بررسی کمیک‌های جولای ۲۰۱۵

توسط : در تاریخ : جمعه, سپتامبر 18th, 2015

بخشی از مهم‌ترین کمیک‌های جولای ۲۰۱۵ را مورد بررسی قرار دادیم. لطفا و حتما برای حمایت از ما و ادامه کار نقدهای هفتگی، بخشی که تا بحال از زمان شروع به کار فانتزی کمیک متوقف نشده است، نقدهای ما را مطالعه کنید و آن‌ها را به دوستانتان معرفی کنید.


Green Arrow #42Green Arrow #42

  • نویسنده: Benjamin Percy
  • طراح: Patrick Zircher
  • ناشر: DC Comics

«همگرایی» هرچقدر که رویداد بدی بود ولی در عوض دو فایده داشت: آمدن کمیک‌های جدید و تغییر تیم برخی از کمیک‌ها. کمیک «پیکان سبز» نیز از همین کمیک‌ها بود و خدا را شکر پس از «همگرایی» از شر مزخرفات «اندرو کرایزبرگ» خلاص شدیم و با یک کمیک بهتر طرف هستیم.

«بنجامین پرسی» نویسنده‌ی جدید کمیک «پیکان سبز» است. او ۴ کتاب در کارنامه‌ی خود دارد و قبل از این کمیک فقط یک کار کمیکی دیگر انجام داده است. شماره‌های ۳۵ و ۳۶ «کمیک‌های کارآگاهی». یک داستان دو قسمتی فوق‌العاده زیبا.

«پرسی» در قسمت قبلی ورود بسیار خوبی داشت. داستان را به خوبی پایه‌گذاری کرد. معماها را به وجود آورد و یک شخصیت منفی هراس‌انگیز در داستان آورد. قسمت اولی با فضای تاریک و خیابانی و نه بی‌شباهت به «بتمن» «اسکات اسنایدر». ولی قسمت دوم این داستان کاملاً با قبلی متفاوت است. هرچقدر که قسمت قبلی زمینی و تاریک بود این قسمت خلاف آن عمل کرد. «پیکان سبز»ی که در کوچه پس کوچه‌ها به دنبال خلافکاران بود و می‌رفت تا «به صدای خیابان‌ها گوش دهد» در این قسمت ناگهان خود را در مقابل موجودی رباتیک و ۶ پا می‌بیند. این تغییر ناگهانی لحن با قسمت قبل جور در نمی‌آید و قاعدتاً کمیک باید در این قسمت سقوط می‌کرد ولی مهارت «پرسی» مانع از این امر می‌شود. اینکه دستیار دشمن وارد محفل خودی می‌شود و خرابکاری می‌کند را هزاران بار قبلاً دیدیم و اینجا نیز خیلی سریع و سرسری این اتفاق می‌افتد.

البته کمیک نکات مثبتی نیز دارد. مثلاً آنجایی که یکی از روبات‌ها آن دختر همبرگر دزد را می‌گیرد واقعاً تاثیر گذار از آب درآمده است و بی‌رحمی این روبات‌ها را تمام و کمال به تصویر می‌کشد. یا مثلاً «الیور کوئین» این داستان دیگر یک آدم بی‌خیال نیست و بیشتر به مسئولیت‌ها و اشتباه‌هایش فکر می‌کند به ویژه هنگامی که متوجه می‌شود که ناخواسته خودش باعث ساخت روبات‌ها شده است. و به این‌ها طراحی‌های خوب «پاتریک زرکر» را نیز اضافه کنید. این قسمت «پیکان سبز» از قسمت قبلی آن ضعیف‌تر عمل کرد ولی نه آنقدر که خواندن این کمیک را کنار بگذارید.

فرزان رحمانی
۶٫۵ از ۱۰
———————————–

A-Force #2A-Force #2

  • نویسنده: Marguerite Bennett, G. Willow Wilson
  • طراح: Jorge Molina
  • ناشر: Marvel Comics

A-Force از تای‌این‌های رویداد بزرگ «جنگ‌های پنهان» است. کمیکی که در آن شاهد حضور تیم مونث «انتقامجویان» با نام A-Force هستیم. رهبری این گروه را «شی‌هالک» برعهده دارد و از اعضای تیم می‌توان به «کاپیتان مارول»، «دزلر»، «مدوسا» و «لوکی» اشاره کرد. ماجرای این عنوان در جزیره‌ی «آرکادیا» می‌گذرد و پس از یک سری سلسله اتفاقات شخصیت «آمریکا» توسط «ثور»ها بازداشت شده و از جزیره تبعید می‌شود.

اتفاقات بعدی کمیک تحت‌تاثیر این حادثه قرار دارند. برای مثال «شی‌هالک» به دنبال پیدا کردن شخص حمله‌کننده به جزیره است، از سوی دیگر رابطه‌ی برخی شخصیت‌ها به خاطر اخراج «آمریکا» با او سرمی‌شود و در این میان شخص تازه‌واردی سر از جزیره درمی‌آورد.

