برترین کمیک‌های سال ۲۰۱۲، قسمت سوم: «کمیک‌های ناشران مستقل»

توسط : در تاریخ : چهار شنبه, ژانویه 23rd, 2013

سرانجام بخش سوم و پایانی مجموعه مقالات برترین کمیک‌های سال ۲۰۱۲…

هیکمن در ابتدای اولین قسمت از آخرین سری منتشر شده از اونجرها می گوید همه چیز با یک فکر آغاز شد. نمی‌خواهم گلایه کنم یا از خودمان تمجید کنم یا از تاریخچه‌های حوصله سربر برایتان بگویم. تنها می‌خواهم بگویم حدود یک سال است با ظاهری جدید در کنار شما هستیم. این سومین نوشته از سلسله نوشته‌های ده کمیک برتر سال ۲۰۱۲ است که دو‌تای قبلی اش را همکارانم  پوریا تقوی مقدم و مهران فلاح نوشته‌اند. قصدمان از نوشتن این فهرست معرفی سه پکیج ده به علاوه‌ی یک تایی یعنی در مجموع سی و سه کمیک بود که به نوعی گلچینی خواندنی از میان تمام کمیک‌های سالی که گذشت فراهم کند. پکیجی برای لذت بردن از هنر و رسانه‌ای به نام کمیک. کاری که امیدواریم سال آینده هم موفق به انجامش شویم. اما چون این آخرین نوشته از این سلسله نوشته هاست فرصت را مغتنم می شمارم و می‌خواهم قبل از شروع مطلب از کارهایی که نکردیم صحبت به میان آورم تا سند زنده‌ای باشد که برای عملی کردنشان در سال های آینده بیشتر بکوشیم.

امسال متاسفانه هیچ ده کمیک برتر ایرانی نداشتیم. چون تعداد کمیک‌های منتشر شده‌ی فارسی همراه با وب کمیک‌هایی که به صورت پراکنده منتشر می‌شود به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسید.

امسال فهرست ده واقعه‌ی برتر چه داخلی و چه خارجی نداشتیم. این ضعفی‌ست که سعی خواهیم کرد با قدرتمند کردن بخش خبر فانتزی کمیک بر آن غلبه کنیم.

امسال طی بحثی که در هیئت تحریریه در گرفت تصمیم گرفتیم کمیک‌های بلند مدتی که طولانی مدت منتشر می‌شوند را در فهرست نیاوریم. کمیک‌هایی از قبیل مرده‌های متحرک، چو، ویچ بلید و حتی جنیفر بلاد بنابراین از جا خالیشان در فهرست زیر تعجب نکنید. در سال آینده ده برتری جداگانه برای آن‌ها خواهیم داشت.

امسال ده مانگای برتر سال و ده کمیک خارجی برتر سال و یا حتی ده گرافیک نوول برتر سال نداشتیم. این قضیه‌ای است که بر آن آگاهیم و خوب می‌دانیم که گزارش دادن از وضعیت کمیک بدون رصد گرفتن جریان‌های متفاوت در سراسر جهان تلاشی ابتر است. ما امیدواریم که بتوانیم در آینده از پس بر طرف کردن این ضعف بر آییم.

امسال تصمیم گرفتیم به علت کمبود وقت از انتشار کمیک‌های برتر ورتیگو صرف نظر کنیم. بخشی که از سال آینده خواهیم داشت. بنابراین اگر خبری از نانوشته، خون آشام آمریکایی، دندان شیری یا کشور بشقابی شکل یا مینی سری‌هایی مثل مسیح پانک راک و اسپیس من نیست تعجب نکنید. ورتیگو جا داشت برای خود یک ده برتر داشته باشد. خسرانی که از سال آینده سعی در جبران آن خواهیم کرد.

و در نهایت این که کمیک های انتخاب شده بر اساس خوانده‌های ماست. این که کمیک‌هایی مثل احیا و والن جدا افتاده در لیست حضور ندارند نه ناشی از بی اهمیت بودن یا بد بودن آن هاست. این که در لیست نیستند تنها ناشی از این است که نگارنده تا لحظه‌ی نگارش این مقاله متاسفانه موفق به خواندنشان نشد. ضمن این که بسیاری از کمیک‌های خوب امسال تنها به دلیل محدودیت حجم در فهرست یازده تایی که در زیر می‌آید حضور ندارند. کمیک‌هایی مثل مخزن فکر، آرام بزرگ و سردتر که به هیچ عنوان ارزششان از کمیک‌هایی که در لیست یازده تایی پایین آمده کمتر نیست.



