بررسی کمیک‌های فوریه تا ژوئن ۲۰۱۵

توسط : در تاریخ : جمعه, جولای 10th, 2015

متأسفانه یا خوشبختانه دوباره ۵ ماه عقب ماندگی در بررسی کمیک‌های هفتگی را با یک پست و تعدادی زیادی نقد جبران کردیم.

این لیست منتخبی از مهم‌ترین کمیک‌هایی است که در این مدت منتشر شده است و برای پیشنهادهای هفتگی از همین هفته دوباره بررسی‌های ما را دنبال کنید.


BMETRI-Cv52-ds-66115Batman Eternal #52

  • نویسنده: Scott Snyder, James Tynion IV, Ray Fawkes, Kyle Higgins, Tim Seeley
  • طراح: Eduardo Pansica, Julio Ferreira, Robson Rocha,Guillermo Ortego, David LaFuente, Tim Seeley, Ray Fawkes
  • ناشر: DC Comics

پس از گذشت یک سال بالاخره سری «بتمن: جاویدان» نیز به همراه دیگر کمیک‌های هفتگی به پایان رسید. کمیکی که قرار بود با تیم چند نفره‌ای روایت عظیمی را در ۵۲ قسمت روایت کند.

بدترین نقطه ضعف این سری این بود که بیخود و بی‌جهت داستان را کش دادند. روایتی که می‌توانست حداکثر در ۱۰ قسمت روایت شود در ۵۲ قسمت روایت شد و طبیعتاً نقاط ضعف بسیاری را با خود به همراه آورد و مشکلاتی همانند حضور کم‌رنگ و بی‌اهمتی کاراکترها، حضور موقتی و ضعیف شرورها، خارج کردن جیم گوردون و بتمنی بی‌بخار. در جای جای این سری آدم بی‌درنگ به یاد داستان «بتمن: هاش» و «سقوط شوالیه» و شباهت‌های این سری با این کمیک‌ها می‌افتد. در این سری نیز شرورها پشت سر هم می‌آیند، هویت شرور نهایی ناپیداست و اتفاقات و معماهای زیادی در کمیک اتفاق می‌افتد. از ایرادات دیگری که می‌توان به این سری گرفت این است که داستان‌های فرعی ضعیفی را به همراه دارد. مثلاً داستان «بت‌وینگ» در قعر تیمارستان آرکام که واقعاً معلوم نیست در این سری چه نقشی دارد. یا مثلاً ماجراهای «ردهود» و «بت‌گرل» که به دنبال تبرئه‌ی «جیم گوردون» هستند. (و جالب اینجاست که وقتی مدارک مورد نظر را پیدا می‌کنند باز هم «جیم گوردون» بدون هیچ توضیح خاصی در زندان باقی می‌ماند!)

برگردیم سر قسمت آخر. دراین قسمت بار دیگر «اسنایدر» و دیگر نویسندگان به گذشته نقب می‌زنند. شرور اصلی آرک «محفل جغدها» بازگشته تا انتقام بگیرد و بتمن که دیگر توانی برایش نمانده باید با او مقابله کند.

در این چند وقت اخیر در داستان‌های «بتمن» به گذشته زیاد نگاه شده است. در آرک کنونی «بازی نهایی» نیز پای محفل جغدها و گذشته‌ی جوکر باز شده است و به نظر می‌رسد که اسنایدر از ارجاع دادن به کارهای پیشین خود لذت می‌برد. در این میان نکته‌ی آزاردهنده این است که حتی «لینکلن مارچ» نیز به نوعی شرور اصلی نیست و نقشه‌ی تمام این ماجراها را شخصی کم‌اهمیت به نام Cluemaster کشیده است. شخصی که در شماره‌ی قبلی کشته شد و در این قسمت مشخص شد که وی توانسته مکان «محفل جغدها» را نیز پیدا کند. (خود بتمن در تمام این سال‌ها متوجه این محفل نشده بود و اینکه چطور این شخص – که خود کپی درجه دوم از ریدلر است – توانسته این محفل را کشف کند خود جای سوال است!)

به شخصه اصلاً از رویارویی بتمن و لینکل مارچ خوشم نیامد. به یاد بیاورید که وی در آرک «محفل جغدها» چه دشمن خونینی بود و در اینجا شروع به رجز خواندن می‌کند و حتی نمی‌تواند یک بتمن بی‌سلاح را از پای در آورد. از جایی که «سال صفر» را یادآوری می‌کند نیز بی‌نهایت بدم آمد. در ضمن به نظر می‌رسد که برخی از کاراکترهای این قسمت در تمام سال گذشته خواب بودند و تازه در این قسمت یادشان افتاده که به کمک بتمن بیایند! البته دیگر مهم نیست. این سری آنقدر بد بوده که دیگر به هیچ‌کدام از کاراکترهایش اهمیت ندهم.

شاید تنها نکته‌ی مثبت این قسمت آن است که سرانجام می‌فهمیم چرا اسم این مجموعه «بتمن: جاویدان» گذاشته شده است، فقط همین. آن هم به صورت شعارهایی که «جیم گوردون» می‌دهد. احتمالاً دی‌سی این مجموعه را فقط به این خاطر چاپ کرد که برخی شخصیت‌های قدیمی و جدید را به داستان‌های بتمن وارد کرده و وضعیت برخی شخصیت‌ها مانند «سلینا کایل» را برای داستان‌های بعدی تغییر دهد. اگر می‌خواهید این تغییرات را بدانید زحمت شما را آسان می‌کنم و آن‌ها را همینجا می‌نویسم تا از یک سری ۵۲ قسمته در امان بمانید. این تغییرات عبارتند از:

۱-      ورود «جولیا پنی‌ورث»

۲-      تبدیل شدن «هارپر ور» به «پرنده‌ی آبی»

۳-      از کار بر کنار شدن «جیم گوردون» – او فعلاً همانطور که در آرک «بازی پایانی» نیز دیده شد دیگر رئیس‌پلیس نیست.

۴-      به وجود آمدن رابطه‌ی عاطفی بین «جیسون تاد» و «باربارا گوردون». هرچند هنوز این دو با هم هیچ رابطه‌‌ای ندارند ولی شاید در داستان‌های آینده به این مورد پرداخته شود.

۵-      ورود «استفانی براون» یا «اسپویلر»

۶-      جدا شدن رسمی «بتمن» و «کت‌وومن»

۷-      تبدیل شدن «کت‌وومن» به رئیس مافیای شهر گاتام و همراهی «کیلر کراک» با او

۸-      خلع درجه‌ی «جیسون بارد» از سمت رئیس‌پلیسی پلیس گاتام – هنوز مشخص نیست رابطه‌ی او و «ویکی ویل» به چه صورت خواهد بود.

۹-      اسیر شدن «لینکلن مارچ» به دست «محفل جغدها»

۱۰-    ورود «هاش» به داستان‌های بتمن در The New 52

فرزان رحمانی
۴ از ۱۰
———————————–

Deadpool #45 (2015) - Page 1Deadpool #45

  • نویسنده: Brian Posehn, Gerry Duggan و نویسندگان مهمان
  • طراح: Mike Hawthorne, Scott Koblish و طراحان مهمان
  • ناشر: Marvel Comics

شماره ۲۵۰ کمیک ددپول همانند اکثر ویژه‌نامه‎های مارول متشکل از چند داستان فرعی و یک روایت اصلی است که در نهایت نه تنها با دو نیم شدن کره زمین و مرگ ددپول بلکه با مرگ تمام دوستانش در این سری تمام می‎شود.

شماره ۴۵ ددپول (که همان ۲۵۰ در مجموع است) و مرگ ددپول خیلی فیلم فارسی وار همه دشمنانش را با چند مونولوگ ماندگار قل و قمع می‌کند و سپس خیلی فیلم هندی وارتر (و البته مثل همیشه به رسم کارهای احمقانه ددپول، احمقانه) به زندگی خودش و دوستانش پایان می‌دهد. این ساختار داستان اصلی که ۲۸ صفحه می‌شود را تشکیل می‌دهد و باقی کار (چیزی حدود ۶۰ صفحه) با نویسندگان و طراحان مهمان از دوستانی است که وید ویلسون در این سری با آن‌ها آشنا شده است. داستان‌هایی کوتاه با موضوعاتی طنز که خواندنشان بیشتر از بخش اولی که مربوط به داستان اصلی است توصیه می‌شود. داستان‌های کوتاه این ویژه‌نامه به اندازه تمام ۴۵ قسمت عرضه شده سرگرمتان خواهد کرد. اما پایان‌بندی داستان اصلی را نه می‌شود خوب توصیف کرد نه بد. در کنار این که نقصی در پایان است اما دوگان و پوسن آن‌چه را در این ۴۵ قسمت (البته بعضی از زیرداستان‌ها به طرز آزاردهنده‌ای مزاحم بود) طرح ریخته‌اند به خوبی جمع‌بندی می‌کنند.