نویسندگان این عنوان «مارگارت بنت» و «جی. ویلو ویلسون» هستند. اولی را با چندین کمیک نه چندان خوب «کت‌وومن» به یاد دارم و دومی را با کمیک تحسین‌شده و بسیار خوب «میس مارول». متاسفانه گویا تاثیر «مارگارت بنت» در این کمیک بیشتر از «ویلسون» است و با کمیکی کاملاً سطح پایین روبرو هستیم. اشکالات زیادی در کمیک به چشم می‌خورد که کاملاً خواننده را از ادامه‌ی این عنوان منصرف می‌کند. برای مثال «معمایی» که دو نویسنده در داستان می‌گذارند خوب پرداخت نشده، دیالوگ‌ها ضعیف هستند و کنش و واکنش شخصیت‌ها کاملاً آبکی و مصنوعی و از آب درآمده است. پیچش‌های داستانی اندکی نیز که در داستان وجود دارد ضعیف هستند و موجب هیجان خواننده نمی‌شوند و رغبت او را به دنبال کردن داستان دربر ندارند.

طراحی این عنوان نیز که برعهده‌ی «خورخه مولینا» است امتیاز چندان مهمی برای کمیک محسوب نمی‌شود. طراحی‌های کمیک چیز چشمگیری نیستند که بتوان کمیک را فقط به خاطر آن‌ها ادامه داد. شاید اگر با یک داستان بهتر طرف بودیم این طراحی‌ها زیاد مورد توجه قرار نمی‌گرفت ولی وقتی هم داستان و هم طراحی شما را ناامید می‌کند بهتر است که به سراغ کمیک دیگری بروید. «جنگ‌های پنهان» تای‌این‌های فراوانی دارد. پیشنهاد می‌کنم به جای این عنوان، دیگر تای‌این‌ها را امتحان کنید.

فرزان رحمانی
امتیاز ۵ از ۱۰
———————————–

Archie #1Archie #1

  • نویسنده: Mark Waid
  • طراح: Fiona Staples
  • ناشر: Archie Comics

آرچی اندروز. یک نوجوان نمونه آمریکایی خلق شده در سال ۱۹۴۱٫ خوش‎ مشرب، بخشنده اما با صورتی کک و مک دار که تقریبا تمام هم مدرسه‌ای‌هایش دوستش دارند. ستون اصلی داستان‎های آرچی را مثلث عشقی او با ۲ دوست دخترش تشکیل می‌داد.

آرچی را شاید شما چندان نشناسید اما نوجوانان دهه‎ی ۵۰ آمریکا با او خاطرات زیادی دارند، همان‎طور که خیلی از ما با تن‎تن و داستان‎هایش خاطره داریم. در طول این سال‎ها چندین و چند بار داستان‎های آرچی به انواع مختلفی روایت شد. اما حالا ریبوت متفاوت و تغییر اصلی این سری با چهره‏ی جدید و متفاوت کاراکترها بعد از این سال‎ها این‎جاست. با خالقین جدید عجیبش، مارک وید (دردویل) و فیونا استپلس (ساگا).

شماره یک آرچی به جز پایبند بودن به چند عنصر کلیدی داستان‎های کلاسیکش شباهت چندانی به آن ندارد. مخصوصا با چهره‎های متفاوتی از شخصیت اصلی و کاراکترهای مکمل آرچی که در طول این سال‎ها می‎شناسیم، سال‌های زیادی که آرچی نسل به نسل در دستان پسر و دخترهای مشتاق منتقل شده و واقعا کاری سخت است تا بتوان برای این سری ریبوتی به این خوبی خلق کرد.

کمیک آرچی مارک وید و فیونا استپلس روایت متفاوت خودش را خوب شروع می‎کند، خوب پیش می‌برد و در نقطه خوبی خوب تمام می‎کند. ریبوت جدید آرچی یک کمیک تینیجری پر رنگ و لعاب و سرزنده خوب از دغدغه‎های یک نوجوان آمریکایی برای خوانندگان (بخصوص نوجوانان) دنیای جدید آرچی اندروز است اما سخت است توقع حس نوستالژیک داستان‎های قبلی را از آن داشت.