The Creep۱۰+۱

The Creep

  • نویسنده: John Arcudi
  • طراح: Jonathan Case
  • ناشر: Dark Horse

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم قطعاً کریپ که ترجمه‌ی تحت اللفظی اش مور مورشده می شود باید جایی بالاتر در میانه جدول ده برتر به خود اختصاص می داد. اما با اجازه‌ی خوانندگان قدری می خواهم تقلب کنم. چون اگر چه نه بهترین کمیک امسال ولی قطعاً یکی از متفاوت‌ترین صداهایی بود که از کمیک های مستقل امسال برخاست. صدایی که نشان از جریانی آلترناتیو و بالنده و قدرتمند اما کم سر و صدا در برابر کمیک‌های پر سر و صدا که فضای رسانه ها را به اشغال خود در آورده‌اند دارد.

کریپ، کارآگاه نامتعارف مبتلا به آکرومگالی( نوعی بیماری که در آن به علت ترشح بیش از اندازه ی هورمون رشد استخوان ها از نظر عرضی به صورت نامتناسبی رشد کرده اند) و معتاد به آمفتامینش را به دل حکایتی اخلاقی از سنخ داستان‌های جنایی فردریش دورنمات می فرستد. از همان گونه حکایت هایی که خود دورنمات مرثیه‌ای برای داستان جنایی‌اش می‌خواند.

کریپ با پنل‌های تخت و انسان‌های مفلوک در میانه‌ی برزخ گیر کرده‌اش این سوال را پیش می‌کشد که تا کجا جستجوی حقیقت مجاز است؟ آیا تحت هر شرایطی حقیقت را می توان بر آدم‌ها ارجح دانست آن هم وقتی این چنین در برابر طبیعت وحشی پیرامونش تنها رها شده.

جوابی که کمیک به آن می‌رسد حقیقتاً هراس آور است و ما را در انتها هم چون کارآگاه داستانش بی‌تکیه‌گاه، متفکرانه به حال خود رها می‌کند.



Archer & Armstrong۱۰

Archer & Armstrong

  • نویسنده: Fred Van Lente
  • طراح: Clayton Henry
  • ناشر: Valiant

فرقه‌های مخفی، راز‌های چند هزار ساله، آدمیان جاودان، نئو نازی‌های مخفی شده در تبت و چیزهایی از این قبیل همه و همه در کمیکی به سبک داستان های دن براون و صد البته به مراتب طنازانه‌تر جمع شده‌اند که آرچر و آرمسترانگ نام دارد. کمیکی که یکی دیگر از ری بوت‌هایی است که از بازگشت پر شکوه والیانت به دنیای کمیک خبر می‌دهند.

اکثر کمیک های خوب قهرمانی جذاب هم دارند تا نویسنده بتواند داستان را بر روی آن شخصیت استوار کند. اما آچر و آرمسترانگ عوض یک شخصیت دوشخصیت جذاب دارد که از قضا هر دو نامشان را به عنوان کمیک وام داده اند.

آرچر و آرمسترانگ کمیک بزرگی نیست. عمیق نیست، حرف بزرگی نمی‌زند و داستان چندان پیچیده ای ندارد. اما چیزی دارد که بسیاری از کمیک‌های امسال نداشتند. مصالح خود را محدود نگه می دارد و از این مصالح محدود حداکثر استفاده را می‌کند و در نهایت به چیزی می‌رسد که بی‌شک ارزش خواندن را دارد.


۹


ExterminationExtermination

  • نویسنده: Simon Spurrier
  • طراح: Jeffrey Edwards
  • ناشر: Boom

دنیا نابود شده و یک ابرقهرمان و ضد قهرمان با هم همراه شده اند تا اوضاع را به حالت سابق برگردانند. داستان ظرفیت این را داشت که تبدیل به یک کمیک کاملاً کلیشه ای شود اگر از نظر منطقی و عملی حق در اکثر موارد با ضد قهرمان داستان نبود.