آن چه در ماه‌های قبل در مورد مرگ ددپول وعده داده شده بود در این ویژه‌نامه محقق شد اما کمی این تصمیم با عجله فقط برای غیبت شاید کوتاه این کاراکتر در دنیای بعد از ریبوت جنگ‌های پنهان احساس می‎شد.

مهران فلاح
۷٫۵ از ۱۰

———————————–

FuturesEnd048cover#۴۸ The New 52: Future End

  • نویسنده: Brian Azzarello, Jeff Lemire, Dan Jurgens, Keith Giffen
  • طراح: Allan Goldman, Freddie Williams II, Andy MacDonald, Stephen Thompson, Scott Hanna
  • ناشر: DC Comics

«۵۲ جدید: پایان آیندگان» دومین سری هفتگی دی‌سی بود که یک ماه پس از انتشار «بتمن: جاویدان» کار خود را آغاز کرد. رویدادی که قرار بود مستقیماً به رویداد عظیم «همگرایی» سوق داده شود.

همانطور که قبلاً نیز اشاره کرده‌ایم داستان این کمیک مربوط به یک آینده‌ی احتمالی است و شخصیت اصلی آن نیز «تری مک‌گینیس» یا همان «بتمن ماورا» می‌باشد. در قسمت‌های واپسین «مک‌گینیس» در نبرد کشته می‌شود و جایش را به «تیم دریکی» می‌دهد که سال‌هاست پیشه‌ی ابرقهرمانی را کنار گذاشته. تیم به بتمن ماورای جدید تبدیل شده و بار دیگر به گذشته سفر می‌کند تا جلوی Brother Blood و نابودی دنیا را بگیرد.

معتقدم از بین سه کمیک هفتگی دی‌سی، این عنوان از بقیه منسجم‌تر بوده و داستان بهتری را روایت کرده است. «برایان آزارلو» که تا همین چند ماه پیش یک «واندروومن» فوق‌العاده می‌نوشت جزو گروه نویسندگان این عنوان است. همچنین این عنوان بر خلاف دو عنوان دیگر اکثراً طراحی‌های مشابه داشته و تفاوت طراحی زیاد در آن حس نمی‌شود. سه شماره‌ی آخر این عنوان به خاطر سفر در زمانش کمی گیج‌کننده بوده است ولی یک خواننده‌ی با دقت در این مورد با مشکل مواجه نخواهد شد. در قسمت آخر می‌بینیم که «تیم دریک» به ظاهر جلوی نابودی زمین را گرفته است ولی چندی بعد مشخص می‌شود که در آینده‌ی جدید نیز Brother Blood حاکم زمین است. شاید این پایان تلخ را بتوان جزو نکات منفی این قسمت دانست. به عنوان یک خواننده شخصاً انتظار داشتم که قسمت آخر یک نقط ختام فاخر باشد ولی اینگونه نشد. به علاوه پایان کمیک کمی گنگ به نظر می‌رسد و خواننده حس می‌کند که کمیک چیزی کم دارد و این پایانی که پیش روی اوست، راضی کننده نیست. البته ظاهراً دی‌سی برای این عنوان باز هم برنامه دارد و داستان این سری پس از «همگرایی» در کمیک «بتمن ماورا» دنبال خواهد شد.

البته این کمیک بی‌نقص نیز نبود و برخی سوال‌های بی‌جواب پیش روی خواننده گذاشت. برای مثال در نهایت نیز دلیل درگیری «بتمن» و «سوپرمن» مشخص نمی‌شود یا سرانجام «لانا لنگ»، «گریفتر» و دخترخوانده‌ی جدیدشان چنان که باید و شاید معلوم نمی‌گردد.

در ادامه چند خطی نیز در مورد «همگرایی» برایتان می‌نویسم: شاید برایتان سوال پیش آمده باشد که اگر این کمیک در آینده می‌گذرد پس چگونه می‌توانسته به «همگرایی» مربوط باشد؟ جواب این سوال در کمیک «بوستر گولد: پایان آیندگان» که ماه سپتامبر منتشر شد نهفته است. در آنجا دیدیم که «بوستر گولد» مکان «نقطه‌ی ناپدیدی Vanishing Point» را به «برینیاک» لو می‌دهد. «نقطه‌ی ناپدیدی» جایی است که از آنجا می‌توان به تمام زمان‌ها و مکان‌ها دست یافت. دست یافتن «برینیاک» به این مکان او را قادر کرده که تمام دنیاهای را جمع کند. همچنین در کمیک «همگرایی» شاهد آن هستیم که «برینیاک» بازنگشته است و «تلوس» هنوز در انتظار ارباب خود است. دلیل بازنگشتن «برینیاک» آن است که او در «۵۲ جدید: پایان آیندگان» به لطف Brother Blood شکست خورده و نابود شده است.

در کل بهتان پیشنهاد می‌کنم که این سری را بخوانید چون بهترین سری هفتگی دی‌سی بوده است.

فرزان رحمانی
۷٫۵ از ۱۰

———————————–

Earth2WorldsEnd026coverEarth 2: World’s End #26

  • نویسنده: Daniel H. Wilson, Marguerite Bennett, Mike Johnson, Cullen Bunn
  • طراح: Eddy Barrows, Eber Ferreira, Eduardo Pansica,Julio Ferreira, R. B. Silva, Marc Deering, Tyler Kirkham, Jorge Jimenez, Scott Cohn, Walden Wong, Pascal Alixe, Juan Jose Ryp, Paulo Siqueira
  • ناشر: DC Comics

«زمین ۲: پایان دنیا» آخرین سری هفتگی دی‌سی بود که کار خود را آغاز کرد و ماجراهای آن در دنیایی موازی و در زمین ۲ می‌گذرد. پیش از این نیز دی‌سی با انتشار عنوان «زمین ۲» ماجراهای این دنیا را روایت کرده بود. ماجراهایی که شاید از همان ابتدا نیز در حال ساخت ماجرای حمله‌ی دارک‌ساید و شروع مجموعه‌ی «زمین ۲: پایان دنیا» بوده‌اند. در این دنیا قهرمانان اصلی یعنی «سوپرمن»، «بتمن» و «واندروومن» در اولین جنگ بین زمین ۲ و اپوکالیپس کشته شدند و پس از آن قهرمانان جدیدی روی کار آمدند. قهرمانانی چون «آلن اسکات» یا همان «فانوس سبز» و «جی گاریک» یا همان «فلش». شاید این اسامی با نام‌هایی که به آن‌ها عادت دارید فرق داشته باشند. مثلاً احتمالاً «فلش» را بیشتر با نام «بری آلن» و «فانوس سبز» را با نام «هال جوردن» می‌شناسید. علت آن این است که در واقع عنوان زمین ۲ به نوعی از قهرمانان عصر طلایی دی‌سی استفاده کرده و آن‌ها را با طراحی جدید وارد ماجراهای جدید کرده است.

در کمیک «زمین ۲: پایان دنیا» اپوکالیپس با دیگر به زمین ۲ حمله می‌کند و قهرمانان باید از زمین دفاع کنند. در آخرین قسمت این سری پایانی تلخ در انتظار ساکنین زمین ۲ است. دارک‌ساید پیروز می‌شود و زمین ۲ نابود می‌شود. بسیاری از انسان‌ها همراه برخی قهرمانام پیش به سوی خانه‌ای جدید راهی ناکجاآباد می‌شوند و عده‌ای از قهرمانان نیز ناپدید می‌شوند.

عنوان «زمین ۲» از همان ابتدا حرفی برای گفتن نداشت و فقط سعی در روایت ماجرا و اضافه کردن شخصیت‌های جدید داشت پس جای تعجب نیست که همتای آن یعنی «زمین ۲: پایان دنیا» نیز عملکرد ناامید کننده‌ای داشته باشد. در ۲۶ شماره‌ای که روایت شد شاهد جنگ بین دو سیاره بودیم و دیگر هیچ. طراحی‌های نچندان دلچسب کمیک نیز در این میان کمکی به مخاطب نکرده است. پوئن منفی‌ای که در دو مجموعه‌ی هفتگی دیگر نیز شاهدش بودیم یعنی «کش دادن داستان» را در اینجا نیز شاهد هستیم. البته خدا را شکر که این مجموعه فقط ۲۶ قسمت داشت و سریع از شر آن خلاص شدیم. علاوه بر این شخصیت‌های داستان نیز چندان جالب توجه نیستند. «دیک گریسون»ـی که در اینجا شاهدش هستیم انسانی ضعیف است که همسرش «باربارا گوردون» از او و پسرشان مراقبت می‌کند! انسانی که ضعفش بسیار روی اعصاب است و علاوه بر این فرایند «قهرمان شدن یه روزه» را در اینجا نیز شاهد هستیم. شخصیت دیگری نیز که در این مجموعه زائد بود کسی نیست جز «سوپرمن». منظورم «سوپرمن» جدید زمین ۲ نیست بلکه همان سوپرمن قدیمی است. هرچند خود سوپرمن جدید نیز چندان گیرایی خاصی ندارد ولی ایده‌ی برگرداندن سوپرمن قدیمی به عنوان یک توئیست قبلاً نیز کار شده است و در اینجا فقط برای پر کردن چندین قسمت آورده شده است. ماموریت آلن اسکات برای نجات زمین به وسیله‌ی همکاری با دیگر آواتارهای عناصر بسیار حوصله‌سربر است و مکالماتی که وی با معشوق سابقش برقرار می‌کند آزاردهنده است.