مهران فلاح
۹٫۵ از ۱۰
———————————–

Hawkeye #22Hawkeye #22

  • نویسنده: Matt Fraction
  • طراح: David Aja
  • ناشر: Marvel Comis

بالاخره بعد از ۴ سال شاهکار روایت مت فرکشن و دیوید آجا، کمیک هاکای با شماره‎ای درخور این سری به پایان رسید. حس غریب خوبی است که بعد از این همه سال با کاراکترهای عالی یک داستان و خالقان لعنتی‌اش باید برای همیشه خداحافظی کرد. قسمت آخر اگرچه زیاد بدون پیگیری آن‎چه در شماره ۲۱ اتفاق افتاد (نقدش را این‎جا بخوانید) شروع نمی‎شود اما با جمع‎بندی خوبی از مجموع ماجراجویی کلینت بارتون به پایان می‎رسد و نشان می‌دهد ارزش این همه تأخیر را داشته است. در این قسمت اکشن کمیک به زیبایی صحنه‎های سینماتیک در قاب دوربین به فرمت یک تصویر ثابت اما در عین حال پر از انرژی در قاب کمیک درآمده و این همان خلاقیتی است که در تمام نقدهای این کمیک از آن یاد کردم. چقدر زیباست نوع طرح‎بندی و چینش هنرمندانه دیوید آجا و جادوی مت فرکشن در خلق صحنه‎های اکشن و نماهای سینمایی. این کمیک قطعا راه را برای داستان‌های بزرگ کاراکتر کلینت بارتون و کیت بیشاپ در آینده باز کرد و حتا حضور این شخصیت‎ها در دنیای سینمایی مارول را پررنگ‎تر.

در نهایت هاکای فرکشن و آجا تمام شد. اگر مثل من با این کمیک در این سال‌ها زندگی کرده باشید چیزی که در آخر با شما می‌ماند یک تجربه شیرین و سوالی بزرگ است:

که گفته اینها فقط کتاب مصورند؟

مهران فلاح
۱۰ از ۱۰
———————————–

Black Canary #2Black Canary #2

  • نویسنده: Brenden Fletcher
  • طراح: Annie Wu
  • ناشر: DC Comics

پایان رویداد «همگرایی» برای دی‌سی بهانه‌ای شد تا شروع به چاپ کمیک‌های جدید کند و به شخصیت‌های دیگری بها دهد. از مهم‌ترین این شخصیت‌ها می‌توان به «من‌هانتر مریخی»، «قناری سیاه» و «سایبورگ» اشاره کرد.

کمیک اختصاصی «قناری سیاه» در محیط عجیبی قرار دارد. «قناری سیاه» یا «دینا» خواننده‌ی یک باند است و با آن‌ها از شهری به شهر دیگری می‌رود. همانطور که انتظار می‌رود هرجا که «قناری سیاه» حضور داشته باشد، درگیری و زد و خورد هم به وجود می‌آید ولی اوضاع جایی پیچیده می‌شود که موجودات سیاه و عجیبی که بی‌شباهت به «ونوم» هم نیستند به گروه حمله می‌کنند. مشخص می‌شود که این موجودات یکی از اعضای گروه که «دیتو» خوانده می‌شود را هدف قرار داده‌اند. اینجاست که «دینا» شروع به تعلیم گروه می‌کند تا بتوانند از خود دفاع کنند.

نویسنده‌ی این کمیک «برندون فلچر» می‌باشد که همزمان روی کمیک «بت‌گرل» نیز کار می‌کند. پس وجود شباهت در این دو کمیک جای تعجب ندارد. طراحی این عنوان را نیز طراح تازه‌کار «انی وو» برعهده دارد که مهم‌ترین کار او طراحی چندین شماره از کمیک زیبای «هاک‌آی» به نویسندگی «مت فرکشن» است. باید اعتراف کنم که در ابتدا نسبت به این کمیک بدبین بودم ولی این تیم نه چندان معروف ثابت کردند که در اشتباه هستم و این کمیک ارزش دنبال کردن دارد.

داستان کمیک ساده و سرراست است، دیالوگ‌ها و روابط بین شخصیت‌ها خوب از آب درآمده است، داستان بیخود کش پیدا نمی‌کند و هر از چند گاهی در آن میان شاهد طنز نیز هستیم. کمیک پیچش داستانی کمی دارد ولی در عوض خوب از آب درآمده‌اند مخصوصاً پیچش داستانی که در پایان این قسمت داشتیم و ماجرا را بسیار جالب‌تر کرد. طراحی‌های ساده‌ی «انی وو» واقعاً به فضا می‌نشیند و قطعاً از نقاط قوت کمیک است.

کمیک «قناری سیاه» ایراداتی نیز دارد و نمی‌توان گفت که این عنوان، یک کمیک بی‌نقص و خارق‌العاده است ولی خواندن آن لذت‌بخش است و به خصوص برای هواداران این شخصیت توصیه می‌شود.

فرزان رحمانی
۷٫۵ از ۱۰
———————————–

Justice League #42Justice League #42

  • نویسنده: Jeff Johns
  • طراح: Jason Fabok
  • ناشر: DC Comics

جاستیس لیگ جف جانز از زمان پایان رویداد «همیشه شریر» تغییرات بزرگی در دنیای خدایان دی سی ایجاد کرد. حضور کاراکترهایی جدید، تبدیل دشمنان به دوستان (که مهم‎ترینش حضور لکس لوتر در گروه جاستیس لیگ بود) و جهت گیری متفاوت در روایت آنچه که قبلا در کمیک‌های جاستیس لیگ بوده.