نابودی یک هجویه بر کمیک ابرقهرمانی به معنای واقعی کلمه است یعنی این که هم لحن طناز و بازیگوش خود را حفظ می کند هم در هجو به سمت هر نوع لودگی نمی رود و هم این که آرام آرام داستان پیچ در پیچ و پر اوج و فرود خود را تعریف می کند و این دست آوردی بزرگ برای سیمون اسپوریه است چون گاهی هجونویس کهنه کاری مثل گارث انیس هم در این مواقع از پس نگه داشتن تعادل بر نمی آید.

تنها ایراد نابودی شاید انبوه شخصیت های داستان باشد که مثل کاراکتر های مارول تنها نقش فیگورهای بصری جذاب را ایفا می کنند که هیچ نقشی در پیشبرد روایت ندارند. اما شاید بشود این ایراد را به پرداخت خوش آهنگ کمیک خصوصاً در زمینه ی در هم آمیختن فلش بک های گذشته با داستانی که می گذرد بخشید. نابودی از آن سنخ کمیک هایی است که با خیال راحت می توانید از آن لذت ببرید.



Witch Doctor۸

Witch Doctor

  • نویسنده: Brandon Seifert
  • طراح: Lukas Ketner
  • ناشر: Image

برای درمان هر نوع بیماری به پزشکئ متخصصش نیاز است پس طبیعی‌ست که درمان یک بیماری ماورا الطبیعه به یک پزشک جادوگر نیاز دارد.

چیز زیادی درباره‌ی پزشک جادوگر نمی‌توانم بگویم به غیر از این که از هر نظر کمیکی خواندنی است.  دنیای پزشک جادوگر به نوعی یک راهنمای تمام عیار برای ساختن دنیایی فانتزی، شوخ طبعانه و البته تاریک از هیچ است. این ها را در کنار قهرمانان و ضد قهرمانان جذاب و البته دست پا چلفتی (نه به صورت هجویه وار و کمدی آن) اگر  بگذارید نتیجه معجونی خوش طعم است که به سختی می توانید از آن بگذرید.

من که نتوانستم بگذرم تا نتیجه‌‌ی رویارویی شما چه باشد؟



X-O Manowar۷

X-O Manowar

  • نویسنده: Robert Venditti
  • طراح: Cary Nord و Lee Garbett
  • ناشر: Valiant

یک بربر به جنگ موجوداتی فضایی می‌رود که بر خلاف رویه‌ی معمولشان تصمیم به نابودی زمین گرفته‌اند.

این خلاصه‌ی تک خطی تمام داستان کمیک است. هر چند چیزی از آن چه داخل کمیک می گذرد به ما نمی‌گوید.

زمانی بسیار از دوران حاکمیت شش غول دهه‌ی نود می گذرد. از بین آن ها الان تنها دی سی و مارول دارند می‌تازند. مالیبو را سال هاست مارول در دل خود بلعیده. دارک هورس از دوران اوج خود فاصله ی زیادی دارد. ایمیج بعد از مدت ها تازه دارد جانی دوباره می گیرد. اما در اقدامی نا منتظره والیانت با ری بوت تمام عناوین محبوب خود برگشته تا ثابت کند هم چنان جزء دسته‌ی غول هاست.

ایکس او منووار از این نظر بخشی از تمام جذابیت‌های کمیک های والیانت را دارد. داستانی در محدوده ی قواعد ژانر که خلاقانه از آن پا فراتر می‌گذارد، قهرمانانی نه چندان در بند اخلاق ولی به شدت جذاب و موقعیت های غریب و هیجان انگیزی که مو به تن هر خواننده‌ی حرفه ای کمیکی سیخ می‌کند.



Dan the Unharmable۶

Dan the Unharmable

  • نویسنده: David Lapham
  • طراح: Rafael Ortiz
  • ناشر: Avatar

دیوید لفم افسانه ای بازگشته… نه بازگشتن نادرست است. دیوید لفم جایی نرفته بود که بخواهد برگردد. او مثل همیشه پر کار است و مثل همیشه خوب می‌نویسد.

البته شاید بهتر است بگوییم دیوید لفم با دن آسیب ناپذیر ما را بازگردانده است، به چه؟ به دنیای کمیک های دهه‌ی نود. به نوعی نوستالژی کمیک دهه‌ی هشتاد و نود آمریکایی. آن هم با شخصیت کلبی مسلک و هیپی وار و یکه بزنش دن که دائم در حال گوش کردن موسیقی نیرواناست. دن یادآور سنخ همان قهرمانان شکست‌ناپذیر و فراموش نشده‌ی دهه ی هشتاد و نود است با تمام بی پرواییشان در خشونت و اروتیسم که با مظاهر فاسد سرمایه داری آمریکایی در می‌افتد. دن احیای همان قهرمانان بی‌آرمان و چپ گرای آن دوران است.