به غیر از این‌ها مشکلات دیگری نیز در این مجموعه وجود داشت که ترجیح می‌دهم درباره‌شان صحبت نکنم. خلاصه‌ی کلام این که این مجموعه فقط برای این منتشر شد که ماجرای ورود قهرمانان به رویداد «همگرایی» را شرح دهد و لازم به ذکر نیست که هرچیزی بود به غیر از خوب.

فرزان رحمانی
۴٫۵ از ۱۰

———————————–

Injection #2 (2015) - Page 1Injection #2

  • نویسنده: Warren Ellis
  • طراح: Declan Shalvey
  • ناشر: Image Comics

وارن الیس، دیکلان شلوی. خالقان سری جدید کمیک مون نایت که در زمان عرضه کمیکشان غوغایی به پا کردند، متأسفانه در آن زمان این تیم فقط آرک اول کمیک را به تصویر کشیدند و اعلام کردند که قرار است بروی کمیک دیگری کار کنند اما هیچ کس نمی‌دانست چه کمیکی. تا این‌که کمپانی Image نام این دو را برای عنوان جدیدش Injection اعلام کرد.

Injection کمیک عجیبی است. حال و هوایی غریب دارد و کاراکترهایش انسان‌هایی عادی با گذشته‌ای غیر مرموزاند. قسمت اول داستان به معرفی همین شخصیت‌ها و ارتباطشان می‌پردازد، گروهی که برای مأموریتی گرد هم آمده‌اند اما حالا این گروه از هم پاشیده، رهبر گروه و پروتاگونیست اصلی که زنی است با نام ماریا کیل‌براید در بیمارستانی روانی تحت نظر است و اعضای تیم از هم پاشیده‌اند. حالا با بروز مشکلاتی از جمله شیوع یک بیماری کشنده که مسبب آن تشکیلاتی بزرگ است. این‌که چه اتفاقی در گذشته برای این افراد افتاده و چه خطری دنیا را تهدید می‌کند سوالاتی است که در قسمت اول در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.

در توضیح ژانر این کمیک این‌گونه آمده: کتابی در ژانر سای فای، وحشت، جنایی، تکنو تریلر!

قسمت دوم کمیک با ورود کاراکتر جدیدش حال و هوایی اکشن به خود می‌گیرد. این‌جاست که دیکلان شلوی تازه هنر واقعی خود را به نمایش می‌گذارد. نورپردازی، رنگ‌زنی بی‌روح فضا و زوایای فوق‌العاده شلوی در کنار خون و خونریزی ملایمش تأثیر بزرگی در پیشبرد موفق داستان الیس دارد.

تا به اینجای کار شخصیت‌های داستان همگی بازگوپذیر، دوست ‌داشتنی و به طرز مهیجی تأثیرگذار ظاهر شده‌اند با این‌که در این قسمت هم هیچ چیز از جزئیات بیشتری مشخص نمی‌شود و باز هم به سوالاتی که در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد اضافه می‌شود.

Injection (که حالا هم با وجود ۲ قسمت نمی‌شود معنی درستی برای عنوانش پیدا کرد) فضایی فراهنجار را با روایت آرام و حساب‌شده الیس در هم آمیخته تا خیلی راحت با سوالات بی‌شماری که در ذهنتان می‌کارد به خواندنش ترغیبتان کنید.

مهران فلاح
۹ از ۱۰

———————————–

666997-superman-39Superman #39

  • نویسنده: Geoff Johns
  • طراح: .John Romita Jr
  • ناشر: DC Comics

قسمت ۳۹ سوپرمن قسمتی مهمی است. چرا؟ چون آخرین قسمت از ران کوتاه «جف جانز» بر این مجموعه است و پس از حوادثی که در قسمت قبل اتفاق افتاد خواندن این وان‌شات ضروری است.

در قسمت قبل دیدیم که سوپرمن صاحب قدرت جدیدی شده است. قدرتی به نام «ابر انفجار Super Flare». این قدرت شبیه همان «دید حرارتی Heat Vision» است با این تفاوت که در اینجا به جای اینکه چشم‌های سوپرمن انرژی ذخیره شده‌ی خورشید را آزاد کند، تمام سلول‌هایش این انرژی را آزاد کرده و انفجار مهیبی به راه می‌اندازند. البته این قدرت بهایی نیز دارد و پس از هر بار استفاده سوپرمن تا مدتی بدون هیچ قدرتی خواهد بود. درست مثل یک انسان. وی پس از آن هویت خود را برای جیمی اولسن فاش می‌کند و ادامه‌ی ماجرا در این قسمت اتفاق می‌افتد: سوپرمن بدون قدرت و جیمی اولسون یک روز تمام با هم.

خب برگردیم سراغ کمیک. نقطه قوت اصلی این کمیک این است که جف جانز به زیبایی ذات سوپرمن را به تصویر می‌کشد. دیالوگ‌هایی که در حین پیاده‌روی بین او و جیمی اولسن رد و بدل می‌شود به خوبی شخصیت سوپرمن را توصیف می‌کند. سوپرمنی که همیشه سعی داشته تا خود را یکی از انسان‌ها جا بزند و همانند آن‌ها باشد. سوپرمنی که بدون قدرت‌های خود پسر بچه‌ای را از سقوط نجات می‌دهد و به زخمی شدن اهمیتی نمی‌دهد. البته این قسمت کمی کلیشه‌ای است ولی می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. نقطه‌ی اوج کمیک آنجائیست که در کوچه‌ای گروگان‌گیری‌ای رخ می‌دهد و افراد پلیس دورتادور گروگان گیر را محاصره می‌کنند تا اینکه سوپرمن سر می‌رسد. صحنه‌ای است بسیار زیبا. سوپرمن که دیگر ضد گلوله نیست با خونسردی با گروگان‌گیر صحبت می‌کند و او را به آرامش دعوت می‌کند و پس از چند صفحه‌ی دلهره‌آور و خارق‌العاده اوضاع خاتمه می‌یابد. در اینجاست که فرق بتمن و سوپرمن را در میابیم. اگر بتمن در اینجا حضور داشت احتمالاً بدون هیچ اخطاری به روی گروگان‌گیر بخت‌پریده می‌پرید و او را با یک ضربه از پا در می‌آورد ولی سوپرمن اینگونه نیست. هرچه باشد او نماد امید است و چه شکست‌ناپذیر باشد چه نه، باز هم به کمک دیگران می‌شتابد.

برویم سراغ طراحی‌های جان رومیتا جونیور. پس از اینکه آدم چند کمیک با طراحی او همانند «اردنگی Kick-a$$» می‌خواند دیگر به طراحی‌ها و سبک او عادت می‌کند و زیاد به کار او اشکال نمی‌گیرد. ولی حقیقت این است که رومیتا در کشیدن آناتومی بدن مشکل دارد و چند جا واقعاً طراحی‌هایش آزاردهنده می‌شود. من به شخصه ترجیح می‌دادم که چنین داستان زیبایی را با طراحی‌های کس دیگری همچون آردیان سیاف (طراح کمیک «بتمن – سوپرمن») بخوانم.

این آخرین شماره‌ی جف جانز بر روی این کمیک بود و در شماره‌ی بعدی شخص دیگری نویسندگی کمیک را به عهده خواهد داشت و طراحی نیز همچنان برعهده‌ی رومیتا خواهد بود. این قسمت که خداحافظی جانز با این کمیک است را به هیچ وجه از دست ندهید.

– …چه حسی داشت که برای یه روز انسان باشی؟

– راستشو بخوای، جیم…اونقدری که فکر می‌کردم فرق نداشت.

– بهت که گفته بودم.

فرزان رحمانی
۹ از ۱۰

———–

بارها در فروم‌های مرتبط به ادبیات مصور مشاهده کرده‌ام که تعداد کثیری از کاربران کرکتر “سوپرمن” را متهم به نداشتن مفهوم و داستان می‌کنند. گویی تنها موجودی قدرتمند است که با همان ایدئولوژی خوب بودن کودکانه مردم را نجات می‌دهد؛ اینکه تمام چیزی که برای عرضه کردن دارد، باحال بودن دید اکس-ری و شنل‌های ملتحب‌اش است.

اما آیا واقعاً همینطور است؟ سوپرمن فقط یک پیش آهنگ آبی غول پیکر است؟

در آخرین شماره از مجموعه کمیک “سوپرمن”، جف جانز سعی دارد تا به این دیدگاه های بلاهت‌وار که از روی کوته فکری نشات می‌گیرند خاتمه دهد. کلارک کنتی را فرض کنید که تمام قدرت‌های کریپتونایتی‌اش را از دست داده و برای نجات دادن کودکی که در حال افتادن از یک درخت است باید همانند یک انسان عادی درمیان برف‌ها شیرجه بزند. شخصیت کلارک کنت سال‌هاست که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد… حرف‌هایی مشخصاً بغایت جذاب‌تر و مسحور کننده تر از مشت‌های سنگین و چشم‌های آتشین‌اش است… حرف‌هایی که او را به یکی از عمیق‌ترین کرکترهای دنیای دی‌سی بدل می‌سازد.