آرک اول تیم جانز و فابوک نقطه شروع خوبی برای این روایت جدید با لحن متفاوت بود. ویروس آمازو (نقدش را اینجا بخوانید) یک داستان قابل قبول اما نه چندان پیچیده چیزی که در نهایت جمع بندی خیلی خوبی نداشت اما در طول داستان فضاسازی و روایت عالی کار بهت زده‌تان می‌کرد بود. شماره ۴۰ و آرک جدید را اما می‌شود شاهکاری با مقدمه خوب و برنامه ریزی شده دانست. اگر رویداد همگرایی چیزی بود که ارضایتان نکرد «جنگ دارکساید» قطعا ضربان قلبتان را بالا می‎برد. مونولوگ‌هایی که همیشه نقاط قوت یک داستان حماسی از جف جانز است دقیقا در این داستان به بهترین نحو ممکن به کار گرفته می‎شود و در مقابل آن چیزی که چشم‌هایتان را نوازش می‌دهد طراحی عالی جیسون فابوک است. جنگ دارکساید جف جانز در هر بخشش از پتانسیل یک کاراکتر بهره می‎برد، کاراکترهای خبیث خوبی را معرفی می‌کند از جمله شخصیت کاریزماتیک دختر دارکساید و در نهایت کاراکترهای جاستیس لیگ را به شخصیت‌های معرفی شده لینک می‎دهد و وارد داستانش می‎کند. پایان قسمت ۴۲ اگرچه کمی از آن چاشنی‌های بی‌مزه جف جانزی را دارد اما شاید بشود در قسمت بعد از آن چشم‎پوشی کرد.

مشخص نیست این داستان تأثیری در دنیای کمیک بوکی دی سی یا حداقل جاستیس لیگ خواهد گذاشت یا بدون مهر کردن نامش پایان می‎یابد اما مهم این است که تا بدین جا جف جانز و جیسون فابوک کارشان را خوب انجام داده‌اند، حتا چیزی فراتر از خوب.

مهران فلاح
۹ از ۱۰
———————————–

Captain Marvel and the Carol Corps #2Captain Marvel and the Carol Corps #2

  • نویسنده: Kelly Sue DeConnick, Kelly Thompson
  • طراح: David Lopez
  • ناشر: Marvel Comics

«کاپیتان مارول و ارتش کارول» که از تای‌این‌های رویداد «جنگ‌های پنهان» می‌باشد آخرین فرصت ما برای لذت بردن از کار تیم «کلی سو دی‌کانیک» و «دیوید لوپز» است. این دو ران بسیار خوبی را بر روی کمیک «کاپیتان مارول» داشتند. رانی که برایشان نامزدی جایزه‌ی آیزنر را نیز به ارمغان آورد. متاسفانه این ران که بیش از یک سال به طول انجامید پس از «جنگ‌های پنهان» به پایان خواهد رسید و تیم جدیدی بر سر عنوان «کاپیتان مارول» می‌آید.

«کارول دانورس» در نیروی هوایی خدمت می‌کند و کاپیتان «جوخه‌ی بنشی» است. به جوخه دستور می‌رسد که کشتی‌ای حامل روبات‌های «اولتران» را نابود کنند. جوخه به دستورات عمل می‌کند و کشتی از بین می‌رود. ولی یک بازمانده باقی می‌ماند و او کسی نیست جز «رودی رودز». جوخه پی می‌برد که دستوری که به آن‌ها داده شده دروغ بوده و شروع به پرسیدن سوال‌هایی می‌کنند که در این جهان جدید که «دوم» خدای آن است، کفر تلقی می‌شوند.

در این مجموعه «کلی تامپسون» نیز به گروه نویسنده‌ها اضافه شده است. «دی‌کانیک» و «تامپسون» در این قسمت از همان فرمول آشنای دوراهی و شک و تردید سربازان استفاده می‌کنند. سربازانی که شک می‌کنند که آیا کاری که انجام داده‌اند به راستی برای هدف بزرگتری بوده یا نه. در این قسمت چندان خبری از اکشن نیست و بیشتر شاهد گفتگو بین شخصیت‌ها هستیم. مقدمه‌ای برای تصمیمات بزرگتر آینده. در این بین گفتگوی بین «کارول دانورس» و «رودی» پس از به هوش آمدنش از قسمت‌های درخشان کمیک می‌باشد. اضافه شدن «دکتر نایار» در این قسمت هوشمندانه بوده و اینجا شاهد بحث کلیشه‌ای آزادای‌خواهان و متعصبان نیستیم. «دکتر نایار» نیز در بین این مردمان به «دوم» اعتقاد ندارد ولی نظر خود را بر زبان نمی‌آورد. از نقاط قوت کمیک شخصیت‌های فرعی قوی آن است. به غیر از «کارول دانورس» ۵ نفر دیگر نیز در جوخه حضور دارند. ۵ نفر دیگر با ظاهر، خصوصیات، اخلاق و طرز فکر منحصر به فرد که بعد دیگری به کمیک اضافه می‌کنند. همه‌ی این‌ها نشان‌دهنده‌ی زبردست بودن نویسندگان کمیک است.