مهم تر از همه دن آسیب ناپذیر را می‌توان خواند و بی‌دغدغه از سرخوشی آن لذت برد بدون آن که داستان خواننده‌اش را دست کم بگیرد. چیزی که در کمیک‌های این روزها کمتر می‌توان پیدا کرد.



IMG120699۵

Bedlam

  • نویسنده: Nick Spencer
  • طراح: Riley Rossmo
  • ناشر: Image

اگر ضد قهرمانی مانند جوکر در موقعیتی قرار گیرد که چاره‌ای نداشته باشد به جز این که قهرمان داستان باشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این همان بستر پیچیده‌ای است که کمیک بدلم که نام شه محل وقوع داستان هم هست بر آن جریان دارد. از این کمیک تنها دو شماره بیرون آمده اما با روند غافلگیر کننده‌ی داستانش و شخصیت‌های جذاب پرداخت شده  و البته طراحی های غریب و درخشان روسمو ثابت کرده که می خواد چیزی بسیار فراتر از شعار تبلیغاتی پشت جلدش باشد.

نیک اسپنسر با مورنینگ گلوریز و روسمو با مدرک و کابوی نینجا وایکینگ که کار مشترکش با لیبرمن (نویسنده ی برداشت) است هر دو ثابت کرده‌اند دو تا از تازه رسیده‌های مستعد دنیای کمیک هستند. این که آیا می‌تواند بدلم نقطه‌ی اوجی در کارنامه‌ی این دو باشد و روند خوب این دو شماره را ادامه دهد را تنها زمان می‌تواند تعیین کند.



CRIM008_cvr۴

Fatale

  • نویسنده: Ed Brubaker
  • طراح: Sean Phillips
  • ناشر: Image

اد بروبیکر بار دیگر به دنیای آشنای خود برگشته. آن هم درست زمانی که جدایی‌اش از نویسندگی کاپیتان آمریکا و مارول آه از نهاد بسیاری در آورد.

یک دهه پیش به بروبیکر به همراه آزارلو و بندیس از سردمداران موج نوی کمیک جنایی بودند. الان هر کدام به سمتی رفته اند. بروبیکر هم بعد از مدت‌ها کمیک ابر قهرمانی نوشتن آمده تا ما را با مخلوطی از داستان‌های جنایی چندلر و داستان‌های ترسناک آلن پو و لاوکرافت و البته ته مزه‌ای از سینمای عصر طلایی هالیوود ما را غافلگیر کند.

بندیس در مقدمه ای که بر گرافیک نوول اخیر بروبیکر صحنه‌ی جنایت نوشته گفته بروبیکر یکی از تنها نویسنده‌هایی است که صدای هر کدام از شخصیت‌ها انگار از درون گلوی خودشان در می‌آید. این را وقتی که کنار طراحی‌های تخت و پر از سایه روشن شان فیلیپس و داستان های محکم خود بروبیکر نتیجه‌ی حیرت انگیزی به دست داده.

بروبیکر چنان تصویری از دهه‌ی پنجاه و شصت آمریکا به نمایش گذاشته که اسنایدر و خون آشام آمریکایی‌اش با وجود همه‌ی کیفیت‌های درخشانی که دارد حتی نتوانسته اند به آن نزدیک شوند.

مرگبار چیزی فراتر از یک کمیک است. مرگبار تصویری حماسی از تاریخ یک دوره است.



IMG120388۳

Harvest

  • نویسنده: A. J. Lieberman
  • طراح: Colin Lorimer
  • ناشر: Image

سال ۲۰۱۲ از هر لحاظ خوب نبوده باشد از نظر  راضی کردن طرفداران مینی سری‌ها سال اقناع کننده‌ای بوده. از مسیح پانک راک و مخزن فکر گرفته تا برداشت که موضوع این یادداشت کوتاه است هر کدام نشانی از استعداد‌ها تازه رسیده داشته‌اند.