“تو فکر کردی تنها دلیل من برای ایستادن جلوی اسلحه‌های تفنگ اینه که ضد گلوله‌ام؟!”

کامیاب قربان‌پور
۶ از ۱۰

———————————–

ST-Cv39-ds-9b8caSwamp Thing #39

  • نویسنده: Charles Soule
  • طراح: Jesus Saiz
  • ناشر: DC Comics

«موجود باتلاق»، از معدود کمیک‌های دی‌سی که از ابتدای انتشارش نویسندگان چندانی عوض نکرده است. در حقیقت این عنوان تنها دو نویسنده داشته است. «اسکات اسنایدر» نویسنده‌ی مطرح عنوان «بتمن» و «چارلز سول» نویسنده‌ی مطرح عناوینی چون «سوپرمن/ واندروومن» و «شی‌هالک».

در قسمت‌های قبل شاهد این بودیم که «الک هالند» پارلمان درختان را نابود کرد و قدرتشان را گرفت. پس از آن «آنتون آرکین» از زندان خود فرار کرد و با آواتار پارلمان تازه‌ی ماشین‌ها متحد شد. پس از آن «بانو علف» سابق که اینک آواتار ماشین‌ها است کلونی از «الک هالند» درست می‌کند و به سراغ «الک هالند» واقعی می‌فرستد و مستقیماً به «سبز» حمله می‌کند. «موجود باتلاق» در نبرد شکست می‌خورد و وضعیت بغرنج می‌شود.

پس از آمدن «چارلز سول» بر سر این عنوان یکی از چیزهایی که تغییر کرد، رابطه‌ی موجود باتلاق با پارلمان درختان بود. در آرک‌های قبلی عموماً شاهد این بودیم که پارلمان از آواتار خود حمایت می‌کنند ولی در داستان‌های چارلز سول رابطه‌ی موجود باتلاق و پارلمان دچار کشمکش و تنش می‌شود و در نهایت نیز ابتدا پارلمان و سپس موجود باتلاق به یکدیگر خیانت می‌کنند. این یکی از ویژگی‌های مثبت ران سول بر این کمیک است ولی از آنجایی که پارلمان موقتاً از داستان حذف می‌شود ایراد مجموعه شروع می‌شود. اصلاً همینکه موجود باتلاق قدرت پارلمان را از آن‌ها بگیرد خود جای تامل دارد دیگر چه برسد به ظهور یک قدرت جدید از طرف ماشین‌ها. اینکه سول قدرت دیگری به غیر از «سبز»، «قرمز» و «فساد» معرفی کرد کمی لوس و غیرضروری به نظر می‌آید و شاید به نوعی نشان می‌دهد که نتوانسته شرور مناسبی برای ادامه‌ی داستانش پیدا کند. البته سول پیش از این نیز قدرت قلمرو قارچ‌ها و آواتارش را معرفی کرده بود ولی از آنجا که حضور این قدرت کوتاه بود ایراد خاصی نمی‌توان از آن گرفت. البته شایان ذکر است که این قدرت حضور موثر و جالبی در آرک قبلی داشت و نباید آن را از علل ضعف کمیک دانست.

بازگشت «بانو علف» انتقامجو به داستان توئیست خوبی بود ولی اینکه او هم قدرت پارلمان خود را بگیرد اصلاً قابل باور نیست و خوب در نیامده است. به غیر از این سول عادت دارد که برای قوی نشان دادن شرور داستان قدرت موجود باتلاق را کم کند. جالب اینکه در آرک‌های قبلی خود سول بر عظیم بودن قدرت موجود باتلاق اصرار داشت و بسیار در این مورد وقت صرف کرده بود ولی در اینجا وی به سادگی تسلیم می‌شود.

در این قسمت علاوه بر این‌ها بعضاً شاهد دیالوگ‌های ضعیفی هستیم. دیالوگ‌هایی که بین موجود باتلاق و «ابیگیل آرکین» رد و بدل می‌شود یا دیالوگ‌هایی که «جان کنستانتین» به زبان می‌آورد. و البته به غیر از این بد نیست به حضور ضعیف کنستانتین در این قسمت نیز اشاره‌ای کنیم.

هرچند در این قسمت شاهد ضعف‌هایی بودیم ولی فراموش نکنیم که این عنوان هنوز هم جزو بهترین‌های دی‌سی است. شاید در برخی قسمت‌ها این کمیک ناامیدتان کند (که مطمئنم آنقدر بد نیست که اینگونه شود) و برخی ضعف‌ها چشمتان را بزند، ولی فرصت دیگری به آن بدهید و مطمئن باشید که دوباره به اوج برمی‌گردد.

فرزان رحمانی
۷ از ۱۰

———————————–

Batman #40

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC Comics

شکی نیست که آرک Engame ضعیف‌ترین آرک بتمن اسنایدر بود اما با یک پایان عالی و تراژیک همه ضعف‌هایش محو می‌شوند. راستش این‌بار قرار نیست بگویم که چقدر در مجموع این آرک از روایت بد اسنایدر ناراضی بودم، مونولوگ شروع داستان همچنان خوب نیست، همکاری بتمن و دشمنانش برای نابودی جوکر هم به همین منوال اما هر چقدر این‌ها خوب نبودند پایان‌بندی با آن نمایش‌نامه غم‌بار بدجوری به دلتان می‌نشیند و با چیزهایی که در گذشته در تمام مبارزات پایانی بتمن و… (ادامه نوشته)

———————————–

Spider-Gwen #3 (2015) - Page 1Spider-Gwen #3

  • نویسنده: Jason Latour
  • طراح: Robbi Rodriguez
  • ناشر: Marvel Comics

شخصیت جدید دنیای عنکبوت ها به طرز شگفت آوری جذاب است. جذاب در طراحی شخصیت، طراحی لباس، طراحی دنیای موازی‌اش (دنیایی که پیتر پارکرش به لیزرد تبدیل شده و توسط گوئن کشته شده، دنیایی که فرانک کستلش افسر پلیس است یا مت مرداکش وکیل کینگ‌پین)، طراحی کاراکترهای مکمل و در طراحی درست نویسنده و طراح داستان.

قسمت سوم این سری با مونولوگی زیبا از گوئن در مورد پدرش آغاز می‌شود. مکالمه‌ای پدر و دختری به طرز زیبایی به نمایش گذاشته می‌شود، دشمن شخصیت اصلی وارد این مکالمه می‌شود و چند صفحه‌ای هم اکشن نفس‌گیر چاشنی نهایی قسمت سوم اسپایدرگوئن است.

در این کمیک خبری از رابطه گوئن و پیتر پارکر نیست اما حضور پیتر در تمام طول داستان و نقشش در زندگی گوئن و نیمه گمشده او کاملا مشهود است. همچنین عمو بن در این قسمت سورپرایز بزرگی بود که درست به موقع حضورش به نمایش درآمد.

اگرچه در مجموع سری اسپایدرگوئن شباهت های زیادی با دنیای آشنای پیتر پارکر دارد اما جیسون لاتور با یونیورس یگانه‌اش و کاراکترهایی که در دنیای اصلی نیستند به همراه طراحی‌های رابی رودریگز روایتی بسیار خوب تا به اینجای کار ارائه داده که به هر خواننده تازه و قدیمی دنیای مارول پیشنهاد می‌شود.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰

———————————–

4370378-19Injustice: Gods Among Us #19

  • نویسنده: Brian Buccellato
  • طراح: Bruno Redondo و Juan Albarran
  • ناشر: DC Comics

کمیک «بی‌عدالتی: خدایان در میان ما» کمیکی است که ادامه دهنده‌ی راه بازی محوبی به همین نام می‌باشد. احتمالاً همه‌ی شما با این عنوان آشنایید. ابرقهرمانانی که به دو دسته تقسیم می‌شوند و با یکدیگر به نبرد می‌پردازند. فکر می‌کنم این مجموعه جزو اولین کمیک‌های دیجیتالی دی سی بوده است.

در سال سوم این مجموعه می‌بینیم که هنوز هم ابرقهرمانان در جنگ هستند. ولی این بار شرایط اندکی فرق کرده است. این بار پای دنیای جادویی نیز باز شده است و شاهد حضور جان کنستانتین، شبح، زاتانا، ترایگون، اتریگان و … هستیم ولی خب هنوز هم شاهد همان تمی هستیم که در دو فصل قبل شاهدش بودیم: بتمن علیه سوپرمن.