«دیوید لوپز» طراح کاربلدی است که به خوبی از پس وظیفه‌ی خود برآمده است. هرچند در این قسمت اکثراً به خاطر حجم بالای گفتگوها مجبور بوده از پنل‌های مربع‌شکل استفاده کند ولی در اینکه او حالات چهره و عکس‌العمل‌ها را به خوبی درمی‌آورد حرفی نیست. فقط نگاهی بیاندازید به شخصیت منفی داستان، «بارونس»، تا متوجه حرفم شوید. چیز زیادی از این شخصیت نمی‌بینیم ولی «لوپز» او را چنان طراحی کرده که در شرور بودن او شکی باقی نمی‌ماند. رنگ‌زن کمیک «لی لوریج» (که اسمش اصلاً در کمیک نیامده!) نیز حس و حال نظامی‌وار بسیار مناسبی به کمیک داده است. این کمیک را حتماً بخوانید و از آخرین روزهای حضور «دی‌کانیک» و «لوپز» لذت ببرید.

فرزان رحمانی
۸ از ۱۰
———————————–

The Flash #42The Flash #42

  • نویسنده: Robert Vendetti, Van Jensen
  • طراح: Brett Booth
  • ناشر: DC Comics

موفقیت سریال «فلش» باعث شده است که دی‌سی کامیکس کمیک این شخصیت محبوب را به فضای سریال نزدیک‌تر کند. اتفاقی که پیش از این در کمیک «پیکان سبز» نیز شاهدش بودیم. پس طبیعی است که شاهد اولین حضور شخصیت «ایوبارد ثاون» در The New 52 باشیم و طبیعی است که پس از پایان سریال و پایان دو ماه تعلیق در چاپ کمیک‌های دی‌سی، آرک جدید این کمیک از شخصیت «فلش معکوس» به عنوان شخصیت منفی استفاده کند.

البته اوضاع کمی با داستان سریال تفاوت دارد. «ایوبارد ثاون» به «سنترال سیتی» آمده و با «فلش» روبرو می‌شود. ظاهراً این اولین دیدار بین این دو شخصیت است و «فلش» او را به جا نمی‌آورد. در عوض به نظر می‌رسد که «فلش معکوس» کاملاً با «فلش» آشنایی کامل دارد و او را می‌شناسد. وقتی پی می‌بریم که پدر «بری»، «هنری آلن» با «ثاون» آشنایی قبلی دارد داستان به کل پیچیده می‌شود.

«رابرت وندتی» که دوران بدی را در کمیک «فانوس سبز» می‌گذراند (و هنوز نیز می‌گذراند) نویسندگی کمیک را برعهده دارد. بودن نام «وندتی» روی یک کمیک کافی است تا به آن کمیک با شک و تردید نگاه کرد ولی مثل اینکه این بار اوضاع فرق دارد و «وندتی» توانسته یک کمیک نه چندان بد تحویل دهد. این بار «وندتی» توانسته خواننده را با کمیک همراه کند و اشتیاق خواننده برای ادامه‌ی داستان را برانگیزد. البته باز هم اشکالاتی در کمیک هست مثلاً آنکه «هنری آلن» به محض شنیدن کلمه‌ی «ثاون» از دهان پسرش از زندان می‌گریزد تا به پسرش کمک کند و هیچ دلیل منطقی برای این کار او داده نمی‌شود و یا به یاد بیاورید آن برخورد ابلهانه‌ی «فلش» با یک موش در قسمت قبل را. ولی چیزی که خواننده را با کمیک همراه می‌کند، حس «ندانستن» و تعلیق موجود در کمیک است. خواننده اشتیاق دارد که بداند هر تکه‌ی پازل در کجا قرار می‌گیرد. اشتیاق دارد بداند که چه گذشته‌ای بین «ثاون» و «هنری آلن» وجود دارد و یا اینکه می‌خواهد بداند که «فلش» چگونه درگیر ماجرا می‌شود. این چیزی است که خواننده را با خود همراه می‌کند. پیچش‌های داستانی نسبتاً خوبی را نیز شاهد هستیم و «فلش معکوس» هم بااینکه حضور کمی در این قسمت دارد ولی کاملاً خبیث و تهدیدآمیز به تصویر کشیده می‌شود.

دیالوگ‌ها در عوض جالب در نیامده‌اند و هر از چند گاهی شاهد کش دادن بیخود داستان هستیم. طراحی‌های «برت بوت» از نقاط قوت کمیک به شمار می‌رود و فقط طراحی‌های کمیک ارزش دنبال کردن آن را دارد. اگر از هواداران شخصیت «فلش» هستید و از سریال آن لذت بردید توصیه می‌کنم که این کمیک را دنبال کنید.