پزشک جراحی معتاد به کوکائین هنگامی که کامل در سراشیبی اخلاقی افتاده به خاطر مردن بیمارانش زیر عمل جراحی پروانه‌ی پزشکی‌اش باطل می‌شود. او در طی حوادثی با یک موسسه‌ی غیر قانونی پیوند اعضا درگیر می‌شود در حالی که در این راه دختر یاکوزایی که جان او را نجات داده و توهم روح دختر و بچه‌ای که زیر جراحی او مرده‌اند همراهش است. اما او هدفی فراتر از صرفاً مبارزه دارد. شاید جستجوی نوعی رستگاری فردی. باز هم داستانی قدیمی.

اما داستانی قدیمی که با کادر‌های کج بسته شده و رنگ های سرد و مالیخولیایی اش قابلیت این را دارد که به بخشی از کابوس های شبانه‌ی شما بدل شود و چه چیزی بهتر از یک داستان قدیمی به شرط این که بدیع و خوب تعریف شده باشد؟



Fashion Beast۲

Fashion Beast

  • نویسنده: Alan Moore
  • طراح: Facundo Percio
  • ناشر: Avatar

در زمانی که شایعه‌ها خصوصاً بعد از مصاحبه‌ی آلن مور با برنامه‌ی هارد تالک بی بی سی مبنی بر خداحافظی او از دنیای کمیک قوت می‌گیرد در آمدن این کمیک می تواند کمی قلب را تسکین ببخشد هر چند اسکریپت آن یادگاری دیگر، باقی مانده از دوران درخشان دهه‌ی هشتاد باشد.

دو اسطوره، یکی از دنیای موسیقی و به مرگ طبیعی در گذشته و دیگری از دنیای کمیک که ناشر‌ها مجبور به برگزیدن مرگ حرفه ایش کرده‌اند دست به دست هم داده اند تا با این کمیک ما را به کنکاشی در مورد زیبایی، زمستان اتمی، هویت جنسی و در نهایت این هیولای چند وجهی مد ببرند.

اما کمیکی مثل هیولای مد بیشتر از این که اهمیتش را از داستانش بگیرد مدیون موضع رادیکالی است می‌گیرد. هیولای مد فهم ما را از کمیک به عنوان یک رسانه ی صرفاً داستان گو به چالش می‌کشد و این نکته را به یاد ما می‌آورد که کمیک در درجه ی اول رسانه‌ای بصری است. هیولای مد با تصاویر عمق دارش، بازیگوشی‌های متعدد و حتی بازی با قرار داد توالی پنل‌ها در کمیک پایه‌ی عقاید ما در برابر این که یک کمیک چگونه باید باشد را به چالش بگیرد.  چیزی که در بسیاری از کمیک‌های به ظاهر پست مدرن و متظاهرانه این سال ها یکی از غایبین اصلی بود. هر چند بارقه‌های اندکی وجود دارد. اما سوال اساسی این جاست که کمیک به عنوان یک هنر در غیاب پرسشگری مثل آلن مور آیا توان این را دارد که راه خود را باز یابد؟



IMG120530۱

Saga

  • نویسنده: Brian K. Vaughan
  • طراح: Fiona Staples
  • ناشر: Image

آرتور سی کلارک جایی می گوید هر گاه علم به حدی از پیشرفت برسد نمی توان از جادو تشخیصش داد اما یادم نمی‌آید در مورد پیشرفت جادو هم چنین چیزی گفته باشد. اما ساگا که نامش کنایه‌ای به حکایت‌های حماسی باستانی دارد در مورد جادوست. ساگا یک اپرای فضایی است که قوانین دنیایش به جای علم بر جادو استوار است.

کار جدید وگن یکی از آن غافلگیری‌هایی بود که به طرز متناقضی همه انتظارش را می‌کشیدند. ساگا بازگشتی دوباره و شکوه‌مند به سنت پیکارسک نویسی است (گونه ای ادبی که حول و حوش عده ای از افراد در سفر و حوادثی که بر آن ها می‌گذرد می گردد. قالبی که محبوب رمان نویسان بزرگ قرن نوزدهم بود). چیزی که از حیث راوی نوزاد داستان که داستان حول او می‌چرخد ما را یاد نیای این داستان‌ها تریسترام شندی می‌اندازد. ساگا شما را با شخصیت‌ها، مکان‌ها، دنیاها، جن‌ها، ارواح سرگردان، شگفتی‌ها، طلسم‌ها و در نهایت با دنیایی خیالی و غریب روبرو می‌کند. دنیایی که مثل تمام دنیاهای داستانی خوب دیگر اکتشافی در ناخودآگاه خود دنیای ما دارد. سرتان را بیش از این درد نمی آورم و تنها در مورد این کمیک به نقل قول از دوست و همکارم پوریا تقوی مقدم اکتفا می کنم:

«ساگا را بخوانید.»