پیش از این نویسندگی این عنوان برعهده‌ی «تام تیلور» بود ولی اینکه نویسنده‌ی «کمیک‌های کارآگاهی» و «فلش» یعنی «برایان بوچلاتو» بر سر این کمیک آمده تا شاید روح تازه‌ای در کالبد این کمیک بدمد. ولی باید گفت که بوچلاتو نیز به توفیقی دست نیافته است. اما اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم این کمیک هیچوقت به دنبال این نبوده که یک اثر برجسته باشد. این کمیک از همان ابتدا نیز همان برگ آشنای جدال قهرمانان را پیش کشید و از همان ابتدا به جای آنکه به دنبال یک داستان خوب باشد، خواننده را با ایده‌ها و اتفاقات غیرمنتظره بمباران کرد. اتفاقاتی که شاید در حالت عادی هیچ گاه اتفاق نمی‌افتادند. مثلاً اینه سوپرمن با سینسترو همکاری کند یا نایتوینگ تبدیل به ددمن شود. مطمئناً خوانندگان این کمیک بیش از آنکه به دنبال کمیکی خوب باشند بیشتر از روی کنجکاوی و طرفداری این کمیک را دنبال می‌کنند. و البته توئیست‌هایی که در پایان هر قسمت نویسنده رو می‌کند نیز در این امر بی‌تاثیر نبوده است. «بی‌عدالتی: خدایان در میان ما» شباهت‌هایی با کمیک‌هایی کلاسیک و از این دست همانند «شروع سلطنت»، «پسر سرخ» و حتی «جنگ داخلی» دارد ولی لازم به ذکر نیست که بگوییم این کجا و آن‌ها کجا. چه از لحاظ نویسندگی و چه از لحاظ طراحی که گویا طراح «بی‌عدالتی» اصولاً به پنل‌بندی اعتقادی ندارد و با کمترین پنل ممکن صفحات را می‌کشد.

در کل اینکه فقط وقتی به سراغ این کمیک بروید که وقت آزاد دارید. هرچند خواندن این کمیک وقت چندانی از شما نمی‌گیرد ولی سعی کنید الویتتان را برای کمیک‌های بهتر بگذارید.

فرزان رحمانی
۴٫۵ از ۱۰

———————————–

All-New Hawkeye #3 (2015) - Page 1All-New Hawkeye #3

  • نویسنده: Jeff Lemire
  • طراح: Ramon Perez
  • ناشر: Marvel Comics

هاکای جدید اگرچه در حد شاهکار فرکشن نیست اما مهم ترین ویژگی اش این است که امضای نویسنده جدید کار یعنی جف لمیر را پای خود دارد. نویسنده ای که با نمایش خوبش برای کمان دار دی سی حالا به سراغ کمان دار مارول آمده تا ناخودآگاه مجبور به مقایسه این دو کار شویم.

در قسمت سوم کمیک ارتباط بین گذشته و حال سبک جالبی از آب درآورده اما چندان همانند قسمت های قبل فلش بک ها به اتفاقات حال زنجیر نیستند و کمی در روایت دچار سردرگمی است. علاوه بر آن رابطه کلینت و کیت بسیار بیشتر از سری فرکشن است و حتی نقش کیت در قالب هاکای پررنگ تر است. بالاخره بعد از ۳ قسمت لوکیشن آشنای این سری یعنی خانه کلینت و سگ محبوبش ذوق زده تان می کند.

طراح کار رامون پرز که عمده شهرتش مدیون کارهایی است که در آرکایا کرده با تلفیق دو سبک کاری اش و نمایش زمان حال و فلش بک ها چیزی فوق العاده ساخته که مقایسه هر دو کار از نظر طراحی و حتی رنگ زنی ذهنیتی از حضور دو طراح متفاوت در کمیک می‌دهد که به هیچ وجه این طور نیست.

اگرچه تا بحال سری هاکای به خوبی کار فرکشن نبوده (مقایسه این ۲ کار اشتباه اما اجتناب ناپذیر است) اما در مقایسه با کارهای بد سوپرهیرویی جف لمیر این کارش از آن خوب هاست که قطعا جذبتان می کند. طراحی کار با این که در این قسمت ضعف‌هایی دارد باز هم جای حرفی باقی نمی‌گذارد.

مهران فلاح
۸ از ۱۰

———————————–

Arkham-Knight-4Batman: Arkham Knight #4

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC Comics

زمان زیادی تا عرضه‌ی بازی جدید شرکت راک استدی، یعنی “بتمن: شوالیه‌ی آرکهام” باقی نمانده. و تا امروز چهار شماره از مجموعه کمیک این بازی منتشر شده -و برخلاف دو مجموعه کمیک “شهر آکهام” و “تیمارستان آرکهام” که آثار نه چندان با کیفیت و ارزشمندی بودند- و توانسته تمام خوانندگان و منتقدین را بر روی صندلی‌های خود میخکوب کند.

در سه شماره‌ی اول از این کار، قلم پیتر جی. توماسی به شکلی ماهرانه دنیای تیره و تار گاتهام را پس از مرگ جوکر به تصویر کشید و با موفقیت توانست بیش از پیش ما را با کرکتر مرموز “شوالیه‌ی آرکهام” آشنا کند.

اما حالا در آرک جدید “بتمن: شوالیه‌ی آرکهام” ما با زبان خود جوکر به سفری کوتاه در عمق شخصتِ بزرگترین و دیوانه ترین دشمن گاتهام می‌رویم.

درک شخصیت جوکر و نوشتن دیالوگ برای وی یکی از بزرگترین چالش‌های هر نویسنده ای‌ست. حتی نوشتن چند دیالوگ انگشت شمار می‌تواند به کابوسی غریب مبدل گردد اما توماسی با وزنه‌ای چند برابر بزرگ‌تر روبرو است. او در این شماره، مونولوگ و دیالوگ‌های فراوانی را از زبان جوکر می‌نویسند.

بعضاً لحن و جوک‌های‌ش را به نحو احسن ازاب درمیاورد و بعضاً در آن ناکام می‌ماند اما اگر بخواهیم بطور کلی در رابطه با کار او قضاوت کنیم باید کلمه “قابل تحسین” را بکار ببریم.

کامیاب قربان‌پور
۷ از ۱۰

 

———————————–

Hawkeye #21

  • نویسنده: Matt Fraction
  • طراح: David Aja
  • ناشر: Marvel Comics

هاکای، دوره‌ی جدیدی از روایت داستان گویی مصور و حتا ابداع سبک های بدیع در ترکیب‌بندی و پنل بندی مدرن در این رسانه است. هاکای با اینکه فرمی غیر یکنواخت و محدود به یک دایره خاص در تعریف داستانش داشت (این نوشته تنها قسمت‌هایی که فرکشن و آجا به روایت داستان کلینت بارتون پرداخته است را ملاک قرار داده) اما عنوانی است که تا سالیان در ذهن‌ها حک خواهد شد. بدون اغراق می‌گویم شماره‌های ۱۱ (قسمتی که تمام روایت از دید یک سگ است) و ۱۹ (قسمتی که کلینت بارتون شنوایی‌اش را از دست داده و اکثر دیالوگ‌ها با… (ادامه نوشته)

———————————–

Fight Club 2 #2 (2015) - Page 1Fight Club #2

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC Comics

جالب است که نام چارلز مایکل پالانیک نویسنده محبوب آمریکایی را بروی عنوانی ببینیم که این‌بار فقط نثر روایی نیست. فایت کلاب او تا اوایل سال ۹۸ در رده‌ی برترین کتاب‌های کتابخانه‌های ایالت متحده‌ی امریکا باقی ماند و کمی بعد وقتی«دیوید فینچر» فیلمی براساس این داستان ساخت، دوباره این کتاب به لیست پرفروش‌ترین‌های آمازون راه یافت. دیوید فینچر فیلم فایت کلاب را با حضور چهره‌هایی همچون «برد پیت» و «ادوارد نورتن» ساخت، بااین‌حال پایان فیلم و رمان چندان شباهتی به یکدیگر ندارد و کارگردان و نویسنده هر یک راه خود را رفته‌اند چیزی که در عنوان دوم پالانیک و عنوان اول مصورش از این رمان شاهدش هستیم. ۱۰ سال از زمان پروژه مایهم می‌گذرد راوی دیگر تایلر دردن نیست حالا به شخصیت دیگری تبدیل شده. سباستین. مارلا سینگر همسر اوست و یک فرزند هم دارند اما چیزی که بی‌خوابی‌های سباستین و درمان‌های او را بدتر می‌کند بازگشت تایلر است. این کمیک علاوه بر این که به لطف طراحی‌های خوب کامرون استوآرت لحن ویژه خود را در داستان‌سرایی دارد ادامه‌ی خوبی برای رمان است. جایی که حتی در قسمت دوم چیزی شبیه به صحنه مشت کاراکتر اصلی به گوش تایلر هم تکرار می‌شود اما این‌بار توسط مارلا. تمام تیم در تصویرسازی یک عنوان نثر به چیزی در قالب کمیک کار بزرگی کرده‌اند. تنها ضعف کاراکتر را می‌شود در شخصیت نه چندان کاریزماتیک تایلر که جزئی از این شخصیت باید باشد دید. تایلر داستان بیشتر نقش بدمن داستان را دارد.