فرزان رحمانی
۶٫۵ از ۱۰
———————————–

Star-Lord and Kitty Pryde (2015-) 001-000

#۱ Star-Lord and Kitty Pride

  • نویسنده: Sam Humphries
  • طراح: Alti Firmansyah
  • ناشر: Marvel Comics

شاید بشود یکی از بهترین سری‌های زوجی (استارلرد و کیتی پراید) قبل از شروع رویداد «جنگ‌های پنهان» را سری اختصاصی استارلرد دانست. کمیکی که در آن در کنار اتفاقاتی که برای پیتر کوییل رخ می‌داد یک زوج مکمل در داستان نیز حضور داشت؛ کیتی پراید.

سری استارلرد و کیتی پراید همان خط داستانی را وارد دنیای موازی جدیدش کرده، با این تفاوت که این‌بار پیتر کوییل (که شاهد نابودی دنیایش و هر آنچه داشته بوده) خواننده یک کلاب شبانه است (کلابی که درکس گرداننده آن است) و بطور اتفاقی در این کلاب کیتی پراید معشوقه‌اش که در این دنیای موازی او را به یاد نمی‌آورد ملاقات می‌کند و درگیر ماجرای تازه‌ای می‌شود.

قسمت اول کمیک با مونولوگ و شعری از کارتون پری دریایی دیزنی آغاز می‌کند. تیکه‌پرانی‌های کاراکترها روح داستان است و واکنش‌های جالب و طراحی‌های بامزه (اگر از تناقض‌های عجیب چهره کاراکترها با طرح پنل قبلش فاکتور بگیریم) کار، لذت خواندنش را دوچندان کرده است.

کیتی پراید و پیتر کوییل باز هم در کنار هم‌اند. این‌بار در کمیکی جدید، دنیایی جدید و ماجراهای عجیب جدید.

مهران فلاح
۸٫۵ از ۱۰
———————————–

Death-Head-455x700

Death Head #1

  • نویسنده: Zack Keller, Nick Keller
  • طراح: Joanna Estep
  • ناشر: Dark Horse

Death Head داستان زن و شوهر جوانی را روایت می‌کند که قصد دارند آخر هفته خود را به دور از مزاحمت‌های فرزندانشان به گشت و گذار در جنگل بپردازند که ناگهان با دهکده‌ای قدیمی و متروکه مواجه می‌شوند، از طرف دیگر داستان فرزندان این خانواده بصورت موازی روایت می‌شود. ۳ داستان در برهه‌های زمانی یکسان و در مورد یک خانواده که جان هر ۳ توسط نقاب‌داری شیطانی تهدید می‎شود. «جاستین» و «نایلز» زن و شوهر در کوره‌ای انسانی گرفتارند، دخترشان «مگی» که در مدرسه‌ای مذهبی تحصیل می‌کند با مصرف ماشروم بین دو راهی عشق به همکلاسی دخترش و گناه آن گرفتار است و پسر کوچکشان «بی» توسط همکلاسی‌هایشان مورد تمسخر قرار گرفته و آن‌ها او را مجبور می‌کنند وارد فاضلابی شود که خطر تهدیدش می‌کند. پلات داستانی کاملا شبیه به فیلم‌های ترسناک اسلشر است. یک قاتل ترسناک و چندین سوژه برای سلاخی.

طراحی‌های کار اگرچه خیلی تاریک نیست اما در به نمایش گذاشتن وحشت و استرس کاراکترها عالی عمل کرده است. استپ کاراکتر قاتل مجموعه را خوفناک طرح کرده و بخش کوره داستان با آن جمجمه‌های معصومش و رنگ‌زنی فیتزپاتریک خیلی خوب حرارت بالای کوره را منتقل می‌کند.

قسمت اول Death Head با این‌که سوژه‌ای تکراری را انتخاب کرده است اما هنوز هم برای خواندن ادامه کار و اطلاعات بیشتر در مورد پیشینه شخصیت‌هایش به خصوص قاتل اصلی مجموعه مشتاقتان نگه می‌دارد. در ضمن حتما یادتان باشد توضیحات نویسنده و طراح کار در انتهای صفحات را بخوانید!

مهران فلاح
۸ از ۱۰


 کپی‌رایت © ۲۰۱۵ فانتزیِ کمیک
هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد


    • hamed
      در پاسخ به hamed

      یه سوال دارم، خیلی هم جدی!
      با مارول قهرید؟!؟!؟
      این همه کمیک عالی داده: secret wars,old man logan, renew your vows, xmen و…
      واقعا باورم شد که این سایت ضد ماروله!!!!!!!!!!!!

