بررسی قسمت ۲ کمیک Deathstroke

توسط : در تاریخ : شنبه, دسامبر 6th, 2014

طی ماموریت غریبی که در روسیه رخ داد، اسلید ویلسون در بدن جوان‌تر خود از خواب برخواست. و حالا بدنبال عوامل این تغییر زمان و مکانی میگردد…

Deathstroke #۲

  • نویسنده و طراح: Tony S. Daniel
  • جوهرزن: Sandu Florea
  • رنگ‌زن: Tomeu Morey
  • ناشر: DC Comics

نکته ی مثبتی که در این کمیک شاهدش هستیم، طراحی های خیره‌کننده تونی دنیل است. به حدی این بخش قوی است که حتی بسیاری از ایرادات ریز و درشت داستانی را با پلات های اکشن و خونینی که به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده اند مخفی میکند. اما هرچقدر هم دنیل سعی خود را بکند نمیتواند فقدان یک داستان خوب و مناسب را با قلمش پر کند.

تونی اس. دنیل در قسمت اول توانسته بود تا حد زیادی مخاطبین را راضی نگه دارد اما واقعاً در این شماره نمیتوان از ایرادات کارش چشم‌پوشی کرد. ضرب آهنگ داستان بیش از حد سریع است، درست مانند کودکی که قصد دارد ماجراهایی که در مدرسه برای‌ش رخ داده را با شور و هیجان تعریف کند. دنیل قصد دارد در بیست و یک صفحه، عناصر بسیاری را در داستان پیاده کند که مشخصاً با شکست مواجه میشود. یکی از ویژگی های بارز و تا حد زیادی منزجر کننده‌ی این شماره، “غافلگیری” است. میدانیم که برای ساخت یک غافلگیری خوب نیاز به پایه و اساس خوب است اما دنیلز صرفاً میخواهد بزور مارا پای کمیک نگه دارد.

همچنین در چند پلات شاهد تفکرهای عمیق اسلید ویلسون هستیم که سعی دارد در درون خود جست و جو کند تا حافظه از دست رفته اش نسبت به آخرین ماموریتش را بازیابی کند. باید بگویم با توجه به حجم اندکی که به این موضوع پرداخته میشود، جمع و جور کردن‌ش با تعدادی مونولوگ خاص ماهرانه بوده.

نمیدانم دنیل قرار است دث‌استروک را به کجا برساند و در آخر چه اتفاقی خواهد افتاد. اما امیدوارم ایده ی بظاهر جذابش لطمه به نوع روایت‌ش نزند…

کامیاب قربان‌پور
۶ از ۱۰


 کپی‌رایت © ۲۰۱۴ فانتزیِ کمیک

هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد


    • payam
      در پاسخ به payam

      آقا این قضیه دثروک چیکه تو هر جای dc براش یه داستان میگن…تو کمیکای بتمن یه جور تو سریال ارو هم یه جور وحالا اینجا هم اینطوری
      بنده خدا ثبات نداره

      • amirx
        در پاسخ به payam

        داستان اصلیش اینه : اسمه اصلیش اسلید ویلسونه که وقتی ۱۶ سالش بوده به ارتش می پیونده بایه دختری اشنا میشه که هم سنشه و خیلی ماهرتر ازاونه…بهش مبارزه یاد میده و بعد ویلسون عاشقش میشه ازدواج میکنن و بعد ویلسون واسه یه ازمایش داوطلب میشه ازمایش کار می کنه اما مدت ها بیهوش میشه..ازمایش کاری میکنه که به ابرانسان تبدیل شه مثلا بتونه از ۹۰ درصد مغزش استفاده کنه….بعد وقتی برمیگرده خونه یه سری تبهکار به خونش حمله میکنن تبهکارا پسرشو میکشن بعد زنش میگه که تقصیر توئه و یک تیر به چشمش میزنه و چشمش کور میشه و از اون پارچه مشکیای دزددریایی میزنه و یه ماسک میسازه و لباس تا انتقامشو از دنیا بگیره…و همینطور که دشمن اصلی تین تایتانز هستش.

    • کامیاب قربان‌پور
      در پاسخ به کامیاب قربان‌پور

      آقا چرا جدا پست‌ش کردی؟! مگه نقد و بررسی هفتگی نداریم این بار؟

      • MEHRAN
        در پاسخ به کامیاب قربان‌پور

        داریم ولی خب هنوز آماده نیست. کسی هم نقدی ننوشته و ممکن بود دیر بره رو سایت. گفتم جدا بذارم ناراحت نشی که دیر رفته.

    • kiam
      در پاسخ به kiam

      به نظرم اگه یکم عجله کزدن توی شکه گردن کردن خواننده رو کم کنن بهتر میشه
      شاید اگه یه مدت کمیک روالی که همه انتظار دارن رو طی کنه و یعد شکش رو وارد کنه بهتر باشه

      به هر حال من که خیلی از کمیک بدم نیامد