قسمت دوم از همه نظر عالی است. طراحی، رنگ‌زنی، خلاقیت در چینش پنل‌ها و فرم روایی متفاوت.

این کمیک فرصت خوبی برای پالانیک است تا ایده‌هایی که در رمان نتوانست پیاده کند را با همراهی استوآرت به تصویر بکشد. چیزی که به شما توصیه می‌شود این است:

اگر رمان را خوانده‌اید قطعا خواندن کمیک لطف بزرگی در حق خودتان است اما بدون پیش زمینه‌ی داستان اصلی به هیچ وجه به سراغ کمیک نروید، چون چیزی عایدتان نمی‌شود.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰

———————————–

Detective Comics - Endgame #1 (2015) - Page 1Detective Comics: Endgame

  • نویسنده: Peter J. Tomasi
  • طراح: Art Thibert, Viktor Bogdanovic
  • ناشر: DC Comics

آرک “بازی نهایی” اسکات اسنایدر طبق معمول سرو صدای زیادی به پا کرده و سعی دارد بعنوان یک اتفاق تاثیر گذار در دنیای بتمن، دیگر آثار دی‌سی را نیز تحت‌الشعاع خود قرار دهد. کمیک‌های کاراگاهی اولین مجموعه‌ای است که شماره‌ی ویژه‌ای مختص به “بازی نهایی” منتشر کرده. اما مشخصاً این شماره با بی‌میلی نوشته و پیاده سازی شده؛ گویی که نویسنده صرفاً از روی رفع تکلیف آن را به رشته تحریر دراورده.

جوکر، شاهزاده‌ی جنایت با استفاده از سم مشهوری که در بتمن با آن آشنایی پیدا کردیم، تمام گاتام را مسموم کرده و شهر بی‌شباهت به “واکینگ دد” ایمیج نشده! البته استفاده‌ و تقلید عجیبِ این شماره از “واکینگ دد” صرفاً به این جا ختم نمی‌شود.

جوانی درمیان این آخرالزمان مجانین سعی دارد تا مادر گمگشته‌ی خود را پیدا کند و در امتداد این هدف با گروهی از جوانان ماهر و خوش قلب روبرو می‌شود که هرکاری برای کمک کردن به او می‌کنند!

شماره‌ ویژه‌ی کمیک‌های کاراگاهی داستانی کلیشه و بی‌ارزش را روایت می‌کند که با استفاده از چاشنی‌های مختلف -نظیر استفاده‌ی بی‌مورد از بت‌وومن و خاندان خفاش در کمیک- سعی دارد آن را جذاب جلوه دهد و خوانندگان را تا آخرین لحظه نگه دارد.

“اگر شبیه اونا (زامبی‌ها) بشیم شاید بتونیم بین‌شون حرکت کنیم!”

این دیالوگ آشنا نیست؟

کامیاب قربان‌پور
۲ از ۱۰

———————————–

Old Man Logan #2 (2015) - Page 1Old Man Logan #2

  • نویسنده: Brian Michael Bendis
  • طراح: Andrea Sorrentino
  • ناشر: Marvel Comics

به لطف روایت تازه مارول از کمیک‌هایش فرصتی پیش آمده تا این کمپانی گذری به داستان‌های گذشته‌اش بزند و سری‌های جدیدی را با استفاده از آن عناوین روانه بازار کند. یکی از مهم‌ترین این عناوین عنوان «لوگان پیر» است. نکته‌ای که همان ابتدا نظرتان را جلب می‌کند خشونت کار است، چیزی که بندیس در مورد درجه سنی کمیک سعی دارد نشان دهد نزدیک بودن درجه سنی به کمیک میلار است که البته چند درجه از آن کتاب و کمیک‌هایی که میلار می‌نویسد لطیف‌تر است.

ساختمان داستان همان چیزی است که در سری اصلی دیده‌ایم اما این‌بار لوگان ۵۰ سال پیش از اتفاقات کمیک همه اعضای ایکس‌من را قتل عام کرده و حالا به همراه دختر لوک کیج یعنی دنیله و فرزند نوزادی که در سری اصلی از نوادگان هالک با خود آورد زندگی می‌کند. سفر کاراکتر اصلی دقیقا از جایی آغاز می‌شود که لوگان بصورت اتفاقی ماسک اولتران را پیدا می‌کند، روباتی که سالیان بسیار دور دشمن لوگان و هم تیمی‌هایش بوده و حالا شخصیت ما کنجکاو است تا بداند این ماسک از کجا آمده و به دنبال منشاء دیگر روبات‌های اولتران بگردد. انگیزه‌ای که چندان هم برای شروع یک ماجراجویی قوی نیست. در ادامه داستان و در قسمت دوم با روایت عجیب و غریب و همیشگی بندیس از کاراکترهای نام آشنا این بار در دنیای موازی لوگان پیر سر و کار داریم. اگر مولتی ورس‌های بندیس را خوانده باشید به خصوص سفری که اخیرا برای کاراکتر ایوا بل در سالیانه کمیک‌های اکس من نوشته (کاری که فضایش با طراحی اندریا سورنتینو بسیار به همین کار شبیه است) باید بدانید که او علاقه زیادی به استفاده از کاراکترهایی مهمان در این نوع داستان‌سرایی دارد اما متأسفانه در این کمیک تا به اینجای کار اکثر این شخصیت‌ها نه تنها نقش کلیدی در داستان نداشته‌اند بلکه بیشتر بخشی زائد در روایت به وجود آورده‌اند، کاری که در پایان بندی یک مینی سری اشتباه است.

طراحی‎های سورنتینو به واقع پیشرفت بسیار چشمگیری در تمام مدت فعالیتش داشته. حالا علاوه بر سبک خاصش هر کاراکتر پرتره مختص خودش را دارد. فضاسازی کار با تم غرب وحشی نشان از موفقیت این طراح با استعداد در نمایش این فضاها دارد که به شخصه بسیار مشتاقم تا این فضا را در کمیکی با داستانی بهتر ببینم. رنگ‌آمیزی کار نیز بسیار قابل تحسین است و تأثیر زیادی در بهتر شدن فضای کار داشته است.

لوگان پیر را می‌شود یک ادامه ناموفق از سری اصلی و یک کمیک متوسط با داستانی نه چندان دندان‌گیر و البته طرح‌هایی خیره‌کننده و اکشن که قطعا دلیل جذابیت کمیک خواهند بود دانست.

مهران فلاح
۶ از ۱۰

———————————–

Convergence #8

  • نویسندگان: Jeff King & Scott Lobdell
  • طراح: Stephen Segovia, Carlo Pagulayan, Eduardo Pansica & Ethan Van Sciver
  • ناشر: DC Comics

سرانجام پس از دو ماه رویداد ۸ قسمتی همگرایی به پایان رسید. تبلیغات گسترده‌ای برای این عنوان انجام شده بود که باعث شده بود بسیاری از جمله خودم باور کنند که این رویداد چیزی در حد «بحران‌ Crisis» ها خواهد بود و پس از این کمیک بسیاری از چیزها در دنیای دی‌سی تغییر خواهد کرد. ولی برخلاف پیشبینی‌ها این عنوان آن چیزی نبود که خیلی‌ها انتظار داشتند و نه در وضعیت شخصیت‌ها تغییری گذاشت و نه داستان حماسی خاصی را تعریف کرد. شاید از همان ابتدا و با در نظر گرفتن فرمت معمولی ۲۱ صفحه‌ای این کمک می‌شد این را حدس زد.

برویم سر وقت خود کمیک. همگرایی چیست و در این هشت قسمت چه اتفاقی افتاد؟ برینیاک پس از دسترسی به نقطه‌ی… (ادامه نوشته)

———————————–

Batman #41 (2015) - Page 1Batman #41

  • نویسنده: Scott Snyder
  • طراح: Greg Capullo
  • ناشر: DC Comics

نکته: این نوشته ممکن است فاش کننده‌ی جزئیات باشد.

در این‌که اسنایدر یکی از بهترین ران‌های بتمن را تا بحال نوشته شکی نیست، چیزی که با طراحی‌های فوق‌العاده گرگ کاپولو توانست مخاطبان جدید و قدیمی زیادی را پای این سری نگه دارد. چیزی که مسئولین دی‌سی را از هر لحاظ مجاب کرد تا دست اسنایدر را برای روایت این سری باز بگذارند تا او بزرگترین ریسک داستانی را بکند: مرگ بتمن و جایگذاری کمیسر گوردون در نقش او.

بتمن جدید ما این‌بار نه تنها از تجهیزات پیشرفته استفاده می‌کند بلکه در کنار آن حمایت دولت را هم دارد و از همه مهم‌تر خودش به یک پلیس آهنی پیشرفته (یا به قول گوردون روبوبَت بانی) تبدیل شده، نورافکن بتمن این‌بار به جای آسمان بروی زمین می‌تابد، غارش آپارتمانی است که با تمامی امکانات دولت در اختیارش گذاشته، جولیا پری (دختر آلفرد) نقش اوراکل داستان را ایفا می‌کند و فراتر از همه‌ی این‌ها بروس وین زنده است!