      • مهران فلاح
        در پاسخ به hamed

        ۴تا کمیک از دی سی نقد شده ۴تا از مارول. ۲تا از کمیک های مستقل.
        خیلی جدی بهتون می گم. برای خودم متأسفم که یه عده هنوز فهم و شعورشون در سطح طرفداریای بچگانه از کاراکتر و ناشرا مونده و از این فراتر هم نمی‌ره.

        • M.Bagher Sobhani
          در پاسخ به مهران فلاح

          آقا هرکسی طرفدار یه کمپانی (مارول یا دی سی) هست و دوست داره کمپانی محبوبش در صدر جدول باشه همونطور که هرکسی طرفدار یه تیم فوتباله، این طرفداری ها کجا بچگونست؟

          • Artemis
            در پاسخ به M.Bagher Sobhani

            چرا انصافا بچگونست.با طرفداری از دی سی یا مارول چه چیزی به ما میرسه؟

            • Shazam
              در پاسخ به Artemis

              اولا هر کسی طرفدار یه کمپانی نیست.خیلی ها بی طزف هستند و طرفدار هردو کمپانی(هم Marvel و هم DC)

              دوما این که شما دارید میگید که سایت ضد ماروله ! در حالی که تعادل رعیت شده و به میزان مساوی از مارول و دی سی کمیک نقد شده.

      • Ali Hamraz
        در پاسخ به hamed

        دوست عزیز بنظرم این دلیل نمیشه اعتبار سایت به این خوبی رو زیر سؤال برد.مثلن من خیلی دوست داشتم کمیک injustice رو هم بررسی میکردن ولی خوب اونطور نشده دلیل نمیشه بگم این سایت با فلان کمپانی مشکل داره

    • M.S.A.A
      در پاسخ به M.S.A.A

      “ویروس آمازو (نقدش را اینجا بخوانید)”
      لینک این جا رو نذاشتید 😀
      جاستیس لیگ کلاً کمیک های جدیدش خیلی عالی ـن
      اما فلش از نظرم نقطه ضعف زیاد داره، پنل بندی ها گاهی خیلی قاطی میشه و دیالوگ ها رو پس و پیش می خونم ولی همونطور که گفتید واقعاً طراحی های بی نظیری داره، مخصوصاً طراحی تقریباً سیاه و سفیدی که مواقعی که ریورس فلش داره با سرعت حرکت می کنه و همه چیز ثابت ـن
      ——————–
      راست نمی خواید لینک کمیک های جدید رو بذارید؟
      بتمن ۴۳ و فلش ۴۳ و جاستیس لیگ ۴۳ و کنستانتین هل بلیزر ۴ و Old Man Logan شماره ۵ هنوز نیومدن که نذاشتید؟ 🙁

    • taichi
      در پاسخ به taichi

      اقا ما هم بازی^_^
      یکی از چیزهایی که در کمیک لیگ عدالت ۴۲#، در داستان «دارکسایدد وار»، به طور واضح بیان شد این بود که دشمن دشمن تو واقعا در کل دوست تو نیست. این خطر هسته اصلی داستان جف جانز و جیسن فابوک است و این حقیقت باعث می‌شود که به زودی نه تنها لیگ عدالت، بلکه کل زمین با پیامدها آن روبه‌رو شوند.

      جف جانز به سادگی گریل و مرینا بلک را به عنوان دوست در این کمیک‌ها معرفی کرده، ذات این دو شخصیت تا انتهای کمیک پنهان می‌ماند. در عوض جانز خطر محضی را که در زمین با آوردن انتی-مانیتور وجود آورده‌ است را نشان می‌دهد. هر چند که کاراکتر بلک در این کمیک ادعا می‌کند راه شکست دارکساید درگیری مستقیم با وی است، بقیه شخصیت‌ها به این نکته اشاره می‌کنند که این نقش ترسناک و به شدت مخرب خواهد بود. در واقع، جنگ زمین علیه دارکساید نیست، بلکه دارکساید علیه بلک و گریل است و زمین این وسط به عنوان زمین مبارزه گیر افتاده‌ است. و این باعث می‌شود که فرض‌های جالبی به وجود بیاید، به خاطر اینکه دیگر شرط ساده‌ای برای دست یافتن به پیروزی وجود نخواهد داشت.

      علاوه بر ادامه دادن این خطوط، جانز نشان می‌دهد که چه طور اعضای لیگ عدالت با دشمنانی که به اندازه‌ی آن‌ها قدرتمندند (و یا شایدم قوی‌ترند) کنار می‌آیند، در این کمیک با عقب‌نشینی‌های زیادی روبه‌رو می‌شویم و تنها چیزی که لیگ عدالت برای مبارزه با دو طرف پیدا کرده دانش است. این یکی از ایده‌هایی است که به شدت عالی است. از لحاظ تئوری این انتخاب هوشمندانه‌ای است و جهت‌گیری کمیک‌ را از «هر کس هر کسی‌ را محکم بزند» به چیز دیگری تبدیل می‌کند که به لطافت و نبوغ بیش‌تری نیاز دارد. در حقیقت این ابزار بسیار کار آمد و مفرح است به خاطر اینکه باعث می‌شود فرصت های زیادی به وجود بیاید و داستان‌ها مختلفی مطرح شود، به هر حال اینجا هزاران احتمال وجود دارد.

