این قسمت همین طور از گذشته ی مرموز ناکس و رابطه ی رمانتیک پیچیده اش با ضد قهرمان مونث داوینا پرده برداشته می شود.

این اولین تلاش نیست که دنیای سیاه و سفید و اصول اخلاقی تزلزل ناپذیر کمیک های ابر قهرمانی را با نوعی کمدی سیاه و ابزورد به چالش می کشد و مطمئناً آخرین نیز نخواهد بود. همین طور گرته برداری عین به عین از دنیای دی سی، ضعف در دنیاسازی اسپوریر و طراحی های شلخته و نامنسجم ادواردز از نقاط ضعف عمده ی کمیک به شمار می روند. اما نابودی کمیکی است که باید خوانده شود هر چند خام دستی نویسنده جا به جا خود را نشان می دهد اما این خام دستی سرشار از نیروی محرکه و ایده های خلاقانه ای است که مخاطب را با دیدگاه های نامنتظره ی خود به چالش می کشد. انرژی که اگر درست هدایت شود احتمالاً یکی از بهترین کمیک های این زیر گونه را خواهیم داشت. تنها مطمئن باشید که خواندن کمیک تا این شماره قطعاً شما را نا امید نخواهد کرد.

فرزاد خلیلیان

[rating:7/10]


The Victories #1The Victories #1

  • نویسنده و طراح: Michael Avon Oeming
  • ناشر: Dark Horse Comics

مایکل ایوون اوئمینگ نویسنده و طراح آمریکایی است که در سال ۲۰۰۱ برنده‌ی جایزه‌ی آیزنر نیز شده است. او عاشق داستانهای باستانی کهن است و چندین داستان اسطوره‌ای ثور و اِریس(خدای جنگ) نیز برای مارول کار کرده است. قطعاً همه با فیلم «راهب ضد گلوله» به کارگردانی پائول هانتر آشنایی دارند که برگرفته از کمیکی زیرزمینی با همین نام ساخته‌ی اوئمینگ است. اما عمده شهرت او به خاطر طرح‌های گوتیک و استایل خشن در روایت داستان است، این کتاب نیز از همین قانون تبعیت می‌کند.

شهر در تاریکی رفته است، جرم و جنایت زیاد شده است و مردم همگی در تاریکی مخوف غرق شده‌اند. ابرقهرمانی که شاید نتوان اسم او را ابرقهرمان گذاشت چون خود روحیه‌ای خشن دارد سعی دارد در قالب یک قهرمان ظاهر شود. البته Victories گروهی از ابرقهرمانان هستند که با توجه به آنچه که در این کتاب دیدیم تعدادی مخالف و عده‌ای موافق در جمع مردم دارند.

 فضاها در این کمیک بسیار غلوآمیز طراحی شده‌اند طوری که بعضی اوقات به دلیل رنگ‍آمیزی و سایه‌های خشن و تیز تشخیص حرکات کاراکترها بسیار سخت است. البته این نوع طراحی طرفداران خاص خودش را دارد که من با این طرح‌ها موافقم اما نه در صورتی که برای نشان دادن سیاه بودن کمیک یا اجبار خواننده به این که در حال خواندن یک کمیک تاریک و خشن بالای ۱۸ سال است، به کار رود. این روش برای نشان دادن تاریک بودن کتاب به هیچ وجه روش قابل قبولی نیست.

داستان به هیچ وجه خواننده را برای قسمت بعد آماده نمی‌کند، تمام داستان به شدت برای من تکراری و قابل پیش‌بینی بود. موضوعی تکراری که سعی دارد با کلیشه‌های رایج داستانهای ابرقهرمانی و ضدقهرمان جلوه دادن ابرقهرمان داستان برای خود طرفدارانی جمع کند. این کتاب هیچ نکته‌ی کوچکی هم برای خواندن ندارد و فقط شاید بتوان از میان طرح‌های خشن اوئمینگ چیزی بیرون کشید!

مهران فلاح

[rating:2/10]