همان‌طور که از توضیحات بالا متوجه شدید آرک جدید بتمن تغییر لحن بزرگی است، دنیای جدید بتمن آشنا اما بطور واضحی متفاوت است. طرفداران پر و پا قرص بتمن شاید کمی به بازیگر جدید این نقش بی‌میلی کنند که این برای خالقان کار چالش بزرگی است. باید دید آیا از این چالش موفق بیرون می‌آیند یا خیر.

مهران فلاح
۷٫۵ از ۱۰

———————————–

Secret Wars #4 (of 8) (2015) - Page 1Secret Wars #4

  • نویسنده: Jonathan Hickman
  • طراح: Esad Ribic
  • ناشر: Marvel Comics

نکته: این نوشته ممکن است فاش کننده‌ی جزئیات باشد.

جنگ‌های پنهان بالاخره منتشر شد و چقدر هم زود ۴ قسمت آن گذشت. رویدادی متفاوت از آن‌چه که در رویدادهای ضعیف اخیر مارول دیدیم. متفاوت در هدف انتشار و متفاوت در روایت داستانی خوبش تا به این‌جا. مهم‌ترین هدف از انتشار این سری نابودی دنیاهای موازی مارول بود. چیزی که شاید روزی یکی از آرزوهای من بوده و حالا به واقعیت می‌پیوندد. رویدادی که این‌بار با برنامه منظم‌تری در کمیک‌های Avengers و New Avengers پایه‌ریزی شد. دیگر با سوژه‌های تکراری نجات دنیا و مبارزه تو تیم ابرقدرت و یا نبرد خیر و شر طرف نیستیم. این‌بار مسئله نجات گونه‌ی خاص انسان‌ها و بالطبع نابودی بخشی از این نژاد است. قسمت اول جایی است که دقیقا این سری را با پایان دو سری کمیک Avengers و New Avengers ربط می‌دهد، ناگفته نماند همین موضوع کمی خوانندگان جدید را سردرگم می‌کند. در جنگ‌های پنهان با دنیایی وسیع‌تر و شخصیت‌پردازی‌هایی فوق‌العاده طرف هستید. دنیایی به نام Battleworld که تنها خدای حکمرانش یک نفر است، دووم.

این دنیای واحدی است که دووم و کلانترش و اطرافیانش آن را اداره می‌کنند. دنیایی کالت و عجیب که جاناتان هیکمن تا بدین جای کار بسیار زیبا به تصویر کشیده. مهم‌ترین مردمانی که به خدای جدیدشان اعتقاد پیدا کرده‌اند خدایان آزگاردی هستند که حالا تمام و کمال بنده دووم شده‌اند و عدالتش را اجرا می‌کنند. ساختار نوشته‌ها عالی است اما چیزی که کمی مشکل‌ساز است شاخ و برگ زیادی است که هیکمن به یک مینی سری ۸ قسمتی داده، دنیایی که او در Battleworld ساخته به قدری وسیع است که نابودشدن به یکباره‌اش کمی غیرمنطقی جلوه می‌کند (البته احتمالا این همان دنیای آرمانی باشد که مارول کاراکترهای سری‌های جدیدش را گرد هم می‌آورد).

قسمت چهارم این سری به معنای واقعی کلمه عالی است. رویارویی ریچارز و دووم دو دشمن قدیمی حالا در دنیایی که دووم خدایی‌اش را می‌کند. عطش مخاطب برای یک مبارزه عالی از نوع رویدادهای همیشگی مارول بالاخره در این قسمت برطرف می‌شود، البته فقط کمی از آن.

انتخاب ایساد ریبیک به عنوان طراح کار حرکت بسیار هوشمندانه‌ای از سوی مارول بود. طراحی که بسیار نزدیک به درک داستان‌گویی هیکمن عمل می‌کند اما ضعف‌هایی در طراحی این کار است که با کارهای خوبی که از ریبیک در گذشته دیده‌ایم کمی نامعقول است.

با این که جنگ‌های پنهان پلات بسیار پیچیده‌ای دارد و برای خوانندگان جدید فهمیدنش کمی سخت است اما یک هدف را تا به این‌جا بسیار خوب دنبال کرده است:

نابودی یونیورس مارول و ساخت دنیایی جدید.

مهران فلاح
۹ از ۱۰

———————————–

2015-06-11-constantinehellblazerConstanine: Hellblazer #1

  • نویسنده: Ming Doyle, James Tynion IV
  • طراح: Riley Rossmo
  • ناشر: DC Comics

کمیک با این جملات شروع می شود:
” ماجرا اون طور نیست که به نظر می رسه”
” ماجرای لعنتی دقیقاً همون طوریه که به نظر می رسه. این کلک قضیه است. این همیشه کلک قضیه است”
و با این جملات به نظر می رسد بلاخره کنستانتین از شر نفرین نیو ۵۲ و سریالش رها شده. مینگ دویل که اولین کارش را می نویسد( البته به این علت که سابقاً طراح بوده است. شاید طراحی هایش را در ران مبارز نوشته ی گرگ پک و از نشر والیانت دیده باشید) و ریلی روسمو اولین کارش را برای دی سی می کشد( نگارنده سابق بر این در فانتزی کمیک مطالبی در مورد کار های دیگر او از جمله راسپوتین و برداشت نوشته است. ضمن این که او طراح مورد علاقه ی این نگارنده است) این دو در کنار هم، با تک شماره ی نخست کنستانتین را دوباره به روزهای خوب خود بازگردانده اند.
تیم نویسنده ی مینگ دویل و جیمز تینیون به خوبی افسار داستان را در اختیار دارند و خوشبختانه به مانند سری نیو ۵۲ کنستانتین و همین طور سریالش ما شاهد یک فن فیکشن آماتوری از شخصیت جان کنستانتین نیستیم که به صورت تصادفی تعدادی از عناصر مربوط به کمیک های قدیمی هل بلیزر را کنار هم می گذارد تا شاید دل مخاطب هم به صورت تصادفی به دست بیاید و راضی شود.
مسئله ی مهم این است که نویسندگان کمیک بیش از هر چیز سعی می کنند داستانی خوب و شخصیت هایی جذاب بسازند. چیزی که به نظر می رسد حداقل در شماره ی نخست کمیک به آن دست یافته اند. عجیب هم نیست که لحن داستان کمیک بیش از این که به لحن عبوس یکی از هل بلیزر های قدیمی شباهت داشته باشد بیشتر یک کمدی سیاه با حضور جن گیری به نام جان کنستانتین و شبیه کارهای دیگر ایمیج ریلی روسمو مثل درام هیلر و راسپوتین است.
در کنار متن خوب کمیک شاید باید به رنگ زنی های فوق العاده ی ایوان پلاسنتا هم اشاره کرد که همراه با ریلی روسمو مستقیم از کمیک راسپوتین به هل بلیزر نقل مکان کرده اند. رنگ های پلاسنتا در کنار آناتومی غریب کاراکتر ها و صحنه آرایی های شلوغ ریلی روسمو شکلی منحصر به فرد به کمیک داده است.
اگر سریال کنستانتین راضیتان نکرده. اگر از کمیک های نیو ۵۲ کنستانتین تنها موفق شده آزارتان بدهد یا اگر از طرفداران قدیمی هل بلیزر هستید یا حتی اگر تا به حال کمیک هل بلیزر دست نگرفته اید و تنها طالب یک داستان جذاب هستید این کمیک را بخوانید چون احتمالاً لحظاتی لذت بخش برای شما رقم خواهد زد.

فرزاد خلیلیان
۹ از ۱۰


 کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد.


    • پوریا آریایی
      در پاسخ به پوریا آریایی

      Hellblazer بلاخره تونست یه امیدی به خوانند هاش بده داستان و کار جدید مینگ دویل و جیمز تینیون واقعا خوبه بعد از اون چند سال رکود این شخصیت بلاخره یه جونی گرفت

      • Constantine
        در پاسخ به پوریا آریایی

        اره واقعا
        سری The New 52 واقعا بد بود
        واسه کسی که اون سری رو خونده باشه این شاهکاره کسی هم که نخونده باشه یه کمیک خوبه
        ولی از شر سریالش خلاص شد زیاد جالب نیست
        سریالش انصافا از اواسط به بعد رفت سمت بهتر شدن و از قسمت ۸ به بعد خیلی خوب بودن اپیزود ها .
        ممنون از بررسی این کمیک و بقیه کمیک ها .