      طراحی‌های فابوک مثل همیشه عالی است. لحظه‌های کوچک مثل وقتی که بلک با گریفونش به میستر میراکل سر می‌زند خیلی خوب کار شده است. او همچنین صحنه‌های بزرگ را نیز به صورت عالی درآورده است، مثل وقتی که پناهگاه بلک را به تصویر می‌کشد و در آن غنائم و حتی جزییات سرامیک زمین کشیده شده و در کنار آن رنگ‌آمیزی برد اندرسن و نور زرد/نارنجی که به طرح اضافه کرده به شدت مناسب آنجا است و به زیبایی جلوه می‌کند از همه بهتر صحنه مختصری است که از Apokolips می‌بینیم که به نظر جهنم صنعتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمد و جزییات زیادی در آن به چشم می‌خورد. کوره‌ای که در بین ساختمان‌های شهر مخلوط شده بود قبلا دیده شده بود ولی فابوک و اندرسن به صورت عالی دوباره آن‌را درآوردند. این صحنه تنها یک صحنه عادی نبود، بلکه یک صحنه بود که داشت آینده خودمان را نشان می‌داد.

      کمیک لیگ عدالت #۴۲ طرح خاصی نداشت ولی همیشه شلوغ و هیجان انگیز بود. فابوک و جانز کاری به شدت عالی را اجرا کردند هر چند که مقدار خیلی کمی داستان را کش دادند ولی از تمام پتانسیل آن استفاده کردند و پایان به اندازه کافی هیجان‌انگیز بود تا اینکه بقیه افراد را مشتاق کند که قسمت بعدی را بخوانند. لیگ عدالت به طور واضح قرار است هسته اصلی کمیک‌های دی سی باشد و به صورت عالی عمل کرده‌است و مثل اینکه قرار است اینده‌ی بیشتر شخصیت‌ها در این کمیک مشخص شود که چیز خوبی است.

      نمره نهایی:
      ۹٫۵
      اینو قبلا برای یک جای دیگه کار کرده بودم که منحل شد پس گفتم اینجا بزارمش:دی

    • Shazam
      در پاسخ به Shazam

      خیلی ممنون برای نقد های هفتگی.ولی از نظرمن کمیک Captain Marvel And The Carol Corps لیاقت گرفتن ننره بالا تر رو داشت.

    • S.DC
      در پاسخ به S.DC

      دمتون گرم بالأخره نقدارو گذاشتید.

    • ابوالفضل
      در پاسخ به ابوالفضل

      عجیبه ولی احساس می کنم که آقای مهران فلاح کمی مهربانانه تر نمره می ده:)
      البته توهین به آقای فرزان احمدی نباشه، از کامنت هاشون معلومه دارای اطلاعات بالایی در کمیک هستند
      شاید هم کمیک هایی که آقای مهران فلاح نقد می کنند واقعا بهترن

    • M. goblin
      در پاسخ به M. goblin

      عالی بود
      ولی واقعا کلی کمیک بهتر بود تا نقد کنید
      جنگ داخلی تجدید عهد سیاره هالک سکرت وارز اصلی…
      نمیدونم چرا اینا رو نقد نمیکنید؟! اینا که بهترین کمیکای این چند وقته هستن!

      • scarecrow
        در پاسخ به M. goblin

        بهتر بودن نسبیه.از نظر هرکسی یه کمیکی بهتره .
        اگه مثلا به جای کاپتان مارول میومدن سیاره هالک رو نقد میکردن مطمئنا کسانی بودن که میگفتن چرا کاپتان مارول رو نقد نکردید؟
        به هر حال هیچ وقت نمیشه رضایت همه رو به دست آورد.

    • Artemis
      در پاسخ به Artemis

      خیلی نقد خوبی بود ممنون
      نمیدونم چرا ولی از رابطه ی استارلرد و کیتی پراید خوشم نمیاد

    • batspider
      در پاسخ به batspider

      خیلی ممنون .نقد های خوبی بود
      جریان جوکر چی شد ؟ (بعد از اینکه بتمن فهمید جوکر کیه )

    • Reza
      در پاسخ به Reza

      سلام.لینک دانلود کمیک Archie در سایت نیست؟؟؟

    • 3D
      در پاسخ به 3D

      خدایی دمتون گرم.
      خوشم میاد مثل بعضی سایت ها فقط تو خط مارول و دیسی(اونم سایت های تعصبی) نمیرین!
      از این که کمپانی های دیگه رو هم پوشش میدین واقعا ممنونم!
      موفق باشین