نگارنده:  فرزاد خلیلیان
Fantasycomic.ir © ۲۰۱۳ All Rights Reserved


    • پیشگو
      در پاسخ به پیشگو

      من واقعا از فرزاد تشکر میکنم که زحمت کشید و علاوه بر معرفی و پرزنت کردن ۱۰+۱ کمیک برتر ناشران مستقل ، برای هر کدوم یه نقد کوتاه هم نوشت.
      خسته نباشی.

      و امیدوارم سال دیگه اینقدر نیرو داشته باشیم که بتونیم همه این کارهایی که امسال انجام ندادیم رو انجام بدیم.
      مخصوصا ده گرافیک نوول برتر. همینطور برتین‌های ورتیگو و کمیک‌های طولانی مدت.

      پ.ن.۱٫ ویچ داکتر از ایکس او منوار بهتره ! :دی
      پ.ن.۲٫ بدلم هم از هاروست بهتره ! (البته این رو زیاد محکم نمیگم. :دی)
      پ.ن.۳٫ ساگاااااااااااااااااااااااااااااا (واقعا نمیتونم تصمیم بگیرم که بین بتمن و ساگا، کدوم رو بیشتر دوست دارم :دی)

    • فرزاد.خ
      در پاسخ به فرزاد.خ

      لازم می دونم بگم عکسایی که احمد انتخاب کرده برا مقاله خیلی خداست. دوسشون دارم دی:

    • MEHRAN
      در پاسخ به MEHRAN

      فرزاد مثل همیشه عالی، عاشق نوشته‌هاتم.
      و مقدمه‌ی خیلی خوبی هم داشتی منم یه تشکر و خسته نباشید ویژه از همه‌ی اعضای تحریریه دارم. انصافاً جا انداختن فرهنگی که به هیچ وجه شناخته شده نیست کار خیلی سختیه تمام اعضای سایت هم به خاطر عشقی که دارن بدون هیچ چشم داشتی تو این سایت فعالیت می‌کنن و حتی از خیلی از کارهای زندگیشون گذشتن که مقالات به موقع روی سایت قرار بگیره، ممنونم از همگی.
      پ.ن: راستی قسمت سوم بدلم امروز اومد حتماً بخونید:دی

    • DEAD
      در پاسخ به DEAD

      لطفا وقتی کمیک های در حال ترجمه تموم شد اینارو ترجمه کنید

      • پیشگو
        در پاسخ به DEAD

        نیازی به کامنت های تکراری نیست و با یک بار کامنت داد هم ما نظرتون رو میبینیم.

        انتخاب کمیک برای ترجمه علاوه بر خوب بودن و با ارزش بودن کمیک به چیزهای دیگری هم بستگی داره.
        برای مثال هیچ کدوم از کمیک های این لیست برای ترجمه مناسب نیست.
        ولی مطمئن باشید کمیک هایی رو انتخاب خواهیم کرد که ارزش انرژی و وقتی که برای ترجمه اش میگذاریم رو داشته باشه.

    • AMIR
      در پاسخ به AMIR

      واقعا خسته نباشی فرزاد

      من خودم بین ساگا و فاتاله موندم متاسفانه!

    • sepehr 2
      در پاسخ به sepehr 2

      سلام
      ممنونم
      محشر بود !
      ایشالاه قسمت چهارش هم بزودی بیاد

    • سجاد
      در پاسخ به سجاد

      به جای این همه مطلب که گذاشتین می بایست کمیک برای دانلود بگذارید از اسم سایتتون خیلی خوشم می آید فعلا نمی تونم باهاتون همکاری کنم چون درس دارم برام دعا کنین تا خوب درسامو یاد بگیرم من پراپاقورس طرفدار سایتتون هستم همیشه موفق باشید

    • tmnt
      در پاسخ به tmnt

      بتمن بتمن بتمن فقط کمیک بتمن البته تو ابر قهذمانی ها