    • ِDC fan
      در پاسخ به ِDC fan

      خیلی ممنون…خسته نباشید همگی…
      واقعا دلمون تنگ شده بود واسه این بررسی ها…این کمیکا ۸۰ درصدشونو خوندم تقریبا و خب تو اونا تقریبا با نمرات موافقم…
      برا کنستانتین واقعا خیلی خوشحالم…کمیک خوبیه واقعا…
      اسپایدر گوین ام خیلی دوست دارم شخصا(البته تو این عنکبوتی های مونث سیلک رو از همه بیشتر دوست دارم ولی اینم دوست دارم) و خب واقعا کمیک خوبیه(البته شاید نه در حد ۹٫۵) ولی واقعا خیلی خوبه(نظر شخصیم رو ۸ یا ۸٫۵ هستش)…خوشحالم ک قراره بعد ریبوت هم وجود داشته باشه 🙂

    • Artemis
      در پاسخ به Artemis

      ممنون عالی بود
      کامیک های هاکای،سیکرت وارز و بتمن #۴٢. خیلی خوب بودن

    • Artemis
      در پاسخ به Artemis

      البته اسپایدرگوئن هم واقعا عالی بود…

    • احمد
      در پاسخ به احمد

      از گرافیک کنستانتین خوشم نیومد زیادی شلوغ و درهم برهم بود. واسه همین نخوندمش من بیشتر کنستانتینی رو دوست دارم که مغرور ، کار بلد و همه فن حریف باشه. و اون قسمت هاییش رو هم که دوستاش رو فدای اهدافش میکنه یه جور نفرت مثبت واسه من ایجاد میکنه. نمیدونم اگه داستانش ارزش خوندن داره برم سراغش میشه یه شمایی کلی از تمش به من بدین؟؟؟؟

    • Sentinel
      در پاسخ به Sentinel

      مقداری اسپویل:

      بهترین نقد ها رو نوشته بودید…به شخصه از earth 2 به عنوان یک طرفدار سر سخت بدم اومده…هر چقدر من از معشوقه آلن اسکات بدم میومد بازم اینو به عنوان یه آواتار برگردوندن ؛ هر چقدر من امیدوار میشم تا آلن ازدواج کنه و ۲ فرزندی که قبل از ریبوت داشت رو به دنیا بیاره ، باز سم رو برگردوندن تا من و طرفداران هم فکر من رو نا امید کنن…شخصیت های خیلی خوبی رو هم با پایان دنیا ازمون گرفتن…شخصیت هایی نظیر اتم ، رد ارو ، خان و بتمن دوم رو کشتن…دکتر فیت ، میستر ترفیک و آکواوومن که غیب شدن…و از طرفی داستان هایی مثل کنستانتین و آبسیدان رو تعریف کردن که واقعا لزومی نداشت…تنها حضور تد گرنت امیدوار کننده بود که اونم دیگه نشون ندادن…واقعا دیگه دارم از این سری متنفر میشم…

      • ِDC fan
        در پاسخ به Sentinel

        ول کن بابا…خودتو اذیت نکن…اصن فک کن زمین ۲ وجود نداره 😀
        ولی خدایی نویسنده ها نمی دونم چرا وقتی دستشون رو باز میذارن جدیدا سریع جوگیر میشن هر کار میتونن میکنن(الان ارث ۲ ک کلا داغووووون شد)…یکم رو کیفیت داستان ام کار کنن خوبه…نمونش هم ارث ۲ و هم اینجاستس…

        • Sentinel
          در پاسخ به ِDC fan

          نمیشه…بخاطر آلن هم که شده باشه باید این سری رو ادامه بدم…ولی جدی جدی با این شماره جدیده انگار دارن یه حرکتی میزنن…رد ارو برگشت ؛ هانترس و جی هم با هم رفیق شدن ^_^ تری اسلان هم ممکنه یکم شخصیت بهتری پیدا کنه…اما در کل داستانای خوبی نیستن…خدا کنه حداقل این سری بهتر از ۲ سری قبل باشه…

          • ِDC fan
            در پاسخ به Sentinel

            خب پس خوبه…شاید بهترش بکنن…منم در هر صورت دنبال میکنم سری رو…میخوام اطلاعاتم از زمین ۲ زیاد بشه…
            راستی رفاقت جی و هانترس ام مبارکه 😀 😉
            رد ارروهم خوب شد برگشت…فقط الان اتم مرگش صددرصده یا اونم ب طور اسرار امیزی 😀 ممکنه برگرده؟!؟!

    • hgh
      در پاسخ به hgh

      ی سوال داشتم از اونایی ک کمیکای انگلیسی هفتگی دی سی رو میخونن کمیک جدید کنستانتین و سری های اکوامن پایان اینده و فانوس سبز و بتمن جاویدان و تیر سبز و سوپرمن از سری ۵۲جدید دیالوگ هاش برای ی تازه کاری مس من راحته یا ی چیزین در حد اغاز امپراتوری؟؟(لطفا جواب بدین)

      • Artemis
        در پاسخ به hgh

        البته بستگی هم داره به اینکه به داستان علاقه داشته باشی یا نه ولی خب:

        کنستانتین:سخت
        آکوامن رو نخوندم
        گرین لنترن(فانوس سبز):متوسط رو به بالا
        پیکان سبز(گرین ارو):اسون
        سوپرمن رو هم نخوندم
        ولی فلش،واندروومن،بتمن جدید و استارفایر هم داستانشون خیلی جذابه هم نسبتا آسونن

        راستی من هم یک سوال داشتم:از بین new suicide squad و رد هود-آرسنال کدوم سری قشنگ تره؟و اولی از شماره ۹ شروع میشه؟

        • ِDC fan
          در پاسخ به Artemis

          اره از ۹ ب بعد ارک جدیده…و خب ب نظر من هردو رو بخون…من هردو رو میخونم…هردو خوبن

          در مورد سختی هم هیچکدوم سخت نیست…همون کنستانتین هم متوسطه دیگه نهایتا و بقیه اکثرا ساده…البته بستگی ب خودتم داره…

        • Master of Magnetism
          در پاسخ به Artemis

          آره suicide squad از شماره ۹ شروع میشه…
          رد هود آرسنال رو نخوندم ولی ss داستانش بد نیست یا تا حدودی خوبه…

    • hero
      در پاسخ به hero

      چقد منتظر این نقدا بودم. واقعا بهم دید خوبی واسه خوندن کمیکا داد.ممنون

    • S.DC
      در پاسخ به S.DC

      نقدتون خیلی خوب بود خیلی منتظر نقداتون بودم.

    • zse
      در پاسخ به zse

      فکر کنم نمره ی ۷ برای شماره ۴ کمیک بتمن آرکام نایت زیادیه

    • ADC
      در پاسخ به ADC

      ببخشید کسی از شما ها میدونه که بقیه ی کمیک های بتمن اند گیم رو باید از کجای سایت دانلود کنم ؟
      یا اگر هم میشه لینک بدید
      با تشکر از سایت خوبتون .

    • Haganeno
      در پاسخ به Haganeno

      تشکر فراوان از فانتزی کمیک با این همه نقد محشر و مفصل و زحمات بی دریغش 🙂
      با اینکه علاقه زیادی به شخصیت کنستانتین دارم،ولی هنوز هیچ شماره ای از کمیک های این شخصیت رو نخوانده ام.
      ولی اینطور که پیداس بالاخره قراره این کار هم به انجام برسه.هیچ پیش زمینه ای از این شخصیت(خیلی کم)و دنیاش ندارم،با این کمیک رسما کنستانتین خونی رو هم شروع میکنم.
      فایت کلاب ۲ هم بعنوان کسی که هم رمان رو خونده و هم فیلم رو دیده،واقعا اثر زیباییه.قشنگ حال و هوای فایت کلابی رو زنده میکنه.
      چند قسمتی هم که جف جونز برای سوپرمن نوشته بود رو خیلی دوست داشتم.طراحی های رومیتا رو هم با اینکه خیلی خوشم نمیاد،ولی بازم یه حس نو و متفاوتی داره که با نویسندگی جونز به اثر جون خوبی داده.فقط کاشکی با رفتن جونز،ایشون هم میرفتن!!
      شماره ۴۱ بتمن هم خوب بود.طراحی هاش مثل همیشه خوب بودن،داستان هم شروع قابل قبولی داشت.باید دید در ادامه چیکار میکنن.

    • Parallax
      در پاسخ به Parallax

      لطفا کمیکای جدیدو بذارید ممنون

    • vandal savage
      در پاسخ به vandal savage

      سلام
      میخواستم new52 از اول بخونم ولی هیچ جا پیدا نکردم اگه شما لینک دانلود ازش دارید لطفاً بزارید.
      خیلی ممنون و شب بخیر

    • Emad
      در پاسخ به Emad

      آقا قضیه چیه؟؟؟ اینا دیگه رسما باربارا گوردون رو کردن فاحشه شهر گاتهام!!! یبار با دیک هستش یبار با تیم عروسی میکنه یبار با خوده بروس وین خوابیده الانم با جیسون تاد؟؟
      مطمعن هستید که ایشون با آلفرد رابطه نداشته؟؟؟ 😐

      • فرزان رحمانی
        در پاسخ به Emad

        ؟؟؟؟
        اینا رو از کجا آوردی شما؟ بروس و تیم و جیسون کجا بود؟ تو بتمن ایترنال هم فقط یه پیش زمینه واسه یه رومانس احتمالی ریختن، همین.

    • lordmm
      در پاسخ به lordmm

      دوستان از کمیکا جدیده دی سی کدومو معرفی میکنید؟